هدف این مقاله بررسی سیر تحول تاریخی در بستر جغرافیایی محلات آن است؛ چیزی که به شکل گیری محلات فعلی تهران انجامیده است. در این مقاله نگارنده سعی نموده تهران را در هفت مرحله حساس تاریخ شکل گیری آن مطالعه کرده و محلات گذشته آن را با محلات فعلی تطابق دهد. بیشتر بحث‘ حول محور مکان جغرافیایی محلات قدیم و تجسم دیروز تهران بر پیکره امروز استوار است. به عبارت دیگر مقاله حاضر بر اساس بستر جغرافیایی محلات تهران در طول تاریخ شکل گیری آن تدوین شده است.
همان طور که در بخش اول این مقاله یادآور شدیم‘ امروزه در مکانیزه نمودن تبدیل نقشه های دستی و تصویری به نقشه های کامپیوتری برای سیستمهای اطلاعات جغرافیائی‘ در سازمانهای اجرائی و مراکز علمی ایران از روشهای متداول استفاده می شود. لکن برای دقت و سرعت عمل و قدرت تشخیص بالاتر در پردازش تصویر و شناسائی الگوها‘ روشهای هوشمند از جمله روش ژنتیک دارای مزایای بیشتر است. در این تحقیق روش جدیدی به عنوان ابزاری سودمند جهت تشخیص الگوی سمبلهای جغرافیائی در نقشه های اطلاعات جغرافیائی (GIS) مورد بررسی قرار گرفته است.
در اجرای طرح ساماندهی شهر تهران‘ برنامه ریزی با هدف توزیع مناسب فضایی سازمانهای موجود صنفی از جمله میادین میوه و تره بار مد نظر قرار گرفت. انتقال میادین میوه و تره بار از داخل شهر به محل جدید‘ ضرورت بررسی همپیوندی واحدهای مرتبط با این سازمان صنفی را آشکار ساخت و بدین لحاظ نظام عملکردی سردخانه ها و انبارهای سرد تهران به عنوان یکی از شاخص ترین واحدهای همپیوند با میادین میوه و تره بار تؤام با پیش بینی نیازهای موجود و آتی آن در قالب یک پروژه تحقیقاتی مطرح شد. در یک طبقه بندی کلی و با تهیه پراکندگی سردخانه های موجود تهران مشخص گردید که از کل 32 واحد سردخانه ای تنها 19 واحد در جهت ارائه خدمات به عموم فعالیت دارند و بقیه در اختیار اهداف بخشهای تولیدی و بازرگانی و دیگر مؤسسات خصوصی هستند. ارتباط عملکردی و ظرفیت مفید سردخانه هایی که به خدمات عام اشتغال دارند به ترتیب برای سردخانه هایی که با میدان میوه و تره بار رابطه قوی دارند 70 درصد‘ متوسط 50 درصد و ضعیف 20 درصد می باشد. این در شرایطی است که ضریب اشغال و سرانه بالایی در فعالیت سردخانه های موجود بدلیل نقش دولت و سازمانهای دولتی در نگهداری اقلام غذایی استراتژیک وجود دارد. ضعف رابطه عملکردی بین میادین سنتی میوه و تره بار و سردخانه های تهران با توجه به طرح انتقال میادین مزبور و استقرار در محل جدید‘ برنامه ریزی برای احداث سردخانه ها و انبارهای سرد را در کنار میدان جدید توجیه نموده و ایجاد رابطه عملکردی کارآمد بین آنها را ضروری می دارد. افزایش جمعیت توأم با تأثیر عوامل اقتصادی‘ اجتماعی در یک افق 25 ساله (1370-1395) گویای نیاز روز افزون به تأمین و توزیع مواد غذایی از جمله میوه و تره بار برای جمعیتی افزون بر دو برابر جمعیت حال حاضر تهران است. به عبارت دیگر میزان عرضه و مصرف میوه و تره بار در تهران که اکنون بالغ بر 4 میلیون تن در سال است‘ حجمی برابر با 13000 تن را جهت تخلیه و بارگیری روزانه در سردخانه ها شامل می شود. این مقدار با احتساب میزان ضایعات‘ جذب و گرایش بسیاری از واسطه ها بدلیل مکان یابی منطقی سردخانه و نیز پیش بینی جایگزینی میادین مرغ و گوشت در میدان جدید‘ نیاز به ظرفیتی برابر با 000‘20 تن را مشخص می دارد. بدیهی است با در نظر داشتن رشد جمعیت و افزایش تقاضا در افق 25 ساله‘ نیاز به ظرفیتی بالغ بر دو برابر وضع موجد قابل پیش بینی است. در احداث سردخانه و انبارهای سرد‘ استانداردهای مربوط به مکان گزینی‘ طراحی کالبدی و توجه به ویژگیهای محیطی مطابق آئین نامه های اجرایی تنظیم شده‘ قابل اجراست. نهایتاً بمنظور ارائه شیوه منطقی و صحیح در ایجاد ارتباط و همپینودی فراگیر از سطح میادین تولید تا حد توزیع بصورت خرده فروشی با در نظر داشتن اینکه در وضع فعلی یک برنامه اصولی و جامع و عملکرد سامان یافته در نظام توزیع میوه تره بار با سردخانه های موجود تهران وجود ندارد‘ الگوی مربوطه طراحی و در انتهای مقاله ارائه شده است.
این مقاله حاصل مقایسه عکسهای هوایی سالهای 1334 و 1374 می باشد و طی آن تغییر مسیر رودخانه ها در سطح دلتاهای جلگه ساحلی مشرق تنگه هرمز بررسی شده است. سپس طی یک کار میدانی نتایج بدست آمده با مسائل محیطی از جمله پوشش گیاهی‘ بافت رسوب‘ اقلیم‘ شیب توپوگرافی و در نهایت داده های زمین ساختی و تکنونیک به روش اختلاف تجزیه و تحلیل شده و نتایج زیر بدست آمده است. تعداد و وسعت تغییر مسیر رودخانه از مغرب به مشرق افزایش یافته و فاصله زمانی آنها کاهش می یابد و این مسئله همبستگی کاملی را با بالا آمدن خط ساحلی تحت تأثیر سابداکشن فعال نشان می دهد. علاوه بر این محل تغییر مسیرها نیز با این همبستگی از مغرب به مشرق به رأس دلتاها نزدیکتر می گردند. زیرا میزان بالا آمدن خط ساحلی از مغرب بندر عباس تا مشرق جاسک که به ترتیب از 5/0 تا 5/3 میلیمتر در سال افزایش می بابد. بنابراین بنظر می رسد عامل تکنونیک علت اصلی تغییر مسیرها بوده و هوا و سایر عوامل در درجه دوم اهمیت قرار دارند.