دشت خرم آباد در واحد زاگرس چین خورده واقع شده و دارای گسل های فرعی و اصلی است که برخی از این گسل ها در زیر رسوبات کواترنری مدفون شده اند. از آنجا که وجود این گسل های پنهان با استفاده از داده های ژئوفیزیکی و شواهد ژئومورفیک امکان پذیر است؛ بنابراین در این تحقیق، هدف استفاده از این شواهد درجهت بررسی و شناسایی مسیر امتداد گسل خرم آباد در زیر رسوبات کواترنر دشت خرم آباد است. برای این منظور، داده های برداشت های مغناطیس هوابُرد سال های 1353 تا 1355 منطقه خرم آباد از سازمان زمین شناسی کشور گرفته شد. پس از تصحیح، هم ترازی و ریز هم ترازی و اعمال فیلتر های اصلاحی متداول بر روی این داده ها در نرم افزار اوسیس مونتاج 2 . 4 . 6 و ایجاد پایگاه داده های مغناطیس هوابُرد در این نرم افزار، از شواهد ژئومورفیک و تغییرات ارتفاعی نیز درجهت اثبات وجود گسل پنهان در دشت خرم آباد استفاده شد. نتایج نشان داد که گسل خرم آباد پس از عبور از دامنه کوه های یافته و سفیدکوه وارد دشت خرم آباد شده است و در زیر رسوبات کواترنر در همین راستا امتداد می یابد. وجود ناهنجاری های مغناطیسی خطی در ادامه بخش آشکار گسل خرم آباد، شواهد ژئومورفیک مانند پشته ها، مخروط افکنه ها، پادگانه های رودخانه ای و تغییرات ارتفاعی در مقاطع توپوگرافی پیمایشی، تداوم این گسل را به صورت پنهان اثبات می کند. این خطواره با روند شمال غرب- جنوب شرقی در بخش مرکزی منطقه مورد مطالعه، با طول حدود 38 کیلومتر از فاصله حدود 3 کیلومتری از جنوب شهر خرم آباد عبور می کند؛ بنابراین تحلیل نقشه های مغناطیس هوایی و شواهد ژئومورفیک می تواند در شناسایی گسل های پنهان و مناطق مستعد زمین لرزه های بزرگ کارآمد باشد.
مقدمه: امروز مبلمان شهری از عناصر سازنده فضاهای شهری است که کمیت، کیفیت، زیبایی، راحتی، دوام و محل استقرار آن نقش بسیار اساسی در دستیابی به شهری زیبا و سالم دارد. مبلمان شهری از عناصری هستند که توانایی و ظرفیت فراوانی برای اهداف ساماندهی سیما و منظر شهری دارند. هدف: هدف از این پژوهش ارزیابی تأثیرات عناصر مبلمان شهری بر سیما و منظر کلان شهر اهواز (منطقه چهار شهرداری) است که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است. روش: گردآوری داده ها با استفاده از دو روش کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه) صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش را شهروندان منطقه چهار شهرداری اهواز تشکیل می دهد که تعداد 383 نفر از آن ها با استفاده از فرمول کوکران انتخاب گردید. پرسش نامه پژوهش محقق ساخته است که روایی آن با استفاده از اعتبار محتوا و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به میزان 80/0 تایید شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 21 و آزمون رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن بود که مبلمان شهری بر سیما و منظر شهر در سطح معناداری 000/0 تاثیر دارد هم چنین، این امر در بین سایر متغیرهای مبلمان شهری (مکان یابی، طراحی، تجهیز، ساخت و...) در سطح معناداری 000/0 توانسته است بر سیما و منظر شهر تاثیرگذار باشد. بر این اساس می توان بیان داشت که آموزش، نظارت، مراقبت، تعمیرات و توجه به عوامل فرهنگی، طبیعی، زیست محیطی، اجرایی و عملکردی می تواند زمینه ساز ساختار نظام مند مبلمان شهری منطقه چهار اهواز شود.
کلان شهرها، به واسطه جمعیت کلان شهری، بیش از سایر شهرها در معرض آسیب ناشی از بلایای محیطی قرار دارند و اغلب به طور روزافزون میزان آسیب پذیری آن ها در حال افزایش است. ارزیابی آسیب پذیری، به ویژه در بازه های زمانی مشخص، پایه های جدیدی را برای برنامه ریزی و مدیریت شهری بهتر فراهم آورده است. علاوه بر این، طی سالیان اخیر، مفهوم واژه آسیب پذیری در چارچوب بررسی ارتباط بین سیستم های به هم پیوسته طبیعی انسانی و به تبع آن در اکولوژی انسانی همواره مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر، جابه جایی های جمعیتی در مناطق مختلف شهرهای بزرگ همواره تابع الگوهای مختلف است. ازین رو، هدف اصلی از پژوهش حاضر شناسایی ارتباط فضایی تحولات جمعیتی مناطق کلان شهر تهران با تغییرات شدت آسیب پذیری محیطی طی یک دهه اخیر بود. روش شناسی پژوهش مشتمل بر ارزیابی آسیب پذیری در سه لایه آسیب های ناشی از مخاطرات طبیعی، آسیب های ناشی از ساختار شهری، و آسیب های محیطی طی دهه اخیر شهر تهران است. همچنین، با استفاده از نتایج سرشماری، تغییرات جمعیتی در 22 منطقه شهر تهران در یک دهه اخیر بررسی شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نیمه جنوبی شهر در یک دهه اخیر بیشترین افزایش آسیب پذیری را داشته که موجب بیشترین کاهش جمعیت شده است. البته باید به منطقه 18، که در پهنه غربی شهر واقع شده، اشاره کرد که به رغم افزایش آسیب پذیری با افزایش جمعیت روبه رو بوده است. پهنه شرقی نیمه شمالی شهر هم با افزایش آسیب پذیری همراه بوده که طی دهه اخیر دچار افزایش شدید جمعیت شده است. این تحولات می تواند در بحران های احتمالی آینده این بخش از شهر را به شدت دچار چالش کند. همچنین، در پهنه غربی نیمه شمالی کاهش آسیب پذیری همراه افزایش جمعیت شهری حادث شده است که باید به ظرفیت پذیری جمعیت مورد قبول این بخش از شهر (به ویژه منطقه 22) از حیث تغییرات آسیب پذیری توجه ویژه شود.
تسهیل در اخذ آراء مردم و مشارکت بهتر شهروندان، یکی از اهداف سازماندهی سیاسی فضاست که محقق گردیدن آن در فضای شهر، از طریق تعیین محل شعب اخذ رأی صورت می گیرد. پژوهش حاضر، به بررسی الگوی مذکور در انتخابات اخیر و ارائه الگویی بهینه، برای یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در شهر ایوان پرداخته است. یافته های تحقیق گویای آن است که از نحوه پراکندگی پراکنش شعب اخذ رأی در انتخابات گذشته در محدوده مورد مطالعه، رضایت مندی وجود نداشته و محل قرارگیری صندوق ها، تابع الگوی خاصی نبوده است. در الگوی پیشنهادی، شعب اخذ رأی حداقل هم پوشانی، شعاع پوششی و جمعیت معینی داشته و ممانعت از شکل گیری حفره های رأی (دسترسی شهروندان به پایگاه های رأی) تسهیل می گردد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی- تحلیلی می باشد. روش گردآوری اطلاعات، به شیوه کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) می باشد. توصیف داده ها، با استفاده از آمار توصیفی و در تحلیل داده ها از نرم افزار GIS، تحلیل سلسله مراتبی (AHP) ، نرم افزار Expert Choice، Spss(آزمون T تک نمونه ای) استفاده گردیده است.
اکثر معضلات محیط زیستی، معلول رفتارهای افراد یک جامعه بوده و خود تأثیرپذیر از عوامل دیگری است؛ بنابراین برای تاب آوری در مشکلات محیط زیستی، هم راستایی رفتارهای فردی و اجتماعی با محوریت بوم شناختی ضروری است. هدف از این پژوهش شناخت میزان رفتارهای محیط زیستی شهروندان شهر رضویه استان خراسان رضوی و عوامل مؤثر بر آن بوده تا با ارائه راه حل هایی بتوان رفتارهای افراد را به سوی رفتارهای سازگار با محیط زیست تشویق نمود. با روش پیمایشی – میدانی، طبق فرمول کوکران، تعداد 334 خانوار به کمک روش تصادفی سیستماتیک، انتخاب و با پرسشنامه محقق ساخته موردمطالعه قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان می دهند که بین رفتار محیط زیستی شهروندان با متغیرهای دانش، آگاهی، باور و ارزش محیط زیستی و همچنین سن رابطه معناداری وجود دارد. البته رفتار محیط زیستی برحسب جنسیت، وضعیت تأهل، میزان تحصیلات و شغل افراد متفاوت است. طبق نتایج، شهروندان این شهر، دارای رفتار محیط زیستی بوده و تمایل به مشارکت دارند. ازآنجاکه بهترین گزینه برای موفقیت در هر فعالیتی مشارکت مردم است، برای دستیابی به رفتارهای مطلوب محیط زیستی باید بر روی برنامه های مشارکتی منطقه ای و محلی در شهرها تمرکز نمود. به هرحال، با توجه به مفهوم رفتار شهروندی پایدار، یافته های این پژوهش، افقی برای سیاست گذاری محیط زیستی در اجتماع فراهم می کند.
یکی از حلقه های مهم در زنجیره توریسم، مراکز پذیرایی اند. در بازار رقابتی دنیا مطمئناً مناطق و کشورهایی گوی سبقت را می ربایند که با توجه به سطح انتظارات مشتری (مسافر) خدمات را با استاندارد بالاتر ارائه کنند بدین معنی که با آموزش های مختلف به کارکنان، خدماتی با کیفیت بهتر و کارایی بالاتر را عرضه کنند. از اینرو جلب رضایت کارکنان و علاقه مند کردن آن ها به شغل مورد تصدی و در نتیجه برآورده شدن اهداف سازمانی از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مقاله به منظور سنجش رضایت مندی کارکنان مراکز پذیرایی در خصوص توسعه کیفیت توریسم 60 نفر از کارکنان (با روش نمونه گیری تصادفی) و 20 نفر از مدیران مراکز پذیرایی گردشگری بصورت تمام شماری در رستوران های میان راهی در دهستان رودبار قصران روستای رودک و بطور تصادفی انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفته اند و. همچنین برای تکمیل داده ها از پرسشنامه استفاده شد. . برای بررسی رضایت مندی شاخص هایی چون حقوق مناسب، کار گروهی، پاداش و... مورد آزمون قرار گرفت. پایایی ابزار سنجش بدست آمده با استفاده از Spss برابر 0. 75 بوده که قابل قبول میباشد. با توجه به اطلاعات میدانی و نرم افزارهای Exell و Spssمشخص شد که از دلایل عمده برای انتخاب کار کارکنان در بخش مراکز پذیرایی گردشگری، حقوق و پاداش موجود در این صنعت است. اکثریت پرسنل در این مکان برای درامد بیشتر (دریافت های مالی توسط مدیران و مهمانان) کار می کنند. عدم حمایت مدیران و فشار کاری از مهمترین عوامل بی میلی به کار در کارکنان مراکز پذیرایی می باشد. برای افزایش رضایت کارکنان و موفقیت مدیران، توسعه طرح های آموزشی مناسب پرسنل در بخش مراکز پذیرایی گردشگری، روش هایی برای تقویت مشارکت بین مدیران و کارکنان، دریافت پیشنهادات کارکنان برای بهبود کارشان و پاسخ دادن به پیشنهاداتشان و... توصیه می گردد.
اهداف: روند افزایش جمعیت پذیری و گسترش بی رویه کالبدی_فضایی کلان شهر مشهد، شکل گیری پدیده هایی همچون الحاق، ادغام و خزش شهری و بروز مسائل و معضلات پیچیده اجتماعی و اقتصادی را باعث شده است. پاسخ گویی مناسب به این مسائل، مستلزم تحول در درک عملکردی به نظام استقرار و پایداری نظام سکونتگاهی و برنامه ریزی فضایی است. پویش ساختاری–کارکردی به عنوان رویکردی راهبردی به ساماندهی فضا در سطوح و مقیاس های مختلف، می کوشد ضمن تبین جنبه های پیچیده ساماندهی فضایی با تعمیق رویکرد نظام وار و بهره گیری از الگوی اندیشه شبکه ای برای تعمیق پیوند فعالیت ها و عملکردهای متوازن به منظور پاسخ به مسائل ریشه دار در روابط ساختاری – کارکردی چاره جویی نماید. روش: این پژوهش بنا دارد با بهره گیری از روش شناسی توصیفی تحلیلی با رویکرد کاربردی، ساماندهی سکونتگاه های روستایی پیرامون شهر مشهد را مورد شناخت و تحلیل قراردهد. یافته ها/ نتایج: یافته های پژوهشی نشان می دهد که بیشترین آثار ادغام سکونتگاه های روستایی پیرامون شهری، بروز برخی ناهنجاری های اجتماعی _اقتصادی که از مهم ترین عوارض کالبدی_فضایی آن بروز ناکارآمدی عملکردی و ازهم گسیختگی ساختار کالبدی سکونتگاه های روستایی الحاقی در پیرامون شهری است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که سکونتگاه های روستایی پیرامون درمجموع از شرایط مطلوبی برخوردار نبوده و با رشد ناموزون کلان شهر مشهد گسترش ادغام تدریجی سایر سکونتگاه های روستایی پیرامون را فراهم می آورد. بنابراین، با برقراری پیوند نظام سکونتگاهی از طریق یکپارچگی فضایی- عملکردی و تعمیق عملکردهای روستایی- شهری امکان دستیابی به مدیریت متوازن فضایی در مجموعه کلان شهری فراهم می شود.
صنعت گردشگری تحت تأثیر پیشران های خاصی همچون مؤلفه های سیاسی- نهادی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، زیست محیطی و کالبدی شکل گرفته، روند تحولات آن منوط به نحوه اثرگذاری و اثرپذیری این پیشران های گوناگون می باشد. همچنین این پیشران ها دارای ارتباطات گوناگونی با همدیگر بوده که آینده این صنعت را ترسیم می کنند. این پژوهش باهدف شناسایی کلیدی ترین پیشران های مؤثر بر چشم انداز آتی صنعت گردشگری شهر بانه و بررسی چگونگی ارتباط بین آن ها می پردازد. پژوهش حاضر برحسب هدف کاربردی، از حیث روش پیمایشی در سطح اکتشافی و مبتنی بر رویکرد آینده پژوهی صورت گرفته است. با توجه به ماهیت این تحقیق، نخست تعدادی از متخصصان و مسئولان اجرایی که بایستی در بحث مشارکت داشته باشند را شناسایی و انتخاب نموده و سپس از روش دلفی و مطالعات اسنادی برای تعیین پیشران های کلیدی استفاده گردید. همچنین از روش تحلیل ساختاری و نرم افزار Mic Mac جهت وزن دهی و شناسایی مهم ترین پیشران های اثرگذار بر صنعت گردشگری شهر بانه بهره گرفته شده است. تعداد شرکت کنندگان در دلفی که شناسایی شده و در تحقیق مشارکت نمودند متشکل از 15 نفر از متخصصان، کارشناسان و مسئولان اجرایی مرتبط با صنعت گردشگری شهرستان بوده است. نتایج ناشی از تحقیق نشان داد که با توجه به امتیاز بالای تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم از میان 50 متغیر، 10 پیشران کلیدی ازجمله؛ تصویب و اجرای منطقه آزاد تجاری- صنعتی، ایجاد کارخانه ها و صنایع، رونق سرمایه گذاری های خارجی و خصوصی و منطقه ویژه اقتصادی در آینده صنعت گردشگری شهر بانه تأثیرگذارند
پدیده گرد و غبار یکی از مهم ترین مخاطرات طبیعی جهان بخصوص در حاشیه بیابان ها و اقلیم خشک و نیمه خشک است. در فصل تابستان، طوفان های گرد و غبار ناشی از وزش بادهای صدو بیست که از بیابان قره قوم در جنوب ترکمنستان و بعضاً بستر خشک دریاچه آرال سرچشمه می گیرند، بخش شمال شرقی ایران را تحت تأثیر قرار می دهند و شرایط زیست ساکنان این مناطق را به مخاطره می اندازند. به منظور درک تأثیر گردوغبار بر سلامت، خصوصیات شیمیایی گردوغبار ورودی به این مناطق مورد بررسی قرارگرفته است. بدین منظور اقدام به نصب نمونه بردار در مرز ایران و ترکمنستان (سرخس) و ایران و افغانستان (تایباد) گردید و نمونه برداری از تیر تا مهرماه 1396 به صورت ماهانه انجام گرفت و خصوصیات کانی شناسی و شیمیایی گرد و غبار با استفاده از روش های ICP و XRD انجام گرفت. نتایج نشان داد که در بین عناصر اصلی کلسیم، آلومینیم و سیلیسیم به ترتیب درصد بیشتری داشته و مقدار قابل توجهی از عناصر کمیاب B، S، Ba و Sr نسبت به دیگر عناصر در منطقه وجود دارند. کانی های کوارتز، کلسیت، دولومیت و مونت موریلونیت درصد بیشتری را نسبت به کانی های دیگر در بین نمونه های مورد مطالعه به خود اختصاص داده اند. وجود عناصر سنگین نظیر آرسنیک، سرب، تنگستن، کادمیوم وآهن در نمونه های گرد و غبار در غلظت های بالا احتمال بروز سینوزیت، برونشیت، آسم و آلرژی و صدمه به عملکرد دفاعی ماکروفاژها که منجر به افزایش عفونت های بیمارستانی می گردد را افزایش می دهد.
فضای آموزشی از جمله کاربری های استراتژیک شهری می باشند که بعضاً به دلیل عدم توجه به شرایط مکانی به صورت ناموزون، به عنوان کاربری های غیرسازگار با کاربری آموزشی همجوار شده اند؛ هدف اصلی این تحقیق سنجش آسیب پذیری مراکز آموزشی از منظر پدافند غیرعامل مطالعه موردی: مدارس ابتدائی کلان شهر اهواز می باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی است. داده-های نظری پژوهش به روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شد و به منظور سنجش آسیب پذیری مراکز ابتدائی با توجه به دو اصل مکانیابی و مقاوم سازی پدافند غیرعامل از بانک داده مکانی بهره گرفته شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای(Excel GIS, Geoda, Spss,) استفاده شده است. مدل به کار رفته نیز تحلیل سلسله مراتب فازی (FAHP) با نظرخواهی از 7 نفر از کارشناسان بوده است. تحلیل یافته ها نشان می دهد که از لحاظ ماتریس سازگاری مدارس در مناطق مختلف کلانشهر اهواز، مناطق دو، سه و شش آسیب پذیرترین مناطق می باشد و مناطق هفت و چهار ایمن ترین مناطق شناخته شده است. میزان تأثیر طیف های طبقه بندی پژوهش در سنجش آسیب شناسی مدارس ابتدائی با استفاده از مدل برازش رگرسیونی حکایت از آن دارد که تمامی طیف های پنج گانه با سطح اطمینان 100% معنی دار بوده، جهت سنجش آسیب پذیری مدارس ابتدائی از منظر اصل مقاوم سازی از شش شاخص با استفاده از روش های خودهمبستگی فضایی و Anselin local Morans استفاده شد، نتایج نشان می دهد که 28/41 درصد مدارس ابتدائی در شهر اهواز در وضعیت کاملا ایمن و 35/18 درصد نیز در وضعیت کاملا ناایمن قرار گرفته اند.
رشد فیزیکی روزافزون شهرهای امروزی، باعث افزایش ضریب نفوذناپذیری، سرعت و حجم رواناب حاصل از بارندگی شده است؛ بنابراین احتمال بروز رواناب در هنگام بارش های شدید بالا رفته است. هنگام وقوع بارندگی، هرچه میزان آسیب پذیری یک محدوده بیشتر باشد، آن محدوده بیشتر در معرض خطر قرار می گیرد. با توجه به اینکه هدف اصلی طرح ها و اقدامات کنترل سیلاب، کاهش میزان آسیب پذیری است، پیش از هر اقدامی لازم است بخش های آسیب پذیر شهر مشخص شود. از نگاه سیستمی، لازم است کلیه عواملی که در ایجاد رواناب های مسأله ساز شهری تأثیر دارد، شناسایی شود. هدف این پژوهش، دستیابی به شاخص های برنامه ریزی شهری مؤثر در ایجاد رواناب های سطحی شهر کرمان و همچنین، تهیه نقشه آسیب پذیری خطر مذکور است. روش به کار رفته در تحلیل معیارها، روش تحلیل سلسله مراتبی فازی است؛ ازاین رو در این پژوهش مناطق شهر کرمان با توجه به آمار بارندگی، اطلاعات فیزیولوژیکی موجود و سایر عوامل تأثیرگذار، مورد مطالعه قرار گرفت. برآورد ارتفاع و حجم رواناب با روش SCSکه در مقیاس زیرحوضه مورد استفاده قرار می گیرد، محاسبه شد. ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ نتایج به دست آمده از ﺑﺮآورد ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﺎرﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺑﺎرﻧﺪﮔﯽ مازاد در زیرحوضه ها با عنوان شماره منحنی، مورد تحلیل قرار گرفت. در نهایت نقشه های شماره منحنی رواناب با استفاده از ابزار ArcCN-Runofدر محیط ArcGISتهیه شد. نتایج کلی حاکی از تأثیر عوامل جوّی، انسانی و زمینی بر این رخداد بود که عوامل زمینی بیشترین تأثیر را داشته است. همچنین، نقشه پراکنش فضایی ارتفاع رواناب های مسأله ساز در سطح مناطق نشان داد که بخش های مرکزی شهر کرمان، بیشترین زمینه خطرپذیری رواناب را دارد.
کیفیت زندگی مفهومی پیچیده، چندبعدی و وابسته به زمان و مکان است. یکی از عوامل مکانی تأثیرگذار بر کیفیت زندگی، اندازه سکونتگاه می باشد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط میان اندازه شهر و کیفیت زندگی است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و با توجه به ماهیت هدف گذاری و ابزارهای دست یابی به اهداف، توصیفی- تحلیلی هست. محدوده موردمطالعه پژوهش، سکونتگاه های شهری دو استان گیلان و مازندران است. داده های عینی کیفیت زندگی از سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395 و داده های ذهنی کیفیت زندگی با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته استخراج شده است. برای تحلیل داده های پژوهش از تکنیک های آمار توصیفی و استنباطی شامل میانگین، انحراف معیار، آزمون T تک نمونه ای، تحلیل همبستگی و تحلیل مؤلفه های اصلی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که بعد عینی کیفیت زندگی شامل کیفیت مسکن، دسترسی به امکانات و خدمات، نرخ باسوادی و دسترسی به فرصت های شغلی دارای همبستگی مثبت و معنادار با اندازه شهر و بعد ذهنی کیفیت زندگی شامل آرامش، رضایت از زندگی، فرصت ها و وضعیت اجتماعی دارای همبستگی منفی معنادار با اندازه شهر است.
شناخت نابرابری ها و عدم تعادل ها در چارچوب محدوده های جغرافیایی مختلف از مهم ترین ابزارهای برنامه ریزی به شمار می رود. تحلیل و تعیین سطوح توسعه یافتگی مناطق از لحاظ امکانات و خدمات نسبت به یکدیگر، موجب شناخت نقاط ضعف و قوت، توان ها و کمبود های آنها و در نهایت توسعه متعادل و متوازن فضاهای جغرافیایی می گردد. رویکرد حاکم بر این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و از لحاظ هدف کاربردی و توسعه ای می باشد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل فضایی و سنجش توسعه یافتگی روستاهای شهرستان اشنویه به لحاظ برخورداری از شاخص های توسعه صورت گرفته است. جهت تعیین سطوح توسعه یافتگی سکونتگاههای روستایی شهرستان اشنویه از مدل های تاپسیس و تاکسونومی عددی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که در بین روستاهای شهرستان اشنویه از لحاظ سطح برخورداری از شاخص های توسعه و توزیع امکانات و خدمات ناهمگنی و عدم تعادل دیده می شود. نتایج نهایی سطح بندی روستاهای شهرستان اشنویه در پنج سطح توسعه، بسیار بالا، بالا، متوسط، پایین و بسیار پایین نشان می دهد که در سطح بسیار بالای توسعه چهار روستای آغبلاغ، نلیوان، سنگان و ده شمس بزرگ که 4.9 درصد روستاهای شهرستان اشنویه را شامل می شوند، در سطح بالای نیز 8 روستای را شامل می شود که 9.9 درصد روستاهای شهرستان اشنویه را تشکیل می دهند، در سطح متوسط توسعه تعداد 10 روستا با 12.3 درصد کل روستاها قرار دارند، در سطح پایین توسعه که 24 روستا را شامل می شود، درصد روستاها در این سطح توسعه 43.2 می باشد، بیشترین تعداد روستا با 35 در سطح بسیار پایین توسعه که 43.2 درصد کل روستاها را شامل می شود، قرار دارند.
در این مقاله، روش جدیدی برای مدل سازی کمی آثار سلامت محیط ناشی از سناریوهای ترافیکی پیشنهاد شده است. برای این منظور، دو مدل مبتنی بر سیستم های استنتاج فازی سلسله مراتبی عرضه شده است. در توسعة مدل مورد استفاده برای ارزیابی تأثیر سیستم حمل و نقل در غلظت ذرات معلق، از داده های مربوط به یک مدل پراکنش استفاده شده است. مدل رگرسیون کاربری اراضی فازی 1حاصل افزون بر مزایایی همچون امکان مدل سازی تغییرات غلظت آلاینده با رزولوشن بالا، حجم پردازش مناسب و لحاظ کردن برهمکنش میان انتشار و فرایندهای آب وهوایی، امکان استفاده از داده های توصیفی و غیرقطعی را نیز دارد. برای توسعة مدل مورد استفاده در ارزیابی تأثیر غلظت ذرات معلق ناشی از ترافیک در سلامت، از یک متریک حاصل از مطالعات اپیدمیولوژیک استفاده شده است. مدل پیشنهادی قابلیت های متریک مذکور را، با ایجاد امکان مدل سازی عدم قطعیت ارتباط میان پارامترها و عدم قطعیت مقادیر پارامترها، بهبود داده است. برای افزایش کارآیی هر دو مدل، از ساختار سلسله مراتبی مبتنی بر مسئله و تولید و تنظیم هم زمان توابع عضویت و مجموعة قواعد ازطریق یادگیری استفاده شده است. برای بررسی کارآیی روش پیشنهادی، تأثیر سه سناریوی ترافیکی در سلامت محیطی در شهر اصفهان ارزیابی شده است. از میان سناریوهای یادشده، طرح مناطق کم انتشار و طرح زوج و فرد، به ترتیب، بیشترین و کمترین مزایای مرتبط با سلامت محیطی را دارند. نتایج حاصل نشان می دهد روش پیشنهادی برای ارزیابی سلامت محیطی، در مقایسه با روش های مشابه، دقت و کارآیی مطلوبی دارد.
افزایش روزافزون وسایل نقلیه باعث شده تا در کلان شهر تهران گرایش به استفاده از موتورسیکلت به شدت رواج یابد. به همراه رشد استفاده از این وسیله نقلیه، تصادفات و تلفات ناشی از آن نیز افزایش یافته و امروزه رانندگان موتورسیکلت از جمله آسیب پذیرترین کاربران ترافیک به شمار می آیند. در این پژوهش سعی شده تا با شناسایی نقاط حادثه خیز تصادفات موتورسیکلت سواران، گامی مؤثر در کاهش تصادفات این دسته از کاربران ترافیک برداشته شود. به همین منظور، ابتدا نقاط وقوع تصادفات موتورسیکلت سواران در سال (۱۳۹۴) در سطح منطقه (۶) شهر تهران از کروکی های پلیس راهور تهران استخراج و در یک بانک اطلاعاتی جمع بندی شد که در مجموع (۱۲۹۸) مورد تصادف در این منطقه ثبت شده است. از این میان تعداد (۳۱۴) مورد تصادفات خسارتی و (۹۸۴) مورد نیز تصادفات جرحی و فوتی بوده است. برای بررسی فراوانی و شدت تصادفات و اولویت بندی آن ها از تابع تراکم کرنل، شاخص نزدیک ترین همسایه، شاخص موران و ضریب گری (آماره عمومی G) استفاده شده است. نتایج نشان می دهد نواحی میدان انقلاب، تقاطع بلوار کشاورز به سمت خیابان (۱۶) آذر، تقاطع بلوار کشاورز به سمت خیابان فلسطین، تقاطع (۱۶) آذر به سمت خیابان پورسینا، تقاطع کریمخان-حافظ، خیابان رودسر، تقاطع زرتشت-ولیعصر، تقاطع مفتح-طالقانی، تقاطع مفتح-سمیه، میدان هفت تیر، تقاطع میرزای شیرازی-بهشتی و تقاطع خالد اسلامبولی-بهشتی، هم از حیث فراوانی تصادفات موتورسیکلت و هم شدت تصادفات منجر به فوت و جرح، در ردیف حادثه خیزترین مناطق پرخطر با تراکم خیلی زیاد در منطقه (۶) هستند.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ویژگی های فردی و تنبلی اجتماعی جوانان روستایی استان ایلام بود، که به روش توصیفی- همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش جوانان روستایی استان ایلام (62786 نفر) بودند که از آن میان، بر اساس جدول کرجسی- مورگان، 370 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب، مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای بود که روایی آن، با استفاده از دیدگاه سه نفر از اعضای هیئت علمی گروه کارآفرینی و توسعه روستایی دانشگاه ایلام تأیید شد؛ همچنین، پایایی پرسشنامه با محاسبه آلفای کرونباخ (آلفای تنبلی اجتماعی 862/0 و آلفای ویژگی های روان شناختی 884/0)، مناسب تشخیص داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-19 انجام گرفت؛ و بدین منظور، از ضریب همبستگی، رگرسیون و آزمون های T و F استفاده شد. بر اساس نتایج رگرسیون، متغیرهای مسئولیت پذیری، روان رنجوری و محل سکونت هفده درصد واریانس تنبلی اجتماعی را تبیین کردند. بنابراین، پیشنهاد می شود که در راستای افزایش سلامت روان جامعه، دانشگاه علوم پژشکی و سازمان بهزیستی استان به راه اندازی و افزایش درمانگاه های مشاوره ای روان شناسی در مناطق روستایی استان ایلام بپردازند.
مقدمه : رشد هوشمند رویکردی برای توسعه پایدار شهری است که مسائل و مشکلات حاصل از گسترش پراکنده رویی شهری مناطق کلان شهرها را مهار می کند. این رویکرد با سیاست های سطح خرد و کلان، برابری اجتماعی و عدالت محیطی را تقویت می کند، علاوه بر این، جنبه های پایداری را نیز موردبحث قرار می دهد. داده و روش : روش پژوهش از لحاظ نوع توصیفی-تحلیلی و از لحاظ ماهیت کاربردی است. روش گرداوری داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی است. جامعه آماری جمعیت ساکن منطقه 12 شهر تهران (241475 نفر) است که حجم نمونه برابر با 400 نفر مشخص شد. متغیرهای پژوهش شامل رشد هوشمند شهری در 10 مؤلفه و توسعه پایدار اجتماعی در 8 مؤلفه بوده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های گرایش به مرکز (میانگین) و پراکندگی (انحراف معیار و ضریب پراکندگی) و مدل سازی معادلات ساختاری از رویکرد حداقل مربعات جزئی(PLS) استفاده شده است. یافته ها : یافته ها حاصل از آمار توصیفی از طریق شاخص های گرایش به مرکز و پراکندگی نشان داد که نمره متغیر رشد هوشمند شهری در بین دامنه 51/2 تا 5/3 یعنی تا حدودی مطلوب قرار دارد. همچنین نمره متغیر توسعه پایدار اجتماعی همراه با تمام مؤلفه های آن بر اساس طیف 5 سطحی در بین دامنه 51/2 تا 5/3 یعنی تا حدودی مطلوب قرار دارد. همچنین نتایج در بخش اثرگذاری متغیرهای مستقل بر وابسته با توجه به مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که اثر رشد هوشمند شهری بر توسعه پایدار اجتماعی در سطح ضریب معناداری 005/1 و میزان سطح معناداری315/0 معنا دار نیست. نتیجه گیری : بنابراین برای دست یابی به توسعه پایدار اجتماعی منطقه 12 شهر تهران، باید استراتژی رشد هوشمند را به عنوان راهبرد اصلی در انتظام بخشی به شکل پایدار شهری قرار داد.
سنجش و تعیین سطح توسعه یافتگی به عنوان یکی از مهم ترین مسائل برنامه ریزی کشورها می باشد، به نحوی که از دهه 1990 غالب کشورها به بازنگری وضعیت خود در این خصوص پرداخته اند. بنابراین، در پژوهش حاضر به منظور تعیین سطح توسعه یافتگی استان های کشور از هفت شاخص؛ امید به زندگی، سرانه تولید ناخالص، سطح زیرکشت، سطح سواد، وضعیت اشتغال، دسترسی به امکانات آموزشی و دسترسی به آب آشامیدنی با استفاده از مدل کمی موریس و نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)، استفاده شده است. طبق نتایج به دست آمده از تحلیل شاخص های مذکور، استان های تهران، فارس و اصفهان به ترتیب با ضریب توسعه موریس 62/78، 38/70 و 69 دارای بالاترین سطح توسعه از نقطه نظر شاخص های توسعه و استان های هرمزگان، کهکیلویه و بویراحمد و سیستان و بلوچستان به ترتیب با ضریب توسعه موریس 87/40، 66/33 و 62/3 دارای پایین ترین سطح توسعه در بین استان های کشور می باشند. همچنین با استفاده از نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)، پهنه بندی و توزیع فضایی درجه توسعه یافتگی استان های کشور نمایش داده شده است.
مراکز شهری در ایران نه تنها از تحولات مدرنیته به دور نبوده اند بلکه بیشترین میزان تحولات و مسائل شهری را به خود دیده اند. امروزه محدوده مرکزی شهر زنجان با مسائل و مشکلات عدیده ای از جمله تمرکز و اختلاط بی برنامه انواع کاربری ها، آلودگی صوتی و ازدحام جمعیت، کمبود فضاها و سرانه های خدمات عمومی و وجود ترافیک در ساختار فضایی _کالبدی خود مواجهه می باشد. وجود پیوندهای چند سویه بین قابلیت ها و محدودیت های محدوده مرکزی شهر زنجان با نگاهی به وضعیت ناخواسته موجود، اندیشه ای است که موانع بهبود وضعیت این محدوده به چالش می کشد. هدف از پژوهش حاضر تحلیل ساختار فضایی _ کالبدی محدوده مرکزی شهر زنجان با رویکرد تفکر راهبردی می باشد. روش پژوهش توصیفی _ تحلیلی و روش جمع آوری اطلاعات با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و میدانی بوده است. مشاهده و استفاده از پرسشنامه از روش های میدانی مورد استفاده می باشند. تعداد نمونه آماری مورد بررسی برای تکمیل پرسشنامه شامل 153 نفر از شهروندان زنجانی می گردد. نتایج پژوهش نشان می دهد مسائل و مشکلات ساختار فضایی _ کالبدی محدوده مرکز شهر زنجان در ارتباط با امکان تحقق منافع حاصل از فرصت های راهبردی مفهوم می یابند. میزان تلاش مورد نیاز برای رفع هر کدام از مسائل و مشکلات با توجه به میزان پیچیدگی هر یک از مسائل و مشکلات می باشد. با تحقق منافع حاصل از فرصت های راهبردی محدوده مرکزی شهر زنجان به عنوان مکانی مطلوب که حداکثر توان های خود را عرضه می دارد، تولدی مجدد خواهد یافت.