فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۴۱ تا ۲٬۳۶۰ مورد از کل ۴٬۵۰۹ مورد.
ماهیت و اثر اماره حقوقی
حوزههای تخصصی:
در قانون مدنی اماره در زمره دلایل اثبات آمده است،ولی تفاوت عمده آن با سایر دلیل ها در این است که به طور مستقیم به واقع نمی رسد.به همین جهت-دخالت عقل در استنباط از اوضاع و احوالی که همراه با واقع است چشمگیر تر می شود ،چندان که می توان گفت-آنچه دلیل به حساب می آید و به واقع می رسد ،استنباط عقل از اوضاع و احوال است نه خود اوضاع و احوال.ارتباط با واسطه اماره با واقع سبب می شود که درجه اعتبار آن پایین تر از سایر ادله قرار گیرد.به همین دلیل،گفته میشود که هر جا مفاد اماره با دلیل تعارض پیدا کند،دلیل مقدم است.اختلاط و تمایز اصل عملی و اماره نیز ناشی از همین شباهت اصل و اماره نیز ناشی از همین شباهت اصل و اماره است.اماره را ،به اعتبار مقام استنباط کننده از اوضاع و احوال ،به دو گروه قانونی و قضایی تقسیم کرده اند :در اماره قانونی ،نتیجه گیری از نشانه های موجود را خود قانون عهده دار می شود –ولی در اماره قضایی این مهم به قاضی واگذار شده است.
بحثی پیرامون عنصر مادی جرم موضوع ماده 100 قانون ثبت
منبع:
کانون ۱۳۸۳ شماره ۵۰
حوزههای تخصصی:
جستاری در مباحث اجاره با دیدگاه کاربردی در دفاتر اسناد رسمی (2)
حوزههای تخصصی:
«اصاله الصحه» یا اصل صحت قراردادها در حقوق ایران
حوزههای تخصصی:
تحولات علل و موجبات طلاق در فرانسه
حوزههای تخصصی:
مباحث حقوق تطبیقی راجع به ارث
منبع:
وکالت ۱۳۸۳ شماره ۲۳ و ۲۴
حوزههای تخصصی:
مسئولیت مدنی سردفتر اسناد رسمی
منبع:
کانون ۱۳۸۳ شماره ۵۴
حوزههای تخصصی:
جستاری در مباحث اجاره با دیدگاه کاربردی در دفاتر اسناد رسمی
منبع:
کانون ۱۳۸۳ شماره ۵۱
حوزههای تخصصی:
بررسی مقررات چک
حوزههای تخصصی:
شرط حفظ مالکیت در قراردادهای بیع ( بررسی تطبیقی در حقوق انگلستان و ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماهیت رایانه ای و جنبه های حقوقی امضای دیجیتالی
حوزههای تخصصی:
بحثی پیرامون عنصر مادی موضوع ماده 100قانون ثبت
منبع:
کانون ۱۳۸۳ شماره ۵۱
حوزههای تخصصی:
تأملاتی چند در آیة 34 سورة نساء
حوزههای تخصصی:
نگارنده بر آنست تا به دیدگاهها و نظریات مختلف علما راجع به آیه 34 سوره نسا ، که بسیار بحث برانگیز است ، بپردازد.
بدین ترتیب ، ابتدا کلمه نشوز را تعریف کرده و سپس به بررسی آیه مذکور می پردازد تا جلوی بسیاری از سوء تعبیر ها و بزرگنمایی هایی که راجع به کتک زدن زن در این آیه آمده ، گرفته شود.
تعهدات اصلی وکیل در برابر موکل (در حقوق ایران، مصر و انگلیس)
حوزههای تخصصی:
وکالت، بدون حق فسخ
منبع:
کانون ۱۳۸۳ شماره ۵۴
حوزههای تخصصی:
سیر تاریخی و بررسی تحلیلی پیرامون قوانین و مقررات راجع به هزینه های قانونی ثبت اسناد
منبع:
کانون ۱۳۸۳ شماره ۵۴
حوزههای تخصصی:
خسارت دادرسی
حوزههای تخصصی:
نظریه جواز تعیین ضابطه مورد تعهد و تملیک ـ شیوههای تعیین موردتعهد و تملیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"مورد تعهد و تملیک باید معلوم باشد. برای مثال در عقود معوض، عوض و معوض باید معلوم باشند. مجهول بودن هر یک از عوضین مانع تشکیل عقد است و آن را باطل میکند (مواد 216، 338، 348. ق. م) البته گاه ممکن است در قراردادهای معوض، عوض معامله، در متن قرارداد ذکر نشود. عدم ذکر عوض میتواند ناشی از بیدقتی و فراموشی باشد یا دوطرف از روی عمد و آگاهی عوض را ذکر نکنند و تعیین آن را به نظر کارشناس، عرف و عادت یا به معیارهای شناخته شده موکول سازند، چنان که هرگاه تعیین عوض یا قیمت نیاز به بررسیهای کارشناسی و عملیات حسابداری داشته باشد دو طرف ناگزیرند تعیین آن را به آینده واگذار کنند و در متن قرارداد نیاورند. سؤال این است که آیا چنین قراردادی صحیح و الزام آور است یا احد طرفین میتواند از پایبندی به آن خودداری بورزد و به بهانه بطلان قرارداد و عیب اساسی تراضی از اجرای تعهد خویش شانه خالی کند. باید توجه کرد که عدم ذکر قیمت در قرارداد همواره به معنای مجهول بودن آن نیست و باید دید که دوطرف در این باره چه توافقی کردهاند.
به نظر میرسد تراضی درباره ضابطه تعیین مورد تعهد و تملیک، یعنی تعیین ضابطه و ملاک تعیین مورد تعهد و تملیک کافی است، زیرا در این صورت ،مورد تعهد و تملیک با آن ضابطه تعیین میگردد و نمیتوان قراردادهای مذکور را به بهانه مجهول بودن مورد تعهد یا تملیک، باطل و بِلا اثر دانست. در تعهدات قانونی و تملیکهایی که به حکم قانون صورت میپذیرد تعیین ضابطه برای معین ساختن مورد تعهد در بیشتر موارد از تعیین مقطوع آن بهتر و مناسبتر است. گرچه در فقه اصولاً مجهول بودن مورد تعهد در زمان انعقاد عقد، عقد را باطل میکند، ولی عدم تعیین موردتعهد و تملیک شرطی موجب بطلان شرط یا شرط و عقد نمیشود ] 1، ص 8 و 9 [ وحتی چنان که مشهور است
شرط مجهول را باطل یا باطل و مبطل ندانستهاند. با وجود این ،شروط مجهول را نمیتوان صحیح پنداشت. زیرا الزام متعهد شرط به امر مجهول محال است. پس ناگزیر باید آن را باطل دانست، ولی هر گاه اجمال شرط در آینده برطرف بشود و قابلیت اجرا پیدا کند باطل نیست.
"