فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۶۱ تا ۱٬۷۸۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق، با استفاده از روش های آماری و نرم افزارهای موجود، روابط بین مولفه های اقلیمی و هیدرولوژیکی حوضه ی آبریز رودخانه ی فریزی بررسی شد. این پژوهش نشان می دهد که در حوضه مزبور، توزیع بارش زمستانه و بهاره، تحت تاثیر ارتفاع و موقعیت جغرافیایی است. همچنین رژیم هیدرولوژیکی رودخانه، تناوبی و متاثر از نوع و تغییرات فصلی برف و باران است که همزمان با شروع ذوب برف و رگبارهای بهاری طغیان می کند. تحلیل نقشه های تراز سطح آب زیرزمینی در محدوده ی مخروطه افکنه، گویای این مطلب است که سالانه، حجم قابل توجهی از آب سیلاب ها در آبخوانه ی پایین دست رودخانه نفوذ نموده آن را تغذیه می کند. با توجه به افت مستمر سطح آب زیرزمین منطقه و کسری مخزن، تغذیه ی مصنوعی و تقویت بیشتر پتانسیل زیرزمینی از سیلاب رودخانه الزامی است.
ارزیابی میزان تاب آوری کالبدی شهری در برابر مخاطره زلزله موردمطالعه: شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه در دنیای فارغ از ساختارهای مرزی، سیستم های پیچیده و غیرخطی سکونتگاهی شهرها با مخاطرات متعددی روبرو هستند و قابلیت پیش بینی پایینی دارند که در این میان، زلزله بارزترین آن هاست. در منطقه شمال غرب ایران، شهر زنجان در محاصره سه گسل خطرناک زنجان در شمال، سلطانیه در جنوب و گسل بیاتلر در غرب قرار دارد. این مقاله با شناسایی شاخص ها و عوامل مؤثر، میزان تاب آوری کالبدی نواحی شهری زنجان را در برابر زلزله مورد ارزیابی قرار می دهد. داده های به کاررفته، براساس معیارهای مؤثر در ارزیابی تاب آوری شامل: کیفیت بنا، مصالح بنا (نوع سازه)، نمای بنا، عمر بنا، دانه بندی ساختمان، سطح تراکم ساختمان و سازگاری کاربری، با استفاده از مدل تصمیم گیری چند معیاره تودیم، تحلیل گردیده اند. نتایج حاصل از مطالعه نشان می دهد که با توجه به معیارهای ارزیابی تاب آوری کالبدی در ۲۵ ناحیه شهری زنجان، غالباً قسمت های شمالی، شرقی و شمال شرقی از تاب آوری بالایی برخوردار هستند. یعنی نواحی منطبق بر بافت جدید و نسبتاً جدید شهری با 25103 نفر جمعیت به عنوان ارزیابی کاملاً تاب آور و نواحی منطبق بر بافت قدیم، فرسوده و غیررسمی در جهات جنوب، جنوب غرب و شمال غرب مانند اسلام آباد، ترانس و بی سیم، فاطمیه، مسجد یری و دباغلار جمعاً با 107267 نفر جمعیت با تاب آوری بسیار ضعیف شناخته شدند. این در حالی است که مطابق آمارنامه جمعیتی ۱۳۹۲، این نواحی جزو پرجمعیت ترین قسمت های شهر به شمار می روند. با توجه به بحث فوق و خطوط گسل زلزله که از دو طرف شهر زنجان عبور می کند بایستی اقدامات استحکامی و امنیتی در سطح بسیار بالایی هم در مسیر شریان های زیرساختی و هم عناصر کالبدی به اجرا درآید و به ویژه در توسعه درون زای شهری بایستی مقاوم سازی براساس مقررات ساختمانی استاندارد ۲۸۰۰ و ساختار جغرافیایی منطقه انجام پذیرد
مدیریت آب و تغذیه مصنوعی سفره های آب زیرزمینی در شهرستان جهرم
حوزههای تخصصی:
پهنه بندی زمین لرزه های رخ داده در استان فارس طی سال های 1900 تا 2010 میلادی و مقایسه آن با دیگریافته های پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش پهنه بندی لرزه خیزی استان فارس بر اساس تحلیل آماری زمین لرزه های ثبت شده در فاصله زمانی 110 سال از سال های 1900 تا 2010 میلادی و مقایسه نتایج آن با پهنه بندی های انجام شده، جهت آزمون کارآیی سیستم های اطلاعات جغرافیایی و بهره گیری از داده های لرزه ای دراز مدت است. بدین منظور از داده های لرزه ای بر گرفته از سایت USGS و نقشه های زمین شناسی جهت مشخص کردن خطوط گسلی استفاده و یافته ها مورد تحلیل قرار گرفته است، برای انجام تحلیل ها از نرم افزارهای اکسل و Arc GIS استفاده شده و نتایج نشان می دهد که در طی دوره مورد نظر 1636 زمین لرزه در محدوده مورد مطالعه رخ داده که بزرگای آنها بین 2.5 تا 6.9 ریشتر است. حدود 70 درصد از زمین لرزه ها بزرگایی کمتر از 4.5 داشته، بیشترین و کمترین تعداد زمین لرزه های رخ داده به ترتیب مربوط به شهرستان های لار و ارسنجان می باشد. پهنه بندی خطر لرزه ای بر اساس بزرگا نشان می دهد که 60 درصد از مساحت استان فارس و همچنین شهر شیراز در محدوده با خطر نسبی بالا قرار دارند. مقایسه پهنه بندی حاصل با کارهای مشابه قبلی نشان داد که در پهنه بندی حاضر، پهنه با خطر نسبی کم، مساحت بیشتری از استان را در بر گرفته است، در حالی که در کارهای قبلی پهنه با خطر کم اصلا یا وجود نداشت یا محدوده ی کمی را به خود اختصاص داده بود. بر اساس پهنه بندی حاضر بیشتر مراکز پر جمعیت (همچون شیراز، لار) و نیمه غربی استان فارس در محدوده با خطر نسبی زیاد بوده، در حالی که در کارهای قبلی نیمه شرقی نیز جزء محدوده پر خطر محسوب شده بود. همچنین پهنه بندی حاضر نسبت به کارهای مشابه قبلی از دقت بیشتری برخوردار است.
مقدمه ای بر جغرافیای سکونت در ایران
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه ی دمای سطح زمین با اعماق خاک (مطالعه ی موردی: استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی دمای اعماق خاک از نظر هواشناسی، اقلیم شناسی، کشاورزی، صنعت و دیگر فعّالیّت های زیستی اهمّیّت فراوانی دارد. در این پژوهش، روابط دمای سطح زمین با دماهای اعماق 10، 50 و 100 سانتی متری خاک بررسی شد. این بررسی در پنج ایستگاه سینوپتیک استان کرمانشاه با بهره گیری از آمار ساعات30/6 صبح و 30/6 بعدازظهر در یک دوره ی 14 ساله (2006- 1993) و با استفاده از روش های آماری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش ژرفای خاک، دامنه ی نوسان سالانه ی دما و به ویژه دامنه ی شبانه روزی دما کاهش می یابد تا اینکه در عمق 5/0 متری، کمابیش اختلاف شبانه روزی دما از بین می رود. همچنین نوسان های شبانه روزی دمای هر عمق، در تابستان بیشتر از فصول دیگر است. اختلاف سالانه ی دما بین سطح زمین و اعماق، تا عمق 50 سانتی متری افزایش پیدا می کند؛ ولی از آن به بعد کمابیش به حالت ثبات می رسد. آزمون t با نمونه های وابسته نشان داد که میانگین ارقام سالانه ی دما در دو عمق 50 و 100 سانتی متری و نیز، اختلاف شبانه روزی دما بین این دو عمق، اختلاف معنا داری را نشان نمی دهد. تشابه رفتار منحنی های دمایی در اعماق خاک حاکی از آن است که جنس خاک، صرف نظر از اختلاف هایی که در اثر تفاوت های آب وهوایی پدید می آید، تأثیر چندانی در ترتیب توزیع ارتفاعی (عمقی) دما ندارد. در فصل زمستان، پایین ترین دماهای حداقل در اعماق 10، 50 و 100 سانتی متری خاک، نسبت به پایین ترین دماهای سطح زمین، به طور میانگین به ترتیب 3، 13 و 33 روز تأخیر نشان می دهد. این تأخیر برای بالاترین دماهای حداقل در فصل تابستان چند روز بیشتر است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که درکل پایین ترین دماها، زودتر از بالاترین دماها به عمق معیّنی می رسند. دماهای اعماق خاک در ایستگاه ها با استفاده از یک مدل وایازی چندگانه و برمبنای سه متغیّر دمای سطح خاک، شماره ی روز سال و عمق موردنظر با دقّت خوب برآورد شد.
کاربرد ژئومورفولوژی در نقشه برداری
حوزههای تخصصی:
واکاوی چالش های مدیریت روستایی با رویکرد کیفی تئوری بنیانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر مبنای آمار موجود، استان کرمانشاه به لحاظ تعداد دهیاری ها، پس از استان خراسان رضوی، رتبه دوم کشور را به خود اختصاص داده است. این در حالی است که با گذشت 8 سال از شکل گیری این نهاد جدید مدیریتی در روستاهای استان، تاکنون مطالعه ای در زمینه ی بررسی مشکلات و محدودیت های این نهاد انجام نشده است.
هدف از انجام پژوهش کیفی حاضر که با بهره گیری از روش تئوری بنیانی صورت گرفته، آن است که مشکلات و محدودیت های دهیاری های دهستان بالادربند شهرستان کرمانشاه را از دیدگاه دهیاران و در قالب یک مدل شناسایی نماید. جامعه ی مورد مطالعه، دهیاران دهستان بالادربند شهرستان کرمانشاه بودند که 12 نفر آنان به روش نمونه گیری هدفمند مورد مطالعه قرار گرفتند. داده های پژوهش با بهره گیری از تکنیک مصاحبه نیمه ساختارمند و گروه های متمرکز جمع آوری و در قالب سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل و در قالب 7 مشکل اصلی طبقه بندی گردید.
یافته های پژوهش نشان داد، دهیاری های مورد مطالعه به ترتیب اهمیت با چالش هایی نظیر عدم آگاهی مردم و سازمان های محلی از وظایف دهیار، نگرش منفی نسبت به وی، عدم همکاری و حمایت سازمان های محلی و دولتی با دهیار، تدوین طرح های از بالا به پایین از سوی سازمان های اجرایی، ضعف روحیه ی همکاری و مشارکت خودجوش در مردم، ضعف جایگاه قانونی دهیار و بالاخره، کمبود تجهیزات و منابع مالی مواجه اند. نتایج این مطالعه برنامه ریزان توسعه ی روستایی استان را در برون رفت از مشکلات یادشده و تحقق مدیریت روستایی کارآمد در منطقه یاری خواهد کرد.
مدل ترکیبی برای توسعه فضایی گردشگری روستایی مطالعه موردی: منطقه ترکمن صحرا
حوزههای تخصصی:
رویکرد به گردشگری روستایی به عنوان یک الگوی فضایی امروزه دامنه وسیعی یافته است. گردشگری روستایی میرود تا در کنار دیگر کارکردهای فضای روستایی، پراکنش هایی را در این فضاها شکل دهد. این در حالی است که از نظر اقتصادی نیز گردشگری روستایی پویایی اقتصاد روستایی را با ایجاد اشتغال و درآمد سبب میشود. براین اساس شناسایی قابلیتها و راهکارهای توسعه گردشگری روستایی در نواحی روستایی کشور از اهمیت اساسی برخوردار است. در این راستا نوشتار حاضر مدلی ترکیبی در شناسایی اولویتها براساس سنجش قابلیتها در روندی از توسعه فضایی گردشگری روستایی را در مقیاس منطقه ای مورد استفاده قرار میدهد تا اولویتهای آغاز و توسعه جریان گردشگری روستایی را مشخص سازد. مدل ترکیبی مورد نظر ترکیبی از برآورد شاخصهای گردشگری روستایی و آنالیز تاکسونومی (البته با تغییراتی) میباشد.
هرمنوتیک و پژوهش های تاویلی – تفهیمی نقد روش های تجربه گرای کلاسیک در تحقیقات علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از رنسانس در اروپا، روش علوم طبیعی دستخوش تحولی عمیق شد. تجربه گرایی Empiricism و اثبات گرایی Positivism شاخصه اصلی علوم طبیعی شد. کشفیات پی درپی و موفقیت های بزرگ علوم طبیعی این تلقی را به وجود آورد که تجربه و عینیت Objectivity تنها ابزار قابل قبول در هر نوع فعالیت علمی است. یکی از این فعالیت های علمی، علوم انسانی و اجتماعی بود که برای کسب اعتبار ناچار به پذیرش تام تجربه و عینیت شد. غافل از این که موضوع Subject در علوم طبیعی با موضوع در علوم انسانی تفاوت جوهری Substantial دارد. موضوع در علوم طبیعی، ماده لاشعور است ولی موضوع در علوم انسانی، انسان با همه خصیصه های روانی، تاریخی و اجتماعی اوست. بنابراین برای بررسی انسان نباید از موضع دانشمند علوم طبیعی حرکت کرد؛ بلکه باید شناسا بتواند خود را به جای شناخته قرار دهد و تمامیت وجود او را درک کند. این روش همان هرمنوتیک است که باید از حوزه تفسیر متون به حوزه کلی زندگی انسان کشانده شود.
بررسی تاثیر اقلیم و پیامدهای آن بر صنعت اکوتوریسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری در سالهای گذشته از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است. این صنعت چنان در حال گسترش است که در حال حاضر از هر ده فرصت شغلی در جهان، یکی از آنها به نوعی به گردشگری مربوط است. این موضوع اختصاص به سرزمین های در حال توسعه نداشته بلکه حتی در کشورهای صنعتی اروپایی از مصداقهای قابل توجهی برخوردار است. درآمد سالیانه صنعت گردشگری در جهان ...
اولویت بندی ظرفیت های گردشگری مناطق روستایی شهرستان نیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی دهههای اخیر افزایش نرخ بیکاری و در نتیجه خروج نسل جوان و افراد دارای تحصیلات بالاتر از اجتماعات روستایی، بافت و ساختار نواحی روستایی را به مخاطره انداخته است. در این میان گردشگری نه تنها به عنوان یک ابزار بالقوه برای تغییر این وضعیت بلکه یکی از عناصر جداییناپذیر راهبرد توسعهی روستایی مطرح است و به عنوان یک راهبرد توانمند و دارای مزیت نسبی و پاک می تواند جریانات اقتصادی ازجمله کارآفرینی و اشتغال، سرمایه گذاری و جمعیت را به سوی روستاها و نقاط طبیعی بکشاند، مطرح می باشد. با این رویکرد بارزترین نقش گردشگری در مناطقی چون محور مورد مطالعه می تواند حرکت به سوی توازن و تعادل منطقه ای باشد. اما آنچه در این فرآیند تحرک اقتصادی و اجتماعی مهم است سرمایه گذاری در مکان های دارای مزیت گردشگری می باشد و این امر میسر نمی شود مگر این که انتخاب درستی از بین مناطق گردشگری صورت گیرد تا زمینه ی پیشرفت کل منطقه را فراهم آورد. لازمه ی این امر استفاده از تکنیک ها و مدل-های اولویت بندی می باشد. در مقاله ی حاضر با طرح این پرسش که کدامیک از مناطق روستایی مورد مطالعه دارای مزیت براساس اولویت های ظرفیتی گردشگری هستند، تلاش شده است با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از مدل TOPSIS پاسخ علمی لازم را پیدا کند. یافته ها نشان می دهد که از میان 30 روستای مورد مطالعه، روستاهایی که دارای جاذبه های محیطی بیشتری هستند (سقزچی، شیران، ویند کلخوران، برجلو، گلستان، گوگرچین) از ارجحیت بیشتری برخوردارند.
ارتباط پارامترهای اقلیمی با مرگ و میر جمعیت شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقلیم یکی از عوامل مؤثر بر مرگ و میر انسان است. تغییرات فصلی و روزانه مرگ و میر ارتباط مستقیمی با پارامترهای اقلیمی دارند. این ارتباط برای قرن هاست که شناخته شده است. هدف این مقاله،تحلیل تأثیر پارامترهای اقلیمی بر مرگ و میر جمعیت شهر تهران طی دوره آماری 2002-2005 میباشد.
در این تحقیق با استفاده از روش های آماری رگرسیون و همبستگی پیرسون، مدل ANOVA و تأخیر زمانی روزانه(Lag) به بررسی و تجزیه و تحلیل ارتباط پارامترهای اقلیمی با مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی– عروقی، تنفسی و سکته مغزی و مرگ و میر به صورت کلی پرداخته شده است.
نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهد که بین پارامترهای اقلیمی با مرگ و میر ناشی از بیماریهای مورد مطالعه و مرگ و میر به صورت کلی ارتباط معناداری وجود دارد. هم چنین بین مرگ و میر روزانه ناشی از بیماریهای مورد مطالعه در فصول مختلف تفاوت آشکاری مشاهده میشود. ارتباط بین دما با مرگ و میر به صورت مستقیم است، در حالیکه عامل بارش تأثیر معکوسی بر میزان مرگ و میر دارد. از این رو میتوان گفت که دما نسبت به بارش تأثیر بیش تری بر مرگ و میر دارد. ارتباط پارامترهای اقلیمی با مرگ و میر در فصل زمستان نسبت به دیگر فصول سال بیش تر است و مرگ و میر ناشی از بیماری قلبی- عروقی حساسیت بیش تری را نسبت به دیگر بیماریهای مورد مطالعه نشان میدهد.
بررسی عوامل مؤثر بر کاهش تمایل به استفاده از دوچرخه در سفرهای شهری (مطالعه موردی؛ شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش جمعیت شهرها در کشورهای جهان سوم و به تبع آن استفاده روزافزون از سوخت های فسیلی و افزایش ترافیک، این کشورها را با معضلات متعدد روبرو ساخته است. دوچرخه با مزایای منحصربه فرد نظیر ارزانی، صرفه در مصرف انرژی، کم ترین ترافیک و اثرات منفی زیست محیطی بیش از پیش به عنوان مکمل سایر وسایط نقلیه مورد توجه قرار گرفته است. یکی از عمده ترین راهکارهایی که متخصصان و صاحب نظران برای دستیابی به توسعه پایدار شهری مطرح می کنند؛ استفاده بیش تر از دوچرخه است. هدف این مطالعه بررسی عوامل موثر بر کاهش تمایل به استفاده از دوچرخه در سفرهای شهری زنجان می باشد که از دو روش اسنادی، کتابخانه ای و میدانی برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شده است و از نرم افزار SPSS جهت تجزیه و تحلیل داده های آماری استفاده شده است با توجه به نتایج مطالعات میدانی در شهر زنجان استفاده از دوچرخه در جابه جایی های شهری بسیار پایین است به طوری که فقط 8 درصد جامعه آماری تحقیق به طور قابل توجهی از دوچرخه برای فعالیت های شهری استفاده می نمایند که این امر از عواملی نظیر عدم فرهنگ سازی استفاده از دوچرخه، ضعف تبلیغات در رسانه ها، نبود مسیرهای ویژه دوچرخه سواری، عدم استفاده مدیران جامعه، تأثیر وضیعیت اقلیمی، عدم تناسب دوچرخه سواری بانوان با فرهنگ عمومی، کمبود آگاهی از مزایای دوچرخه سواری، نبود امنیت دوچرخه سواران و نبود پارکینگ برای دوچرخه می باشد.
کاربرد روش دلفی در طبقه بندی و اولویت بندی معیارهای گزینش عرصه های حفاظتی با رویکرد یکپارچه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرصه های طبیعی با ارزش فرهنگی یکی از مهم ترین گنجینه های تنوع زیستی و فرهنگی هستند که طی سده های متمادی از سوی مردم مورد حفاظت قرار گرفته اند. اما در عصر حاضر به دلیل نبود معیارهای حفاظتی و هم چنین فعالیت های انسانی در معرض تهدید قرار گرفته اند. هدف از این نوشتار اولویت بندی معیارهای لازم برای شناسایی پهنه های حفاظتی با ارزش فرهنگی است. از این رو، نخست تلاش شد معیارهای مورد نیاز برای اهداف این پژوهش شناسایی و سپس در یک چارچوب جدید جمع بندی گردد. در مجموع 12 معیار برای فرایند مکانیابی پهنه های حفاظتی شناسایی شد، سپس این معیارها بر اساس روش دلفی غربال گردید و به ترتیب معیارهای سیمای سرزمین با ارزش فرهنگی، داراییهای فرهنگی ناملموس، حمایت قانونی، داراییهای فرهنگی ملموس، قلمروهای جغرافیایی با ارزش طبیعی، تمایل اجتماعی، نهادهای اجتماعی، سیماهای طبیعی منحصر به فرد، قلمروهای جغرافیایی با ارزش فرهنگی، گونه های معین، اهمیت حفاظتی و وابستگی اجتماعی با اهمیت درنظر گرفته شدند.
نگرشی ژئوپلیتیکی- ژئواکونومیکی بر منطقه آزاد تجاری- صنعتی ارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناطق آزاد، علیرغم داشتن گستره جغرافیایی محدود، با توجه به فلسفه وجودی متمایز و نوع مدیریت ویژه، در صورت به کارگیری سیاست های کارآمد و اصولی می توانند به عنوان کانون هایی کوچک، اما با نقش آفرینی های اقتصادی کلان در عرصه معادلات ژئواکونومیکی ظاهر شوند. البته، نقش آفرینی اقتصادی کلان این مناطق در معادلات ژئواکونومیکی، تا حد زیادی تحت تاثیر موقعیت ژئوپلیتیکی منطقه می باشد. در همین راستا، در این مقاله، سعی شده است، نقش منطقه آزاد تجاری- صنعتی ارس در شمال غرب ایران، با توجه به واقعیت های ژئوپلیتیکی منطقه (پیوستگی ها و وحدت فضایی، زبانی، فرهنگی و به عبارتی پیوستگی های ژئوپلیتیکی منطقه آذربایجان ایران با حوزه های ژئوپلیتیکی قفقاز، آسیای مرکزی و آناتولی) به عنوان دروازه ورودی و ارتباطی ایران با کشورهای CIS و نقش و پتانسیل های ژئواکونومیکی آن در بطن این منطقه به عنوان گره گاه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی منطقه مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد. بنابراین، سوال اصلی این مقاله، این است که نقش منطقه آزاد ارس، به لحاظ ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی در عرصه مبادلات تجارتی ایران چگونه است؟
زندگینامه مرحوم دکتر ابراهیم جعفرپور
حوزههای تخصصی:
قلمرو جغرافیایی کشور و قانون اساسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنگونه که از تحقیقات جغرافیدانان سیاسی بر میآید، مفهوم قلمرو جغرافیایی کشورها در یک سیر تکوینی از ابتدا تاکنون تحولات چشمگیری هم از حیث محتوا و هم کارکرد به خود دیده است. دانشمندان قرون اولیه و پس از آن تأکید عمد? خود را بر ماهیت و کیفیت قلمرو در شکلدهی یک کشور ایده آل و مستقل از بعد برآورده نمودن نیازهای مادی و معنوی آن قرار داده اند.در جهان کنونی سرزمین، پهنهای جغرافیایی است با مرزهای پیرامونی مشخص که جنب? حقوقی حاکمیت را بدنهای جغرافیایی میبخشد. امروزه استقلال و حفظ تمامیت ارضی و مرزی کشورها به عنوان یک مفهوم جهانی مورد توجه قرار گرفته است. سازمان ملل، حقوق بین الملل و قانون اساسی کشورها مهمترین منادی چنین نگرشی هستند. هر چند در قرن بیست و یک ساختار حکومت وقلمرو جغرافیایی کشور تا حدودی دچار تحول خواهد شد. به رغم غلب? تفکرات امت محوری در بدو تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران منبعث از خصلتهای دینی و فکری تصمیم سازان کلان کشور و تأکید بر مرزهای فرهنگی جهان اسلام، اختصاص هفت اصل به قلمرو ملی، ضرورت حفظ و پاسداشت مرزهای آن میتوان از برجستگیها و ویژگیهای بارز آن و زمینهساز ساخت یک حکومت ملت پایه دانست. تغییر ناپذیری مرزها مگر با شرایط استثنایی و اصلاحات جزئی و با موافقت قوای سه گانه و مقام رهبری در نوع خود قابل توجه و تأمل است. در این مقاله با روش تحلیلی به بررسی قلمرو ملی و مرزهای ایران می پردازیم.