فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
793 - 830
حوزههای تخصصی:
نقش روزافزون شبکه های اجتماعی آنلاین در شکل گیری کنش های اجتماعی-سیاسی افراد، اهمیت مطالعه تأثیر این شبکه ها بر انتخابات را به عنوان مهم ترین عرصه رقابت سیاسی آشکار می سازد. این پژوهش به بررسی نحوه اثرگذاری کاربری شبکه های اجتماعی بر تصمیم گیری افراد در فرایند چارچوب سازی رسانه ای در زمان انتخابات می پردازد. سؤال اصلی پژوهش این است که آیا کاربری شبکه های اجتماعی، اثرپذیری از چارچوب سازی مراجع و فرایندهای سنتی اثرگذار بر کنش سیاسی رأی دهندگان را متحول ساخته است؟ برای پاسخ از روش کیفی استفاده شده است. تجربه زیسته رأی دهندگان از تأثیر فضای مجازی بر شکل گیری چارچوب های گفتمانی مؤثر بر کنش سیاسی و نحوه رأی دهی آنان، از طریق مصاحبه های عمیق جمع آوری و با روش تحلیل گفتمان "پدام" تحلیل شده است. پژوهش بر دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در تهران متمرکز بوده و نمونه گیری از کنشگرانی که به لیست اصلاح طلبان (لیست پیروز) رأی داده اند، صورت گرفته است.نتایج تحلیل نشان می دهد در زمینه هویت یابی، فضای مجازی نقش تأسیسی کمرنگی در مورد هویت سیاسی در انتخابات مجلس دهم داشته و باید نقش تقویتی آن را بیشتر مدنظر قرار داد. با این حال، با توجه به ماهیت هیجانی و زودگذر رقابت های انتخاباتی، همین میزان از هویت سازی نیز می تواند قابل توجه باشد. شواهدی از تأثیر فضای مجازی در برساختن هویت اعتدالی یا تعدیل گرایش های سیاسی نیز مشاهده شده است. این یافته ها حاکی از تقویت جریان "مقاومت تفسیری" در برابر چارچوب سازی فضای مجازی است. به این معنا که کاربران شبکه های اجتماعی، صرفاً پذیرنده منفعل پیام های سیاسی نیستند، بلکه به طور فعال در تفسیر و بازتعریف این پیام ها مشارکت می کنند. این نتایج نشان می دهد که رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی و رفتار سیاسی پیچیده تر از آن است که صرفاً بتوان آن را به تأثیرگذاری یک طرفه تقلیل داد. در عوض، این رابطه متقابل و پویا است، که در آن کاربران نقشی فعال در شکل دهی به گفتمان های سیاسی و تصمیم گیری های خود ایفا می کنند.
پیش بینی افسردگی براساس میزان استفاده از شبکه اجتماعی با نقش میانجی تصویر بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳۹
140 - 111
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر استفاده از شبکه های اجتماعی بر افسردگی با نقش میانجی تصویر بدن انجام شده است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری دادههای پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه جوانان عضو در شبکه های اجتماعی بوده است و اعضای نمونه با روش غیراحتمالی در دسترس انتخاب شدند. حجم نمونه مورد نیاز با استفاده از فرمول گرین 106 نفر تعیین شد (234=n). برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد اعتیاد اینترنتی یانگ (1998)، تست افسردگی بک (1967)، پرسشنامه روابط چندبعدی خود-بدن (1997) استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها در پژوهش نشان داد که افسردگی پاسخ دهندگان خفیف می باشد. همچنین میانگین و انحراف استاندارد استفاده از شبکه های اجتماعی نشان دهنده عدم وابستگی روانی به اینترنت است و در نهایت میانگین و انحراف استاندارد تصویر بدن در پژوهش از تصویر بدنی قوی در پاسخ دهندگان خبر می دهد. نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که استفاده از شبکه های اجتماعی به طور متوسط با متغیر افسردگی همبستگی دارد و تغییرات این متغیر را به طور معناداری پیش بینی می کند (0.001>P ). همچنین نقش میانجی تصویر بدن در رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی و افسردگی تایید شد. با توجه به تاثیر معنادار استفاده از شبکه های اجتماعی بر افزایش افسردگی از طریق نقش میانجی تصویر بدن، اتخاذ راهکارهایی جهت آموزش و فرهنگ سازی در زمینه استفاده از این شبکه ها و افزایش ادراک افراد از تصویر بدنی شان از طریق برنامه های آموزشی و کارگاه های روانشناختی امری اجتناب ناپذیر به نظر می رسد.
سلبریزیته شدن و زندگی روزمره کاربران شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی کاربران شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳۹
364 - 327
حوزههای تخصصی:
صنعت فرهنگ جهانی جریانی در جهت تولید فرهنگ استاندارد و قالبی، از طریق ابزارهای مدرنی چون رسانه ها برای کنترل و مهار افکار عمومی است. در میان رسانه های امروزی شبکه های اجتماعی مجازی، به عنوان زیست بوم جدید رسانه ای طیف های گسترده افراد را به عنوان کاربر با خود همراه کرده و باعث شکل گیری طبقات جدید اجتماعی نظیر اینفلوئنسرها، سلبریتی ها و... در این فضا شده است که به بازتولید صنعت فرهنگ می پردازند. سیر رشد این گروه نوظهور در فضای مجازی و سیطره نفوذ آن در دنیای واقعی عامل اصلی پرداختن به این موضوع است. هدف اصلی این مقاله بررسی تاثیرات سلبریتیزه شدن بر ابعاد درونی و بیرونی زندگی روزمره کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام به عنوان پر مخاطب ترین شبکه اجتماعی کشور با 26 میلیون کاربر داخلی است. این مقاله از نوع کمی و با روش پیمایش است و جامعه آماری آن کلیه کاربران فعال شبکه اجتماعی اینستاگرام در بازه زمانی سال 1399 در شهر تهران است. نمونه آماری، با نرم افزار SPSS Sample Power در سطح خطای 05/0 درصد، 450 نفر برآورد و داده های این مقاله از طریق پرسشنامه تحت وب (OneDrive) جمع آوری شده است. در تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Spss و Smart PLS استفاده شده است. نتایج کلی پژوهش رابطه بین سلبریته شدن و بعد بیرونی زندگی روزمره کاربران با 43% R2= درصد و بعد درونی زندگی روزمره کاربران با 49% R2= تایید می کند. نتابج حاکی از آن است که سلبریزیته شدن بیشترین اثر را بر ابعاد درونی زندگی کاربران داشته است.
Cyberactivism and Real-World Activism: Why Are Users Different?
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۸, Issue ۱, January ۲۰۲۴
27 - 58
حوزههای تخصصی:
Cyberactivism, as civic engagement, is enabled by social media, and has attracted many users to participate in leading social change. To shed more light on the relationship between cyberactivism and real-world (social) activism, within a quantitative approach, employing correlational research design, and a group comparison research design, the current research examined two linear regression models for the relationships among online sharing, homophily, attitudinal influenceability, and behavioral influenceability, and also, among behavioral influenceability, cyberactivism and social activism, and then examined the effects of sociodemographic characteristics of Iranian Instagram users on these variables in a 393-participant sample. The alternative hypotheses about the relationships among the variables in these two models, were retained. The results also showed that age, gender, and occupational status had effects on almost all variables. This study contributes to the existing literature by introducing attitudinal and behavioral influenceability as important factors influencing cyberactivism and social activism. It encourages governments to take full advantage of online activities and cyberactivism to promote social participation and real-world activism, especially among youth and females, to transcend society, and better solve societal and global problems with the collective wisdom.
فمینیسم سایبر، مطالبات بازنمایی شده از حوزه زنان در شبکه های اجتماعی مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳شماره ۳۷
322 - 271
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی فمینیسم سایبر در ایران و باهدف شناسایی مطالبات بازنمایی شده در شبکه های اجتماعی فمینیستی صورت گرفته است؛ این پژوهش بر اساس نوع هدف، کاربردی و به لحاظ نوع روش، کیفی است. در این مطالعه به منظور شناسایی مطالبات بازنمایی شده، محتوای شبکه های اجتماعی فمینیستی موردبررسی قرار گرفته است، ازاین رو از مجموع 44 پیج شناسایی شده با دارا بودن شاخصه های مرتبط زیر: «1_اشاره های نشانه شناسی از رویکردهای فمینیستی در تنظیم متن و محتوای بکار رفته، 2_ وجود کلید واژه های فمینیستی و اندیشه های مرتبط در متن و محتوای بکار رفته، 3_ صفحات فعال فمینیستی بیان کننده ی مطالبات. 4_مرتبط بودن پست ها با مطالبات حوزه زنان. 5_ تمرکز در خصوص زن ایرانی، 6_ معرفی خود به عنوان فمینیست در قسمت مشخصات (بیو) این شبکه ها»، 16 پیج پرمخاطب با تعداد فالوور بیش از K50 مورد انتخاب و تحت تجزیه وتحلیل داده ای قرار گرفتند. تحلیل یافته های فاز کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت پذیرفت که درنهایت یک هسته ی اصلی تحت عنوان «رفع محدودیت های اعمال شده علیه زنان» و پنج مضمون اصلی شامل: «1. رفع بی عدالتی و نابرابری جنسیتی، 2. رفع محرومیت نسبی از مناسبات و تجربه زیسته، 3. رفع بحران عاملیت زنانه، 4. رفع کلیشه های برساخت حول گفتمان تبعیض، 5. رفع سرکوب و خفقان نظام مند» شناسایی شد. با توجه به این داده ها می توان نتیجه گرفت: فمینیست های سایبر با در نظر گرفتن پیش فرض «اعمال محدودیت های اعمال شده علیه زنان» دست به کنش هایی در میدان فضای سایبر می زنند که نتیجه ی آن بازنمایی مطالباتی در فضای مجازی به عنوان مطالبات زنان در میدان واقعیت می باشد.
ارائه مدل تبلیغات های واقعیت افزوده مبتنی بر تلفن های همراه هوشمند با استفاده از رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳شماره ۳۷
373 - 323
حوزههای تخصصی:
به واسطه کاهش روز افزون اثربخشی رویکرد های تبلیغاتی فعلی، استفاده از فناوری واقعیت افزوده به عنوان یک رسانه تبلیغاتی نوین و جذاب، می تواند به عنوان یک راهکار موثر در نظر گرفته شود. بر همین اساس هدف این پژوهش، تبیین و شناسایی ابعاد و شاخص های اصلی موثر بر تبلیغات واقعیت افزوده موبایل محور، غربال گری و اعتبار سنجی آن ها و در نهایت ارائه مدل تبلیغاتی واقعیت افزوده مبتنی بر تلفن های همراه هوشمند با محوریت نشانگر های فیزیکی تحت عنوان یک رسانه تبلیغاتی جدید بود. در این مطالعه با بهره گیری از رویکرد آمیخته و ترکیبی از دو روش کیفی و کمی متوالی، در مرحله اول با استفاده از ابزار مصاحبه های نیمه ساختاری یافته با 14 خبره، داده های لازم جمع آوری و روش داده بنیاد اجرا گردید. روایی و پایایی بخش کیفی نیز تایید شد. در مرحله دوم از روش دلفی فازی به منظور اعتبار سنجی مقولات شناسایی شده و ارائه مدل نهایی استفاده گردید. در بخش کیفی5143 مفهوم اولیه، 912 مقوله فرعی، 59 مقوله اصلی شناسایی و در قالب 6 سازه سازمان دهی گردید. تمامی شاخص ها توسط روش دلفی فازی مورد تایید قرار گرفت. با وجود عمر نه چندان طولانی فناوری واقعیت افزوده در صنعت تبلیغات، همچنین تاثیر پذیری آن از عوامل زمینه ای حاکم، این فناوری می تواند در نقش یک رسانه نوین با کمک به صنعت تبلیغات، نتایج ارزشمندی را برای مخاطبان، محصول، شرکت، برند و جامعه در پی داشته باشد و به بازاریابان در کسب نتایج مطلوب کمک نماید.
وضعیت استثنائی ویروس کرونا و تسلط پزشکی بر حافظه عامیانه (مطالعه موردی شبکه اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۳شماره ۳۸
188 - 143
حوزههای تخصصی:
دنیاگیری کرونا با ایجاد «وضعیت استثنایی» باعث تسریع «تسلط پزشکی» بر افکار عمومی شد. پانصد فیلم، عکس و متن که توسط کاربران عادی «شبکه اینستاگرام» در روزهای همه گیری بیماری بازنشر شده ، بررسی شده است. با نشانه شناسی این محتواها، رمزگان های «خط مقدم، خطوط پشتیبانی و خائنان مبارزه با کرونا» به دست آمده است. این رمزگان ها توأمان دارای دال و مدلول های فرادست و فرودست است. دال های مدافعان سلامت، شهید سلامت، آمادگی رزمندگان و فداکاری کادر درمانی یک روایت «حماسی، قدسی و فرادست» از کادر درمانی به ویژه کادر درمانی زن ارائه می دهد. دال های «جبهه خانگی»، «مبارزات مردمی، سازمانی و نهادی» روایتی «امیدوارانه، همدلانه، یاریگرانه و فرادست» از مبارزه با بیماری ارائه می دهد؛ اما در مقابل دال های عدم پشتیبانی از کادر درمانی و فشار روی کادر درمانی روایت «فجیع، غم انگیز و فرودست» از روزهای همه گیری ارائه می کند. در این همه گیری، پزشکی بر زندگی روزمره توسط دستورالعمل های بهداشتی (همچون تعیین گروه آسیب پذیر و قرنطینه خانگی) و بر حافظه شهروندان توسط «قدسی سازی» کادر درمانی تسلط یافت. «مردم بی توجه» و «مسافران نوروزی» دشمن و «شر» پنداشته شده ا ند. حافظه عامیانه «مردم» را بیش از «حکومت» و «نظام بهداشت و درمان» در همه گیری بیماری مسئول می دانند. این فرافکنی را می توان برآمده از زیست قدرت و سیاست حافظه ای دانست که ریشه های قدرتِ دانش قدرت پزشکی در ایران را پنهان کرده است.
استراتژی های جدید در اخبار جعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
42 - 65
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله به بررسی دقیق روش ها و استراتژی های جدید در شناسایی اخبار جعلی می پردازد، به ویژه در زمینه پیشرفت های سریع هوش مصنوعی و یادگیری ماشین. با توجه به گسترش اخبار جعلی در رسانه های اجتماعی و سایر پلتفرم های دیجیتال، این مرور بر شناسایی و ارزیابی رویکردهای مؤثری تمرکز دارد که می توانند به مقابله با این مشکل فزاینده کمک کنند.روش ها: با توجه به اهمیت شناسایی اخبار جعلی، این مقاله به بررسی و مقایسه رویکردهای مختلفی که در این حوزه مورد استفاده قرار گرفته اند می پردازد. بدین منظور، با مطالعه مقالات منتشر شده در کتابخانه های آنلاین و مراکز اسناد مانند IEEE، Scopus، Elsevier و سایر منابع، ابتدا روش های مختلف شناسایی اخبار جعلی را بررسی کرده ایم. سپس، رویکردهای شناسایی به کمک نیروهای انسانی را با روش های شناسایی خودکار مقایسه می کنیم.نتایج: نتایج نشان می دهند که در حالی که تکنیک های سنتی مانند استخراج ویژگی ها و سیستم های مبتنی بر قوانین، نقطه شروع خوبی برای شناسایی اخبار جعلی هستند، اما در مواجهه با پیچیدگی های اطلاعات نادرست مدرن اغلب ناکارآمد عمل می کنند. مدل های یادگیری عمیق که بر روی مجموعه داده های بزرگ آموزش دیده اند، در تشخیص اخبار جعلی عملکرد امیدوارکننده ای نشان داده اند، اما هنوز در تشخیص محتوای تولیدشده توسط انسان و کاربردهای در لحظه (Real-time) دچار مشکل هستند. این یافته ها نشان می دهند که نیاز به راه حل های جامع تری وجود دارد که بتوانند این چالش ها را برطرف کنند.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهند که یک رویکرد یکپارچه که شامل تحلیل زبانی، یادگیری ماشین و روش های مبتنی بر شبکه باشد، برای توسعه سیستم های مؤثر شناسایی اخبار جعلی ضروری است. با پیشرفت این حوزه، تحقیقات آینده باید بر بهبود مدل های ترکیبی، ارتقای کیفیت داده ها و در نظر گرفتن ویژگی های کاربرمحور تمرکز داشته باشند تا بتوانند بهتر با انتشار اطلاعات نادرست مقابله کنند. ادغام مدل های زبانی بزرگ (LLMs) با سیستم های آگاه به زمینه (Context-aware) می تواند مسیر امیدوارکننده ای برای دستیابی به دقت بالاتر در شناسایی هر دو نوع اخبار جعلی تولیدشده توسط ماشین و انسان باشد.
آینده مدیریت رسانه ها در پرتوی اثرگذاری هوش مصنوعی و رسانه های نوین بر دین
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
120 - 156
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله با عنوان آینده مدیریت رسانه ها در پرتوی اثرگذاری هوش مصنوعی و رسانه های نوین بر دین نگاشته شده است. به این منظور، عنوان مقاله از تازگی برخوردار است. با توجه به پیشرفت های چشمگیر در حوزه هوش مصنوعی و فناوری های نوین رسانه ای، نقش و تأثیر این دو عامل بر دین و مدیریت رسانه ها از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش با پرداختن به موارد ذکرشده، به دست آوردن نتایجی کارآمد و مفید برای افراد و سازمان های مدیریت رسانه ای را هدف قرار داده است.روش شناسی پژوهش: روش پژوهش کیفی و با استفاده از سناریونویسی آینده پژوهی انجام شده است که به تأثیر هوش مصنوعی و رسانه های نوین بر دین و آینده مدیریت رسانه ها می پردازد. بیان چالش های آن نیز به مدیران رسانه ها کمک می کند بهترین استراتژی ها را برای استفاده از هوش مصنوعی و رسانه های نوین در مدیریت رسانه ها پیدا کنند و بتوانند به توسعه دانش در این حوزه کمک کنند.یافته ها: بر اساس یافته ها، به نظر می رسد با رشد سریع و روزافزون تکنولوژی در آینده ای نزدیک، شاهد بهره گیری و تأثیرپذیری رسانه ها از یکدیگر نیز خواهیم بود. به عبارت دیگر شاهد تأثیر و استفاده از فرآیند این فناوری (هوش مصنوعی) در اکثر منابع اطلاعاتی و اطلاع رسانی انواع مختلف هرگونه (انتقال) پیام (دینی و غیردینی) به مخاطب و مخاطبان هدف از طریق کانال های متفاوت رسانه ای خواهیم بود.بحث و نتیجه گیری: سعی شده در این مقاله با بررسی و اشاره به کاربردها یا کارکردهای هوش مصنوعی در صنعت های مختلف رسانه ای و همچنین شناخت برخی از وظیفه های مدیران رسانه ای آینده، راهنمایی برای مدیران آینده باشیم و در ادامه پیشنهاداتی نیز به دیگر محققین ارائه دهیم.
نقش فناوری های نوین رسانه در اقتصاد کشور
منبع:
جامعه شناسی ارتباطات سال ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۵
59-80
حوزههای تخصصی:
پیشرفت فناوری اطلاعات و در کنار آن تکنولوژی رسانه ، باعث ایجاد شکل نوینی از اقتصاد به نام اقتصاد رسانه شده است. اگر چه این مفهوم، چندان واژه جدیدی نیست با این حال در سال های اخیر و با گسترش رسانه های آنلاین به عنوان ابزارهای اطلاع رسانی مدرن، اهمیت دو چندانی پیدا نموده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اقتصاد بنگاه های رسانه ای دیجیتالی است. پژوهش از نوع آمیخته (کیفی-کمی) بوده است. در این پژوهش گردآوری اطلاعات با دو روش کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. از روش کتابخانه ای برای جمع آوری اطلاعات در زمینه پیشینه مطالعاتی داخلی و خارجی استفاده شده است و از روش میدانی برای جمع آوری داده از مصاحبه نیمه ساختار یافته تا رسیدن به اشباع نظری استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان داد که چهار مقوله اصلی به عنوان نقش رسانه های نوین در اقتصاد کشور شناسایی شد که عبارتند از: بهبود کسب و کارها، بهبود اقتصاد رسانه، تاثیر در متغیرهای کلان اقتصادی و اشتغال زایی. همچنین یافته ها نشان می دهد که کاهش نابرابری های اقتصادی، نوآوری در مشاغل و افزایش امنیت ملی برای بهبود کسب و کارها مهمترین راهبردهای رسانه های نوین در بهبود کسب و کارها هستند. بر همین اساس رسانه های نوین از طریق فروش محتوای آموزشی ، افزایش مشارکت در تبلیغات همسان، افزایش تعداد مخاطبان و افزایش کارکردهای رسانه می توانند در بهبود اقتصاد رسانه تاثیرگذار باشند. یافته ها همچنین نشان داد که رسانه های نوین با تاثیر بر اقتصاد از طریق تحلیل های اقتصادی، بهبود اقتصاد از طریق توسعه ملی ، افزایش دانش اقتصادی مردم و بهبود اقتصاد از طریق ایجاد شغل می توانند در متغیرهای کلان اقتصادی هم تاثیرگذار باشند. و نهایتا رسانه های نوین با افزایش شغل و تنوع روش های درآمد زایی می توانند منجر به اشتغال زایی در کشور شوند. در نهایت می توان نتیجه گرفت که رسانه ها با استفاده از روش هایی همانند آگهی های تبلیغاتی، تولید محتوا علاوه بر اینکه خود می توانند درآمدزایی نمایند بلکه شرایطی را برای گسترش کسب و کارها و رونق آنها فراهم ساخته و از این طریق براقتصاد کشور تاثیرگذار باشند. با گسترش رسانه های دیجیتال و حذف محدودیت های جغرافیایی برای کسب وکارها، امروزه درصد بسیار زیادی از کسب و کارهای خرد و خانگی نیز از تبلیغات و آگهی های تبلیغاتی در رسانه ها استفاده می کنند که این پتانسیل می تواند با یک مدیریت قوی اقتصادی باعث رشد و توسعه اقتصادی در کشور، اشتغال زایی، بهبود امنیت ملی، کارآفرینی و نوآوری در مشاغل گردد.
بررسی رابطه جمعیت شناختی جوانان با علاقمندی آن ها به موضوعات خبری در پیام رسان تلگرام
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
183 - 207
حوزههای تخصصی:
رسانه های اجتماعی در حال حاضر ابزار بسیار قدرتمندی برای توسعه فردی و اجتماعی است.به دلیل نفوذ بالای رسانه های اجتماعی، این نوع ارتباطات، الگوهای تعاملات روزمره افراد را شکل و یا تغییر می دهد. از طرفی یکی از موضوع های مورد مطالعه درباره عملکرد رسانه های اجتماعی، تحقیقات در حوزه مصرف رسانه ای به طور عام و گرایش موضوعی به محتوای رسانه ها به طور خاص است. مصرف در رسانه های اجتماعی به عنوان یک کالای فرهنگی و اطلاعاتی یا خبری دارای ابعاد محتوایی : اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، سیاسی و اقتصادی است که شناسایی رابطه نوع علاقمندی کاربران با ویژگی های زمینه ای آنان(سن، جنسیت، تحصیلات و ....) و انتخاب نوع موضوع های خبری، نتایج ارزشمندی را برای پژوهشگران فراهم می آورد. هدف در این مقاله، شناسایی رابطه جمعیت شناختی جوانان با علاقمندی آنها به موضوعات خبری در پیام رسان تلگرام، است که به روش پیمایشی- کمی و با استفاده از ابزار پرسشنامه و در جامعه آماری جوانان کلانشهر تهران (326 نفر) انجام شد. طبق نتایج، کاربران جوان پیام رسان تلگرام مورد مطالعه در این تحقیق، بیشتر به موضوعات خبری می-پردازند که حول محور مسائل اجتماعی باشد و همچنین آنان در محیط شبکه اجتماعی تلگرام به موضوعات اقتصادی علاقه پایین تری نشان می دهند. علاوه بر این از میان متغیرهای سن، جنسیت، درآمد و تحصیلات، آزمودنی ها در متغیر «درآمد» نمرات بالاتر و در متغیر «سن» نمرات پایین تری کسب کردند که این وضعیت نشان می دهد. بین درآمد جوانان و استفاده بیشتر از مضامین اجتماعی اخبار در تلگرام رابطه معناداری وجود دارد.
مطالعه شیوه های به کارگیری ظرفیت بازی وارسازی در تولید برنامه های آموزشی برای کودکان در رسانه های شنیداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازی وارسازی ابزاری قدرتمند برای یادگیری، توسعه مهارت ها، افزایش درگیری کاربران، تغییر در رفتار و فرهنگ سازی محسوب می شود. بازی وارسازی، یک مفهوم گسترده است که به طور مداوم در حال تحول است تا خواسته های روزافزون انسان مدرن را برآورده سازد.اما به لحاظ کاربردی می تواند به شکلهای محتلف مورد استفاده قرار گیرد با توجه به نقش مهم رسانه ها در آموزش و یادگیری، مساله اصلی این تحقیق آن است که بازی وار سازی در رسانه ها چگونه می تواند مورد استفاده قرار گیرد . هدف این پژوهش شناسایی ظرفیت بازی وارسازی در تولید برنامه های آموزشی در رسانه های شنیداری برای کودکان است. این پژوهش با روش کیفی و با تحلیل مضامین مصاحبه های 9 نفر از متخصصان حوزه روانشناسی کودک، بازی وارسازی دیجیتال و تهیه کنندگان رادیو (به عنوان فراگیرترین رسانه شنیداری) بوده است . نتایج حاصل از مصاحبه نیمه ساختاریافته با این متخصصان در قالب چهار مضمون اصلیِ «رادیو و کودک»، «بازی وارسازی و آموزش کودکان»، «بازی وارسازی در رسانه» و «بازی وارسازی برنامه آموزشی در رادیو» مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . درواقع محرک بیرونی و اطلاعات از طریق کانا ل حسی (گوش) به حافظه فعال منتقل می شود و سپس طی فرایندی در حافظه بلندمدت پردازش، کدگذاری و ذخیره می گردد.
مؤلفه های روایت خبری تأثیرگذار و چالش های آن در بخش های خبری تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
21 - 40
حوزههای تخصصی:
موضوع: استفاده از سبک روایت در خبر اهمیت زیادی دارد و رسانه اثرگذار باید توانایی غلبه روایی داشته باشد. رسانه ملی به خصوص تلویزیون به عنوان یک رسانه سنتی و مورد ارجاع مخاطبان باید اطلاعات و اخبار را به گونه ای روایت کند که روایت تلویزیون به عنوان روایت قانع کننده و تأثیرگذار پذیرفته شود. بر این اساس هدف این پژوهش، بررسی ابعاد و مؤلفه های روایت تأثیرگذار خبری و ارزیابی موانع و چالش ها برای تولید روایت خبری موثر پیش روی تولیدکنندگان است.روش: استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق نیمه استاندارد که داده ها از دوازده نفراز استادان ارتباطات و رسانه، جامعه شناسی، خبرنگاران تلویزیونی و دبیران و سردبیران بر جمع آوری شده و سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی دسته بندی شدند.یافته ها: طبق کدگذاری ها از یافته های پژوهش ده مضمون فراگیر و هجده مضمون سازمان دهنده به دست آمد که با رسم شبکه مضامین مشخص شده است. مضامین فراگیر با مضمون هایی چون: رعایت «پیش نیازهای رسانه ای تولید روایت خبری»،استفاده از«شاخص های روایت تأثیرگذار و غالب»درتولید روایت و «مخاطب شناسی» و «شناخت هنجارهای رسانه ای تولید روایت» و مواردی مانند «اعتمادزایی رسانه ای»، و «ویژگی های خبرنگاران» به دسته بندی نهایی رسیدوهم چنین موانع وچالشهای پیش روی تولیدکنندگان روایت شناسایی شد.نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، تولیدکنندگان روایت برای تاثیرگذاری موثرتر بر مخاطبین با استفاده از مولفه های روایت مطلوب که در این پژوهش به آن دست پیداکرده ایم، می توانند، روایت حرفه ای ومطلوب تولیدکنند. از مهمترین مولفه ها، میتوان به داشتن نگاه حرفه ایی، توجه به فرم و محتوا و جذابیت های بصری، بهره مندی از تکنولوژی های جدید، دسترسی به آرشیو و استفاده از ژانر روزنامه نگاری تحقیقی اشاره کرد.
الگوی محتوایی برای جدول پخش (کنداکتور) شبکه تلویزیونی امید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
149 - 182
حوزههای تخصصی:
فرایند تنظیم جدول پخش برنامه های هر شبکه تلویزیونی، فارغ از محتوای پخش شده، یکی از عوامل شکل دهنده و هویت بخش شبکه محسوب می شود. چینش برنامه ها به شکلی منظم، منطبق با منطقی خاص به لحاظ موضوعی، محتوایی، جذابیت و... همچنین متناسب با نیاز و سلیقه مخاطب در ساعات مختلف روز، از مهم ترین وظایف و مأموریت های بخش تنظیم کنداکتور در هر شبکه تلویزیونی محسوب می شود. هدف این مقاله ارائه یک الگوی محتوایی برای جدول پخش(کنداکتور) شبکه تلویزیونی امید، ویژه گروه سنی نوجوان، است. برای گردآوری و تحلیل اطلاعات مورد نیاز، از روش مطالعه کیفی با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق استفاده شد. 25 نفر از کارشناسان در دو حوزه صاحب نظران دانشگاهی- پژوهشی و مدیران و برنامه سازان به عنوان مصاحبه شونده با به صورت هدفمند انتخاب شدند. مهم ترین نتایج حاکی است که سیاست های مختلف اعم از ساختارهای برنامه سازی، موضوع فعالیت رسانه، مخاطبان، توجه به مقوله زمان، توجه به ساختارها، محتوا و موضوعات، نوع و میزان پوشش جغرافیایی می تواند در تعیین هویت شبکه و انتخاب برنامه ها برای قرار گرفتن در جدول پخش مؤثر باشد.
حجاب و تقویت دیپلماسی عمومی گفتمان اسلامی؛ مطالعه ای از منظر برسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
117 - 141
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی عمومی یکی از مهم ترین مسائل مربوط به روابط خارجی کشورها و به طور کلی روابط بین الملل است که با توجه نوسعه فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی که امروزه فاصله های زمانی و مکانی را نیز درنوردیده اند، اهمیت و کارکرد بیشتری یافته است. دیپلماسی عمومی با تاکید بر فرهنگ، مؤلفه های غیر مادی و هنجارها، به دنبال شکل دادن به هویت ها و ذهنیت افراد در دیگر جوامع است. این مؤلفه ها مشتمل بر طیف وسیعی از موضوعات و مفاهیم بوده و نمادها و ارزش های مذهبی را نیز در بر می گیرند. بر این اساس حجاب اسلامی به عنوان نماد و یک هنجار دینی، می تواند با تأثیر بر ذهن مخاطبان و بازنمایی تصویری خاص در جوامع، واجد کارکردهای دیپلماسی عمومی برای گفتمان اسلامی باشد. مقاله حاضر به دنبال آزمون این پرسش اصلی است که حجاب اسلامی چگونه می تواند موجب تقویت دیپلماسی عمومی گفتمان اسلامی شود؟ یافته ها حکایت از آن دارد که حجاب اسلامی به واسطه وجه نمادینِ خود، از طریق نماد سازیِ غیرکلامی و تصویرسازی مثبت در برابر گفتمان های رقیب، موجب تقویت دیپلماسی عمومی گفتمان اسلامی می شود. این پژوهش میان رشته ای، از نوع کیفی بوده و با استفاده از روش تبیینی با هدف شناسایی حجاب اسلامی به عنوان نماد و ابزاری غیرکلامی و بصری، در مسیر نهادینه کردن ارزش های فرهنگی گفتمان اسلامی انجام شده و نقش و تأثیر حجاب را به عنوان مقوّم گفتمان اسلامی نشان می دهد. چنین کارکردی در ذهن نومسلمانان و غیرمسلمانان جوامع اروپایی قابل ارزیابی و شناسایی بوده و یافته های پژوهش مؤیّد همین مدعاست.
فرصت ها و چالش های دین در رسانه های نوین با تأکید بر اینستاگرام
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۱
142 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر قصد دارد فرصت ها و چالش های دین در رسانه های نوین در فضای مجازی با تأکید بر اینستاگرام را شناسایی و تبیین کند.روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی با استفاده از تحلیل تِم و تکنیک تجسم داده کاوی و مبتنی بر مصاحبه نیمه عمیق است. تحقیق از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی بوده و از روش کدگذاری مضامین برای تحلیل داده استفاده می کند. داده ها از طریق مصاحبه های انفرادی با 15 نفر از اساتید و خبرگان دین و رسانه از طریق نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش گلوله برفی به دست آمد و درنهایت مهم ترین فرصت ها و چالش های دین در رسانه های نوین اینستاگرام شناسایی و تبیین شد و راهکارهایی برای رفع آن ها ارائه گردید.یافته ها: مهم ترین فرصت های شناسایی شده شامل آینده نگری در تولید محتوا، مدیریت حضور فعالانه نهادهای دینی در فضای مجازی و بهره گیری از قابلیت های اینستاگرام است، و مهم ترین چالش ها در حوزه رسانه های نوین شامل حضور ضعیف دینی در فضای مجازی، سطحی نگری دین و تردید در آن، بهره برداری غرب از فضای مجازی و تخریب هدفمند ارزش های اسلامی و ایرانی است.بحث و نتیجه گیری: مدیران رسانه و حوزه تبلیغات دین می توانند از نتایج این پژوهش استفاده کنند. مدیران رسانه باید بر مبحث آینده نگری در تولید محتوا و حضور فعالانه در فضای مجازی تأکید ویژه داشته باشند و سعی نمایند که مباحث دینی قوی و عمیق را در این فضا تقویت و اشاعه دهند.
«رسانه ای شدن» دین: تحول دین یا دینی شدن رسانه
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
157 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله قصد دارد بررسی کند که آیا در فرآیند رسانه ای شدن دین، رسانه نقش پیشرو و تعیین کننده دارد و دین را مطابق با خود تغییر می دهد یا بالعکس.روش شناسی پژوهش: این پژوهش کیفی بوده و از طریق مطالعه کتابخانه ای انجام می شود. برای این منظور، به بررسی و مقایسه دو نظریه مهم در مطالعات رسانه، یعنی جبرگرایی فناورانه و جبرگرایی اجتماعی-دینی پرداخته شده و مسیر را به سوی نتیجه گیری هموار خواهیم کرد.یافته ها: این پژوهش از این ادعا دفاع می کند که استدلال جبرگرایانه در رابطه میان دین و رسانه معتبر است و این رسانه است که نقش تعیین کننده دارد. درنهایت به بررسی جایگزین های موجود برای نظریه رسانه ای شدن دین خواهیم پرداخت.بحث و نتیجه گیری: تحلیل جدیدی از نظریه یروارد نشان می دهد که برخلاف تصور عمومی، جبرگرایی همچنان کارکرد دارد و نقش مهمی در ارتباط بین رسانه و مذهب ایفا می کند.
مدل نظری مشارکت مردم برای مقابله با آسیب های اجتماعی بر پایه مساجد و امام محله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۳شماره ۶۸
71 - 105
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو به تدوین مدل نظری مشارکت مردم برای مقابله با آسیب های اجتماعی براساس مداخلات اجتماع محور بر پایه مساجد می پردازد. روش پژوهش کیفی است و از روش تحلیلی نظریه پردازی داده بنیاد برای انجام عملیات تحقیق استفاده شده است. پرسش اصلی آن است که چه مدل نظری مشارکت مردم برای مقابله با آسیب های اجتماعی براساس مداخلات اجتماع محور بر پایه مساجد را تبیین می کند. یافته ها نشان می دهد مدل پیشنهادی براساس مسجد شامل چندین مقوله عمده به این شرح است: متعین های ایمان و اعتماد به خدا،بی اعتنایی به بهره مندی های مادی و هدف قرار ندادن آن ها به عنوان بستر فرهنگی رجوع به مساجد برای کاهش آسیب های اجتماعی معرفی می شود. وجود مساجد با جمعیت 15هزار نفر اطراف مسجد به عنوان نهادسازی، اصلاح ساختار کنونی مساجد و آموزش امامان مساجد با رویکردهای مداخلات محله محور به عنوان ظرفیت سازی و مدیریت مساجد براساس مشارکت از پایین به بالا به عنوان بستر سازی معرفی خواهد شد. مشارکتِ حداکثری تمام کنشگران و ذی نفعان و تعامل آنان با امام محله و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی در کنار تغییرات کالبدی و اعتمادسازی از طریق مشارکت مردم در مساجد با شناسایی خیران و بر مبنای منطق دینی صورت خواهد گرفت و در نهایت، با پایدارسازی برنامه ها براساس مشارکت مردم و اقدامات به صورت هم افزا و یکپارچه به پایان می رسد.
بررسی رابطه حمایت، دینداری و کنترل خانواده با آسیب های خانوادگی فضای مجازی (مورد مطالعه: دانش آموزان دختر شهر اراک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۳شماره ۶۸
207 - 233
حوزههای تخصصی:
خانواده یکی از نهادهای اصلی و مهم در جامعه است که با گسترش فضای مجازی درگیر تغییرات و آسیب های جدی شده است. هدف از تحقیق حاضر بررسی آسیب های خانوادگی فضای مجازی در دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر اراک بوده است. برای بررسی موضوع از روش پیمایش استفاده شد. جامعه آماری تحقیق، دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر اراک بودند که 365 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای و خوشه ای چند مرحله ای بود. ابزار جمع آوری اطلاعات در این بخش پرسشنامه بود. نتایج تحقیق نشان می دهد که میانگین متغیر آسیب های خانوادگی فضای مجازی در حد 29/2 از 5 می باشد که در حد متوسط قرار دارد. متغیر آسیب های فضای مجازی با متغیرهای دینداری، حمایت اجتماعی و کنترل خانواده رابطه منفی و معنادار دارد. قوی ترین پیش بینی کننده های متغیر آسیب های خانوادگی فضای مجازی به ترتیب متغیرهای، دینداری (بتا=0.21-)، حمایت اجتماعی (بتا=0.20-) و کنترل خانواده (بتا=0.19-) می باشند.
سازوکارهای پالایش محتوا درپلتفرم های ویدئویی؛ مطالعه موردی یوتیوب
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، مطالعه نحوه پالایش محتواهای زیان آور در پلتفرم کاربرمحور و ویدئویی یوتیوب است. امروزه موضوع حکمرانی و تنظیم گری محتوایی پلتفرم ها به یک موضوع چالش برانگیز تبدیل شده است. این مسئله به ویژه در پلتفرم هایی که مبتنی بر ویدئو فعالیت می کنند، چالش های بیشتری ایجاد کرده است. پخش زنده محتوای ویدئویی و نیز انواع محتواهای ویدئویی کذب همانند جعل عمیق که در پلتفرم های ویدئو، مبنا به اشتراک گذاشته می شوند، مقابله و جلوگیری از انتشار محتواهای ویدئویی زیان آور، غیرقانونی و غیراخلاقی را دشوارتر کرده است. این تحقیق با استفاده از روش مطالعه موردی و تحلیل محتوای کیفی، خط مشی های یوتیوب، دستورالعمل های انجمن و کردارهای عملی تعدیل محتوا در یوتیوب را بررسی می کند تا مشخص شود این پلتفرم چگونه محتوای تولیدشده توسط کاربر را پالایش می کند. نتایج این مقاله در کل، بیانگر پیچیدگی نظارت برمحتوای ویدئویی، کاربرد روزافزون هوش مصنوعی برای تعدیل محتوای ویدئویی و مخاطرات ناشی از آن است. برخلاف تصور عموم و برخی سیاست گذاران در ایران، پلتفرم های جهانی سازوکارهای پیچیده و دائماً به روزشونده ای را برای حفاظت از اجتماع کاربران خود ایجاد کرده اند تا فضای امنی را برای تعامل کاربران و تداوم سودآوری و حفظ وجه خود به وجود آورند. همچنین با توجه به اینکه پلتفرم های بومی در ایران در حال توسعه هستند، سازوکار تعدیل محتوا در پلتفرم یوتیوب جهانی یوتیوب می تواند الگویی برای پلتفرم های ایرانی باشد.