اسباب بازی و سبک زندگی
تاریخچه اسباب بازی در ایران
تولید اسباب بازی در ایران؛ تنگناها و چالش ها
کارکردهای مثبت اسباب بازی
باربی و سبک زندگی
اسباب بازی؛ راهکارها و اقدام ها
با توجه به حدود یک دهه تأکید بر رویکرد توان مندسازی زنان روستایی در برنامه های توسعه، هدف پژوهش حاضر سنجش توان مندی و ارزیابی عوامل تأثیرگذار اجتماعی فرهنگی، اقتصادی و حمایتی در توان مندسازی زنان روستایی شهرستان اصفهان است. جامعة آماری زنان ساکن روستاهای شهرستان اصفهان بوده و حجم نمونه از طریق فرمول کوکران 222 نفر تعیین و اطلاعات لازم با روش نمونه گیری طبقه ای خوشه ای و پرسش نامة ساخت یافته گردآوری شد. در مرحلة پیش آزمون، 80 پرسش نامه به طور تصادفی میان زنان روستایی توزیع شد و بر اساس روش آلکایر و فوستر، برای ارزیابی عوامل مؤثر در ناتوانی زنان روستایی از رگرسیون لجستیک استفاده شد. نتایج این روش نشان داد که با در نظر گرفتن 30 درصدی سطح آستانة ناتوانی، میزان و شدت ناتوانی در میان زنان روستایی به ترتیب، 28 و 45 درصد است. به عبارتی، 28 درصد زنان جامعة آماری در حداقل 30 درصد معیارها ناتوان و به طور متوسط شدت ناتوانی شان 45 درصد است. نتایج حاصل از مدل رگرسیونی نشان داد که تحصیلات، اشتغال، استفاده از رسانه های جمعی، روابط اجتماعی و شغلی، دریافت درآمد شخصی، سلامتی، حمایت های دولت، استفاده از انواع آموزش ها، باور به برابری جنسیتی و وجود صندوق های اعتباری تأثیر مثبت و معنی داری در توان مندی زنان دارد.
پژوهش حاضر تحت عنوان »نقش و جایگاه اینترنت در زندگی دانش آموزان، فرصت ها و تنگناها« می باشد. چرا که با گسترش فناوری های مختلف از جمله فناوری اطلاعات و اینترنت، بحث هایی در مورد نقش و آثار آنها در زندگی انسان به وجود آمده است. از جمله کاربران اینترنت، نوجوانان و دانش آموزان می باشند. هدف این پژوهش بررسی تجارب و روایت های دانش آموزان از فضای مجازی و نقش و جایگاه اینترنت در زندگی روزانه آنان است. برای این منظور از روش مطالعه کیفی و مصاحبه های نیمه ساختار یافته به روش اپیزودیک استفاده شده است. نتایج نشان می دهد دانش آموزان استفاده های درست و نادرستی از اینترنت دارند و خودشان معتقدند که اینترنت فرصت ها و تنگناهایی برای آنها فراهم کرده است. از دیدگاه دانش آموزان؛ به روز شدن، ارتباط با جهان، آزادی بیشتر و یافتن پاسخ سوالات مختلف از جمله سوالات اعتقادی، انجام انواع بازی ها، دانلود آهنگ و نرم افزارها از فرصت های مهمی است که اینترنت برای آنها فراهم کرده است. از طرفی اعتیاد به اینترنت، درگیر شدن در برخی مسائل غیراخلاقی، بی رنگ شدن تعهد و مسئولیت ناشی از گمنامی و کاهش ارتباط با خانواده از جمله تنگناهایی است که اینترنت موجب شده است. آگاهی دادن دانش آموزان از شرایط فضای مجازی، افزایش قدرت نقد دانش آموزان، داشتن معیارهای مشخص و دقیق برای شناخت مطالب و سایت های معتبر و غیرمعتبر، ارتباط صمیمی با دانش آموزان از طرف معلمان و والدین از جمله موارد پیشنهادی این پژوهش برای کاهش آسیب های اینترنت و هدایت بهتر دانش آموزان برای استفاده مناسب از اینترنت می باشد.
جامعه پذیری زیست محیطی یکی از موضوعات جدید و جذاب در حوزه مطالعات جامعه شناسی و به این معناست که نهادها و عوامل اجتماعی کردن و جامعه پذیری در جامعه، از قبیل خانواده، مدرسه، رسانه ها و... تا چه میزان می توانند بر روی نگرش، جهان بینی و در نهایت رفتار مردم تأثیر بگذارند و ارزش های محیط زیستی را درونی سازند. در این میان، تلویزیون به دلیل بهره مندی از مؤلفه های اثربخش تصویری و هنری و از طرفی به دلیل فراگیری آن، نقش بسیار مهمی در نهادینه کردن ارزش های زیست محیطی در بین مخاطبان بویژه کودکان و نوجوانان دارد. مقاله حاضر درصدد است جایگاه تلویزیون در جامعه پذیری زیست محیطی نوجوانان شهر تهران را بررسی کند. از این رو، با 600 نفر از نوجوانان دانش آموز در مناطق 22گانه شهر تهران به روش پیمایش و ابزار پرسشنامه مصاحبه شد. نتایج نشان می دهد، هرچند بیش از 80 درصد نوجوانان تهرانی از تلویزیون استفاده می کنند و سهم تلویزیون بیش از سایر عوامل و سازوکار های جامعه پذیری در تغییر نگرش نوجوانان است، برای تأثیرگذاری بیشتر تلویزیون در جامعه پذیری کامل تر نوجوانان باید به راهکارهای دیگری اندیشید.
نظریه ها ارکان اساسی علوم را تشکیل می دهند؛ چراکه بیشتر تفسیرها و تحلیل ها از پدیده های طبیعی و اجتماعی، در قالب نظریه ها صورت می گیرند. پژوهش حاضر با توجه به نقش نظریه در علوم، درصدد است تا با توجه به ویژگی های انقلاب اسلامی ایران که انقلابی برگرفته از مکتب اسلام و اندیشه های دینی امام خمینی (ره) است، ضمن بیان ضرورت های نظریه پردازی بومی برای رسانه ها در جمهوری اسلامی ایران، نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی را پیشنهاد کند. از آنجا که نظریه فطرت، پایه و اساس مکتب اسلام، انقلاب اسلامی و اندیشه های امام خمینی (ره) است؛
به همین دلیل در این پژوهش ابعاد نظریه فطرت برای رسانه طراز انقلاب اسلامی تبیین شده است. از این رو، با بهره گیری از دیدگاه امام خمینی (ره) در مورد فطرت، به نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی و در سطحی عام تر نظریه رسانه اسلامی می رسیم؛ نظریه ای که پشتوانه فلسفی آن با توجه به اندیشه های امام خمینی (ره) حکمت متعالیه، پشتوانه فقهی آن اصول فقه و هدف نهایی آن
قرب الهی است.
رشد روزافزون شبکه های اجتماعی و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی آنها، مطالعه در خصوص این رسانه ها را حایز اهمیت و ضرورت کرده است، بر این اساس هدف از پژوهش حاضر، بررسی آسیب های ناشی از عضویت و فعالیت در شبکه های اجتماعی در میان نوجوانان و جوانان شهر اردبیل بوده است. جامعه آماری پژوهش را نوجوانان و جوانان 15 تا 30 ساله اردبیل تشکیل می دهند که از میان آنها 380 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و با روش پیمایشی مورد مطالعه قرار گرفته اند. نتایج این پژوهش نشان داد که بین میزان عضویت و فعالیت در شبکه های اجتماعی با افت تحصیلی، اعتیاد اینترنتی، بحران هویت، به خطر افتادن سلامت جسمی، گوشه گیری و نداشتن تمرکز، همبستگی مستقیم وجود دارد به این معنا که هر اندازه میزان عضویت و فعالیت در شبکه های اجتماعی بیشتر باشد، این عوارض افزایش بیشتری می یابد. همچنین بین میزان عضویت و فعالیت نوجوانان و جوانان در شبکه های اجتماعی با عواطف خانوادگی و ارتباطات واقعی کاربران همبستگی معکوس وجود دارد؛ به این معنا که هر چه میزان عضویت و فعالیت در شبکه های اجتماعی بیشتر باشد، میزان عواطف خانوادگی و ارتباطات واقعی آنان کمتر خواهد شد.
مشارکت در نوسازی بافت های فرسوده تحت تأثیر عوامل مختلفی است که سرمایه فرهنگی و اجتماعی مهمترین پیش نیاز آن است. پژوهش حاضر که با هدف بررسی نقش سرمایه فرهنگی - اجتماعی بر مشارکت شهروندان در نوسازی بافت پیرامون حرم رضوی انجام شده به دنبال پاسخ به این سؤال است که چرا علی رغم تأکید فراوان بر مشارکت در برنامه های نوسازی، این مشارکت در بافت مورد نظر ضعیف است؟ چارچوب نظری تحقیق عمدتاً مبتنی بر نظریات بوردیو، پاتنام و کلمن است. روش انجام پژوهش پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه است. نمونه گیری به روش خوشه ای و حجم نمونه 426 نفر از ساکنین بافت می باشد. یافته ها نشان می دهد؛ سرمایه فرهنگی و به ویژه سرمایه اجتماعی بر مشارکت ساکنان در پروژه های نوسازی تأثیر مثبت داشته است. شاخص تعهد اجتماعی، حس همیاری و انسجام اجتماعی بیشترین تأثیر را بر کنش مشارکتی ساکنین داشته اند. علی رغم بالا بودن میزان سرمایه فرهنگی و اجتماعی در بین ساکنان و تأثیر مثبت این سرمایه ها بر کنش مشارکتی، میزان مشارکت ساکنان در پروژه های نوسازی بافت پیرامون حرم رضوی ضعیف می باشد که این امر بیشتر به مسأله اعتماد مرتبط است.
در نتیجه انفجار اطلاعات و گسترش ارتباطات و به دنبال آن جهانی شدن در دنیای امروز که با طرح مسأله عدم قطعیت و به پایان رسیدن دوران علم زدگی دریچه ای نو به سوی انسان امروز باز شد و همین امر آغاز عصر پست مدرن را نوید داد. به دنبال آن هنر پست مدرن و لباس پست مدرن (لباس مفهومی) نیز شکل می گیرد. هنرمندان پست مدرن در این زمان با استفاده از تلفیق لباس با ویژگی های هنرهای تجسمی، حالات و صفات انسانی، حرکات اندام و گاه توانایی های بازیگری، مفاهیم موردنظر خود را نمایان ساخته اند و به این صورت است که لباس به عنوان مفهومی هنری مدنظر قرار می گیرد. هدف اصلی این لباس ها صرفاً پوشش بدن انسان نیست، بلکه نمایش صفات، احساسات و اندیشه های انسان است. مقاله حاضر تلاش دارد تا با استفاده از روش اسنادی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی، به بررسی مفهوم لباس و تلقی لباس در هنر پست مدرن با تکیه بر نظریات جامعه شناس فرانسوی معاصر، پیر بوردیو بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد لباس در آثار هنرمندان، بی واسطه یک اثر هنری و دارای بیان تلقی می شود که می تواند با مخاطب به دلیل نزدیکی با بدن و همراهی انسان در تمام ادوار تاریخی، به صورت ملموس ارتباط برقرار سازد؛ بنابراین شاهدیم که شکل تجسمی لباس در مقابل تفکر غالب کاربردی آن در تلاش برای کسب جایگاه در میدانی است که بوردیو آن را میدان قدرت می نامد؛ اما این ورود و تعریف ارایه شده جدید از لباس هنوز نتوانسته است در میدان های قدرت هنری به علت کمبود حجم و مقدار سرمایه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی از وضعیت مطلوب و درخوری برخوردار شود.
از منظر سازمانی وجود تعادل اثربخش بین کار و زندگی علاوه بر پیامدهای شخصی که برای فرد به همراه دارد؛ منجر به بهبود وضعیت اشتغال و سیستم نگهداشت و درنهایت ارتقا تعهد و بهره وری در کارکنان می شود. پژوهش حاضر ضمن سنجش سطح تعادل کار-زندگی ادراک شده کارکنان در دانشگاه سراسری یزد به بررسی ارتباط بین ابعاد پنج گانه شخصیت نئو و تعادل کار-زندگی می پردازد. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی است و جامعه موردمطالعه تحقیق حاضر را کارمندان دانشگاه یزد تشکیل داده اند؛ که از میان آن ها، 204 نفر به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری تصادفی ساده بر اساس فرمول کوکران در جوامع محدود با ضریب خطای 5 درصد انتخاب شده اند و از این تعداد 183 پرسش نامه بازگشت داده شد. ابزار مورداستفاده در تحقیق حاضر پرسش نامه محقق ساخته تعادل کار-زندگی و پرسش نامه استاندارد شخصیت نئو می باشد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی، استنباطی و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart PLS بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد از میان ابعاد شخصیت سازگاری، استقبال از تجربه و روان رنجوری با مقادیر 347/5، 549/3، 427/6 در ارتباط معنادار با سازه تعادل کار-زندگی می باشند و حدود 42 درصد از سازه تعادل کار-زندگی توسط ابعاد شخصیت تبیین می شود. درنهایت بر اساس ماحصل این پژوهش کارمندان دانشگاه یزد از سطح مطلوب تعادل کار-زندگی برخوردار هستند.
پژوهش حاضر سعی دارد تا با رویکردی تفسیرگرایانه مدل تجاری سازی تحقیقات علوم انسانی را از نگاه پژوهشگران حوزه علوم انسانی شناسایی کند. رویکرد پژوهشی به کاربرد شده از نوع کیفی می باشد و از روش مردم نگاری برای انجام عملیات تحقیق استفاده شده است. داده های این پژوهش با استفاده از تکنیک مصاحبه باز و عمیق جمع آوری شده و سپس با استفاده از تکنیک سه سویه سازی ترکیب شده اند. روش نمونه گیری مورداستفاده در این پژوهش از نوع روش نمونه گیری کیفی- هدفمند است و با استفاده از شاخص اشباع نظری تعداد 14 نفر از پژوهشگران حوزه علوم انسانی به عنوان نمونه جامعه پژوهش مورد مصاحبه قرار گرفتند. نگرش و دیدگاه آن ها نسبت به چالش ها و مشکلات فراروی تجاری سازی تحقیقات علوم انسانی موردبررسی قرار گرفت. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات و نتیجه گیری از یافته های تحقیق از «نظریه زمینه ای» استفاده شده است و به عبارت دیگر در این پژوهش به جای آزمون نظریه و تائید یا رد آن به ارائه نظریه به صورت محدود پرداخته می شود. یافته های اصلی این پژوهش با استفاده از نظریه زمینه ای شامل مقولاتی همچون تحولات در نقش دانشگاه ها، ارتقاء آکادمیک علوم انسانی، سیاست گذاری و ساختارها، نهادینه کردن، بسترهای قانونی، شبکه سازی، مزیت رقابتی می باشد که می توان تمامی مقولات را زیر مقوله «مدل تجاری سازی تحقیقات علوم انسانی» قرار داد. به عبارت دیگر مدل تجاری سازی «مقوله هسته» در این نظریه زمینه ای می باشد. با استفاده از این مقولات مدل پارادایمی ارائه شده است.
مقدمه: سرمایه اجتماعی حاصل تعاملات میان انسان ها، سازمان ها و نهادهاست که مبتنی بر اعتماد و همدلی است و بواسطه مشارکت و همکاری اجتماعی تسهیل می شود. این سازه در سطوح مختلف کلان، میانی و خرد مطرح و مورد تحلیل و بحث قرار می گیرد و به همین دلیل کاربرد روزافزونی در علوم اجتماعی و همچنین در رشته های دیگر از قبیل سلامت، مدیریت، اقتصاد و سیاست پیدا کرده است. ولی در غالب پژوهشهای انجام شده، تفکیک اَشکال سرمایه اجتماعی مغفول مانده است. یکی از علل این وضع می تواند نبود ابزاری مناسب باشد که هر دو نوع درون گروهی و برون گروهی سرمایه اجتماعی را بسنجد. هدف این پژوهش، ساخت و رواسازی ابزاری برای سنجش سرمایه اجتماعی است. روش: روش مطالعه حاضر از نوع همبستگی است. مخزن گویه های اولیه با استفاده از پرسشنامه طرح سرمایه اجتماعی با 28 گویه و سرمایه اجتماعی میان گروهی (طیف سام) با 12 گویه تهیه و در بین 415 نفر از شهروندان تهرانی (189 زن و 226 مرد) در سنین 18 تا 70 سال با سطوح تحصیلی زیر دیپلم تا دکتری با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از سه پهنه اقتصادی- اجتماعی پایین، متوسط و بالا اجرا شد. به منظور بررسی تناسب داده ها برای تحلیل عاملی از آزمون کرویت بارتلت و مقیاس کایزر-میر اولکین استفاده شد. نتیجه مقدار مقیاس (KMO=0/791) کفایت نمونه گیری را نشان می دهد. روایی سازه براساس تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش واریماکس و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (برای سازگاری درونی) برآورد شد. یافته ها: از مجموع 40 گویه، نهایتا 20 گویه باقی ماند که «پرسشنامه سرمایه اجتماعی» را تشکیل می دهد و این سازه را در دو شکل درون گروهی و برون گروهی می سنجد. ساختار عاملی این ابزار از 3 عامل مرتبط با سرمایه اجتماعی درون گروهی (همدلی و تعلق، اعتماد، همکاری و مشارکت) و 2 عامل مرتبط با سرمایه اجتماعی برون گروهی (داشتن رابطه با افرادی دارای علایق متفاوت، داشتن رابطه با افرادی دارای سبک زندگی متفاوت) تشکیل شده که روی هم 58% از تغییرات سرمایه اجتماعی را تبیین می کنند. ضمن اینکه ابزار از پایایی بالا (825/0=α) برخوردار بود. بحث: مختصات ابزار سرمایه اجتماعی آن را ابزار مناسبی برای مطالعات بعدی به منظور شناخت وضعیت انواع سرمایه اجتماعی در گروههای مختلف و نیز در زمینه سبب شناسی و پیامدهای آنها ساخته است. پیشنهاد می شود که پژوهشگران در پژوهشهای خود ازاین مقیاس در توصیف وضع سرمایه اجتماعی درون گروهی و برون گروهی در جمعیتهای مختلف و شناسایی مداخلات ارتقادهنده انواع سرمایه اجتماعی کمک بگیرند.
هدف این پژوهش بررسی سیر ایجاد مدارس زنان، در قالب ایجاد دبستانهای نسوان در دوره مشروطه و در فاصله زمانی سالهای 1324 ق/ 1285 ش تا 1330 ق/ 1291 ش است. بررسی این موضوع نه تنها از جهت رخداد آن در دوره زمانی مشروطه به عنوان نخستین دوره تجربه های مدرنیزه شدن آموزش و پرورش در ایران، بلکه به لحاظ ایجاد مدارس دخترانه، نقش نامه نگاریهای زنان در مطبوعات این دوره در رابطه با مسئله حق تحصیل زنان و طرح آن به صورت مطالبه های اجتماعی اهمیت دارد. در این دوره همچنین، حضور فعال اجتماعی زنان برای نخستین بار به شکل شبه صنفی آغاز شده است و زنان به مطرح کردن درخواستهای اجتماعی خود پرداخت هاند که در این بین ایجاد مدارس برای دختران اصلیترین مطالبه اجتماعیِ زنانِ ایرانی بوده است. این پژوهش که به روش اسنادی با تکنیک تحلیل محتوا گردآوری شده است، به ثمر رسیدن تلاش اجتماعی و احقاق حقوق اجتماعی زنان را نشان م یدهد. تلاشی که با گذشت کمتر از یک دهه از طرح آن در مطبوعات عصر مشروطه، منجر به ایجاد مدارس دخترانه در شهرهای متفاوت ایران گردید که بر آن اساس، دختران نیز مانند پسران از حق آموزش و پرورش برخوردار شدند.
هدف این پژوهش، ارائه مدلی مناسب برای تعیین عوامل مؤثر بر اخلاق حرفه ای تدریس در دانشگاه پیام نور غرب کشور با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری SMART-PLS است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل 425 نفر از اعضای علمی دانشگاه پیام نور غرب کشور (کرمانشاه ،همدان،کردستان و ایلام) است. که با استفاده از فرمول کوکران 202 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. با بررسی مبانی نظری و مرور پیشینه های تحقیق، متغیرهای اثرگذار بر اخلاق حرفه ای تدریس شناسایی شدند که توسط خبرگان مورد تأیید قرار گرفتند. عوامل مؤثر در هشت گروه اصلی؛ پرهیز از قضاوت انتقادپذیری، عدم تبعیض، عدالت کاری، حفظ اسرار، رعایت حرمت، مسئولیت پذیری و ارزشیابی هماهنگ طبقه بندی شدند و مدل پژوهش تدوین گردید. سپس پرسشنامه بین جامعه آماری توزیع شد و به کمک مدل سازی معادلات، داده ها تجزیه و تحلیل شدند. روایی (تحلیل عاملی تأییدی) و پایایی (ضریب آلفای کرونباخ) پرسشنامه ها حاکی از آن هستند که ابزارهای اندازه گیری از روایی و پایایی خوبی برخوردار هستند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات توسط نرم افزار SMART-PLS و با استفاده از آماره آزمون t و ضرایب مسیر (β)، نشان داد که عوامل هشت گانه، رابطه مثبت و معناداری با اخلاق حرفه ای تدریس دارند.
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر عوامل اجتماعی بر مدیریت بدن با تأکید بر خودنمایی است. در دنیای روابط کوتاه و مقطعی امروزی، ظاهر هر فرد نقش عمده ای در معرفی هویت فردی او ایفا می کند. لذا بدن به عنوان ابزار تجلی هویت، اهمیتی اساسی می یابد. اصلاح بدن و کنترل آن که ویژگی جامعه مدرن است در راستای ایجاد تصور مطلوب برای دیگران از بدن و ظاهر فرد صورت می گیرد. نظریات گافمن، گیدنز، الیاس، بوردیو و باندورا چارچوب نظری پژوهش را تشکیل می دهند. جامعه آماری پژوهش اعضای باشگاه های پرورش اندام شهر تهران بودند و برای تعیین حجم نمونه، با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند. از روش پیمایشی برای تبیین تأثیر عوامل اجتماعی ( شامل متغیرهای نمایش تمایز خود با دیگران، نمایش ظاهر مورد پسند دیگران، نمایش پایگاه اجتماعی- اقتصادی، سرمایه فرهنگی و یادگیری رفتار دیگران) بر مدیریت بدن - با درنظر گرفتن نقش واسطه ای متغیر خودنمایی- استفاده گردیده است. اطلاعات لازم از طریق پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری و با آزمون آلفای کرونباخ اعتبار سنجی شد. از آزمون های آماری همبستگی و رگرسیون برای تحلیل فرضیه ها استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین عوامل اجتماعی و خودنمایی، بین خودنمایی و مدیریت بدن و بین عوامل اجتماعی و مدیریت بدن رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که متغیر واسط خودنمایی در مجموع توانسته است در رابطه با عوامل اجتماعی فوق الذکر و متغیر وابسته مدیریت بدن نقش واسطه ای ایفا نماید.
مقاله حاضر به بررسی و ارزیابی چالش ها و مسایل اجتماعی- فرهنگی خوابگاه های خودگردان دانشجویی در شهر تهران می پردازد. جامعه آماری تحقیق کلیه دانشجویان ساکن خوابگاه های خودگردان در سطح شهر تهران است. داده های تحقیق از طریق روش تحقیق کمی (پرسشنامه) و کیفی ( مصاحبه و مشاهده) گردآوری شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که خوابگاه های خودگران با مسایل و چالش هایی مانند نداشتن حریم خصوصی ساکنین به دلیل ازدحام و تراکم جمعیت، شلوغی و سروصدا، نزاع و درگیری دانشجویان بر سر مسایل مختلف، سکونت افراد غیر دانشجو،عدم تعلق به خوابگاه، بیگانگی از محیط خوابگاه، درگیری با همسایگان و گرایش به رفتارهای پرخطر و آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد و مصرف انواع مواد مخدر و... مواجه اند.از سوی دیگر سبک زندگی دانشجویان و مسایل فرهنگی مرتبط با آن دارای آسیبهای خاص خود در این گونه از خوابگاه های دانشجویی است.براساس نتایج، به ترتیب تماشای سایت ها و فیلم های غیرمجاز، مصرف سیگار، و مصرف قلیان دارای بیشترین شیوع در میان دانشجویان ساکن خوابگاه های خودگردان می باشد.از سوی دیگر مصرف کراک و شیشه ، هروئین و کوکایین و تریاک،دارای کمترین میزان شیوع می باشد
هدف اصلی این پژوهش فهم چگونگی و دلایل غیر مذهبی شدن برخی از دانشجویان با نگاه به زیست جهان آنان است که چارچوب مفهومی این تحقیق شامل نظریات برگر و هابرماس است. رویکرد روشی این تحقیق کیفی است لذا برای گردآوری دادهها از تکنیک های مصاحبه ی نیمه ساخت یافته عمیق، اپیزودیک؛ و تکنیک مشاهده و در تحلیل دادهها از روش نظریه مبنایی استفاده گردید. نمونه ی این تحقیق، شامل 23 نفر از دانشجویان گرایشهای علوم اجتماعی تحصیلات تکمیلی می باشند. نتایج گویای آنست که مجموعه شرایطی اولین جرقه های تغییر در عقاید را ایجاد کرده اند. این تغییرات با توجه به دو تجربه ی مدارا و طرد شدگی تقویت می شوند لذا غیر دینداران در واکنش دست به اتخاذ استراتژیهایی همچون فاصله گیری، مدارای اجباری، مقابله به مثل و... می زنند و همچنین از پیامدهای غیر مذهبی شدن می توان از عدم آرامش، احساس محرومیت، خشونت، انگ زنی، خود سانسوری و... نامبرد.
بی تفاوتی اجتماعی با شاخص هایی مانند کناره گیری مدنی و سهیم نشدن در مسائل و موضوعات زندگی اجتماعی، دلسردی، تفکیک عامدانه منافع شخصی از خواسته های عمومی و عام المنفعه، بی اعتنایی نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تعریف می شود. پژوهش حاضر، موضوع بی تفاوتی را با روش پیمایشی در میان ساکنین بالای 18 سال دو منطقه ی شهری(محله ی قزل قلعه –منطقه ی 6 تهران) و روستایی(نظام آباد اسلام شهر) سنجیده است.
یافته های پژوهش نشان می دهد بی تفاوتی اجتماعی بیش از آنکه به عوامل و متغیرهای فردی نسبت داده شود، تابعی از ادراکات و تفسیرهای اجتماعی افراد خاصه میزان اعتماد عمومی، رضایت اجتماعی، حس بی هنجاری در جامعه، تقدیرگرایی و احساس بی عدالتی بوده است. دراین میان، اثرگذاری متغیرهای «بی اعتمادی» در جامعه ی شهری و «نارضایتی اجتماعی» در جامعه ی روستایی بارزتر بوده است. به این معنا که افراد با بی تفاوتی بالاتر، در مقایسه با دیگران، جامعه را بی هنجارتر و قانون گریزتر دیده اند. از سوی دیگر، هرچه میزان اعتماد ایشان به جامعه، سازمان ها و گروه ها، بیشتر شده و از فرایندهای اجتماعی راضی تر بوده اند، نسبت به مسائل و رخدادهای اجتماعی نیز، حساسیت بیشتری داشته اند. یعنی بی اعتمادی و نارضایتی خود به مثابه شاخصی همگرا با بی تفاوتی عمل کرده اند.
مقاله ی حاضر به ارزیابی رویکردهای جامعه شناختی در باره ی تفاوت های جنسیتی در شکل گیری و تشدید افسردگی مردان و زنان و آثار آن در نهاد خانواده می پردازد. پرسش آن است که ""نقش های جنسیتی"" چگونه و با چه سازوکاری می توانند منجر به بروز میزان های متفاوتی از افسردگی در بین مردان و زنان متأهل شوند؟ به این منظور، با تلفیق نظریه های ""نقش""، ""قدرت و جنسیت"" و ""خودخاموشی"" مدل نظری تحقیق تدوین شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر که به روش پیمایش انجام شده است، زنان و مردان متاهل 20 تا 45 ساله ساکن شهر تهران هستند که با استفاده از روش «نمونه گیری تصادفی خوشه ای» ساده، تعداد 720 نفر از آنان، انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه خوداجراء بوده است و داده ها، پس از کدگذاری و استخراج به وسیله نرم افزار SPSS با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که در مجموع، میزان افسردگی بر اساس ""نقش های جنسیتی زنانه و مردانه"" متفاوت است؛ بدین معنی که ""نقش های جنسیتی زنانه ی غالب""، افراد را مستعد افسردگی می کند، در حالی که نقش های ""جنسیتی مردانه ی غالب""، مانند سپری در مقابل افسردگی عمل می کند. هم چنین یافته ها نشان می دهد که بین میزان خودخاموشی و میزان افسردگی، رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد.
نتیجه طبیعی به کارگیری رویکرد نوسازی در کشورهای درحال توسعه، شکل گیری و گسترش مهاجرت های گسترده از روستا به شهر است. این امر موجب تغییر ساختار جنسی جمعیت در تعدادی از سکونتگاههای روستایی کشور شده است. بدیهی است با استمرار شرایط موجود در آینده زنان ذینفعان اصلی برنامه های توسعه در نواحی روستایی خواهند بود. مقاله حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی راهبردهای توانمندسازی زنان در گروه خاصی از روستاها یعنی سکونتگاههای روستایی مهاجرفرست به جهت شرایط خاص و اولویت دار آنها، تدوین گردیده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و از نوع تحقیقات کاربردی- توسعه ای می باشد. گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز به شیوه اسنادی و میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه بوده است. جامعه آماری تحقیق روستاهای دارای نسبت جنسی پائین یعنی کمتر از 95 نفر مرد به ازای 100 نفر زن بوده است. در مطالعه حاضر با استفاده از ماتریس تحلیلی SOWT، راهبردهای مطلوب توانمندسازی زنان در سکونتگاههای روستایی مهاجرفرست شناسایی و به کمک ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی (QSPM)، راهبردها اولویت بندی گردید. نتایج بررسی ها نشان می دهد به منظور توانمندسازی زنان در روستاهای مهاجرفرست، استراتژی های تهاجمی (حداکثر– حداکثر) بهینه هستند. همچنین مهمترین راهبرد توانمندسازی زنان در روستاهای مورد نظر «افزایش توجه به زنان در برنامه های توسعه نواحی روستایی در سطوح بالای تصمیم گیری»، با امتیاز 4.29، بوده است.