یکی از مهم ترین هدف های هر جامعه ای برقراری عدالت اجتماعی و رفاه اجتماعی است که توزیع عادلانه امکانات و به دنبال آن کاهش فقر یک بعد مهم آن را شامل می شود. برای دستیابی به اهداف فوق در هر جامعه ای نیاز به شناخت میزان رفاه اجتماعی و نابرابری میان نواحی مختلف می باشد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی- توسعه ای و روش بررسی آن توصیفی- تحلیلی است و در آن ارزیابی فقر در شهرهای استان آذربایجان غربی به وسیله 17 شاخص انجام شده است. تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش با استفاده از مدل TOPSIS و مدل ضریب پراکندگی(CV) صورت گرفته و برای آزمون فرضیات از نرم افزار SPSS استفاده شده است. تعیین وزن شاخص ها بر اساس نظرات 20 نفر از کارشناسان حوزه شهری و منطقه ای صورت گرفت. بر این اساس هر یک از نقاط شهری استان از نظر شاخص های مورد نظر رتبه بندی و سطح بندی شده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در مجموع شهر های آذربایجان غربی از نظر فقر شهری با سطح توسعه یافتگی فاصله دارند و از نظر توسعه یافتگی میان آن ها عدم تعادل و ناهمگونی و به عبارت دیگر «شکاف طبقاتی» وجود دارد. همچنین، توسعه یافتگی شهرستان های آذربایجان غربی، با میزان جمعیت و به خصوص جمعیت شهری آن ها ارتباط بالایی دارد. به منظور حذف و یا کاهش شکاف طبقاتی و فقر و نابرابری شهری و همچنین ایجاد تعادل در زمینه توسعه در درازمدت، شهرستان های آذربایجان غربی رتبه بندی شده اند که در خاتمه پیشنهاداتی جهت بهبود وضعیت موجود ارایه شده است که نیازمند توجه جدی مدیران و برنامه ریزان شهری و منطقه ای است.
آبکندها نوع توسعه یافته فرسایش آبی بوده، که تحت تاثیر عوامل طبیعی و انسانی در اثر عدم تعادل در حوضه آبخیز بوجود می آید. این شکل فرسایش می تواند به سکونتگاههای روستایی و تاسیسات زیر بنایی خسارات فراوان و جبران ناپذیری را وارد سازد. منطقه تحقیق در شمال استان خوزستان در شهرستان شوشتر می باشد. هدف این تحقیق، شناسایی سکونتگاه های روستایی در معرض خطر با به کارگیری مدل تلفیقی FUZY-AHP )فازی- پایگانی (است. بر این اساس نه لایه موثر در وقوع آبکندها که شامل لایه های طبیعی و انسانی را درسامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) با استفاده از نرم افزار ArcGIS 10.1 آماده سازی می گردد. سپس با استفاده از مدل تلفیقی فازی-پایگانی نقشه نهایی پهنه بندی خطر آبکندها تهیه و طبقه بندی گردید. نتایج بدست آمده با مشاهدات میدانی و نتایج مطالعات قبلی به دقت ارزیابی گردیده است. نتایج نشان داد که مناطق بسیار پرخطر(09/400 کیلومتر مربع) و پرخطر ( 71/731 کیلومتر مربع) در مجموع بالغ بر 66 درصد از کل سطح حوضه را شامل گردید. این عرصه ها در منطقه، شامل 92 سکونتگاه با جمعیتی برابر با 33463 نفر بوده و تراکم جمعیتی برابر با 1/51 نفر در کیلومتر مربع را شامل گردیده است.
وفاداری به مقصد به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات در تحقیقات گردشگری مطرح شده است. تحلیل وفاداری گردشگری یک مسئله مهم در مدیریت گردشگری است. اﻫﻤﯿﺖ درک، ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ و ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻧﯿﺎت ﮔﺮدﺷﮕﺮان ﺑﺮای ﻣﻘﺎﺻﺪ ﺧﺎص ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺤﻘﻘﺎن ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﻔﻬﻮم وﻓﺎداری ﻣﻘﺼﺪ ﺳﻮق ﯾﺎﺑﻨﺪ. ﺑﺮای ﻣﻮﻓﻘیﺖ در زﻣیﻨﻪ ﮔﺮدﺷﮕﺮی ﺑﺎیﺪ ﮔﺮدﺷﮕﺮان و رﻓﺘﺎرﻫﺎی آﻧﻬﺎ را در ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻗﺮار دﻫیﻢ. ﺑﺮای ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎی اﻣﺮوزی رﺿﺎﯾﺘﻤﻨﺪی ﻣﺸﺘﺮی ﮐﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن راﺿﯽﺷﺎن وﻓﺎدار ﻫﺴﺘﻨﺪ. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی و تحلیل میزان وفاداری گردشگران شهر شیراز است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، توصیفی از نوع پیمایشی است. اطلاعات ﻣﻮرد ﻧیﺎز ﺑﺮ اﺳﺎس روش اﺳﻨﺎدی و ﻣیﺪاﻧی (ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ) ﺗﻬیﻪ ﺷﺪه است. جامعه آماری تحقیق، گردشگران بازدید کننده از شهر شیراز در سال 1398 است. جهت محاسبه حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که بر اساس آن، حجم نمونه معادل 384 نفر برآورد گردید و برای توزیع پرسشنامه از شیوه تصادفی ساده استفاده شد. داده های ﮔﺮدآوری ﺷﺪه ﺑﺮ اﺳﺎس روش ﻫﺎی آﻣﺎر ﺗﻮﺻیﻔی و اﺳﺘﻨﺒﺎﻃی ﻣﻮرد ﭘﺮدازش ﻗﺮارﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ.
فرونشست سطح زمین در اثر استخراج بی رویه از منابع آب زیرزمینی، یکی از رویدادهایی است که در ایران به وفور مشاهده شده است. با توجه به استخراج بی رویه منابع آب زیرزمینی در کشور، متاسفانه روزبهروز استان های بیشتری دچار فرونشست زمین شده یا در معرض خطر فرونشست زمین قرار می گیرند دشت کبودرآهنگ همدان غنی ترین دشت استان همدان از نظر دارا بودن منابع آب زیرزمینی می باشد اما متاسفانه در 30 سال اخیر به علت برداشت بیش از حد از آب های زیرزمینی به منظور تامین نیازهای کشاورزی و صنعتی و عدموجود نظارت کافی بر این مسئله، به شدت با افت سطح آب های زیرزمینی مواجه شده است که سبب بروز فرونشست و البته وقوع فروچاله ها در شهر کبودرآهنگ شده است. هدف از انجام این پژوهش شناسایی مناطق مستعد وقوع فروچاله با بررسی نرخ فرونشست جهت پیشگیری و کاهش آسیب های ناشی از آن می باشد.با نتایج پردازش بدست آمده به کمک شش سری تصاویر راداری ماهواره SENTINEL-1در بازه زمانی سال 2017 الی 2018 با استفاده از نرم افزار SNAPنرخ فرونشست بدست آمده است و براساس نرخ بدست آمده نواحی پرخطر و مستعد وقوع فروچاله شناسایی شده است. نتایج این بررسی نشان می دهد که در بازه یک ساله به میزان 5/14 سانتی متر محدوده مورد مطالعه فرونشست داشته است، که این فرونشست به طور جزئی بیشتر در مناطق کردآباد، نوآباد، کبودرآهنگ، فامنین و به طور کلی در دشت فامنین، کبودرآهنگ، قهاوند و اطراف همدان اتفاق افتاده است. که این نتایج می تواند خبر وقوع خطر فروچاله ها در این مناطق را بدهد.نتایج نهایی در مجموع فرونشست حدود 5/14 سانتی متر در محدوده را نشان می دهد که بیشتر این فرونشست ها در اطراف مناطق شهری و نزدیک به مناطق مسکونی اتفاق افتاده است که این عامل می تواند خبر از وقوع فاجعه ای انسانی قریب به وقوع را در استان همدان به خصوص دشت کبودرآهنگ را بدهد.
در سال 1386 طرح مسکن مهر در قالب یکی از سیاست های کلیدی دولت برای بخش ساختمان و مسکن به کار برده شد. طرح مسکن مهر با مشخصه اصلی حذف قیمت مسکن، بزرگ ترین طرح ملی در حوزه مسکن است که با تدبیر دولت و بر اساس قانون اساسی به منظور کمک به تأمین مسکن اقشار هدف (دهک های درآمدی پایین و میانی) طراحی شده است. با وجود گذشت چیزی حدود یک دهه از پروژه مسکن مهر، اهدافی که برای مسکن مهر در نظر گرفته شده بود به آن دست نیافته اند و مسائل چالش برانگیزی در این پروژه به وجود آمده است. پروژه مسکن مهر، بزرگترین طرح ملی مسکن می باشد که به علت گستردگی طرح و نو بودن آن نیاز به بررسی نتایج حاصل از این تجربه احساس می شود. از این رو هدف اصلی این مقاله ارزیابی میزان رضایت مندی ساکنان از مجتمع های مسکن مهر شهر نورآباد در ابعاد میزان دسترسی ها، کیفیت محلات در مسکن مهر، استحکام و زیبایی، میزان ازدحام و شلوغی و همچنین امکانات اولیه است. روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی و ابزار جمع اوری اطلاعات شامل مطالعات اسنادی و پیمایشی از طریق توزیع پرسشنامه و مصاحبه با ساکنان می باشد. جامعه آماری این پژوهش ساکنان مسکن مهر نورآباد و روش نمونه گیری با توجه به محدودیت افراد، به صورت تصادفی انجام گرفته است و از میان 255 خانوار اسکان یافته تا تاریخ 31/3/1395 تعداد 180 خانوار با مراجعه نگارندگان درب منازل پاسخ دهندگان مورد پرسش قرارگرفته اند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SMART-PLS و SPSS انجام شد که نتایج نشان داد که رضایتمندی ساکنین مسکن مهر در ابعاد دسترسی و استحکام و زیبایی در سطح متوسطی قرار دارد و رضایتمندی از ابعاد کیفیت درون محله ای، ازدحام و امکانات اولیه از سطح متوسط پایین تر است. همچنین، بین رضایتمندی از مسکن مهر و مؤلفه های آن رابطه معنادار و مستقیمی وجود دارد.
University autonomy and accountability have been playing such a vital role in all aspects of university governance that their importance cannot be over emphasized. Autonomy can be defined as “the right of a group of people to govern itself or to organize its own activities” and being autonomous means “being independent and having the power to make your own decisions”. On the other hand, accountability means being responsible for decisions or actions and being required or expected to justify them. The purpose of this study is to examine and assess the degree and sufficiency of university autonomy in the four area of institutional, financial, staff, and academic and also the degree of accountability of universities to their external stakeholders. The instrument for gathering data was a researcher-made questionnaire with a five- point Likert scale and its calculated Alpha was above ./70. This means that the instrument was reliable. Data were obtained randomly from university managers at Islamic Azad University branches in Qazvin province. The data were analyzed using percentage and five-point Likert scale to objectively determine the degree of accountability and the sufficiency of the university autonomy for good governance of their branches at the four area of autonomy from the view point of university chancellors, vice-chancellors, Dean and Head of the Departments. The analysis of data in relation to research questions were investigated, using one-sample t-test by means of version 18 of SPSS software. The findings indicate that the degree of autonomy in the four area is not sufficient to govern the university well and the University administrators suggest that granting more autonomy from the central administration of Islamic Azad University and Ministry of Science, Technology and Research to the university branches may hold them to be more accountable to internal and external stakeholders.
با توسعه شهرها و افزایش جمعیت، چالش های بسیاری ایجادشده که از مهم ترین آن ها، حمل ونقل شهری است. عدم توانایی مدیریت شهری سنتی در حل این چالش، منجر به مطرح شدن رویکردهای مختلفی از جمله حمل ونقل هوشمند شد. اتخاذ و اجرای چنین رویکردی در کلان شهرها، نیازمند تغییر رویکرد مدیریتی است که مدیریت یکپارچه شهری به عنوان مهم ترین آن ها شناخته می شود. هدف این تحقیق، بررسی وضعیت مدیریت یکپارچه شهری و سپس تأثیر آن در تحقق حمل ونقل هوشمند در شهر زاهدان است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها به صورت میدانی از طریق ابزار پرسش نامه است. روایی ابزار مشخص و پایایی آن نیز با آلفای کرونباخ بیشتر از 70/0 تأیید شد. جامعه آماری تحقیق را کارشناسان شهری در شهر زاهدان تشکیل داده اند. حجم نمونه برابر با 100 نفر تعیین شد. نتیجه آزمون نشان می دهد که متغیرهای مدیریت یکپارچه شهری در سطح کمتر از 05/0 معنادار هستند. از نظر جامعه آماری، 7 متغیر حکمروایی خوب، همپایایی، وحدت فرماندهی شهری، بسترسازی، تعامل، ساختار تشکیلاتی و دیدگاه سیستمی، وضعیت مناسبی نداشته و این شرایط سبب شده که شاخص مدیریت یکپارچه شهری در شهر زاهدان شرایط مطلوبی نداشته باشد. همچنین بررسی معناداری آزمون نشان می دهد که 5 متغیر حمل ونقل هوشمند یعنی نظارت هوشمند، پرداخت هوشمند، ثبت تخلف هوشمند، اطلاع رسانی هوشمند و مدیریت مکانیزه ناوگان در سطح کمتر از 05/0 معنادار هستند. جهت معناداری، نشانگر وضعیت نامناسب شاخص حمل ونقل هوشمند در شهر زاهدان است. تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای مدیریت یکپارچه شهری می توانند بیش از 68 درصد در تحقق حمل ونقل هوشمند تأثیرگذار باشند و 32 درصد به عوامل دیگر وابسته هستند. متغیر حکمروایی خوب با 12 درصد و سپس دیدگاه سیستمی با 11 درصد، بیشترین تأثیر را در این زمینه دارد. واژگان کلیدی: مدیریت یکپارچه، حمل ونقل هوشمند شهری، زاهدان.
تعیین میزان رشد بهینه مخارج و اندازه دولت و اثر آن برمتغیرهای کلان اقتصادی یکی از موضوعات مهم در حوزه اقتصاد بخش عمومی می باشد . افزایش مخارج دولت برمتغیر های اقتصادی تاثیر گذار بوده و می تواند منجر به افزایش تولید و اشتغال گرددد.هدف این نحقیق بررسی عوامل موثر بر اندازه بهینه دولت در اقتصاد ایران و اثر ان براشتغال بخش کشاورزی می باشد. در این تحقیق ابتدا با استفاده از روش کنترل بهینه پویا نرخ رشد بهینه برای اندازه دولت براورد گردید. در ادامه اثر اندازه بهینه دولت بر اشتغال بخش کشاورزی با روشARDL و استفاده از نرم افزار Eviews مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از براورد معادله نشان می دهد در وضعیت موجود روند مخارج دولت ، متغیر اندازه دولت هم درکوتاه مدت و هم در بلند مدت اثر منفی و معنادار براشتغال بخش کشاورزی داشته است . اما اثر اندازه دولت در حالت بهینه ، اثر مثبت بر اشتغال بخش کشاورزی می باشد .به عبارتی حرکت به سمت اندازه بهینه دولت دراقتصاد ایران اثر گذاری بیشتری بر اشتغال بخش کشاورزی خواهد داشت . بنا براین باید دراعمال سیاست مالی موضوع بهبنگی در سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد.
Among the various factors that can affect the urban sustainable development, are tourism and the consequences of it. So that a comprehensive review of the impact of tourism development in an urban area, requires to examine it in terms of sustainable urban development. In this regard, the paper aims to identify and analyze the obstacles to the sustainable development of tourism in the coastal city of Tonekabon. The method of this study is descriptive-analytical and data collection was carried out by a questionnaire. Using Cochran formula, samples are obtained from 323 household caregivers in Tonekabon, who were selected randomly. In order to assess the obstacles to the sustainable development of tourism in the coastal city of Tonekabon, using the factor analysis, 38 variables in four dimensions of sustainable development (economic, social, environmental and physical) were tested. Finally, constraints were classified into seven factors separately, the results show: Stability obstacles accounted to 74.75% of the total variance and the physical-environmental dimension accounted to 16.12% of eigenvalue variance to be known as the main obstacle. Also, the results for rotation of the factors by the Varimax method show that out of the 38 variables entered in the exploratory factor analysis, only 25 variables with a factor load above 4% remained.
فضاهای گردشگری به عنوان زیر مجموعه ای از شهر، جمعیت وابسته ای را به دنبال خود دارند که در برابر بحران های انسانی و طبیعی بسیار آسیب پذیر هستند. برنامه ریزی برای خدمات و تسهیلات فضاهای گذران اوقات فراغت وگردشگری و مدیریت آنها در میزان اثر بخشی آنها تأثیر به سزایی دارد. توجه به توزیع میزان آسیب پذیری و خطرات انسانی و طبیعی در فضاهای گردشگری شهری، یکی از راهکارهای بسیار مهمی است که می تواند به تأمین امنیت بهینه گردشگران کمک نماید. چراکه امنیت و گردشگری، پارامترهای یک معادله هستند که نسبت مستقیم با هم دارند. در واقع همان طور که یکی از عوامل مهم توسعه گردشگری وجود امنیت است، اصولاً تا امنیت برقرار نباشد سفری شکل نخواهد گرفت و سخن گفتن از گردشگری بیهوده خواهد بود. بااین وجوددراین تحقیق عواملی که بررضایت شهروندان ازامنیت فضاهای گردشگری شهرتهران موثراست راموردبررسی قرارمی دهد. پژوهش مذکور در مقطع زمانی سال 1395 انجام شده است. نوع پژوهش کاربردی و روش آن توصیفی، پیمایشی می باشد. اطلاعات جمع آوری شده از طریق روش گردآوری اطلاعات میدانی، کتابخانه ای و توصیفی بدست آمده است. حجم نمونه با استفاده از جدول مدل تصمیم گیری "کرجسی ومورگان"، 384 نفر تعیین گردیده است. اعضای نمونه به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه و استفاده از بانک های اطلاعاتی سایت های اینترنتی می باشد. پرسشنامه ها بین گردشگران کلان شهرتهران که درفضاهای تفریحی وگردشگری درحال گشت وگذاربوده اند، توزیع و تکمیل شده است. اطلاعات و داده های پژوهش با استفاده از پ رسشنامه ای که پایایی آن توسط ضریب آلف ای کرونباخ 70/0 و روایی آن توسط اعتبار محتوی تأیید شده، جمع آوری گردیده است. برای بررسی فرضیه ها ازآزمون ناپارامتری دوجمله ای استفاده شده است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از طریق نرم افزار spss می باشد.
مقابله با مخاطرات طبیعی و جلوگیری از آسیب های ناشی از آن ها یکی از پراهمیت ترین چالش ها در تمامی کشورها مخصوصاً کشورهایی که ازلحاظ جغرافیایی بیشتر در معرض مخاطرات طبیعی هستند است و کشورها دائم در حال پیدا کردن راهی برای مقابله بهتر و پیشگیری از این مخاطرات هستند.
در این پژوهش برای گردآوری داده از روش های کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است و با استفاده از روش توصیفی از نوع علی به دنبال بررسی تأثیر توسعه دانش و فناوری کاهش خطرپذیری زلزله بر مدیریت بحران است که در ابتدا مقدمه ای در رابطه با خطرپذیری گفته شده، سپس به تعاریف متغیرها و مبانی نظری مرتبط با مدیریت بحران و خطرپذیری و عواملی که بر خطرپذیری مؤثر است پرداخته شده است.
پیشینه ها و نقاط افتراق و اشتراک تحقیقات قبلی با پژوهش حاضر بررسی شده است و با استفاده از آزمون های همبستگی و رگرسیون فرضیه های اصلی و فرعی تحقیق بررسی و تحلیل شد.
در پایان می توان نتیجه گرفت با توسعه دانش و فناوری کاهش خطرپذیری می توان سطح و کیفیت مدیریت بحران را بالا برده و در برابر آسیب های زلزله مقاوم تر شد. همچنین توسعه خطرپذیری موجب می شود از به وجود آمدن بحران در مواقعی که زلزله رخ می دهد جلوگیری کرده و تلفات جانی و آسیب های مالی را کاهش داد.
نتایج به دست آمده از تحلیل فرضیه فرعی اول نشان می دهد توسعه دانش و فناوری کاهش خطرپذیری باعث آمادگی بیشتر و بهتر در برابر زلزله و همچنین اطلاع سریع تر از وقوع زلزله خواهد شد. با تحلیل فرضیه فرعی دوم نیز مشخص شد که توسعه دانش و فناوری کاهش خطرپذیری باعث مقابله بهتر در زمان وقوع زلزله و جلوگیری از تبدیل شدن آن به بحران خواهد شد و همچنین باعث کاهش تلفات و رسیدگی بهتر تیم های امدادی می شود. با تحلیل فرضیه فرعی سوم نیز مشخص شد که توسعه دانش و فناوری کاهش خطرپذیری زلزله موجب بالا رفتن کیفیت اقدامات بازسازی و بازتوانی و همچنین بالا رفتن سرعت برگشت جامعه به حالت قبل از وقوع حادثه می شود.
دمای هوا معمولا با افزایش ارتفاع کاهش می یابد و حالتیکه با افزایش ارتفاع، دما افزایش می یابد؛ وارونگی دما[1] می نامند.شهر اهواز، مرکز استان خوزستان، از نظر آلودگی هوا، جزء7 شهر آلوده کشور است. تشدید پدیده وارونگی دما در این شهر موجبِ افزایش پایداری جوّ و تجمّع موادَّ آلاینده در لایه پایینی هوای سطح شهر می شود. خطرات ناشی ازتجمع این آلایندها ما را برآن داشت تا به بررسی وضعیت اقلیمی موثربرآلودگی هوای شهراهوازبپردازیم.تحقیق حاضربامطالعه عناصراقلیمی دوره آماری 55 ساله وتفسیرنقشه های هوای سطح زمین وسطح 500 میلی بار به منظور بررسی اثر وارونگی دما در روند آلودگی هوای شهر اهوازانجام گرفته است.نتایج این تحقیق نشان میدهد که بیشینه شدّت وارونگی دما دلیل پایداری هوا وتجمع مواد آلاینده در سطح زمین است که در شهراهوازاین پدیده عمدتا" درفصل گرم سال رخ میدهد.ارائه راهکارهائی چون گاز سوز کردن خودروها، ایجاد فضای سبز، پایش گازهای خروجی اگزوزها و دودکشهای صنایع و نیز آمایش سرزمین در کنترل و کاهش آلودگی هوا می تواند گام موثری در مسیر توسعه درخُور و ماندگار باشد
مطالعه حاضر طبق روش تحقیق توصیفی- تحلیلی با هدف کاربردی-توسعه ای نوشته شده است. پس از تجزیه و تحلیل آماری و کمی برای شناسایی استراتژی ها ، از روش کیفی مطابق با روش زنجیره - ترکیبی استفاده شد. مطالعات میدانی با مصاحبه های هدفمند ، تهیه برنامه ها و تصویربرداری انجام شد. پرسشنامه محقق ساخته در دو مرحله به جامعه آماری ارسال شد. پس از جمع آوری پرسشنامه ها ، با استفاده از تکنیک دلفی فازی ، در دو مرحله تأیید شد. سپس با مدلسازی معادلات ساختاری در نرم افزار SmartPLS ، اهمیت معیارها تأیید شد. سپس با استفاده از مدل BWM ، معیارها در نرم افزار SPSS و Matlab رتبه بندی شدند. در نتیجه ، ضریب امنیتی با نمره 0.436 رتبه اول ، ضریب حفظ حریم فضایی با نمره 0.321 رتبه دوم و وجود امکانات لازم برای تعاملات اجتماعی با امتیاز 0.243 در رتبه سوم قرار گرفت.
یکی از اصول اساسی زیست پذیری ایجاد جامع قابل سکونت و امن برای شهروندان است که امکان دسترسی به مسکن مناسب را در سطح تراز اول زیست پذیری قرار داده است. مسکن یکی از اصلی ترین فضاهای سیستم شهری به حساب آمده که زیست پذیری آن همسو با زیست پذیری شهری است. مسکن زیست پذیر که زیربنای پایداری شهری محسوب می شود مستقیماً با ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی، مدیریتی و زیست محیطی در ارتباط است. هدف پژوهش تدوین الگوی مناسب مسکن زیست پذیر محلات کلان شهر کرج است. تفاوت مطالعه حاضر با سایر پژوهش های زیست پذیری در پرداخت ویژه به مسکن از بعد زیست پذیری و همچنین ارائه الگویی مناسب در این زمینه است. جامعه آماری پژوهش کلان شهر کرج و سایر کلان شهرها با قابلیت تعمیم نتایج است. منبع داده ها متغیرهای مستخرج از مطالعات به روش تحلیل محتوا، روش دلفی و نظرسنجی از کارشناسان است. متغیرها در قالب 5 بعد، 24 شاخص و 75 زیر شاخص می باشند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از فرایند آینده نگاری و مدل تحلیل ساختاری تأثیرات متقابل در نرم افزار MICMAC صورت گرفته است. از مزیت های این روش می توان به امکان ارائه موقعیت و تأثیرات دقیق مؤلفه ها در الگوی پیشنهادی اشاره کرد که این امر امکان ترسیم شماتیک الگو را نیز فراهم می آورد. یافته ها حاکی از آن است الگوی مسکن زیست پذیر تلفیقی از عناصر در ابعاد 5 گانه در سطح خرد با سه سطح تأثیر (زیاد، متوسط، کم)تشکیل شده است. هر کدام از سطوح در الگو عناصر و زیرشاخص هایی را در بر می گیرند که می تواند راهگشای بسیاری از مشکلات موجود در حوزه مسکن باشد. یافته های ارزش شناسی الگو با میانگین 4.8 از 5 نشان می دهد که الگو توانسته ابعاد مختلف مسئله را شناخته و در نظر داشته باشد و این امر بیانگر این است که الگو به خوبی تدوین شده است و قدرت تبیین کنندگی و قابلیت تعمیم آن بالا است.
امروزه روند گردشگری از شکل انبوه به الگوه های فرد گرایانه تغییر یافته است و گردشگران به انعطاف پذیری و تجارت معنادار اولویت بیشتری می دهند؛ گردشگری خلاق مبحثی جدید و مورد توجه در حوزه گردشگری است و نقشی اساسی در رشد و توسعه گردشگری دارد؛ گردشگری خلاق نوعی گردشگری است با تأثر کامل از حوزه های فرهنگی یک جامعه است؛ در همین راستا؛ مقاله حاضر به ارزیابی قابلیت های شهر خلاق اصفهان جهت گردشگری فرهنگی پرداخته است؛ روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی؛ اسنادی؛ تحلیلی و پیمایشی و نوع آن کاربری - توسعه ای است؛ اطلاعات به دو صورت اسنادی و پیمایشی(پرسشنامه و مصاحبه) جمع آوری شده است؛ جامعه آماری این پژوهش دو گروه جداگانه را شامل می شوند؛ گروه اول شامل گردشگران خارجی شهر اصفهان، که در سال 1397 حدوداً 360000 نفر می باشد؛ گروه دوم؛ شامل کارشناسان؛ خبرگان و متخصصان صنعت گردشگری در سازمان ها و دانشگاه های مختلف شهر اصفهان برابر 50 نفر محاسبه و داده های حاصل از آن با استفاده از آزمون های تحلیل عاملی و T تک نمونه ای با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شده است؛ نتایج تحلیلی نشان می دهد؛ 66 متغییر اولیه گردشگری فرهنگی در این پژوهش؛ به سه عامل؛ جذابیت های هنری؛ جذابیت های فرهنگی و جذابیت های اجتماعی و زیستی و نتایج تحلیل عاملی و یافته ها در فرضیات اول و دوم بیانگر تفاوت معناداری وجود دارد(05/0 >000= Sig) در فرضیه سوم با استفاده از مدل های عاملی مرتبه دوم که در آن تعدادی از متغیرهای پنهان، متغیر پنهان دیگری را اندازه گیری می کند؛ نتیجتا از بین شاخص های گردشگری فرهنگی شاخص جذابیت های فرهنگی با ضریب 85/0 بیشترین اثر را در توسعه گردشگری اصفهان را دارد بعد ار این شاخص، شاخص هنری با ضریب 76/0 با اثر بیشتری نسبت به شاخص های زیستی و اجتماعی با 46/. در توسعه گردشگری شهر اصفهان مؤثر می باشد؛ در تحلیل و تفسیر شاخص ها می توان گفت که تعداد پارامترهای آزاد برای تدوین مدل که مقدار آن پیش فرض ۳۶ می باشد
منظر با وجود تأثیرگذاری بر تصویر و هویت شهر، جایگاه درخوری در پژوهش های برندسازی مکان ندارد. تحقیق در برندینگ منظر در گرو شناسایی عوامل مؤثر بر آن است. مشکلات ناشی از پراکندگی آرا در ادبیات برندسازی مکان و نبود اجماع پیرامون شاخص های اصلی، با ورود به حیطه برندسازی منظر دوچندان می نماید. هدف کلان پژوهش پیشرو تعیین شاخص های برندسازی منظر می باشد. در راستای دستیابی به هدف یادشده و باتوجه به ماهیت چندوجهی برندسازی منظر، ترکیبی از روش های تحقیق کیفی و کمی مورداستفاده قرار گرفته است. تحلیل محتوای نوشتاری و بررسی عمیق مطالعات پیشین به منظور شناسایی و دسته بندی اولیه ابعاد برندسازی منظر، انتخاب خبرگان، تنظیم پرسش نامه و در پایان غربالگری مؤلفه ها به کمک همپوشانی نتایج دلفی فازی و آزمون ناپارامتری فریدمن، روش ها و ابزارهای اصلی تحقیق حاضر را تشکیل می دهد. یافته های استخراج شده در مرحله تحلیل محتوا، مجموعاً 8 بعد و 41 مؤلفه مؤثر در برندسازی منظر را مشخص نمود. پس از غربالگری مؤلفه ها از طریق دلفی فازی، بر اساس نظر خبرگان 8 بعد کالبدی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تاریخی، زیست محیطی و رسانه ای به عنوان ابعاد شکل دهنده برندسازی منظر تأیید شدند، اما تعداد مؤلفه ها به 26 مورد کاهش یافت. در مرحله آخر، محاسبات آزمون فریدمن همپوشانی مطلوبی با نتایج فازی سازی و فازی زدایی داشته و غربال مؤلفه ها را تأیید نمود. تفسیر یافته ها همچنین، بعد کالبدی را به عنوان مهم ترین بعد فرآیند برندسازی منظر مشخص نمود.
مخروط افکنه ها به دلایل مختلف ازجمله خاک حاصلخیز،منابع آبزیرزمینی، توپوگرافی ملایم و از طرفی مخاطرات طبیعی متعدد مانندفرونشست، زمین لرزه وسیلاب،همواره موردتوجه انسان هابوده اند.بنابراین درک صحیح ودقیق این لندفرم ازجنبه های گوناگون از اهمیت ویژه ای برخوردار است.در این تحقیق ویژگی های کمی مورفومتریک و تغییرات شیب قاعده 40 مخروط افکنه در ایران مرکزی مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. براین اساس ابتدا مخروط افکنه های مورد بررسی توسط تصاویر ماهواره ای شناسایی شده و محدوده هرکدام از آنها تعیین گردید.درمراحل بعدی،شیب کلی مخروط افکنه(SO)،شیب بخش بالایی قاعده(SA)،شیب بخش پایینی قاعده(SB)،نسبت شیب بخش بالایی به بخش پایینی(RS)،زاویه جاروب (AF) و طول مخروط افکنه (L) برای تمامی مخروط هامحاسبه گردید. تفاوت در شاخص های محاسبه شده علاوه بر مشخص کردن شرایط اقلیمی و فرآیندهای رسوبی مسلط بر مخروط افکنه، عاملی برای تشخیص مخروط افکنه ها از سایر عوارض تراکمی پدیمنت محسوب می شود. نتایج نشان داد که نیمرخ طولی اکثرمخروط افکنه های موردمطالعه باتوجه به ویژگی های شیب، صاف است.شباهتشاخص SA و SOنشان دهنده حفظ شیب مخروط افکنه هادرشرایط اقلیمی خشک و عدم وقوع فرآیندهای فرسایشی است. مقادیر شاخص RS نشان داد که تفاوت چندانی در شیب بخش بالایی و پایینی قاعده مخروط افکنه های مورد مطالعه وجود ندارد. این موضوع نیز حاکی از عدم وجود فعالیت های فرسایشی قابل توجه در قاعده مخروط افکنه های مورد مطالعه است. همچنین نتایج نشان داد که در مخروط افکنه هایی که طول آنها زیاد و زاویه جاروب آنها کوچک است، فرآیندهای رودخانه ای تسلط دارند.
سازمان اداره کننده استر، سه نوع محصول، استاندارد، نیمه استاندارد و ویژه را تولید می کند. محصولات استاندارد استر که بدون تقاضای کاربران تولید شده شامل داده های سطح 1 و 2 می باشد. این سازمان داده های سطح 2 استر شامل داده های دمای سطحی و داده های گسیلشی سطحی را برای انجام پردازش در محدوده گرمایی تولید کرده و در اختیار کاربران قرار می دهد. AST_05 محصول داده های گسیلشی سطحی با توان تفکیک 90 متر می باشد که فقط برای باند فروسرخ گرمایی (TIR) سنجنده استر تولید شده است. تحلیل مولفه های اصلی (PCA) در محدوده 5 باند گرمایی این سنجنده با استفاده از داده های AST_05 انجام شده است. ویژه بردارهای حاصل از PCA برای بارزسازی واحدهای کانی شناسی و سنگ شناختی گنبدهای نمکی فیروز آباد فارس (جهانی و کنار سیاه) نشان داد که بیشترین بارگذاری های ویژه بردارها در مولفه های سوم، چهارم و پنجم صورت گرفته است. نتایج با نقشه زمین شناسی، مشاهدات صحرایی و میدانی مقایسه و صحت پردازش مورد ارزیابی قرار گرفت.
زمینه: برندسازی شهری، روش جدیدی برای توصیف و اجرای بازاریابی شهری است. همان گونه که شناسایی شهر از طریق ادراک تصویر صورت می گیرد، استفاده بازاریابی شهری نیز تا حد زیادی به زیرساخت ها، ارتباطات و مدیریت تصویر شهری بستگی دارد. هدف: بررسی نقش و جایگاه مدیریت شهری در برندسازی شهر اصفهان. روش پژوهش: این پژوهش، مطالعه ای اسنادی- میدانی و مبتنی بر پیمایش است که ابزار تحقیق در بخش پیمایشی پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری، کلیه شهروندان شهر اصفهان و نمونه آماری پژوهش با توجه به محاسبه کوکران برابر با 384 نفر است؛ اما به منظور کسب اطلاعات دقیق تر، 414 پرسشنامه توزیع و جمع آوری شد؛ همچنین 50 پرسشنامه میان مدیران شهر اصفهان توزیع شد. از دو نرم افزار spss و smart pls برای سنجش و تحلیل داده ها استفاده شده است. نوآوری پژوهش: شناسایی تأثیر مؤلفه های مدیریت شهری (مؤلفه شهرداری، شورای شهر، اتاق بازرگانی و سایر ارگان های مرتبط) بر برندسازی شهری است. نتیجه پژوهش : دیدگاه مدیران و شهروندان به صورت جداگانه در پاسخ به تأثیر نقش شهرداری ها، شورای شهر، اتاق بازرگانی و سایر ارگان ها بر توسعه برند شهر اصفهان بررسی شده و نشان دهنده آن است که دستگاه های مذکور، نقش اساسی در توسعه برند شهری دارند. به طوری که مدیران معتقدند 77 درصد مؤلفه های مدیریت شهری بر توسعه برند شهری تأثیر دارند؛ همچنین شهروندان عنوان می کنند که مؤلفه های مدیریت شهری، 94 درصد توسعه برند شهری را تحت تأثیر قرار داده است.