خرید اجباری یا وسواسی به عنوان خریدی مزمن و تکرار شونده توصیف شده است که یک پاسخ ابتدایی و اولیه به رویدادها یا احساسات منفی می باشد. هدف این پژوهش تعیین میزان شیوع این رفتار در دانشجویان و همچنین کشف نقش عوامل خانوادگی (ادراک فرد از گرایش های خرید وسواسی والدین)، روان شناختی ( اعتماد به نفس، وضعیت اجتماعی ادراک شده همراه با خریدن، خیال پردازی)، جامعه شناختی ( تماشای تلویزیون، تأثیرات همسالان، فراوانی بازارگردی، استفاده و دسترسی به کارت اعتباری) و جمعیت شناختی ( جنسیت، سن و وضعیت اجتماعی-اقتصادی) از طریق یک پژوهش توصیفی-همبستگی بوده است. نمونه آماری پژوهش را 268 نفر(146 مرد و 122 زن) از دانشجویان دانشگاه شهید رجایی و علوم بهزیستی و توانبخشی تشکیل دادند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. از مقیاس خرید وسواسی(فابر و اوگوین،1992)، مقیاس اعتماد به نفس ( روزنبرگ،1965)، مقیاس تأثیرات خانواده و همسالان(د آستوس و همکاران،1990)، پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و چند مقیاس درجه بندی کوتاه برای ارزیابی خیال پردازی،وضعیت اجتماعی ادراک شده،تماشای تلویزیون، میزان بازارگردی و دسترسی به کارت اعتباری استفاده شد. برخی از نتایج به دست آمده عبارت است از: 1- بین میزان ادراک فرد از گرایش های خرید وسواسی والدین و رفتار خرید وسواسی رابطه مثبت وجود داشته است. 2- بین اعتماد به نفس و رفتار خرید وسواسی فرد رابطه منفی وجود داشته است. 3- بین وضعیت اجتماعی اداراک شده همراه با خریدن و خرید وسواسی فرد رابطه مثبت وجود داشته است. 4- بین میزان خیال پردازی و رفتار خرید وسواسی رابطه وجود داشته است. 5- بین میزان تماشای تلویزیون و رفتار خرید وسواسی رابطه مثبت وجود داشته است. 6- بین فشار همسالان و رفتار خرید وسواسی رابطه مثبت مشاهده گردید. 7- بین سن و رفتار خرید وسواسی رابطه منفی وجود داشته است. 8- میزان رفتار خرید وسواسی در دانشجویان دختر بیشتر بوده است. 9- بین استفاده از کارت اعتباری و رفتار خرید وسواسی رابطه مثبت وجود داشته است. در نهایت، چگونگی نتایج و دلالت های آنها مورد بحث قرار گرفتند.
برنامه های تلویزیونی نه تنها آیینه ای برای بازنمایی شرایط موجود در یک جامعه هستند، بلکه می توانند به عنوان مدل رفتاری برای اعضای جامعه نیز عمل کنند. به ویژه زمانی که تماشاگر بین خویش و شخصیت های نمایش داده شده در برنامه ها شباهت هایی می یابد. سریال های ایرانی تلویزیون سراسری را می توان هم بازنماینده شرایط اجتماعی و هم یک مدل رفتاری برای اعضای آن محسوب نمود. مطالعه حاضر با هدف بررسی بازنمایی الگوهای روابط نسلی در سریال های ایرانی تلویزیون انجام شده است. جامعه آماری این مطالعه سریال های پخش شده در سال 1385 از شبکه 1 (شبکه ملی) و شبکه 3 (شبکه جوان) می باشد. چهار سریال (دو سریال از هر شبکه) با ژانر خانوادگی- اجتماعی به صورت هدفمند انتخاب شده اند. روش تحلیل محتوا به عنوان روش تحقیق به کارگرفته شده و سه نوع روابط بین نسلی شامل تفاهم، تفاوت و تعارض در بین شخصیت های سه نسل جوانان، میان سالان و سالمندان در این سریال ها مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعه حاضر نشان می دهد که تلویزیون و سریال های ایرانی آن بر الگوی تفاهمی در روابط بین نسل ها در جامعه تاکید داشته و الگوی غالب بازنمایی شده توسط آن الگوی تفاهمی ست در حالی که مطالعات نشان می دهد که الگوی غالب دیگری در روابط بین نسلی در جامعه امروز ایران وجود دارد.
اعتیاد نوعی بیماری است که با عودهای مکرر مشخص می شود. همان قدر که شناسایی عوامل مؤثر در اعتیاد و استفاده از آن ها در درمان ضرورت دارد، شناسایی عوامل مؤثر در عود دارای اهمیت است. هدف از این مطالعه بررسی نقش پیش بینی کننده افکار خودکار، راهبردهای مقابله و نوروزخویی در عود بود. روش: به این منظور 100 آزمودنی از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب و پرسشنامه های مربوط یه متغیرهای مورد مطالعه در اختیار آن ها قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد تنها عامل پیش بینی کننده معنادار در تعداد دفعات عود، نوروزخویی بود و میان انواع سبک های مقابله و افکار خودکار با عود و تعداد دفعات آن ارتباطی مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که نوروزخویی بیشترین ارتباط را با تعداد دفعات عود دارد و لذا اعمال مداخله مناسب بر نوروزخویی می بایست تعداد دفعات عود را کاهش دهد.
دین واقعیتی اجتماعی است و مناسک دینی، ناظر بر نیازهای اجتماعی ریشه دار انسان است. اعمال دینی حس همبستگی و اتکا به گروه و خلاصه، حس بودن در جامعه را نشان می دهد. دین زبان مشترک اخلاقی جامعه است. این مقاله در جستجوی پاسخ به این سوالات است که میزان دینداری شهروندان تهرانی چگونه است؟ دینداری در گروه های مختلف برپایه سن، جنسیت، منطقه محل سکونت، محل تولد، وضعیت تأهل، میزان تحصیلات چه تفاوتی دارد و رابطه دینداری با متغیر پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی خانواده چگونه است؟
تحقیق حاضراز نوع توصیفی ـ مقایسه ای است و از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندانی است که در نیمه اول آبان ماه 1388 ساکن شهر تهران بوده اند . حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 391 نفر و انتخاب نمونه باتلفیق نمونه گیری خوشه ای و طبقه بندی نامتناسب صورت گرفته است . جهت بررسی اعتبار و قابلیت اعتماد پرسشنامه، از اعتبار محتوایی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. متغیر دینداری در این تحقیق با سه شاخص اعتقادات، اخلاقیات و اعمال، در سطح سنجش رتبه ای، در غالب طیف لیکرت مورد سنجش قرار گرفته است.
برخی از یافته های تحقیق حاکی از آن است که دینداری بین دوگروه زنان و مردان و دو گروه متولدین تهرانی و شهرستانی تفاوت معناداری ندارد؛ اما در بین گروه های سنی ، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات و ساکنین مناطق مختلف، تفاوت معناداری دارد.
سیاستگذاری کلان در زمینه امور فرهنگی کشور که منجر به رشد و توسعه برنامه های فرهنگی با مضامین اسلامی و خودی و نه وارداتی شود، نیازمند مبانی نظری قوی خواهد بود. تبیین این سیاست ها از دیدگاه امام خمینی(ره) با بررسی آراء و نظرات ایشان کمک مؤثری به حل مشکلات فرهنگی خواهد کرد. این مقاله با روش توصیفی، تحلیلی در پی آن است که با بررسی نظرات امام خمینی در صحیفه امام و با تأکید بر وصیت نامه سیاسی الهی ایشان مؤلفه های سیاستگذاری امور فرهنگی کشور را استخراج کند. در این پژوهش به اختصار تلاش می شود به این سؤالات پاسخ داده شود: 1.امام خمینی چه تعریفی از فرهنگ ارائه می دهند؟ 2. با توجه به لزوم شناخت فرهنگ بیگانه، رهبر انقلاب چه ویژگی هایی را برای فرهنگ غیرخودی برمی شمرند؟ 3. چه پیشنهادهایی را می توان برای سیاستگذاری کلان امور فرهنگی براساس نظرات امام خمینی استخراج کرد؟
امروزه توسعه از جایگاه بالایی برخوردار است، به گونه ای که از شاخص های تفکیک و تشخیص کشورهای پیشرفته از عقب مانده به شمار می آید که یکی از ابعاد آن، توسعه فرهنگی است.
«امام خمینی» (ره)، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین متفکران در تاریخ معاصر ایران، فرهنگ را پایه ای برای مسائل سیاسی و اقتصادی می دانند. از نظر ایشان، در مباحث مربوط به ایران، از هر موضوعی آغاز کنیم، ناگریز به بحث فرهنگ کشیده می شویم.
در این مقاله، به ابعادی از توسعة فرهنگی اشاره شده است که هر یک دارای سه ویژگی است:
1. از دیدگاه «امام» (ره) دارای اولویت و اهمّیت هستند.
2. برآمده از توسعه فرهنگی بوده و معلول آن به شمار می آیند.
3. بر توسعه فرهنگی تأثیرگذارند و نیز در سرعت رشد آن مؤثّر می باشند.
بحث از تغییر و گذار به یک نحو محرک اولیه تفکر جامعه شناختی بوده است. به عبارت دیگر، سؤالات محوری و اساسی جامعه شناسان اولیه در مواجهه با امری عینی و بیرونی شکل گرفته و طرح شده است؛ و این امر همانا تغییر و گذار بوده است. بسیاری از تئوری های دوره نوباوه گی جامعه شناسی در ارتباط با گذار اجتماعی جامعه فرانسه از نظمی به نظمی دیگر ساخته و پرداخته شده اند. گذاری که آنان منشأ آن را در انقلاب فرانسه جست وجو می کردند. این امر در رابطه با دیگر تغییرات اتفاق افتاده در دیگر پهنه های جغرافیایی و فرهنگی جهان نیز صادق است. از انگلیس تا آمریکا و تا شوروی و ژاپن و.... تأملاتی از این جنس، تا چه حد مخیله جامعه شناسان وطنی ما را به خود مشغول داشته است و آنان تا چه اندازه نسبت به این امر در چرخه جغرافیایی و فرهنگی خودشان حساس شده اند و در باب آن تأمل کرده اند؟ متن زیر گزیده پاسخی است به این سؤال.
پیش و پس امور و از جمله امور و اتفاقات بزرگ نقطه تمرکز اذهان بسیار گردیده است؛ این که چه شد که این اتفاق افتاد و یا حال که این اتفاق افتاده، چه می شود. رخدادهای عظیم مصداق بارزتر این امرند. انقلاب اسلامی نیز به مثابه تغییری بنیادین، به جهت عمق و گستره تأثیرگذاری آن، اسباب اشتغال اذهانی چند شده است. پاسخ هایی نیز صواب و ناصواب به این پرسش داده شده است. دکتر موسی نجفی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از جمله کسانی است که تأملات و تتبعات بسیاری در این رابطه داشته اند. متن پیش رو برگرفته از سخنرانی ایشان در دوره آموزشی طرح علم و دین مؤسسه اشراق اندیشه می باشد. وقتی از یک انقلاب صحبت میکنیم باید سه مقطع را در نظر بگیریم. یعنی اگر بخواهیم یک تقسیمبندی درمورد مراحل تکامل انقلاب داشته باشیم، یک مرحله، جنبش و انقلاب است که هدفش سرنگونی نظام سیاسی است؛ یک مرحله، نظام سیاسی است و مرحلهی سوم، تمدن است. مثلا میتوانیم بگوییم جنبش اسلامی یا انقلاب اسلامی، نظام اسلامی و تمدن اسلامی. ما ایرانیها ظاهرا در زمان فعلی نزدیکترین تفکر را به این مرحلهی آخر داریم. یعنی مثلا فلسطینیها در مرحلهی جنبش ماندند و نتوانستند جلوتر بروند. اکثر کشورهای اسلامی نتوانستند به نظام سیاسی برسند و در همان مرحله انقلاب ماندند. حتی بعضیها اصلا انقلاب را هم انجام ندادند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه وضعیت های هویت و مهارت های ارتباطی در دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانی عشایری و شهری مستقر در شیراز انجام شد. نمونه ای مشتمل بر 371 دانش آموز دوره متوسطه شهری و عشایری که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند، دو پرسشنامه مهارت های ارتباطی و وضعیت های هویت را تکمیل کردند. برای تلخیص و تحلیل داده ها، علاوه بر روشهای آماری توصیفی، از روش آماری تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. به طور کلی نتایج حاکی از آن بود که وضعیت هویتی پیشرفته در کلیه گروه های مورد پژوهش، به طور مثبت پیش بینی کننده مهارت های ارتباطی می باشد. همچنین وضعیت هویتی آشفته به صورت منفی مهارت های ارتباطی در دانش آموزان شهری را پیش بینی می کند، اما پیش بینی کننده مهارت های ارتباطی در دانش آموزان عشایری نیست. علاوه بر آن، وضعیت هویتی آشفته، به صورت منفی پیش بینی کننده مهارت های ارتباطی در پسران می باشد اما قادر به پیش بینی مهارت های ارتباطی در دختران نیست. علاوه بر موارد مذکور، رابطه وضعیت های هویت با خرده مهارت های ارتباطی نیز در گروه های مورد پژوهش، بررسی شده است. یافته ها با توجه به تحقیقات پیشین به بحث گذاشته شده اند و پیشنهاداتی برای انجام پژوهش های بیشتر در این زمینه مطرح شده است.