همپایى قرآن و عترت حاوى این نکته است که تفسیر قرآن را باید از عترت جست. همین موضوع ضرورت آشنایى بیشتر با سخنان اهل بیت را آشکار مى سازد و صحیفه سجادیه، خود ترجمان قرآن است. آشنایى بهتر با این کتاب آسمانى از نظر سند، شرحهاى آن، زمان، معارف مندرج درآن، ساختار و سرانجام کتابهاى دیگرى که در حکم جلدهاى بعدى آن هستند، از اهداف این نوشته است و امیدوار است به این پرسش ها پاسخ دهد که صحیفه سجادیه چگونه کتابى است و امام سجاد(ع) چرا معارف بلند الهى را در قالب نیایش بیان کرده است و سرانجام راهبرد نیایش در این زبور آل محمد (ص) چیست؟ مقاله «توصیفى» است و به روش کتابخانه اى تهیه و تدوین گردیده است و اشاره به عناوین معارف بلندى را که در صحیفه موجود است، مى توان از نکته هاى محورى تحقیق بر شمرد، از جمله: ژرفاى توحید، نبوت، امامت، تمسک به قرآن مجید.
نیازهاى مادى بشر یکى از واقعیت هاى زندگى است و دین و رهبران دینى همواره بر تأمین این نیازها از راه صحیح آن تأکید و انسان را به تلاش و کسب درآمد حلال تشویق کرده اند. ولى با توجه به برخى روایات این شبهه در ذهن زنده مى شود که گویا اسلام فقر را مى پسندد و از آن تجلیل مى کند. این مقاله در پى اثبات این مطلب است که فقر مورد تشویق، فقرمادى نیست، بلکه فقرمعنوى دربرابر قدرت بى منتهاى الهى موردنظر مى باشد.اسلام فقر را زمینه ساز فساد مى داند و ایجاد فساد را از عمده ترین اهداف شیطان و انسان هاى شیطان صفت مى شمارد. از این رو پیروان خود را به کسب درآمد از راه شرعى تشویق نموده، راه هایى را براى مبارزه با فقر معرفى کرده است. نیز با فساد اقتصادى و مالى چون رشوه، رانت خوارى و اختلاس به شدت به مبارزه برخاسته و رواج رفاه طلبى و ثروت اندوزى را باعث فراموشى ارزش هاى دینى و انحطاط جامعه مى داند. اسلام تبعیض را از هر نوع آن محکوم مى کند و آن را یکى از راه هاى گسترش فساد و فقر مى شمارد که باید با آن مبارزه کرد.
یکی از شاخصههای تمدن مدرن، مفهوم فاخر «حق» است که معیاری برای قانوننویسی در تمام کشورها و مکاتب و مسالک شده است. البته در پس دوران روشنگری، حق در مقابل تکلیف قرار گرفت و فیلسوفان و سیاستمداران برای عقب نشاندن دوران کلیساها (سنت) تلاش کردند.
به نظر آقای ماهرویان مشکل اصلی انسان شرقی به ویژه مردمان ایران زمین در این است که از سویی خود را علاقهمند به تجدد نشان میدهند و از دیگر سو به شدت وابسته به سنّتهای فکری و تاریخی خود هستند. و این موجب شده است که در نسبت بین تجدد و مدرنیته و سنّتهای فکری، دینی، تاریخی خود، نه سنّت خود را آنگونه که هست و نه تجدد را آنگونه که شایسته آن است، بشناسد. در حالی از تجدد حرف میزنیم که هیچیک از مؤلفههای اصلی مدرنیته در سرزمین ما جامه تحقق بر تن نکرده است. نهایت اینکه تنها راه بیرون رفت از مشکلاتی که با آنها دست به گریبانیم این است که خرد مدرن و مدرنیته ایرانی را ایجاد کنیم و الا محکوم به فروپاشی خواهیم بود.
پروفسور سیدحسن امین به مقایسه حقوق بشر جهانی با حقوق بشر منطبق با نظامهای دینی از جمله اسلام میپردازد و با بیان اموری به عنوان امتیازات حقوق بشر جهانی (غربی) از جمله آزادی فکر ومذهب وآزادی تغییر مذهب نوعی تفوق را برای حقوق بشر غربی قائل شده و معتقد است که نظامهای دینی نیزباید کثرتگرایی دینی را بپذیرند تا بتوانند با حقوق بشرغربی همآوا گردند.
این مقاله به کالبد شکافی تاریخی واژه روشنفکری در ایران میپردازد. و در آن آغاز استعمال این واژه را شروع حکومت قاجار میپندارد. در ادامه از روشنفکرانی چون عباس میرزا قاجار، میرزا تقیخان امیر کبیر، میرزا صالح شیرازی، میرزا جعفرخان مشیرالدوله تبریزی، فتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان و سید جمالالدین اسدآبادی در پیدایش روشنفکری در ایران نام میبرد و به اجمال به نقششان در تاریخ اندیشگی ایران میپردازد.
آیةاللّه موسوی بجنوردی در این مقاله، طبع و عقل بشری را بدون هیچ قید و شرطی ملاک سنجش احکام شرع قرار داده و هر آنچه که با این دو مخالف باشد را ـ حتی آیات صریح و روایات صحیح ـ مردود و یا قابل تأویل و تخصیص دانسته است. با این میزان بدون بررسی ادله شرعی مواردی از قبیل ازدواج دختر نابالغ به اذن ولی و ختنه دختران را مصداق خشونت میداند. وی خشونت نبودن جزائیات اسلام را بدین گونه توجیه کرده است که اسلام با طرح قاعده «ادرئوا الحدود بالشبهات» و «توبه» و مانند آن، در حقیقت در صدد اجرای جزائیات نیست تا خشونت تلقی شود و هدف اسلام از تشریع آنها بازدارندگی و اصلاح است. وی در پایان گزارشی از عملکرد سازمان ملل در رفع خشونت علیه زنان ارائه داده و مفاد اعلامیه رفع خشونت علیه زنان را آورده است.
آقای محمدرضا خاتمی در مصاحبهای، تحت عنوان «بر آزادی خصوصی تأکید داریم» در روزنامه اقبال چاپ شده است، مطالب متعددی را بیان کردند که به برخی از آنها بهطور خلاصه اشاره میکنیم: 1. ما حکم حکومتی را اصلاً قبول نداریم، زیرا همه چیز در قانون اساسی مشخص شده است و در صورت بروز اختلاف راهکار قانونی برای آن در قانون آمده است و اگر در مواردی هم به این مسئله مانند اخراج قانون مطبوعات از دستور کار مجلس ششم رضایت دادیم بخاطر احترام به نظر جمع بوده است؛ 2. آزادی افراد در حوزه خصوصی، تا زمانی است که مزاحم آزادی دیگران نشود و در حیطه خصوصی افراد، فقط خداست که میتواند دخالت کند نه نمایندگان او، لذا نیروی انتظامی نباید به حوزه خصوصی افراد دخالت کند؛ 3.اشخاص در استفاده از اینترنت آزادی کامل دارند و مجازند تا به هر کجا که خواستند سر بزنند و در این زمینه هیچ کس حق کنترل ندارد؛ 4. حرمت شنیدن صدای زن مربوط به قبل بود ولی اکنون فتوای صریح در خصوص تجویز استماع زن وجود دارد.
نویسنده در این نوشتار به دیدگاه استاد مطهری درباره روحانیت اشاره کرده است. ایشان مینویسد از نظر شهیدمطهری سرنوشت جمهوری اسلامی ایران به اندیشه و عملکرد روحانیت بستگی دارد؛ سپس با ذکر آفاتی مانند عوامزدگی که موجب فلج شدن جامعه روحانیت گردیده است به ضرورت اصلاحات در نهاد روحانیت تأکید ورزیدهاند.