فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۱٬۰۳۷ مورد.
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال اول تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
129 - 159
حوزههای تخصصی:
مطالعه و پژوهش در زمینه مدارای اجتماعی به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در افزایش سطح تعاملات فرهنگی و اجتماعی، مشارکت، انسجام و امنیت اجتماعی، احساس امنیت و همدلی می تواند نقش بسزایی در توسعه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه داشته باشد. در این راستا، می توان از سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی به عنوان دو عامل راهبردی مهم در جهت ارتقای مدارای اجتماعی نام برد. مقاله پیش رو با استفاده از نظریه منش و میدان بوردیو به تأثیر و نقش سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی و ابعاد آن بر مدارای اجتماعی پرداخته است. برای سنجش مدارای اجتماعی از ترکیب نظریه ها ی پیترکینگ و وگت و ابعاد مدارای هویتی، مدارای اجتماعی ، مدارای سیاسی و مدارای اخلاقی رفتاری استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شهروندان 15تا 44 سال استان مازندران است. روش پژوهش پیمایشی و از نوع توصیفی است و داده ها ی موردنیاز پژوهش از طریق ابزار پرسش نامه گردآوری شده است. تحلیل داده نیز با نرم افزار SPSS و Amos انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی و ابعاد آن ها با مدارای اجتماعی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. نتایج آزمون مدل ساختاری بیانگر تأثیر مستقیم سرمایه اجتماعی (Beta: 0/29) و سرمایه فرهنگی (Beta: 0/39) بر مدارای اجتماعی است. همچنین سازه سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی توانسته 38 درصد از تغییرات سازه مدارای اجتماعی را تبیین کند. به بیانی دیگر، این دو مؤلفه 38 درصد در ارتقا یا کاهش مدارای اجتماعی اثرگذارند و در برنامه ریزی راهبردی سازمان ها و نهادها ی مختلف کشور می توانند مورد توجه قرار گیرند.
بررسی چند متغیره تغییرات باروری ویژه سنی مقطعی در ایران (استفاده از نمونه دو درصد سرشماری های 1385 و 1390)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش تغییرات باروری در ایران را از 1366 تا 1390 (دوره 25 ساله) بصورت چند متغیری بررسی می نماید. اطلاعات فرزندآوری زنان 64-15 ساله در سرشماری های 1385، 1390 تامین کننده اطلاعات باروری زنان 49-15 ساله برای هر یک از این دوره های پنج ساله می باشند. اطلاعات فرزندآوری و تاریخچه موالید زنان 64-15 ساله با استفاده از روش لوتر (1988) در داده های نمونه 2% سرشماری های 1385 ،1390 بازسازی شده است. برای محاسبه شاخص های میزان باروری ویژه سنی و کل بصورت چندمتغیری، از رگرسیون پواسون و روش شومیکر (2004) استفاده شده است. براساس یافته ها، متغیرهای اشتغال و تحصیلات بیشترین تأثیر را در کاهش میزان باروری کل و ویژه سنی داشته، به طوری که زنان شاغل و با تحصیلات بالا در دوره 85-81 از سرشماری 1385 به ترتیب دارای میزان باروری کل زیرسطح جانشینی، برابر با 6/1 و 5/1 و در دوره 90-86 به ترتیب دارای میزان باروری کل برابر با 43/1 و 45/1 هستند. بیشترین میزان باروری ویژه سنی زنان شاغل و تحصیلات بالا از سرشماری 1385، به ترتیب در گروه سنی 30-25 سال و 34-25 ساله قرار دارد؛ در سرشماری 1390 به ترتیب، به گروه سنی 39-30 و 39-25 سال انتقال می یابند؛ کمترین تغییرات در میزان باروری کل و ویژه سنی مربوط به متغیر مهاجرت است.
مقایسه کمّی دو گروه از خانواده های مسلمان و ارمنی نسبت به کیفیت های زیست شناختی، ازدواج و خویشاوندی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۰۷ و ۱۰۸
۷۷-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
ازدواج پدیده ای اجتماعی، فرهنگی و دینی است که از ساختارهای جامعه تأثیر می پذیرد و در طول زمان دچار تغییر و تحول می شود. یکی از انواع ازدواج ها، ازدواج خویشاوندی است که در کشور ما از دیرباز امری رایج و در دیدگاه مردم از نظر شرعی امری پسندیده تلقی می شود. اما پیامدهای زناشویی فامیلی، از نظر سلامت جسمی و روانی فرزندان در دانش پزشکی جهان امروز بسیار روشن و بدیهی است. ازدواج های خویشاوندی در وراثت انسان بسیار اهمیت دارند و از آنجا که خویشاوندان نزدیک شانس بیشتری از غیر خویشاوندان برای داشتن ژن های مشابه دارند؛ فرزندان حاصل از این نوع ازدواج ها، ژن های مشابه بیشتری را از فرزندان حاصل از ازدواج غیرخویشاوندی دارا خواهند بود. این نوع ازدواج و معلولیت حاصل از آن، از قبیل انواع اختلال های ژنتیکی و اختلال های مادرزادی و هزینه های کلانی که این وضع بر خانواده و جامعه تحمیل می کند، ازدواج های خویشاوندی را به عنوان یک مسئله مهم روان شناختی، پزشکی و اجتماعی مطرح کرده است. این بررسی با هدف شناخت کیفیت زیست شناختی ازدواج (خویشاوندی یا غیر خویشاوندی) و وضعیت فرزندان حاصل از آن بین دو گروه از اولیاء دانش آموزان خانواده های مسلمان و ارمنی صورت گرفته است. پرسش های تحقیق شامل خصوصیات فردی، خصوصیات زن و مرد ازدواج کرده و خصوصیات فرزندان اولیاء دو گروه نمونه از دانش آموزان دبیرستان دخترانه حضرت زینب منطقه 15 و دانش آموزان دخترانه دبیرستان ماری مانوکیان منطقه 6 آموزش و پرورش تهران است که به روش تجزیه و تحلیل کمّی، نتایج آن حاصل شده است. یافته های کمّی تحقیق نشان از ارتباط بین ازدواج های خویشاوندی و بروز ناهنجاری جسمی یا ذهنی در فرزندان این خانواده ها دارد؛ به طوری که هر چند خانواده های مسلمان و ارمنی از نظر اعتقادی دارای تمایزاتی هستند، اما فراوانی ازدواج های خویشاوندی در خانواده های مسلمان، نشان دهنده افزایش اختلال و ناهنجاری در فرزندان حاصل از ازدواج های فامیلی است.
بهزیستی روستایی زیربنای پایداری جمعیتی مناطق روستایی: مطالعه کیفی ابعاد روستای خوب (مطلوب) در شهرستان شبستر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۲ بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱ (پیاپی ۳)
151 - 180
حوزههای تخصصی:
این مطالعه در صدد شناخت تعریف زندگی خوب اجتماع روستایی در روستاهای شهرستان شبستر است. اینکه در جامعه روستایی مذکور، یک روستای خوب چه خصوصیاتی دارد و مردم روستایی چگونه آن را تجربه و تعریف می کنند. بدین منظور داده های مربوط به مقاله حاضر به شیوه کیفی و با اتخاذ رویکرد نظریه بنیانی و با استفاده از فنون مصاحبه و بحث گروهی جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهند که از نظر مردم روستاهای مورد مطالعه، روستای خوب دارای اجتماعی سرزنده و سالم، اقتصادی پویا و کشاورزی پررونق، امکانات و خدماتی مناسب و جوابگوی نیازهای مردم و محیطی جذاب و دلپسند برای زندگی بوده است. یافته ها به طور صریح نشان می دهند که در آینده روستایی منطقه، تنها عاملی که می تواند باعث افزایش یا حداقل پایداری جمعیتی در روستاهای منطقه شود و ماندگاری جوانان را تثبیت نماید، ویژگی های اقتصادی و فراهم نمودن کسب و کار، افزایش اشتغال، درآمد و رونق کشاورزی است.
شناسایی عناصر تشکیل دهنده الگوی یکپارچه سازی دستورکارهای شورای فرهنگ عمومی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال اول تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
31 - 58
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو با هدف شناسایی عناصر تشکیل دهنده الگوی یکپارچه سازی دستورکارهای شورای فرهنگ عمومی کشور انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر داده ها کیفی مبتنی بر روش داده بنیاد و از نظر ماهیتِ اجرا توصیفی است. جامعه آماری متشکل از افراد خبره و مطلعان کلیدی در قلمرو موضوعی پژوهش (شورای فرهنگ عمومی) بودند که بر اساس رویکرد آگاهانه و به روش هدفمند و گلوله برفی تعداد 12 نفر برای مصاحبه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای (سندکاوی) و روش میدانی (مصاحبه و فن دلفی) استفاده شد. به منظور تعیین اعتبار یافته ها از مصاحبه با افراد کانونی و تکنیک های اشباع نظری و رویه های ویژه کدگذاری و برای تعیین روایی از تکنیک های جمع آوری داده ها از منابع متعدد، تحلیل موارد منفی و انعطاف روش استفاده شد. برای تحلیل داده ها نیز از تکنیک کدگذاری نظری استفاده شد. نتایج نشان داد الگوی یکپارچه سازی دستورکارهای شورای فرهنگ عمومی کشور دارای 6 بُعد، 32 مؤلفه و 136 شاخص است که اجزای الگوی پارادایمی نهایی عبارت اند از: شرایط علّی (اسناد بالادستی، شرایط و اقتضائات زمانی و مکانی، تصمیمات و رفتارهای مدیریتی و سازمانی و تحولات فنّاورانه)؛ شرایط مداخله گر (عوامل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی اجتماعی، مذهبی و ذهنی ادراکی)؛ بستر و زمینه حاکم (سیاست های کلان فرهنگی، مدیریت کلان فرهنگی، رسانه های جمعی و گردهمایی ها، مراکز فرهنگی، گروه های نخبگان و تاریخ و حوادث گذشته)؛ مقوله محوری (دستورکارهای شورای فرهنگ عمومی)؛ راهبردها (برنامه ریزی کلان فرهنگی، تعاملات بین فردی و بین نهادی و ظرفیت شناسی و الگوسازی فرهنگی) و پیامدها (بهره وری و کارآمدی تصمیمات شورا و بهبود فرهنگ عمومی و کاهش مشکلات و معضلات اجتماعی).
تفاوت های نسلی در ازدواج خویشاوندی در استان سمنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۲ بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱ (پیاپی ۳)
95 - 117
حوزههای تخصصی:
در مسیر مدرن شدن جوامع، خانواده در معرض تغییراتی قرار گرفته و این تغییرات در تفاوت های نسلی در ارزش ها، نگرش به ازدواج، شیوه های همسرگزینی و سن ازدواج بازتاب پیدا کرده است. هدف از این مقاله، بررسی و مقایسه کوهورتی ازدواج خویشاوندی است. روش تحقیق، پیمایشی و نمونه مورد مطالعه شامل 405 زن ازدواج کرده ساکن در استان سمنان است. نتایج نشان می دهد که 40 درصد از ازدواج ها در استان سمنان از نوع خویشاوندی هستند و 4/27 درصد از زنان با خویشاوند نزدیک ازدواج کرده اند. این در حالی است که تفاوت های معنا داری در وقوع ازدواج خویشاوندی در بین سه کوهورت وجود دارد. نزدیک به نیمی از زنان کوهورت متولدین دهه 1340 با خویشاوندان خود ازدواج کرده اند، درحالی که در کوهورت متولدین دهه 1360 یک سوم از ازدواج ها به صورت خویشاوندی است. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد که تفاوت های مشاهده شده در ازدواج خویشاوندی در بین سه کوهورت عمدتاً بازتاب تفاوت های نسلی در سطح تحصیلات است و تحصیلات یک عامل تعیین کننده در تفاوت های ازدواج خویشاوندی در بین کوهورت های مختلف است. یافته های مطالعه نشان داد که خانواده متأثر از جریان نوسازی، دچار تغییر و دگرگونی شده و یکی از نتایج این تغییر، کاهش ازدواج خویشاوندی در نسل متولدین دهه 1360 است.
اهمیت ویژگی های شغلی زنان بر احتمال باروری طی دوره پنج ساله 1393- 1389 (مطالعه موردی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرایط کاری یکی از عوامل موثر بر سازگاری نقش های شغلی و خانوادگی است. هدف از این مقاله بررسی تفاوت در باروری بر حسب ویژگی های شغلی زنان در شرایط باروری پایین شهر اصفهان است. داده ها برمبنای یک پیمایش گذشته نگر از تاریخچه اشتغال و باروری در میان نمونه 552 نفری از زنان 40-20 ساله شهر اصفهان گردآوری شده است. این مقاله برای برآورد اثرات متغیرهای شغلی روی احتمال و الگوی باروری، مدل تحلیل بقا زمان گسسته را به کار برده است. مقاله بررسی می کند چگونه شرایط کاری در طول طبقات شغلی متفاوت است و آیا شرایط شغلی با فرزندآوری مرتبط است. بر اساس مطالعات قبلی انتظار بر این بود یک اثر مثبت در باروری زنان شاغل در بخش دولتی، رسمی، در جایگاه بالا، پاره وقت و با دستمزد بالا وجود داشته باشد. شواهد تجربی نشان داد که شاغلان بخش دولتی، رسمی، در جایگاه بالا، تمام وقت و با دستمزد/حقوق بالا با احتمال بیشتر به فرزند اول یا دوم می رسند. در کل نتایج نشان داد که ویژگی های شغلی با باروری در ارتباط است، به عبارت دیگر شرایط کاری بر سازگاری زنان در نقش های شغلی و خانوادگی اثرگذار است. پس می توان از طریق فراهم آوردن شرایط شغلی دوستدار خانواده، زمینه افزایش باروری را فراهم ساخت.
مطالعه کیفی بسترها و زمینه های مهاجرت بازگشتی اعضای هیئت علمی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
219 - 256
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر درصدد شناسایی بسترها و زمینه های اثرگذار بر مهاجرت بازگشتی اساتید دانشگاه ها در کشور در بازه ده ساله اخیر است. این مطالعه، با استفاده از روش کیفی داده بنیاد (گرندد تئوری) و با بهره گیری از ابزار مصاحبه صورت گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل اساتیدی از دانشگاه های شهر تهران است که تجربه مهاجرت بازگشتی به ایران داشته اند. نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در نهایت، با 30 نفر از اساتید دانشگاه مصاحبه انجام شد. یافته ها مبیّن آن است که عوامل علّی مهاجرت بازگشتی اساتید شامل: عوامل اقتصادی (کمبودهای معیشتی- رفاهی باتوجه به وضعیت درآمدی فرد در خارج از کشور، مخارج بالای زندگی)، عوامل اجتماعی (احساس نابرابری اجتماعی، وضعیت مبهم اشتغال، احساس سرخوردگی و فقدان سرمایه اجتماعی) و عوامل فردی-انگیزشی و اخلاقی (تعلق و وابستگی به خانواده و دغدغه اعتلای علمی کشور) می باشند. در کنار عوامل نامبرده، عوامل زمینه ای شامل: عوامل روانشناختی (مشکلات روحی-روانی و تعلقات عاطفی فرد) و عوامل شغلی-علمی (امکان اشتغال و دافعه های شغلی)، به همراه عوامل مداخله گری چون، عدم بنیه مالی و نیز سیاست گذاری ها (مهاجرتی و شغلی) در بروز این پدیده، ایفای نقش می نمایند. یافته ها حکایت از چندبعدی بودن و درهم تنیدگی عوامل ساختاری، محیطی و عاملیتی دارد که مجموعه این عوامل به صورت توأمان بر پدیده مهاجرت بازگشتی مؤثرند.
تأثیر مشخصه های جمعیّتی و اقتصادی-اجتماعی خانوار بر میزان باروری زنان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاهش میزان باروری در دهه های اخیر به یکی از دغدغه های جمعیّتی در کشور تبدیل شده و این مسأله توجه سیاست گذاران را به خود جلب نموده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر مشخصه های مختلف خانوار بر میزان باروری زنان در ایران است. برای این منظور، در مطالعه حاضر با روش تحلیل ثانویه داده های هزینه و درآمد خانوار برای بازه زمانی 1384 تا 1393 و به برآورد مدل لاجیت ترتیبی تعمیم یافته پرداخته شده است. یافته های مطالعه نشان می دهد، افزایش سن در اولین زایمان، پسر بودن اولین فرزند، افزایش سال های تحصیل والدین، شهرنشینی و وضعیت بهداشتی خانوار تاثیر منفی بر احتمال باروری دارند. همچنین یافته ها از آن حکایت دارند که افزایش درآمد خانوار، شاغل بودن سرپرست خانوار و بودن خانوار تحت پوشش بیمه باعث افزایش احتمال باروری زنان می شود. نتیجه مطالعه گویای آن است که خانوارها تمایل دارند تنها 2 و کمتر از 2 فرزند داشته باشند که این مطلب با توجه به چارچوب نظری بحث می تواند به معنای جایگزینی کیفیت به جای کمیت در رفتار باروری خانوارهای ایرانی تفسیر گردد.
احساس اطمینان از پایداری و دوام زندگی زناشویی و رابطه آن با تمایل به فرزندآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۱۳ و ۱۱۴
۳۸-۱۵
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رابطه بین احساس اطمینان از پایداری و دوام زندگی زناشویی و تمایل به فرزندآوری می پردازد. حجم نمونه 350 نفر زن ازدواج کرده بدون فرزندی است که بطور ارادی تا زمان انجام مطالعه (1397) بچه دار نشده اند. روش پژوهش پیمایشی است و از پرسشنامه استاندارد شده انریچ، برای سنجش دوام و پایداری زندگی زناشویی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد، بطور کلی میل به فرزندآوری در بین زنان مورد مطالعه پایین است، به طوری که ۵۲ درصد از زنان تمایل خیلی پایین و پایینی به فرزندآوری داشته اند و فقط ۸ درصد تمایل بالا و خیلی بالایی به فرزندآوری داشته اند. از مقیاس پایداری و دوام زندگی زناشویی ۲۰.۹ درصد از زنان نمره خیلی پایین و پایینی، ۵۴ درصد نمره متوسط و ۲۵.۴ درصد نمره بالا و خیلی بالا گرفته اند. از نظر آماری، رابطه بین مقیاس دوام و پایداری زندگی زناشویی، سرمایه اجتماعی و سطح تحصیلات زنان با تمایل به باروری معنادار و مثبت است. تعداد فرزندان ایده آل برای زنان با نمره پایین و خیلی پایین از مقیاس پایداری زندگی زناشویی حدود 2 فرزند و برای زنان با نمره بالا و خیلی بالا از همین مقایس حدود 5/2 فرزند بوده است. تحلیل رگرسیونی نشان می دهد که یک واحد افزایش در مقیاس دوام و پایداری زندگی زناشویی باعث ۰.۲۵۴ واحد افزایش در مقیاس تمایل به فرزندآوری می شود. مشاوران خانواده با استمداد از مداخلات مؤثر راه حل محور، می توانند در خانواده هایی که سرمایه اجتماعی و نگرش به دوام زندگی زناشویی پایین است، سطح سرمایه اجتماعی و احساس اطمینان از دوام و پایداری خانواده را تقویت نمایند. این پژوهش نشان می دهد که مداخلات مشاوران خانواده تا چه حد می تواند بر متغیرهای کمی دموگرافیگ اثر گذار باشد.
ارزیابی وضعیت شاخص های زیست پذیری در شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۱۳ و ۱۱۴
۱۶۶-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
زیست پذیری، گفتمان مهم در توسعه شهری است و کیفیت زندگی شهروندان را مورد توجه قرار می دهد. بررسی زیست پذیری در یک قلمروی مکانی، شناخت و ادراک بهتری را از مسائل، آسیب ها و توان های بالقوه آن در اختیار مدیران شهری قرار می دهد. هدف این پژوهش، ارزیابی سطح زیست پذیری شهر مهاباد و نواحی آن است. نوع تحقیق کاربردی است. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه، نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن، طرح های جامع و تفصیلی شهر، همچنین از طریق اسناد، مجلات، کتب مرتبط با موضوع و سازمان های مختلف جمع آوری گردیده است. جامعه آماری شامل کلیه ساکنان شهر مهاباد بوده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 384 نفر تعیین شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS و GIS استفاده شده و در بخش آمار استنباطی آزمون های آماری T- test، تحلیل واریانس، مدل اراس(ARAS) و رگرسیون گام به گام به کاربرده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد؛ که شهر مهاباد به لحاظ شاخص اجتماعی در وضعیت متوسط به بالا، و به لحاظ شاخص های فیزیکی-کالبدی، زیست محیطی و اقتصادی در وضعیت متوسط به پایین و نامطلوب قرار دارد. نتایج حاصل از تکنیک ARAS نشان داد، تنها ناحیه یک، با اندکی اختلاف در سطح اول تربیت پذیری شهر مهاباد قرار دارد و دیگر نواحی تقریباً در یک پهنه قرار دارند.
مرخصی زایمان و ارتباط آن با تصمیمات باروری در زنان شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف شناخت تجربه مادران شاغل از مرخصی زایمان و ارتباط آن با تصمیمات باروری انجام شد. رویکرد این پژوهش کیفی است. افراد مورد مطالعه شامل 25 زن شاغل با تجربه مرخصی زایمان ساکن شهر تهران است که از طریق نمونه گیری هدفمند و با حداکثر تنوع به لحاظ سن، تعداد فرزندان، سمت، قرارداد و بخش شغلی انتخاب و براساس سطح اشباع نظری تعیین شدند. شیوه ی گردآوری داده ها مصاحبه عمیق و روش تحلیل یافته ها، تحلیل مضمون به روش براون است. مقوله هسته «ارتباط نسبتاً متناقض مرخصی زایمان با باروری» است که برخواسته از دو مضمون اصلی «فرزندآوری به هنگام» و «ظرفیت افزایش محدود و مشروط باروری» است. براساس یافته ها اجرای مرخصی زایمان و افزایش مدت آن توانسته فرصتی برای فرزندآوری در زمان مناسب و جلوگیری از تاخیر طولانی فراهم کند، لیکن به دلیل زنجیره علی فرزندآوری و موانع نهادی متعدد، برای تحقق ایده آل ها و بالابردن تعداد فرزندان قصد شده کافی نیست. مرخصی زایمان به تنهایی و به صورت مجزا نمی تواند باعث افزایش تعداد فرزندان شود و لازم است ضمن تامین شرایط اقتصادی- اجتماعی مناسب برای فرزندآوری، مجموعه ای از برنامه ها و سیاست های حمایتی، بویژه در جهت دسترسی گسترده به خدمات عمومی مراقبت از کودک و انعطاف پذیری بازار کار اتخاذ گردد.
فراتحلیل مطالعات انجام شده در زمینه سطح، روند و تعیین کننده های طلاق در ایران و کشورهای منتخب طی سال های 90- 1365(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱
33 - 59
حوزههای تخصصی:
یکی از آسیب هایی که خانواده را تهدید می کند پدیده طلاق است. پایان یک ازدواج رسمی و قانونی را طلاق می گویند. طلاق را می توان از زوایای اجتماعی، اقتصادی و مهمتر از همه از نظر جمعیتی مورد مطالعه قرار داد. در این مطالعه ابتدا ادبیات نظری و تجربی مربوط به تعیین کننده های طلاق در ایران و کشورهای منتخب بررسی و مقایسه شد و در مرحله دوم با مراجعه به آمار ثبتی ازدواج و طلاق در 25 سال اخیر به محاسبه سطح و روند تحولات ازدواج و طلاق در ایران و کشورهای منتخب منطقه آسیا و اقیانوسیه پرداختیم. بر اساس نتایج به دست آمده، عامل های تعیین کننده طلاق، در چهار گروه شامل: خصوصیات والدین، خصوصیات فردی، خصوصیات زوجین و نحوه تعامل بین آنها و دیدگاه ها و نگرش ها به ازدواج و طلاق طبقه بندی می شوند. نتایج به دست آمده از آمار ثبتی ازدواج و طلاق نیز نشان می دهد که میزان های خام ازدواج و طلاق در ایران طی سال های90- 1365به ترتیب از 9/6 و 7/0 به 7/11 و 9/1 در هزار افزایش یافته است. در ضمن نسبت طلاق به هر صد ازدواج نیز در همین سال ها از 3/10 به 3/16 درصد رسیده است. مقایسه این ارقام با ارقام مشابه در کشورهای منتخب منطقه آسیا و اقیانوسیه نشان می دهد که ارقام مربوط به ایران در سطح متوسط بالای طلاق قرار دارد. نکته مهم دیگر اینکه سنوات زناشویی منجر به طلاق در ایران کمتر از سایر کشورهای مورد مطالعه است.
سرمایه گذاری زمانی والدین در آموزش فرزندان در مناطق شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های ارتقاء سرمایه انسانی، توسعه آموزش و مهارت هاست که از دوران کودکی و در کانون خانواده آغاز می شود. بنابراین، نقش والدین در شکل گیری سرمایه انسانی را نمی توان نادیده گرفت. این مقاله از داده های طرح گذران وقت 94-1393 مناطق شهری کشور استفاده می کند تا مدت زمان اختصاص یافته به آموزش فرزندان را توصیف کند و تفاوت های موجود را تبیین کند. یافته ها از نابرابری های جنسیتی قابل توجهی در سرمایه گذاری زمانی والدین و عوامل مرتبط با آن حکایت دارند. اگرچه مدت زمان اختصاص یافته به آموزش فرزندان با تحصیلات پدران رابطه محدودتری دارد اما این رابطه فارغ از جنسیت والدین با رویکرد فرهنگی هم خوانی دارد زیرا والدین تحصیلکرده تر مشارکت بیشتری در آموزش فرزندان دارند. رابطه مشارکت پدران در آموزش فرزندان با مشارکت آنان در فعالیت های گوناگون را می توان با رویکرد اقتصادی تبیین کرد زیرا تنها مشارکت بیشتر در فعالیت های شغلی از مدت زمان اختصاص یافته به آموزش فرزندان می کاهد. اما رفتار مادران را نمی توان صرفا با رویکرد اقتصادی تبیین کرد زیرا این رابطه منفی، فعالیت های دیگری را نیز علاوه بر فعالیت های شغلی شامل می گردد. بنابراین، برنامه های سازگار کننده نقش های والدینی و غیروالدینی را می توان در تسهیل فرزندپروری، افزایش سرمایه انسانی و تحقق اهداف سیاست های کلی جمعیت موثر دانست.
بررسی مقایسه ای الگوها و مکاتب اقتصاد باروری با به کارگیری داده های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابتدا لیبنشتاین با استفاده از یک نظریه اقتصاد خرد نامتعارف به تبیین رفتار باروری پرداخت اما کار او توانایی پایه گذاری یک مکتب را نداشت. از سال 1960 میلادی که گری بکر تحلیلی اقتصادی از باروری را ارائه نمود و پس از آن در سال 1966 ریچارد ایسترلین تحلیل بکر را به چالش کشید، اقتصاد باروری تا به امروز از رشد قابل توجه نظری و تجربی برخوردار بوده است که عمدتاً در قالب دو مکتب شیکاگو-کلمبیا و پنسیلوانیا شناخته می شود. مکتب شیکاگو-کلمبیا با مدد از نظریه اقتصادی محض نئوکلاسیک، رفتار باروری را به مانند تقاضا برای یک کالا تحلیل می کند که متغیر کلیدی آن قیمت زمان والدین بوده و به مثابه عاملی مهم در تعیین قیمت فرزند در نظر گرفته می شود. این در حالی است که مکتب پنسیلوانیا با ساختن ملغمه ای از نظریه اقتصادی و جامعه شناسی به تبیین رفتار باروری از زاویه عرضه می پردازد که متغیر محوری آن درآمد نسبی است. شواهد به دست آمده از ایران دلالت بر صحت ادعای هر دو مکتب دارد.
سلامت خانواده و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن در شهرهای تهران و یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲ (پیاپی ۴)
163 - 192
حوزههای تخصصی:
سلامت خانواده، یکی از حوزه های کلیدی است که حصول شناخت صحیح و علمی نسبت به آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. مقاله ی حاضر درصدد است، میزان سلامت خانواده و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن را در بین خانواده های ساکن در شهرهای یزد و تهران مورد بررسی قرار دهد. نظریه های تبادل اجتماعی، یادگیری اجتماعی، نظریه سیستمی (به ویژه دیدگاه برادشاو و مک گراو)، شبکه خویشاوندی و نظریه اکولوژی به عنوان چارچوب نظری در این مقاله استفاده شده است. روش مورد استفاده، از نوع پیمایشی است و داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه و به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، از400 نفر از خانواده های ساکن شهر یزد و تهران گردآوری شده است. یافته های تحقیق از بالاتر بودن میزان سلامت خانواده در شهر یزد، نسبت به شهر تهران حکایت دارد. همچنین میزان سلامت اکثریت خانواده های مورد مطالعه در سطح متوسط جای گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر، حاکی از نقش معنادار سه متغیرِ ساختار قدرت در خانواده، نابسامانی خانواده جهت یاب و روابط خویشاوندی بر میزان سلامت خانواده در هر دو شهر یزد و تهران است. در این میان ساختار قدرت در خانواده بیشترین نقش را در تبیین متغیر سلامت خانواده ایفا می کند. همچنین دو متغیر تحصیلات و رسانه های جمعی نیز بر سلامت خانواده های تهرانی به ترتیب اثرات مثبت و منفی گذاشته است.
مهاجرت شبکه ای و تعیین کننده های آن: مطالعه جریان های مهاجرت از استان آذربایجان شرقی به استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شدت مهاجرت از استان آذربایجان شرقی به استان تهران و اقامت خوشه ای مهاجران، موجب گردیده است در این مقاله، این جریان مهاجرتی با رویکرد شبکه ای مورد مطالعه قرار گیرد. با استفاده از روش های تحقیق پیمایش و گروه های متمرکز و نیز چارچوب مفهومی شبکه های اجتماعی مهاجر، سه جریان مهاجرتی شبکه ای، توده ای و دافعه ای از هم تفکیک شده اند که حدود سه چهارم آن از نوع شبکه ای است. بیشترین جابجایی خوشه ای جمعیت از استان آذربایجان شرقی به استان تهران در دهه های 1360 و 1370 صورت گرفته است که در این میان مهاجرت شبکه ای از شهرستان های سراب، میانه و هشترود به شهرستان های رباط کریم، شهریار و اسلام شهر قابل توجه است. در کنار شهرستان مبدأ و سطح توسعه آن، متغیرهای دوره مهاجرت، وضع تأهل، سطح تحصیلات، اشتغال و وضع مالی مهاجر در زمان مهاجرت، در تفکیک انواع مهاجرت های مورد بررسی موثرند. به عنوان نتیجه کلی، مهاجران ازلحاظ ویژگی های اجتماعی و اقتصادی هرچقدر ضعیف تر از همتاهای خود باشند، بیشتر به مهاجرت شبکه ای روی می آورند که این امر اهمیت ضعف مالی و کمبود اطلاعاتی مهاجران را در جهت دادن به مهاجرت های شبکه ای به خوبی نشان می دهد.
مهاجرت و تکدی در شهر تهران: چالش ها و الزامات سیاستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۹۵ و ۹۶
25-49
حوزههای تخصصی:
در مطالعه حاضر به بررسی وضعیت تکدی در شهر تهران و ارائه راهکارهایی برای مقابله با آن پرداخته شده است. این مقاله ابتدا به تحلیل اطلاعات موجود در این زمینه پرداخته و در ادامه با استفاده از انجام مصاحبه هایی با افراد متخصص تلاش شده است تا راهکارهایی برای مقابله با این پدیده در شهر تهران ارائه گردد. یافته ها نشان می دهد که متکدیان عموماً بصورت سازمان یافته عمل می کنند. بیشتر متکدیان غیر بومی/مهاجر بوده اند و حتی در شهر و محل سکونت خود ناتوان به شمار نمی آیند. حجم بالای جمعیت، سیال بودن جمعیت و ناهمگونی جمعیت شهر تهران از مهمترین عوامل مهاجرت به این شهر و شکل گیری انبوه متکدیان در این شهر است. یافته های منتج از مصاحبه ها نشان می دهد که زشتی فضای شهری، ایجاد مشکلات روانی برای عموم مردم در سطح جامعه و گسترش سایر آسیب های اجتماعی از مهمترین پیامدهای منفی پدیده تکدی است. در مجموع متخصصان بر آن باورند که بعد از جمع آوری متکدیان از سطح شهر می بایست در راستای توانمند سازی آنها اقدام شود و متناسب با وضعیت آنها عمل شود. فرهنگ سازی در سطح جامعه نیز می تواند در مواجهه با مسأله تکدی راه گشا باشد. بسیاری از متکدیان مهاجر را می توان به شهر یا روستا مبدأ مهاجرت خود برگرداند، تا در آنجا مورد حمایت نهادهای رسمی و غیر رسمی قرار گیرند.
بررسی عوامل برانگیزنده تمایل به ثبت وقایع جمعیتی در استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، بررسی عوامل برانگیزنده تمایل به ثبت وقایع جمعیتی در استان کردستان است. چارچوب و مدل نظری بر اساس نظریه های رفتار برنامه ریزی شده و کنش منطقی، تدوین شد. پژوهش به روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه ساخت یافته، در سال 1397 انجام شد. اطلاعات پژوهش در شهرهای سنندج، بانه و کامیاران، از 366 نفر از سرپرستان خانوار جمع آوری گردید. نمونه ها با ترکیبی از روش های مختلف انتخاب شدند و اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که در جامعه مورد بررسی، تمایل به ثبت وقایع جمعیتی، و نیز درک از دسترسی به مراکز و امکانات ثبت، آگاهی از قوانین، و درک از هنجارهای ثبت، در بین شهروندان نسبتاً بالاست. تحلیل چندمتغیره نشان می دهد که علاوه بر متغیرهای جمعیتی، به ترتیب، سه شاخص آگاهی از قوانین ثبت وقایع، نگرش به ثبت، و درک از هنجار ثبت، در مدل معنادار هستند و همراه با سایر متغیرها، 27 درصد از تغییرات متغیر وابسته را توضیح می دهند. نتیجه سیاستی مقاله، ضرورت کار فرهنگی و اطلاع رسانی دولت و سایر سازمان های دخیل در زمینه ثبت رویدادها و ارائه اطلاعات به موقع، تلاش در جهت ارتقای درک شهروندان از هنجارهای ثبت، و تلاش در جهت ایجاد نگرش مثبت به ثبت وقایع می باشد.
بررسی امکان بهبود امید زندگی ایران با حذف علل عمده مرگ طی دوره 1394-1385(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، بررسی روند و الگوی سنی– جنسی بهبود بالقوه امید زندگی کشور، با فرض حذف سه علت اصلی مرگ (بیماری های قلبی- عروقی، سرطان ها و حوادث غیرعمدی) در دهه اخیر است. چارچوب نظری تحقیق، گذارهای مرگ ومیر، اپیدمیولوژیک و سلامتی است. داده های پژوهش برای سال های 1385 و 1394 در سطح کل کشور است که از سامانه ثبت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اخذ شد. داده ها، پس از اصلاح کم ثبتی، با استفاده از جداول عمر چندکاهشی، روش تجزیه و شاخص امکان بهبود امید زندگی با حذف علت خاص مرگ، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که در سال 1394 در مقایسه با سال 1385، امکان بهبود امید زندگی با حذف بیماری های قلبی- عروقی، کاهش یافته است ولی نقش این علت در امکان بهبود امید زندگی همچنان پررنگ است. همچنین کاهش امکان بهبود این شاخص ناشی از حوادث غیرعمدی برای هر دو جنس، مشهود است؛ برعکس، در صورت حذف سرطان ها، امکان بهبود امید زندگی برای هر دو جنس افزایش یافته است. همچنین با حذف بیماری های انهدامی، امید زندگی در سنین بالاتر و به ویژه در دوره سالمندی امکان بهبود بیشتری داشته است. نتایج این تحقیق حاوی شواهدی از ورود کشور به مرحله چهارم گذار اپیدمیولوژیک و مرحله دوم گذار سلامتی (انقلاب قلبی عروقی) است.