فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۶۵۷ مورد.
تکثرگرایى در قرائت متون دینى از منظر تئورى قبض و بسط
منبع:
رواق اندیشه ۱۳۸۰ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
آنچه در این مقال مىخوانید نقد تکثرگرایى متون دینى از منظر تئورى قبض و بسط است. صاحب این تئورى دو دلیل براى به رسمیتشناختن قرائتهاى مختلف از متون دینى آورده است. یکى - که اصلىترین دلیل است - صامتبودن متون دینى و دخالت انتظارات، پیش فرضها و پرسشهاى پیشین در تفسیر آنهاست. دیگرى ذوبطون و چندلایهبودن این متون است.سخن ما این است که متون دینى صامت نیستند. بنابراین دخالت انتظارات و پیش فرضها در تفسیر، از نوع تفسیر به راى مذموم است و نیز ذوبطونبودن متون دینى به معناى به رسمیتشناختن قرائتهاى مختلف نیست، زیرا هر تفسیرى را نمىتوان باطن متون به حساب آورد.
بررسی رویکرد روشی دکتر علی شریعتی در اصول بنیادین دین
حوزههای تخصصی:
یک دین زمانی می تواند بستر زیستی مؤمنانه را فراهم کند که ایمان به پایه های نخستین آن حاصل اقناع معرفتی و طمأنینه عقلی باشد و آن دین راهی برای رسیدن به این مطلوب گشوده باشد. در دین اسلام «تقلیدی نبودن» و «تحقیقی بودن» اصول بنیادین مطالبه مشترک رویکرد «درون دینی» و «برون دینی» است. این امر از منظر درون دینی به دلایل مختلف نکته ای حائز اهمیت و از ضروریات سنت اسلامی است. از زاویه برون دینی نیز اینکه دینی امکان مطالعه معرفت شناسانه را به منظور مقایسه دعاوی اش در مقابل سایر ادیان فراهم کند و حریف به میدان بطلبد، جذابیت معرفتی دارد و راه اثبات حقانیت عقلانی اش را می گشاید. حال این اصول تحقیقی و غیرتقلیدی می تواند معرکه آراء باشد. در شمایی کلی آراء روشی در حوزه دین در دو ساحت «اثبات» و «تبیین» قابل پیگیری است. دو ساحتی که تجلیات مختلفی در روش های گوناگون دارند. فیلسوفان باهدف اثبات به این جریان پیوستند و عده ای نیز چون جامعه شناسان به تبیین این اصول پرداختند. دکتر علی شریعتی در جایگاه جامعه شناسی دین دار از میانه راه همراه جریان گشته و عمدتاً در صدد تبیین این اصول برآمده اند. در این پژوهش نحوه مواجهه او با اصول دین در قالب روش های مصداق یافته در ذیل دو مقام اثبات و تبیین مورد بررسی قرارگرفته است.
فردید فیلسوف بود
حوزههای تخصصی:
جستاری در سپهر عقلانی «پروژه معنویت»
منبع:
علامه ۱۳۸۴ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
معرفت شناسی اجتماعی در تفکر علامه شهید مطهری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ناسازواره معدوم مطلق و گزاره های همتای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناسازواره [- پارادوکسِ] معدوم مطلق را از دو نگرگاه می توان بررسید: پژوهشی و آموزشی. از نگرگاه پژوهشی مهم است؛ زیرا گزاره هایی را چون امتناع تناقض، دور، و تسلسل به چالش می کشد که شالوده ی اندیشه و دانش ما را می سازند. از نگرگاه آموزشی نیز اهمیت دارد؛ چراکه در دو کتاب پرکاربرد درسی یعنی بدایه الحکمه و نهایه الحکمه بدان پرداخته شده است، اما بسیار کوتاه و گذرا. همین کوتاهی و اجمال، خطا برانگیز بوده، فلسفه آموزان را با سرگردانی و فلسفه پژوهان را با دشواری روبه رو ساخته است؛ به گونه ای که در تعلیقه علی نهایه الحکمه نویسنده اندیشه مند به مرحوم علامه نسبت پریشان گویی داده است. در این نوشتار، پس از تبارشناسی ناسازواره معدوم مطلق و برشمردن ناسازواره های هم سرشت و هم سرنوشتِ با آن، دو نکته را آشکار ساخته ام: الف) صدرالمتالهین در نوشته های خود برای فروگشودن این دشواره از دو شیوه یاد کرده است که عبارت های بدایه ناظر به یکی است و عبارت های نهایه ناظر به دیگری. بدین سان، نسبت پریشان گویی از آستان علامه پیراسته می شود. ب) اگرچه ملاصدرا این دو شیوه را نوآوری خود می شمارد، اما این دو از نوآوری های میردامادند که تبار آن ها به دانشمندانی چون ایجی، تفتازانی، و طوسی می رسد.