هدف از این پژوهش تعیین میزان تأثیر بردگرایی (میل به پیروزی) بر ابعاد تعهد ورزشی بازیکنان تیم های فوتبال بانوان لیگ برتر کشور بود. روش تحقیق از نوع همبستگی و به لحاظ هدف کاربردی است. جامعه آماری تحقیق شامل بازیکنان 11 تیم (200 نفر) فوتبال لیگ برتر سراسر کشور بود که در دومین دوره لیگ برتر بانوان شرکت کرده بودند و حداقل شش ماه سابقه فعالیت در تیم مربوطه را داشتند. نمونه پژوهش به صورت تمام شمار انتخاب شد. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه دیتر (1988) (90/0α=)، مشتمل بر 6 سؤال برای بررسی انگیزه بردگرایی و پرسشنامه (14 سؤالی) تعهد ورزشی اسکانلان (1993) (α=0/86که برای بررسی علت ادامه مشارکت افراد در ورزش های خاصی طراحی شده است، استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی، در قسمت آمار استنباطی از تحلیل رگرسیون ساده و مدل یابی معادلات ساختاری با تأکید بر نرم افزار Amos18 استفاده شد. نتایج نشان داد میل به پیروزی بر تعهد ورزشی بازیکنان تأثیر دارد و مدل رگرسیونی تقریباً 34 درصد واریانس متغیر ملاک را پیش بینی می کند. در واقع با افزایش میل به پیروزی بانوان فوتبالیست میزان تعهد ورزشی آنان نیز افزایش می یابد.
این پژوهش با هدف موانع و چالش های بازاریابی ورزش دانشجویی اداره کل تربیت بدنی دانشگاه پیام نور انجام شد. روش پژوهش، توصیفی – تحلیلی است. جامعه تحقیق شامل مدیران اداره کل تربیت بدنی، معاون، اعضای هیأت علمی رشته تربیت بدنی فعال در زمینه تدوین استراتژی و رؤسای ادارات تربیت بدنی دانشگاه پیام نور استان های سراسر کشور بودند؛ که جمعاً برابر 50 نفر بوده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته شامل 55 سؤال است که پس از تأیید روایی و پایایی (91/.) توزیع گردید. داده های پرسشنامه توسط نرم افزاز SPSS نسخه 16 و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون رتبه بندی فریدمن در سطح معناداری 5./. و ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که اداره کل تربیت بدنی دانشگاه پیام نور در وضعیت کنونی دارای 10 قوت، 10 ضعف، 10 فرصت و 10 تهدید مواجه است. تشکیل واحد بازاریابی، عدم شناخت کافی از فرایند برنامه ریزی بازاریابی دانشگاه در میان کارکنان، توجه به نقش حامیان مالی در برنامه ریزی ورزش دانشجویی و عدم تخصیص منابع مالی کافی جهت توسعه و رشد ورزش دانشجویی بالاترین میزان اهمیت را دارند. نتایج نشان داد برخی از موانع و چالش ها همچون، نداشتن سایت ها و نشریات تخصصی، عدم پوشش رسانه ای، نداشتن برنامه راهبردی بازاریابی، ضعف در جذب حامیان مالی، کمبود جلسات دانشگاه با سازمان های فعال بازاریابی از اهم چالش هایی است که باید مورد توجه مدیران قرار گیرد.
این پژوهش نظریة نیازهای اساسی روان شناختی، یک زیر نظریه در چهارچوب نظریة خود مختاری، را در دانشجویان ورزشکار مورد بررسی قرار داد. بر این اساس، عوامل زمینه-اجتماعی تعیین کننده در بهزیستی دانشجویان ورزشکار مورد بررسی قرار گرفت. همچنین در این پژوهش نقش میانجی گری نیازهای اساسی مورد آزمون قرار گرفت. طرح پژوهش حاضر توصیفی– همبستگی بود. 234 دانشجوی ورزشکار در دانشگاه های ارومیه و تبریز (میانگین سنی: 90/20 و انحراف استاندارد: 03/3) به صورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج نشان داد که حمایت استقلالی و جو تکلیف محور به صورت مثبتی با احساس استقلال، شایستگی و وابستگی و عاطفه مثبت ارتباط داشت. جو خود-محور با عاطفه منفی در ارتباط بود. سه نیاز اساسی روان شناختی ارتباط مثبتی با عاطفه مثبت، و همچنین ارتباطی منفی با عاطفه منفی داشتند. همچنین سه نیاز اساسی روان شناختی میانجی گر مثبت در رابطة بین حمایت استقلالی و جو تکلیف محوری با عاطفه مثبت بودند. نتایج پژوهش حاضر از نظریة نیازهای اساسی حمایت کرد.
هدف از این تحقیق، بررسی نقش بسته بندی کفش های ورزشی در ترغیب گروه های مختلف ورزشکاران به خرید کفش های ورزشی بود. روش تحقیق، توصیفی - پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش 1800 نفر از ورزشکاران باشگاهی شهرستان پلدختر بودند که براساس جدول مورگان، حجم نمونه 320 نفر تعیین شد. اعضای جامعه نمونه تحقیق به روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی در باشگاه ها انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته ای بود که روایی محتوایی آن توسط متخصصان و روایی ساختاری آن با روش تحلیل عاملی بررسی شد و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ (آلفا= 89/0) محاسبه شد.
یافته ها نشان داد که بین ویژگی های بسته بندی، مهم ترین ویژگی، طراحی بسته بندی کفش های ورزشی است که در ترغیب ورزشکاران به خرید کفش نقش دارد، درحالی که ویژگی اطلاع رسانی، کمترین اهمیت را دارد. در بین گروه های مختلف ورزشکاران، ویژگی های طراحی و حفظ و نگهداری در زنان بیش از مردان و در ورزشکاران دارای تحصیلات زیر دیپلم بیش از ورزشکاران لیسانس در ترغیب آنها به خرید کفش ورزشی اهمیت دارد.
هدف مطالعه حاضر تعیین اثر مکمل پروتئین-کربوهیدرات پس از تخلیه گلیکوژن بر پاسخ انسولین و گلوکز
پلاسما و عملکرد استقامتی دانشجویان فعال بود. 30 نفر از دانشجویان پسر کارشناسی رشته تربیت بدنی
174 سانتیمتر) که حداقل 4 نیمسال /05±5/ 70 کیلوگرم و قد 41 /13±9/ 22 سال، وزن 56 /53±1/ (سن 5
واحدهای عملی خود را گذرانده و به دلیل عضویت در تیمهای دانشگاه، یک رشته ورزشی اختصاصی را
بهطور منظم تمرین میکردند، بهطور تصادفی در چهار گروه مکمل پروتئین-کربوهیدرات ( 8 نفر)، مکمل
کربوهیدرات ( 8 نفر)، مکمل پروتئین ( 7 نفر) و دارونما ( 7 نفر) تقسیم شدند. هریک از آزمودنیها یک آزمون
و زمان رسیدن به واماندگی انجام دادند و 3 روز پس از تعیین Wmax فزاینده برای تعیین بازده توان بیشینه
و زمان رسیدن به واماندگی، پروتکل تخلیه گلیکوژن در ساعت 8:30 دقیقه صبح درحالیکه Wmax
آزمودنیها ناشتا بودند انجام شد. بلافاصله پس از انجام پروتکل تخلیه گلیکوژن از کلیه آزمودنیها مقدار
5 خون برای تعیین مقدار انسولین و گلوکز پلاسما گرفته شد. 10 دقیقه و دوباره 2 ساعت پس از تخلیه cc
گلیکوژن به آزمودنیها مکمل پروتئین -کربوهیدرات( 80 گرم کربوهیدرات، 28 گرم پروتئین، 6 گرم چربی)،
40 گرم پروتئین) و دارو نما (آب) داده شد / کربوهیدرات ( 108 گرم کربوهیدرات، 6 گرم چربی)، پروتئین ( 7
5 خون برای تعیین مقدار انسولین و گلوکز پلاسما cc و 30 دقیقه پس از دومین دوز مصرف مکمل مقدار
گرفته شد. همچنین 4 ساعت پس از انجام پروتکل تخلیه گلیکوژن و دریافت مکمل، زمان رسیدن به
وابسته و t واماندگی در یک آزمون استقامتی فزاینده تعیین شد. جهت تعیین اختلاف درونگروهی از آزمون
و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنیداری ANOVA تعیین اختلاف بینگروهها از تحلیل واریانس
استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد پاسخ انسولین و گلوکز پلاسما و زمان رسیدن به واماندگی در P≤0.05
مکمل پروتئین -کربوهیدرات نسبت به کربوهیدرات و پروتئین، همچنین کربوهیدرات نسبت به پروتئین و
دارونما بیشتر بود. بنابراین پس از یک تمرین شدید، همراه با تخلیه گلیکوژن عضله، مکمل پروتئین -
و زمان P< کربوهیدرات نسبت به کربوهیدرات و پروتئین، بازیافت گلیکوژن عضله را سریعتر کرد 0.01
را برای نوبت بعدی تمرین یا مسابقه افزایش داد. P< رسیدن به واماندگی 0.01
مایکل فلپس، برترین شناگر المپیک، توانست در رقابتهای جهانی، گوی سبقت را از دیگران برباید. خودش بر این باور است که 5 اصل را رعایت کرده است.
آیا می توان این 5 اصل را به مدیران معرفی کرد تا در صحنه ی رقابت کسب و کارها پیروز میدان باشند؟ برای پاسخگویی به این پرسش، 5 اصل موفقیت آمیز مایکل فلپس آمده است.
جالب است بدایند که فلپس در دوران کودکی با اختلالی در رفتار مواجه بود که توانست از آن نقطه ضعف، در پیروزی اش حداکثر استفاده را بکند. خواهید گفت آن اختلال چه بوده، و او توانسته چگونه ضعف را به قوت تبدیل سازد؟ این اثر، جوابگوی پرسشهای شما خواهد بود.
پژوهش حاضر به بررسی خودکارامدی مربیان و ورزشکاران جوان می پردازد و در ادامه نیز لذت بخشی ورزشکاران جوان از فعالیت ورزشی بررسی شده است. در نهایت هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر خودکارامدی بر لذت فعالیت بدنی در ورزشکاران جوان با بهره گیری از روش مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل بوده است. یافته ها حاکی از عدم تأثیر معنادار خودکارامدی مربیان بر خودکارامدی دانش آموزان، تأثیر مثبت و معنادار خودکارامدی جسمانی بر لذت بخشی فعالیت بدنی دانش آموزان و همچنین عدم تأثیر معنادار خودکارامدی مربیان بر لذت بخشی فعالیت بدنی دانش آموزان بود. ازاین رو با توجه به تأثیر خودکارامدی بر لذت بخشی ورزشکاران جوان به مربیان و دست اندرکاران تیم ها و مدارس ورزشی پیشنهاد می شود تا با برگزاری دوره ها و کلاس های کوتاه مدت روان شناسی، به تقویت مهارت های روانی و افزایش میزان خودکارامدی ورزشکاران بپردازند. همچنین پیشنهاد می شود بر میزان لذت بخشی ورزشکاران به خصوص ورزشکاران جوان و نوجوان توجه شود، زیرا لذت بخشی حاصل از فعالیت جسمانی به عنوان منبع مهم مشارکت و همچنین ادامه مشارکت ورزشکاران در نظر گرفته می شود.
هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر فعالیت مقاومتی حاد با ترتیب حرکتی متفاوت بر شاخص های خستگی (سروتونین و آزمون درک فشار) در مردان غیر ورزشکار با وزن معمولی و چاق بود. 26 دانشجوی پسر به صورت هدفمند انتخاب و در دو گروه چاق و با وزن طبیعی (11 نفر چاق و 15 نفر معمولی) قرار گرفتند. در جلسه اول، به صورت تصادفی نیمی از آزمودنی ها (از هر دو گروه چاق و معمولی) پروتکل مقاومتی الف (اجرای حرکات مقاومتی از عضلات بزرگ به کوچک) و بقیه آزمودنی ها پروتکل مقاومتی ب (اجرای حرکات مقاومتی از عضلات کوچک به بزرگ) را انجام دادند. جلسه دوم، سه روز بعد و با جابه جایی پروتکل تمرینی آزمودنی ها اجرا شد.
در هر جلسه، آزمودنی ها سه ست فعالیت را برای نه حرکت با شدت ده تکرار بیشینه، تا حد واماندگی انجام دادند. در هریک از جلسات، خون گیری قبل از فعالیت، بلافاصله و 30 دقیقه بعد از فعالیت انجام گرفت. نتایج با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که بلافاصله بعد از پروتکل ب، غلظت سروتونین سرم در هردو گروه چاق و معمولی افزایش معنی دار یافت (05/0p<) و پس از 30 دقیقه ریکاوری به سطوح اولیه بازگشت. اما، ترتیب حرکات مقاومتی بر تغییرات کورتیزول سرم تأثیری نداشت. علاوه بر این، در هر دو گروه میزان درک فشار در حین فعالیت مقاومتی ب بیشتر بود (05/0p>)، اگرچه تفاوت معنی داری با شرایط الف دیده نشد. در کل، یافته ها نشان داد زمانی که ترتیب حرکات مقاومتی از عضلات کوچک به بزرگ است، خستگی بیشتری به همراه دارد، اما چاقی در این خصوص بی تأثیر است، هرچند چاقی، تغییرات کورتیزول خفیف تری به همراه داشت.
افراد دارای سرمایه اجتماعی برای کلیه سازمان ها بسیار بااهمیت اند و نوعی دارایی کمیاب محسوب می شوند. اهمیت عوامل مؤثر بر سرمایه اجتماعی در دنیا روزبه روز بیشتر می شود. یکی از این عوامل بسیار مهم می تواند عدالت سازمانی باشد. ازاین رو هدف این پژوهش بررسی تأثیر ارتباط عدالت سازمانی ادراک شده بر میزان سرمایه اجتماعی کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان اصفهان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعة آماری پژوهش، کلیه کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان اصفهان بود که با استفاده از فرمول تعیین حجم نمونه مورگان، 159 نفر به عنوان نمونه آماری به طور تصادفی - طبقه بندی شده انتخاب و بررسی شدند. دو پرسشنامه عدالت سازمانی و سرمایه اجتماعی آزمون شد و اعتبار محتوای این پرسشنامه ها را هشت نفر از استادان و متخصصان حوزه مدیریت ورزشی، رفتار سازمانی و جامعه شناسی تأیید کردند. پایایی هر دو پرسشنامة محقق ساخته، عدالت سازمانی و سرمایه اجتماعی از طریق مطالعه آزمایشی پرسشنامه ها که توسط 30 نفر از کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان اصفهان تکمیل شده بود، با استفاده از آزمون، ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 91/0 و 84/0 به دست آمد.
هدف این پژوهش، تأثیر مراقبه ذهن آگاهی بر وضعیت ذهن آگاهی، حالت اجرای روان (سبک بالی) و عملکرد ورزشی ورزشکاران رشته تنیس روی میز بود. تعداد 30 ورزشکار مرد تنیس روی میز از لیگ والیبال، به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و تجربی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسش نامه ذهن آگاهی ورزشی، پرسش نامه اجرای روان وضعیتی و پرسش نامه عملکرد ورزشکاران چاربونیو استفاده شد. گروه تجربی به مدت شش هفته دو جلسه ای، براساس پروتکل ذهن آگاهی ورزشی تحت آموزش های ذهن آگاهی قرار گرفتند. برای مقایسه متغیرها، از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که وضعیت ذهن آگاهی، روانی اجرا (سبک بالی) و عملکرد، در گروه تجربی به طور معناداری نسبت به گروه کنترل بهبود یافته است. با توجه به اثر تمرینات ذهن آگاهی بر وضعیت ذهن آگاهی، سبک بالی و اجرای ورزشکاران، این تمرینات می توانند درکنار دیگر تمرینات و مهارت های روان شناختی برای توسعه عملکرد ورزشی ورزشکاران به کار برده شوند.
در ادبیات جامعه شناسی شبکه های اجتماعی غیررسمی به عنوان یکی از راه های اصلی تقویت روابط و پیوندهای اجتماعی میان افراد و به تبع آن، افزایش اعتماد اجتماعی شناخته شده اند و از آن جا یی که ورزش همگانی نوع غیررسمی و داوطلبانه ورزش بوده و فضای مطلوبی را جهت افزایش روابط متقابل و پیوندهای عاطفی و نزدیک بین افراد مختلف جامعه مهیا می کند، به نظر می رسد که می تواند از طریق کارکردها و سازوکارهای خاص خود در تقویت اعتماد اجتماعی مؤثر باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه شرکت جوانان در ورزش های همگانی با اعتماد اجتماعی آن ها به انجام رسید . روش این پژوهش پیمایشی بوده و طرح آن از نوع هم بستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی جوانان 15 تا 29 ساله شهر تهران بود که از میان آ ن ها 405 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شده و به دو گروه شرکت کننده در ورزش همگانی و غیرشرکت کننده در ورزش همگانی تقسیم شدند و مؤلفه های اعتماد اجتماعی آن ها با استفاده از پرسش نامه پژوهشگر ساخته سنجیده شد. نتایج نشان می دهد که میانگین اعتماد اجتماعی در حالت کلی آن برای افراد شرکت کننده در ورزش همگانی (96/2) بیشتر از میانگین این متغیر برای افراد غیرشرکت کننده در آن (84/2) می باشد و این تفاوت از نظر آماری معنادار است؛ بدین معناکه می توان گفت شرکت در ورزش همگانی با میزان اعتماد اجتماعی جوانان مورد پژوهش هم بستگی دارد. همچنین، در بررسی ابعاد اعتماد اجتماعی مشخص گردید که تفاوت میانگین دو گروه در مورد متغیرهای اعتماد بین شخصی و اعتماد تعمیم یافته از نظر آماری معنادار می باشد؛ اما در مورد اعتماد بنیادین و اعتماد نهادی تأثیر معناداری مشاهده نمی شود.
هدف از این تحقیق بررسی نقش تعدیل کننده جنسیت بر رابطه بین بازاریابی رابطه مند با وفاداری مشتریان ورزشی بود. پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود که تعداد 376 نفر (189زن، 187مرد) به روش تصادفی به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه وفاداری مشتریان و بازاریابی رابطه مند گردآوری شدند. روایی صوری پرسشنامه ها مورد تأیید 15 تن از اساتید و پایانی آن ها با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب 92/0 و 95/0 مورد تأیید قرار گرفت. داده ها با استفاده آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون Z فیشر تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد بین تمامی مؤلفه های بازاریابی رابطه مند با وفاداری مشتریان مرد رابطه معنا داری وجود دارد (01/0p
جاشوا گوردون، بنیانگذار مؤسسه ی تعارضات ورزشی (SCI) و عضو هیأت علمی مرکز بازاریابی ورزشی ورشو در دانشکده ی کسب وکار لاندکوئیست (Lundquist) وابسته به دانشگاه اورگان است.
وی متخصص کسب وکار ورزشی و مدیریت تعارض است ضمن آنکه به صورت حرفه ای به ورزش دومیدانی می پردازد.
گوردون در گفت وگوی اختصاصی با توسعه مهندسی بازار، درباره ی تجربیات خود در مؤسسه ی تعارضات ورزشی و نیز کار کردن با ورزشکاران حرفه ای صحبت می کند.