فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۲٬۵۹۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: شناخت نقش ویژگی های مهارتی مدیران محلی در توسعه روستایی و همچنین شناسایی راهکارهای ارتقای ویژگی های مهارتی مدیران محلی، هدف تحقیق حاضر می باشد .
روش: تحقیق حاضر از نوع کاربردی، توسعه ای و روش آن توصیفی – تحلیلی می باشد. برای جمع آوری اطلاعات و داده های موردنیاز از روش اسنادی و میدانی استفاده شده و ابزار گردآوری داده ها شامل فیش و پرسشنامه می باشد. قلمرو تحقیق بخش مرکزی شهرستان ایلام است که دارای دو دهستان میش خاص و ده پایین می باشد. در این پژوهش، پرسشنامه ای در قالب 22 گویه در طیف لیکرت برای سنجش تأثیر ویژگی های مهارتی همچون (قدرت نفوذ و متقاعد کردن مردم و روابط عمومی قوی، توانایی انجام وظایف، قانون گرایی، تحصیلات دانشگاهی مرتبط، تجربه و اطلاعات، قدرت تصمیم گیری و برنامه ریزی، قدرت جذب منابع مالی، قدرت بیان، تعامل با سازمان های دولتی، ارائه گزارش به مردم روستا) طراحی گردید. طراحی گردید.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که ازنظر اعضای جامعه نمونه اکثر مدیران روستایی، روستاهای مورد مطالعه از ویژگی های مهارتی لازم برای تصدی مسئولیت مدیریت روستای خود برخوردار بوده اند. از سوی دیگر یافته ها نشان داد که تمامی ویژگی های مورد بررسی در توسعه روستایی تأثیرگذار هستند. ازنظر جامعه نمونه بین ویژگی های مهارتی مدیران روستایی و توسعه روستایی رابطه معنی داری وجود دارد.
محدودیتها/ راهبردها: با توجه به کوتاه بودن طول عمر مدیریت نوین روستایی در کشور، تحقیق و پروژه های که در این زمینه صورت گرفته است محدود بوده و در این منابع تنها به بررسی یکی از انواع مدیرت محلی پرداخته شده است و علاوه بر آن عدم حمایت نهادهای دولتی مربوطه از محدودیت های اساسی این تحقیق می باشند.
راهکارهای عملی: انتخاب افراد شایسته و توانا به عنوان مدیران روستا، برگزاری دوره های آموزشی برای افزایش مهارت های اکتسابی موردنیاز مدیران محلی و همچنین درزمینه افزایش توانمندی مدیران روستایی، باید برنامه مدون و منسجمی با مشارکت کلیه سازمان های ذی ربط در زمینه توسعه روستایی، مردم و مدیران محلی تدوین شود.
ارزیابی نقش گردشگری خانه های دوم در تنوع بخشی به اقتصاد روستایی(مطالعة موردی: دهستان حصار ولیعصر در شهرستان آوج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق به بررسی نقش خانه های دوم گردشگری در تنوع بخشی به اقتصاد روستایی و بهبود ایجاد فرصت های شغلی و درآمد ساکنین دائمی در روستاهای دهستان حصار ولیعصر می پردازد.
روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش مورد استفاده از نوع تحلیلی- توصیفی است. برای گردآوری داده ها با بهره گیری از روش های میدانی، از تعداد 358 خانوار ساکن دایمی در روستاهای نمونه، با روش نمونه گیری کوکران 170 مورد انتخاب شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری از قبیل ویلکاکسون، t تک نمونه ای، کروسکال والیس و همبستگی اسپیرمن استفاده گردید.
یافته ها: نتایج مطالعه بیانگر وجود تفاوت معناداری در دو دوره زمانی قبل و بعد از گسترش خانه های دوم در مولفه های تنوع بخشی اقتصاد روستایی است. به طوری که، مولفه های ایجاد اشتغال غیر کشاورزی و بهبود زیرساخت های تولیدی به ترتیب بیشترین و مولفه ایجاد اشتغال در زمینه کشاورزی کمترین میزان را نشان می دهد. علاوه بر این، نتیجه رتبه بندی شاخص های تنوع بخشی به اقتصاد روستایی نیز نشان می دهد که روستاهای چنگوره و اسماعیل آباد بالاترین میزان و روستاهای قره بلاغ و آبدره پایین ترین جایگاه را داشته اند. محدودیت ها: مهمترین محدودیت های این تحقیق عبارتند از: همکاری اندک برخی از مسئولین محلی و فقدان اطلاعات در مورد خانه های دوم و تعداد آنها در روستاهای مورد بررسی.
راهکارهای عملی: با توجه به یافته های تحقیق که نشان دهنده تاثیر مثبت توسعه گردشگری خانه های دوم در ایجاد تنوع در فعالیت های اقتصادی مناطق روستایی از دیدگاه ساکنین محلی است، می توان از آن به عنوان ابزاری در راستای نیل به توسعه پایدار روستایی در مناطق روستایی و بویژه روستاهای در معرض تخلیه استفاده کرد.
اصالت/ ارزش: اهمیت پژوهش حاضر در این است که تاثیرات گسترش خانه های دوم گردشگری در تنوع بخشی به اقتصاد روستایی در منطقه مورد مطالعه را مورد بررسی قرار می دهد. لذا از یافته های تحقیق می تواند در تشریح نقش فعالیت های غیر کشاورزی در توسعه روستایی و نگهداشت جمعیت در مناطق روستایی مورد استفاده قرار گیرد.
نقش شهرهای میانی در تعادل ناحیه ای: مورد مطالعه: شهر میانی شهرضا(استان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بحث تمرکز زدایی یکی از پایه ای ترین مباحث مطرح شده لزوم نگرش به بخش های میانی سلسله مراتب سکونتگاه-هاست که در این میان شهرهای میانی توجه ویژه ای را به خود می طلبند. از این رو هدف این مقاله بررسی تاثیر شهر میانی شهرضا در ساختار اقتصادی سکونتگاه های پیرامون ، شناخت حوزه ی نفوذ شهرضا و ارزشیابی عملکرد این شهر در حوزه ی نفوذ خود به عنوان یک شهر میانی است. روش تحقیق از نوع «توصیفی – تحلیلی» و روش گردآوری اطلاعات مبتنی بر دو روش کتابخانه ای و میدانی است. نتایج تحقیق نشان می دهد که تمرکز جمعیت و نخست شهری در استان رو به کاهش بوده و از این رو شهر شهرضا از توان کشش پذیری جمعیت برخوردار است، به صورتی که بدون در نظر گرفتن این شهر در شبکه ی شهری استان عدم تعادل بیشتر می شود. الگوهای اقتصادی بیانگر نقش قوی صنعتی و خدماتی این شهر طی دوره های مختلف است. نتایج حاصل از بررسی های حوزه ی نفوذ شهرضا نیز نشان می دهد که این شهر با قدرت خدماتی خود در امور تجاری، بهداشتی و درمانی و آموزش، توانسته است نقشی فرا ناحیه ای ایفا کرده و حوزه ی نفوذ خود را تا استان های هم جوار بگستراند. از طرفی با توجه به انتخاب این شهر به عنوان یکی از چهار قطب توسعه ی استان در صورت تقویت زیرساخت ها این شهر می تواند به عنوان مرکز خدماتی و صنعتی برای سکونتگاه های جنوبی استان مطرح شود.
تحلیل موانع و محدودیت های اشتغال زنان روستایی (مطالعه موردی: شهرستان تویسرکان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در این تحقیق، شناسایی و تحلیل موانع و محدودیت های اشتغال زنان روستایی در شهرستان تویسرکان به عنوان هدف اصلی مدّ نظر قرار گرفته و با بهره گیری از تکنیک تحلیل عاملی، به شناسایی و تحلیل مهم ترین موانع و محدودیت های ایجاد و توسعه اشتغال توسّط زنان روستایی پرداخته شده است.
روش: تحقیق حاضر، نوعی تحقیق توصیفی و کاربردی است که به شیوه مطالعات پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق را زنان روستایی شاغل در شهرستان تویسرکان تشکیل دادند که به طور تصادفی، تعداد ۱۵۰ نفر از آن ها به عنوان نمونه تحقیق انتخاب و دیدگاه های آن ها در مورد موانع و محدودیت-های اشتغال زنان در جامعه روستایی مورد بررسی قرار گرفت. پرسش نامه مهم ترین ابزار جمع آوری اطّلاعات تحقیق بود که روایی ظاهری و محتوایی آن توسّط گروهی از متخصّصان موضوع، مورد بررسی و تأیید قرار گرفت و برای ارزیابی میزان پایایی پرسش نامه نیز ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد که رقم ۸۱/۰ به دست آمد. هم چنین، برای بررسی اعتبار سازه ای پرسش نامه و برازش الگوی اندازه گیری سازه «موانع اشتغال زنان روستایی» داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار LISREL از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت که شاخص های نیکویی برازش (RMSEA=۰.۰۶۳، AGFI=۰.۸۵ و GFI=۰.۹۳) تناسب کامل الگو با داده های مشاهده شده را تأیید کرد.
یافته ها: در این تحقیق به منظور دست یابی به تحلیل دقیق تری از موانع و مشکلات پیش روی اشتغال زنان روستایی، از تکنیک تحلیل عاملی استفاده شد که بر این اساس، موانع و محدودیت های پیش رو در چهار عامل اصلی دسته بندی شد؛ عامل اوّل با توجّه به ماهیت متغیّرهای تشکیل دهنده آن «موانع اجتماعی-فرهنگی» نام گرفت که با تبیین ۰۳/۲۲ درصد از واریانس به عنوان مهم ترین عامل معرفی شد. این عامل هم راه با دیگر موانع نظیر «موانع اقتصادی-محیطی»، «موانع شخصیتی» و «موانع آموزشی-حمایتی» در مجموع، ۳۰/۶۲ درصد از واریانس موانع اشتغال زنان روستایی را تبیین کردند.
راه کارهای عملی: در راستای تسهیل روند اشتغال زنان روستایی، اصلاح و رفع برخی موانع فرهنگی اجتماعی؛ شامل ذهنیت های سنّتی و نادرست نسبت به توان مندی های زنان و ضرورت مشارکت آن ها در فعّالیت های اقتصادی جامعه توصیه می شود. بر مبنای نتایج تحقیق، تأمین فرصت های یادگیری متنوّع برای آحاد جامعه روستایی به ویژه زنان به منظور تغییر و اصلاح نگرش ها و کسب توان مندی های لازم برای ورود به عرصه فعّالیت های اقتصادی اجتماعی ضروری است.
اصالت و ارزش: با توجّه به اهمیت موضوع اشتغال، به ویژه در جامعه روستایی، یافته های تحقیق حاضر می تواند راهنمایی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان توسعه روستایی در تدوین برنامه های کلان و عملیاتی مناسب برای رفع موانع اشتغال زنان در مناطق روستایی باشد.
اثرات گردشگری مذهبی بر فضاهای روستایی مورد: روستای اوجی آباد در شهرستان آمل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری مذهبی، یکی از مهم ترین شاخه های گردشگری فرهنگی محسوب می شود که ماهیت خود را مدیون اعتقادات مردم به اماکن و اشخاص مذهبی و زیارت آن هاست. در ایران نیز به فراخور فراز و فرودهای سیاسی و مذهبی، در دوران اسلامی اماکن و مجموعه های فرهنگی- مذهبی فراوانی احداث شده است؛ برخی از این اماکن مذهبی، در روستاهای کنونی واقع شده است که می توان آن ها را مقاصد گردشگری مذهبی قلمداد کرد. بر اساس تجربیات موفق مکان های مذهبی همچون مشهد الرضا، حرم حضرت معصومه در قم و حرم مقدس عبدالعظیم حسنی در شهر ری، این اماکن توان بالایی در توسعه ی اقتصادی جوامع محلی دارد. در مقیاسی کوچک تر، روستای اوجی آباد از توابع شهرستان آمل که با مجموعه ی تاریخی- مذهبی خود، پذیرای زائران زیادی از روستا، روستاهای اطراف، شهرهای اطراف و حتی سایر استان هاست، یکی از بهترین نمونه ها برای توسعه ی پایدار گردشگری فرهنگی و مذهبی و فراخور آن توسعه ی اقتصاد روستایی است. در این تحقیق سعی شده است تا به واکاوی اثرات گردشگری مذهبی بر روستای اوجی آباد شهرستان آمل پرداخته شود. نوع تحقیق کاربردی، روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات اسنادی و بررسی های میدانی و روش تفسیر داده ها نیز توصیفی- تحلیلی است. پس از توصیف آماره ها و میانگین ها، داده های پژوهش با استفاده از تکنیک دلفی، آزمون ANOVA و رگرسیون خطی در محیط نرم افزارSPSS تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد که گردشگری مذهبی بر توسعه ی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی روستای اوجی آباد اثر یکسانی نداشته است. از میان ابعاد مورد مطالعه در این روستا، بعد اقتصادی بیشترین تأثیر را از پدیده ی گردشگری پذیرفته است که این وضعیت نشانگر درگیر شدن و تحت تأثیر قرار گرفتن افراد مختلف و مشاغل متنوع از پدیده ی گردشگری است. البته اثرات اقتصادی گردشگری، بخش اندکی از مشاغل و افراد را منتفع ساخته و بسیاری از ساکنان محلی، از این پدیده بی بهره بود اند که این امر نیز مبین عدم استفاده از تمامی ظرفیت های گردشگری است. همچنین تنوع فرهنگی زائران ورودی به روستا، اثرات ملموسی بر فرهنگ مردمان روستا داشته است و به لحاظ زیست محیطی نیز مناطق حساس مرتبط و نزدیک به مجموعه، از انباشت زباله و ازدحام تأثیر بیشتری پذیرفته اند.
الگوی بهینه برای برنامه ریزی توسعه خدمات روستایی در ایران (مطالعه موردی: جنوب استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به برنامه ریزی توسعه انواع خدمات روستایی در جنوب استان اردبیل توجه شده و به همین منظور و در جهت دستیابی به پاسخ سوال اصلی این تحقیق، عوامل موثر در نظام توزیع خدمات برای رسیدن به الگوی بهینه، بررسی، ارزیابی و شناسایی شده است. خلای خدماتی در سطح ناحیه، بویژه در شمال و جنوب، و بیشتر در سطح دوم یعنی بعد از شهرستان (مراکز بخش) وجود دارد. الگوی پیشنهادی، ارایه انواع خدمات بر اساس سلسله مراتب جغرافیایی و فضایی صورت گرفته است، به طوری که روستا به عنوان کوچکترین و ناحیه در حکم بزرگترین واحد جغرافیایی مورد توجه بوده و منظومه روستایی و خرده ناحیه نیز بین این دو واقع شده اند. هر واحد جغرافیایی در راستای تحقق توسعه روستایی، از انواع خدمات زیربنایی و روبنایی بهره مند می گردد. اگرچه هدف اصلی این مقاله، ارایه الگوی بهینه خدمات در راستای بهبود و تامین رفاه روستاییان بوده است، ولی مهمترین اقدام در کنار این برنامه، بهبود شرایط اقتصادی روستاییان است و تا زمانی که به روستاها به عنوان محل زیست و سکونت انسان از یک طرف و مکانهای تولیدی از سوی دیگر توجه ویژه صورت نگیرد، روستاییان با مشکل مواجه خواهند شد.
سنجش شاخص های ذهنی کیفیت زندگی در نواحی روستایی مطالعه موردی: دهستان جعفربای جنوبی شهرستان ترکمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند دهه اخیر، کیفیت زندگی به عنوان یکی از موضوعات مورد علاقه بسیاری از علوم، مورد توجه محققان، برنامه ریزان و دولت ها قرار گرفته است. با توجه به اهمیت موضوع و کمبود تحقیقات علمی انجام شده این بحث در نواحی روستایی، به ویژه محدوده مطالعه شده با خصوصیات قومی، فرهنگی و مذهبی منحصربفرد، از اهمیت خاصی برخوردار است. تحقیق حاضر با استفاده از روش توصیفی، تحلیلی و با بهره گیری از شیوه پیمایشی با هدف شناخت و سنجش سطح کیفیت زندگی روستاییان ساکن در محدوده ناحیه روستایی دهستان جعفربای جنوبی شهرستان ترکمن، در پی آن است که ضمن شکافتن ابعاد و مؤلفه های تأثیرگذار بر مقوله کیفیت زندگی، نگرش جامعه مورد مطالعه را با ویژگی های خاص قومی و فرهنگی از منظر شاخص های ذهنی کیفیت زندگی، در هشت قلمرو آموزش، سلامت و بهداشت، امنیت، محیط سکونتی، زیرساخت ها، اشتغال و درآمد، گذران اوقات فراغت و تعامل و همبستگی اجتماعی مورد سنجش قرار دهد. یافته های حاصل از مطالعه میدانی که با استفاده از میانگین و آزمون های آماری و به کمک نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، نشان می دهد بالاترین میزان رضایت از کیفیت زندگی در قلمروهای کیفیت تعامل و همبستگی اجتماعی و کیفیت امنیت و کمترین میزان آن نیز در قلمروهای اشتغال و درآمد و گذران اوقات فراغت وجود دارد. از میان 8 قلمرو، فقط در دو قلمرو اشتغال و درآمد و گذران اوقات فراغت، از میانگین پایین تر است لیکن در محموع، شاخص های ذهنی کیفیت زندگی در این منطقه بالاتر از میانگین ارزیابی می شود. از اینرو می توان گفت با توجه به تأثیرگذاری عوامل اجتماعی، فرهنگی و محیطی در کیفیت زندگی، سطوح متفاوتی از شاخص های ذهنی کیفیت زندگی در جوامع مختلف وجود دارد. بنابراین هر چه میزان نفوذ ویژگی های قومی- فرهنگی در بین ترکمن های منطقه مورد مطالعه و پای بندی به آن بیشتر باشد، میزان رضایت مردم از سطح کیفیت زندگی در شاخص های ذهنی بالاتر است.
توسعه روستایی مبتنی بر تدوام و پایداری کشاورزی مطالعه موردی بخش سجاسرود زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشور پهناور ایران سرزمینی است روستایی- کشاورزی؛ به طوری که بخش روستایی کانون استقرار سهم چشمگیری از جمعیت و نیروی فعال کشور است و حجم ارزش صادرات محصولات کشاورزی و صنایع وابسته به آن، در رابطه با ارز آوری و تولید ناخالص داخلی، نسبت به سایر بخش ها، بعد از نفت جایگاه نخست را دارد.با هدف بررسی توسعه روستای مبتنی بر تداوم و پایداری کشاورزی در سال 1384 یک تحقیق پیمایشی در بخش سجاسرود استان زنجان انجام گرفت. سرپرستان خانوارهای کشاورزی بخش مذکور جامعه آماری تحقیق را تشکیل می دهند که نمونه ای به حجم 359 نفر با استفاده از نمونه گیری طبقه ای چند مرحله ای از بین آنان انتخاب شد و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسه ای معتبر و ضریب اطمینان آلفای کرنباخ 0.85 جمع آوری و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.یافته های حاصل از ضرایب همبستگی اسپیرمن پیرسون و کندال نشان می دهد که متغیرهای مربوط به عوامل طبیعی، سرمایه ای، مدیریت محلی و مزرعه ای، و عوامل ساختاری و امکاناتی، با میزان توسعه منطقه مورد مطالعه دارای رابطه آماری معنادار هستند. همچنین در نتایج رگرسیون چند متغیرها بین تداوم کشاورزی، با اشتغال زایی، درآمد سرانه و سطح فیزیکی توسعه در منطقه نگرش مثبت وجود دارد. فراهم سازی زمینه های گسترش بخش کشاورزی منطقه، تلاش بیشتر مدیران محلی در ایجاد امکانات فیزیکی و زیربنایی، تشویق بخش خصوصی به سرمایه گذاری و مشارکت منابع اعتباری در اعطای وام و تسهیلات بانکی، از جمله پیشنهادهایی هستند که بر اساس نتایج به دست آمده ارایه شده اند.
بررسی میزان رضایت مندی از کیفیت خدمات سازمان های متولی مدیریت محلی روستایی در شهرستان ایجرود (استان زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، کارآیی هر سازمان بویژه سازمان های متولی مدیریت روستایی در گرو تأمین نیازها و پاسخگویی به خواستههای فزاینده مردم است که به کارگیری هرچه مؤثرتر امکانات و منابع و ارتقای سطح کیفی خدمات را در مناطق روستایی بیش از پیش اجتناب ناپذیر ساخته است. به طور کلی، شناسایی نیازهای مردم و آگاهی از خواستههای آن ها نقشی تعیین کننده در تعیین اولویت های مدیریتی و کارآمدسازی نظام اداری دارد. در واقع، توجه به نقش مردم و آگاهی از خواستههای آن ها چارچوب مفیدی برای انتخاب راهبردهای مناسب و ارتقای سطح کیفی خدمات فراهم می آورد. به همین منظور تحقیق حاضر بر آن است تا با ارزیابی و سنجش سطح رضایت مندی روستاییان از خدمات ارائه شده توسط سازمان های متولی مدیریت روستایی، اولویت های سازمان ها را جهت ارائه خدمات مورد شناسایی قرار دهد. از این رو برای پوشش کامل تمامی سطوح و انتظارات ساکنان، از مدل راتر جهت تعیین ابعاد خدمات در سطح 59 سکونتگاه روستایی شهرستان ایجرود استان زنجان استفاده شد. جمعآوری داده ها از طریق پرسشنامه در حجم نمونه 436 نفر و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های مناسب در نرم افزار SPSS انجام شده است. بر اساس آزمون t استیودنت، سطح رضایت مندی از سازمان های مور نظر در تمامی شاخص ها، به طور معناداری کمتر از حد انتظار است. در رتبهبندی شاخص های مؤثر در میزان رضایت مندی شاخص هایی همچون ارتباط صمیمانه و دوستانه مردم و مسوولان، پاسخگویی به مشکلات مردم توأم با احترام و ادب، نحوه رسیدگی مسوولان به وظایف خود و میزان علاقه و انگیزه مسوولان در انجام وظایف خود بیشترین سهم را در تبیین میزان رضایت مندی مردم از سازمان ها داشته اند. نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد که معیار قابل اعتماد بودن با ضریب تعیین 432/0، بیشترین تأثیر را بر میزان رضایت مندی مردم داشته است. به طور کلی در جهت بهبود وضعیت خدمات رسانی توسط سازمان های متولی آگاهی از نیازهای روزمره مردم و شناسایی زمینههای خدماتی برای تأمین نیازها و خواستههای مردم اجتناب ناپذیر می باشد.
تحلیلی بر مساکن پایدار روستایی در مناطق خشک و بیابانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محیط های بیابانی گرم و خشک مکان های نامساعدی برای زیستن هستند. ساکنان در این محیط ها علی رغم کمبود منابع آب، به طور تاریخی برای امرار معاش و تداوم شیوه زندگی شان خود را با شرایط نامساعد خشک و خشن سازگار نموده اند. هدف اصلی این مقاله بررسی مساکن روستاییان در مناطق بیابانی گرم و خشک می باشد که با توجه به هدف تحقیق نوع روش شناسی، توصیفی و تحلیلی می باشد. اطلاعات و شاخص های مرتبط با موضوع از مبانی اندیشه ای استخراج و در قالب پرسش نامه از جامعه نمونه جمع آوری شد. در نهایت با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که از بین متغیرهای منتخب مرتبط با مساکن در منطقه مورد مطالعه میزان روشنایی، سیستم سرمایشی، سیستم گرمایشی، بهداشت و چشم انداز ظاهری مساکن به جهت استفاده از مصالح بومی(خشت و گل، سنگ) در وضعیت مطلوبی قرار داشت. نکته منفی در این مطالعه استفاده از طرح نقشه های شهری با مصالح جدید و هزینه بالای آن برای ساخت و ساز در این محیط ها است.
بررسی و ارزیابی عملکرد دهیاران در فرایند مدیریت و توسعه روستایی (مطالعه موردی بخش مرکزی شهرستان بیرجند)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ابتکارات قانون شورا ها تعریف یک مقام اجرایی به نام دهیار در هر روستا است که وظیفه اجرای مصوبات شورای اسلامی روستا را بر عهده دارد عملکرد دهیاریها در قالب سه دسته شاخصهای اجتماعی، اقتصادی و محیطی کالبدی گنجانده می شود.در این پژوهش هدف ارزیابی شاخصهای موثر بر عملکرد دهیاریها در فرآیند توسعه روستاهای بخش مرکزی بیرجند می باشد. نوشتار حاضر حاصل یک پژوهش میدانی بوده، که با استفاده از نمونه گیری تصادفی تعداد 30روستا و به تبع آن30 دهیاری به عنوان جامعه نمونه انتخاب و با از استفاده از فرمول کوکران 305 خانوار به عنوان حجم جامعه نمونه مشخص و به نسبت جمعیت و بعد خانوار در هر روستا پرسشنامه ها توزیع و سپس تجزیه و تحلیل اطلاعات از طریق آزمون t ، با استفاده از نرم افزارspss انجام شد. از دیدگاه دهیاران تغییرات چشمگیری در بهبود وضعیت هریک از گویه های اجتماعی، اقتصادی و محیطی کالبدی مرتبط با توسعه روستا بعد از تشکیل دهیاریها به وجود آمده است، به گونه ای که 5/92 درصد از دهیاران روند توسعه روستا را بعد از تشکیل دهیاری ها متوسط و یا زیاد ارزیابی کرده اند. خانوارهای روستایی گویه های حفظ سلامتی و بهداشت محیط، همکاری با بخشداری و همکاری باشورا، مدیریت هزینه دهیاران، پیگیری تهیه و اجرای طرح هادی روستا را بهترین عملکرد دهیاران و گویه های امداد رسانی در مواقع بحرانی، روشهای بودجه نویسی و بودجه ریزی، نگهداری تاسیسات، اموال و دارایی های روستا را ضعیف ترین عملکرد دانسته اند.
برزکو و مشایخ دایو
سطح بندی سکونتگاه های روستایی شهرستان ممسنی با استفاده از تکنیک های ساماندهی فضاها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرح ساماندهی فضا و سکونتگاه های روستایی به عنوان یک سند برنامه ریزی برای مناطق روستایی تهیه می گردد و هدف از آن بررسی جزئی و ارائه برنامه های تفصیلی برای توسعه روستاها در ابعاد مختلف در محدوده بخش تا سطح روستا است. در این پژوهش جهت به کارگیری تکنیک های ساماندهی فضاها و سکونتگاه های روستایی، سه روش سطح بندی جمعیتی، سطح بندی خدماتی و روش تعیین رابطه ظهور خدمات روستایی با طبقات جمعیتی مورد استفاده قرار گرفت و اطلاعات تمامی 341روستای شهرستان ممسنی که محل سکونت حداقل 3خانوار و بیشتر بودند، بررسی شد. تعداد خدمات موجود در هر روستا مثل: راه، مدرسه، مسجد، درمانگاه ، پزشک و... از اطلاعات آخرین دوره از شناسنامه آبادی های کشور، انتشار یافته توسط مرکز آمار ایران (1385) استخراج و توسط نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. در تکنیک سطح بندی جمعیتی، سکونتگاه ها از لحاظ جمعیتی بر مبنای نقاط افت مشهود منحنی، به 7 طبقه تقسیم شدند. در تکنیک سطح بندی خدماتی نقاط روستایی مشخص شده در روستاهای شهرستان ممسنی، توالی ظهور 4 نوع خدمت در یک آبادی بر اساس جمعیت امری عادی بوده است. اما ارتقاء آن به سطح 5 الی12 خدمت قدری دشوار بوده و نیازمند ظرفیت خاصی از جمعیت و اقدامات ارادی است. همین حالت در سطح 13 الی 18 و سطح 19 و20 خدمتی و همچنین 21 تا24 و در نهایت سطح 25خدمت و بیشتر وجود دارد. در این تکنیک نیز با در نظر گرفتن تغییرات منحنی، نقاط روستایی از لحاظ تعداد خدمات به 6 مقطع، دسته بندی شدند. در ادامه پژوهش با استفاده از تکنیک تعیین رابطه ظهور خدمات روستایی با طبقات جمعیتی، به بررسی اقتصادی بودن نسبت برخورداری آبادی های هر یک از طبقات جمعیتی از هر کدام از خدمات پرداخته شد و مشخص شد در طبقه جمعیتی مختلف در روستاها با توجه به عامل های متفاوت داخلی و خارجی همچون (نفوذ محلی و ناحیه ای، فاصله از مرکز شهرستان، دسترسی، ویژگیهای محیطی و اقتصادی- اجتماعی روستاها) 1هر کدام از این نقاط جمعیتی دارای نوعی از طبقه بندی و سطح معینی از خدمات بوده اند.
شوراهای روستایی در بوته خرده فرهنگ دهقانی راجرز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش کوشش شده است عوامل ناکارآمدی شوراهای روستایی که ریشه در درون روستا دارد در قالب تئوری خرده فرهنگ دهقانی راجرز و در 32 روستای نمونه شهرستان سبزوار مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. نتایج به دست آمده از این تحقیق حاکی از آن است که اولا اعضای شوراهای روستایی که تحصیلات ابتدایی و پایین تر داشته و پیشه کشاورزی دارند غالبا رفتارشان به چهارچوب تئوری خرده فرهنگ دهقانی نزدیکتر است. ثانیا شوراهای روستایی روستاهای بزرگتر و پرجمعیت تر تا حدی از ویژگی های این نظریه فاصله می گیرند.
عوامل مؤثّر بر توسعه کسب وکار صنایع دستی (مطالعة موردی: کلاش، گیوه کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در سده بیست و یکم، دولت ها در چارچوب برنامه ریزی ملّی و راهبردهای توسعه به صورت هدف مند، مطالعات و اقداماتی را طرح ریزی و ترویج می کنند که باعث حمایت و تسهیل توسعه صنایع فرهنگی و خلّاق به عنوان موتور جدید رشد اقتصادی می شود. با توجه به این که صنایع دستی در زمره صنایع فرهنگی و خلّاق قرار دارد، این تحقیق با هدف بررسی راه های توسعه صنایع دستی، با نظریه مبنایی صنعت دستی گیوه کلاش را که علی رغم کیفیت بالای آن، در حدّ استفادّ محلّی باقی مانده، مورد بررسی قرار داده است.
روش تحقیق: مطالعه موردی همراه با نظریه مبنایی یا زمینه ای بوده که با مصاحبه باز از مطّلعان کلیدی؛ یعنی سه دسته اساتید دانشگاه ها، کارشناسان سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی، تولید کنندگان و فعّالان حوزه صنایع دستی و همچنین، با مشاهده و بررسی فرآیند ساخت، اطلاعات گردآوری شده و سپس، با تحلیل گفتمان و تجزیه و تحلیل داده ها به صورت کدگذاری باز و کدگذاری محوری، گزاره های مفهومی و پس از آن، گزاره های مقوله ای استخراج و در نهایت، با کدگذاری انتخابی، روابط بین مقوله ها مشخص و الگوی آن به دست آمد.
یافته ها: در این الگو، پدیده اصلی و محوری به روزنبودن محصول بوده و برای این که بتوان به رفع این مشکل و توسعه این محصول کمک کرد، باید بین محیط خرد و کلان با دخالت مداخله گرها، پلی برای رفع مشکل زد که این پل، مراکز خدمات کسب وکار و خوشه هایی هستند که با سلسله اقدامات حساب شده نه تنها در توسعه کلاش؛ بلکه برای موارد مشابه نیز می توانند مؤثّر باشند.
محدودیت ها: کمبود منابع قابل استناد و معتبر، از محدویت های اصلی این مقاله به شمار می رود.
راهکارهای عملی: هم کاری هدف مند دانشگاه و صنعت و کمک به توسعه خوشه ها، راهکاری عملی برای توسعه کسب وکار در حوزه صنایع دستی محسوب می شود.
اصالت و ارزش: نوآوری این مقاله در جامع نگری و نگاه به موضوع از زوایای مختلف است و تمام افراد، نهادها و سازمان های ذی نفع در امور توسعه روستایی، میراث فرهنگی و نهادهای مسؤول اشتغال به نوعی از نتایج طرح بهره مند خواهند شد.
ارزیابی راهبردی توسعه فعالیت های باغداری (مطالعه موردی بخش باغبهادران-شهرستان لنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حفظ و توسعه فعالیت باغداری به صورت پایدار نیازمند زیرساخت های مناسب اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اکولوژیکی و نهادی است و نیز مشارکت، برنامه ریزی دقیق و همه جانبه ای را در مقیاس محلی تا ملی نیاز دارد. فعالیت باغداری بخش باغبهادران نقش قابل توجهی در اقتصاد روستایی داشته و توانایی توسعه روستایی به صورت گسترده تر را داراست. بنابراین هدف از تحقیق تحلیل توانمندیها و محدودیت های توسعه فعالیت باغداری در منطقه و شناسایی راهبردهای توسعه فعالیت باغداری در منطقه به صورت پایدار می باشد. روش تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی است. از 146 باغدار منطقه به عنوان نمونه آماری منتخب از کل جمعیت منطقه با روش کوکران و نیز از تعداد 30 کارشناس مرتبط با فعالیت باغداری پرسش شده است. برای تبیین نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدیدها از تکنیک SWOT و به منظور اولویت بندی راهبردها و تبدیل شاخص های کیفی به شاخص های کمی از روش«بی مقیاس کردن با استفاده از نرم» استفاده شده است. نتایج حاصل در اولویت بندی نهایی؛ وجود درآمد اقتصادی برای باغدار، ایجاد محیط زیست مناسب، چشم اندار زیبا و اشتغال زایی، وجود باغداران با تجربه و دانش بومی، از اولویت های ممتاز فعالیت باغداری منطقه در زمینه نقاط قوت می باشد. در بین نقاط ضعف، کم سوادی یا بی سوادی باغداران، عدم و یا کمبود دسترسی به انبار، سردخانه و امکانات بسته بندی مناسب، وجود واسطه ها و اختلافات بر سر قیمت، عدم تحول در میزان وضع وام و اعتبارات در این زمینه از مهمترین موانع فعالیت باغداری مطرح شده اند. از بین فرصتهای بیرونی، گسترش شیوه های آبرسانی نوین، ایجاد صنایع تبدیلی از عوامل امیدوار کننده برای حفظ و توسعه باغات و موثر بر فعالیت باغداری منطقه محسوب می گردد. نوسان بازار قیمت، ضعف در قیمت گذاری محصولات از طرف سازمان های مربوطه، خشکسالی، رقابت شدید یا یک طرفه بین محصولات باغی وارداتی و داخلی، وجود مراکز صنعتی آلوده کننده دراطراف منطقه، فقدان برنامه جامع و سیاستگذاری بر نگهداری و توسعه باغات و کاهش زمین های باغی به علت ویلا سازی گسترده مهمترین عوامل تهدید کننده بیرونی مطرح شده اند. واژه های کلیدی: برنامه ریزی راهبردی،بی مقیاس کردن،تکنیک SWOT،توسعه،فعالیت باغداری، باغبهادران.
جغرافیا و کارکرد گرایی با تاکید بر جغرافیای روستایی
حوزههای تخصصی:
ارزیابی اثرات بازار هفتگی ملکان بر پایداری اقتصادی نواحی روستایی (مطالعة موردی: دهستان مرحمت آباد شمالی، شهرستان میاندوآب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازارهای هفتگی از گذشته های دور تاکنون به عنوان مراکزی برای انجام مبادلات ضروری و مورد نیاز، به حیات خود ادامه داده اند. شاید این ادعا که بازارهای هفتگی برجای مانده، به شکل اولیة بازارها در جوامع ابتدایی بشر هستند که تاکنون نیز کارکردهای خود را حفظ کرده اند و در اقتصاد جوامع نقش دارند، ادعایی درخور توجه باشد. هدف از انجام تحقیق حاضر، ارزیابی اثرات بازار هفتگی ملکان بر پایداری اقتصادی سکونتگاه های روستایی است. نوع تحقیق، کاربردی، روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و روش های گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی (مشاهده، مصاحبه و پرسش نامه) است. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از تحلیل عاملی و به شیوة تحلیل مؤلفه های اصلی استفاده شده است. جامعة آماری تحقیق، کشاورزان بهره بردار دهستان مرحمت آباد شمالی هستند. بنابر سر شماری عمومی کشاورزی در سال 1382، کشاورزان بهره بردار این دهستان در این سال 1503 نفر بوده اند که به عنوان حجم نمونه، تعداد 266 کشاورز ازطریق فرمول کوکران انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد شنبه بازار ملکان تأثیرات مختلفی در اقتصاد روستایی محدودة موردمطالعه داشته است. بیشترین اثرات آن ایجاد انگیزة خرید بین کشاورزان (به دلیل ارزان بودن کالاها و خدمات)، فروش مستقیم محصولات توسط کشاورزان به مصرف کنندگان، افزایش مشاغلی مانند چوبداری، دست فروشی، پیله وری (چرچی) و مغازه های سرراهی و نیز افزایش درآمد کشاورزان با توجه به افزایش تولید محصولات کشاورزی بوده است.