فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۸۱ تا ۱٬۳۰۰ مورد از کل ۱٬۸۰۳ مورد.
تأثیر آگاهی از واقعیت های سازمان قبل از ورود، در کارآیی کارکنان نهاجا «جذب و استخدام داوطلبان»
حوزههای تخصصی:
نیروی انسانی و توسعه تحقیقات صنعتی
منبع:
تدبیر ۱۳۷۵ شماره ۶۹
حوزههای تخصصی:
نکاتی در زمینه ارزشیابی
حوزههای تخصصی:
بررسی ارتباط میان رفتار شهروندی سازمانی (OCB) وعملکرد کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر ارتباط میان رفتارهای شهروندی سازمانی و عملکرد کارکنان در دانشگاه آزاد اسلامی قزوین با هدف ارتقاء عملکرد کارکنان با توجه به رفتارهای شهروندی سازمانی (متغیرهای مورد مطالعه رفتارهای شهروندی سازمانی عبارتند از: 1- نوع دوستی 2- وظیفه شناسی 3- جوان مردی 4- نگرش مدنی 5-احترام) در سال 1392 مطالعه گردید.با توجه به هدف تحقیق اهداف فرعی و فرضیه های پژوهش تدوین شدند. این تحقیق از نوع تحقیقات تحلیلی بود که به شیوه همبستگی انجام شد و از نظر نوع هدف، کاربردی می باشد و از روش پیمایشی جهت گردآوری داده ها استفاده گردید. در این راستا کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی قزوین به عنوان جامعه آماری انتخاب شده و جهت سنجش متغیرهای رفتارهای شهروندی سازمانی از پرسشنامه 22 سوالی مبتنی بر طیف لیکرت و برای سنجش عملکرد کارکنان از پرسشنامه 21 سوالی مبتنی بر طیف لیکرت استفاده شد. پس از بررسی روایی پرسشنامه ها، جهت محاسبه پایایی پرسشنامه ها از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. پس از تعیین حجم نمونه، تعداد 228 پرسشنامه در خصوص سنجش متغیرهای رفتارهای شهروندی سازمانی و عملکرد کارکنان توزیع گردید. جهت انجام محاسبات آماری از برنامه های نرم افزارهای SPSS و EXCEL و آزمون های همبستگی، رگرسیون و خی دو استفاده گردید. در نهایت نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که میان رفتارهای شهروندی سازمانی و عملکرد کارکنان رابطه ی معنی دار وجود دارد. همچنین وجود این رابطه ی معنی دار در خصوص تک تک مولفه های تعریف شده ی رفتار شهروندی سازمانی و عملکرد کارکنان نیز بررسی و تصدیق گردید. در پایان براساس یافته های تحقیق، پیشنهادها و رهنمودهایی جهت ارتقاء عملکرد کارکنان با توجه به متغیرهای رفتارهای شهروندی سازمانی نیز ارائه گردیده است .
مقایسه کانون ارزیابی با ارزیابی در الگوی کامل و الگوی رایانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از افراد در سازمان ها، باورهای مثبتی در مورد نقش رایانه در سیستم منابع انسانی مانند رعایت انصاف در گزینش و مصاحبه ها، دارند. چنین باورهایی به زمینه هایی مانند ارزیابی در کانون ارزیابی نیز گسترش یافته است. با این وجود ارزیابی در کانون ارزیابی از رویه ای چندمرحله ای ایجاد می شود که با محو شدن این رویه در ارزیابی با رایانه، ممکن است ضعیف تر گردد. هدف پژوهش حاضر مقایسه ارزیابی رایانه ای با الگوی سنتی شامل شش مرحله ارزیابی گروهی است. دو مطالعه مجزا از دو نمونه از مدیران (200 N1= و 147 N2=) سازمان های(خصوصی و دولتی) اصفهان گزارش شده است که به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شده بودند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از پرسشنامة ارزیابی عملکرد 360 درجه، ابزار رایانه ای و ابزار انتخاب اجباری و ارزیابان به دو دسته خبره و تازه کار تقسیم شده بودند. نتایج نشان داد که الگوی کامل ارزیاب انسانی، بر الگوی رایانه ای برتری دارد و شاخص های پایایی و اعتبار آن نیز بهتر است. با توجه به نتایج و نیز اهمیت و کاربرد بالای کانون های ارزیابی، استفاده از ارزیاب های انسانی به جای ارزیابی رایانه ای توصیه می شود. ممکن است بهتر باشد نقش رایانه را، به جای ارزیابی، به استفاده در تمرین ها عوض کنیم. واژگان کلیدی: کانون ارزیابی ، الگوی کامل، الگوی رایانه ای.
بررسی و تبیین تأثیر روایتگری سازمانی در ایجاد فرهنگ اخلاق مدار و معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایتگری سازمانی سال هاست که در علم مدیریت بارها مورد بحث قرار گرفته، و از مزایای به کارگیری آن در سازمان فراوان گفته شده است، ولی متأسفانه در پژوهش های داخلی فقط یک تحقیق در این زمینه شایان توجه بوده است. با توجه به خلأ نظری یادشده، بر آن شدیم شیوة بهره گیری از مهم ترین موضوع های مطرح در مدیریت، یعنی فرهنگ، اخلاق و معنویت را از روایتگری سازمانی، شرح دهیم. در این پژوهش قدرت بهره گیری از روایتگری توسط رهبران و در نتیجه انتقال آن ها به فرهنگ سازمانی طوری است که اعضای سازمان ارتباط با یک جامعة بزرگتر و هدف عالی تر را احساس کنند. این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی و کاربردی است. دو فرضیة پژوهش تأثیر روایتگری در ایجاد فرهنگ اخلاق مدار و معنوی است و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است، روایی محتوا و پایایی با محاسبة آلفای کرونباخ تأیید شد. جامعة پژوهش کارکنان صنعت برق است و تعداد نمونه 131 نفر برآورد شد. تحلیل اطلاعات به وسیلة نرم افزارهای SPSS و لیزرل انجام گرفت و برای آزمودن فرضیه ها از آزمون تی یک طرفه و بر اساس آن فرضیه های پژوهش به میزان 95 درصد تأیید شد. امید است پژوهش یادشده با منابع غنی به کارگرفته شده در آن، فتح بابی بر تحقیقات آتی مبحث مغفول ماندة روایتگری سازمانی باشد.
دسته بندی مخاطبین در برنامه های ارتقاء سلامت محیط کار؛ استفاده از مفاهیم بازاریابی اجتماعی
حوزههای تخصصی:
بیش از سه دهه است که استفاده ازاصول و فنون بازاریابی تجاری برای انتقال عقاید، نگرش ها و رفتارها به جامعه مورد توجه دست اندر کاران حوزه های مختلف علوم اجتماعی از جمله فعالان عرصه سلامت قرارگرفته است و از آن با عنوان ""بازاریابی اجتماعی"" نام برده می شود. بازاریابی اجتماعی فرآیندی است که با طراحی، اجرا و کنترل برنامه ها در جستجوی افزایش قابلیت پذیرش یک ایده یا عمل اجتماعی در یک گروه مخاطب خاص است. در این فرایند منظم و برنامه ریزی شده با محور قرار دادن مشتری و خواسته ها و نیازهای او و بکار بردن اصول و تکنیک های بازاریابی تجاری، گروه مخاطب برای انجام یک رفتار ویا توجه به یک ایده خاص ترغیب می شوند.
بازاریابی اجتماعی را در کنار آموزش و قانون سه راهکار عمده تغییررفتار به شمار می آورند. طراحی و اجرای برنامه های اثربخش ارتقای سلامت در محیط کار که به عنوان یکی از موقعیت های مهم آموزش سلامت رسمی (در کنار موقعیت های مدارس، مراکز ارائه خدمات سلامت و مکان های عمومی) می تواند در ارتقای سلامت جامعه نقش موثری ایفا نماید. در بازاریابی اجتماعی، پژوهش تکوینی شامل تحلیل مخاطب، تحلیل بازار و تحلیل کانال اساس تولید مواد و مداخلات آموزشی- اطلاع رسانی را تشکیل می دهد وبرنامه ریزی بر مبنای نتایج این پژوهش، می تواند به اصلاح رفتار مخاطبین منجر گردد. یکی از اجزای کلیدی در تحلیل مخاطب، دسته بندی آنها برای تعیین استراتژی خاص برای هر گروه است. در این مقاله به بیان نحوه این دسته بندی، به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی مدل بازاریابی اجتماعی، پرداخته شده است و انتظار می رود فعالان حوزه ارتقای سلامت محیط کار، با استفاده از این راهکار به میزان اثربخشی برنامه های خود بیفزایند
سازوکارهای اندازه گیری عملکرد در بخش مراقبت از سلامت
حوزههای تخصصی:
آموزش کارکنان در سازمانهای اداری و صنعتی
منبع:
تدبیر ۱۳۷۴ شماره ۵۵
حوزههای تخصصی:
اثربخشی چرخش شغلی و رابطه آن با عدالت سازمانی و اعتماد سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی چرخش شغلی و رابطه آن با عدالت سازمانی و اعتماد سازمانی در بین پرستاران بیمارستان تأمین اجتماعی شهر زاهدان بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه پرستاران بیمارستان تأمین اجتماعی شهر زاهدان بود که از چندین سال قبل نظام چرخش شغلی در مورد آنها اجرا می گردیده و تعداد آنان در سال1391 به 96 نفر می رسید. نمونه گیری با استفاده از روش سرشماری انجام شد بنابراین کلیه افراد جامعه آماری به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. جهت جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه اثربخشی چرخش شغلی ،پرسشنامه عدالت سازمانی و پرسشنامه اعتماد سازمانی استفاده گردید. روایی محتوایی هرسه پرسشنامه توسط اساتید و متخصصین علوم تربیتی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آنها با با روش ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه های اثربخشی چرخش شغلی ، عدالت سازمانی و اعتماد سازمانی به ترتیب برابر با 90/. ،94/. و 96/. محاسبه گردید. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روشهای آماری t تک گروهی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان دادکه اثربخشی چرخش شغلی در بین پرستاران بیمارستان تأمین اجتماعی زاهدان در حد نسبتاً مطلوبی می باشد و عدالت و اعتماد سازمانی در حدی قابل قبول می باشند. بین متغییر اثربخشی چرخشی شغلی با عدالت سازمانی و ابعاد آن رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. بین اثربخشی چرخشی شغلی با اعتماد سازمانی و ابعاد اعتماد عمودی و اعتماد موسسه ای آن رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. ولی با بُعد اعتماد افقی رابطه معناداری وجود ندارد. بین عدالت سازمانی با اعتماد سازمانی و ابعاد آنها رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. در ضمن چرخش شغلی به ترتیب4/7 و 2/8 درصد تغییرات عدالت و اعتماد سازمانی را پیش بینی می نماید.
نظام ارزشیابی کمی و کیفی کارکنان و مدیران
منبع:
تدبیر ۱۳۷۵ شماره ۶۷
حوزههای تخصصی:
رابطه بین مدیریت دانش با خودکارآمدی و خلاقیت معلمان مراکز پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین مدیریت دانش با خودکارآمدی و خلاقیت معلمان مراکز پیش دبستانی ناحیه دو شهر شیراز در سال تحصیلی 1393-1392 بود. جامعه آماری شامل تمامی معلمان مراکز پیش دبستانی ناحیه دو آموزش و پرورش شهر شیراز به تعداد 78 نفر بود و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر اساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان تعداد 66 نفر به عنوان اعضای نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. ابزار های گردآوری داده ها شامل پرسش نامه مدیریت دانش جاشپارا (2004) که پایایی آن بر اساس محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برابر 89/0 بود، پرسش نامه خودکارآمدی معلمان شوارتزر و همکاران (1991) که پایایی آن بر اساس محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برابر 82/0 بود و پرسش نامه خلاقیت رندسیپ با آلفای کرونباخ 76/0 می باشد. برای بررسی رابطه بین ابعاد گوناگون مدیریت دانش شامل خلق، سازماندهی، بکارگیری و تبادل دانش با خودکارآمدی و خلاقیت معلمان از محاسبه ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. هم چنین، برای تعیین قدرت پیش بینی ابعاد مدیریت دانش برای خودکارآمدی و خلاقیت معلمان از تحلیل رگرسیون هم زمان استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین تمام ابعاد مدیریت دانش با خودکارآمدی و خلاقیت معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. هم چنین، از بین ابعاد مدیریت دانش بعدسازماندهی دانش از قدرت پیش بینی معناداری برای خودکارآمدی معلمان و ابعاد سازماندهی و بکارگیری دانش از قدرت پیش بینی معناداری برای خلاقیت معلمان برخوردار بودند.
کار از راه دور؛ راهبردی در طراحی ساختار سازمانی مراکز کارآفرینی در دانشگاه های علوم پژشکی کشور
تقویت عملکرد؛ گامی فراتر از پرداخت و پاداش
منبع:
تدبیر ۱۳۷۹ شماره ۱۰۲
حوزههای تخصصی: