ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۴۱ تا ۲٬۰۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۰۴۱.

بررسی جایگاه و چگونگی روایت کیستی ایران در حماسه یادگار زریران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۶۳
با این که یادگار زریران را کهن ترین داستان و نمایش نامه حماسی ایران می شمارند و ابعاد حماسی و بن مایه های دینی، آن را از سیاست ناگسستنی می نماید، امّا این داستان از منظر مفاهیم حوزه هویّت، تمدّن و سیاست بررسی نشده است و فهم نسبت آن با مقولات این حوزه نیازمند تأمّلی خاص است. تلاش برای فهم ماهیّت و جایگاه این اثر از چشم انداز سیاسی و تمدّنی هدف پژوهش حاضر به شمار می رود. با طرح این سؤال که جایگاه و ماهیّت یادگار زریران از منظر سیاسی کدام است؟ و با نظر به داستانی بودن این متن، کوشیدیم آن را در چارچوب آرای هانا آرنت درباره داستان سرایی قرار داده و به شناختی بهتر از چیستی و جایگاه این متن در منظومه فکر و سیاست تمدّن ایرانی برسیم.بررسی ما نشان می دهد یادگار زریران متضمّن عناصر داستان در اندیشه آرنت است که از دید او بهترین راه به نشان دادن کیستی (هویّت) و از این روی اثری سراسر هویّتی و سیاسی است. یادگار زریران کوششی است برای بیان بخشی از تاریخ دینی-حماسی ایران، مبانی فکر سیاسی و عناصر فرهنگ و تمدّن ایرانی به مثابه پدیده ای منحصر به فرد و هویّتی در قالبی داستانی با قابلیّت به ظهور رساندن، به تصویر کشیدن و تداوم بخشیدن به روح و هویّت ملّی.
۲۰۴۲.

الگوهای سطحی ارتباطی در تعامل شخصیت ها براساس رویکرد هورتولانوس و همکاران (رمان تاریکی معلق روز و آتش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
روابط فردی و کارکرد آن موضوعی است که در قرن بیستم مباحث چالش برانگیزی را به خود اختصاص داده است. در پژوهش حاضر این موضوع براساس دو رمان تاریکی معلق روز از زهرا عبدی و آتش از حسین سناپور، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی می شود. برای تحلیل روابط میان فردی در شخصیت ها، از دیدگاه هورتولانوس و همکارانش به عنوان نظریه اصلی استفاده شده است. در این چارچوب الگوی ارتباطی سطحی شکلی از روابط مدرن امروزی است که دارای سه ویژگی اصلی است: «عقلانی سازی»، «فردگرایی خودخواهانه» و «ناپایداری روابط». براساس تحلیل کنش شخصیت ها نتیجه آن است که اکثر ارتباطات (عاطفی) عقل محور است و فردگرایی خودخواهانه، خصوصیت اصلی این کنش هاست. همچنین ویژگی دیگر این نوع کنش ها عدم تعهد و روابط ناپایدار است که احساس تنهایی و رهابودگی نتیجه آن است. با غلبه این الگو شخصیت ها هرچه بیشتر درجهت رقابت منفی و عدم اعتماد پیش می روند و در این راستا پیوندهای خانوادگی خود را نیز قربانی می کنند و تنها شخصیت ایما از این الگو مستثنا می شود. در این رمان ها، عمده ترین عامل در پیشبرد شخصیت ها به سمت این الگو، تغییرات جامعه و تشدید آن به ویژه در دهه نود است که از آن میان مسئله شغل و پول و خلاءِ معنویت بیشترین تأثیر را در بعد اجتماعی دارند و در بعد فردی، فقدان خانواده حمایتگر و پیوندهای سست و عاری از صمیمت در آن، دیگر عامل مهم است.
۲۰۴۳.

سوژه عاشق در نظام گفتمانی عشق حقیقی و مجازی بر مبنای نظریه قدرت فوکو (مطالعه موردی رمان «قلندر و قلعه» و «غزال، آهوی باغ زعفرانیه»)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۰۳
در تاریخ ادبیات فارسی عشق دو جلوه حقیقی و مجازی یافته است؛ عشق حقیقی که منبعی لایزال دارد و نشات گرفته از باورهای دینی است که در واقع عشق به خداوند هست؛ عشق مجازی نیز همان عشق بین دو انسان تعریف می شود. نقطه عطف هر دوی این تعاریف در آن است که ماهیت عشق بستری را بر می سازد تا طرفین این گفتمان در تعامل با یکدیگر در دوسوی ناهمگن قرار بگیرند. هژمونی قدرت معشوق منجر به انقیاد سوژه- عاشق می شود. از این روی، می توان گفت عشق منبع قدرت است. از آنجایی که فوکو یکی از مهم ترین متفکرانی است که بر لزوم بازاندیشی و نگاه دوباره به مفاهیم کلاسیک از دریچه «قدرت» تأکید کرده و تا حد ممکن، این بازشناسی را انجام داداست؛ در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی مبتنی بر نظریه فوکو تأثیر مناسبات قدرت بر دو طرف این گفتمان عشقِ مجازی و حقیقی واکاوی شده است. بدین منظور نظام گفتمانی عشق حقیقی در داستان قلندر و قلعه که درباره سهروردی است با نظام گفتمانی عشق مجازی در داستان غزال، آهوی باغ زعفرانیه که رمانی عاشقانه از جنسِ دو انسان است، سنجیده شده است. نتایج نشان داد که آنچه عشق حقیقی را از عشق مجازی منفک می کند، تنها، تفاوت در شیوه اجرای خواسته های معشوق است اما در عشق مجازی، بسته به وضعیت ابتدایی، معشوق تصمیم می گیرد که از عاشق چه کارهایی بخواهد.
۲۰۴۴.

بررسی روان شناختی حجاب های کمال انسان از دید مولوی(با تکیه بر دفترسوم مثنوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۴۳
آدمی ذاتاً موجودی کمال جو است و خواسته یا ناخواسته همواره در مسیر ترقی گام برمی دارد و از طرفی موانع مختلفی دست به دست هم می دهند تا طی این طریق را ناممکن سازند یا او را از دستیابی به کمال بازدارند. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل مفهوم حجاب های کمال انسان در دفتر سوم مثنوی و تطبیق آن با آرا و گفتار روان شناسان، به روش توصیفی – تحلیلی است. واقعیت آن است که شناخت حجاب های کمال انسان و خودسازی مهم تر از حقیقت جویی است برای این که اگر شخص این توانایی را داشته باشد که حجاب های کمال انسان و موانع خودسازی را بشناسد و درصدد رفع آن برآید فاصله چندانی با حقیقت خود نخواهد داشت. طبق بررسی های انجام شده در این پژوهش می توان گفت به نظر مولانا و روان شناسان شناختن حجاب های کمال انسان لازم است؛ باید پس از شناخت این حجاب ها، برای رفع آن ها سخت کوشید. طبق نتایج پژوهش، می توان گفت تقلید، نفس اماره، دنیاطلبی و شهوت از پرکاربردترین حجاب های کمال انسان در دفتر سوم مثنوی هستند. می توان گفت مشابهت های بسیاری میان نظریه های روان شناسان و اندیشه های مولانا در دفتر سوم مثنوی وجود دارد.
۲۰۴۵.

کارکرد رمزگان در طرح مندی حکایت های مثنوی معنوی، مطالعه موردی: «عاشق شدن شاه بر کنیزک»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۳
جستار حاضر در نظر دارد به شکل توصیفی-تحلیلی و با رویکردی فراتر از نظام ساخت گرایی و پیام محوری، نگاهی به نظریه پنج رمزگان«رولان بارت»(Roland Barthes, 1915-1980) کند و نشان دهد حکایت در مثنوی معنوی چگونه برخوردار از شِمایی طرح مند است. متن بودگی، زبان نوشتار و بافت استریوگرافیک(گُنج واره) سه خصلت اساسی طرح مندی در حکایت های مثنوی است. کارکرد رمزگان از طریق «تله»، «ابهام» و «انسداد» حضور هر سه خصلت را تشدید می کند و با فراتر بردن ساختار فکری حکایت از دایره پیام، شِمای آن را طرح مند می سازد. بررسی کارکرد رمزگان بارت از این منظر، موضوع مغفول پژوهش های انجام یافته درباره مثنوی است. هدف این مقاله، پاسخ دادن به این پرسش است که حکایت های مثنوی، چگونه و در پی کدام تمهیدات، همیشه جا برای خوانش و پویایی معنا دارند؟ برآیند پژوهش آن است که اولاً: حکایت در پیوند با شعر از قید اقتدار زبان و نظام های دستوری از پیش تعیین شده رها می شود و رمزگان کارکرد تأثیرگذاری در این رهایی و «انقلاب مداوم زبان» دارد. ثانیاً: رمزگان با سوق دادن معنا به سوی ساختارهای فکری، آن را متنی هم بافته، طرح محور و برخوردار از فرم استریو گرافیک می سازد.
۲۰۴۶.

واکاوی ساختار نحوی و کارکرد معنایی «إن» و «لو» وصلیه و تحلیل کاربست آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۶
یکی از ساختارهای ادبی برجسته در متون ادبی به ویژه قرآن کریم، اسلوب «إن» و «لو» وصلیه است. با توجه به اهمیت این ساختار در فهم دقیق معانی و ظرافت های ادبی متن، پژوهش پیرامون آن ضرورت دارد. نوشتار پیش رو با رویکرد توصیفی- تحلیلی به واکاوی دقیق ساختار نحوی و کارکرد معنایی این اسلوب پرداخته و کاربست آن را در قرآن کریم مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. یافته های پژوهش نشان می دهد از منظر ساختار نحوی، باقی ماندن «إن» و «لو» وصلیه در ساختار شرطی، نسبت به دیدگاه های دیگر از پذیرش بیشتری در میان نحویان برخوردار است و از منظر کارکرد معنایی، اسلوب وصلیه با هدف تاکید بر گستردگی و فراگیری حکم در همه مصادیق و حالات و جلوگیری از تردید در محدودیت آن به کار می رود. بررسی آیات قرآن کریم نشان می دهد که اگرچه «لو» وصلیه کاربرد بیشتری نسبت به «إن» وصلیه دارد، اما در تمامی موارد استفاده از ساختار وصلیه با «إن» و «لو»، تاکید بر شمول و فراگیری حکم، به روشنی بازتاب یافته است.
۲۰۴۷.

تحلیل زیبایی شناسی سبکی شعر «قیصر امین پور»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۲۹
قیصر امین پور از شاعران مطرح معاصر است که در قالب های مختلف شعر، آثار باارزش و قابل توجهی پدید آورده است. شعرهای او از حیث بلاغی ارزشمند بوده و بر ظرفیت ها و توانمندی های زبان فارسی افزوده است. ایشان ویژگی های سبکی و بلاغی شعر کلاسیک و نیمایی را با شعرهایش تلفیق کرده و یکی از عواملی که در نهایت، باعث برجستگی سبکی اوست، اندیشه های تازه، نوآوری در بلاغت و درک انتظار مخاطبان امروز از شعر است. در این جستار هنرهای ادبی که قیصر امین پور در اشعار خود به صورت خاص و برجسته به کار برده و در تعیین سبک شخصی او نقش دارند، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. پژوهش، براساس نحوه کاربرد مصداق های این شگردهای ادبی در آثار امین پور و ملاحظه دیدگاه های صاحب نظران و دریافت شخصی نگارنده از این هنرهای بلاغی صورت گرفته است. نتیجه کلی مقاله این است که مضمون سازی تازه و بدیع، نمادها و متناقض نماهای ابداعی، آشنایی زدایی های متنوّع و بکر و نوآوری های بلاغی دیگر قیصر امین پور، نقش بسیار مؤثری در زیبایی و تأثیر کلام او دارند و از اصلی ترین ویژگی های سبک اختصاصی ایشان هستند که اشعار او را از شعرهای شاعران دیگر کاملاً متمایز می کنند.
۲۰۴۸.

شهِ نوذری در روایات ملی (طوس در اسطوره، حماسه و تاریخ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۷۳
روایات طوس، پهلوان و شاه زاده نوذری، از روزگار اوستا تا دوران تدوین متون تاریخی و حماسه ملی ایران، دست خوش دگرگونی های بسیاری شده است. طوس که در اوستا، پهلوانی نام آور و یلی جنگ جو معرفی شده، در شاهنامه فردوسی شاه زاده ای است که از پادشاهی دور مانده و به بی خردی و سبک سری شهره شده است. این دوگانگی شخصیتی می تواند برآمده از تفاوت هایی باشد که در روایات خاندان نوذر دیده می شود. شرح فردوسی از روایات نوذریان با متون پیش و پس از شاهنامه تفاوت های بسیاری دارد. کردارهای گوناگون شخصیت های اسطوره ای-حماسی در حوزه تغییرات ناشی از سیر اسطوره، فرایند تکامل حماسه و نیز اختلاف روایات قابل بررسی است. در این پژوهش با بررسی روایاتِ مربوط به طوس (از اوستا تا متن های تاریخی)، تصویر روشن تری از او ارائه و درباره تغییرات کار و کردار طوس در گذار از اسطوره به حماسه و دلایل این دگرگونی بحث شده است.کلیدواژه: طوس، شاهنامه، اسطوره، حماسه، متون تاریخی.
۲۰۴۹.

تطبیق نظریه سه گانه ژرژدومزیل بر موضوع کشاورزی در شاهنامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۳۹
ادبیات بازتاب وضعیت اجتماعی و اقتصادی در هر عصری است. شاهنامه به عنوان حماسه ملی ایران از دو قرن اخیر ابتدا مورد پژوهشهای علمی در زمینه های زبانشناسی، ادبی، نسخه شناسی قرار گرفت و سپس جنبه های پژوهشی تاریخی، اجتماعی و فرهنگی نیز به این بررسی ها افزوده شد. از آنجا که شاهنامه بر اساس منابع خود به نظم در آمده است می تواند به عنوان منبعی برای بازشناسی وضعیت اقتصادی دوران باستانی و نیز اواخر سده چهارم یعنی زمان سرایش این اثر باشد. فردوسی خود از طبقه دهقانان بود که میراث علمی و فرهنگی کهن ایران را به دوره اسلامی منتقل می کردند. با سرایش شاهنامه در اواخر قرن چهارم بخش عظیمی از این میراث جاودان گردید و در ابیات شاهنامه منعکس گردیدو در این تحقیق امر برزیگری، کشاورزی و طبقه کشاورزان در سرتاسر شاهنامه مورد بررسی قرار گرفته و سپس با منابع دست اول آن دوران و منابع آیین مزدیسنا مقایسه گردیده است و نیز بر اساس نظریه سه کنشی(سه بنی) ژرژ دوموزیل نشان داده شده است که کشاورزی و طبقه کشاورزان در اساطیر ایران ذیل کنش سوم که بازتاب ثروت، باروری و سلامت قرار می گیرند. در شاهنامه به امر برزیگری بیش از سایر مشاغل ارج نهاده شده است و طبقه کشاورزان از اهمیت بالایی برخوردار بودند. برشاهنامه و متون تاریخی اشاعه کشت و زرع و کمک برای آباد کردن زمین های زراعی و حمایت از برزیگران در مواقع بروز خسارات و بلایا از وظایف حکومت ها در دوران باستانی منابع شاهنامه شمرده می شده است.
۲۰۵۰.

کنکاشی تطبیقی از التیام روان زخم زیست محیطی در رمان های مراسم لزلی مارمون سیلکو و سووشون سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۹۰
در این مقاله با استفاده از نظریات نقد بوم گرا، رمان های مراسم از لزلی مارمون سیلکو(-1948) و سووشون از سیمین دانشور(1300-1390) از دیدگاه التیام روان زخم ها مورد بررسی قرار گرفته اند. نقد زیست محیطی رابطه میان طبیعت و انسان را در متون ادبی تحلیل می کند. همچنین با به کارگیری رویکرد روان زخم زیست محیطی جایگاه و اهمیت محیط زیست بر روان انسان مورد تاکید قرار می-گیرد. این مقاله با بررسی این رمان ها به چگونگی تاثیر شرایط محیط زیست بر روان انسان در راستای نمود و تجلی رابطه گسست-ناپذیر انسان و محیط زیست می پردازد. در این مقاله مراسم و سووشون به مثابه دو اثر از دو نویسنده نامدار، دغدغه های زیست محیطی سیلکو و دانشور را به تصویر می کشند. نظریات بوم گرایانه ی لارنس بیوئل و همچنین چریل گلتفلتی و هارولد فروم برای تحلیل آثار مورد استفاده قرارگرفته اند. نظریات کتی کاروت پیرامون روان زخم نیز در این مقاله به کار گرفته شده تا نشان دهند چگونه روان زخم ها در زندگی انسان ها و روابطشان با طبیعت دخیل هستند. وجه مشترک قهرمانان سیلکو و دانشور، بهره گیری از خود طبیعت برای درمان و التیام روان زخم هایی است که به واسطه تخریب طبیعت و سرزمین ایجاد گشته اند.
۲۰۵۱.

ردیف آغازین، مبحثی نوین در ادبیّات فارسی با رویکرد به اشعار حمید مصدق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۴
حمید مصدق از شاعران نسل دوم شعر نیمایی در دهه سی و چهل شمسی است که عناصر زبانی و آوایی را در خدمت بیان بهتر کلام خود گرفته و هماهنگی آوایی و موسیقایی خاصی به کلامش بخشیده است، سبک شناسی لایه ای، دانشی است که یک اثر را در لایه های مختلف آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و ایدئولوژیک بررسی می کند. یکی از برجستگی های سبکی که در حیطه سبک شناسی لایه ای قرار می گیرد، کاربرد ردیف ها در آغاز بندها و اشعار مصدق است که پدیده ای خلاف عادت و زیباست. تأثیر و سهم این کاربرد نوپدید، می تواند مبحثی جدید در بلاغت ادبی به عنوان «ردیف آغازین» باز کند که در ادبیّات فارسی، تأثیرگذار و به عنوان الگویی جدید، مورد استقبال شاعران قرار گیرد. این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده، به این کاربرد خلّاقانه که سهم زیادی در به خاطر سپردن شعر مصدق در ذهن و زبان مردم کوچه و بازار داشته، به عنوان الگو و روشی نوین در زبان و گفتار شاعران توجّه دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که اقبال و محبوبیت دفترهای آغازین با حافظه مردم و مخاطبان، رابطه تنگاتنگ و مستقیمی با «ردیف های آغازین» در شعر مصدق دارد. این مبحث نشان دهنده نوآوری در استفاده از زبان و شیوه های شعری است و می تواند در فرآیند تکامل و تحوّل ادبیات فارسی نقش مهمی داشته باشد.
۲۰۵۲.

تحلیل تطبیقی کهن الگویی جلوه های طبیعت در شعرهای رزا جمالی و غاده السمّان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۶۹
یکی از ساختارهای بنیادی در شعر رُزا جمالی و غاده السّمّان تفکر اسطوره ای است. از آنجا که این دو شاعر از لحاظ شیوه استفاده از واژگان و عناصر زبانی زنانه شباهت های بسیاری با هم دارند، اشعارشان از جنبه عناصر زبانی مشترک و دارای کهن الگو، تحلیل تطبیقی شده است؛ بنابراین روش انجام پژوهش تطبیقی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی بوده است. یافته ها نشان می دهد هر دو شاعر بر اساس اندیشه و عاطفه زنانه از عناصر و جلوه های طبیعت استفاده کرده اند و حضور این عناصر و مفاهیم مثل زمین، دهلیز، دریا، اقیانوس، درخت و ... ریشه کهن الگویی دارند؛ درواقع هر دو شاعری دارای سرشت و ذهنیتی متأثر از ضمیر ناخودآگاه هستند و تصاویر شعر آنها فراتر از مرزها و محدودیت های مردسالارانه محسوب می شود. همچنین عناصر کهن الگویی زنانه (رویش، زایش، حیات، جاودانگی و مرگ) در اشعار این شاعران برجسته است. رزا جمالی، زایش و حیات را از طریق تشبیه خود به کلمه زنانه «زمین» و غاده السمان جاودانگی زنانه را از طریق همانند دانستن خود با «درخت و جنگل» نشان داده است. از لحاظ ذهنیت زنانه باید گفت زبان جمالی نسبت به زبان غاده مبهم تر و زنانه تر است. همچنین وحدت و جاودانگی در شعر جمالی بیشتر از غاده دیده می شود.
۲۰۵۳.

آموزه های مشترک مولوی و اکهارت درباره وحدت وجود، عشق و عزلت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
در این پژوهش برخی از آموزه های مشترک مولانا و اکهارت درباره سه مفهوم وحدت وجود، عشق و عزلت مورد بررسی قرار گرفته است. می دانیم که بنیادی ترین موضوع عرفان «خدا» است و تلاش عارفان برای ایجاد ارتباط معنوی بین خدا و انسان است، مولانای مسلمان ایرانی در قرن هفتم و مایستر اکهارت مسیحی در قرن سیزدهم میلادی که تقریباً با یکدیگر معاصر بودند کوشیده اند با زبانی شیوا به این مهم پرداخته و با نگاهی فراتاریخی و فراجغرافیایی بشریّت را در همه زمان ها و مکان ها به سوی خدا فراخوانند، هر چند که راز ناشناخته ماندن اکهارت به دلیل محکومیّت وی از سوی کلیسایی است که وی را متّهم به شطحیّاتی که اغلب آن ها درباره وحدت وجود است، دانسته و آثار وی را توقیف کردند. از سویی دیگر اساس و بنیان همه مکاتب عرفانی اعم از اسلامی و مسیحی «وحدت وجود» است. مولانا و اکهارت بدان عنایت ویژه ای داشتند و اغلب اندیشمندان از هر دوی ایشان به عنوان عارفان وحدت وجودی یاد می کنند. پر واضح است که عارف با قلب خویش خدا را می شناسد و به مدد عشق به وحدت می رسد و بریدن از خلایق و عزلت گزینی راهی برای عشق ورزیدن به خداست. در این پژوهش که مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی است، مفاهیم عرفانی وحدت وجود، عشق و عزلت را در اشعار مولانا و افکار اکهارت دریافته و سپس به تبیین مهم ترین آموزه های مشترک ایشان پرداخته شده است.
۲۰۵۴.

تحلیل رزم ابزار های حماسی فارسی براساس نظریه بیان شفاهی (مطالعه موردی: هفت لشکر (طومار جامع نقالان)، طومار نقالی شاهنامه، شاهنامه، شهریارنامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۳۰۸
این مقاله براساس دستاورهای نظریه بیان شفاهی درپی معرفی یکی از ویژگی های سنت شفاهی در حماسه فارسی است. لذا بر روی رزم ابزارها تمرکز کرده و برای مطالعه، استخراج انواع و میزان بسامد آن، طومار هفت لشکر و طومار نقالی شاهنامه را به عنوان نمونه هایی از حماسه شفاهی و شاهنامه و شهریارنامه را به عنوان نمونه هایی از حماسه منظوم، برگزیده است و در روند این پژوهش علت برجستگی و شهرت رزم ابزارهای حماسی را به دلیل انتساب به شاهان و پهلوانان، کشور / شهر ، حیوانات توتمی و نیز اغراق در وزن و قدرت، کاویده است. شاعران حماسه سرا/نقالان، این رزم ابزارهای ویژه را در شکل و ساخت «گزاره های قالبی»، در این مقاله براساس دستاورهای نظریه بیان شفاهی درپی معرفی یکی از ویژگی های سنت شفاهی در حماسه فارسی است. لذا بر روی رزم ابزارها تمرکز کرده و برای مطالعه، استخراج انواع و میزان بسامد آن، طومار هفت لشکر و طومار نقالی شاهنامه را به عنوان نمونه هایی از حماسه شفاهی و شاهنامه و شهریارنامه را به عنوان نمونه هایی از حماسه منظوم، برگزیده است و در روند این پژوهش علت برجستگی و شهرت رزم ابزارهای حماسی را به دلیل انتساب به شاهان و پهلوانان، کشور / شهر ، حیوانات توتمی و نیز اغراق در وزن و قدرت، کاویده است. شاعران حماسه سرا/نقالان، این رزم ابزارهای ویژه را در شکل و ساخت «گزاره های قالبی»، در گنجینه ذهن خویش داشته و در مرحله سرایش حماسه، به طور طبیعی و ناخودآگاه وارد آن کرده اند. مهم ترین دستاورد این پژوهش در کنار معرفی رزم ابزارها به عنوان یک «گزاره قالبی حماسی»، این است که اختلاف در بسامد و تنوع رزم ابزار ها میان متون منظوم حماسی و طومار های نقالی و نیز کاربرد رزم ابزارها در متون پیش و هم زمان با شاهنامه مانند یادگار زریران، اشعار رودکی، فرخی سیستانی و ... نشان دهنده آن است که اولاً «گزاره های قالبی رزم ابزار حماسی» میراثی از سنت شفاهی حماسه فارسی است و شاعران حماسه سرا / نقالان حتی فردوسی در ابداع آن ها هیچ نقشی ندارند. دیگر آنکه طومار های نقالی صرفاً از متون حماسی منظوم متأثر نبوده ، بلکه روایت های شفاهی نیز در شکل گیری آن نقش داشته است.  
۲۰۵۵.

تحلیل محتوایی جریان شعری نمادگرای نسل سوم شعر بعد از نیما(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۵۴
نمادگرایی، هنر بیان افکار و عواطف شاعرانه، نه از راه بیان بی پرده و نه به وسیله تشبیه آشکار آن افکار و عواطف به تصویرهای ملموس و عینی، بلکه از طریق اشاره نامحسوس واژگانِ خاص برای ایجاد آن عواطف و افکار در ذهن خواننده است. در این پژوهش، جریان شعری نمادگرایی نسل سوم شعر بعد از نیما از قبیل محمدعلی سپانلو، منصور اوجی، علی باباچاهی و سید علی صالحی بررسی و تحلیل محتوایی شده است. سؤال اصلی در این پژوهش، بررسی چگونگی جریان شعری نمادگرای نسل سوم بعد از نیما در دهه های 80-60 از نظر ساختار و محتواست. روش انجام تحقیق، تحلیلی- توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای و آثار شعری شاعران مورد بحث بوده و نتایج بیانگر آن است که نمادگرایی شاعران نسل سوم پس از نیما آگاهانه بوده و به منظور تقویت محتوایی شعر صورت پذیرفته و از نظر ساختار محتوایی دارای مفهوم محدودتری نسبت به دوره های قبل بوده است. همچنین تنوع نمادهای تاریخی و اسطوره ای، نمادهای اجتماعی، طبیعی، حیوانی و انسانی بیانگر تسلط شاعران مورد نظر در این زمینه است.
۲۰۵۶.

کیفیّت بازنمایی نیازهای اساسی در زنانه سرایی های فروغ فرخزاد و کژال احمد (خوانشی تلفیقی بر پایه نظریه انتخاب گلاسر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۸۶
بازنمایی دلالت های مبتنی بر نیازهای پنجگانه در اشعار فروغ فرخزاد و کژال احمد، جهانی مطلوب را در مقیاسی فراتر از نیازهای فردی ترسیم می کند؛ پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی و بر پایه روش کیفی، نظریه انتخاب گلاسر را به عنوان پشتوانه تفسیری تحقیق به کار گرفته است تا با بررسی اشعار فروغ فرخزاد و کژال احمد تلاش کند که ارتباط بین دلالت های بیانی آنان و جهان مطلوب و ایده آل شان را از نظر اعتقادی، هویتی و کلامی تحلیل کند و نحوه تبلور نیازهای اساسی را در زنانه سرایی های این دو شاعر نشان دهد. یافته ها نشان می دهد که نخست، جهان مطلوب این دو شاعر، در قالب سه مؤلفه اصلی افراد، اشیاء و باورها، به ویژه در تقابل و تناظر با گفتمان های مردسالارانه شکل گرفته و بر بنیاد اعتراض به برخی قراردادها و محدودیت های اجتماعی استوار است. دوم این که دال مرکزی و کیفیت برتر جهان مطلوب فروغ و کژال، نیاز به عشق و تعلق خاطر است که با وجوه انتقادی و اعتراضی شعر آنان پیوندی ناگزیر دارد و این نیاز، انتخاب برتر آنان برای کسب آزادی، قدرت، و بقا در جامعه ای است که هویت زنانه را به چالش می کشد.
۲۰۵۷.

دلالت مندی فضاهای داستانی ادبیات دریا در ایران و سوریه (مطالعه موردی: رمان اهل غرق از منیرو روانی پور و رمان الشراع و العاصفة از حنا مینه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۶۵
داستانهایی که صحنه حوادثشان دریا است در زمره ادبیات دریا به شمار می آیند. دریا از مفاهیم برجسته رمانهای فارسی و سوری است. دراینمقاله، منیروروانی پور ازایران و حنامینه از سوریه نماینده ادبیات دریا در داستان نویسی معاصرند. نکته مهم آنکه رمانهای حوزه ادبیات دریا اغلب درپی ایجاد تحول بوده وبه حکم عمیق و ناشناخته بودن دریا، بر تغییرات ریشه ای و مبارزات سیاسی اجتماعی مردم تأکید دارند. در این رمانها ملوانان یا ماهیگیران و اهالی بندر نماد توده مردم به شمار میآیند.این مقاله بر آن است تا دو رمانی را که در حوزه ادبیات دریاست ضمن معرفی و تحلیل، با تفصیل بیشتری بدان ها بپردازد. رمان اهل غرق از روانی پور به تحولات اجتماعی مردم روستای جفره در بوشهر می پردازد و روند تغییرشان از سادگی و صمیمیت روستایی و اعتقادات بومی و سنتی به سوی جامعه مدرن و صنعتی را ترسیم و به نوعی سنت ومدرنیسم را رویاروی یکدیگر قرار می دهد. رمان الشراع والعاصفه ( بادبان و توفان) از حنا مینه نیز تحول جامعه سوریه از ناآگاهی وسرسپردگی، به جامعه ای مبازر و آگاه را حکایت دارد. با روش تحقیق توصیفی، تحلیلی مقاله، به این نتیجه می رسیم که جستجوی تحولات عمیق و ریشه ای،ارتباط مستقیم مکان با عناصر داستان،اشعار عامیانه و ادبیات دریا، تاثیر مکان بر شخصیت، شخصیت بالنده و پویا، نماد وتخیل، اسطوره آفرینی و اسطوره پردازی،آیین نمایی و رسومات پردازی، از ویژگی های رمان های ادبیات دریا به شمار میروند.
۲۰۵۸.

خرقه دریدن، از روزگار باستان تا خانقاه صوفیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۳۲
در این پژوهش، سنت خانقاهی خرقه دریدن با آداب مشابهی در فرهنگ های ایران باستان، مسیحیت، یهودیت و همچنین برخی رسوم کهن عرب جاهلی، مصری و بین النهرینی مقایسه شده است. در بخش نخست این مقاله به معرفی اجمالی سنت جامه دریدن در تصوف اسلامی پرداخته و در ادامه با ارائه شواهدی نشان داده شده است که شباهت بسیاری میان این رسم و سنت جامه دریدن در دیگر فرهنگ ها و مذاهب کهن وجود دارد که از قدمت و گستردگی این رسم باستانی به ویژه در منطقه خاور نزدیک حکایت می کند. به طور کلی در تمام نمونه های بازمانده، جامه دریدن بر نوعی حس اضطراب شدید دلالت دارد. در نمونه های کهن تر، مرگ عزیزان و ترس از عواقب هولناک گناهان کبیره ای چون کفرگویی اصلی ترین محرک های این رفتار خاص اند. این معانی در ادبیات یهودی، مسیحی و اسلامی نمونه های فراوانی دارند و همچنین به فرهنگ تصوف اسلامی نیز راه یافته اند. علاوه بر این ها، تصوف اسلامی این رسم کهن را بازتفسیر و با افزودن معانی تازه ای متناسب با چهارچوب های مفهومی خود به سنت باستانی جامه دریدن، آن را به رسمی خانقاهی بدل کرده است. در پایان این نوشته، پس از تحلیل نمونه های متعدد از این رفتار سمبولیک در طول تاریخ، به نخستین ریشه ها و فرایند شکل گیری آن پرداخته می شود و دو فرضیه دررابطه با سرمنشأهای این رسم کهن، تحلیل و بررسی می شوند.
۲۰۵۹.

«داستان تحول» در کشف الاسرار و عدة الابرار میبدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۲۶
در برخی حکایت های صوفیانه شاهد تغییروتحول یکی از شخصیت ها هستیم؛ هرچند انتظار می رود در قصه با شخصیت های ایستا روبه رو شویم. در این موارد شخصیت دگرگون می شود و برخلاف ساختار قصه ها، به جای وقایع و حوادث، شخصیت، در مرکز و محور حکایت قرار می گیرد. برخی از این تحول ها ناگهانی و در اثر کرامت یا معجزه و برخی با سیر منطقی و علّی رخ می دهد. در نوبت سوم جلدهای اول تا دهم کشف الاسرار و عده الابرار میبدی (نگارش: حدود سده ششم) 37حکایت ازاین دست وجود دارد. مسئله اصلی پژوهش افزون بر اشاره به دلایل و خاستگاه تحول، بازتاب مکاشفه و تحول درونی بر ساختار روایت و عناصر داستانی است که به شیوه تحلیلی و توصیفی و به کمک جدول و شکل بدان پرداخته شد. دستاورد پژوهش نمونه هایی از حقیقت مانندی نسبی، همدلی مخاطب با حکایت، جوانی جامعه تحول یافته، حضور کم رنگ زنان در ماجرای تحول، لزوم زمینه و استعداد درونی، تحول در جهت مثبت، نقش اراده و اختیار، ماندگاری تجربه، بازگشت به خداوند به عنوان درون مایه کلی حکایات و شگردهایی چون کاربرد پی رنگ پیچیده تر و حکایت های طولانی تر، زاویه دید اول شخص یا ترکیبی، پرداختن به جزئیات حالات شخصیت ها و فضاسازی دقیق تر را نسبت به سایر حکایت های کتاب نشان می دهد. می توان گفت «داستان تحول» یا «رشد و کمال» افزون بر ایجاد بستری مناسب برای نوآوری در قلمرو عناصر داستان با روشنی بخشیدن به منظومه فکری نویسنده، مفهوم تحول، سویه های ادبی، هنری و گفتمان غالب روزگار میبدی به دریافت و فهم کامل تر تفسیر می انجامد.
۲۰۶۰.

برهم کنش استعاره و مجاز در برآیند معنایی افعال دارای جزء وام واژه ای در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۱۸۸
تغییرات معنایی واژه ها بر پایه استعاره و مجاز در زبان، امری همواره در جریان و البته مورد توجه است. ازآنجاکه وام واژه ها بستر مساعدتری برای تغییرات معنایی دارند، نوشته حاضر با التفات به آن دسته از افعال غیربسیط فارسی که حاوی وام واژه هستند، به بررسی نحوه تغییرات معنایی مجازی و استعاری وام واژه ها به مثابه جزء غیرفعلی و همکرد هم نشین آنها پرداخته است. شواهد زبانی، اغلب از فرهنگ لغات مخفی زبان فارسی (1400) استخراج و بر مبنای الگوی شناختی روئیز و گالرا (2011) تحلیل شده است. نتایج نشان داد در زبان فارسی گرچه مجاز می تواند مستقلاً عامل تغییر معنایی فعل غیربسیط باشد، استعاره استقلال عمل ندارد و همیشه همراه با مجاز است. همچنین، مشخص شد فرآیندهای دخیل در تغییرات معنایی در فارسی به مراتب پیچیده تر است. مجموعاً دوازده الگو دسته بندی شد که هشت مورد آن منحصر به شواهد زبان فارسی بود. از این میان، سه الگو تنها بر پایه مجاز و سایر الگوها از برهم کنش استعاره و مجاز حاصل آمده بود که عبارت است از: 1. گسترش مجازی دامنه حوزه؛ 2. کاهش مجازی دامنه حوزه؛ زنجیره متوالی گسترش و کاهش دامنه حوزه؛ 3. گسترش مجازی حوزه مبدأ استعاره و کاهش مجازی حوزه مقصد؛ 4. کاهش مجازی حوزه مبدأ استعاره و گسترش مجازی حوزه مقصد؛ کاهش مجازی هر دو حوزه مبدأ و مقصد استعاره؛ 5. تلفیق حوزه مقصد دو استعاره در یک حوزه مبدأ و در نهایت زنجیره استعاری با کاهش مجازی حوزه مبدأ استعاره نخست. چهار الگوی دیگر منطبق با ساختارهای پیشنهادی روئیز و گالرا شامل گسترش مجازی حوزه مبدأ استعاره، کاهش مجازی حوزه مبدأ استعاره، کاهش مجازی حوزه مقصد استعاره و تلفیق یک استعاره در حوزه مبدأ-مقصد استعاره دیگر است. از مجموع مشاهدات روئیز و گالرا در انگلیسی و نگارنده در فارسی، مجموعاً نوزده الگوی تغییر معنایی حاصل آمد که نشان می دهد زبان بشری در کاربرد تعاملی استعاره و مجاز ظرفیت بیشتری دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان