ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۱۴۱ تا ۲۳٬۱۶۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۲۳۱۴۱.

نمودهای گوناگون سوز هجران در ادب غنایی (سبک عراقی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات غنایی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات سبکها و جریانهای ادبی کلاسیک عراقی
تعداد بازدید : ۲۴۰۶ تعداد دانلود : ۳۳۶۵
هجران بن مایه اصلی ادب غنایی است و توصیف لحظه های فراق و وداع؛ تصویرگری اشک و آه حاصل از این جدایی، از جلوه های پرجاذبه ادب فارسی شمرده می شود. به طور کلی در ادب غنایی مضمون هجران به دو بخش وداعیه ها و فراق نامه ها -اعم از کوتاه و بلند- قابل تقسیم بندی است که اغلب به سه شکل عمده در اشعار، نمود پیدا می کند: گله از هجران، ستایش هجران و توصیف دوران محنت بار هجران که هر کدام مصداق های متفاوتی دارند: یار، دیار، خانواده، دوستان و... . در این پژوهش، نمودهای گوناگون سوز هجران در دو بخش وداعیه ها و فراق نامه ها در سبک عراقی و در قالب های مختلف شعری -اعم از قصیده، مثنوی، غزل، قطعه و...- مورد تحلیل موضوعی و محتوایی قرار می گیرند.
۲۳۱۴۲.

چارده روایت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳۰ تعداد دانلود : ۹۳۸
عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ قـرآن زبـر بـخـوانی در چــارده روایت یکی از ابیات مورد بحث در دیوان حافظ که به اصطلاح محل نزاع است بیت یاد شده است. مشکل از چند حیث است: 1. در مصراع اول «گر خود» صحیح است یا «ار خود» یا «ور خود»؟ 2. در مجموع، بیت را باید قضیه ای شرطیه دانست و معنا کرد یا به گونه ای دیگر؟ 3. مراد از چارده روایت در مصراع ثانی چیست؟ در این نوشتار ما درپی بیان آنیم که اولاً دو ضبط «گر خود» و «ار خود» که به یک معنایند و در شش نسخه اقدم (پیش از 850 ه.) آمده اند، بر ضبط «ور خود» که تنها در یک نسخه آن دوره (پیش از 850 ه.) آمده و شاذ و مشکوک است، ترجیح دارد. ثانیاً و برمبنای نکته نخست باید در مجموع، بیت را قضیه ای شرطیه دانست و معنا کرد. و ثالثاً مراد از چارده روایت، روایات چهارده معصوم علیهم السلام است در تفسیر و تبیین قرآن کریم. امید که این بحث در نظر افتد و راهگشا باشد.
۲۳۱۴۳.

دیباچه در شاهنامه و رسالت فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۵۰ تعداد دانلود : ۲۲۱۵
دیباچه ی شاهنامه درباره ی خداوند، ستایش خرد و چگونگی آفرینش جهان و انسان است. همچنین، چگونگی آغاز کردن نظم کتاب را فردوسی ضمن اشاره به کار دقیقی و اوضاع عصر خود بیان کرده است. دیباچه ی شاهنامه و مقدمه های رستم و سهراب، رستم و اسفندیار یا بیژن و منیژه نوعی بیان درد یا تطبیق شاعر و روزگار خود با متن است. فردوسی اندیشه های خود را اگر در پایان داستان ها می گنجاند، چنین به نظر می رسید که این اندیشه ها حاصل نتیجه گیری از داستان است، بر این بنیاد، اندیشه های اساسی خود را در آغاز داستان ها، به شکل مقدمه و دیباچه نهاده است تا نشان دهد داستانی که پس از مقدمه می آید، نقل و نقد حال و وضع روزگار است. این نقد حال، از زبان فردوسی بر ستمگری چون محمود غزنوی گران می آمد؛ از این روی، در پی آن بود نگذارد شاهنامه رواج یابد. آن را کم ارزش جلوه دادند؛ لیکن نگرفت. شاعرش را بنده ی مال و آز خواندند، مؤثر نیفتاد. دیدند شاهنامه رایج شده و کاری با آن نمی توان کرد. آخرین تدبیرشان آن بود که ابیاتی در مدح محمود در آن بگنجانند تا اذهان را از ایجاد پیوند دیباچه با متن برای دریافت نقد حال دور کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان