هر روز که می گذرد بر تعداد جمعیت کره زمین افزوده می شود، پیدایش حاشیه نشینی هم درجهان و هم در ایران همزاد و همراه پدیده مهاجرت و تا حدی پیامد آن بود. حاشیه نشینی در مقیاس وسیع و معنای جدید به دوره پس از انقلاب صنعتی در اروپا و پخش آن به سایر نقاط جهان برمی گردد، به همین دلیل نامتعارف ترین و غیراستانداردترین خانه های در مناطق شهری متعلق به حاشیه نشینان است. در سال های اخیر به تدریج محلات نابسامان و سکونتگاه های غیر رسمی و حاشیه ای در پیرامون شهرهای کشورهای جهان، خارج از توسعه شهری و به صورت خودرو شکل گرفته و گسترش یافته است . مقاله حاضربه پدیده اسکان غیر رسمی از جمله مسکن فقرای شهری پرداخته است و همچنین سکونتگاه های غیررسمی را به عنوان یکی ازعوامل تهدید کننده توسعه شهری می داند. هدف از انجام این پژوهش شناسایی و بررسی عوامل موثر در شکل گیری و نحوه ی تصمیم گیری و سیاست های دولت های مختلف جهان در رابطه با سکونتگاه های غیررسمی مورد مطالعه و ارائه راه حل هایی در جهت کاهش این مسئله و با توجه به گستردگی آن در کشورهای مختلف بتوان راهگشای بسیاری از مشکلات را ساماندهی نمود. چنانکه جهان در چند دهه اخیر همچنان رشد شتابان شهری شدن را طی کرد و در اوائل سده بیستم جمعیت شهری به بیش از 60 درصد کل جمعیت جهان رسید. این پژوهش در نظر دارد ویژگی های بخش مسکن در مناطق و کشورهای مختلف جهان و ایران ( اعم از توسعه یافته و در حال توسعه ) را نیز مورد مطالعه قرار دهد.
در این مقاله تلاش شده است تا اشیای فولادی دوره قاجار بر اساس نوع تزیینات، در گروه های مجزا از دیدگاه موضوعی مورد توجه قرار گیرند. همچنین، تزیین گری ها و نقش اندازی های ویژه ای تفکیک شوند که مختص تزییناتی اقلام فولادی این عصر بوده است. خوانش دوباره اشیاء و اقلام فولادی بر اساس طبقه بندی های انجام گرفته در متن، این امکان را فراهم می آورد تا به موضوع های آرایه ها و ارتباطات میان کاربرد اشیاء و تزیینات آراینده آن ها عمیق تر نگریسته شود. مطالب حاضر به ارتباطی پرداخته است که بین شیوه های دیگر تزیین گری و تصویرگری رایج در این زمان با تزیینات و نقوش روی اشیای فولادی وجود دارد و آرایه ها و نقش مایه های اشیای فولادی در این زمان را به طور مدون و هدفمند در گونه ها و دسته های متمایز از نظر موضوعی بررسی کرده است. نگارنده اشیای فولادی بررسی شده در مقاله را از موزه های داخلی عکاسی کرده و به روش توصیفی و تحلیلی مورد مطالعه قرار داده است.
مکان عنصر اصلی هویت ساکنان آن است. انسان با شناخت مکان می تواند به شناخت خود نایل شود. یکی از علل سرگردانی انسان امروز نپرداختن به مفهوم مکان و از آن ره نبود هویت مکانی است. مکان های مدرنیستی امروزین بدون توجه به طبیعت پیرامون و نیازهای کیفی ساخته شده اند و به ناگزیر برآورده کننده ی هیجان ها و نیاز های زود گذر کمی انسان می باشد و به دور از هرگونه معنا و خصیصه ی اصیلی تنها ترویج دهنده ی نامکان ها هستند. در این مقاله واژه شناسی و مفهوم مکان از دیدگاه کلاسیک آن یعنی نظر حکمای ایرانی و فلاسفه ی یونان در روزگار کهن و از دیدگاه نظریه پردازان مکان (پدیدارشناس ـ روانشناس محیطی) در دوران معاصر بررسی و به رابطه ی مکان و خاطره و حافظه جمعی و تصویر ذهنی حاصل از مکان پرداخته می شود. این پژوهش به جست و جوی عوامل به وجود آورنده ی هویت و معنای مکان و تاثیر آن بر روی انسان پرداخته و آنچه حاصل شده، در خیابان نیاوران به عنوان موردپژوهی کاربست یافته است و عوامل تاثیر گذار در شکل گیری تصویر ذهنی از این خیابان و عوامل مخرب آن آزمون شده اند
شهرهای امروزی، سرشار از عناصر و آرایه های نامناسب و آشفته هستند و شهروندان به نوعی غرق در این همه آشفتگی، نیازمند مواجهه با فضاهایی مناسب، زیبا و هماهنگ با محیط خود هستند. بی شک ورود هنر و به ویژه ""مجسمه های شهری"" به عرصه فضاهای شهری، یکی از مناسب ترین راه حل ها، جهت زیباسازی فضاهای محیطی و ساختن فضاهایی جهت تمرکز و تعامل شهروندان در شهرها می باشد. اگر این آثار هماهنگ و متناسب با فضای محیطی خود باشند، مجسمه در فضای شهری مورد نظر به شیوه ای هماهنگ قرار می گیرد و البته شهروندان هم می توانند به خوبی با آن ارتباط برقرار نمایند و به نوعی درک و سلیقه زیباشناسانه این مخاطبین نیز ارتقا می یابد. در این راستا، علاوه بر مهارت هنرمند در خلق یک اثر حجمی زیبا و متناسب، شناخت فضاهای شهری مورد بحث و تسلط هنرمند به آن نیز می تواند به توفیق هر چه بیشتر اثر بیانجامد. غرب، البته در این زمینه پیشتاز بوده است. در این مقاله فارغ از تمامی فضاهای متعددی که در شهرها یافت می شود، فضاهایی هنرمندانه و حاوی آثار زیبا و متناسب مجسمه های شهری پیشنهاد می شود.
در این مقاله سعی بر این است که به تبیین جایگاه دروازه در خاطره جمعی شهر معاصر و ریشه یابی «رشته های خاطره ای» آن پرداخته شود. دروازه ها در شهر قدیم به عنوان مکان های آستانه ای برای عبور و گذار مطرح بوده اند. در شهر امروز با فروریزی حصارها هرچند کالبد دروازه ها تغییر شکل یافته است، اما مکان آنها همواره تداعی کننده خاطره های جمعی شهروندان بوده و می تواند موجد خوانایی شهر و بیان کننده هویت مدنی و برانگیزاننده احساس غرور در مردم شهر گردد. چنین مکان هایی به همگان تعلق دارد، همان طور که در گذشته نیز چنین بوده است و هدف اصلی مرمت و نوسازی آن، باید ایجاد و ارتقاء حس تعلّق به مکان در راستای افزایش حس همبستگی و تعلّق اجتماعی باشد. به این ترتیب مقاله نخست به دروازه های شهر به عنوان مکان های ویژه نمادین می پردازد و سپس ضمن مروری بر دروازه های شهر قدیم شیراز و ریشه های خاطره ای آنها، قابلیت تعمیم چنین رویکردی به «آستانه» و «قلمرو»ی بافت قدیم در ارتباط با بافت جدید و ایجاد پیوند میان این دو را از طریق تقویت «حس مکان» و پرداختن به «تداوم رشته های خاطره ای» مورد توجه قرار می دهد.
تصاویر منقوش بر آثار نویافته ی حوزه ی هلیل رود و مقایسه ی تطبیقی آن ها با
نقشمایه های منقوش بر دیگر آثار هنرهای دستی ایران و جهان چون نقشمایه های منقوش بر دست بافته ها، ظروف فلزی، سنگی و سفالین، آثار هنری سیمین و زرین، آثار حجاری شده در دل سنگ و ...، این حقیقت را روشن می سازد که نقشمایه های کنده کاری شده بر سطح این آثار سنگی، چون گنجینه ای است که میان هنر و تمدن مشرق زمین و هنر تمدن های همجوار پُل می زند.
در این مقاله، نخست نقشمایه های نویافته ی حوزه ی هلیل رود با هنر مقدس سنجیده شده و سپس، به جستجوی سنت های هنر ایران در آن ها پرداخته شده است. سرانجام، ارتباط این نقشمایه ها با نقشمایه های موجود در هنر بین النهرین و از جمله در لوح نرگال مورد بررسی قرار گرفته است.
پژوهش حاضر به سه نظام کمدی غربی شامل کمدی یونانی، کمدی رومی و کمدیا دل آرته و کمدی سنتی ایرانی یا تقلید می پردازد و در پی دستیابی به این پاسخ است که تئاتر کمدی غربی چگونه و بر اساس چه معیارهایی به این سه گونه تقسیم شده و چگونه می توان مطالعهی تطبیقی آن را صورت بندی نمود، همچنین تئاتر کمدی غربی با تقلید چه همانندی یا ناهمانندی هایی دارد. پژوهشگر کوشیده تا به پرسش های یادشده بر اساس مهمترین و معتبرترین مآخذ، و بر بنیاد روش های تحلیلی، توصیفی، تاریخی و تطبیقی پاسخ دهد و ضمن توصیف و تحلیل سه نظام کمدی غربی و تقلید و به دست آوردن ویژگی های نمایشنامهای و اجرایی- نمایشی آنها، ویژگی های سه نظام کمدی غربی را یکایک با یکدیگر و با تقلید تطبیق داده و مقایسه کرده است تا به وجوه مشترک و افتراق میان سه گونهی کمدی غربی و کمدی سنتی ایران دست یابد. این پژوهش نه تنها جنبه های کمدی را روشن می کند، بلکه می تواند با مقایسهی آنها با کمدی سنتی ایران، زمینه هایی برای مطالعهی نظری و در نتیجه نظریه پردازی فراهم کند و همچنین مایه هایی برای ژرف و گسترده تر ساختن کمدی سنتی ایران پیشنهاد نماید.
شهرداری تهران در سال های اخیر دست به اقدامات متنوع و متعددی در انجام پروژه های شهری و در راستای محورهای مختلف توسعه زده که چهره و مناظر جدیدی را برای شهر ایجاد کرده است. آسیب شناسی انجام گرفته نشان می دهد ویژگی های مثبت و منفی بسیاری در این پروژه ها قابل بحث و بررسی است که می توان در چهار گام تعریف پروژه، برنامه ریزی و طراحی، اجرای پروژه و ارزیابی و بازنگری به آنها پرداخت.
عدم توجه به اولویت ها و ضرورت های پیش بینی شده در طرح های بالادست و «برنامه ـ محور» نبودن روند تعریف پروژه از آسیب های موجود در طرح های تهران امروز است. همچنین عدم «نیازسنجی» در کنار امکان سنجی پروژه ها نیاز به لزوم یا ضرورت آنها را مشخص نمی کند. در برنامه ریزی و طراحی پروژه ها، آسیب هایی در روند انتخاب مشاوران برنامه ریزی و طراحی و همچنین نظارت بر عملکرد آنها وجود دارد. به علاوه، پیوست های مختلف اجتماعی، اقتصادی، و زیست محیطی در برخی موارد از استقلال و استحکام لازم برخوردار نیستند. روند تصویب پروژه های شهری و ضعف در مشارکت مردمی در فرایند تهیه و تصویب برنامه ها جزء نقاط ضعف پروژه های تهران است. در بخش اجرا، عدم تبیین نظام تحقق پذیری و شفافیت پروژه ها مورد تحلیل و نقد است. در نهایت نیز در مرحله بازنگری و ارزیابی عدم وجود شاخص های ارزیابی و نیز فقدان سازمان ناظر بر این بازنگری از دیگر مسائلی هستند که نقاط قوت و ضعف این پروژه ها را مشخص می کنند. در این میان نقد و تحلیلی ساختاری در این فرایند می تواند به راهکارهایی برای ارتقای کیفی پروژه ها کمک کند.
در فرانسه با پیشینه غنی باغسازی، باغ های تاریخی به عنوان عظیم ترین میراث فرهنگی بشر، بخش قابل توجه و مهمی را در میان سایت های تاریخی این کشور به خود اختصاص داده است. در 100 سال اخیر نظریات و رویکرد های متنوعی در برخورد با سایت های تاریخی مطرح شده و به لحاظ رویکردی و تکنیکی در احیای سایت های تاریخی تضارب و تشابه فراوانی از احیای حداقلی تا بازسازی حداکثری مورد توجه مسئولان و طراحان بوده است. در این میان در دهه های اخیر بحث مناظر فرهنگی و حفاظت از باغ های تاریخی بخش عمده ای از مباحث حفاظتی و احیای سایت ها و میراث های فرهنگی_ تاریخی را به خود اختصاص داده است. ایکوموس (ICOMOS)، کمیته بین المللی ابنیه و سایت های تاریخی، 3 کنفرانس مهم منشور ونیز (1966)، منشور بورا (1981) و منشور فلورانس (1982) را در خصوص احیای محوطه های تاریخی برگزار کرد. در منشور فلورانس بحث احیای باغ های تاریخی مورد تأکید و توجه قرار گرفته است. این منشور، باغ های تاریخی را به عنوان یادبودهای تاریخی معرفی می کند و تمام ویژگی های طبیعی و فرهنگی را مورد توجه قرار می دهد.
باغ های تاریخی بخشی از منظر فرهنگی هستند که در نتیجه همپوشانی و تعامل میان فرهنگ و طبیعت پدید می آیند، بنابراین در احیای آنها، تنها نگهداری و حفاظت از کالبد باغ به معنای تداوم ارزش های ناملموس منظر نیست و سبب از بین رفتن این ارزش های فرهنگی می شود. باغ ها به عنوان شاخص ترین مصداق منظر که در زمینه های مختلف فرهنگی و تاریخی نمودهای متفاوتی یافته اند، در هر زمینه مخاطب خاص خود را دارند و علاوه بر لایه های طبیعی و زیست محیطی دارای لایه های ارزشمند تاریخی و فرهنگی هستند، بنابراین نمی توان به احیای آنها در چهارچوبی محدود و با تبصره های مشخص پرداخت. این امر نیازمند رویکردی انعطاف پذیر است که معمار منظر با مطالعه منظر فرهنگی و تاریخی سایت و شناخت جنبه های مختلف شکل دهنده به منظر باغ در ابعاد مختلف، در کنار توجه به اصول و قواعد احیا و حفاظت به مرمت باغ بپردازد. این نوشتار تلاش می کند از ورای تحلیل و معرفی پارک ویلارسو (villarceaux)، رویکرد منظرین آلن پروو در برخورد با باغ تاریخی و احیای آن را مورد توجه قرار دهد.