بررسی و تحلیل سبک شناسانه آثار ارزشمند ادبی، رویکردی علمی و روشمند در نقد ادبی
و نظریه ادبیات است و در شناخت و معرفی اسلوب فردی پدیدآورندگان هر اثر یا یک دوره
تاریخی از اهمیت والایی برخوردار است . در این رویکرد، شناخت عناصر سبکی که کوچ ک -
ترین جزءو عامل سازنده سبک آن نیز محسوب می شود، هم از نظر شکل و هم به لحاظ
عملکردی که در آثار ادبی برعهده دارد، در نمایاندن گوشه هایی از جهان هنرمند و نگرش وی
به جهان نقشی اساسی ایفا می کند.
هنرنمایی های خاقانی شروانی در قصایدش، از دیر باز به لحاظ صورت و محتوا مورد
توجه بسیاری از شعرا، پژوهشگران و منتقدان قرار گرفته است . این بخش از اشعار او، علاوه
بر مختصات سبک دوره، برخی مختصات سبک فردی را نیز دارد که شناخت آنها نیازمند
مطالعات دقیق سب کشناختی است. یکی از این ویژگیها و مختصات مهم زبانی، گزینش و
به کارگیری منظم ومتنوع اعداد است . این ویژگی زبانی، به دلیل بسامد بالای آن، به مرز
نوآوری رسیده است؛ چراکه وی با ایجاد تناسبات متنوع میان اعداد، اهداف هنری و بلاغی
خاصی دنبال می کند. این مقاله، جلوه های متنوع این نوآوری زبانی را به عنوان مختصه ای
فردی در سبک قصیده سرایی خاقانی، بررسی کرده است.
مکتب اعتزال از فرقه های کلامی عقل گرایی است که دیدگاه های متکلمانش به آرای شیعه و از جمله اسماعیله بسیار نزدیک است. از سوی دیگر آثار حکیم ناصرخسرو، متکلم برجسته اسماعیلی، عرصه بیان اندیشه های اسماعیلی است که از رهگذر مقایسه آثار او و معتزله می توان به شباهت ها و اختلاف های این دو نحله فکری دست یافت. بحث های مشترک میان اکثر متکلمان عبارت است از: صفات حق، رؤیت خداوند، کلام خدا، آفرینش، عدل، جبر و اختیار. در این مقاله سعی می شود ضمن بررسی دیدگاه های ناصرخسرو و معتزله نقاط اختلاف و اشتراک دو مکتب اعتزال و اسماعیلی نمایانده شود.