فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۴۴۵ مورد.
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
گسترش راه ها و جابجایی انسان ها، موجب شکل گیری مناظر جدیدی ازجمله منظر پل شده است. تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و بصری پل ها بر محیط اطراف آن ها به عنوان مؤلفه ها و نمادهای توسعه، اهمیت روزافزونی در مطالعات منظر راه به دست آورده اند. هدف این مقاله، ارزیابی نقش و طراحی پل ها در پیوند های اجتماعی-فضایی و بصری مراکز شهری نیوکاسل و گیتس هد واقع در شمال شرقی انگلستان، با بهره گیری از معیار منظر پل است. یافته های این مقاله نشان می دهد که پل ها تنها معابری برای جابجایی فیزیکی نیستند بلکه می توانند مقصدهای اجتماعی-فضایی باشند برای دیدار افراد با یکدیگر، انجام فعالیت های دسته جمعی و تقویت ادراکات محیطی. در محیط های شهری، نشانه ها تأثیرات غیر یکسانی بر پیوندهای بصری و منظر پل ها دارند. نشانه های شاخص و متضاد موجب بهبود منظر پل ها می شوند درحالی که نشانه های مخرب، نقشی تخریبی در منظر پل ایفا می کنند.
نمونه قبلی : زمینه ساز خلاقیت یا تقلید در طراحی منظر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عقاید متفاوتی در رابطه با تأثیر نمونه های قبلی بر آموزش دانشجویان وجود دارد . درحالی که برخی این امر را عاملی برای افزایش خلاقیت دانشجویان تلقی می کنند برخی معتقدند که نمونه های قبلی تنها زمینه ساز تقلید از ایده ها و نه خلق ایده های نوین اند . گرچه بررسی نقش نمونه های قبلی در طراحی دانشجویان در زمینه های مختلف طراحی سنجیده شده کمتر تحقیقی به نقش آن در آموزش منظر پرداخته ست . تحقیق حاضر بر آن ست که در ابتدا طی یک تحقیق کیفی الگوهای متفاوت استفاده از نمونه های قبلی را توسط دانشجویان بسنجد و در ادامه دلایل کپی برداری از ایده ها را در طراحی منظر از زاویه دید دانشجویان بیان کند . برای دستیابی به اهداف تحقیق از روش تحقیق ترکیبی ( کیفی و کمی ) استفاده شده است . نتایج بخش کیفی تحقیق سه الگوی استفاده از نمونه های قبلی را در پروژه های دانشجویان مشخص کرد . گروه A به طور خلاقانه ای از نمونه های قبلی در ارائه راه حل های جدید استفاده کرده بودند . گروه B برخی از عناصر نمونه های قبلی را برای استفاده جدا کرده یا برخی از ویژگی ها را به طور کامل مدل سازی کرده بودند . گروه C کل نمونه را کپی کرده بود . به دنبال مشاهده و مصاحبه های متمرکز دلایل شیوه های متفاوت استفاده از نمونه های قبلی با دانشجویان به بحث گذاشته شد . نتایج این بخش از تحقیق به عنوان مبنایی برای بخش کمی تحقیق مورداستفاده قرار گرفت . نتایج بخش کمی تحقیق نشان داد که کمبود وقت، نداشتن تجربه کاری، علاقه مندی به یک طرح خاص و مهارت در سه بعدی سازی با نرم افزارهای طراحی از مهم ترین دلایلی ذکر شدند دانشجویان را به کپی برداری صرف از تمام و یا بخشی از نمونه های قبلی ( نمونه های اجراشده ) ترغیب می کنند .
منظر یادمانی جنگ : از واقع نمایی تا استعاره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۵ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
جنگ پدیده ای خوشایند نیست که یادآوری آن به جامعه، امری مطلوب باشد. اما در ورای جنبه های تلخ و سیاه هر جنگ می توان به جنبه های سفید این پدیده نیز نظرکرده و حتی آن ها را به نسل های نو یادآوری کرد. هر نبردی بی شک شاهد دلاوری، ایثار و میهن پرستی عده ای بوده است که برای این ارزش ها از جان خود گذشته اند. در این حالت، یادآوری جنگ در قالب یادمان ها باید به پررنگ کردن یاد این افراد، مکان های خاطره انگیز و ارزش های فطری و انسانی مرتبط با جنگ بپردازد. یادمان های جنگ به عنوان نمادهایی در زندگی روزمره نسل های جدید، قرار است خاطراتی از جنگ را زنده نگه دارد. اما این نمادها چگونه باید باشند؟ آیا روایت مستقیم یک اثر هنری از جنگ، به عنوان مثال، مجسمه یک رزمنده پاسخ مناسبی به امر «یادآوری» است؟
نمونه های متنوعی در سراسر جهان با این موضوع اجرا شده است. مقاله حاضر به بررسی این نمونه ها می پردازد و از خلال آن ها دنبال پاسخ ا مناسبی برای این پرسش است.
نتایج تحقیق حاکی از آن هستند که در موضوع یادمان های مرتبط با جنگ، با یک طیف مواجه هستیم که یک سوی آن واقع نمایی و نگاه موزه ای است و سوی دیگر آن نگاه انتزاعی و استعاره ای. هرچند واقع نمایی ارتباط سریع تری با مخاطب برقرار می کند اما ماندگاری اثر در ذهن مخاطب به دلیل سادگی آن اندک خواهد بود. در مقابل یادمان هایی که دارای لایه های پیچیده تری بوده و تفسیرپذیر هستند اگرچه ممکن است در جذب اولیه مخاطب ضعیف باشند اما درگذر زمان کارکرد بهتری را به عنوان یک اثر یادمانی ایفا می کنند.
بنابراین به نظر می رسد یادمان های جنگ متناظر با جنبه های حماسی و ارزش های ملی باید با بیان تمثیلی و استعاره ای ارائه شوند و آثاری که به یادآوری خاطرات مربوط است می تواند از بیان واقع گرایانه بهره گیرد. بررسی نمونه ها حاکی از آن است که انتخاب رویکرد مناسب با موضوع یادمان، در جذب مخاطب و انتقال پیام به نسل جدید موفق تر خواهد بود.
سهم شاخص های زیبایی محیط در شناخت منظر شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فهم زیبایی همواره یکی از دغدغه های اندیشمندان و فلاسفه در طی قرون مختلف بوده است. در دهه های اخیر زیبایی شناسی منظر به عنوان رویکردی مؤثر در شناخت و ادراک محیط توانسته است نقشی برجسته در ادبیات موضوعی منظر ایفا نماید. به همین دلیل شناخت جهت گیری های گوناگون در طراحی زیبایی شناسی منظر و شاخص های ترجیح زیبایی شناسی در منظر شهر ازجمله ضروریات مورد بررسی در این زمینه است. این مقاله با طرح این سؤال آغاز می شود که نسبت شاخص های زیبایی شناسی محیط در منظر شهر چیست؟ جهت پاسخ به این سؤال این فرضیه که می توان با مدون ساختن شاخص های زیبایی شناسی به مدلی جهت فهم و درک زیبایی محیط بر مبنای اجزاء شکل دهنده آن رسید شکل گرفته است. روش تحقیق این مقاله از نوع کیفی بوده و با استدلال منطقی به واسطه مطالعات کتابخانه ای به مرور ادبیات موضوع در حوزه زیبایی شناسی منظر شهر پرداخته است که از طریق مطالعات منابع مرتبط و مرور جامع آن شاخص های زیبایی شناسی به دست آمده است. ضمناً رویکردهای مختلف زیبایی شناسی در منظر شهر نیز بررسی و تحلیل شده است تا بتوان به ارتباطی معنادار بین شاخص های به دست آمده و رویکردهای اشاره شده دست یافت. جهت پیشنهاد کردن مدلی مفهومی در این مقاله، چهار کلیدواژه اصلی شامل حس، ادراک، مفهوم و قضاوت زیبایی شناسی که به شناخت زیباشناسی منظر شهری اشاره دارند شناسایی شد. در پایان مدل پیشنهادی تحقیق، برگرفته از ادبیات موضوع تدوین شده است که نشان می دهد زیباشناسی منظر شهری شامل چهار مرحله : مطالعه عناصر عینی منظر شهری؛ مطالعه عوامل سازمانی عناصر که منجر به پتانسیل برانگیختگی می شوند؛ مطالعه ویژگی های ذهنی مشتق شده شکل محیطی و مطالعه پاسخ زیباشناختی انسان به محیط است.
راه به مثابه منظر
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
راه پدیده ای غریب در زندگی انسان است. ابتدا فقط مسیر دسترسی به «جایی» است. در این مسیر، آنچه مهم است، مقصد است. سؤال آن است که چگونه می توان زودتر به مقصد رسید؛ کوتاه ترین راه کدام است. قضیه حمار، حکایت این ماجراست. برای حیوان زودتر رسیدن تنها حکمی است که غریزه او می سازد. هر مقصود دیگر ضمن راه، با قضیه حمار ناسازگار است. اما برای انسان ماجرا در همین صحنه تمام نمی شود. بعد از طرح «مسیر»، رفت وآمد آغاز می شود. مسافرانی که به سوی آن مقصد می روند، روزانه از این «مسیر» می گذرند. این ها دیگر با سؤال روز اول مواجه نیستند؛ زیرا مسیر تعریف شده است. پرسش این ها، همچون مطالبه انسان متمدن است که از بند معیشت رسته و به ظرفیت های جدیدی توجه می کند که «زندگی» فراتر از «زیست» می تواند به او بدهد. انسان متمدن به رشد، معنویت، فرهنگ و هنر می اندیشد و تلاش می کند اوقات و محیط زندگی خود را به صورتی مدیریت کند که به نیازهای عالی او پاسخ دهد درحالی که انسان ابتدایی به مطالبات نخستین خود و حفظ حیات مشغول بود. راه، پس ازآن که پدید آمد، به مدد استفاده مداوم انسان ها، تجربه های نوبه نو و تولید خاطره های فردی و جمعی، تدریجاً علاوه بر اتصال دونقطه نقش های جدیدی پیدا می کند. راه، نظرگاهی برای «تماشای» طبیعت است که «بیرون» را از نقطه ای خاص برای ناظر تصویر می کند. در این نقش، راه یک قاب است؛ انتخابی خاص از بی نهایت امکان تماشای طبیعت نظرگاه، به نقش فاعلی ناظر جهت می دهد و او را مجبور به تماشای انتخابی خاص از محیط پیرامون می کند. درعین حال، راه با عبور از عرصه هایی خاص، دایره انتخاب را هر چه محدودتر می کند. از سوی دیگر، رهگذران، به جبر وسیله آمدوشد، ناگزیر از تماشای بیرون در موقعیتی نسبتاً ثابت و به مدت طولانی هستند. این وضعیت، نقش خاطره سازی «بیرون» را افزایش می دهد. تکرار این خاطره ها، منظر راه را به نمادهایی بدل می سازد که برای مخاطبان هویت سازند. همه رهگذران، سرزمین خود را از نقطه ای ثابت (راه) دیده اند. این اتفاق، شبیه کارکرد «خیابان» در منظره سازی باغ ایرانی است. باغ ایرانی، برخلاف نوع چینی یا انگلیسی آن، گزیده ای از منظر را در قاب خیابان اصلی خود به صورت کاملاً هدایت شده، با حصاری استوار از درختان، به ناظر نمایش می دهد و موجب می شود همه مخاطبان، باغ را «یک چیز» دیده باشند و خاطره ای مشترک پدید می آورد. بدین ترتیب راه، در امتداد عمر خود به منظری بدل می شود که علاوه بر آن که خود بخشی از محیط است، طبیعت پیرامون را هم «بازنمایی» می کند. در این حال دو نقش مفعولی و فاعلی در مواجهه با بیرون را می پذیرد : هم جزئی از آن است و هم آن را بازنمایی می کند. راه به مثابه منظر، دیگر عنصر اتصال دهنده دونقطه نخواهد بود و انسان ها، برحسب طبع و ذهن خود مطالبات افزون تری نسبت به قضیه حمار دارند. ازاین روست که «مسیر راه» دیگر تنها با معیار «کوتاه ترین» ارزیابی نمی شود و «منظره های راه» نیز به دست متصرفین حاشیه آن سپرده نمی شود. بلکه انتظار است که در هنگام طرح ریزی راه، عناصر طبیعی و تاریخی منظر مرتبط با آن در تعیین مسیر نقش داشته باشد و پس از ساخت راه، منظر پیرامون نیز با برنامه و طراحی کارشناسی شده، و نه سلیقه ای و مدیریتی، سازنده خاطره جمعی باشندگان راه باشد. در تصویر زیبایی که «میثم خلیل پور» از زبان راه، کوه و کویر روایت کرده، لایه های پی درپی زیبا سازنده و معرف سرزمین به روشنی پیداست؛ آن قدر که عکاس خوش ذوق، نور منظر را نیز در ارکستر و منظومه خود به نحو زیبایی به بازی گرفته است.
مواجهه شهر اردبیل با دریاچه شورابیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه شتابان شهر در مسیر خود ناگزیر از تهاجم به طبیعت اطراف است این امر مجال تفکر پارادایمی و پرداختن به ابعاد مختلف در مکان گذار را نمی دهد . در هرلحظه از فرآیند توسعه، برآیند مابه ازای برخورد شهر و طبیعت، مکانی با ویژگی های زیباشناختی خاص است که شتابِ طرح های توسعه توان انطباق با ظرفیت های موجود را نمی دهد، در این هنگام وجهی از منظر - عمدتاً با غلبه زیبایی کارکردی و کالبدی - بر جنبه های دیگر پیشی می جوید . عرصه این توسعه، لبه شهر و طبیعت را به مثابه فضای میانجی متأثر از ویژگی و ارزش های هردوی آن ها تعریف می کند؛ استحاله این لبه، متأثر از روح زمان، خود را گاه در سویه هایی از تهاجم و تقابل و گاه تعامل و تبادل نشان می دهد . در این مقاله لبه گذار توسعه شهر اردبیل و برخورد آن با طبیعتِ دریاچه شورابیل در مقام تنهاترین دریاچه طبیعی داخل شهری ایران، از بعد زیباشناسی موردبررسی قرار می گیرد تا سمت و سوی آن در مطالعات طرح های شهری مشخص شود . می توان تأکید بر رویکرد کارکردی - کالبدی را در طرح های شهری اطراف دریاچه مشاهده کرد که با نادیده گرفتن ابعاد معنایی متأثر از تاریخ و ظرفیت طبیعی، نقش دریاچه را با مرکزیت قوی تفریحی مورد غفلت قرار می دهد . این در صورتی است که هرگونه مداخله و توسعه لبه باید همواره متوجه زیبایی یکپارچه باشد تا علاوه بر پاسخگویی به نیازهای کمی، از خلال مدیریت کیفیت و ظرفیت پنهان، نقش قلمروهای فضایی در سازمان شهر را در نظر گیرد .
تأثیر مؤلّفه های منظر شهری در آرامش شهروند (نمونه موردی: محلّه کوی معلّم شهر بجنورد)
حوزههای تخصصی:
در جوامع امروزی، آرامش و آسایش یکی از پارامترهای ضروری برای ساکنین مناطق شهریست. چراکه عدم وجود آرامش باعث به وجود آمدن مشکلات روانی و اجتماعی می گردد که این مسأله به متلاشی شدن جامعه شهری می انجامد. برآوردن این نیاز به طرق مختلف صورت می پذیرد؛ یکی از این مؤلّفه ها که در این تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد، ایجاد آسایش بصری از طریق ویژگی های بصری است، زیرا حسّ بینایی تأثیرگذارترین عامل از میان حواس چندگانه در ارتباط بین انسان و محیط می باشد و در صورتی که ویژگی های بصری درست و به جا در منظر شهری استفاده شوند، می توانند به به وجود آمدن محیطی ایمن تر و مطلوب تر کمک نمایند. علّت این که سیمای شهرهای ما عاری از کیفیت است و القا کننده آرامش و بهره برداری از فضا نیست، عدم توجّه مدیران شهری بوده که برنامه جامعی برای موضوع آسایش بصری تهیه نکرده اند؛ همچنین با گسترش بی ضابطه بسیاری از شهرها و افزایش جمعیت، رفته رفته به این مهم کمتر توجّه شده و همین امر موجب آشفتگی بصری گردیده است. در مورد آسایش بصری و منظری شهری تحقیقات گسترده ای صورت پذیرفته است. از جمله این تحقیقات می توان به پژوهش گوردن کالن، سایمون بل، اسماعیل صالحی، هدی علوی طبری، محمّد آتشین بار، مسعود متولّی و نیز تحقیقات متفاوت دیگری که در قالب کیفیت محیطی و منظر شهری توسط دانشمندان مختلف صورت گرفته و اشاره به اهمّیّت این موضوع در شهرها دارد اشاره کرد. هدف از انجام این پژوهش ارائه راهکارهایی مناسب جهت کمک به ایجاد مفهوم آرامش از طریق آسایش بصری در محیط شهریست .روش تحقیق در این مقاله ، به صورت تحلیلی و مطالعات میدانی و شیوه و ابزار تحقیق، اسنادی و کتابخانه ای می باشد که مبانی مورد نیاز گردآوری و بررسی، سپس با توجّه به آن ها، نمونه موردی مورد پژوهش، مقایسه و با استفاده از پرسشنامه و نرم افزارspssتحلیل شده، و راهکارها در قالب جدولی برای ایجاد حسّ آرامش با توجّه به ویژگی های بصری در محیط نمونه مورد مطالعه، ارائه شده است .با توجّه به مقایسه و راهکارهای ارائه شده، نتایج برای دستیابی به احساس آرامش از طریق ویژگی های بصری در محلّه کوی معلّم به صورت موردی بیان شده است.
جایگاه باغ مجسمه در فضای شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باغ مجسمه یکی ازکامل ترین نمونه های تعامل هنر و طبیعت در شهر است که پیشینه ای در غرب و فرهنگ اروپایی دارد و شکل کلاسیک آن به دوران باستان می رسد. پس از دوران مدرن، باغ مجسمه گونه ای جدید از هنر محیطی به شمار می رود که رابطه انسان، طبیعت و منظر را به تجربه می گذارد. در دوران قاجار، تحت تأثیر هنر غرب، مجسمه به عنوان گونه ای از هنر عمومی وارد فضای شهری شد و بعضاً به عنوان نمادی از تجدد در باغ های خصوصی قرار گرفت. همچنین باغسازی، در مواجهه با تغییرات الگوهای شهرسازی به شیوه غربی کم کم جای خود را به پارک اروپایی داد. در دوران پهلوی نیز با قوت گرفتن جریان تجددمآبانه بر رونق پارکسازی و از طرفی حضور مجسمه در فضاهای شهری افزوده شد اما نمونه ای از باغ مجسمه به معنای اصلی خود در شهر تهران ساخته نشد. پس از گذشت حدود یک دهه از پیروزی انقلاب اسلامی به مرور بر تعداد مجسمه های شهری افزوده شد. تفکر جایابی مجسمه ها در فضای عمومی اگرچه موجب شد در چند پارک و محوطه سبز از جمله محوطة موزة هنرهای معاصر تهران و بوستان خانة هنرمندان ایران این ایده عملی شود، اما به نظر می رسد نمونه های شهری تهران همچنان از ساختار و معنای اصلی باغ مجسمه دور هستند. این مقاله به دنبال پاسخگویی به این پرسش که چرا باغ مجسمه پس از گذشت حدود یک قرن نتوانست در فضای شهری تهران جایگاهی بیابد و با قبول این نظر که باغ مجسمه گونه ای در امتداد سنت باغ سازی بوده و بیانی هنرمندانه از رابطه مردمان هر سرزمین با طبیعت است چنین نتیجه می گیرد که با جایگزینی باغ با پارک در ایران و از بین رفتن بستر شکل گیری باغ مجسمه به نظر می رسد هیچ گاه نتوانسته ایم این پدیدة وارداتی را بومی کنیم و باغ مجسمه به معنای حقیقی و با هویت ایرانی داشته باشیم.
از منظر نزاع تا منظر دفاع؛ مفاهیم و گونه های پیوند منظر با جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۵ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
جنگ و نزاع بخش تاریک و تلخ تجربه بشری است که تلاش ها برای اجتناب از آن برخی مواقع غیرممکن بوده است. این نوشتار با نگرشی متنی به پدیده جنگ، منظر را از صرف قرارگاهی برای تحقق آن به مثابه محصولی برای درک واقعیت جنگ و انتقال تجارب و مفاهیم موجود در آن تلقی می کند. به این ترتیب، این نوشتار با مطالعه ادبیات موضوع حوزه منظر جنگ، با ایجاد تمایز میان دو مفهوم «جنگ» و «نزاع»، این فرضیه را مطرح می کند که در رابطه ای دیالکتیکی میان منظر و نزاع، در شرایط مختلف، گونه هایی از «منظر نزاع» تولید و بازتولید می شود که برخلاف دیگر دسته بندی های ا موجود، فرآیند محور بوده و به همین سبب تعریف پذیرتر و قابل ارزیابی تر است. با این رویکرد، رابطه منظر و نزاع طبقه بندی شده، دسته بندی جدیدی در حوزه رابطه منظر و جنگ ارائه و سه گونه منظر نزاع شامل «منظر نزاع پیشا-جنگ»، «منظر نزاع حین جنگ» (منظر جنگ یا منظر کارزار) و «منظر نزاع پسا-جنگ» معرفی می شود. دو نکته اساسی در این طبقه بندی یکی، مفهوم «ارزش منظر» در شناسایی و حفظ مناظر نزاع است که فهم آن نیازمند نگرش های متنی و میان رشته ای است و دیگری «قابلیت تغییرپذیری» این مناظر جهت تبدیل شدن از یکی به دیگری است که توجه به وضعیت نهایی منظر و پایش مستمر آن را طلب می نماید. درحالی که منظر نزاع پیش و حین جنگ با حذف عامل بیرونی نزاع، شکل اولیه خود را به دست می آورند و یا به عبارتی «تولید» می شوند، منظر نزاع پسا-جنگ با حذف آن عامل، خلق شده و به انحا و اشکال گوناگون ادبی، سینمایی، شهری، خاطرهای و مانند آن «بازتولید» می شود.
باغ کهنه فین و محدوده میان آن تا باغ فین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناحیه فین، ییلاقی برای شهر کاشان محسوب می شود و به سبب نزدیکی به کوه و برخورداری از حضور چشمه تاریخی فین از وضعیت اقلیمی مناسب تری نسبت به شهر کاشان برخوردار است. این ناحیه دربردارنده باغ های پرشماری است. هم اکنون بقایای باغی قدیمی تر از باغ فین در پایین دست آن قرار دارد که باغ کهنه نامیده می شود. براساس پاره ای از مستندات تاریخی، باغ یادشده در زلزله ای که در اواخر حکومت شاه تهماسب رخ داده، آسیب دیده است. درنتیجه این تخریب، باغ شاهی جدیدی در جایی نزدیک تر به مظهر چشمه فین ساخته شده است. به دلیل انتقال باغ به مکان کنونی آن، به نظر می رسد بعد از این تاریخ باغ کهنه از اقبال کمتری بهره برده باشد؛ علاوه بر آن مستندات تاریخی در خصوص این باغ و محدوده مابین آن تا باغ فین، بسیار محدود هستند. این تحقیق که با روشی تفسیری تاریخی انجام گرفته، به دنبال آن است تا با استفاده از منابع تاریخی و مقایسه آن ها با عکس های هوایی دوره های گوناگون و انجام مطالعات میدانی، طرح باغ کهنه، نحوه اتصال دو باغ و محدوده پیرامونی باغ فین را بازیابی کند. نتایج تحقیق حکایت از آن دارد که باغ کهنه تا اوایل دوره پهلوی همچنان به حیات خود ادامه می داده است و پس از آن با عبور خیابان میان فین و کاشان، باغ کهنه به دو بخش تقسیم شده است. حد میان دو باغ کهنه و فین، پیش از احداث خیابان یادشده، خیابانی شاهی بوده است که احتمالاً از بقایای دوره صفویه بوده است. در محدوده بلافصل باغ فین نیز باغ ها و محوطه هایی بوده اند که وجود خیابان فعلی خارج از باغ موازی با جبهه سردر خارج باغ را دست کم در جبهه سردرخانه باغ فین نفی می کنند.
نورپردازی یا روشنایی؟ منظر شبانه پل های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظر شهری، برآیند تصاویری از شهر است که مخاطب به واسطه آن شهر را درک می کند و پرسش درخصوص کیفیت آن، از مباحث روز مدیریت شهری است. مداخلات زیباشناسانه از رایج ترین اقدامات در ارتقاء کیفیت منظر شهری محسوب می شود و نورپردازی، جایگاه مهمی در این امر برعهده دارد. از طرفی، نورپردازی پل ها که جزء عناصر اصلی منظر شهری هستند، از مداخلات مهم زیباشناسانه است که به دلیل قابل رؤیت بودن از فواصل مختلف در سرعت های متفاوت، نقش چشم گیری در ساختار منظر شبانه دارد.
در تهران، اتخاذ رویکردهای پراکنده در نورپردازی پل ها نتایج چندگانه ای را در پی داشته که بعضاً به ارتقاء یا تنزل کیفیت منظر شهری منجر شده است. این نوشتار، نورپردازی شبانه پل های تهران را با هدف بررسی کیفی مداخله زیباشناسانه در رویکردهای اتخاذ شده برای نورپردازی پل ها و با نگاهی منظرین مورد ارزیابی قرار می دهد.
موسیقی خیابانی به دنبال جایگاه موسیقی در منظر شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر شهری، رویدادی سیال در شهر است که مفهوم آن به دنبال تغییرات رفتارهای اجتماعی، امکانات و حیات جمعی، رشد و متناسب با زمینه خود ظهور کرده و شامل هنرهای مختلفی مانند نمایش ، دیوارنگاری، مجسمه و موسیقی است. در فضاهای عمومی تهران معاصر انواع مختلف هنر شهری دیده می شود که از این بین موسیقی، اگرچه در دو مقیاس متفاوت خرد و کلان در شهر حضور دارد، اما این هنر، علی رغم تأثیرگذاری بر حیات جمعی شهر، در قیاس با سایر هنرهای شهری، کمتر مورد توجه واقع شده است. به گونه ای که صحنة کالبدی- فضایی شهر، جایگاهی مناسب برای اجرای موسیقی ندارد. در راستای رسیدن به فضای شهری مناسب که بتواند زمینه ای مناسب برای اجرای موسیقی خیابانی باشد، این سؤالات مطرح می شود کهآیا در تمام نقاط شهر، شرایط یکسانی برای اجرای موسیقی خیابانی وجود دارد؟ مکان هایی که تبدیل به بستر اجرای آن شده اند، چه ویژگی هایی را شامل می شوند؟ این مکان ها به همراه موسیقی خیابانی چه تأثیری بر رفتار اجتماعی و فردی رهگذران دارند؟ مقاله حاضر بر آن است با شناسایی موسیقی خیابانی، به عنوان هنری مؤثر در شهر، جایگاه گمشدة آن را بازیابد تابخشی از حیات جمعی شهر به آن بازگردانده شود.
گونه شناسی مدل ها و بررسی تطبیقی روش های ثبت تصاویر ذهنی و نقشه های شناختی از محیط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصاویر ذهنی و نقشه های شناختی ابزار دستیابی به بازنمایی درونی محیط دانسته می شود که تنوعی از روش ها و شیوه های استخراج را در چند دهه گذشته تجربه کرده است. همین تنوع است که بررسی تطبیقی شیوه های استخراج تصاویر ذهنی -شناختی و شناخت جامع آنها و به ویژه نقاط ضعف و قوت آنها را مهم می سازد. در این پژوهش با استفاده از راهبرد ترکیبی شامل راهبرد کیفی و طبقه بندی، داده های حاصل، مورد گونه شناسی قرار گرفته و در نهایت در راهبردی تفسیری با رویکردی استنتاجی تحلیل و ارزیابی شده اند. ادبیات مرتبط با موضوع مورد بررسی و تحلیلی انتقادی قرار گرفته و تلاش شده جوانب موضوع به طور کامل ولی موجز مورد بررسی و اشاره قرار گیرد. فرضیه این پژوهش بر این پایه استوار است که می توان وجوه اشتراک و افتراقی میان روش های استخراج و ثبت تصاویر ذهنی و نقشه های شناختی را به گونه ای طبقه بندی کرد که امکان ساخت مدل یا مدل های کلان نظری از آنها را ممکن ساخته و در نهایت راه را برای تبیین مدل جامع بازنمایی محیط فراهم آورند. این مدل بر مبنای کاهش نقاط ضعف و تأکید بر نقاط قوت شکل خواهد گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دادند که گونه های مختلف مفاهیم موجود در زمینه نقشه های ذهنی- ادراکی به دو دسته «بازنمایی توپولوژیک» و «بازنمایی ادراکی» قابل تقسیم هستند. همچنین روش شناسی اخذ تصاویر و نقشه های شناختی نیز در دو دسته «مدل های ترسیمی – طراحی (زایشی)» و «مدل های بازشناسی-ارزیابی (غیر زایشی)» قابل تقسیم اند. تحلیل روش های مذکور در کل مدل جامع بازنمایی منظر و محیط شهری را به لحاظ روش شناسی حاصل ترکیب «نقشه های ذهنی» و «نقشه های مفهومی» معرفی کرده و استخراج نقشه های شناختی در راستای دستیابی به «نقشه شناختی عام» از بازنمایی محیط را با آسیب هایی مواجه می داند؛ نخست «ضعف فرآیند ساده سازی» که به حذف کیفیّت ترسیمی عناصر و جزییات آنها منتهی شده است، و دیگری «ضعف سامانه گرافیکی» که محدود به عناصر پنج گانه لینچ تعریف شده اند، سرانجام «عدم امکان مقایسه نتایج در روش های مختلف» به ویژه روش های ارزیابی و ترسیمی که به سبب ماهیت و روش شناسی نمی توانند به موازات یکدیگر مورد استفاده باشند. لذا استفاده از ابزارهای فناوری جدید مانند شبکه های جهانی ارتباطی (اینترنت و رسانه ها) و نرم افزارهای رایانه ای و شبیه سازی و مانند آن در آینده ای نزدیک به عنوان ابزار اولیه و سپس به مثابه شیوه ای جدید شکل خواهند گرفت که امروزه نشانه هایی از آن در مطالعات ترجیح سنجی مردم قابل مشاهده است. با این حال مطالعات این پژوهش نشان می دهد که این ابزارها و روش ها هنوز در پژوهش ها مورد استفاده نیستند.
«اکو-آکوستیک» : ابزاری جدید برای بررسی پیچیدگی اکولوژیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳۲
حوزههای تخصصی:
ظرفیت قابل توجه رویکرد اکو-آکوستیکدر دهه های اخیر به واسطه نظریه ها و اصول جدید و با استفاده از فن آوری های پیشرفته دیجیتال برای ضبط صدا و با ظرفیت پردازش حجم زیادی از اطلاعات به طور همزمان، در حال تکوین یافتن است. آگاهیِ امروزی از نفوذ صداهای ناشی از فعالیت انسانی (تکنوفون ها2) در مناظر طبیعی و تغییریافته توسط انسان و ضرورت به کارگیریِ فوری ابزارهای پیش بینی در کوتاه مدت برای جبران تأثیر تغییرات اقلیمی بر روی زمین، اکو-آکوستیک را به عنوان یک رشته مهم در اکولوژی معرفی می کند. اکو-آکوستیک که به کاوش در پیچیدگی مناظر شنیداری3 می پردازد، ابزارهای اکولوژیکی بیشتری را برای بررسی و تفسیر ساختار و دینامیک های مناظر بکر و تغییریافته ارائه می دهد.
به دنبال دریاچه تحلیلی بر معماری منظر دریاچه شهدای خلیج فارس در چیتگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دریاچه چیتگر یکی از پروژه های کلان شهری در منطقه شمال غرب تهران است که با هدف تلطیف هوا و جذب گردشگر ساخته شده است. اندیشه ساخت دریاچه در این ناحیه به نخستین برنامه های شهری توسعه تهران باز می گردد و نهایتاً در سال 1389 افتتاح شد. متخصصان محیط زیست درباره آن نظرات انتقادی جدی1 دارند. دیدگاه منظر نیز انتقاداتی جدی به فقدان استراتژی منظری شهر تهران در ارائه این پیشنهاد وارد آورده است. به دلایلی از جمله منحصربه فرد بودن تجمیع فعالیت های تفرجی در اطراف دریاچه و ابعاد وسیع آن در سال های اول پس از احداث، دریاچه با استقبال مواجه نشده است. در ابعاد کلان نیز، اجزای ناهمگون دریاچه در منظر و محیط موجب گسست منظر کوهپایه شده است.
یافته های این پژوهش نشان می دهد علاوه بر مقیاس کلان و میانی که ابعاد هویتی و طبیعی را نادیده گرفته اند تصمیمات پایین دستی در مرحله اجرای نیز صدمات بسیاری را بر آن وارد کرده است. تحلیل اجزای این پروژه منظر از ابعاد زیبایی شناسی تا آسایش اقلیمی و ذهنیت مخاطبان از آن، بیانگر این است که عدم وجود نگاهی یکپارچه و واحد در طول زمان اجرای پروژه سبب آشفتگی در برخی ابعاد مقیاس خرد و در نهایت عدم انطباق مجموعه با هویت طبیعی بستر شده است. رجوع به طرح و تحقیقات میدانی، این موضوع را ناشی از مداخلات غیرکارشناسی و برخورد سلیقه ای با آن می داند که در نهایت به رویکردی تزئینی منجر شده و هویتی واحد را بر طرح مترتب نساخته است.
گشتالت در طراحی پلان باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریة گشتالت از جمله مکاتب تأثیرگذار در قرن بیستم است که به معماری وارد شده است. با توجه به شیوة متفاوت توجه به ادراک در این مکتب، در بسیاری از مقالات به لزوم بررسی این سیستم ادراکی و نحوة عمل آن در طراحی توجه شده است؛ اما بیشتر آن ها درحد بررسی مبانی نظری گشتالت هستند و به حضور این مکتب در طراحی باغ های ایرانی توجه نکرده اند. به این ترتیب، این پرسش مطرح می شودکه آیا می توان با این نظریه باغ های تاریخی را تحلیل نمود. برای یافتن پاسخ این پرسش، ابتدا نظریة گشتالت و رابطة آن با مفاهیم معماری منظر و سپس ظرفیت های آن در تحلیل باغ سازی ایرانی مورد مطالعه قرارگرفت.
چیستی نظریة گشتالت، مفاهیم آن و معیارهای حاصل از این مفاهیم در تحلیل باغ های تاریخی پرسش های اصلی این پژوهش هستند. برای پاسخگویی به پرسش ها در حوزة نظری، روش تحقیق استدلال منطقی و بررسی نمونة موردی به کار گرفته شد. درنهایت، مفاهیم مربوط به این نظریه در طراحی پلان چند باغ از دوره های تاریخی متفاوت ایران برای نمایش میزان گستردگی کاربرد این نظریه در باغ های ایرانی بررسی شد.
نتایج تحقیقات نشان می دهند با اینکه سال ها از ظهور نظریة گشتالت می گذرد، همواره کاربرد داشته و به خوبی می تواند در حوزة معماری منظر استفاده شود. همچنین به کمک مفاهیم نظریة گشتالت، جنبه های ناپیدای معماری منظر ایرانی بازشناخته خواهد شد.
پدیدارشناسی دیوار در باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر باغسازی ایرانی، محصولی از فرهنگ و تمدن ایرانیان است که عناصر و اصول آن به اندازه کافی شناخته نشده است. غیر از خیابان اصلی یا جوی آب روان، باغ ایرانی از عناصری تشکیل می شود که باید هویت و نقش آن ها در ایجاد مفهوم باغ بازشناسی شود. دیوار محوطه، که در همه نمونه های اصیل باغ ایرانی تکرار می شود، از آن دست عناصری است که میان ساده اندیشی عملکردی با پیچیدگی فرهنگی نمادین سرگردان است. مطالعه دیوار به مثابه یک «پدیدار» تا حدی از اسرار ماهیت و نقش آن در تولید سبک باغ ایرانی رمزگشایی می کند. دیوار، عنصری چند مفهومی است که به کارگیری آن برای محصور کردن باغ، فارغ از فواید کارکردی آن، نقش ارزنده ای در ایجاد معنا و هویت ایرانی باغ دارد؛ چه، باغ ایرانی عرصه ای برای تأمل در طبیعت و نظر بر آیات هستی است. این عرصه با توجه به خصوصیات ذهن مخاطب و ظرفیت های منظر (و فضا) نیاز به رعایت آداب خاصی دارد که دیوار از زمره مهم ترین آن هاست.
پا به پای «محمد شهیر» در بهشت، تجربه های مرمت در باغ های ایرانی- هندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمد شهیر (1948-2015 م.)، معمار منظر هندی، مرمت و بازسازی باغ های تاریخی مختلف در هند و افغانستان را بر عهده داشته است. این مقاله به رویکردها و روش های وی در سه پروژه بازسازی منظر می پردازد : باغ مقبره همایون و محور مرکزی ساندر نرسری* در دهلی، و باغ بابر در کابل. شهیر درک عمیقی از باغ ایرانی داشت و اندیشه نهفته در باغسازی گورکانی را به خوبی می شناخت. حفظ اصالت باغ های تاریخی نتیجه این شناخت و همچنین دقت و توجه شهیر به جزئیات است. درک روح هندسه باغ به همان صورتی که وجود داشت و پیروی از آن، اساس کار وی را تشکیل می دهد. در این پروژه ها، بازسازی جریان آب و احیای طرح کاشت بر اساس شواهد تاریخی و همچنین بهره گیری از شیوه های محلی، با هدف بازگرداندن باغ به دوران شکوفایی خود انجام شده است.
درک شهیر از زمینه های فرهنگی محلی و طراحی منظر مطابق آن، و سبک خاص او که در عین سادگی، مداخله حداقل و پایبندی به اصالت طرح، قادر بود کارکردهای مدرن را نیز به صورت یکپارچه در باغ های تاریخی تعبیه کند، این سایت ها را به جاذبه های مهم گردشگری تبدیل کرده است.
شهید از دو منظر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳۲
حوزههای تخصصی:
ششمین همایش مطالعات پدیدارشناسی منظر شهری با عنوان «شهید در دو قاب : سینما و هنر شهری» شامل یک سخنرانی علمی با عنوان «جنگ و منظر شهری» با حضور دکتر «انیِس دوویکتور1» مدرس تاریخ سینما در دانشگاه «سوربن»2 و یک میزگرد با عنوان «طرح پژوهشی بازنمایی شهید در سیمای شهر تهران» با حضور مهندس مهدی شیبانی3 و دکتر شهره جوادی4، توسط پژوهشکده نظر و با حمایت سازمان زیباسازی در دی ماه 1394 در پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری تهران برگزار شد. گزارش این نشست را در ادامه بخوانید.
بررسی نقش مؤلفه های منظر شهری در ارتقای سطح احساس امنیت شهروندان در فضاهای عمومی شهر اهواز (مطالعه موردی: محله گلستان)
حوزههای تخصصی:
امروزه، جرم و احساس ناامنی در برابر آن، در محلات شهری، از دغدغه های اصلی شهروندان به شمار می رود و در رشد آسیب های اجتماعی مؤثر بوده اند. هدف این پژوهش، بررسی نقش مؤلفه های منظر شهری در ارتقای سطح امنیت در فضاهای عمومی شهر است. مؤلفه های «حس مکان»، «هویت مکان»، «خاطره انگیزی»، «خوانایی و تصویری روشن از محیط»، «ادراک عمومی و لذت بصری» و «فرم و ریخت» به عنوان شاخص های منظر شهری برای سنجش احساس امنیت شهروندان در فضاهای عمومی شهری به دست می آیند. روش گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری پژوهش، کتابخانه ای و در بخش مطالعات میدانی از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. و روش علّی و همبستگی جهت تحلیل روابط میان «احساس امنیت» و «منظر شهری» به کار گرفته شده است. نتایج بررسی انجام شده نشان می دهد که علی رغم وجود امنیت، احساس امنیت در محدوده مورد مطالعه از دید ساکنین، پایین تر از سطح متوسط ارزیابی شده است. با توجه به شش معیار هویت مکان، خاطره انگیزی، فرم و ساختار، حس مکان، خوانایی و ادراک عمومی و بصری، میانگین اساس امینت در دو معیار هویت مکان و خاطره انگیزی بالاتر از میانه نظری و چهار معیار دیگر پایین تر از میانه نظری ارزیابی شده است. بنابراین شهروندان محله گلستان شهر اهواز، دو مؤلفه هویّت مکان و خوانایی را در ایجاد احساس امنیت مؤثرتر می دانند. مشارکت شهروندان در نگهداری از فضا، توجه به اماکن تاریخی، ایجاد محیطی مأنوس، استفاده از آب، درخت، نور، مبلمان و ... از جمله راهکارهای مطرح شده جهت افزایش احساس امینت در سطح محله هستند.