ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۶۰۱ تا ۱۶٬۶۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۶۶۰۱.

تحلیل تأثیر مبلمان روستایی در افزایش کیفیت محیط کالبدی (مطالعه موردی: دهستان زوارم شیروان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۰ تعداد دانلود : ۵۱۹
روستا کالبد زندگی است که روح پُرهیاهوی انسان ها و طبیعت در آن دمیده می شود و فضایی همراه مبلمان زیبا آذین این کالبد است. مبلمانِ روستایی مناسب و کارآمد نه تنها موجب ارتقای کیفیت محیط روستایی، بلکه سبب پایدار سازی سکونتگاه های روستایی می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی وضعیت مبلمان روستایی و اثرهای آن در افزایش کیفیت محیط کالبدی در سکونتگاه های روستایی شهرستان شیروان است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است که از طریق گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی انجام پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل همه خانوار روستایی دهستان زوارم شهرستان شیروان است که با استفاده از فرمول کوکران 258 خانوار با سطح خطای 06/0 به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اصلی پژوهش پرسش نامه ای است که روایی آن به وسیله پانل تخصصی و پایایی نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از SPSSانجام گرفته است. یافته های پژوهش براساس آزمون خی دو نشان می دهد که در میان ابعاد کیفیت محیط کالبدی روستایی، ابعاد معنایی- ادراکی و در میان مبلمان های روستایی، مبلمان زیرساختی در افزایش کیفیت محیط کالبدی بیشتر اثرگذار بوده است. همچنین، نتایج حاصل از همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی ساده نشان داد ارتباط و اثرگذاری معنادار و قوی میان مبلمان روستایی و کیفیت محیط کالبدی به شکل مستقیم وجود دارد. نتایج تحلیل مسیر نیز نشان داد که مبلمان زیرساختی با ضریب 607/0 بیشترین تأثیر کلی را در افزایش کیفیت محیط کالبدی داشته است.
۱۶۶۰۲.

امکان سنجی بهره گیری از استراتژی های سازگاری و کاهش اثر در مقابله با جزایرگرمایی شهری (مطالعه موردی: کلان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۴ تعداد دانلود : ۴۸۷
امروزه،شهرها با ساخت وسازهای به هم فشرده و وجود انواع فعالیت ها به ویژه در بخش مرکزی کاملاً بر اقلیم خود و پیرامون اثر گذاشته اند و به افزایش حرارت شهری و ایجاد جزایر گرمایی منجر شده اند که دارای آثار سوء بر زیست شهری است. در مقابله با مضرات جزایر گرمایی شهری، استراتژی های کاهش اثر و سازگاری توسط مطالعات پیشنهاد شده است. امکان اجرای هر یک از این استراتژی ها در شهرهای مختلف جهان، باتوجه به امکانات و ظرفیت های موجود آن ها، متفاوت است که مطالعه امکان سنجی مسیر مشخصی را برای مدیریت شهری برای مقابله با جزایر گرمایی مشخص می کند. هدف از این پژوهش امکان سنجی اجرای استراتژی های کاهش اثر و سازگاری در کلان شهر تهران است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی-تحلیلی و از لحاظ ماهیت کاربردی است و جامعه آماری این تحقیق متخصصان شهری بوده و روش جمع آوری داده ها پرسش نامه است. روش تجزیه و تحلیل داده ها روش منطق فازی - کلامی است. نتایج تحقیق نشان می دهد که استراتژی های کاهش اثر (شامل تغییر رنگ پشت بام ها و جداره های شهری به رنگ هایی با انعکاس بیشتر و ...) و استراتژی های سازگاری (شامل آموزش شهروندان با هدف وفق با دماهای بیشتر، ترویج و آموزش شهروندان در زمینهصرفه جویی در مصرف برق و گاز،و بهره گیری از روش های جلب مشارکت شهروندان) بیشترین امکان اجرا در کلان شهر تهران را داراست. به صورت کلی،استراتژی های کاهش اثر امکان بیشتری برای اجرا در شهر تهران را داراست. نیاز به تغییر رویکرد از استراتژی های کاهش اثر به سوی استراتژی های سازگاری در سیاست های کلان مقابله با جزایر گرمایی احساس می شود.
۱۶۶۰۳.

بررسی عوامل مؤثر بر خرید سبز (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه های پیام نور شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۶ تعداد دانلود : ۵۳۸
هدف اصلی این پژوهش تحلیل جایگاه خرید سبز بین دانشجویان دانشگاه های پیام نور شهر تهران و درعین حال بررسی یک مدل توسعه یافته مفهومی از عوامل مؤثر بر نگرش و قصد خرید محصولات سبز نزد این قشر از مصرف کنندگان بود. روش انجام تحقیق حاضر از نوع توصیفی - پیمایشی بوده و در این راستا از پرسش نامه 5 گزینه ای لیکرت استفاده شد. برای توصیف داده ها از آمار توصیفی و به منظور تجزیه وتحلیل آنها و آزمون فرضیه های تحقیق از آمار استنباطی شامل: مدل معادلات ساختاری (SEM)، تحلیل عاملی تأییدی (CFA)، رگرسیون سلسله مراتبی و آزمون t با دو نمونه مستقل بهره گرفته شد. بر اساس نتایج حاصله از تحلیل این داده ها، متغیرهای «نگرش های محیط زیستی»، «اثرات میان فردی»، «دانش محیط زیستی» و «تمایل به جمع گرایی» تأثیر مثبت و معنی داری بر نوع «نگرش به محصولات سبز» داشتند. ضمن اینکه نتایج تحقیق نشان داد که تأثیر «توجه به سلامتی» بر نگرش به محصولات سبز معنی دار نمی باشد. در این رابطه همچنین نتایج آزمون نشان داد که «نگرش به محصولات سبز» بر «قصد خرید محصولات سبز» تأثیر مثبت و معنی داری دارد و متغیرهای «تمایل به پرداخت» و «ضرورت درک شده محصول» خود را به ترتیب به عنوان متغیرهای میانجی و تعدیل گر نمایان کردند.
۱۶۶۰۴.

عوامل تبیین کننده نگرش و رفتار محیط زیستی هنرجویان هنرستان کشاورزی شهید مطهری شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۷ تعداد دانلود : ۵۱۱
هدف این پژوهش، بررسی عوامل تبیین کننده نگرش و رفتار محیط زیستی هنرجویان هنرستان کشاورزی شهید مطهری شیراز بود. برای این منظور از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شد. پرسشنامه حاوی آزمون پارادایم اکولوژیکی نوین دانلپ و همکاران و تعدادی سؤال باز و بسته بود. روایی ظاهری و محتوایی پرسشنامه توسط متخصصان و کارشناسان مورد تأیید قرار گرفت. جهت تأیید پایایی پرسشنامه، مطالعه راهنما صورت گرفت که مقدار آلفای کرونباخ آن برای بخش های مختلف بین 61/0 تا 83/0 به دست آمد. جامعه موردمطالعه شامل کلیه هنرجویان رشته های مختلف کشاورزی در مقطع دیپلم در هنرستان کشاورزی شهید مطهری شیراز در سال تحصیلی 93-92 بودند. در زمان انجام پژوهش تعداد هنرجویان در کلاس های دوم و سوم در رشته های مختلف کشاورزی 98 نفر بود که از این میان بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 80 نفر آنها با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی با انتساب متناسب به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج پژوهش حاکی از وجود نگرش و رفتار محیط زیستی نسبتاً مطلوبی در بین هنرجویان بود. از طرفی تماس با منابع اطلاعاتی مرتبط با محیط زیست هنرجویان در حد پایینی قرار داشت. فزون بر آن، تفاوت معنی داری در نگرش محیط زیستی هنرجویان سال دوم و سال سوم مشاهده نگردید. نتایج حاصل از رگرسیون نشان داد هنجارهای گروه مرجع، دسترسی به اطلاعات و فرزند کشاورز بودن مهم ترین تبیین کننده های نگرش محیط زیستی هنرجویان هستند.
۱۶۶۰۵.

شناسایی و تعیین پهنه های مناسب مخاطرات محیطی مؤثر در توسعه کالبدی شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۷ تعداد دانلود : ۳۷۶
ﻣﺨﺎﻃﺮات ﻃﺒیﻌی ﺣﻮادﺛی ﺗﻬﺪیﺪآﻣیﺰ ﻫﺴﺘﻨﺪ کﻪ ﺧﺴﺎرات ﺟﺎﻧی و ﻣﺎﻟی ﻓﺮاواﻧی ﺑﻪ دﻧﺒﺎل دارﻧﺪ. بنابراین مطالعات و پژوهش های علمی در این زمینه ضروری است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و پهنه بندی مخاطرات محیطی اثرگذار بر توسعه کالبدی شهر ایلام به شیوه توصیفی – تحلیلی و مشاهدات میدانی صورت گرفته است. محدوده موردمطالعه آن شهر ایلام و جامعه آماری آن کارشناسان مدیریت شهری و مدیریت بحران هستند که از نظرات آن ها در تعیین اوزان معیارهای موردبررسی استفاده شده است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات در این پژوهش تلفیق لایه های رقومی GIS، تحلیل سلسله مراتبی فازی و تاپسیس است. نتایج بررسی ها نشان داد که شهر ایلام از میان تمامی مخاطرات طبیعی معمول در بخش زاگرس میانی بیشتر تحت تأثیر مخاطره سیلاب می باشد. با بررسی اراضی اطراف محدوده شهری ایلام مشاهده می شود که مسیر توسعه ای که شهر ایلام در دهه های اخیر طی کرده است بدون در نظر گرفتن این پدیده بسیار مهم بوده است و توسعه کالبدی شهر در جهت مناطق با ریسک بالای سیلاب صورت پذیرفته است. دو نقطه از مناطق با خطر بسیار زیاد با مساحت 33/5 و 18/2 هکتار دقیقاً بر مناطقی از شهر منطبق شده اند که در آخرین سیلاب، خسارت شدیدی را متحمل دیده بودند و دارای ریسک خطر سیلاب بالایی هستند. ایمن ترین مناطق برای توسعه شهر ایلام مناطق جنوبی شهر (به سمت روستای چشمه کبود) هستند که علاوه بر داشتن وضعیت فیزیوگرافی مطلوب، از نظر ایمنی ریسک سیلاب نیز در محدوده مناسبی قرارگرفته اند
۱۶۶۰۶.

تبیین تاب آوری مناطق روستایی در برابر مخاطرات طبیعی با تاکید بر سیلاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۰ تعداد دانلود : ۸۷۰
هدف این تحقیق شناسایی عوامل موثر برشگل گیری سیلاب و پهنه بندی خطر وقوع سیل حوضه آبریز قائن به همراه تبیین تاب آوری مناطق روستایی در مواجهه با سیلاب است. رویکرد کلی پژوهش، از نوع پژوهش های کمی و از نظر شیوه گردآوری داده ها، مبتنی بر داده های کتابخانه ای و میدانی می باشد. جامعه آماری شامل 12 روستای حوضه مرکزی شهرستان قائن که در معرض خطر بالای سیلاب قرار دارند، می باشد. نمونه آماری پژوهش، مشتمل بر 10 نفر از متخصصان حوزه مخاطرات طبیعی و 335 نفر از ساکنان روستاهای مورد مطالعه است. جهت توزیع پرسشنامه متخصصان از روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس و همچنین برای توزیع پرسشنامه ساکنان، از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده گردید. در این تحقیق به منظور پهنه بندی روستاهای در معرض خطر سیلاب، از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تکنیک AHP استفاده شدکه در نتیجه آن معیار شیب زمین با وزن 0.280 مهمترین عامل و معیارهای نقطه تمرکز و ارتفاع هرکدام با وزن های0.224 و0.150 از اصلی ترین عوامل شگل گیری و وقوع سیلاب در محدوده مورد مطالعه قرار گرفتند. همچنین جهت تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آزمون های آماری استنباطی از جمله آزمون تی تک نمونه ای، خی دو و کروسکال والیس استفاده شده است. به طورکلی نتایج نشان می دهد که تاب آوری روستاهای مورد مطالعه در سطح متوسط می باشد. با این حال، تاب آوری روستاها با یکدیگر متفاوت است؛ به طوریکه روستاهای ورزگ در بعد زیرساختی و اجتماعی و روستای علی آباد در بعد اقتصادی داری بیشترین تاب آوری می باشند. همچنین روستاهای علی زنگی و فتح آباد، علی رغم استقرار در منطقه پرخطر دارای کمترین تاب آوری می باشند؛ لذا اتخاذ برنامه های بهبود شرایط اقتصادی از جمله متنوع سازی اقتصاد و همچنین برگزاری کلاس های توانمند سازی اجتماعی برای این دو روستا از اهمیت زیادی برخورداراست.
۱۶۶۰۷.

شناسایی کانون های گرد و غبار و آنالیز فیزیکوشیمایی ذرات آن در منطقه دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۸ تعداد دانلود : ۴۴۵
به منظور شناسایی ویژگی های فیزیکوشیمیایی و شرایط اتمسفری توفان های گرد و غبار در ایستگاه دزفول (به عنوان نماینده ی منطقه ی دزفول)، ابتدا فراوانی پدیده گرد و غبار در ایستگاه دزفول طی 20 سال (2013-1994) بررسی شد. سپس طی روزهای 24 ژوئن، 21 و 28 ژولای 2018، نمونه های گرد و غبار با تله های رسوب گیر جمع آوری و شرایط فیزیکی آن با دستگاه پراش اشعه ایکس و آنالیز شیمیایی عناصر محلول و فلزات سنگین آن با دستگاه جذب اتمی به روش شعله انجام شد و با شاخص آلودگی Igeo ارزیابی شد؛ هم چنین گردش اتمسفری در تراز میانی جو و سطح زمین که منجر به گرد و غبار شد با استفاده از داده های روزانه تحلیل مجدد مرکز پیش بینی اروپا (ECMWF ERA-Interim)و پراکندگی ذرات با عمق اپتیکی نور و خط سیر گرد و غبار با مدل HYSPLIT بررسی شد. نتایج بررسی فراوانی گرد و غبار در دزفول بیانگر روند افزایشی گرد و غبار است که منجر به کاهش دید افقی شده است. بیشینه گرد و غبار در فصل تابستان و جولای (تیرماه) و کمینه آن در پائیز و ژانویه (دی ماه) است. نتایج حاصل از میانگین توزیع اندازه ذرات غبار در دزفول نشان داد PM10 اندازه غالب ذراتی بود که از بافت سیلتی تشکیل شده است. منگنز، روی، سرب و کادمیوم به ترتیب با میانگین 491، 311، 9/32 و 41/1 میلی گرم بر کیلوگرم فلزات غالب در گرد و غباری بودند که بیانگر آلودگی متوسط تا شدید آن نسبت به حد استاندارد است. در بین عناصر محلول، کلسیم، پتاسیم، سدیم و منیزیوم به ترتیب بیش ترین غلظت را داشتند که حضور این عناصر دلیلی بر بیابانی بودن ذرات غباری است که ردیابی و محاسبه مسیر برگشت آن نشان داد رسوبات آبرفتی دجله و فرات در عراق کانون اصلی آن است.
۱۶۶۰۸.

دماوند، آنتی سیکلون ارضی حوضه هراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۷ تعداد دانلود : ۸۴۱
اگر ژئومورفولوژی را دانش تحلیل فرم و الگوهای فرمی بدانیم، می توان ادعا کرد که آتش فشان دماوند با دیگر آتش فشان ها چون اورست، کلیمانجارو، سهند، سبلان، تفتان، و بزمان، ازنظر فرمی تفاوت دارد؛ حال می توان این سؤال را مطرح کرد که این تفاوت فرمی ناشی از چیست و این تفاوت در الگوی فرمی چه تأثیری در توزیع انرژی و ماده و رفتار رودخانه ای داشته است. به علاوه، ساختار فرم زایی دماوند چارچوب ساختارهای تکتونیک منطقه را به کلی در هم ریخته و قاعده فرم زایی و رفتار رودخانه ای را نیز تغییر داده است. این مقاله حاصل تلاش فرصت مطالعاتی در دانشگاه اصفهان است که به اتکای اصول پدیدارشناسی و در چارچوب روش پدام و با تفسیر و تحلیل متغیرها در سه طیف خطی، نقطه ای، و سطحی با بینشی ساختارگرایانه انجام گرفته است و نتایج حاصل از آن نشان می دهد که ساختار فرمی دماوند از مدل چشم جغدی (کیاس تئوری) تبعیت کرده و آنتی سیکلون ارضی را به وجود آورده است. دماوند الگوهای توزیع انرژی و ماده در منطقه را دگرگون کرده و سبب اسارت رودخانه ای و گسترش شبکه هراز و تغییر رفتار رودخانه شده است. ساختار فرمی چشم جغدی (Owl's eye) دماوند هویت مکانی خاصی را در منطقه سبب شده است و سکونت گزینی را در این منطقه تعریف می کند.
۱۶۶۰۹.

ارزیابی اثرات فضایی – کالبدی کلانشهر تبریز بر شهرهای پیرامونی نمونه ی موردی: شهر سردرود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۹ تعداد دانلود : ۷۶۱
حدوده ی موردمطالعه در این پژوهش شهر سردرود هست نوع تحقیق کاربردی – توسعه ای و روش تحقیق تحلیلی – تطبیقی است که داده ها و اطلاعات موردنیاز به صورت اسنادی و میدانی تهیه گردیده است. در این تحقیق که باهدف ارزیابی تأثیرات کلانشهر تبریز بر ساختار فضایی–کالبدی شهر سردرود هست، از مدل های کمی در جهت تحول فرم فضایی–کالبدی شهر استفاده شده است. بر اساس دیاگرام بوژوگارنیه نقش شهر سردرود در سال 1375 صنعتی بوده درحالی که در سال 1390-1385 نقش بازرگانی را برعهده گرفته است. با مقایسه جایگاه بخش های مختلف اقتصادی شهر سردرود نسبت به استان آذربایجان شرقی با استفاده از مدل تغییر سهم، نرخ رشد کل اقتصاد مرجع برای سال های 1385-1375 برابر 6/1 و ساختار اقتصادی استان در طی دوره مذکور همواره منفی و دارای روند نزولی بوده است و ضریب اشتغال در بخش های کشاورزی برابر 12/0، صنعت 04/0- خدمات معادل 1/1 هست؛ و با بررسی تغییرات بخش های اقتصادی شهر سردرود بر اساس مدل ایزارد تنها بخش خدمات در سطح شهر در مقایسه با ضریب مشابه آن در سطح استان بالاتر 6/252 در مقابل 3/137 درصد است؛ و نتایج به دست آمده از اندازه گیری مدل های فضایی – کالبدی نشان دهنده این است که فرم شهر به سمت پراکنش شهری پیش رفته و می رود و مقادیر شاخص ها در سال 1378 و 1390 به ترتیب بدین صورت است: (آنتروپی نسبی =85/0، جینی= 35/0، موران =03/0، گری =05/0) و (آنتروپی نسبی =91/0، جینی= 36/0، موران =01/0، گری =99/1)؛ که موجب از بین رفتن زمین های کشاورزی و باغات شده است به طوری که در شهر سردرود در سال 1378 سهم باغات و اراضی کشاورزی 2/65 بوده و در سال 1390 به 35/26 درصد رسیده است و نتایج تحلیل مسیر با مقدار 223/0= 2R نشان می دهد که مهاجرت (44/0)، رشد طبیعی (29/0)، نزدیکی به کلانشهر تبریز (31/0)، شرایط و وضعیت خود مکان برابر با (37/0) و درنهایت عوامل اقتصادی (67/0) درصد در تحولات فضایی – کالبدی شهر تأثیرگذار هستند.
۱۶۶۱۰.

تحلیل الگوی فضایی شاخص های فقر شهری در شهر بابل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۵ تعداد دانلود : ۵۳۱
ﻣﺮوزه ﺗﻼش ﺟﻬﺖ ﺗﺤﻘﻖ ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻧﺴﺎﻧی، ﺳﻨﺠﺶ و ﺗﻌییﻦ ﻓﻘﺮ ﺷﻬﺮی ﻣﻮﺿﻮﻋی اﺳﺖ ک ﻪ در ﺳیﺎﺳﺘﮕﺰاری و مدیریت ﺗﻮﺳﻌه اﻧﺴﺎﻧی در ﺑﺴیﺎری از کﺸﻮرﻫﺎی ﻣﻮاﺟﻪ ﺑﺎ آن دﻧﺒﺎل ﻣی ﺷﻮد و ایﻦ اﻣﺮ ﻧیﺎزﻣﻨﺪ اﺗﺨﺎذ روش های ﻋﻠﻤی ﺑﻪ ویﮋه در ﺗﻌییﻦ ﺟﻐﺮاﻓیﺎیی ﭘﻬﻨﻪ ﻫﺎی ﻓﻘیﺮﻧﺸیﻦ ﺷﻬﺮی از ﻃﺮی ﻖ کﺎرﺑﺮد روش های آﻣﺎری و ﺗﻌﺮیﻒ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎی ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺟﻬﺖ ﺗﻌییﻦ اﺑﻌﺎد ﻣﺘﻔﺎوت ﻓﻘﺮ ﺷﻬﺮی اﺳﺖ. نوع تحقیق حاضر کاربردی می باشد و در تدوین این تحقیق از روش های توصیفی-تحلیلی و اسنادی-پیمایشی استفاده شده است. داده های مورد استفاده از بلوک های آماری سال 1390 مرکز آمار ایران به دست آمده است. برای استخراج و طبقه بندی داده های این پژوهش از نرم افزار GIS و از ابزارHot Spot Analysis برای تحلیل الگوهای فقر استفاده شده است. شاخص های مورد استفاده در این پژوهش در سه بعد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی بررسی شده است. نتایج یافته ها در بعد اقتصادی نشان داد که محدوده های شمالی غربی و جنوب شرقی شهر از فقر گسترده ای رنج می برند. در این مناطق بیش از 23 درصد جمعیت شهر در شرایط فقر نسبی و 7/1 درصد جمعیت در شرایط فقر مطلق هستند. در بعد اجتماعی بیش از 36 درصد از مساحت شهر در فقرنسبی و مطلق هستند که حدود 9/29 درصد از جمعیت شهر در این مناطق زندگی می کنند. در بعد کالبدی فقر حاشیه های جنوبی و شمال شرقی شهر همچون ابعاد اقتصادی و اجتماعی در شرایط نامساعد کالبدی قرار دارند. از نظر فضایی غالب محلات 19، 18 و 11 در شرایط فقرکالبدی هستند. در الگوی نهایی فقر نتایج نشان داد پهنه های فقر در شهر بابل جمعیتی بالغ بر 47140 نفر را در خود جای داده اند که 2/35 درصد از جمعیت کل شهر را تشکیل می دهد این پهنه ها غالباً در محدوده های حاشیه ای شمال شرقی و جنوبی شهر قرار دارند.
۱۶۶۱۱.

تغییر مفهوم انسان در شناخت شناسی جغرافیدانان و تأثیر آن در تعامل با محیط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۷ تعداد دانلود : ۶۲۸
مسئله شناخت در جغرافیا به سه حوزه انسان، طبیعت و نوع ارتباط بین آنها معطوف است، اکنون این پرسش مطرح است با تغییر مفهوم انسان در دوره های مختلف، نحوه عملکرد و تعامل جغرافیدانان با محیط نیز دستخوش تغییر شده است؟. بازگشت به گذشته و دانستن تحولات فکری جغرافیدانان می تواند سیر تحوّل و تغییر در ایده ها و نحوه اندیشیدن امروزی ما در تعامل با محیط را روشن تر و به عمق فهم ما از آینده کمک کند. سیر تحول تاریخی اندیشه جغرافیدانان نظریه پرداز، نشان می دهد که نگاه آنها به انسان دائما در تغییر بوده و سیری متفاوت از یک موجود «تاریخی» به پدیده ای «اجتماعی»، «چند ساحتی»، «مینوی» و «تراریخت» داشته است. این تفاوت ها نه تنها در برداشت های نظری که در روش و نوع تحلیل آنها نیز منعکس است. اکنون این پرسش بنیادی را می توان مطرح ساخت که این تفاوت ها بر نوع تجربه عملی جغرافیدانان در برابر محیط هم تاثیرگذار بوده است و در مواجه آنها با محیط تغییرات راهبردی خاصی بدنبال داشته است؟. به سخن دیگر تغییر مفهوم انسان در تجربه ی ذهنی جغرافیدانان در عملکرد و مواجهه آنها با «محیط» نیز تاثیرگذار بوده است؟ این پژوهش که با روش پدیدارشناسی (تحلیل متون جغرافی ایی) در شش دوره تاریخی در عص ر جدید (2020-1900) صورت گرفته بر این نکته تاکید دارد که:- طرز تلقی جغرافیدانان از مفهوم انسان، بنیان فهم آنها در مواجهه با محیط را شکل می داده است.- تفاوت در دیدگاههای جغرافیایی که معطوف به تفاوت در مفهوم انسان است نه تنها راهبردهای عملکردی جغرافیدانان در اعصار مختلف را در برابر محیط تعریف می کرده است، که تعریف از دانش جغرافیا را نیز تغییر داده است.
۱۶۶۱۲.

مقایسه دستگاه های معرفت شناسی با محک روش شناسی در برنامه ریزی فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۲ تعداد دانلود : ۴۸۲
موضوع این مقاله، مطالعه معرفت شناسی دستگاه های برنامه ریزی فضایی (عقلانیت کلاسیک، نسبی گرایی پست مدرن و عقلانیت کثرت گرا- انتقادی) است. هدف این مقاله تبیین عقلانیت کثرت گرا- انتقادی در برنامه ریزی فضایی است که برای رسیدن به این هدف ابتدا لازم است، جایگاه و نسبت عقلانیت در برنامه ریزی فضایی مورد واکاوی قرار گیرد. سپس سه رویکرد معرفت شناختی برنامه ریزی فضایی عقلانیت کلاسیک، نسبی گرایی پست مدرن و عقلانیت کثرت گرا- انتقادی مورد تحلیل انتقادی و مقایسه تطبیقی قرار گرفته اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که مفهوم عقلانیت در برنامه ریزی فضایی گسترده تر از معنای دکارتی آن است و نسبی گرایان پست مدرن، عقلانیت کلاسیک را به کل عقلانیت نسبت می دهند. همچنین تعارضات معرفتی موجود در نسبی گرایی پست مدرن، برنامه ریزی فضایی را از ماهیت جمعی، عملی و واقع گرای خود دور می کند. در مقابل رویکرد عقلانیت کثرت گرا- انتقادی است که توانسته است ضعف های عقلانیت کلاسیک را رفع کند و به انتقادات نسبی گرایی پست مدرن نسبت به عقلانیت پاسخ دهد. این رویکرد معرفتی معتقد است که عقلانیت نوین مبتنی بر ظرفیت استدلالی و فراگیر است که امکان پذیرش و گردهم آوردن اندیشه ها، اهداف و ارزش های متفاوت ذی نفعان برنامه ریزی فضایی در سطوح مختلف فضایی فراهم می کند. تمامی این فرایند، در چارچوب یک فضای باز و دموکراتیک صورت می گیرد که می تواند ذی نفعان برنامه ریزی را متقاعد کند که پیرامون منفعت عمومی به یک توافق آگاهانه برسند.
۱۶۶۱۳.

ارزیابی میزان تاب آوری محله شهری در مواجهه با مخاطرات طبیعی مورد پژوهی: محله آب و برق مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۳۸۴
امروزه جوامع در تلاش برای دستیابی به شرایطی هستند که در صورت وقوع بحران، بازگشت سریع آن ها را به وضعیت پیش از بحران (اولیه یا عادی) فراهم سازد. ازاین رو در سال های اخیر نهادهای فعال درزمینه کاهش سوانح، بیشتر فعالیت های خود را بر دستیابی به جامعه ی تاب آور در برابر سوانح متمرکز ساخته اند. لذا تاب آور نمودن جوامع شهری به ویژه محلات نابسامان دارای اهمیت خاصی است. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی و سنجش میزان تاب آوری محله آب و برق مشهد با در نظر گرفتن مخاطرات طبیعی در محله آب و برق مشهد است تا با شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار بر این موضوع میزان تاب آوری و میزان توانایی جامعه در پاسخگویی به بحران ها بالا ببرد. این تحقیق ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت از روش پیمایشی استفاده شده است و همچنین ازنظر متغیرهای تحقیق کمی است. جامعه آماری با توجه به جمعیت 41852 نفری محله آب و برق مشهد، با استفاده از فرمول کوکران، تعداد نمونه ها 380 نفر محاسبه شده است. به منظور ارزیابی میزان اثرگذاری هر یک از شاخص های تحقیق بر میزان تاب آوری در محدوده موردمطالعه، از آزمون آماری تحلیل عاملی تأییدی با نرم افزار لیزرل استفاده شدنتایج پژوهش حکایت از آن دارد، از میان شاخص های موردمطالعه بیشترین تأثیر مربوط به شاخص های میزان توجه دولت به بازسازی شهرها بعد از وقوع حوادث در تاب آوری محله، منابع تخصیص یافته با رویکرد کاهش خطرپذیری بلایا و وجود امنیت در محله آب و برق است. همچنین در خصوص آسیب پذیری، شاخص آموزش مرتبط با کاهش خطرپذیری و شناخت آسیب های طبیعی در مدارس بسیار دارای اهمیت است، از سویی دیگر، کیفیت و قدمت ساختمان های محل سکونت در شرایط بسیار نامناسب ارزیابی شده است. به طورکلی با توجه به نتایج پژوهش محله آب و برق ازلحاظ معیارهای تاب آوری در وضعیت نامناسبی قرار دارد که می توان با تاب آور نمودن بافت محله، باعث کاهش اثر بحران و حفظ آن شد.
۱۶۶۱۴.

مطالعه فرسایش پذیری کناره و عوامل موثر بر آن در رودخانه لاویج (استان مازندران، چمستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۸ تعداد دانلود : ۵۸۵
عقب نشینی کناره کانال یک فرآیند مهم در مورفودینامیک رودخانه است که تغییرپذیری کانال، تکامل دشت سیلابی و توسعه زیستگاه ها را تحت تأثیر قرار می دهد.هرساله سازه های عمرانی و زمین های کشاورزی که حاشیه رودخانه لاویج قرار دارند با خطرات ناشی از تغییر بستر مواجه اند. ازاین رو وجود روشی قابل اعتماد برای تعیین میزان عقب نشینی و پیش بینی پایداری کناره ضروری به نظر می رسد. در این مطالعه باهدف بررسی میزان خطر فرسایش کناری و شناسایی مناطق مستعد فرسایش ک ناری در رودخانه لاویج، با استفاده از مدل های BEHI و NBS خطر پذیری فرسایش کناری در 7 مقطع از این رودخانه بررسی شد. نتایج مدل NBS با استفاده از شاخص (tnb/tbkf) نشان داد میزان فرسایش پذیری کناره رودخانه لاویج در تمام بازه های موردمطالعه، به جز مقاطع 2و6 همه مقاطع دارای شدت فرسایش خیلی زیاد و زیاد می باشند. بر اساس شاخص (dnb/dbkf) میزان فرسایش پذیری کناره رودخانه لاویج به جز مقاطع 4و5 تقریبا با روند فرسایشی به دست آمده از شاخص اول (tnb/tbkf) هم خوانی دارد. بر اساس مدل BEHI مقاطع 5،4،3،1و6 وضعیت ناپایداری کناره را زیاد نشان می دهند و استعداد زیادی برای فرسایش کناری و تولید رسوب دارند.همچنین مقطع 2وضعیت ناپایداری را متوسط نشان می دهدمقطع 7 و 2 وضعیت ناپایداری خیلی زیاد را نشان می دهد که استعداد خیلی زیاد برای فرسایش کناره ای و تولید رسوب دارد. درنهایت جهت بررسی میزان انطباق نتایج با استفاده از آزمون آماری کروسکال-والیس باهم برازش داد شد و نتایج نشان داد هر سه شاخص در ارزیابی فرسایش کناری در هر مقطع تقریبا یکسان عمل کرده اند.
۱۶۶۱۵.

شناسایی و اولویت بندی شاخصهای معماری و فرهنگ با تکیه بر کاربرد تکنولوژی در عصر جهانی شدن (مورد مطالعه: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۵ تعداد دانلود : ۷۸۷
معماری مقوله ایی است که اگر آن را یکی از مولفه های فرهنگ به شمار نیاوریم، باید دست کم تعامل دوسویه آن را با فرهنگ مهم بر شماریم. تعامل معماری با فرهنگ به معنای تاثیر گذاری دو سویه این دو مقوله در یکدیگر است. از طرفی امروزه نوآوریهای فناورانه عامل مهمی در توسعه و طراحی معماری اند، اما تاثیر آن بر معماری کلانشهرها در جهان یکسان نبوده و راهکارهای ارائه شده در مواردی پایدار و در مواردی انفعالی بوده است. در بسیاری موارد نوآوریهای فناورانه در معماری نتیجه انتقال فناوری بدون در نظر گرفتن ماهیت تکنولوژی است. هدف نوشتار حاضر نیل به تصویری از رابطه فرهنگ و فناوری در معماری معاصر در بستر جهانی شدن است. این مقاله با به کار گیری اسناد و مدارک و شیوه توصیفی- تحلیلی، به بررسی نظریه های فرهنگ و فناوری در مقوله معماری در بستر جهانی شدن و همچنین شناسایی و اولویت بندی ساختمان های های اداری شاخص در شهر تهران پرداخته است. به منظور رتبه بندی و اولویت بندی گزینه ها و معیارها از تاپسیس و آنتروپی شانون استفاده شد. نتایج نشان داد که از بین ساختمان های مورد مطالعه ساختمان وزارت کشاورزی در رتبه اول و ساختمان آلومینیوم در رتبه دوم قرار گرفته است.
۱۶۶۱۶.

تحلیل رابطه میان شکل گیری و تداوم استقرار محوطه های دوره نوسنگی با بستر محیطی آن ها در دشت سرفیروزآباد کرمانشاه، غرب زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۲ تعداد دانلود : ۶۸۸
محیط جغرافیایی، به ویژه بستر طبیعی آن، پهنه همه کنش ها و واکنش های حاصل از پدیده های مستقر در سطح زمین است. محیط طبیعی مهم ترین عامل در جهت شکل گیری سکونتگاه های انسانی خصوصاً در ادوار مختلف است. عواملی همچون ارتفاع از سطح دریا، شیب، ساختار زمین شناسی، گسل، منابع آب، خاک، پوشش گیاهی، و کاربری اراضی هر کدام بسترهای طبیعی اند که در پراکنش استقرارهای انسانی نقش مؤثری دارند. هدف از این پژوهش بررسی نقش عوامل محیطی و میزان تأثیر آن ها در مکان گزینی سکونتگاه های نوسنگی دشت سرفیروزآباد است. به منظور دست یابی به اهداف پژوهش، یازده معیار طبیعی به عنوان عوامل محیطی یا متغیر مستقل و مساحت محوطه های باستانی به عنوان متغیر وابسته درنظر گرفته شد. به منظور بررسی این عوامل، از نرم افزار ArcGis و SPSS و روش های تحلیل کمّی از نوع آمار استنباطی با روش همبستگی پیرسون استفاده شد. علاوه برآن، برای بررسی میزان تأثیر چند متغیر مستقل در متغیر وابسته از رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. نتایج نشان می دهد که محوطه های دوره نوسنگی با عوامل طبیعی از جمله شاخه های فرعی رودخانه ها یا مسیل های فصلی، مسیرهای فرعی یا خاکی، و درجه شب رابطه مستقیمی دارند و تعدادی از دیگر عوامل محیطی نیز رابطه اندکی با محوطه های باستانی دارند.
۱۶۶۱۷.

مطالعه اثربخشی راهبردهای «فنی-کالبدی» و «اجتماعی-اقتصادی» در بهبود تاب آوری شهری در برابر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۸ تعداد دانلود : ۵۵۸
مطالعه تاب آوری شهرها در مقابل زلزله از الزامات برنامه ریزی کاهش خسارات جانی و مالی زلزله در شهرهاست. تاب آوری تعاریف گوناگونی دارد و مدلی جامع به منظور محاسبه کمی آن وجود ندارد. در این پژوهش، به مطالعه اثربخشی راهبردهای بهبود تاب آوری شهری مرتبط با بخش های فنی-کالبدی و اجتماعی-اقتصادی در برابر زلزله با هدف ایجاد ابزاری برای تصمیم گیران و سیاست گذاران پرداخته شده است. بدین منظور ابتدا با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و نظر خواهی از خبرگان ابعاد و شاخص های مؤثر در تاب آوری شهرها در مقابل زلزله استخراج شد. سپس با استفاده از نظر خبرگان و روش مقایسه زوجی، وزن هریک از ابعاد و شاخص ها معین و شاخص تاب آوری معرفی شد. با استفاده از این شاخص و درنظرگرفتن سه سناریوی لرزه ای گسل شمال تهران، گسل ری و گسل شناور، اثربخشی راهبردهای فنی-کالبدی و اجتماعی-اقتصادی در بهبود تاب آوری برای منطقه 6 شهرداری شهر تهران با یکدیگر مقایسه شد. مقدار شاخص تاب آوری  در سناریوی گسل شمال تهران 458/0، در سناریوی گسل ری 454/0 و در سناریوی شناور 456/0 است. نسبت هزینه به افزایش شاخص تاب آوری در راهبرد های اجتماعی اقتصادی کوتاه مدت S1، میان مدت S2 و بلندمدت S3 به ترتیب 17/6، 69/11 و 52/18 است. همچنین در راهبردهای فنی کالبدی کوتاه مدت T1، میان مدت T2 و بلندمدت T3 به ترتیب 90/3، 67/4 و 41/7 است. بهترین راهبرد در افزایش شاخص تاب آوری در مقایسه با هزینه راهبرد S3 و ضعیف ترین راهبرد T1 است. با وجود این از نظر زمان مورد نیاز برای اجرا، راهبردی T1 بهینه ترین راهبرد است. انتخاب راهبرد بهینه برای یک شهر با پارامترها و متغیرهای گوناگونی ارتباط دارد. تنها یک راهکار فنی یا اجتماعی نمی تواند ضامن موفقیت طرح های بهبود تاب آوری شهری باشد. در کوتاه مدت راهبرد T1 و در طولانی مدت راهبرد S2 بهینه ترین راهبردها هستند.
۱۶۶۱۸.

افتراق معنایی در تحلیل کیفی فضاهای شهری (مطالعه موردی: خیابان سپه قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۷ تعداد دانلود : ۴۵۱
افتراق معنایی یکی از روش های پرکاربرد در تحلیل توصیفی و کیفی فضاهای شهری است. فضاهای شهری سنتی و معاصر همواره مدنظر و قضاوت مردم و کارشناسان قرار گرفته است. این روش می تواند مبنایی علمی برای قضاوت این گروه های هدف قرار بگیرد. هدف از این مقاله آزمودن تکنیک افتراق معنایی در تحلیل کیفی یک فضای شهری (خیابان سپه قزوین) است تا بر مبنای آن قضاوت صفات مورد نظر این تکنیک صورت بگیرد. مسئله اصلی پژوهش در تطبیق پذیری مؤلفه های عینی و ذهنی و بررسی اختلاف و افتراق میان این مؤلفه ها در تحلیل کیفی مناظر شهری است. تکنیک افتراق معنایی می تواند با بهره گیری از ساز و کار علمی خود و بهره جستن از نظام سنجش دوگانه (دوقطبی) در این موارد، متخصصان امور شهری را یاری کند و توانایی مدیریت شهری را در حل مسئله نابسامانی ها و معضلات فضاهای شهری افزایش دهد. افتراق معنایی بر مبنای صفات زوجی و ویژگی های دوقطبی در تحلیل کیفی منظر شهری در این مقاله، درمورد منظر یک خیابان شهری (خیابان سپه قزوین) آزموده شد. پژوهش حاضر کاربردی و توصیفی-تحلیلی با تأکید بر روش تحلیل محتواست. شاخص ها و مؤلفه های ارتقای کیفی فضاهای شهری در دو بعد عینی (زیبایی، نظم، تداوم، تکرار، تقارن و شفافیت) و ذهنی (معنا، اصالت، آرامش، خوانایی، جذابیت و هماهنگی) تقسیم شده است و نتایج پژوهش حاکی از آن است که برداشت های مؤلفه های عینی و ذهنی از مناظر شهری میان مردم و کارشناسان متفاوت است و کیفیت های مؤلفه های ذهنی در فضاهای شهری مشخص شده مطلوبیت ندارند.
۱۶۶۱۹.

شناسایی، طبقه بندی و مورفومتری سیرک های یخچالی ارتفاعات جوپار کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۰ تعداد دانلود : ۴۴۹
یخچال ها شاخص های تغییر اقلیم است و یخچال های سیرکی شاید بهترین مورد برای این منظور باشد. هدف اصلی این پژوهش؛ شناسایی، طبقه بندی و آنالیز پارامترهای مورفومتریک و آلومتریک سیرک های یخچالی ارتفاعات جوپار در استان کرمان بر اساس تکنیک های ژئوماتیک و روش های جدید است. در ارتفاعات بالای سه هزار متر این ارتفاعات، تعداد 91 سیرک یخچالی شناسایی و در روی نقشه شیب کلاس بندی شده به دو فرمت خطی و پلیگونی ترسیم گردید. با برازش مدل های توانی بر پروفیل طولی سیرک ها به استخراج ضرایب و پارامترهای آماری سیرک های منطقه اقدام گردید. عملیات رده بندی سیرک ها بر مبنای روش های ویلبورگ و رودبرگ، ایوانس و کوکس انجام پذیرفت. برای مورفومتری این سیرک ها از پارامترهایی چون (L)، (W)، (H)، (L/W)، (L/H)، (W/H) و اندازه سیرک استفاده شده و خصیصه های مورفومتریک آن ها بررسی شده است. بر اساس نتایج تحقیق در ارتفاعات جوپار 8 سیرک N2 ، 33 سیرک N3 و 50 شبه سیرک وجود دارد. در سیرک های رده N2 وN3 ضریب طولی سیرک ها 748/0 یعنی B1 است. نتیجه حاصل از بررسی آلومتریک سیرک های رده های مختلف در این محدوده و مقایسه آن با نتایج مطالعات مشابه نشان می دهد که سیرک های ارتفاعات زاگرس، زردکوه و گرین متکامل تر و توسعه یافته تر از سیرک های ارتفاعات جوپار می باشند.
۱۶۶۲۰.

شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های ارزش ویژه برند در مقاصد گردشگری (مطالعه موردی: شهر خلخال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۸ تعداد دانلود : ۳۸۳
با توجه به اهمیت صنعت گردشگری و رقابتی تر شدن آن، به نظر می رسد مقاصد گردشگری به مانند دیگر محصولات مصرفی، به برند به عنوان هویت یگانه ای برای ایجاد تمایز بین خود و سایر رقبا، نیازمند هستند. شهر خلخال به دلیل دارا بودن جاذبه های گردشگری فراوان، در سال های اخیر، به مقصد محبوب گردشگران تبدیل شده است. این پژوهش بر آن است تا مؤلفه های ارزش ویژه برند از دیدگاه گردشگران داخلی سفر کرده به شهرستان خلخال را بررسی کند. این پژوهش جزو پژوهش های کاربردی است و برای انجام آن از پرسش نامه ای استفاده شد که برگرفته از پژوهش کونینک است. جهت نرمال بودن داده ها از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف استفاده شد که فرض نرمال بودن داده ها برای تصویر برند با 0.174، کیفیت ادارک شده با 0.186، آگاهی از برند با 0.210 و وفاداری به برند با 0.154 تأیید شد. بررسی فرضیه های تحقیق نشان می دهد که سه فرضیه از چهار فرضیه مورد نظر نگارندگان (آگاهی از برند با آماره T 5.22 ، تصویر برند با آماره 8.47 و وفاداری به برند با آماره 12.54 تأیید شد و یکی از فرضیه ها (کیفیت ادارک شده با آماره 0.594) رد شد. یکی از دلایل اینکه گردشگران کیفیت ادراکی مقصد گردشگری شهرستان خلخال را مناسب ارزیابی نکردند این است که زیرساخت های مناسبی در حوزه گردشگری در این شهرستان وجود ندارد. از طرفی، تصویر گردشگران از مقصد گردشگری شهرستان خلخال خوب بوده که از دلایل آن می توان به آب و هوای خوب، چشم اندازهای زیبا، محیط آرام، مردم مهمان نواز و ... اشاره کرد. لذا باید از چشمانداز طبیعی محافظت گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان