ادبیات غنی فارسی هنوز زمینه های ناگفته بسیاری دارد که شایسته است با دقت و نگرشی تازه تر بحث و بررسی شود. داستان بیت یکی از قالب های داستانی به کار رفته در شعر فارسی او کهن ترین دوره ها تا دوره معاصر است. تا جایی که نویسنده اطلاع داد تا کنون به این مقوله پرداخته نشده است و شایسته است که به عنوان یک قالب داستانی که ویژگی های مستقل دارد، مورد عنایت محققان قرار گیرد. همان گونه که از نامش پیداست، داستان بیت داستان کاملی است که در یک بیت نقل شود و عناصر ضروری و بایسته داستان را داشته باشد. با توجه به این که در یک بیت مجال برای داستان پردازی مفصل نیست باید حداقل هایی که برای داستان شدن یک روایت ضرورت دارند، شناسایی شوند. با توجه به منابع عناصر پیرنگ، شخصیت، عمل، زمان و مکان از شرایط لازم برای پیدایش داستان هستند و هر بیتی که این عناصر را داشته باشد، می تواند داستان بیت به شمار آید. نویسنده 22 بیت که به تنهایی داستان مستقلی را نقل می کنند، به عنوان نمونه از نخستین دوره شعر فارسی تا شعر معاصر استخراج کرده تا هم شخصیت پردازی، عمل، زمان، مکان و فضاسازی در این قالب کوتاه بررسی شده است. داستان بیت از سویی در ایجاز و اختصار شبیه به هایکوهای ژاپنی است و از سوی دیگر از لحاظ مختصرنویسی، ایجاز و پرهیز از توصیف به مکتب مینیمالیسم آمریکایی ماننده است. قالب پیشنهادی این مقاله بیشتر بر اساس ویژگی شکل (form) مشخص و جدا شده است. داستان بیت نقطه اتصال شعر و داستان در کوتاهترین و موجزترین شکلی است که هر دو را برداشته باشد
"باستان گرایی یکی از شگردهای آشنایی زدایی در نظریه فرمالیست های روس است. کاربرد زبان آرکائیک یا گریز شاعر از گونه زبان هنجار، و به کارگیری ساخت زبانی گذشته که امروزه در زبان معیار کاربرد ندارد، باستان گرایی (Archaism) نامیده می شود. این پژوهش بر آن است تا باستان گرایی (هنجار گریزی زمانی) را در شعر حمید مصدق مورد بررسی و مداقه قرار دهد.
در خور تامل است که حمید مصدق، متناسب با ساخت بیانی شعر خویش، گاهی به عمد و گاه ناخودآگاه به کلمات آرکائیک روی می آورد.او این نکته را در نظر دارد که این شگرد از مهم ترین شیوه هایی است که به زبان شاعر تشخص می بخشد، زیرا شاعر با روی آوردن به واژگان کهن و شیوه بیان غیرمعمول، موجب برجسته سازی و عادت ستیزی در زبان خود می شود. در این مقاله، باستان گرایی در اشعار نیمایی حمید مصدق بر اساس شیوه تحلیل متن در دو حوزه کلی آرکائیسم واژگانی و نحوی مورد بررسی قرار می گیرد"
"مولانا در سرودن مثنوی و غزلیات بی مانند خود از واژه ها و ترکیبات به صورت تازه ای استفاده کرده و مفهوم و معنای تازه ای به آنها بخشیده است. دسته ای از آن ها را می توان در مجموعه ترکیب های تازه زبان فارسی طبقه بندی کرد و دسته ای از آن ها در زمره امثال و کنایات قرار می گیرند، و بعضی به صورت رمز و سمبل در دیوان پیدا می شوند. از جمله واژه هایی که در زبان استعاری مولانا صورتی رمزی و نمادین می یابد واژه نردبان است. مولانا نه تنها با ترکیبات تازه ای که با این کلمه می سازد به غنای زبان فارسی کمک می کند، بلکه با کاربرد نمادین آن حال و هوای تازه ای هم به آن دسته از غزلیات خود می بخشد که به نوعی در جهت رسیدن به بام آسمان و عرش الهی و دیدار با آن برترین است.
مقاله حاضر ابتدا به بررسی چگونگی کاربرد واژه نردبان در زبان کتب مذهبی چون قرآن و کتاب مقدس می پردازد و پس از آن با استفاده از شواهدی از ادعیه و احادیث ثابت می کند که نردبان از سمبل های دینی و عرفانی Transcendental جهانی و اسلامی و ایرانی است.
پس از آن به ترکیباتی که در شعر فارسی پیش از مولانا ساخته شده اشاره می شود. با این واژه در زبان فارسی مثل هایی ساخته شده که با استناد به کتاب های امثال و حکم بعضی از آنها ذکر می شود. نردبان و ترکیبات آن بخصوص در شعر سنایی و عطار مورد مداقه و مطالعه قرار می گیرد و پس از آن کاربرد استعاری و رمزی آن در مثنوی و غزلیات شمس بررسی می شود"
در این مقاله به نحوه نگرش دستور زایشی و همچنین برخی دستورهای منشعب از دستور زایشی به واژه و مدخلهای واژگانی، از آغاز شکل گیری تا دهه نود میلادی، پرداخته شده است. دستور زایشی بیشتر به یک نظریه نحو- محور معروف است و ممکن است سایر جنبه های زبانی که در این نظریه مورد توجه قرار گرفته اند از دیده ها مخفی مانده یا کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد. این مقاله نشان می دهد که اهمیت واژه و مدخلهای واژگانی در نظریه زایشی همپای دیگر نظریه ها از دهه پنجاه میلادی تا اواخر دهه نود به مرور رو به ازدیاد بوده است. شاید بتوان ادعا کرد که در حال حاضر اطلاعاتی که در صورتهای متاخرتر نظریه زایشی و برخی رویکردهای منشعب از آن در مدخلهای واژگانی ارائه می شود کاملترین اطلاعاتی است که می توان در مدخلهای واژگانی لحاظ کرد. در ادامه مقاله با بررسی یک مدخل واژگانی در سه فرهنگ لغت دو زبانه انگلیسی - فارسی نشان داده شده که در این فرهنگها اطلاعات متفاوتی، چه به لحاظ کمیت و چه کیفیت، در مدخلهای واژگانی ارائه شده که در عین حال حتی در کاملترین فرهنگ نیز این میزان اطلاعات کمتر از اطلاعاتی است که در صورتهای متاخرتر دستور زایشی و برخی رویکردهای منشعب از آن برای مدخلهای واژگانی در نظر گرفته شده است. نتیجه آنکه: باوجودآن که به دلیل محدودیت فضای فرهنگهای غیر الکترونیکی و فراوانی و حجم زیاد مدخلهای واژگانی در نظریه های یاد شده، ممکن است امکان ارائه مدخلهای واژگانی به صورتی که در این نظریه ها آمده وجود نداشته باشد اما این بدان معنا نیست که با الهام از این نظریه ها نمی توان به غنای مدخلهای واژگانی در فرهنگهای لغت افزود. بنابراین راه گرچه دشوار اما پیمودنی است.
سیمای پیامبر اعظم (ص) در بسیاری از آثار منثور و منظوم ادب فارسی به نحوی شایسته بازتاب یافته است که گویای علاقه مندی و دلباختگی نویسندگان آثار به آن حضرت است. کتاب کشف المحجوب یکی از متون های گران سنگ زبان فارسی در قرن پنجم، است. هجویری، پس از اشاره به آیه های قرآن، به سخن رسول (ص) و روش و منش آن بزرگوار استناد کرده است. نشان دادن برتری های پیامبر اعظم (ص) و تاکید بر مهربانی و محبت او و ضرورت معرفت بیشتر آن حضرت، هدف این مقاله است. بدین منظور، مباحثی چون مقایسه پیامبر اعظم (ص) با پیامبران دیگر مثل موسی و ابراهیم و داود (ع)، اخلاق و رفتار پیامبر به ویژه مهر و محبت و بخشندگی و بخشایندگی او، روحیه عبادی و عرفانی پیامبر مثل نماز و روزه و سرانجام خواب و بیداری پیامبر اعظم (ص) که در کشف المحجوب هجویری آمده، در این جستار بررسی شده است. حاصل این تحقیق نشان می دهد پیامبر اعظم (ص) مهربان و با محبت، بخشنده و کریم، کارگر و مشتاق در طاعت حق و محبوب و منظور حق تعالی بوده است
در باب افسون وزن و تاثیر بسزای آن در شعر، سخن های بسیار گفته اند اما برآیند همه آن سخنان این است که، پس از عاطفه - رکن معنوی شعر - مهم ترین عامل درونی و موثرترین نیروها از آن وزن است. (? شفیعی کدکنی، ص47) برای بررسی این عنصر افسونگر و جادویی در شعر محمد قهرمان، برجسته ترین چهره شعر تعزلی سنتی امروز خراسان، حاصل عمر، کامل ترین برگزیده اشعار او تا امروز، را در نظر داشته ام. قهرمان، در این اثر ارزنده و ماندگار در تاریخ ادبیات، حدودا اشعار چهار دهه شاعری خود (1338-1384) را فراهم آورده است. بنا بر همین تقسیم بندی، وزن شعرهای هر دهه را جداگانه بررسی می کنیم و سرانجام به اجمال بر کل جریان شعر سرایی او نظر خواهم کرد. شایسته است خاطر نشان سازم که در اینجا مراد من از وزن صرفا موسیقی بیرونی شعر و جانب عروضی اوزان است و به دیگر جوانب موسیقایی شعر توجه نداشته ام. خواستم نشان دهم که غزل های قهرمان در قلمرو موسیقی بیرونی (عروضی) چه جلوه ها و چه ویژگی هایی دارد.
" قبض و بسط از مفاهیم زوجی در تصوف است. قبض در لغت به معنی گرفتگی و در اصطلاح، اندوه قلبی است. در برابر، بسط به معنی گشادگی و در تعبیر صوفیه، فرح و شادمانی دل است. هر دو اصطلاح از مقوله ی احوالاتند که در گرو تلاش و کوشش سالک نیست بلکه از وادرات غیبی است. در این مقاله، دیدگاه مولانا جلال الدین محمد مولوی(م. 672) درباره ی قبض و بسط به تفصیل مورد تحقیق قرار گرفته است. او مروج نظریه ی بسط عرفانی در ادبیات فارسی است. به تحقیق، هیچ شاعر و صوفی ای به اندازه ی او در خصوص شادی و شادی گرایی سخن نگفته است.
با تامل در دیوان شمس، درمی یابیم موسیقی غزلیات، تجلی گاه تفکر بسط و شادی گرایی مولاناست. سرشاری و تنوع موسیقیایی در غزلیات نشان گر روح پرتلاطم سراینده ی آنست. او برای حفظ حالات خوشی و مستی خود، به رقص و سماع صوفیانه می پردازد و هنگام نواختن رباب، آوای باز شدن درهای بهشت را می شنود. سماع صوفیانه از نظر او نماز عاشقانه است. از نظر او، صبر بر جور و تلخی، موجب خوشی و شادکامی است. قهر خداوند نه تنها موجب قبض روح او نمی شود بلکه با نظر به لطف پنهانی در درون قهر آشکار، به بسط روحی می رسد. کوتاه سخن این که، مولانا مطلقاً عنصر غم را نمی شناسد و خود را شحنه ای می داند که در جست و جوی غم است و البته غم از او می گریزد و یارای مقابله با او را ندارد.
"