مساله تحقیق حاضر در پی این است که مشارکت اعضاء تعاونی های مسکن مهر در سال 1388 در سطح شهر مشهد چقدر است و عوامل موثر بر آن کدامند. مباحث نظری در قالب چهار پارادایم جامعه شناختی واقعیت اجتماعی، تعریف اجتماعی، رفتار اجتماعی و پارادایم ترکیبی بیان گردیده است. روش تحقیق در این پژوهش به صورت پیمایش با حجم نمونه 380 نفر با کمک فرمول کوکران از جامعه آماری 36330 نفر اعضاء تعاونی مسکن مهر در شهر مشهد می باشد. روش نمونه گیری و روش طبقه ای تصادفی است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS در قالب بیان آماره های توصیفی و میانگین، میانه، انحراف معیار و ضرایب چولگی و کشیدگی و آزمون فرضیات با کمک آزمون های متناسب با هدف و سطح سنجش متغیرها و استفاده از تحلیل رگرسیون و بالاخره تحلیل مسیر انجام گرفته است و تاثیر متغیرهای مستقل:
عدم دسترسی منابع و ناتوانی اقتصادی، ارزیابی از حمایت های مالی و سیاسی دولت، کمبود وقت اضافه اعضاء، اعتماد نسبت به مدیران، اطمینان به نتایج طرح، سنت گرایی، تقدیرگرایی، توجه به تبلیغات رسانه های جمعی، تحصیلات، آمادگی روانی، مسئولیت پذیری، آگاهی، رضایت از مدیران، پایگاه اجتماعی، واقعی فرض کردن، خانه دار شدن، استفاده از رسانه های جمعی، از خودبیگانگی بر میزان مشارکت اعضاء سنجیده شده و در نتیجه، آگاهی اعضاء، استفاده از رسانه های جمعی و توجه به تبلیغات رسانه ها و اعتماد به مدیران بیشترین تاثیر بر مشارکت اقتصادی ـ اجتماعی آنان را دارا بودند.
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین جامعه پذیری سازمانی و تعهد سازمانی دبیران مدارس متوسطه شهر همدان بوده است. جامعه آماری پژوهش کلیه دبیران مدارس متوسطه شهر همدان بود که در پژوهش حاضر 143 نفر از آنها بصورت خوشه ای تک مرحله ای انتخاب شدند، برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه جامعه پذیری سازمانی کلاین و همکاران (2006) و پرسش نامه تعهد سازمانی آلن و می یر (1991) استفاده بعمل آمد. پس از یک مطالعه مقدماتی ضریب پایائی دو پرسش نامه از طریق محاسبه آلفای کرونباخ محاسبه شد که به ترتیب برای جامعه پذیری سازمانی 75/0 و برای تعهد سازمانی77/0 بدست آمد. مدل ارائه شده شامل شش مولفه جامعه پذیری سازمانی (وظیفه، زبان، سیاست، اهداف و ارزش ها، تاریخچه، همکاران) و سه مولفه تعهد سازمانی(عاطفی، هنجاری و مستمر) می باشد.یافته ها نشان داد که فرضیه اصلی پژوهش مورد تائید قرار گرفته بنابراین، بین جامعه پذیری سازمانی و تعهد سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد( 05/0 p< ). از بین مولفه های جامعه پذیری، دو بعد وظیفه و همکاران دارای توان پیش بینی معنا داری برای تعهد سازمانی بودهاند . تحلیل رگرسیون همچنین نشان داد بین ابعاد جامعه پذیری سازمانی در کل و تعهد عاطفی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد که از این ابعاد، وظیفه، اهداف و ارزش ها و تاریخچه رابطه معناداری با تعهد عاطفی نشان داد. همچنین بین ابعاد شش گانه جامعه پذیری سازمانی و تعهد مستمر رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد که ابعاد زبان، سیاست و همکاران در سطح
( 05/0 p< ) دارای رابطه معناداری با تعهد مستمر می باشند. همچنین نتایج نشان داد که ارتباط بین شش بعد جامعه پذیری در کل و تعهد هنجاری مثبت بوده و ابعاد وظیفه و سیاست در سطح ( 05/0 p< ) رابطه معناداری با تعهد هنجاری دارند.
امروزه توسعه و برنامه ریزی بر مبنای محلات شهر در مرکز توجه طراحان و برنامه ریزان شهری قرار دارد. این امر مستلزم درک نیازها و خواسته های شهروندان از محیط زندگیشان است. این مطالعه درصدد است، با شناخت نیازهای ساکنان محلات شهری، زمینة برنامه ریزی هماهنگ میان محیط زندگی و نیازهای اجتماعی شهروندان را فراهم سازد و از این طریق کیفیت زندگی اجتماعات محلی را ارتقا بخشد. شهر اصفهان با ساختار محله ای و اهمیت ویژه در ایران، به عنوان زمینة مطالعة تحقیق انتخاب شد. هدف این مطالعه، ارائة مدلی برای سنجش نیازهای ساکنان در یک اجتماع محلی است. بدین منظور، ضمن مطالعه ای بین رشته ای، با استفاده از روش پیمایش، دیدگاه های مردم اصفهان در مورد نیازهای کالبدی و اجتماعی و سلسله مراتب آن به دست آمد. اطلاعات به دست آمده از طریق تحلیل عاملی در هشت عامل خلاصه شد. نتایج حاصل از کاربرد آزمون فریدمن نشان داد در سطح اجتماع محلی مهم ترین نیاز مردم ایجاد تعاملات اجتماعی با دیگران است که پس از آن به ترتیب، نیاز به امکانات و تسهیلات رفاهی، نیاز به اقدامات زیربنایی و تأسیساتی، نیاز به بهداشت و سلامتی محله، نیاز به مشارکت در ادارة محله، نیاز به مراکز مناسب خرید و وسایل حمل و نقل عمومی، نیاز به امنیت و نیاز به تعلق به محله قرار دارند. در کل، نتایج نشان می دهد ایجاد فضاهای عمومی به عنوان بستری برای تعاملات اجتماعی یک درخواست مبرم است. مدل نیازهای اجتماع محلی ویژگی های اجتماعی کالبدی محلات شهر اصفهان را روشن می کند و از آن می توان برای توسعه و برنامه ریزی دیگر شهرهای ایران نیز بهره گرفت.
هدف از این تحقیق، بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر امکان ارتکاب قانون گریزی در روابط اداری است که در شهر شیراز به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق شهروندان 18 سال به بالای شهر شیراز است. حجم نمونه 400 نفر و از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و با استفاده از پرسشنامه داده ها گردآوری شده است. نظریه های مورد استفاده در این تحقیق، نظریه آنومی مرتن و نظریه فرصت های نابرابر کلوارد و اهلاین است. نتیجه نهایی حاصل از تحقیق آن است که متغیرهای میزان مواجه با پاداش و تنبیه مناسب، احساس تعلق اجتماعی و میزان مواجهه با فرصت های نابرابر، مهم ترین متغیرهای تأثیرگذار بر امکان قانون گریزی در روابط اداری هستند که 45 درصد از تغییرات در متغیر وابسته را تبیین کرده اند.
امنیت همواره از نیازهای اصلی جوامع بشری از ابتدا تا کنون بوده است و به این معنا پیوند عمیقی با ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد بنابراین احساس امنیت تحت تأثیر عوامل مختلفی شکل می گیرد. بررسی و شناخت عوامل تأثیر گذار بر احساس امنیت می تواند در جهت افزایش احساس امنیت و بالا بردن پویایی و شکوفایی جامعه مؤثر باشد. این پژوهش پیمایشی کوشیده است، تا تأثیر عوامل اجتماعی سیاسی مؤثر بر احساس امنیت را در بین شهروندان شهر ایلام مورد بررسی قرار دهد. موضوع مورد مطالعه در قالب نظریاتی در سطوح خرد و کلان مورد بررسی قرار گرفته است. سپس فرضیات مورد نظر از دل این نظریات استخراج گردیده است. به منظور مطالعه تأثیر عوامل اجتماعی-سیاسی بر احساس امنیت، جمعاً 8 فرضیه ارائه گردید. برای سنجش عوامل اجتماعی-سیاسی غیر از عوامل زمینه ای از شاخص های پایگاه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، بزه دیدگی مستقیم، رعایت حقوق شهروندی از سوی دولت و دینداری استفاده شده است. یافته های این تحقیق بر اساس فرمول کوکران از یک نمونه 384 نفری از بین شهروندان 16 سال به بالای شهر ایلام در تابستان 1389 به روش تکمیل پرسشنامه حاصل شده و تحت آزمون های مختلف قرار گرفت. بعد از تجزیه و تحلیل داده ها، شش فرضیه تأیید شد و دو فرضیه دارای همبستگی معنی دار نبود و تأیید نشد.
دولت ها و سازمان ها روش های متنوعی را به کار می گیرند تا رفتار و رویه های خاصی را در محیط اجتماعی پیرامون خود نهادینه کنند. در این باب می توان به سه رویکرد آموزشی، حقوقی و بازاریابی اجتماعی اشاره کرد. در رویکرد آموزشی تلاش می شود تا با آگاه سازی مردم نسبت به منافع و مزایای رفتار هدف، آنها با اراده خود نسبت به انجام آن ترغیب شوند. روش بازاریابی اجتماعی برای تغییر رفتار، ارائه گزینه های بدیل در محیط اجتماعی است تا مردم بر اساس مبادله سود و هزینه، به طور داوطلبانه از رفتار هدف استقبال کنند. بازاریابی اجتماعی زمانی مؤثر است که برای جامعه هزینه های رفتار جاری محسوس بوده و مردم توقع دریافت منفعت فردی زود هنگام را نداشته باشند. در این مقاله ضمن توصیف فرایند و گام های بازاریابی اجتماعی، به ذکر چند نمونه موفق در این خصوص پرداخته می شود.
مقدمه: توسعه انسانی مبین تحول در کیفیت زندگی است و بر اساس نظریه اینگلهارت و ولزل رویکرد جامع توسعه انسانی سه بعد توسعه اجتماعی اقتصادی، نوسازی فرهنگی و دموکراتیک شدن را در بر می گیرد. هدف اصلی این پژوهش بررسی وضعیت نوسازی فرهنگی در روستاهای در حال گذار و پاسخ به این پرسش است که آیا این گروه از روستاها که از سطح نسبتاً مناسبی از توسعه اجتماعی اقتصادی برخوردار هستند، نوسازی فرهنگی را تجربه کرده اند و یا خیر؟ روش: نوسازی فرهنگی با سه متغییر فردگرایی، عرفی شدن و تبیین علمی مورد بررسی قرار گرفته است. روش این تحقیق ترکیبی از روش های کمی (پیمایش) و کیفی است. برای درک چگونگی و تحلیل داده های کمی روش کیفی و تکنیک مصاحبه عمیق به کار گرفته شده است. یافته ها: هر چند ساکنین روستاهای در حال گذار در فرآیند توسعه انسانی نوسازی فرهنگی را تجربه کرده اند، اما این تغییر درهمه ابعاد فرهنگی رخ نداده است. به طوری که فردگرایی اخلاقی به طور نسبی در میان مردم این روستاها رواج دارد. اما اکثریت هنوز عرفی نشده اند و تفکر، احساسات، تمایلات و رفتار آن ها از وابستگی و التزام به ماوراءطبیعه فاصله نگرفته و گستره نفوذ باورهای دینی فراتر از حوزه خصوصی را در بر می گیرد. همچنین روستاییان در پاسخ به چرایی وقوع پدیده ها از دو شیوه به ظاهر متناقض تبیین دینی و تبیین علمی استفاده می کنند. بحث: به نظر می رسد این گونه از نوسازی فرهنگی که ویژگی اصلی آن عدم توازن مؤلفه ها و به هم ریختگی فرهنگی است، نشان دهنده ریشه باورهای مذهبی در میراث تاریخی این جوامع و پایداری آن در فرآیند توسعه انسانی و تغییرات اجتماعی جوامع روستایی در حال گذار است.
هدف؛ هدف این مقاله، شناسایی و رتبه بندی عوامل محیطی موثر در برنامه ریزی استراتژیک فرهنگی کشور است.. روش؛ روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی(Survey ) است. ابزار اصلی جمع آوری داده های تحقیق، پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق، شامل 110 نفر از مدیران، کارشناسان و متخصصان امر فرهنگ در سازمان تبلیغات اسلامی و مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی است. تحلیل اطلاعات در نرم افزار آماری SPSS و Mini Tab صورت گرفت. جهت سنجش روایی پرسشنامه از روایی محتوا استفاده شد که پرسشنامه مربوطه از نظر متخصصان امر مورد تایید واقع شد. پایایی پرسشنامه از طریق آزمون آلفای کرونباخ،7821/0 محاسبه شد که حاکی از پایایی پرسشنامه تحقیق بود. یافته ها؛ بر اساس یافته های تحقیق، برای هر یک از ابعاد سه گانه تحقیق 12 شاخص مورد شناسایی قرار گرفت. هر یک از شاخص های ابعاد سه گانه بطور جداگانه رتبه بندی شدند و در ادامه هر سه بعد نیز با یکدیگر مقایسه شده و رتبه بندی شدند. بر این اساس، بعد سیاسی و اجتماعی در رتبه اول و ابعاد تکنولوژیکی و اقتصادی به طور مشترک در رتبه دوم قرار گرفتند. نتیجه گیری؛ در کشور ما حوزه فرهنگ متولی های متعددی دارد که وظایف بسیاری از این سازمان ها متداخل بوده و تفکیک وظایف بین این نهادها رعایت نشده است.در امر برنامه ریزی فرهنگی نیروی انسانی متخصص بسیار نادر می باشد و جا دارد مسئولین امر نسبت به تربیت و آموزش متخصصان امر برنامه ریزی همت گمارند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه فضاهای شهری مردم گرا بر رفتارهای شهروندی می باشد،گروه نمونه مشتمل بر 184 نفر از دانشجویان رشته های معماری دانشگاه های هنر اصفهان بودند، که بطور تصادفی از بین دانشگاه های مختلف اصفهان برگزیده شدند اطلاعات مربوط به متغییرهای تحقیق از طریق پرسشنامه رفتار شهروندی همراه با متغییرهای فضاهای شهری مردم گرا و مولفه های فرهنگی انجام گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون به منظور مشخص کردن رابطه متغییرهای رفتاری با فضاهای شهری مردم گرا و رفتار شهروندی از مدل رگرسیون برای بررسی سهم هر یک از متغیرها در رفتار شهروندی استفاده شد.
نتایج بدست آمده نشان داد که فضاهای مردم گرا با پنج متغیر شهروندی رابطه ی معنی دار دارد که بیشترین میزان همبستگی مربوط به مشارکت جویی (38/0 ) و احترام به دیگران (39/0) و کمترین آنها مربوط عدالت جویی (19/0) و مسئولیت پذیری(19/0) بود. از تحلیل رگرسیون می توان به این رسید که به جای هر واحد تغییر در مولفه های فضای شهری به میزان 16 درصد می توان رفتار شهروندی را پیش بینی نمود.
اعتقاد و ایمان به خدا و انجام اعمال و مناسک مذهبی توسط افراد، در سلامت روانی و جسمانی و نیز، در شکلگیری شخصیت و سبک زندگی سالم نقش مهم و مؤثر دارد و به افراد در مقابله با انواع استرسها و فشارهای روانی و محیطی کمک میکند؛ لذا در این تحقیق رابطه بین میزان مذهبی بودن و پایبندی به اعمال و مناسک مذهبی با ناامیدی و مؤلفههای شخصیتی، آزمون شخصیتی نوجوانان آیزنگ در گروهی از نوجوانان که به دلایل مختلف در کانون اصلاح و تربیت محبوسند بررسی شده است. بدین منظور تعداد 40 نفر از مددجویان محبوس، با لحاظ نمونهگیری در دسترس به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند و پرسشنامههای PIOS برای ارزیابی حساسیت مذهبی و مقیاس ناامیدی بک برای ارزیابی میزان ناامیدی و پرسشنامه شخصیتی آیزنگ برای ارزیابی شخصیت به اجرا درآمدند و نتایج بیانگر آن شد که میانگین سنی آزمودنیها 17 سال با انحراف معیار 59/1 است و این بین حساسیت مذهبی و ناامیدی یک همبستگی معنیداری به دست داد. همچنین نتایج ضرایب همبستگی پیرسون بین حساسیت مذهبی با صفات شخصیتی نشان داد که بین حساسیت مذهبی با نوروتیسم، سایکوتیسم و رفتارهای ضداجتماعی همبستگی منفی معناداری وجود دارد و همبستگی به دست آمده بین حساسیت مذهبی و برونگرایی از لحاظ آماری معنادارنیست. در تبیین یافـتهها مـیتوان گـفت، افـرادی که بیشتر به اعمال و مناسک مذهـبی اهمیت میدهند و از لحاظ اعتقادی و ایمانی بیشتر نسبت به مذهب پایبندند اولاً، نسبتاً امیدوارترند و ثانیاً، از لحاظ سلامت روانی و صفات شخصیتی در شرایط مناسب و نرمالی قرار دارند.