موضوع بررسی تأثیر متقابل فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) و برخی دستاوردهای آن بر حوزه سیاست در کشور ما بسیار تازه است و جستجوهای هوشمندانه در سایت های اینترنتی نیز گواهی بر این مدعاست که حتی در کشورهای پیشرفته صنعتی که پیش قراولان عرصه فناوری هستند، بررسی این تأثیر به حوزه های بسیار محدودی مانند رأی گیری الکترونیکی و برگزاری انتخابات مکانیزه، افزایش دسترسی توده ها به اطلاعات سیاسی و... منحصر شده است.
بررسی همه جانبه این موضوع نیازمند تخصص های بین دیسیپلینی است. این مقاله به مثابه گامی نخست به طرح نظری همین بحث می پردازد و تلاش می کند تأثیر متقابل «فناوری اطلاعات و ارتباطات» را بر مهم ترین عنصر عرصه سیاست، یعنی «دولت» و نیز بر حوزه «توسعه سیاسی» و پیش نیازهای آن مطالعه نماید. بنابراین کنکاش و جستجوی رابطه احتمالی بین این مقوله ها و چگونگی آن، مسئله و هدف اصلی این نوشته است و نگارنده ضمن تأکید بر اهمیت بررسی این موضوع، وجود رابطه مثبت بین این مفاهیم سه گانه را مهم ترین یافته نوشته خود معرفی می کند و نشان می دهد که چگونه توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات می تواند به کارکردهای اساسی دولت در جامعه مدد رساند، فرایند توسعه سیاسی را تسهیل نماید و در نتیجه توسعه مستمر و پایدار خود را نیز تضمین کند.
موبایل به منزله یکی از فناوری های نوین و تأثیرگذار ارتباطی هم اکنون حضوری ناخوانده، ولی فعال در بین نوجوانان و جوانان دارد و در فضاهای آموزشی بسیاری، سنن و آموزه های تعلیم و تربیت سنتی را به چالش می کشد. در این راستا، مطالعه درباره رابطه میان استفاده از موبایل و جامعه پذیری مدرسه ای دانش آموزان، درواقع ردیابیِ یکی از مسائل اجتماعیِ بالقوه ای است که نه تنها در جامعه ما، بلکه در ملل دیگر نیز به تدریج توجه و تمرکز محققان و کارشناسان ـ و البته مسئولان و برنامه ریزان اجتماعی ـ را به خود معطوف کرده است.
در پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه میان نحوه استفاده از موبایل با جامعه پذیری مدرسه ای از نظریه های جامعه شناسانی چون: «مانوئل کاستلز»، «هانس گسر»، «اینگلهارت» و دیگران استفاده کرده و در انجام تحقیق از روش پیمایشی بهره برده ایم.
یافته های پژوهش نشانگر آن است که در مجموع بین الگوی استفاده از موبایل با توجه به ابعادی چون: شدت و میزان استفاده، نوع نگرش و استفاده (ابزاری یا بیانگر)، موقعیت های استفاده (مناسب یا نامناسب) و سابقه استفاده از موبایل با میزان جامعه پذیری مدرسه ای رابطه معنادار وجود دارد.
هدف این مقاله، تحلیل روابط بین ادراکات ارزش، پایبندی و تصمیم به استفاده از خدمات بانکی تلفن همراه است. با توجّه به پیشینه موجود در این زمینه، الگویی متشکل از چهارده فرضیّه مورد آزمون قرار گرفت. جامعه آماری این تحقیق کاربران همراه بانک در سطح مشهد است که به دلیل عدم وجود پایگاه اطّلاعاتی مشخص از روش نمونه گیری در دسترس برای این تحقیق استفاده شد. ابزار تحقیق پرسشنامه طیف 5 نقطه ای لیکرت است که به وسیله آن نظرات 93 تن از کاربران همراه بانک جمع آوری گردید. از روش مدل یابی معادلات ساختاری بوسیله نرم افزار SMART-PLS برای تحلیل داده ها بهره گرفته شد. نتایج نشان داد پایبندی به بانک ارائه کننده خدمات، پایبندی به استفاده از تلفن همراه و تصمیم به استفاده از تلفن همراه بطور مستقیم و مثبت و ارزش لذّت مدار و در بطن آن ارزش اجتماعی، بطور غیر مستقیم و مثبت بر تصمیم به ادامه ارتباط با بانک اثرگذارند.
با ورود به عصر اطلاعات، کیفیت و شرایط جنگ ها از پیچیدگی مفهومی و روشی بسیار زیادی برخوردار شده و جنبه های نوینی از درگیری در فضای سایبر شکل گرفته است. جنگ سایبری مجموعه ای از فنون عملیاتی جدید و سبک نوینی از جنگ است که در مناقشه هایی در بالاترین سطح شدت به منظور هدف قرار دادن مخالفان به کار می رود. این جنگ شکل جدیدی از جنگ فرماندهی و کنترل است که کمتر به جغرافیا بستگی دارد بلکه بیشتر به ماهیت فضای شبکه های الکترونیک مربوط می شود. جنگ سایبر با هدف اختلال، آسیب زدن یا تغییر آنچه جمعیت هدف فکر می کنند با تمرکز بر روی افکارعمومی، نخبگان و یا هر دو به انجام می رسد. ایالات متحده امریکا با استفاده از قابلیت های فضای سایبر کوشیده است ابعاد نوینی از جنگ نرم بر ضد کشورمان را در این فضا شکل دهد. با توجه به اهمیت این جنبه نوین درگیری، متن حاضر به بررسی مشخصات اصلی جنگ سایبر به عنوان یک محیط استراتژیک پرداخته است و از طریق بررسی ماهیت، اهداف، ابزار و روش های حملات در فضای مجازی واکنش های دفاعی مناسب در برابر این حملات را نیز مورد تحلیل قرار می دهد.