آن چه در بحث های ویژه ساختارهای فرهنگی قرار می گیرد، تاریخی از گذشته انسان بوم زاد را در هر منطقه رقم می زند. بحث ما در این مقاله رهیابی به دانش قومی و شناخت بناهای قدیمی و بازار شهر تاریخی قزوین و بررسی فرهنگ حاکم بر آن و آگاهی از تفکر جدید ساکنان بناها و سراهای قدیمی قزوین از جمله سرای حاجی رضا، سرای وزیر، سرای رضوی و … است، که بازتاب ویژة این امر رسیدن به دانش انسان ساکن در محله ها و بناهای قدیمی و پی بردن به گرایش و اندیشه امروزین وی برای مرمت آثار به جا مانده از روزگاران قدیم است. مردم شناسان فرهنگی معتقدند که در این امر عواملی چون قومیت، زبان، مهاجرت، ازدواج و … می توانند نقش فرهنگی ویژه ای را در استقرار انسان در هر منطقه ایفا کنند. از این رو، مطالع حاضر به بررسی عوامل حاکم بر فرهنگ مسکن و بازار قزوین و نیز شناخت تمایلات مردم به بازسازی و مرمت بناهای قدیمی پرداخته است. تا از این طریق راهی هر چند باریک به سوی دروازه عظیم داناییها و دانش های مربوط به معماری بومی و آینده نگر در بناهای جدید شهرهایی چون قزوین بگشاید.
مطالعة حاضر با رویکردی جامعه شناختی درصدد بررسی منابع هویتی جوانان دبیرستانی شهر دهلران است. این تحقیق به شیوه پیمایشی انجام گرفته است. برای تعیین حجم نمونه در این تحقیق با استفاده از فرمول کوکران تعداد 215 دانش آموز دبیرستانی به عنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری غیراحتمالی (سهمیه ای) و نمونه گیری احتمالی انتخاب شده است. بنا به ماهیت موضوع و روش تحقیق از «پرسشنامه محقق ساخته» استفاده شده است، در این بررسی از نظریه های آنتونی گیدنز و ریچارد جنکینز جهت تبیین منابع هویتی شکل دهنده به هویت اجتماعی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون T، ضریب همبستگی پیرسون ورگرسیون استفاده شده است.
یافته ها نشان می دهد که متغیر تحصیلات به عنوان نمادی از تلاش فردی با هویت شخصی افراد رابطه مثبت و معنی داری دارد. یعنی با بالا رفتن میزان تحصیلات جوانان، هویت شخصی آنان تقویت شده و از دیگر هویت هایی که جنبه گروهی دارند، کاسته می شود. همچنین، با سنجش متغیر پایگاه اقتصادی – اجتماعی، مشخص شد که متغیر اخیر تنها با هویت قومی رابطه معنادار داشته و با دیگر منابع هویتی بیشترین همبستگی با هویت های فردی دارد تا هویت های جمعی. یعنی هر چه پایگاه اقتصادی – اجتماعی افراد بالاتر باشد، نقش هویت های جمعی کم رنگ تر و نقش هویت شخصی پر رنگتر می شود. همچنین نتایج حاصله از رگرسیون نشان می دهد که متغیرهای هویت گروهی و هویت مذهبی، بیشترین سهم را در تکوین هویت اجتماعی فرد دارند.
نواحی کلانشهری ایران بر اثر مهاجرت های روستایی- شهری رشد سریعی را تجربه کرده است. روند رشد کلانشهر ها موجب جذب جمعیت روستاهای پیرامون مراکز شهری شده و به ظهور حوزه تازه ای انجامیده است که تعلق فضایی مشخصی ندارد؛ نه شهر به شمار می آی د و نه خصوصیات اصیل روستایی دارد . این پدیده به روستا نشینی شهری موسوم است. روستا نشینی شهری به گسترش بحرانهای محیطی، اقتصادی و اجتماعی میانجامد. هدف اصلی تحقیق حاضر ، بررسی روستا نشینی شهری و عواقب آن است. این عواقب به عنوان بحران محیطی تلقی شده ، بعضی از آنها به این شرح است: - بحران کمی و کیفی آب؛ - تخریب فضای سبز و اراضی کشاورزی؛ - ایجاد ناامنی اجتماعی واقتصادی. ناحیه مورد مطالعه این تحقیق را روستاهای شهرستان رباط کریم تشکیل می دهد. این شهرستان در جنوب غربی استان تهران واقع شده است . دادههای مورد نیاز از طریق مشاهده پدیده های محلی، گفتگو با اعضای شوراهای اسلامی روستاها ٬ تکمیل پرسشنامه در روستاهای نمونه و مرکز بهداشت روستایی و برخی اسناد به دست آمده است. داده های جمع آوری شده از طریق مطالعه مقایسه ای، آمار توصیفی و آزمون های آماری( رگرسیون ٬ فریدمن ٬ T- student و روش لیکرت) تجزیه و تحلیل شده است. نتیجه نشان می دهد که در نظام های متمرکز سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، مادر شهرهای ملی به محل جذب جمعیت مهاجر اقصی نقاط کشور تبدیل می شود. در این شهرها، بر اثر ارائه خدمات و فرصت های شغلی جاذبه جمعیتی ایجاد می شود. بر اثر بالا بودن قیمت زمین و هزینه مسکن در مادرشهرو گسترش وسایل حمل و نقل عمومی و خصوصی، روستاهای پیرامونی محل تمرکز اقشار کم درآمد اجتماعی می شود؛ دسترسی آنان به خدمات از نظر کیفی تنزل می یابد و نا امنی طبیعی ( بحران آب و زیست- محیطی) ناامنی اقتصادی، (بیکاری و تمرکز فقر) و نا امنی اجتماعی (کجرورهای اجتماعی) به عنوان بحران های محیطی بروز می نماید.
مبنای این پژوهش «رابطه انسان با خدا» در قالب الگوهای مختلف جهت گیری ارزشی در جامعه ایران است که با الهام از آموزه های مولای متقیان،امام علی(ع)، در نهج البلاغه الگویی نظری برای بررسی آن طراحی شده است. روش تحقیق، تحلیل محتوای مضامین ارزشی مندرج در روزنامه های کثیرالانتشار و با قدمت چهل سال گذشته بوده و بر اساس یافته ها ونتایج تحقیق، جهت گیری نظام ارزشهای دینی ـ فرهنگی بر پایه سنجه های دینداری از الگوی «احساسی ـ مناسکی» قبل از انقلاب اسلامی به الگوی «پیامدی ـ فکری» بعد از انقلاب اسلامی تحول یافته است.نتایج حاصل ازآزمون تفکیک احتمال وقوع: تحلیل خوشه و الگوریتمهای خوشه بندی نیز نشان دهنده آن است که وقتی جهت گیریهای ارزشی از نوع «پیامدی»در حوزه دینداری رواج می یابد، بقیه ارزشها در این حوزه تحت الشعاع قرار می گیرند.
بیشترین تغییرات کاربری زمین ناشی از توسعه گردشگری به دلیل ساخت و سازهای انجام شده به صورت خانه های دوم، شهرک ها و ویلاها است. این مسأله پیش از پیش در ایران و بالاخص در محدوده مورد مطالعه وجود داشته است. بیشترین اراضی که مشمول این تغییرات می شوند زمین های زراعی و باغات است. برای کاهش این تغییرات باید مطالعاتی جدی انجام و آینده این اراضی بررسی شود. هدف از انجام این تحقیق، بیان سناریو های تغییرات کاربری زمین در بخش مرکزی شهرستان نوشهر به عنوان یک مقصد مهم گردشگری است. روش تحقیق از نوع توصیفی و آینده پژوهی است که در آن از مصاحبه با متخصصان و کارشناسان بخش گردشگری و کاربری اراضی استفاده شده است. سپس سناریو های تغییرات کاربری اراضی نوشته و تشریح شده است. نتایج نشان می دهد که سناریو حاکم در محدوده مورد مطالعه، سناریو تخریب است به طوری که این منطقه در یک افق بلند مدت، تغییرات شدید کاربری اراضی را به دنبال دارد و وضعیتی بحرانی پیدا خواهد کرد که با به کارگیری استراتژی هایی نظیر مدیریت یکپارچه کاربری زمین می توان به پایداری رسید.
"هویت یکی از محورهای اساسی جامعه شناسی فرهنگ است که در چند دهه اخیر مورد توجه عده زیادی از محققان و اندیشمندان علوم اجتماعی قرار گرفته است. از این رو، مقاله حاضر درصدد است با بررسی و سنجش گونه های مختلف هویتی در بین جوانان شهر بابلسر، نتایج مطالعه تجربی دیگری را به علاقه مندان حوزه فرهنگ و مسایل جوانان ارایه کند. بدین منظور، برای سنجش و بررسی این موضوع از نظریه هویت گیدنز استفاده شده و متعاقبا برای سنجش این متغیر (هویت اجتماعی) آزمون T.Test و پیرسون مورد استفاده قرار گرفته است.
نتایج این تحقیق از یک نمونه 380 نفری، با نمونه گیری طبقه ای خوشه ای چندمرحله ای متناسب که به صورت پیمایش و با استفاده از تکنیک محاسبه حجم نمونه کوکران از جامعه آماری 9905 نفری به دست آمده، نشان می دهد، متغیرهای پایگاه اقتصادی- اجتماعی و میزان تحصیلات جوانان با گونه های هویتی (مذهبی، ملی، گروهی، خانوادگی و شخصی) آنان همبستگی دارند. همچنین، میزان گرایش دختران به هویت های جمعی در کل بیش از پسران است. علاوه بر این، با استفاده از نظریه گیدنز در این پژوهش، می توان گفت ویژگی های اکتسابی افراد نقش بسزایی در شکل گیری هویت شخصی آنان درمدرنیته اخیر دارند. درضمن با مرتبط کردن گونه های هویتی با میزان تحصیلات جوانان مشخص شد ویژگی های اکتسابی تاثیر زیادی در بروز هویت شخصی دارند."
سرمایه اجتماعی مفهومی چند بعدی، شامل: شبکه ها، اعتماد و هنجار است که بر کیفیت روابط اجتماعی و ساختار این روابط تأکید دارد. این مقاله سرمایه اجتماعی در شهرهای مرکزی شهرستان های استان آذربایجان شرقی را می سنجد. پژوهش حاضر از نوع پیمایشی است که به دنبال ارائه تصویری از میزان سرمایه اجتماعی در میان افراد 15 سال به بالای 19 شهر مرکزی ساکن در استان آذربایجان شرقی است. حجم نمونه تحقیق 739 نفر تعیین گردید. شیوه نمونه گیری نیز سهمیه ای متناسب بود و برای گردآوری اطلاعات از تکنیک پرسشنامه استفاده شد. براساس الگوی پیشنهادی استون و هیوز سه بُعد سرمایه اجتماعی، شامل: بعد غیررسمی، نهادی و تعمیم یافته مورد استفاده قرار گرفت و برای حصول اطمینان از روایی سؤال های پرسشنامه از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد. براساس نتایج به دست آمده در میان شهرها در رتبه بندی سرمایه اجتماعی غیررسمی، تعمیم یافته و نهادی، شهرهای بستان آباد و ملکان در رتبه نخست قرار داشتند و شهرهای تبریز، سراب و جلفا در رتبه پایین قرار داشتند. مقایسه انواع سرمایه اجتماعی در میان زنان و مردان، حاکی است که در سرمایه اجتماعی غیررسمی و تعمیم یافته میانگین مردان بیش از زنان است، در حالی که در سرمایه اجتماعی نهادی میانگین زنان از مردان بیشتر است. کمترین اعتماد پاسخگویان در میان اعتماد به گروه ها و سازمان ها، عبارتنداز: رادیو و تلویزیون خارجی، کسبه و بازاریان و روزنامه ها و بیشترین میزان اعتماد معطوف به گروه های اجتماعی، معلمان، پلیس و نیروی انتظامی، اساتید دانشگاه و پزشکان است.
«دینداری» یکی از بنیادی ترین عناصر فرهنگی و اجتماعی جامعه کردستان، در گذار تاریخی خود با «نوسازی» که فرایندی ناتمام و «بیرونی» است؛ همواره با این پرسش مواجه بوده است که فرایند نوسازی چه تأثیری بر میزان دینداری کنشگران خواهد داشت؟ این پژوهش ارتباط میان نوسازی و تغییر نگرش ها و رفتارهای دینی جوانان شهر و روستاهای سنندج را بررسی می کند. پژوهش به روش پیمایشی در سطح شهر و شش روستای سنندج انجام شده است. برای آزمون فرضیه ها، 583 نفر از جوانان (29-18 ساله) شهر و روستا به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های مربوط به سنجش میزان دینداری، میزان نوگرایی، کیفیت زندگی و نیز با بهره گیری از اندیشه های برگر درباره حاملان ثانوی نوسازی، پرسش های مربوط به متغیرهای شهرنشینی، تحصیلات و میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی توسط آنان کامل شد. براساس نتایج بررسی داده ها، نوسازی با دینداری ارتباط معنادار و معکوس دارد؛ بدین ترتیب جوانانی که بیشتر از نوسازی متأثر بوده اند تعلق و پایبندی دینی کمتری دارند. از میان متغیرهای بررسی شده در تحلیل مسیر، «گرایش علمی» و «گرایش استقلال طلبانه» در نقش شاخص های نوگرایی و «شهرنشینی» بیشترین قدرت پیش بینی میزان دینداری را داشتند. نتایج بین روستاهای بررسی شده نیز نشان داد که تفاوت میانگین میزان تعلق و پایبندی دینی به لحاظ آماری معنا دار است.
پایداری اجتماعی به عنوان یکی از کلیدی ترین موارد مطرح در برنامه ریزی شهری بویژه در برنامه ریزی مجتمع های مسکونی است. پایداری اجتماعی به چگونگی ارتباط میان افراد، جامعه و جوامع توجه داشته است. پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی، وضعیتی است که ساکنان از زندگی در خانه و مجتمع خود رضایت داشته باشند. در مفهوم پایداری اجتماعی نیازهای اساسی و برابری به عنوان ارکان اساسی پایداری اجتماعی شناخته می شوند؛ به عبارت دیگر پایداری اجتماعی، بهره وری مجتمع های مسکونی را به حداکثر می رساند. هدف اصلی پژوهش حاضر سنجش اصول پایدار اجتماعی و ارزیابی میزان رضایت ساکنان در مجتمع های مسکونی در مجتمع مسکونی آ. اس. پ تهران است. این پژوهش دارای هدف کاربردی است و به صورت توصیفی- تحلیلی انجام شده است. روش جمع آوری اطلاعات نیز بر اساس مطالعات اسنادی و پیمایشی(پرسشنامه، مصاحبه) بوده است. جامعه ی آماری پژوهش را ساکنان محدوده ی مورد مطالعه تشکیل می دهند که بر اساس فرمول کوکران 186 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شده و شیوه ی نمونه گیری افراد مورد مطالعه، استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای است. از روش دلفی برای تعیین وزن هر یک از شاخص های پایداری اجتماعی و مدل تحلیل شبکه (ANP) برای تجزیه و تحلیل استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که شاخص های حفاطت در مقابل جرم و جنایت (0.103)، عدالت اجتماعی (0.0963) و رضایت از کیفیت دسترسی به خدمات (0.0906) به ترتیب بیشترین وزن و سهم را در تحقق پایداری اجتماعی دارند و شاخص های مشارکت و کیفیت محیطی در وضعیت ناپایدار قرار داشتند.
رسانه های جمعی در قالب ساختارهایی اجتماعی علاوه بر ایفای نقش برجسته در فرهنگ سازی و جامعه پذیری، میانجی بسیاری از تعاملات اجتماعی نیز به شمار می روند. در این صورت، چه نسبتی با اصل «امر به معروف»، که مهم ترین سازوکار اسلام برای جامعه پذیری است برقرار می کنند؟ آیا می توان از ظرفیت رسانه های جمعی برای «امر به معروف» و «نهی از منکر» استفاده کرد؟ در پژوهش صورت گرفته، با الهام از آیة ۱۰۴ سورة آل عمران و روش «مقایسه ای نامتوازن پیوسته»، این نتیجه حاصل شد که فعالیت رسانه های جمعی، به ویژه رسانه های تصویری، با امر به معروف و نهی از منکر درهم آمیخته است و اصل «امر به معروف و «نهی از منکر» به عنوان نظریة هنجاری اسلام، ظرفیت بالایی برای رقابت با نظریه های هنجاری رایج دارد. تلقی سازمان رسانه ای به مثابة امر به معروف و ناهی از منکر، الزاماتی برای نحوة فعالیت رسانه ای به وجود می آورد که از جملة شناخت از جایگاه رسانه ای در نظام اسلامی همچون حامل امانت (مسئولیت) الهی، اتخاذ محمل مناسب برای ارائة پیام، هماهنگی در نظر و عمل، همگرایی رسانه ای، مخاطب شناسی اسلامی و مانند آن است.