هدف اصلی این تحقیق، بررسی عوامل موثر بر رضایت شغلی حسابرسان می باشد. بدین منظور پرسشنامه ای توسط پژوهشگران تهیه و بین حسابرسان شاغل در مؤسسات عضو جامعه ی حسابداران رسمی ایران، توزیع گردید. در تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس، T استیودنت و ضریب همبستگی اسپیرمن، استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد که هشت عامل سازمانی شامل""دستمزد""، ""ارتقاء""، ""مشارکت در تصمیم گیری""، ""قدردانی""، ""تخصصی کردن فعالیت های حسابرسی""، ""ارزیابی عملکرد به شیوه مناسب""، ""پیشرفت شخصی"" و ""فعالیت در مؤسسات حسابرسی بزرگ"" و شش عامل ماهیتی شامل""تنوع کاری""،""آزادی عمل در کار حسابرسی""،""آگاهی از نتیجه حاصل از انجام فعالیت حسابرسی""، ""چالشی بودن شغل حسابرسی""، ""انعطاف پذیری در حین فعالیت حسابرسی"" و""احساس مفید بودن""، و سه عامل محیطی شامل ""سرپرستی""، ""روابط اجتماعی مناسب همکاران"" و ""امنیت شغلی"" در مؤسسات حسابرسی موجب افزایش و ""ابهام در شغل حسابرسی""، موجب کاهش رضایت شغلی حسابرسان می-شود. همچنین، میزان تأثیر عوامل ""فرصت مشارکت در تصمیم گیری"" و ""قدردانی از حسابرسان"" بر رضایت شغلی با افزایش سن و تجربه حسابرسان افزایش می یابد. در نهایت، دیدگاه حسابرسان نسبت به عوامل موثر بر رضایت شغلی در مناطق و سطوح تحصیلی گوناگون، متفاوت بوده و حسابرسان زن و مرد در خصوص عوامل موثر بر رضایت شغلی دیدگاه یکسانی دارند.
حسابرسی داخلی فعالیتی است که در یک واحد تجاری (و یا دولتی) به منظور بررسی و ارزیابی کنترلهای داخلی انجام می شود. حسابرسی داخلی با ارزیابی کنترلهای داخلی و کمک به مدیران سازمانی به طور خاص و افراد برون سازمانی به طور عام ارائه می نماید. علیرغم رشد و توسعه چشمگیر خدمات خسابرسی داخلی در جوامع پیشرفته و یا در حال توسعه، شواهد نظری حاکی از محدود بودن فعالیت این حرفه در ایران می باشد. هدف این تحقیق شناسایی عوامل عدم توسعه حسابرسی داخلی و ارائه پیشنهاداتی جهت توسعه این حرفه در ایران می باشد. نتایج آزمون فرضیات منجر به شناسایی 31 عامل مهم عدم توسعه حسابرسی داخلی و ارائه 14 پیشنهاد با اهمیت گردید. در این تحقیق عوامل عدم رشد در سه گروه سازمانی، محیطی و فردی بر مبنای سطح اهمیت، اولویت بندی گردیدند.
هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین مسؤولیت پذیری اجتماعی و عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار، ارزش شرکت (شاخص Q-Tobin)، محدودیت مالی (شاخص KZ)، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و نرخ بازده دارائیها به عنوان شاخصهای عملکرد در نظر گرفته شده اند. دوره زمانی مطالعه سالهای 1385 تا 1389 است. متغیر مسؤولیت پذیری اجتماعی شرکتها از طریق پرسشنامه امتیاز بندی شده است و اندازه نمونه 79 شرکت می باشد. آزمون فرضیات در دو مرحله انجام گشته است: مرحله اول، با استفاده از داده های سال 1389 و مرحله دوم، با استفاده از میانگین داده های سالهای 85-89. آزمون فرضیه با استفاده از روش تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیره (OLS) و نرم افزار Eviews 7 اجرا شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که پس از کنترل اندازه شرکت، اهرم مالی و ریسک سیستماتیک، بین مسؤولیت پذیری اجتماعی و عملکرد شرکتها ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد.
این پژوهش به بررسی چگونگی ارتباط توانایی مدیریت با حق الزحمه و تعدیل اظهارنظر حسابرسی به دلیل ابهام در تداوم فعالیت نمونه ای از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1382 تا 1392 می پردازد. به منظور سنجش توانایی مدیریت از نمره توانایی مدیریت منتج از مدل دومرحله ای تحلیل پوششی داده های ارائه شده توسط دمرجیان و همکاران (2012) استفاده شده است. ضمن اینکه حق الزحمه و اظهارنظر حسابرس در مورد ابهام در تداوم فعالیت واحد تجاری به عنوان شاخص هایی از ریسک حسابرسی در نظر گرفته شده اند. نمونه مورد مطالعه این پژوهش شامل 94 شرکت و 1034 مشاهده سال شرکت است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد که با افزایش میزان توانایی مدیران، حق الزحمه حسابرسی و احتمال وجود بند ابهام در تداوم فعالیت در گزارش حسابرسی واحد تجاری کاهش می یابد. به صورت کلی، یافته های تحقیق نشان می دهد که توانایی مدیریت، عاملی تأثیرگذار بر تصمیمات حسابرسان است. این نتایج ازآن رو اهمیت دارد که شواهد تجربی چندانی در خصوص رابطه بین خصوصیات مدیریت و تصمیمات حسابرسان وجود ندارد.
در حسابرسی صورت های مالی، قضاوت نقش بسیار مهمی دارد به طوری که تمام مراحل حسابرسی، با قضاوت همراه است. نحوه قضاوت حسابرسان در اعمال آزمون های تحلیلی، به عنوان بخشی از فرآیند حسابرسی، موضوعی است که کمتر مورد توجه محققین بوده است. هدف این پژوهش بررسی این موضوع است که آیا نحوه قضاوت حسابرسان در اعمال آزمون های تحلیلی، از اطلاعات حسابرسی نشده سال جاری و یا اطلاعات حسابرسی شده سال های قبل تاثیر می پذیرد یا خیر؟ همچنین در این تحقیق میزان تاثیرپذیری قضاوت حسابرسان در صورتی که روند تهیه و افشا ء صورت های مالی در سال جاری مشابه یا متفاوت با سال های قبل باشد مورد بررسی قرار می گیرد.
تحقیق مذکور تحقیق نیمه تجربی بوده که از طریق توزیع پرسشنامه انجام گردیده است. شیوه تحقیق بدین صورت است که از حسابرسان مستقل در دو گروه کنترلی و تحت آزمایش، خواسته شده است تا با توجه به اطلاعات صورت سود و زیان حسابرسی نشده شرکت در سال جاری و حسابرسی شده شرکت در سال های قبل، راجع به در صد سود ناویژه سال جاری و حد بالا و حد پائین در صد سود ناویژه سال جاری، برآوردهایی را انجام دهند.
یافته های تحقیق حاکی از آن است که قضاوت حسابرسان در اعمال آزمون های تحلیلی، تحت تاثیر صورت های مالی حسابرسی نشده سال مورد رسیدگی قرار می گیرد. همچنین نتایج تحقیق نشاندهنده این است که هرگاه روند تهیه و افشاء اطلاعات صورت های مالی حسابرسی نشده سال مورد رسیدگی متفاوت با اطلاعات سال های قبل باشد، نحوه قضاوت حسابرسان در اعمال آزمون های تحلیلی دارای سوءگیری قضاوتی بیشتری است. یافته های این تحقیق علاوه بربسط تئوریک کاربرد آزمون های تحلیلی در حسابرسی، می تواند بیانگر نقش و کاربرد این آزمون ها توسط حسابرسان در فرایند حسابرسی باشد.
مقاله حاضر به بررسی کاربرد آنتروپی اقلام ترازنامه به عنوان یکی از ابزار بررسی های تحلیلی می پردازد. بررسی های تحلیلی بر کارآرایی و مؤثر بودن عملیات حسابرسی تأثیر عمده دارند. آنتروپی اقلام صورتهای مالی یکی از تکنیکهای جدیدی است که در تجزیه و تحلیل صورتهای مالی توسط تحلیلگران و متعاقب آن در بررسی های تحلیلی توسط حسابرسان به کارگرفته می شود. این مقاله قصد دارد به توصیف ارتباط بین آنتروپی اقلام ترازنامه و میزان اصلاحات ناشی از حسابرسی بپردازد. این مقاله خالصه ای از گزارش یک پژوهش کاربردی است. در این پژوهش مشخص شد که بین آنتروپی برخی از اقلام ترازنامه و اصلاحات حسابرسی رابطه معنی دار آماری وجود دارد. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش واقعی بوده و جهت آزمون آنها از روشهای آماری استفاده شده است.
هدف این پژوهش بررسی رابطة بین تخصص حسابرس در صنعت و تأخیر در ارائة گزارش حسابرسی (ARL) در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دورة زمانی 1381 تا 1389 می باشد. ARL یکی از معدود متغیرهای ستاندة قابل مشاهدة حسابرسی است که برای افراد بیرون از سازمان امکان ارزیابی کارآیی حسابرسی را فراهم می سازد؛ زیرا در ارتباط با به موقع بودن اطلاعات حسابرسی و سود می باشد. در این پژوهش، فاصلة زمانی بین پایان سال و تاریخ گزارش حسابرسی به عنوان شاخصی از تأخیر در گزارش حسابرسی می باشد و تخصص حسابرس در صنعت با استفاده از رویکرد سهم بازار اندازه گیری می شود. حسابرسان متخصص صنعت قادر به کسب دانش و تجربة مخصوص صنعت و آشنایی سریع با محیط تجاری صاحبکار می باشند؛ بنابراین، احتمال تکمیل سریع تر فرآیند حسابرسی نسبت به حسابرسان غیرمتخصص صنعت را خواهند داشت. با استفاده از تجزیه و تحلیل رگرسیون چتدگانه و کنترل عوامل تعیین کنندة ARL، نتایج نشان می دهد تأخیر در ارائة گزارش حسابرسی در شرکت هایی که توسط حسابرس متخصص صنعت، حسابرسی شده اند؛ کوتاه تر است.
این مقاله درصدد بررسی تاثیر تجدید ارائه های اجباری در مقایسه با تجدید ارائه های اختیاری بر کیفیت سود شرکتهای تجدید ارائه کننده است . نمونه تحقیق ما شامل 62 شرکت است که تنها یکبار تجدید ارائه در دوره زمانی 1380الی 1390 داشته اند. متغیر وابسته در این تحقیق معیار کیفیت سود ، تغییرکیفیت اقلام تعهدی می باشد که دردوره های قبل از تجدید ارائه و بعد از تجدید ارائه اندازه گیری شده است. در این تحقیق متغیرهای حاکمیت شرکتی داخلی(ویژگیهای هیات مدیره) و کیفیت حسابرسی و ویژگیهای شرکت به عنوان متغیرهای کنترلی مورد استفاده قرار گرفته اند. ما بررسی کردیم که چگونه متغیرهای فوق برای دوره تحریف و بعد ازآن بر تغییر کیفیت سود تاثیر گذاشته اند. یافته های ما نشان می دهد که تجدید ارائه های اجباری(ناشی از پیشنهاد حسابرس مستقل) سبب شده است کیفیت اقلا م تعهدی سود در دوره های بعد تجدید ارائه نسبت به دوره قبل تجدید ارائه افزایش یابد.نتایج همچنین نتایج نشان می دهد که یهیود وضعیت حاکمیت شرکتی بر افزایش کیفیت اقلام تعهدی سود در شرکتهای دارای تجدید ارائه اجباری تاثیر گذار می باشد.
یکی از وظایف حسابرسان کشف تحریفات بااهمیت در صورت های مالی، از جمله مدیریت سود است. از آن جا که احتمالا، حسابرسان در بررسی صورت های مالی با افزایش میزان ساعات کارکرد می توانند مدیریت سود را کشف کنند(2008،Constantions& Lennox) .در این پژوهش رابطه بین میزان ساعات کارکرد حسابرسی و مدیریت سود بررسی شده است . جهت آزمون فرضیه پژوهش 84 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای سال های 1385- 1387انتخاب شد و با استفاده از مدل جونز و مدل های مدیریت سود(مدل رگرسیون سوم)، صورت های مالی حسابرسی شده شرکت های انتخابی مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان می دهد بین میزان ساعات کارکرد حسابرسی و مدیریت سود رابطه معنا دار و معکوس وجود دارد .