مقالة حاضر حاصل مطالعهای درباب ارتباطات میانفردی و بررسی نقش آن در مشارکت سیاسی و مقایسة تأثیر ارتباطات میانفردی و رسانهها در انتخابات است. به این منظور، نظریة جریان دومرحلهای ارتباطات لازارسفلد، که رابینسون آن را تکمیل و اصلاح کرده است، مبنا قرار گرفت. براساس نظریة رابینسون، جامعه دستکم به سه بخش رهبران، پیروان و افراد غیرفعال تقسیم می شود و جریان اطلاعات انتشاریافته از سوی رسانه همة بخش ها ی جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. علاوهبرآن، اطلاعات ونفوذ از رهبران به پیروان جریان مییابد. نمونة آماری این مطالعه 840 نفر تعیین شد که با روش پیمایش و تکنیک مصاحبة ساختمند، دادهها از مناطق 22 گانة شهر تهران در انتخابات مجلس « ارتباطات میانفردی » جمعآوری شدند. طبق نتایج به دست آمده شورای اسلامی در سال 90 قویتر و مؤثرتر از رسانه ه ای جمعی بوده است. علاوه براین، شهروندان در این تحقیق براساس ارتباطات میان فردی در رفتار سیاسی به پنج دستة فردگرا، منفعل، پیرو، رهبر و گفتوگویی تقسیم شدند و مشارکت سیاسی و مصرف رسانه ای هریک بررسی شد.
سفرهای شغلی طولانی آونگی، نوعی از سفرهای شهری، بین شهری و یا میان شهری برای انجام شغل است که معمولاً به طور روزانه انجام می پذیرد و حداقل در کوتاه مدت سفرهای ناگزیری هستند و در حوزه های مادر شهری به طور نمایان تری وجود دارند. در این مقاله، به بررسی کلی سفرهای شغلی آونگی، عوامل تداوم آن برای اهالی وزوان و در واقع، تحلیل عدم تبدیل آن به مهاجرت در شهر وزوان و تاثیر عوامل جهت جغرافیایی سفرها و میزان رضایت از این سفرها بر آن پرداخته شده است. روش تحقیق در این مطالعه به صورت پیمایشی و از طریق تکمیل پرسشنامه از شاغلین ساکن در شهر وزوان - که سفر شغلی به خارج از شهر انجام می دهند انجام شده است - برای سنجش ارتباط بین متغیرها و تاثیر آنها بر متغیر وابسته (علاقه به ادامه سفر شغلی) از آزمونهای آماری همبستگی و رگرسیون خطی استفاده شده است. در زمینه تاثیر عوامل از روش تحلیل مسیر و مدل سازی بهره گرفته شده و مدل نهایی از طریق مسیر یابی نهایی ارائه شده است. نتیجه مطالعه آن است که پدیده سفرهای شغلی خارج از شهر وزوان پدیده ای غالب است که از یک سو، ناشی از نبود فرصتهای شغلی در این شهر و از سوی دیگر، به خاطر جاذبه قوی حوزه مادر شهری اصفهان است. این امر علی رغم عدم رضایت نسبی از مشاغل و فواصل نسبتاً دور مشاغل، هنوز ادامه دارد. در این میان، عامل اصلی در تداوم این سفرها، تمایل خانواده ها و خود شاغلان در باقی ماندن در شهر وزوان است. طبق داده های مربوط به فراوانی ها، 82 درصد؛ یعنی 173 نفر از افراد خانواده هایشان رضایت ناچیزی در مورد سفرهای شغلی سرپرستشان داشته اند. علی رغم آنکه اکثرمسافران شغلی یا۱۷۳نفر ازآنان نیز رضایت کمی ازسفرشان دارند، ولی نتایج حاصل ازضریب رگرسیونی نشان داد که بین دو متغیر رضایت خانواده در باقی ماندن در محل سکونت، با متغیر علاقه به سفر رابطه قوی و مستقیم (672/0) وجود دارد که عامل اصلی علاقه به ادامه سفرهای شغلی درشهر وزوان است .
"موضوع بخش غیر رسمى در تمامى اقتصادهاى پیشرفته و در حال توسعه به عنوان یک واقعیت در کنار بخش رسمى وجود داشتد، و مکمل اقتصاد رسمى بشمار مى آید. این پدیده در کشورهاى مختلف به اسامى گوناگونى نامیده میشود و دلایل متفاوتى دارد. بطوریکه بدون توجه به آن هر برنامه اى در جهت تغییر شرایط و اصلاح این جوامع با عدم موفقیت همراه خواهد بود.
توجه به بخش غیر رسمى از این نظر اهمیت دارد که نه تنها این مفهوم بازتاب دوگانگى در ساختار اشتغال و بخش اقتصادى است، بلکه بیانگر دوگانگى در زمینه هاى مختلف شهرى و روستایى، منطقه اى، فرهنگى، جنسى و تحصیلى است. این پدیده گاه به عنوان مکمل بخش رسمى و گاه در مقابل آن ظاهر مى شود و در جوامع با سطح توسعه مختلف مى تواند نقش هاى متفاوتى بازى کند..
این مقاله خلاصه اى است از تحقیق انجام گرفته پیرامون بخش غیررسمى در اقتصاد شهرى که در مورد بخش کوچکى از آن یعنى مشاغل غیر رسمى غیر پنهان در یکى از گرهگاههاى تهران در سال 1379 به عنوان نمونه صورت گرفته است. نتایج بدست آمده از تحقیق نشان مى دهد که موضوع از تنوع و گستردگى بسیار زیادى برخوردار است و اهمیت آن در اقتصاد شهرى و حتى اقتصاد تا حدى است که نمى توان آن را نادیده گرفت. بنابراین هرگونه برنامه ریزى در مورد سکونت گاه هاى شهرى و مناطق مختلف سرزمین باید با شناخت کافى نسبت به بخش غیر رسمى و نقش و جایگاه آن صورت گیرد."
این پژوهش، گسترة ایدة «همنشینی افتراقی» را در نظریه های کجروی اجتماعی شناسایی و با تحلیل محتوای قرآن و منابع تفسیری، نکاتِ نسبت پذیر به قرآن را در قالبی مقدماتی از یک الگوی نظری، سامان می دهد. هدف، امکان سنجی طرح یک نظریة اجتماعی دربارة کجروی بر اساس آموزه های اسلامی است. تحقیق همچنین به عنوان مسیری بنیادین در سیاست گذاری سازگار با آموزه های دینی و یافته های علمی معرفی می شود. در بررسی گزاره های قرآنی مربوط به مضامین پیوند همنشینی، کجروی و پیشنهادهای کنترلی، به نظر می رسد متغیرها و ساز و کار هایی مورد نظر بوده اند که با گذشت زمان، در الگوی همنشینی افتراقی شکل گرفته اند. گزاره ها واژگانی کمیت پذیر دارند. پیوندها جزئی و دوسویه اند و همنشینان بر یکدیگر تأثیر می گذارند. ارزش ها، هنجارها، جامعه پذیری، یادگیری، نفوذ اجتماعی و برچسب زنی، جاذبة میان فردی و سطوح مختلف نیازها، از جمله متغیرهای مورد استفاده در سطوح کلان، میانه و خرد می باشند که در محیط های مختلف کنش (حتی در تعامل با موجودات ماورایی) و در خلال ساز و کارهای علّی، فرد را به کجروی یا استمرار آن سوق می دهند. راهکارهای کنترلی عبارتند از: پیش گیری، پیام سازی فرهنگی، توان بخشی، هنجارسازی، کنترل ارزشی و عاطفی و تقویت.
در این مقاله به بررسی انواع ضمانت اجرای اخلاق کسب و کار در بازار پرداخته می شود. رویکرد نظری این تحقیق به طور عمده برگرفته از نظریه های جامعه شناسی دورکیم و وبر است. داده ها نیز از طریق مصاحبه نیمه باز با 60 نفر از (سه نسل) بازاریان شهر بابل در سال 1394 جمع آوری شده است. یافته ها حکایت از آن دارد که در هر سه نسل از بازاریان مورد مصاحبه دو نوع «ضمانت اجرای شرعی و غیر شرعی» وجود دارد. اما طی نسل های متوالی از اهمیت ضمانت های شرعی کاسته شده است، حال آن که اهمیت دستاورد روانی به عنوان نوعی تضمین درونی افزایش یافته است.
دین شاخص اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامی است و دینداری ویژگی ضروری کارگزاران این نظام است. نیروهای مسلح به عنوان بازوان توانمند ولایت و حافظان مرزهای جغرافیایی نظام، باید افسرانی متدیّن و دیندار باشند و دانشگاه افسری امام علی(ع) رسالت تربیت افسران ارتش جمهوری اسلامی ایران را به عهده دارد. درصد میزان دینداری دانشجویان این دانشگاه، تکلیفی ضروری بوده که برعهده متولیان ارتش است.
بنابراین انجام این وظیفه، ما را برآن داشت که این تحقیق را انجام دهیم. در ادامه با تکیه بر دو اصل جامع بودن و مانع بودن تعریف، بین دو مدل دینداری گلاک و استارک به عنوان یک مدل غربی و مدل شجاعیزند به عنوان یک مدل بومی و داخلی، مقایسه هایی انجام دادهایم که با توجه به استدلال های منطقی، مدل شجاعیزند را مدلی مناسب تر از مدل گلاک و استارک، جهت سنجش میزان دینداری در جامعه ایران یافتیم؛ پس از آن، با استفاده از روش پیمایش و بهره گیری از ابزار پرسشنامه، به سنجش میزان دینداری پرداختیم.
جمعیت تحقیق حاضر، دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) را شامل می شود، که از میان آنها تعداد 150 نفر به روش نمونهگیری تصادفی به عنوان نمونة آماری تحقیق انتخاب شدند. در تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی (همچون میانگین و جداول توزیع فراوانی و تکنیک تحلیلی آزمون تی) استفاده شد. یافتههای تحقیق باور دینی دانشجویان (میانگین 96/2 از 3) را قوی نشان میدهد.
پایبندی دانشجویان به اخلاقیات (میانگین 41/2 از 3) در مقایسه با دیگر ابعاد کمتر است. میانگین نمره پایبندی به اعمال عبادی (مسائل عبادی) و امور شرعی دانشجویان به ترتیب برابر 62/2 و 81/2 از 3 است. به طور خلاصه بیشتر دانشجویان دانشگاه افسری به طور کلی از دینداری قوی برخوردارند، ( 3/81 درصد) و دینداری سطح ضعیف در بین دانشجویان دیده نمیشود.
این مقاله به دنبال شناخت عوامل اجتماعی فرهنگی مرتبط با مشارکت مردم در مالیات های محلی (عوارض خدمات شهری) در بین شهروندان کرج است. با استفاده از روش پیمایش، داده های این مطالعه به وسیله پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شدند. یافته ها حاکی از آن است که در بین ابعاد مشارکت، کمترین میانگین از آن بعد گرایشی مشارکت و بیشترین میانگین برای بعد رفتاری مشارکت است. همچنین، متغیرهای مستقل با میزان مشارکت در پرداخت عوارض ارتباط معناداری دارند. متغیرهای رضایت از خدمات شهری، مسئولیت پذیری اجتماعی، آگاهی شهروندی، احساس بی هنجاری در مدیریت شهری و احساس تعلق محله ای و شهری به ترتیب بیشترین همبستگی معنادار را با میزان مشارکت در پرداخت عوارض شهری دارند. در کل در وضع قوانین و دریافت عوارض، ضمن توجه به وضعیت اقتصادی و کسب و کار شهروندان، باید به تأثیر عوامل فرهنگی و سازمانی توجه کافی شود. راهبرد اساسی این تحقیق در جلب مشارکت شهروندان، حول محور گفتمان شهروند اجتماع محور یا هنجارمند شکل می گیرد.
امروزه، با توجه به رونق تجارت بین الملل، مناطق مرزی در قالب فرصت های توسعه منطقه ای دارای عملکرد ملی در بارانداز کالاهای وارداتی و صادراتی است. این نقش در ادوار مختلف از عوامل و کنش های ملی و بین المللی تأثیر پذیرفته است. مقاله حاضر به بررسی و شناسایی پیامدهای مختلف تصمیمات کنشگران در زمینه توسعه منطقه ای و تأثیر آنها بر تحولات برآمده از وجود اقتصاد غیررسمی در منطقه مرزی بانه می پردازد. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی صورت گرفت؛ همچنین، مستندات و داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و پیمایش میدانی گردآوری شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که ناامنی دوره جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بازگشت امنیت پس از جنگ، اشغال عراق در سال 2003، انسداد نوار مرزی در سال 1388، و قاچاق کالا عوامل و کنش های تأثیرگذار در ناپایداری و تغییر کارکرد جامعه روستایی شهرستان مرزی بانه بودند. در پایان، پیشنهادهایی از جمله برنامه ریزی راهبردی توسعه منطقه ای در راستای ایجاد توسعه پایدار در شهرستان بانه ارائه شد.