فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۹۲۱ تا ۲۰٬۹۴۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
سفرنامه ی نی نواز
حوزههای تخصصی:
به یاد منزوی
منبع:
حافظ آبان ۱۳۸۹ شماره ۷۵
حوزههای تخصصی:
فردوسی؛ متعبد یا خردورز
منبع:
حافظ آبان ۱۳۸۹ شماره ۷۵
حوزههای تخصصی:
تبارشناسی شهرت خیام در غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبارشناسی امروزه یکی از اصلی ترین رویکردها نزد محققان علوم انسانی به شمار می آید. در این روش محققان می کوشند تا با قرار دادن موضوع تحقیق در شرایط تحقق تاریخی آن، موضوع خویش را مورد بررسی قرار دهند. نویسندگان این مقاله نیز کوشیده اند تا با استفاده از این روش چرایی شهرت خیام در غرب را مورد بررسی قراردهند.
در کنار ترجمه خوب فیتر جرالد از اشعار آغاز جنگ های جهانی اول و دوم، غلبه روح مادی گرایی در غرب و همچنین رواج اندیشه های اگزیستانسیالیستی (با درونمایه هایی چون مرگ، پوچی و... ) نیز هریک سهمی عمده در پذیرش و رواج اشعار خیام با رویکردی تبارشناسانه داشته اند که در این مقاله سعی گردیده است. هریک از این زمینه ها مورد بررسی قرار گیرد.
هستی شناسی دیوان در حماسه های ملی بر پایه شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هستی شناسی دیوان عبارت است از بررسی دیوان در حالتی که مینو و گیتی (روان و تن) آنان درهم تنیده شده؛ تنومند، دیدنی و پسودنی شده اند. زمینه هستی پذیری دیوان از هستی شناسی اورمزد، امشاسپندان و ایزدان است. زیرا در آموزه های مزدیسنایی دیوان نیز همانند اهریمن هستی ندارند، اما هستی دیوان در حماسه های ملی ساختار ویژه ای می یابد و در برابر هستی انسانی قرار می گیرد. هریک از دیوان، دارای نام، شناسه و ویژگی های فردی می شوند که سبب شخصیت پذیری و بازشناسی آنها از انسان ها و سایر دیوان می گردد؛ پیکرشناسی آنها (پیکر سیاه، بزرگ، بلند و چهره حیوانی و ...) نیز از ویژگی های اهریمن و تصورات انسان درباره دیوان مینوی، انسان های غول پیکر بیابانی، مهاجمین و عناصر جادویی سرچشمه گرفته است. همچنین آنها دارای توانایی پیکرگردانی؛ دگرگونی پیکر و هستی و کالبدپذیری؛ پنهان کردن خود در کالبد انسان و حیوانات هستند.
نشانه شناسی شعر «الفبای درد» سروده قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی به منزله شیوه ای بین رشته ای در تحلیل متون مورد استفاده قرار می گیرد. این رویکرد که از زبان شناسی، جامعه شناسی، روان شناسی، نقد ادبی و... بهره گرفته است، روشی کارآمد برای تجزیه و تحلیل است. تحلیل نشانه شناسانه آثار ادب فارسی می تواند زمینه ساز خوانشی تازه از آنها و موجب فهم بهتر این متون شود.
در این مقاله ضمن معرفی نشانه شناسیِ ادبی، شعر «الفبای درد» سروده قیصر امین پور، براساس این رویکرد تجزیه و تحلیل می شود و رمزگانهای مربوط به خالق اثر، زیبایی شناسیِ کلام، روابط بینامتنی، زمان و مکان، فرم، نحو و رمزگانهای رواییِ این اثر نمایانده می شود.
بررسی عنصر حسرت در اندوهیادهای شاعران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرثیه، شعری است که در ماتم گذشتگان و تعزیت بازماندگان و اظهار تاسف و تالم بر مرگ عزیزان از دست رفته یا حوادث و بلایای ناگهانی یا طبیعی و... سروده شده است.
سوگ سروده های ادیبان برای دیگر شاعران را می توان از قدیم ترین انواع شعر رثائیه دانست که نخستین نمونه های آن در دیوان رودکی در رثای شاعری به نام مرادی و یا در مرثیه ی شهید بلخی یافت می شود.
در دوره ی معاصر نیز، سرودن اندوهیاد برای شاعران توسط دوستان و حتی گاهی دشمنان آنها وجود دارد که غیر از ادای حق دوستی، عواملی چون تحریک حس همکاری، شعر دوستی و رابطه ی ادبی، علت سرودن آن بوده و در مقایسه با انواع دیگر مرثیه، به سبب اصالت احساس آن واجد ارزش ادبی بیشتری است؛ مانند سوگ سروده ی ملک الشعرای بهار برای ایرج میرزا و یا اندوهیادهایی که در سوگ شاعرانی چون اخوان ثالث، سپهری، فرخزاد، شاملو و.... سروده شده است.
در این مقاله، ابتدا اندوهیادهایی که شاعران معاصر در سوگ دیگر شاعران سروده اند، از منابع مختلف استخراج شده، سپس به بررسی عنصر«حسرت» و جنبه های مختلف آن در اشعار کلاسیک و نیمایی پرداخته می شود و همراه با ذکر شاهد، تحلیلی از آن صورت می گیرد و در پایان نیز، نتیجه ی بحث ارائه می گرد
معنای باطن قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باطن قرآن در برابر ظاهر به کار می رود و دارای معانی گوناگونی است که در مقاله حاضر به مشهورترین آنها با ذکر شاهد قرآنی اشاره شده است. این معانی عبارت است از:
1. معنایی که مفسر آن را از سبب حکم استخراج می کند؛ سپس آن را بر موارد مشابه تعمیم می دهد. این نوع باطن، از ظاهر و معنای لفظ گرفته شده است؛ از این رو دانشمندان علوم قرآنی آن را پذیرفته اند.
2. باطنی که لازم معناست و برگرفته از لفظ نیست، اما چون مبنای آن دلیلی عقلی است دانشمندان با آن مخالفتی ننموده اند.
3. نوع سوم تطبیق دادن آیه بر یکی از مصادیق است که به آن «جَر ْ ی» گویند.
4. تفسیر آیه به آنچه و آنکه مفسر دوست می دارد.
نوع سوم و چهارم برگرفته از لفظ و ظاهر آیات نیست و بسیاری از پژوهش گران آن دو را با هم درآمیخته اند. در این مقاله تفاوت میان این دو نوع را روشن ساخته ایم؛ سپس با شواهد گوناگون ثابت نموده ایم که دانشمندان و مفسران شیعه و سنی نوع سوم را به کار برده اند؛ از این رو مخالفت برخی از دانشمندان اهل سنت با نوع سوم (جَر ْ ی) که در کتب شیعی فراوان به چشم می خورد، بی پایه است. اما نوع چهارم بازیچه قرار دادن قرآن است و باید از آن دوری کرد.
طبقه بندی مضمونی رباعی های ابن یمین
حوزههای تخصصی:
رباعی از جمله قالب های مورد توجه شاعران فارسی زبان بوده و هست و در این میان، ابن یمین فریومدی شاعر مشهور و قطعه سرای چیره دست قرن هشتم نیز به این قالب، دل بستگی های خاصی داشته است . رباعی های ابن یمین از تنوع مضمونی خاصی برخوردار است و به همین سبب رباعی های او را باید از جمله رنگین ترین رباعی های فارسی به شمار آورد . این تنوع تا آنجاست که رباعی های ابن یمین را می توان در یک طبقه بندی موضوعی، به هشت گونه تقسیم کرد که هر کدام از آنها نشان دهنده جبنه هایی از خلاقیت های شعری و جهان بینی این شاعر است . از آنجا که قالب رباعی از قرن هفتم اندک اندک می رفت تا رونق و رواج خود از دست بدهد، تنوع مضمونی و لطافت های تعبیری ابن یمین موجب توجه دوباره ای به این قالب شد. رباعی های ابن یمین، مجال آن را فراهم کرده تا بسیاری از مضامینی را که شاعر در قطعات خود با تفصیل آورده است، باردیگر به صورت موجزتری در رباعی های او نیز بخوانیم .
واکاوی جنبه های دراماتیک داستان رستم و سهراب شاهنامه بر پایه درام شناسی ارسطو
حوزههای تخصصی:
از میان داستان های دوره های سه گانه اساطیری، پهلوانی و تاریخیِ شاهنامه فردوسی، داستان های دوره پهلوانی زمینه هایی استوارتر و جذاب تر برای پژوهش دارند. جدا شدن کارکرد پهلوانی از خویشکاری شخص اسطوره- شاه- پهلوان در داستان های این دوره و تجلی آن در خویشکاری شخص جداگانه ای به نام پهلوان، با کنش ها و احساس هایی به طور فزاینده از نوع رفتارها و عواطف انسان معمولی از یک سو، و گرایش فردوسی به کاوش و گُزارد انگیزه های درونی پهلوانان در برابر رویدادهای حماسی از سوی دیگر، بُعد شخصیت (قهرمان) پردازی را ژرف تر کرده و ساختار را از سطح روایت حماسی صرف به سطح ساختار درامی و تجسم عملی تحول بخشیده که جلوه آن در برخی از داستان های پهلوانی بارزتر است. بررسی جنبه های دراماتیک داستان های پهلوانی، افزوده بر شناسایی قابلیت های نمایش، به تشخیص روشمندانه و درست تر هویت نوعی آنها نیز کمک بسیاری می کند.
مقاله حاضر، با گزینش یکی از معروف ترین داستان های پهلوانی شاهنامه، داستان رستم و سهراب و با تاکید مقدماتی بر اصالت روایت ایرانی آن در قیاس با روایت های غیرایرانی و همچنین درنگی بر نام نوعی، به واکاوی جنبه های دراماتیک آن بر پایه پوئتیکای ارسطو، به منزله کهن ترین و – در عین حال- معتبرترین رساله در شناخت ساز وکار درام درآثار منظوم و غیرمنظورم کلاسیک، می پردازد و نتایج کار خود را برمی شمارد.
تبیین منطق گفت و گو از دیدگاه سعدی
حوزههای تخصصی:
ارتباطات گفتاری، مهمترین رکن ارتباطی است. انسان ها،اندیشه ها، تمایلات، دوستی ها و دشمنی های خود را در گفت و گو ها و مکالمات خود آشکار می سازند و از این راه، بین یکدیگر،تعامل یا تقابل ایجاد می کنند. حقیقت آن است که اگر انسان ها بتوانند منطق درست گفت و گو را به کار برند، بسیاری از موانع و روادع مشکل آفرین را، برطرف خواهند نمود. سخن گفتن و شگردهای آن یکی از موضوعهای مهم در متون ادب فارسی است و سعدی، یکی از شاعران ایرانی است که ابعاد واهداف گفت و گو و منطق و چگونگی آن را تبیین نموده است. این مقاله به بررسی دیدگاه های او پرداخته است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی است و چشم انداز پژوهش نشان دهنده آن است که دیدگاه سعدی در ارتباطات گفتاری،در دو بعد کلی، قابل بررسی است: گفتن (اصالت اندیشه، اصالت تحکیم بنیادهای انسانی، اصالت توانش ارتباطی، اصالت تداوم ارتباطی و افزایش توانمندی) و شنیدن(درک مطلب، گوش دادن همدلانه).
سیمای اسکندر در آیینه های موج دار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسکندر مقدونی، یکی از چهره های تاریخ ساز و اثرگذار در تاریخ و تمدن بشر بوده است. جای شگفتی است که درباره هیچ شخصیت اسطوره ای و تاریخی تاکنون به اندازه اسکندر اثر مستقل به زبان فارسی تالیف نشده است؛ افزون بر بسیاری از متون تاریخی که به گونه ای مفصل درباره زندگی و شخصیت اسکندر سخن گفته اند، در هشت اثر به صورت نظم یا نثر به داستان زندگی اسکندر پرداخته شده است، از این تعداد سه اثر به نثر نگاشته شده و پنج اثر در قالب شعر سروده شده است. از آن جا که پژوهش های صورت گرفته تا کنون بیشتر در پیوند با شخصیت اسکندر در آثار منظوم؛ بویژه شاهنامه و اسکندرنامه نظامی بوده و به آثار منثور در این باره توجهی نشده است، در این پژوهش کوشش شده، برای شناخت دقیق تر و جزیی تر چهره افسانه ای اسکندر رفتار، گفتار و کردار اسکندر و هم چنین دیدگاه های مؤلفان آثار پدیده آمده درباره اسکندر (داستان اسکندر در شاهنامه، اسکندرنامه نظامی، آیینه اسکندری، خردنامه اسکندری و اسکندرنامه به روایت کالیستنس، داستان اسکندر در داراب نامه و اسکندرنامه منوچهرحکیم) بررسی و تحلیل شود و مطالب در سه بخش زیر دسته بندی شده است: الف) نام، نسب و نژاد ب) شخصیت و خلق و خو ج) لشکرکشی ها و دشمنان اسکندر.
در این بخش ها تفاوت ها و شباهت های آثار یادشده درباره اسکندر نیز بررسی می شود. گفتنی است، در آغاز هر بخش برای آگاهی بیشتر به کوتاهی مطالب تاریخی نیز درباره هر موضوع ارائه خواهد شد و در پایان دلایل توجه فراوان به اسکندر در زبان و ادبیات فارسی بررسی می شود.
ابزارهای ویرایش
حوزههای تخصصی:
در شماره قبل، از گونه ها و مراحل ویرایش سخن گفتیم. در این شماره از «ابزارهای ویرایش» گفت وگو می کنیم.
مقام انسان در ادبیات با نگرش به قرآن مجید(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
آیاتی در قرآن مجید راجع به «انسان» آمده که (اختصاص به خلقت یا انسان اول ندارد و) شامل همه انسان ها و موجودیت انسان بر اساس مشی و اراده خداوندی می باشد، همچنانکه نمونه های فراوانی در مثنوی مولوی و یا آثار نظامی گنجوی از این جهت وجود دارد. اطلاق واژه «انسان» به خاطر انس گرفتن او با دیگران، برای ادامه زندگی اجتماعی است، چرا که بدون برقرار کردن این ارتباط انسانی، قادر به ادامه حیات نمی باشد. حق تعالی موجودی به نام انسان آفرید که جامع تمام نیروهای ظاهری و باطنی، مادی و معنوی، ملکی و ملکوتی است. هر صفت و هر خاصیتی که در طبیعت و ذات یک انسان وجود داشته باشد به طور طبیعی در طبیعت تمام انسانها یافت می شود.بیشترین مضامینی که در نیل انسان به حقیقت و عدالت در ادبیات فارسی آمده (مفهوم اصلی و پیام موجود در آنها) از قرآن مجید اخذ شده است. انسان به هر اندازه که به صفات خداوندی متصف شود به همان اندازه به خالق واحد نزدیک شده است.
رودکی و خیام همانندی های فکری و شعری دو سراینده حکیم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا در مقدمه به پیشگامی و تقدم فضل رودکی در عرصه شعر و ادب فارسی و ذکر نام او در تذکره ها و تواریخ و نیز در شعر شاعران پس از خود اشاره می شود. سپس از بازتاب ذهن و زبان رودکی و اندیشه و شعر او بر شاعران دیگر و تشابهات فکری و شعری آنان سخن می رود و به ویژه تاثیرپذیری های ناصر خسرو قبادیانی از رودکی سمرقندی و اشتراکات و مشابهت های این دو در عرصه تفکر و سخن سرایی که بسیاری از آن یاد کرده اند، مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. آن گاه مبحث اصلی این پژوهش و مدعای مقال در خصوص تاثیرات و تشابهات فکری و شعری رودکی و خیام که به رغم نمودها و بنیه های قابل توجه، مغفول واقع شده است، طرح و تبیین می شود. شواهد مثال و نمونه هایی از این همانندی ها و تاثیرپذیری ها به صورت مقایسه ای از میان اشعار رودکی و رباعیات خیام همراه این مبحث است. نتیجه گیری پایانی از مباحث طرح شده در این مقاله، مبین این نکته است که در میان انبوه شاعران پس از رودکی که بسیاری از آنان به گونه ای در اندیشه و شعر از او تاثیر پذیرفته اند، خیام را بیش از هر کس می توان ادامه دهنده جریان فکری و شعری رودکی دانست.
مقایسه جایگاه زن در شاهنامه فردوسی با ایلیاد و اودیسه هومر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهکار حماسی شاهنامه، اثری است برآمده از مواریث اساطیری، تاریخی و فرهنگی ایران باستان که در آمیزش با جهان بینی توحیدی حکیم ابوالقاسم فردوسی همچون آیینه ای تمام نما، گویای بینش و منش ایرانیان بوده و از این رهگذر همواره از مراجع ایران و ایرانی شناسی قرار گرفته است که به ناگزیر همچون هر منبع و مأخذ دیگر از گزند سهو و خبط مخاطبان و محققان مصون نمانده است؛ گاه متهم به پان ایرانیسم و ترک ستیزی و گاه مظنون به جبرگرایی محض و زرتشتی گری؛ اما تازه تر از همه، اتهام زن ستیزی است (خلاف اتهامات و ابهامات پیشین که لااقل از پاره ای توجیهات و دستاویزهای هرچند ظاهربینانه برخوردار است) که نه تنها پشتوانه ای جز غرض ورزی ندارد، بلکه عکس آن، یعنی زن ستایی (چنانکه پس از این خواهیم دید) صادق است و خود از نقاط قوت حماسه ملی ایرانیان است.در این راستا، جستار حاضر می کوشد جایگاه و نقش زن را در شاهنامه فردوسی با استناد به پیشینه اساطیری، تاریخی و فرهنگی ایران زمین واکاوی نماید.
تصویر استعاری کهن الگوی خورشید در ناخودآگاه قومی خاقانی و نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبق نظر یونگ، «کهن الگوها» در ناخودآگاه جمعی از طریق نمادها ظهور می یابند. خورشید، یکی از نمادهای طبیعی است که با قدرت و درخشندگی و زیبایی اش سابقه ای اسطوره ای در ذهن انسان دارد. در این جستار به بررسی این نماد در اشعار خاقانی و نظامی پرداخته می شود. هدف پژوهشِ پیش رو بر این است که تصویرسازی خاقانی و نظامی از کهن الگوی خورشید از ناخودآگاه جمعی آنها بن مایه گرفته و راز بقای اسطوره خورشید از طریق زبان نمادین شاعران تحت تاثیر ناخودآگاه جمعی است. در نهایت طبق بررسی ها مشخص شد دو صفت زیبایی و قدرت خورشید از عناصر بارز کهن الگو هستند که از ناخودآگاه جمعی دو شاعر سرچشمه گرفته است و حاصل این دو صفت، تصاویر استعاری ارزنده ای است که از اشعار آنها برداشت می شود.
بررسی واژه شناختی زبان شعر «انتظار»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باور به وجود منجی و رهایی بخش و تشکیل جامعه ای آرمانی که الگوهای معنوی و مینوی بر آن حاکم باشد، در ادبیات آرمان شهری و تعلیمی جهان اهمیت به سزایی دارد. باور به سوشیانت و نجات دهنده، بخش در خور توجهی از باورهای دینی، آرمانی و مفاهیم فرهنگی را در عرصه های فرهنگ و ادبیات ایران پیش از اسلام در برگرفته بود و از زمانی که دین اسلام با سرشت فارسی زبانان درآمیخت، این باور بازتابی گسترده در شعر شاعران ادب فارسی بر جای گذاشت و به ویژه پس از انقلاب، این مفهوم و رویکرد آن در ادبیات، فراگیرتر شد.شعر «انتظار» درمیان شاعران ایرانی که به ویژه از دریچه دینی به تبیین مسایل می پردازند، جایگاه در خوری دارد و کارکردهای زبانی، درون مایه ای و زیبا شناختی این شعر به گونه ای است که با باورهای دینی درآمیخته است. اما واقعیت این است که به سبب جنبه های محتوایی-دینی و آرمان اندیشی، تاکنون زبان و کارکرد های هنری و زیبا شناختی این شعر کمتر کاویده شده است. از این رو، هدف این مقاله، نقد و تحلیل و بررسی شعر انتظار، در عرصه ادبیات معاصرِ پس از انقلاب، از دیدگاه زبانی و به ویژه پژوهش بسامدی واژگان، تحلیل واژه شناختی و کارکردهای زبانی این گونه شعر و چگونگی پیوند با کارکردهای درون مایه ای و سرشت آن هاست.
رحمت الهی در مثنوی مولوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مولانا در مثنوی معنوی بر اساس تجربیات روحانی و دیدگاه عرفانی خویش، به کمک آیات و روایات و احوال انبیا و حکایات و تمثیلات، به گونه ای نغز و مؤثر از فیض و رحمت حق، سخن می گوید. آنچه که مسلم است، این است که از جانب خداوند امواج رحمت الهی همواره ساطع و منتشر می گردد. و این انسان جاهل است که گاهی وجود خود رااز پرتو این امواج دور می سازد. مولانا با بیان زیبا و جذاب خود آنچنان رحمانیت و رحیمیت حق را در آیینه مثنوی به تصویر می کشد که نشانه های قهر و غضب الهی را تحت الشعاع قرار می دهد، چرا که اصل و متن خلقت رحمت است.«الوجود کله رحمه».مثنوی نیز قرآن کریم و انبیا و اولیای الهی را از جلوه های بارز رحمت حق و اطاعت و تبعیت از آنان را موجب بهره مندی از دریای بی کران رحمت الهی می داند. امیدوار بودن به رحمت الهی در زندگی انسان را به سوی کمال و ترقّی که هدف خلقت است، سوق می دهد.