فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۵۸۱ تا ۸٬۶۰۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و آگاهی ترافیکی با نظم گریزی عابران پیاده (مورد مطالعه: شهر یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و آگاهی ترافیکی، با نظمگریزی عابران پیاده در شهر یاسوج، انجام شده است. روش به کار گرفته شده در این تحقیق که در سال 1392 انجام شد، پیمایش و ابزار آن پرسشنامه بوده است. جامعه آماری کلیه شهروندان 60- 18 ساله بودند که در بازه زمانی دو ماه قبل از اجرای پژوهش به عنوان عابر پیاده در ترافیک شرکت داشتهاند. در مجموع 479 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحلهای انتخاب شدند. مقیاسهای نظمگریزی و آگاهی ترافیکی عابران پژوهشگر ساخته و دارای اعتبار محتوا هستند که برای سنجش پایایی آنها از همسانی درونی به روش کودر و ریچاردسون، استفاده گردید. برای سنجش سرمایه اجتماعی نیز از تلفیق دو پرسشنامه چن و همکاران، و گروتائرت و دیگران، استفاده شد. براساس نتایج توصیفی تحقیق، نرخ نظمگریزی ترافیکی در بین عابران بسیار بالا بوده است و بر اساس نتایج تحلیلی این پژوهش بین سرمایه اجتماعی و آگاهی ترافیکی و سن عابران، با نرخ نظمگریزی آنان رابطه معناداری وجود دارد. نتیجهگیری اساسی پژوهش حاضر این است که با افزایش سطح سرمایه اجتماعی و آگاهی ترافیکی، نرخ نظمگریزی عابران پیاده کاهش مییابد.
تحلیل ارزش های فرهنگی در کتاب های آموزش زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی برخی عوامل مؤثر بر کنش های فردگرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فردگرایی مبتنی بر این واقعیت است که فرد، واحد اصلی واقعیت و معیار نهایی ارزش است. فردگرایی افقی به نوعی از فردگرایی گفته می شود که فردیت افراد در عرض هم و در تعامل با هم معنا می یابد. در فردگرایی عمودی، هویت فردی از نوع متفاوت بودن و برتری نسبت به دیگران تلقی می گردد و استقلال به معنای فردیت متمایز یافته تلقی می گردد. در تحقیقات بین فرهنگی، آمریکا و سوئد به ترتیب به عنوان سمبل فردگرایی عمودی و افقی معرفی می شوند. روش این تحقیق، پیمایش، با استفاده از ابزار پرسش نامه و حجم نمونه 420 نفر است.یافته ها نشان می دهد که نوع غالب فردگرایی در جامعه ی شهر اهواز، فردگرایی عمودی است. نتایج همچنین بیانگر ارتباط معنی دار فردگرایی و جنسیت و برخی متغیّرها نظیر تجربه های پیشین، پایگاه اجتماعی- اقتصادی و تحصیلات است.
سبک های پردازش حسی زوجین و میزان رضایتمندی زناشویی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال نهم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۳۵
279-298
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسى رابطه سبک هاى پردازش حسى با رضایتمندى زناشویى پرداخته است. نمونه پژوهش شامل 136 زوج (272 نفر) ساکن شهر تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارتند از پروفاىل پردازش حسى نوجوان بزرگسال (براون و دان، 2002). فرم 40 سؤالى مقیاس رضایتمندى زناشویى انریچ، هنجار شده براى جامعه ایرانى (عسگرى، بهمنى و تمدنى، 1385). داده های پژوهش با روش همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که سبک جست وجوگرى حسى در زنان و مردان با رضایتمندی زناشویی آن ها و همسران شان رابطه مثبت معنادار دارد و سبک هاى پردازش حسى ثبت پایین، اجتناب گری حسی و حساسیت پذیری حسی در زنان و مردان با رضایتمندی زناشویی آن ها و همسران شان رابطه منفى معنادار دارد. نتایج حاصل از بررسى رابطه احتمالی فاصله نمرات زوجین در هر سبک پردازش حسی با رضایتمندی زناشویی آن ها، نشان داد فاصله نمرات زن و شوهر در جست وجوگری حسی و اجتناب گری حسی با رضایتمندی زناشویی مردان رابطه مثبت معنادار دارد و فاصله نمرات زن و شوهر در ثبت پایین با رضایتمندی زناشویی زنان و مردان رابطه منفى معنادار دارد.
سیاست ها و راهبردهای کنترل مصرف مواد مخدر در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۳ بهار ۱۳۹۲ شماره ۴۸
۱۹۹-۱۷۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه، آثار مستقیم یا غیر مستقیم سوءِمصرف مواد مخدر بسیاری از کشورها را تحت تأثیرات منفی قرار داده و معضل اجتماعی مهمی محسوب می شود. هزینه های بسیار و راهکارهای سخت گیرانه و شدید مقابله با آن، چنان که باید، در طی چندین دهه، نتوانسته گشایشی در گره کور سوءِمصرف مواد مخدر ایجاد کند و بسیاری صاحب نظران معتقدند که لازم است از منظر دیگری، به این معضل اجتماعی نگریسته شود. این مطالعه با هدف دستیابی به ابزار مناسبی برای ایجاد نگرشی تازه به مسئله سوءِمصرف مواد مخدر انجام شد. روش: رویکرد تحلیل پویایی های سیستم، به این جهت که قادر است تعاملات میان پارامترهای سیستم های پیچیده را بررسی کند، ممکن است ابزار مناسبی برای ایجاد نگرشی تازه به مسئله سوءِمصرف مواد مخدر به دست دهد. با درپیش گرفتن این رویکرد، ابتدا مدلی شبیه سازی شده از پدیده سوءِمصرف مواد مخدر طراحی شد. سپس به استناد روش های متعدد پایایی سنجی، پایایی مدل در تبیین و پیش بینی رفتار سوءِمصرف مواد مخدر انجام شد. درنهایت، در راستای کنترل سوءِمصرف مواد مخدر، فرضیه های روابط میان متغیرهای مدل پیشنهاد شده به وسیله مدل ارزیابی شد. یافته ها: در این مقاله، با اتخاذ رویکرد تحلیل پویایی های سیستم به عنوان ابزار تحلیلی با قابلیت آینده پژوهی، سوءِمصرف مواد مخدر مدل شده، در محیط نرم افزار «ونسیم» شبیه سازی شده است و سیاست ها و راهبردهای مختلف موردِآزمون قرار گرفته و درنهایت، بسته های سیاستی برای مدیریت معضل سوءِمصرف مواد مخدر ارائه شده است. بحث: مهم ترین این سیاست ها و راهبردها عبارت است از: تشکیل خانه های اعتیاد، حمایت درمانی و اقتصادی از معتادان و خانواده های آنان، ایجادکردن و فراهم آوردن زمینه تفریحات و سرگرمی های سالم، زمینه سازی برای جایگزین های کم خطرتر مواد مخدر، ارتقای سطح نگرش ها و باورهای عمومی افراد جامعه درباره سوء ِمصرف مواد مخدر، مشارکت اقتصادی و صنعتی با کشورهای تولید کننده مواد مخدر، تقویت اراده و خواست سوءِ مصرف کنندگان برای توقف رفتار و رفع نابسامانی های اجتماعی از طریق بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی.
بررسی نگرش زنان به مشارکت ورزشی و عوامل اجتماعی - روانی مؤثر بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به سلامتی زنان به علت این که آنان نیمی از جمعیت هستند، سهم بزرگی از نیروی کار را تشکیل میدهند و رسالت مهم فرزندآوری را بر عهده دارند، از اهمیت زیادی برخوردار است. ورزش، یک سازو کار اساسی است که میتواند به این نیاز پاسخ دهد، اما به عنوان یک قاعده جهانی، مشارکت زنان در فعالیت های ورزشی محدود است. در ایران نیز نرخ مشارکت ورزشی زنان رضایت بخش نیست . با این تفاصیل، پژوهش حاضر به بررسی نگرش زنان به مشارکت ورزشی و عوامل اجتماعی - روانی مؤثر بر آن پرداخته است. روش به کار رفته در این پژوهش، پیمایش است. جامعه آماری، زنان30-15 ساله شهر جهرم هستند که 336 نفر به عنوان نمونه تعیین، و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه است که برای تعیین اعتبار آن از روش اعتبار سازه به کمک تکنیک تحلیل عاملی، و برای تعیین پایایی، از شیوه هماهنگ درونی به روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. نتایج توصیفی پژوهش، بیانگر آن هستند که میانگین نمره نگرش زنان به مشارکت ورزشی در سطح پایینی است. نتایج تحلیلی پژوهش، نشان میدهند در بین سازه های تحقیق، تنها اعتماد اجتماعی بر نگرش زنان به مشارکت ورزشی تأثیر دارد و در بین متغیرهای جمعیتی، تنها رابطه سن، تأهل و تحصیلات، با نگرش زنان به مشارکت ورزشی معنادار است. تبیین متغیر وابسته بر حسب مجموع متغیرهای مستقل، بیانگر آن است که دو متغیر سن و اعتماد اجتماعی، به ترتیب قویترین پیش بینیکننده ها هستند و 090/0 از تغییرات متغیر وابسته را تبیین میکنند. یافته های تحقیق با نتایج مشابه مقایسه گردیده، و در نهایت، پیشنهادهایی برای توسعه و گسترش مشارکت ورزشی زنان ارائه شده است.
رابطة بلندپروازی غیر عقلانی و گرایش به اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر به بررسی تأثیر بلندپروازی غیر عقلانی در گرایش به سوء مصرف مواد مخدر در مراکز درمان و بازتوانی اعتیاد می پردازد. این پژوهش که به نوبة خود آزمون یک نوآوری نظری است به روش پیمایشی و با حجم نمونة 218 نفر شامل 168 نفر مراجعه کنندگان به مراکز درمان و بازتوانی اعتیاد و 50 نفر گروه کنترل اجرا شده است. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که بلندپروازی غیر عقلانی در گرایش به سوء مصرف مواد مخدر مؤثر است و میزان بلندپروازی غیر عقلانی بر حسب نوع مواد مصرفی شیشه و کوکائین متفاوت است. بیش ترین بلندپروازی در مردان در زمینة مالی و اقتصادی و در زنان در زمینة خوشبختی در زندگی خانوادگی است.
بررسی سیر تحول اجتماعی نهادهای فرهنگی و دانشگاهی در اروپا (از سده یازده تا پانزده میلادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی پیدایش و سیر تحول و شکوفایی نهادهای فرهنگی و دانشگاهی در غرب موضوع پیچیده و دشواری است که به سختی تن به پژوهش می دهد. در این مقاله نخست، با استناد به منابع معتبر، آرای چند مورخ برجستة تاریخ علم و قرون وسطی شناس صاحب نظر دربارة نحوة پیدایش و تأسیس نهادها و مراکز دانشگاهی بررسی می شود و تاریخ نسبتاً دقیقی در خصوص شکل گیری آن ها به دست می آید و سپس اجمالاً به رابطه استادان با دانشجویان و برنامه و مواد درسی و آموزشی آن ها اشاره می شود. در همین زمینه به بررسی کشمکش ها و جدال های فکری و دینی در محیط های دانشگاهی پرداخته و از سوی دیگر به مواضع و رفتار ارباب کلیسا در این مورد اشاره می شود. سرانجام به آمیزه عقلانی و علمی حاصل از این مناقشه ها، که در اواخر قرون وسطی دست مایة پیشرفت تمدن اروپایی و سپس انقلاب علمی شد، اشاره می شود.
رشته، میان رشته و تقسیم بندی علوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به نظر می رسد تمرکز و تاکید بر رشته و میان رشته در حوزه علوم و معارف، با تقسیم بندی علوم و روابط اجتماعی و فرهنگی دانش پیوند داشته باشد. تاریخ طبقه بندی علوم حکایت از آن دارد که معیار تقسیم بندی یا هستی شناختی و اخلاقی بوده است یا روش شناختی و معرفت شناختی. مبنای وجودشناختی بر پایه این امر شکل گرفته است که وجود دارای سلسله مراتب است؛ مبنای اخلاقی نیز به میزان اثربخشی و فایده علوم در رفع احتیاجات زندگی عملی فردی یا اجتماعی مربوط است. در مقابل، مبنای روش شناختی بر این واقعیت مبتنی است که روش های کشف حقیقت و اثبات دیدگاه درست، بسیار متنوعند. بنابراین، روش کسب معرفت در برخی از علوم از بقیه متفاوت و کامل تر تلقی شده است. بر همین قیاس، هر شاخه و رشته از علم بر مبنای معرفت شناختی، بر نظام حقیقت تاکید داشته است. این که کدام معیار، معیار اصلی طبقه بندی علوم باشد، گرایش دارندگان علوم به سمت رشته یا میان رشته را نیز تعیین می کند. حسب این تمایز، «میان رشته ای»، در وهله اول، با عطف توجه به معیار هستی شناختی و اخلاقی، مطرح شده است و در مقابل، «رشته» با عطف توجه به معیار روش شناختی و معرفت شناختی به دست آمده است. در دوران مدرن، به دلیل غلبه تقسیم بندی ناشی از معیارهای روش و صدق، «رشته» مبنای آموزش و پژوهش قرار گرفت، اما به دلیل خدشه در این معیار، بار دیگر به معیارهای هستی شناختی و اخلاقی توجه شده و میان رشته ای در کانون توجه قرار گرفت. سیالیت معیار «روش» در مقام مقسّم علوم، مرزبندی های موجود را دچار چالش کرده است و توجه به فایده مندی علوم از جنبه حل المسائلی، افق همکاری های میان رشته ای را نوید داده است. از این نظر، این مطالعه به بررسی این نسبت سنجی می پردازد.
تبیین رفتارهای وندالیستی از دیدگاه نظریه های آنومی- فشار (مطالعة دانشجویان دانشگاه مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعة حاضر استفاده از نظریه های فشار عمومی اگنیو، ناکامی منزلتی کوهن و فشار ساختاری مرتن برای تبیین رفتارهای وندالیستی و نیز آزمون نظام دار این نظریه هاست. این پژوهش مبتنی بر روش پیمایشی است و جمعیت تحقیق را کلیة دانشجویان دختر و پسر دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 91 – 90 تشکیل می دهند. براساس نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم هر دانشکده 394 نفر تحت مطالعه قرار گرفتند. نتایج داده های توصیفی حاکی از این است که میزان رفتارهای وندالیستی دانشجویان در سطح پایین است. علاوه براین، نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داده است که رفتارهای وندالیستی تابعی مثبت از متغیرهای احساسات منفی و حذف محرک مثبت اند که از میان هشت متغیر مستقل، متغیر حذف محرک مثبت قوی ترین پیش بینی کنندة رفتارهای وندالیستی بوده است؛ درحالی که نظریة فشار ساختاری مرتن نتوانسته است وندالیسم را به مثابة نوعی از جرایم غیرسودجویانه تبیین و بررسی کند. نتایج تحقیق متغیر تصور دربارة محدودیت فرصت، مستخرج از نظریة ناکامی منزلتی کوهن، را در بعد وندالیسم درون دانشگاهی تأیید کرده است.
مقایسه ویژگی های اجتماعی - تربیتی فرزندان مادران شاغل و غیر شاغل در مقطع راهنمایی (شهر اصفهان).(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
خانواده، اساسی ترین نهاد اجتماعی است که در طول تاریخ بشری بر اثر عوامل گوناگون دستخوش تغییر شده است که یکی از این عوامل اشتغال زنان و تاثیر آن در تربیت فرزندان می باشد. تحقیق حاضر به بررسی و مقایسه ویژگی های اجتماعی و تربیتی فرزندان مادران شاغل و فرزندان مادران خانه دار می پردازد. این تحقیق در در سطح شهر اصفهان در بین دانش آموزان دختر و پسر مقطع اول، دوم و سوم راهنمایی (نواحی 5 گانه شهر اصفهان) صورت گرفته است.روش تحقیق این پژوهش، پیمایشی است و ابزار جمع آوری اطلاعاتپرسشنامه است که شامل سوالات بسته و باز است. جامعه آماری این پژوهش 61500 نفر است که شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر در پایه اول، دوم و سوم راهنمایی در گروه های سنی 12 تا 15 سال در نواحی 5 گانه شهر اصفهان است. حجم نمونه پژوهش حاضر 319 نفر می باشد. پرسشنامه ها به طور مساوی بین فرزندان مادران شاغل و فرزندان مادران خانه دار توزیع گردید. متغیرهای مستقل شامل: اجتماعی شدن، توانایی یادگیریی، پیشرفت تحصیلی، بهداشت روانی، مستقل شدن فرزندان و مهارت های اجتماعی است. قابل ذکر است که تعداد حجم نمونه از طریق فرمول کوکران انتخاب شده است همچنین آزمونهای بکار رفته در این تحقیق عبارت است از 1- آزمون t2- آزمون F و نتایج بدست آمده از اطلاعات پیمایشی و تجربی نشان می دهد که ویژگیهای اجتماعی و تربیتی فرزندان مادران شاغل و فرزندان مادران خانه دار تحت تأثیر عواملی چون مستقل شدن، اجتماعی شدن، مهارتهای اجتماعی، توانایی یادگیری، پیشرفت تحصیلی و بهداشت روانی بوده است.
زاگرس مرکزی و مسیرهای ارتباطی منطقه ای - محلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، مطالعه، بررسی و معرفی مسیرهای ارتباطی است که از دوران گذشته مورد استفاده ی ساکنان منطقه ی زاگرس مرکزی، به ویژه کوچ نشینان قرار گرفته است. در گذشته، مطالعات جغرافیایی نسبتاً جامعی در زمینه ی معرفی مسیرهای ارتباطی منطقه صورت گرفته است؛ ولی در این پژوهش با رویکردی نو مطالعات باستان شناسی و مردم شناسی نیز انجام گرفته است. این مقاله در پی آن است که: آیا این مسیرهای ارتباطی از دوران گذشته تا کنون دچار تغییر و تحوّل شده اند یا نه؟ بنابراین، به عوامل شکل دهنده ی این مسیرهای ارتباطی و نقش و اهمیت راه های مذکور در برقراری ارتباطات منطقه ای و محلی پرداخته شده است. مطالعات و بررسی های جغرافیایی، باستان شناسی و مردم شناسی نشان می دهد که با وجود رشته کوه های بلند و صعب العبور منطقه ی زاگرس مرکزی می گذرد، حداقل از عصر مفرغ تاکنون راه های ارتباطی متعددی درون این حوزه شکل گرفته است. در شکل گیری این مسیرهای ارتباطی، جغرافیای فیزیکی منطقه نقش اصلی را ایفا نموده است. شرایط کوهستانی منطقه موجب شده که گروه های انسانی در امتداد مسیرهای خاصی حرکت نمایند و به نظر می رسد که در امتداد این مسیرها تغییرات چندانی رخ نداده است؛ به گونه ای که امروزه همین مسیرها مورد استفاده ی برخی از مردم منطقه به ویژه عشایر قرار می گیرند.
رابطه سرمایه فرهنگی و مهارت حل مسئله در بین دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اساسی مقاله حاضر، بررسی رابطه سرمایه فرهنگی و مهارت حل مسئله در بین دانشجویان است. پژوهش حاضر از نوع همبستگی و مبتنی بر تحلیل ماتریس کواریانس است. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه یاسوج هستند که 357 نفر به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای خوشه ای انتخاب شدند. ابزار سنجش مهارت حل مسئله، مقیاس حل مسئله اجتماعی درزیلا و همکاران (SPSI) و ابزار سنجش سرمایه فرهنگی، مقیاس سرمایه فرهنگی خدادادی و نطنزی (CCS) است. بر اساس یافته های تحقیق، رابطه مثبت و معناداری بین سرمایه فرهنگی و مهارت حل مسئله وجود دارد و طی آن، سرمایه فرهنگی قادر است 28 درصد از واریانس مهارت حل مسئله را تبیین کند. بنابراین با افزایش سرمایه گذاری فرهنگی در دانشگاه ها و افزایش سرمایه فرهنگی دانشجویان، می توان مهارت حل مسئله به عنوان یکی از نیازهای اساسی آنان را ارتقا بخشید.
بررسی نقش خشونت بر میزان طلاق در میان زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طلاق مهم ترین پدیده حیات انسانی است که دارای ابعادی به تعداد تمامی جوانب و اضلاع جامعه انسانی است نخست این که پدیده ای روانی است. دوم پدیده ای اقتصادی است و سوم عاملی تأثیرگذار بر تمامی جوانب جمعیتی به لحاظ کمیت و کیفیت می باشد. در این بررسی از نظریه های گوناگونی مانند، نظریه طلاق و قشر بندی اجتماعی، یادگیری اجتماعی، حساسیت، خویش یافتگی، کارکردگرایی و ... بهره گرفته شده است. هدف اصلی پژوهش، نقش خشونت بر میزان طلاق در میان زنان ازدواج کرده20- 25 سال شهر قم می باشد. در این پژوهش از روش پیمایشی و از ابزار پرسشنامه بهره گرفته شده است. جامعه آماری این بررسی کلیه زنانی که مورد خشونت همسران خود طلاق گرفته و یا با تشکیل پرونده در دادگاه خانواده شهر قم که قصد جدایی و متارکه دارند. از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شده و حجم نمونه 444 نفر می باشد. برای سنجش از دو نوع اعتبار محتوا و اعتبار سازه و برای محاسبة پایایی از آزمون آلفای کرونباخ استفاده و نتایج پژوهش نیز با استفاده از نرم افزار آماری SPSS در دو سطح توصیفی و تحلیلی استخراج شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که : 1) خشونت خانگی در ابعاد گوناگون آن، یکی از مهم ترین فاکتورهای افزایش طلاق در سطح جامعه و از جمله شهر قم می باشد گو این که دارای ابعادی دو سویه هم چون کاهش اعتماد به نفس زنان، رواج ترس و نگرانی دایمی بین آن ها و رویارویی با مشکلات، افزایش میزان انحرافات در شهر و آمار کودکان طلاق و ... می باشد. 2) بین تربیت جوان و طلاق، بین مشورت با والدین در هنگام ازدواج اقدام به جدایی رابطه معناداری وجود دارد. 3) در حالی که بین قبح اجتماعی و طبقه اجتماعی و اقدام به جدایی رابطه ای وجود ندارد .
نحوة بازنمایی روابط بین نسلی در سریال های ایرانی پربیننده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله روایت پربیننده ترین سریال های ایرانی را، با محوریت مسائل جوانان در فاصلة سال های 1383 تا 1393 و روابط بین نسلی (روابط جوانان و افراد بزرگ سال با تأکید بر والدین)، با بهره گیری از عناصر مدل لابوف بررسی می کند. یافته های این بررسی حاکی از آن است که سه الگوی توافق نسلی، تغییر نسلی (تفاوت، تزاحم، و تعامل هم زمان)، و شکاف یا گسست نسلی به صورت پنهان یا آشکار در سریال های مورد بررسی بازنمایی شده است. در این میان، تنها الگویی که در آن هم نگرش و رفتار جوانان و هم نگرش و رفتار افراد بزرگ سال در همة موارد خوب نمایی شده الگوی توافق نسلی است. علاوه بر این، در سایر الگوها نیز رفتارهای حاکی از احترام جوانان به افراد بزرگ سال (به رغم تفاوت ارزش های بنیادین) و رفتارهای حاکی از خیرخواهی بزرگ سالان برای جوانان، که به شیوه ای مناسب بروز یافته اند، خوب نمایی شده است. در موارد بدنمایی شده نیز مسئله به اشتباهات فردی جوانان یا افراد بزرگ سال نسبت داده شده که با نصیحت یا کمک فرد بزرگی فیصله یافته و در غیر این صورت عواقب وخیمی داشته است. چنین رویکردی به روابط نسلی حاکی از آن است که صدا و سیما اهمیت این مسئلة اجتماعی را تا سطح مسئله ای فردی کاهش داده است. به نظر می رسد که این نحوة عمل در سریال های تلویزیونی تا حدی متأثر از سیاست های صدا و سیما در حوزة روابط بین نسلی باشد. سیاست هایی که با تأکید بر ممنوعیت «دسته بندی یا رودررو قراردادن نسل ها» و نیز «نمایش دعوا، مشاجرات، و اختلافات حاد خانوادگی (حتی در قالب طنز)» در سریال های تلویزیونی، بیشتر مایل به مسکوت گذاشتن این مسئله است تا پرداختن به ابعاد مختلف آن به عنوان یک مسئلة اجتماعی