درخت حوزه‌های تخصصی

ادبیات تطبیقی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۲۱ تا ۳٬۷۴۰ مورد از کل ۳٬۷۹۷ مورد.
۳۷۲۱.

خوانش امر روزمره در سروده های فروغ فرخزاد بر مبنای سه گانه فضایی هانری لوفور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۲
این پژوهش با هدف تحلیل امر روزمره در شعر فروغ فرخزاد از منظر نظریه تولید فضای هانری لوفور سامان یافته است.پرسش اصلی تحقیق آن است که چگونه شعر فروغ از بازنمایی منفعل امر روزمره، به خلقی آگاهانه و زیسته از فضا و زندگی روزمره گذر می کند.از آنجایی که نظریه لوفور در سه سطح«فضای ادراک شده»،«فضای تصور شده»و«فضای زیسته»سامان دارد،مقاله حاضر کوشیده است تا با تکیه بر تحلیل محتوای کیفی و خوانش تطبیقی،سه مرحله اصلی تطور شعری فروغ را با این سه ساحت فکری تطبیق دهد.روش پژوهش برمبنای تحلیل گفتمان انتقادی و نشانه معناشناسی فرهنگی است که امر روزمره را نه صرفاً در سطح موضوع یا مضمون،بلکه به مثابه ساختار زبانی و فضایی درون متن بررسی می کند.در مرحله نخست،سه دفتر ابتدایی فروغ (اسیر، دیوار، عصیان)به مثابه نمود«فضای ادراک شده»تحلیل شده اند،جایی که بدن و فضا در وضعیت ابژکتیو و انفعالی قرار دارند و نظم مسلط روزمرگی بازتولیدمی شود.در مرحله دوم،دفتر تولدی دیگر نماینده«فضای تصورشده»است؛فضایی که در آن شاعر به آگاهی از ساختارهای سلطه دست می یابد و بدن و زبان را به ابزار بازآفرینی فضا تبدیل می کند.در مرحله سوم،با تحلیل دفتر شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد،امر روزمره به سطح«فضای زیسته» ارتقاءمی یابد،جایی که تجربه شاعرانه با زیست فلسفی درهم می تند و فضا به بطن آگاهی شاعر بدل می شود.نتایج تحقیق نشان می دهد که شعر فروغ،هم چون طرحی میکروسکوپیک از نظریه لوفور،فرایند تاریخی آگاهی از فضا را درون زبان و بدن شاعر بازتاب می دهد.در این مسیر،فروغ با عبور از روزمرگی به مثابه تکرار،به سوی روزمرگی به مثابه آفرینش حرکت می کندو از خلال همین فرایند،شعر او به پدیدارشناسی زیست زنانه و بازتولید خلاق امر روزمره در متن بدل می شود.
۳۷۲۲.

تحلیل شخصیت های داستانی با رویکرد نقد روانکاوانه در ترجمه داستان-های کوتاه ولگرد گی دو موپاسان و کوتوله میخائیل نعیمه براساس نظریه آلفرد آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۲
بررسی رابطه ادبیات با سایر علوم انسانی یکی از رویکردهای ادبیات تطبیقی است و ادبیات را خارج از بافت فرهنگی و مناسبات آن با سایر علوم به درستی نمی توان شناخت. روان شناسی از جمله این علوم است که به تبع آن «نقد ادبی روانکاونه» شکل گرفت. «آلبر دو موپاسان» و «میخائیل نعیمه» تقریباً در یک برهه زمانی واحد می زیستند و شخصیت های اصلی دو داستان کوتاه آنها تحت عناوین ولگرد و کوتوله از دیدگاه نقد روانکاوانه، دارای وضعیتی مشابه هستند و قابلیت واکاوی تطبیقی براساس نظریه شخصیت آلفرد آدلر را دارند. «احساس حقارت»، «عقده حقارت»، «سبک زندگی»، «علاقه اجتماعی» و «غایت زندگی»  مهمترین مولفه های نظریه آدلر به شمار می رود. در این پژوهش با هدف شناخت هرچه بیشتر دو اثر، شخصیت های داستان های آنها و به تبع آن شخصیت خود نویسندگان از لابه لای آثار آنها، تلاش شده است شخصیت اصلی این دو داستان با روش تحلیل محتوا و در چارچوب مکتب آمریکا و براساس نظریه آدلر واکاوی تطبیقی شوند. نتایج تحقیق نشان داد که شخصیت هر دو داستان تحت تاثیرجامعه نابسامان نویسندگان شکل گرفته اند. عقده حقارت در ولگرد ناشی از توجه بیش از حد و همچنین بی توجهی است اما در کوتوله این عقده حقارت از مشکلات جسمی و قباحت منظر نشات می گیرد.
۳۷۲۳.

بررسی مؤلفه های فرهنگی سیاست نامه و قابوس نامه و تطبیق با مفاهیم شهروندی نوین با رویکرد توسعه فرهنگ شهروندی برمبنای مدل اینگلهارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۹۳
ادبیّات تعلیمی فارسی همواره، نقشی کلیدی در تبیین و انتقال ارزش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جوامع ایرانی ایفا کرده و بستری برای آموزش اصول حکمرانی، اخلاق اجتماعی و سبک زندگی بوده است. دو اثر برجسته در این حوزه، سیاست نامه و قابوس نامه، افزون بر ارائه آموزه های مدیریّتی و اخلاقی، بازتاب دهنده ارزش های جامعه عصر خود هستند و الگویی برای رفتار فردی و اجتماعی فراهم می کنند. این دو کتاب، هرچند در بستر تاریخی خاصی نگاشته شده اند، مفاهیمی بنیادین دارند که می توان آن ها را با اصول شهروندی معاصر مقایسه کرد. مدل اینگلهارت، به عنوان یکی از نظریّه های مهم جامعه شناختی، تغییرات فرهنگی جوامع را بر اساس دو محور سنت گرایی – سکولاریسم و بقا – خودبیانگری تحلیل کرده و نشان می دهد، جوامع، چگونه از ارزش های سنتی به سوی ارزش های مدرن تحوّل می یابند. با این مدل، می توان سنجید آموزه های این دو اثر کلاسیک تا چه حد با مفاهیم شهروندی مدرن مانند مشارکت اجتماعی، حقوق فردی، عدالت محوری، برابری و مسئولیت پذیری هم سویی دارند. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تطبیقی و روش کتابخانه ای، مؤلفه های فرهنگی سیاست نامه و قابوس نامه را شناسایی و میزان همگرایی یا واگرایی آن ها با مفاهیم شهروندی نوین بررسی کرده است. نتایج پژوهش، نشان می دهد که اگرچه بخش هایی از آموزه های این آثار، به ویژه در حوزه عدالت، مسئولیت اجتماعی و مشورت پذیری، با ارزش های شهروندی مدرن همسوست، اما مفاهیمی مانند اطاعت مطلق از قدرت، ساختار سلسله مراتبی و نگاه نخبه گرایانه، با اصول مشارکت محور و برابری طلب شهروندی امروز در تعارض اند. این یافته ها نشان می دهد این آثار، ضمن داشتن ظرفیت هایی برای تقویّت فرهنگ شهروندی، نیازمند بازخوانی انتقادی برای کاربست مؤثر در فضای اجتماعی امروز هستند.
۳۷۲۴.

حافظ در آیینه شعر حکیم نباتی(نگاهی به روابط بینامتنی نباتی با حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۹
بینامتنیت از تئوری های جدید ادبی است که روابط بین متون را می کاود. این تئوری ادبی با تأکید بر این که هیچ متن ادبی، مستقل نیست، دنبال ردّ پای متون در یک متن خاص است؛ متن را معرّقی از نقل قول ها و هر متنی را جذب و دگرگون سازی متن دیگر می داند. ادبیات ترکی آذری و نمایندگان این ادبیات، با نظر به اینکه این ادبیات متأثّر از ادب فارسی، رشد و گسترش یافته، روابط بینامتنی گسترده ای با ادب فارسی و شاعران بزرگ این ادبیات داشته اند. حکیم ابوالقاسم نباتی از جمله شاعران این ادبیات است که نشان ذهن و زبان حافظ را در جای جای دیوان او می توان دید و روابط بینامتنی او با حافظ در ساحات مختلف زبانی، مضمونی و فکری و صورت های خیال آشکار است. بر این اساس پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به کاوش روابط بینامتنی در ساحات مذکور اختصاص یافته و ابعاد مختلف بینامتنی نباتی با حافظ را بازکاویده است. حضور واژگان و ترکیبات، مضامین و موضوعات بخصوص مضامین رندانه و ریاستیزانه شعر حافظ، صور خیال رایج در شعر حافظ در شعر نباتی، دالّ بر این رابطه بینامتنی اند و پژوهش حاضر با آشکار کردن این نمودهای رابطه بینامتنی، ارتباطات هنری و روابط عمیق بینامتنی نباتی با حافظ را به اثبات رسانده و جایگاه حافظ را به عنوان شاعری اثرگذار در شکل دهی و بالندگی شعر نباتی مورد تأکید قرار داده است.
۳۷۲۵.

پردازش تطبیقی ربیعیات در سروده های صفی الدّین حلّی و منوچهری دامغانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۱
فصل بهار، یکی از موضوعات اصلی در حوزه وصف است که از دیرباز در ادبیّات، به شیوه هایی خلاّقانه، ظهور و بروز یافته است. صفی الدّین حلّی، شاعر ادبیّات عربی و منوچهری دامغانی، شاعر ادب فارسی در توصیف بهار، چکامه هایی ارزنده و زیبا سروده اند. آن ها ضمن آشنایی با علوم موسیقی، با بهره گیری از توانایی ستودنی خود در مشاهده طبیعت باطراوت و دنیای شگفت انگیز پیرامون شان توانسته اند مظاهر بهار را زیباتر از آنچه در واقعیّت است، به تصویر آورند. پژوهش حاضر کوشیده است تا به شیوه کتابخانه ای به تبیین جایگاه ادبی دو شاعر شهیر بپردازد و بارزترین مضامین توصیف بهار در اشعار آنان را با رویکرد تحلیلی- تطبیقی، مطابق مکتب ادبیّات تطبیقی فرانسه مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شاعران، با بهره گیری از هنر و توانمندی شگفت خود در توصیف دگرگونی های بهار، تصاویری نو و بدیع آفریده اند. مفاهیمی چون رستاخیز طبیعت، ابرهای گهربار، آسمان نیلگون، رودهای خروشان، آوای پرندگان، جوانه ها و شکوفه های رنگین، گل های رنگا رنگ، نسیم خوشبو، فضای عطرآگین بوستان، در اشعار شاعران، بیشترین بسامد را دارد. به نظر می رسد منوچهری، حتّی در مدایح خود، وصف بهار را از یاد نمی برد، امّا در شعر حلّی، مدح ممدوح، گاه در میان توصیف بهار، جلوه ای پُررنگ تر دارد.
۳۷۲۶.

بررسی تطبیقی کارکرد های جادویی سیب در گزیده ای از قصه های فولکلور ایرانی و اروپایی بر پایه نظریه ولادیمیر پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۷۶
این نوشتار به بررسی تطبیقی کارکردهای جادویی سیب در قصه های فولکلور ایرانی و اروپایی بر پایه نظریه ریخت شناسی ولادیمیر پراپ می پردازد. پژوهش بر اساس تحلیل ساختاری پراپ و کدگذاری خویشکاری ها، با بهره گیری از شاخص های آرنه–تامسون و مارزلف، انجام شده است. داده ها از منابعی چون فرهنگ افسانه های مردم ایران و قصه های برادران گریم گردآوری شدند. تحلیل روایت ها نشان می دهد سیب در هر دو فرهنگ دارای کارکردهایی مشابه، از جمله آبستن کنندگی، جوان کنندگی، و دگردیسی است، اما تفاوت های معناداری نیز دیده می شود. در قصه های ایرانی، سیب اغلب نماد حیات و باروری است (برای نمونه با نقش درویش به عنوان بخشنده)، در حالی که در قصه های اروپایی بر جنبه های درمانی یا فریبندگی آن تأکید شده است. یافته ها نشان می دهد سیب در قصه های ایرانی عمدتاً با تیپ های 303 و 550* (باروری) و در قصه های اروپایی با تیپ های 301 و 408 (نجات قهرمان) همخوانی دارد. این اشتراکات و تفاوت ها ریشه در اسطوره های مشترک و مؤلفه های فرهنگی خاص هر منطقه دارند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که سیب به عنوان بن مایه ای فرافرهنگی، هم در اسطوره ها و هم در قصه های فولکلور نقشی کلیدی ایفا می کند. با وجود شباهت در ساختار روایی، کارکرد آن تحت تأثیر جهان بینی هر فرهنگ شکل می گیرد. این مطالعه می تواند به درک بهتر اشتراکات ادبیات شفاهی و بازتولید این نماد در رسانه های معاصر یاری رساند.
۳۷۲۷.

نقد تطبیقی سیمای قهرمان در رمان های «همسایه ها» اثر احمد محمود و «چهره مرد هنرمند در جوانی» اثر جیمز جویس بر اساس نظریّه لارنس کلبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۷۴
قهرمانان از عناصر کلیدی داستان ها هستند که با رفتار خود حوادث داستان را شکل می دهند. بررسی تطبیقی سیمای قهرمانان در داستان های ملل مختلف می تواند نشانگر تفاوت های جامعه خاستگاه آنان باشد. یکی از ابزارهای مقایسه قهرمانان نظریّه های روانشناختی است. نظریّه روانشناختی معیار در این مقاله نظریّه اخلاقی کلبرگ است. در این نظریّه رشد اخلاقی افراد در سه سطح پیش قراردادی، قراردادی و فرا قراردادی مطالعه می شود. در پژوهش میان رشته ای حاضر قهرمانان در رمان «همسایه ها» و «چهره مرد هنرمند در جوانی» بر اساس نظریّه روانشناسانه اخلاقی کلبرگ بررسی و مقایسه می شوند. رمان «همسایه ها» اثر احمد محمود نویسنده ایرانی، اثری واقع گرا با لحنی برون گرایانه است؛ امّا رمان «چهره مرد هنرمند در جوانی» اثر جیمز جویس نویسنده ایرلندی تبار سبکی درونگرایانه دارد.لیکن تقارن زمانی تألیف دو کتاب و نیز سنخیّت جنسی و سنّی قهرمان دو کتاب، نقد تطبیقی را امکان پذیر می سازد. در این پژوهش تطبیقی-میان رشته ای به شیوه توصیفی تحلیلی کاربرد نظریّه روانشناسی اخلاقی کلبرگ در رفتار قهرمانان این دو رمان مطالعه و مقایسه می شود. این بررسی تأثیر دو فضای اجتماعی متفاوت را در رشد اخلاقی آن ها نشان می دهد و نیز در پی اثبات این مدّعاست که رشد اخلاقی افراد الزاماً در سطح سه متوقّف نمی شود؛ بلکه همان گونه که گاه موانع و مشکلات فردی و اجتماعی فرد را از تکامل اخلاقی باز می دارد، در شرایطی خاص فرد می تواند با تولدی دوباره، رشد اخلاقی خود را در مسیری دیگر آغاز کند.
۳۷۲۸.

بررسی و مقایسه بازنمود هویت در دو رمان نخلهای بی سر (قاسمعلی فراست) و رمان شب ها و روزها (کنستانتین سیمونوف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۵
این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی به بررسی بازنمایی هویت در دو رمان «نخل های بی سر» اثر قاسمعلی فراست و «شب ها و روزها» اثر کنستانتین سیمونوف می پردازد. مبانی نظری بر اساس نظریه بازنمایی استوارت هال، رهیافت هویت اسمیت و تاجفل، تحلیل ایدئولوژیک یورگن روله تدوین شده است. هدف، تبیین شباهت ها و تفاوت های بازنمایی هویت ملی، اجتماعی و فردی در بستر دو جنگ دفاع مقدس ایران و جنگ جهانی دوم در جبهه شوروی (روسیه) است. یافته ها نشان می دهد که در «نخل های بی سر» هویت ملی و دینی با تجربه فردی شخصیت ها، پیوند خورده و در مواجهه با بحران، تقویت می شود؛ درحالی که در «شب ها و روزها» هویت جمعی، تحت تأثیر ایدئولوژی سوسیالیستی و اصل انترناسیونالیسم مارکسیستی برجسته می گردد. تفاوت در بستر تاریخی، نظام فکری و سبک نویسندگی دو نویسنده بازتابی از تفاوت های فرهنگی و ایدئولوژیک دو جامعه است. این مقایسه نشان می دهد که ادبیات پایداری، باوجود اشتراک در مضامینی چون مقاومت و فداکاری، در ساختار هویتی خود متأثر از شرایط اجتماعی و فکری هر ملت است.  
۳۷۲۹.

بررسی طنز اجتماعی- سیاسی در اشعار واصف باختری و احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۹
طنز یکی از شگردهای ادبی و همچنان یکی از شیوه های مبارزات کلامی است که شاعران در جوامع سیاسی خفقان آور برای نقد عمل کرد زمامداران از آن بهره می برند. در نوشتار حاضر نگارنده کوشیده است تا طنز اجتماعی- سیاسی را در اشعار باختری و مطر مورد بررسی قرار دهد. اساس طنز این دو شاعر انتقاد از شرایط نابسامان جامعه افغانستان و عراق به منظور اصلاح و زدودن فساد است که بدون تردید جلوه های مشترک طنز هردو شاعر دردمند را همین موضوع شکل داده است و از جانب دیگر هدف طنز این دوشاعر به هیچ وجه خنداندن دیگران نیست؛ بلکه طنز آنها اهداف کلان و ارزشمندی همچون استعمار زدایی و فساد زدایی را درپی دارد، در اشعار این دو شاعر مضامین مشترک زیادی دیده می شود که در این مقاله با روش توصیفی_تحلیلی به این مضامین مشترک و تطبیق اندیشه های دو شاعر پرداخته شده است در نتیجه می توان گفت که همگونی های زیادی میان طنز باختری و مطر وجود دارد از جمله برخورد انقلابی و تحول آفرین هردو شاعر با زمامداران عصر خود از رهگذر طنز، نقد فساد اداری، نقد استعمار ستایی، دید اصلاح گرانه، بیان کردن درد مردم در قالب طنز و برخی مشابهت های دیگری که در این مقاله به صورت مفصل به توضیح آن  پرداخته شده است.
۳۷۳۰.

کاوشی در تطابق آرای کلامی امام محمد غزالی و عبدالرحمن جامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۹
امام محمد غزالی و جامی از برجسته ترین شخصیت های فرهنگی ایران زمین اند، این دو، دیدگاه های کلامی خود را در آثارشان بازتاب داده اند و در گرایشات غالب کلامی خود، پیرو اشعریه اند ولی با این همه در پاره ای موارد، آرای کلامی اشاعره را نمی پذیرند. تفاوت هایی در پاره ای آراء کلامی بین این دو وجود دارد. در پژوهش حاضر به آراء کلامی این دو در زمینه هایی مثل توحید افعالی، نگرش این دو نسبت به فلسفه، جبر و اختیار، مباینت و یگانگی ذات و صفات خداوندی، مسئله رویت، تشبیه و تنزیه، عقل ونگاه این دو به آن، معاد جسمانی و شفاعت پرداخته شده و اشتراکات و نکته های تفارق بین این دو در این ابعاد روشن شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان از آن دارد که که هم غزالی و هم جامی معتقد به توحید افعالی اند، ضد فلسفه اند، در مورد رؤیت، غزالی رؤیت را می پذیرد ولی بیشتر متمایل به رؤیت از طریق دل است و خداوند را منزّه از رؤیت جسمانی می داند، ولی جامی معتقد به رؤیت جسمانی است و در این مورد به شکل کامل از دیدگاه اشاعره تبیعت می کند. در عقل ستیزی و جبرگرایی نیز جامی نظر افراطی تری دارد؛ او در عقل ستیزی پیرو نگرش عرفانی است؛ حال آنکه غزالی جایگاه خاصّی برای عقل قائل است. در زمینه جبر و اختیار نیز، غزالی حد اوسط را برگزیده و جامی جبرگرای مطلق است. در مورد شفاعت و معاد جسمانی نیز تفاوت هایی در نگرش های این دو دیده می شود.
۳۷۳۱.

تحلیل مؤلفه های وجودشناسی نظریه برایان مک هیل در رمان «اگر شبی از شب های زمستان مسافری»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۲
نظریات پست مدرنیسم را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد. دسته اول شامل نظریه پردازانی همچون بری لوئیس، پیتر والن و دیوید لاج است که مجموعه ای از ویژگی های سبکی پست مدرنیسم را معرفی می کنند، از جمله عدم قطعیّت، پارانویا، و بی نظمی زمانی. دسته دوم، نظریه ای شاخص از برایان مک هیل است که برای توضیح پست مدرنیسم از مفهوم عنصر غالب در فرمالیسم روسی الهام گرفته است. مک هیل معتقد است که پست مدرنیسم بر وجودشناسی تمرکز دارد، در مقابل معرفت شناسی که عنصر غالب مدرنیسم است. وجودشناسی به بررسی ماهیت وجود و هستی می پردازد. مک هیل استدلال می کند که درک جهان، پیش نیاز پاسخگویی به پرسش های وجودشناسانه است، اما آثار مدرن از ارائه پاسخ های قطعی امتناع می کنند و خواننده را در عدم قطعیت وجودی قرار می دهند. حال این پژوهش در جستجوی پاسخ به این مسأله است که شگردها و مؤلفه های وجودشناسی در رمان اگر شبی از شب های زمستان مسافری از ایتالو کالوینو با توجه به نظریه برایان مک هیل کدامند و چگونه این شگردها و مؤلفه ها بر اساس نظریه برایان مک هیل در برجسته کردن عنصر وجودشناسانه این اثر نقش دارند؟ این پژوهش به بررسی رمان اگر شبی از شب های زمستان مسافری اثر ایتالو کالوینو می پردازد و تلاش می کند تا شگردها و عناصر وجودشناسانه در این رمان را بر اساس نظریه مک هیل شناسایی کند. نتایج نشان می دهد که این رمان با استفاده از تکنیک هایی مانند چندصدایی، عدم قطعیت، بی نظمی زمانی و مکانی، و پارانویا، به پیچیدگی و دشواری شهرت دارد و به خوبی عناصر وجودشناسانه را به تصویر می کشد.
۳۷۳۲.

همسنجی مؤلفه های بافت ساز متن از دیدگاه جرجانی و زبان شناسان قدیم عرب با نظرات برخی از زبان شناسان معاصر غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۷۰
بافت را می توان مطمئن ترین و مهم ترین ابزار مفسّر برای ورود به تحلیل متون چه دینی و چه غیر دینی دانست. نظرات پراکنده بافت شناسی جاحظ و ابن جنی پایه گذار نظریات جرجانی محسوب می شود و حال آنکه نظریات مدون جرجانی مقدمه ای است بر نظریات دانشمندان غربی متاخر از او مانند «اولمان»، «یاکوبسن»، «فرث» و« چامسکی». جرجانی بافت را در راستای رسیدن به معنا، می بیند و از همین گذر، فعالیت های او نسبتاً منسجم و در چارچوب علم مدرن معناشناسی کاربردی تبیین می گردد.  این مقاله می کوشد تا با شیوه توصیفی – تحلیلی به معرفی و همسنجی برخی از مولفه های بافت ساز در نزد زبان شناسان قدیم عرب و زبان شناسان معاصر غربی با نظرات بافت شناسی جرجانی که اصالتا ایرانی است بپردازد و با تطبیق آنها با هم، رویکرد بافت شناسی هر سه گروه را به متن بازتاب دهد.بافت موقعیت که در نزد جرجانی به «اقتضای حال مخاطب و شنونده» شناخته می شود؛ در نزد همه زبان شناسان غربی و مسلمان مورد بحث، نقطه اشتراک است. در مبحث بافت درون زبانی بحث الفاظ و ارتباطات آن با معنا و همچنین بحث آوا شناسی در نظریات ابن جنی و جاحظ و همچنین فرث مطرح است. نقش های ارتباطی الفاظ میان جمله های متن که ماهیت تقویت ساختار بافت کلام را دارند؛ در نزد یاکوبسن و جرجانی از جمله مواردی است که نقطه اشتراک آن دو در بررسی بافت کلام شناخته می شود. البته نباید قواعد ترکیبی را از نظر دور داشت چرا که در حقیقت بافت کلام محصول حضور الفاظ در ترکیب کلام هستند، این مهم نیز نقطه اشتراکی زبان شناسان غربی و جرجانی می تواند قلمداد شود. ترکیب های نحوی در نزد جرجانی و چامسکی به عنوان مولفه بافت ساز شناخته می شود و نقش تولیدی نحو یا به عبارت دیگر دستور زایشی باعث ایجاد و شکل گیری ساختار بافتی در جمله و نیز کلام در نزد این دو زبان شناس شده است.
۳۷۳۳.

بررسی تطبیقی رمان های محمد سناجله و لیلا صادقی از منظر ادبیات دیجیتال (با تکیه بر رمان های شات، صقیع، اگه اون لیلاست پس من کی ام؟ و وقتم کن تا بگذرم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۶
یکی از مهم ترین گونه های ادبی جدید «رمان رئالیستی دیجیتال» است که از داده های دیجیتالی، اطلاعاتی و تکنیک های فن آوری برای ساختن کالبد روایی و محتوایی بهره گرفته است. این گونه ادبیِ جدید در پرتو واقعیت دیجیتال مجازی و مسائل انسان معاصر به دگرگونی هایی می پردازد که فرد را برای عبور از دنیای واقعی به دنیای مجازی همراهی می کند. محمد سناجله در ادبیات عربی و لیلا صادقی در ادبیات پارسی به این گونه جدیدِ روایی نظر داشته و آثاری را در این زمینه خلق کرده اند. هدف از انجام این پژوهش واکاوی انگیزه های نویسندگان یاد شده در پرداختن به این گونه جدید ادبی و یافتن نقاط اشتراک و تفاوت آثار آنهاست. مهم ترین نتایج این جستار که با  تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی به مقایسه رمان های مذکور می پردازد، حاکی از آن است که در این رمان ها از نظر ظاهر و محتوا و نیز انتقال انسان از دنیای واقعی به دنیای مجازی، با یکدیگر شباهت دارند؛ اما در نحوه به کارگیری این عناصر با یکدیگر تفاوت دارد. به عنوان مثال سناجله از سه نوع تصویر یعنی تصویر متحرک همراه با صدا، تصویر ثابت همراه با صدا و تصویر ثابت بدون صدا بهره گرفته است، حال آنکه لیلا صادقی، تنها از نوع سوم؛ یعنی تصویر ثابت و بدون صدا بهره گرفته است.
۳۷۳۴.

بررسی مولفه های اجتماعی و فرهنگی در رمان های «شکر تلخ» و «عزاداران بیل» (براساس نظریه تکوینی گلدمن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۹
لوسین گلدمن، جامعه شناس ادبی، ادبیات را بازتابی از زمینه های اجتماعی و تاریخی می داند که به درک آگاهی جمعی کمک می کند. او بر اهمیت تحلیل عوامل اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری آثار ادبی تأکید دارد و معتقد است که اثر ادبی نمایانگر زندگی روزمره و جهان بینی نویسنده است. گلدمن رویکردی دیالکتیکی دارد و آثار ادبی را محصول تعامل بین طرحواره های ذهنی نویسنده و آگاهی اجتماعی طبقه اش می بیند. تحلیل او از رمان شامل دو مرحله "دریافت" و "تشریح" است، که در آنها ساختار اثر ابتدا درک و سپس در چارچوب ساختار اقتصادی-اجتماعی تفسیر می شود. این نظریه، که فراتر از جامعه شناسی ادبیات است، به درک پیچیده تری از رابطه بین آگاهی انسان و سازمان اجتماعی منجر می شود.در این پژوهش به تحلیل محتوایی دو اثر "عزاداران بیل" و "شکرتلخ"پرداخته شده است. در تحلیل محتوای کیفی دو داستان از مجموعه داستان های "عزاداران بیل" و "شکرتلخ"، تأکید بر فقدان امکانات، فقر، خرافات و ساده دلی است. این عوامل به شیءوارگی و بیگانگی از خود منجر شده اند. در "عزاداران بیل" با جمعیتی مسأله دار و در "شکرتلخ" با فردیت افراد مواجهیم. "شکرتلخ" ساختار اقتصادی پیچیده تری دارد و به جزئیات واقعه های تاریخی می پردازد، درحالی که "عزاداران بیل" بیشتر نمادین است. این پژوهش نشان دهنده تفاوت های ساختاری دردو اثر و نحوه تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آنها را بر جامعه را بازتاب می دهد.
۳۷۳۵.

خوانشی جامعه شناسانه از رمان های بهشت و دوزخ و من تا صبح بیدارم از جعفر مدرس صادقی و رمان های خوشه های خشم و ماه پنهان است از جان اشتاین بک بر اساس نظریه بازتاب لوکاچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
هر اثر چارچوب فکری نویسنده را نشان می دهد، اما باید دانست که منشأ این چارچوب فکری تنها تفکر خود نویسنده نیست بلکه جامعه و تحولات آن نقش اساسی در پیدایش آن افکار دارند و به همین دلیل است که هر نویسنده تفکر معینی درباره جامعه دارد. جعفر مدرس صادقی و جان اشتاین بک پیوسته کوشیدند تا نشان دهند چگونه جامعه مدرن در جهت انقیاد و استثمار طبقات فرودست و تضادهای طبقاتی به کار گرفته شده است. از این رو، پژوهش حاضر می کوشد با بهره گیری از نظریه بازتاب لوکاچ و با روش توصیفی-تحلیلی به واکاوی مؤلفه های اجتماعی در رمان های بهشت و دوزخ و من تا صبح بیدارم از مدرس صادقی و رمان های خوشه های خشم و ماه پنهان است از اشتاین بک به صورت تطبیقی بپردازد. واکاوی این رمان ها نشان می دهد، هر دو نویسنده می کوشند تا سنت های اجتماعی را در آثار خود منعکس نمایند و به نوعی روایتگر فرهنگ حاکم بر جامعه باشند. هر دو نویسنده با بازنمایی مسائل اجتماعی چون فقدان آزادی، اعتصاب، سرکوب و مسائل سیاسی به انعکاس ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه می پردازند. همچنین شخصیت های این رمان ها اغلب افراد آسیب دیده اجتماعی هستند که در تلاش اند تا خود را با هویتی که جامعه بر آن ها تحمیل می کند، تطبیق دهند که در این انطباق هویت عموماً شکست می خورند.
۳۷۳۶.

بررسی بازتاب دگردیسی افراط و تفریط در چهار عنصر، از اسطوره به حماسه در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۱
بر بنیاد اسطوره های ایرانی بندهشی، نظم و تعادل و میانه روی، خواسته و داده ی اهورامزداست و برابر با مفاهیم بهشتی و کمال مطلوبیت است. در نبرد نخستین هرمزد و اهریمن که به تبع آن تا فرجام و در اسطوره های فرجام به درازا می انجامد؛ اهریمن سوگند یاد کرده است که با آفریده های مطلوب اهورمزدا نبرد نماید و همه را نابود کند. اهریمن با ایجاد افراط و تفریط تلاش می کند مطلوبیت آفرینش هرمزدی را از میان بردارد و تعادل و میانگی بهشتی را به آشوب و هرج و مرج و دروج (آشفتگی) بدل نماید. یکی از ممیزه های دروج و بی نظمی - که خواست و داده ی اهریمن است - افراط و تفریط به دستیاری دیو آز است. بر این بنیاد در جستار پیش رو، کوشش شده است تا بازتاب چنین پنداره های اسطوره ای که در حماسه ملی در متن داستان ها دگردیسی یافته و تجلی یافته است؛ در چهار عنصر سازنده ی گیتی (آب، خاک، باد و آتش) نشان داده شود. بدین منظور در شاهنامه فردوسی، مواردی از خشم و انگیختگی و بی سامانی در مظاهر چهار عنصر را که به سود انیران و نیروهای ستیزنده با ایران کنش ورزی داشته اند، شرح و تفسیر نهاده ایم. افراط و تفریط در آب، خاک، باد و آتش را که سبب گرفتاری جبهه ی نیکی و یلان حماسی شده بود و به یاریگری دشمنان ایران انجامیده بود در قالب دگردیسی پنداره های اسطوره ای به حماسی شرح داده ایم. روش این تحقیق، توصیفی - تحلیلی و شیوه ی نگارش آن، کتابخانه ای و تطبیقی بوده است و هدف اصلی تحقیق؛ کشف و بازنمون افراط و تفریط و آشفتگی اهریمنی در چهار عنصر در شاهنامه ی فردوسی بوده است.
۳۷۳۷.

آزادی و تعهّد اجتماعی در آیینه شعر معاصر عربی و فارسی: نگاهی تطبیقی به جهان شاعرانه قاسم حدّاد و احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۶۲
شعر معاصر همواره بازتابی از تحوّلات اجتماعی و سیاسی بوده است و در این میان، قاسم حدّاد و احمد شاملو، به عنوان دو شاعر متعهّد، نقش بسزایی در ادبیّات عربی و فارسی ایفا کرده اند. این پژوهش با رویکردی تطبیقی و در چارچوب مکتب آمریکایی ادبیّات تطبیقی، مفاهیم آزادی، تعهّد اجتماعی و عدالت را در آثار این دو شاعر بررسی می کند. حدّاد، با زبانی استعاری و ساختارشکنانه، تجربه های تلخ سرکوب و مقاومت را به تصویر می کشد. در حالی که شاملو، با استفاده از زبانی صریح و آهنگین، ظلم و استبداد را به چالش می کشد و به دفاع از حقوق انسانی می پردازد، در این پژوهش، ابتدا زمینه های اجتماعی و تاریخی شعر هر دو شاعر بررسی شده و سپس شیوه استفاده از نمادها، استعاره ها و فرم های نوین شعری در بیان تعهّد اجتماعی و آزادی خواهی تحلیل می شود. همچنین، میزان تأثیرگذاری آن ها بر شاعران معاصر عربی زبان و فارسی و جایگاه جهانی شان در ادبیّات مقاومت مورد بررسی قرار می گیرد. یافته ها نشان می دهد که هر دو شاعر، با وجود تفاوت های سبکی، توانسته اند تعهّد اجتماعی را در قالبی نوآورانه بازآفرینی کرده و ادبیّات را به ابزاری مؤثّر برای بیدارسازی، مبارزه و آگاهی بخشی تبدیل کنند. آثار آن ها همچنان الهام بخش جریان های شعری منتقد و آزادی خواه در سطح منطقه ای و فرامنطقه ای است.
۳۷۳۸.

تبیین معادلات ارتباطی در داستان رستم و سهراب بر اساس الگوی کنشگران اجتماعی ون لیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۱
داستان رستم و سهراب از شاهنامه فردوسی، با درون مایه ای تراژیک، بستری مناسب برای تحلیل مناسبات اجتماعی و ارتباطات انسانی است. الگوی کنشگران اجتماعی ون لیون، با تأکید بر نحوه بازنمایی شخصیّت ها و ساختارهای ارتباطی، ابزاری دقیق برای تحلیل معادلات ارتباطی در این داستان است. این الگو شامل مؤلفه هایی چون حذف، اظهار، مشخّص سازی و نامشخّص سازی تشخّص زدایی و تعیین ماهیّت است. این پژوهش، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، به بررسی معادلات ارتباطی داستان رستم و سهراب بر اساس این مؤلفه ها پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که حذف کنشگران فرعی، برجسته سازی قهرمانان اصلی و تفکیک نکردن برخی مفاهیم، به تقویّت پیام های حماسی و تراژیک داستان کمک کرده است. تشخّص زدایی از طریق اندام مداری و ابزارمداری، تأثیر عاطفی نبرد رستم و سهراب را تشدید کرده و روایت را از سطح فردی به لایه های اجتماعی و فرهنگی ارتقا داده است. نتایج این تحلیل نشان می دهد که فردوسی با بهره گیری از الگوهای ارتباطی، تعارض میان قدرت، آگاهی و ناآگاهی را به گونه ای هنرمندانه به تصویر کشیده است. الگوی ون لیون امکان تبیین عمیق تری از لایه های پنهان و معانی اجتماعی این اثر حماسی را فراهم آورده است.
۳۷۳۹.

جلوه های «فرودست» اسپیواک در شخصیت های زن دو رمان جای خالی سلوچ و عرس الزین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
نقد پسااستعماری پژوهشی است میان رشته ای که یکی از مهم ترین شاخه های نظری آن مطالعات فرودستان است. اسپیواک از پیشگامان رویکرد فرودست پسااستعماری است. وی متون ادبی را جایگزین مناسبی برای بیان تاریخ فرودستان قلمداد می کند. دولت آبادی و صالح دو رمان نویس معاصر ایرانی و سودانی در رمان های خود «جای خالی سلوچ» و « عرس الزین» به بازنمایی مشکلات فرودستان؛ ازجمله زنان می پردازند. در این تحقیق به روش تحلیلی– توصیفی، با تکیه بر الگوهای ادبی اسپیواک، مشخص می گردد که در دو اثر پسااستعماری جای خالی سلوچ دولت آبادی و عرس الزّین طیب صالح به مشکلات زندگی پرمشقّت جامعه روستایی، به ویژه اعمال خشونت های پنهان و نهادینه شده مردان علیه فرودستان خاص همچون، زنان، دختران، پرداخته شده است و وجوه مشترک هویت و عاملیت قهرمانان زن خودآیین دو روایت موردنظر که باخودآگاهی و گفتمان های خلاقانه و خردمندانه، می کوشند در جنبش های روزمرّه و تدریجی، نیروهای متناقض درونی و در پی آن روابط با مردان فرصت طلب و سودجوی را تعدیل و تنظیم نمایند، به تصویر کشیده شده است. به موازات این بازنمایی ناهمگونی دیدگاه تردیدآمیز و وهم آلود دولت آبادی با نگاه خوش بینانه طیب صالح به آینده جامعه روستا نشین ایران و سودان، به تفاوت های انکارناپذیر فرهنگی و طبقاتی ستمدیدگان به ویژه زنان به سیر رخدادهای اجتماعی، سیاسی، زیستی و اقتصادی انحصاری زمان وقوع داستان نسبت داده شده و نتایج حاصل از آن در تمثیل های نمادین پایان هر دو روایت انعکاس یافته است.
۳۷۴۰.

بررسی تطبیقی مدرنیسم در رمان های «سه دختر حوا» اثر الیف شافاک و «چراغ ها را من خاموش می کنم» اثر زویا پیرزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶۴
این پژوهش نمودهای مدرنیسم را در دو رمان «سه دختر حوا» از الیف شافاک و «چراغ ها را من خاموش می کنم» از زویا پیرزاد با رویکردی تطبیقی تحلیل می کند. شافاک، نویسنده ترکیه ای، از طریق درون مایه های هویت و دین، تناقض های زندگی مدرن ترکیه را بازتاب می دهد، در حالی که پیرزاد، نویسنده ایرانی-ارمنی، به زندگی روزمره با نگاهی دقیق و شاعرانه پرداخته و تجربه های زیسته شخصیت ها را ملموس می سازد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نحوه به کارگیری مؤلفه های مدرنیستی، از جمله توجه به درونیات شخصیت ها، جریان سیال ذهن، و تغییر زاویه دید در ساختار روایی هر دو رمان می پردازد. یافته ها نشان می دهد که هر دو نویسنده از تکنیک های مدرنیستی برای تقویت عمق روایتی و بیان چندلایگی تجربه های انسانی بهره گرفته اند. شافاک با استفاده از ساختار غیرخطی و تغییرات زاویه دید، پیچیدگی روانی و اجتماعی شخصیت ها را برجسته کرده، در حالی که پیرزاد، با تمرکز بر جزئیات و ساختار غیرمتعارف زمان، به بیان احساسات و کنش های روزمره معنا و عمق می بخشد. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که مدرنیسم به عنوان یک جریان فکری، در آثار این دو نویسنده ابزاری مؤثر برای بازنمایی جهان متناقض و چندوجهی معاصر به شمار می رود؛ جریانی که با ایجاد لایه های متعدد معنایی و دعوت مخاطب به تجربه تفکرات پیچیده، بر تحول روایت های مدرن تأثیرگذار بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان