از میان نقش ها و آثار مینیاتوریکه در جایجایمکان هایتاریخینقش بسته میتوان تا حدیبا فرهنگ کهن و اداب و رسوم باستان ایران اشنا شد. در میان این نقش ها مجلس هایبزم نیز جلوه نماییمیکند، مجالسیکه در آن شاهد رقص هایینیز هستیم. این مقاله بران است تا جنبه هایگوناگون این رقص ها بررسیشود و در ادامه به سماع که رقص صوفیان بحساب میرود، پرداخته میشود. این دو گونه رقص در طول تاریخ مفاهیمیداشته است که با سیر و تامل در بزم هاییچون بزم هایپادشاهان و صوفیان میتوان از میان ان ها نکاتیرا دریافت، اما مثنویمعنوینیز اشاره هاییبدین موضوع داشته و مولانا نیز سماع را در مجالس عارفانه از نظر دور نمیداشت.
توصیف مختصات ظاهری شخصیت داستانی یکی از عناصر اصلی شخصیت پردازی است که شامل وصف چهره، اندام، پوشش و حرکت می شود. از این بین عنصر پوشش در داستان های نظامی گنجوی، از عناصر برجسته ای است که علاوه بر پرداخت زیبایی شخصیت، از لحاظ جمال شناسی نیز قابل بررسی و تامل است.
اصل پوشیدگی در زمان تاریخی وقوع داستان (دوران ساسانی) معادل پرهیزکاری است و در زمان بازآفرینی داستان نیز به دلایل مذهبی و فرهنگی، پوشیدگی نشانه فضیلت اخلاقی است. از سوی دیگر در سنت ادبی فارسی به ندرت با توصیف برهنگی مواجهیم. حکیم گنجه با توجه به فرهنگ، تاریخ داستان و سنت ادبی به ترسیم شکل ظاهری شخصیت ها و طبعا پوشش آن ها می پردازد.
در این مقاله برآنیم با بررسی انواع پوشش در داستان خسرو و شیرین و مطابقت آن با الگوهای پوشش در زمان ساسانی و سلجوقی، به تصویر کلی پوشش در سخن نظامی دست یابیم
در این مقاله بیتی از دفتر ششم مثنوی مورد تحلیل قرار گرفته است که در آن تبریز به زبانی دیگر وصف شده است. بیت از داستانی است که در آن درویشی غریب به امید گرفتن وامی از محتسب تبریز بار سفر بسته و عازم آن دیار شده است. مولانا به هنگام رسیدن درویش غریب به تبریز بیتی چند از زبان درویش درباره تبریز و تبریزیان سروده که بیت مورد بحث ما در میان آن ابیات است و آن این بیت است:
فرّ فردوسی است این پالیز را شعشعه یْ عرشی است این تبریز را
مولانا در این بیت برای تبریز فرّ فردوسی قایل شده است و بر این باور است که عرش نور خود را بر تبریز و تبریزیان می پاشد. چند و چون این مدعا در سه بخش فردوس و تبریز و عرش و شعشعة آن با تکیه بر روایات و آثار عالمان دین و مورخان بر پایه تحقیقات کتابخانه ای مورد کندوکاو قرار گرفته است.
گفتنی است به کنایت و رمزهای عارفانه خداوندگار قونیه اشارتی نشده و معانی لغوی و غیررمزی مفردات بیت مورد توجه بوده است، تاچه قبول افتد و چه در نظر آید.
میرزا قاسم فرزند میرزا محسن تبریزی معروف به زاهد از سخنوران و شاعران نیمه دوم سده یازدهم هجری است که در عهد شاه سلیمان صفوی در اصفهان زندگی می کرده است. تاریخ دقیق ولادت او روشن نیست. نسخه خطی کلیات دیوان او شامل: غزلیات، قصاید، رباعیات، مثنوی سفینه النجات و منشآت می باشد. میرزا طاهر نصرآبادی که از معاصران وی بوده شرح حال و آثار او را در تذکره خویش آورده است. از اشعاری که در مدح و منقبت رسول مکرم اسلام به ویژه حضرت مولی الموحدین علی بن ابی طالب دارد، چنین برمی آید که وی بر مذهب امامیه اثنی عشری بوده است. در غزل های شیرین و دلنشین زاهد، رقت احساس، روح غنایی، مضامین بلند و روشن، خیال انگیزی و دیگر ویژگی های سبک هندی موج می زند. بینش ژرف و تخیل قدرتمند زاهد در آفرینش صور خیال به همراه توان احضار واژگان بلورین و مناسب در یک سلسله تـداعی معانی پر رمز و راز بی نظیر است. غزل های پخته و سنجیده زاهد که با معانی رنگارنگ، مضامین دلاویز و تصاویر شوق انگیز درهم آمیخته است گاهی به یک تابلوی نقاشی و یا یک قطعه موسیقی می ماند. با توجه به این که نسخه های خطی دیوان زاهد تبریزی به جامعه ادبی معرفی نشده، این مقاله بر آن است تا زاهد و شعر غنایی او را به دوستداران و پژوهندگان ادب فارسی معرفی نماید.