فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۴۹۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
ماندالا، دایره های تو در تو و درهم تنیده ای است که از دایره ای مهین آغاز، و به دایره ای کهین به فرجام می آید و این دایره های تو در تو دست کم برای فراهم آمدن حواس (تمرکز حواس) و دست بالا برای نشان دادن مرکز روان، یعنی «خود» به کار برده می شود. این نگاره آن سری و جادویی، در باور ما، ریختار (= فرمول) ساخت اسطوره، حماسه اسطوره ای و عرفان است، و حتی با نگاهی فراگیر، ریختار ساخت همه هستی است که ما در این جستار با پیش کشیدن کهن نمونه ای نامزد به «خود» و پیوند دادن آن با نگاره ماندالا، بحث هایی درباره رویا، مرکز در اسطوره، کارکرد آیین ها، سفر هفت خوانی قهرمان و زینه های (= مراحل) هفت گانه رازوری را با نگاهی نو فراروی می گسترانیم.
زمان و ابدیت
بررسی متون مانوی درباره مدت آتش سوزی در پیان جهان
حوزههای تخصصی:
در اسطورهٔ آفرینش مانوی رقم 1468 سال، که مدت آتش سوزی در پیان جهان مانوی را نشان می دهد، رقمی نجومی است که مانی، با آگاهی از اطلاعات نجومی زمان خود، به احتمال زیاد، آن را معادل یک دورهٔ خورشیدی به حساب آورده است.
آب در اساطیر کهن (اسطوره شناسی 1)
منبع:
شعر بهار ۱۳۷۷ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
توتم در منظومه های حماسی پس از شاهنامه با تکیه بر منظومه های گرشاسب نامه، سام نامه، کوش نامه، برزونامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان ابتدایی اسیر طبیعت و جغرافیای زیستی خود بود و هر چیزی در اطرافش، رمز و راز غریبی داشت؛ به همین سبب برای زیستی کم خطرتر، باتوجه به دانش اش به بسیاری از ترس ها تقدّس بخشید. باورهای توتمی برخاسته از چنین ضرورت و اقتضایی است. انسان ابتدایی ای که به توتم باور دارد بر آن است که برخی حیوانات و گیاهان تأمین کنندة خوراک آدمی، حامل روح اجداد قبیله و نگهدار و نگاهبان آن قوم و قبیله اند و بنابراین از ارزش و تقدّس ویژه ای برخوردار هستند. هدف این پژوهش، بررسی توتم و نشانه های آن در منظومه های حماسی پس از شاهنامهاست. این منظومه ها دربردارندة بسیاری از باورها و آیین های کهن ایرانی پیش از ورود اسلام به ایران هستند؛ برخی از مهم ترین آنها مانند گرشاسب نامه، سام نامه، کوش نامهو برزونامهاساس کار این پژوهش قرار گرفته است. با ردیابی باورهای توتمی در این منظومه ها، نشانه های بسیاری از قداست جانورانی مانند گاو، اسب، سیمرغ و پرستش گیاهان و درختان، هم چنین نمونه هایی از توتم گرایی گیاهی و افسانه های مربوط به گیاه تباری و نقش درمانگری درختان و گیاهان مشاهده می شود که نشان دهندة وجود توتمیسم در اسطوره ها و باورهای ایرانیان باستان است؛ چنین اندیشه ای توجیهی برای نمونه های تابویی مثل منع کشتن و خوردن موجودات توتمی، در جامعه است.
واکاوی نقاب تموز در شعر بدر شاکر السیاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انگاره ها و اسطوره ها به عنوان یکی از شالوده های میراث کهن کارکرد ارزشمندی دارند. این کارکرد به وسیله ی تکنیک های فنی و ادبی تنوع بیشتری می یابد و تاثیر عمیق تری بر جا می گذارد. شاعر معاصر برای آن که تجربه ی شعری خویش را از سطح فردی به سطحی بشری و ملموس ارتقا دهد از شخصیت های اسطوره ای، دلالتی همسو با تجربه ی معاصر خویش می آفریند و برای افزایش دامنه ی نفوذ این دلالت، از کارآمدترین شگردهای هنری استفاده می کند. نقاب از جمله تکنیک های پرکاربرد در این راستا است و نقاب تموز در شعر معاصر یکی از پر بسامدترین هاست. سیاب به عنوان یکی از پیشگامان شعر تموزی که به اندیشه مرگ و نوزایی و رستاخیز اعتقاد دارد، اسطوره تموز را در سطوح مختلف از جمله: فراخوانی، الهام گیری و همزاد پنداری و نقاب پردازی، بارها تصویر کرده است. از این رو و با توجه به پردامنه بودن کاربرد نقاب تموز در شعر او، در این نوشتار، فرایند بهره گیری شاعر از نقاب و دلالت های شخصیتی تموز در ابعاد گوناگون و با محورهای ذیل مورد بررسی قرار خواهد گرفت:
- نقاب تموز و جانشینی محبوبه اسطوره ای(عشتار) با محبوبه معاصر(وفیقه)
- آمیختگی نقاب تموز با دیگر اسطوره های هم سلک (تکنیک تعدد صداها Poly phony)
- عشق تموز به عشتار و امید به دگرگونی شرایط سیاسی و اجتماعی
- نقاب تموز و ناامیدی از نوزایی و رستاخیز
بررسی تطبیقی اهریمنان خشکی در شاهنامه فردوسی و حماسه رامایانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو ملت ایران و هند سابقه مشترک قومی و نژادی دارند و در طول زمان از یکدیگر بسیار تأثیر پذیرفته اند. این اشتراکات و تأثیرپذیری ها در آثار ادبی دو ملت نیز بازتاب یافته است. پژوهش پیش رو با فرض وجود مضامینی مشترک میان شاهنامه فردوسی و حماسه رامایانا، به مقایسه تطبیقی دو شخصیت منفی کلیدی شاهنامه، ضحاک و افراسیاب، با راوانا، شخصیت منفی حماسه رامایانا، پرداخته است. نتایج این پژوهش حاکی از وجود اهریمنان خشکی و کم آبی در این دو حماسه است؛ علاوه بر آن، کارکردهای مشابهی که میان این شخصیت ها دیده می شود، از ماهیت یکسان، اما تحول یافته اساطیر موجود در شاهنامه و رامایانا حکایت می کند.
اسطوره ی یحیی زکریا در تعزیه ی ایرانی و نمایشنامه ی سالومه ی اسکار وایلد(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی تطبیقی دو شخصیت اسطوره ای تاریخی کیخسرو و ذوالقرنین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیخسرو و ذوالقرنین دو شخصیت برجسته اند که در مجموعه ادبیات فارسی و متون تاریخی و اسطوره ای، از نظر نوع کنش و خصوصیات مربوط به زندگی، احوال و رفتار، شباهت فراوانی با هم دارند. اگرچه منابع مختلف به زندگی و احوال این دو شخصیت به صورت مجزا پرداخته اند، اما درباره آنها و وجوه تشابه و همانندی آنها تحقیقی مستقل انجام نشده است. در این مقاله، نویسندگان با مطالعه کتب، اسناد و بازبینی حدود شصت اثر از منابع تاریخی و تفسیری، بر آن اند که ویژگی های اسطوره ای-عرفانی شخصیت کیخسرو با کم ترین اختلاف در زندگی ذوالقرنین (شخصیت مبهم و مقدس قرآنی) وجود دارد. باتوجه به این امر، این مقاله سعی می کند با توصیف احوال هریک و تفسیر مشابهت های آنان از نظر نام شناسی و جاینام-شناسی، به وجوه اشتراک و همانندی های آنها بپردازد.
نوع شناسی سندبادنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این نوشته، نوع شناسی روایت «سندبادنامه» با استناد به دیدگاه «تودورف» درباره «روایتهای اسطوره ای» است. بر اساس نظریه «تودورف» مهمترین ویژگیهای این نوع روایتها عبارتند از: اصل علیت بی واسطه، تاکید بر کنش شخصیتهای داستان و فقدان روان شناسی. در این نوشته با ذکر شواهدی از «سندبادنامه» و تطبیق آنها با ویژگیهای، «روایتهای اسطوره ای» بر آن بوده ایم تا این داستان را در رده روایتهای اسطوره ای چون: «هزار و یک شب» و قصه های «دکامرون»، جای دهیم. نوع شناسی سندبادنامه و قرار دادن آن در رده نوع خاص می تواند مقدمه ای برای بررسیهای بعدی این اثر، و از جمله بررسی ساختاری آن، باشد.
لال شیش؛ چوب بلاگردان، تیر آرش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بشر ابتدایی برای پدیده های طبیعت قایل به روح بود و می کوشید که روح طبیعت را با خود و زندگی خود سازگار سازد. این امر در آداب و رسوم اجتماعی بشر و افسانه ها و جشن ها نمود پیدا کرد و به صورت اسطوره به زندگی خود ادامه داد. امروزه نیز برای درک مفاهیم اسطوره ها باید به تحلیل آن مراسم و... پرداخت. یکی از این موارد، رسم «لال شیش زدن» است که در برخی مناطق مازندران در شمال ایران رایج است. شکل های دیگر آن ـ مانند چوب زدن ـ در سرزمین های دیگر وجود دارد. بیشترِ این مراسم برای راندن شیاطین و ارواح خبیث بوده است. به نظر می رسد که پرتاب تیر به وسیله آرش ـ در اسطوره ایرانی آرش کمانگیر ـ گونه ای از این رسم بلاگردانی بوده که به صورت داستانی حماسی و اساطیری باقی مانده است. این مقاله به رسم «لال شیش زدن» در ایران و گونه های آن در سرزمین های مختلف و ارتباط احتمالی آن با تیراندازی آرش می پردازد.
بررسی تطبیقی ور جم در اساطیر ایرانی و طوفان نوح در تورات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اسطوره های رستاخیزی ویرانی و آبادانی جهان امری ناگزیر می نماید. همان گونه که جهان در آغاز از جفتی اوّلیّه تکثیر شد، در اساطیر پایان جهان نیز سخن از جفتی در میان است که جهانِ نو را از تخمه خود پر خواهند کرد. با توجّه به اینکه در بینش اسطوره ای، واقعیّت عبارت است از عمل تقلید از یک نمونه مینوی یا ازلی، این جفت های نرینه و مادینه عمل آفرینشِ زوج نخستین را تجدید و تکرار می کنند. از دیگر سو عمل آفرینشِ کیهان و انسان تنها در مرکز که سرچشمه هر واقعیت و نیروی زندگانی است، رخ می دهد. حادثه طوفان نوح در روایت تورات و ماجرای ور جمکرد در اساطیر ایرانی در زمره اساطیر رستاخیزی به شمار می روند؛ کشتی نوح و ور جم نمادهایی از مرکز(فضای قدسی) قلمداد می شوند که ورود بدان ها معادل با مرگ آیینی انسان قدیم و تولد انسان نو است؛ این بازگشت به آغ از، نیروهای ق دسی را که نخست بار در مرکز ظه ور ک رده بودند، فعال می سازد و جامعه انسانی را به همان وضعیت نخست خود، یعنی پاکی و خلوص باز می گرداند. در این جستار اسطوره ور جم در اساطیر ایرانی و طوفان نوح به روایت تورات از دید نماد شناسی با هم سنجیده شده اند.
نقد ادبی: اسطوره الگوی ایرانی تریستان و ایزوت (به یاد استاد پرویز ناتل خانلری)
منبع:
بخارا بهمن ۱۳۷۷ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
اسطورة فریدون، نمادها، بن مایه ها و تحولات آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله اسطورة فریدون و تغییر و تحولات آن در گذر زمان و زمینه های مختلف دینی با توجه به منابع قبل و بعد از اسلام بررسی شده استوضمن مقایسة فریدونو کارهای او با بعضی از شخصیت های اسطوره ای ودایی و آیین میترا و ارتباط آنها با نمادهای باروری، نشان داده می شود کهکار ویژة اینپهلوان اژدهاکش اوستا، کار ویژة خدایان باروری و بارندگی است.در متون بعد ازاسلام گرچه فریدون کار ویژه و چهرة خدایی خود را تا حد زیادی از دست داده است و به پادشاهی با قوای فوق طبیعی تنزل یافته است، همچنان بن مایه های اساطیریو قوای فوق طبیعی جایگاه خود را در این اسطورة تحریف شده، حفظ کرده اند و نشان دهندة ارتباط پنهانیآن با جهان پر رمز و راز اساطیری اند که از جملة آنها است: رازآموزی، گذر از آزمون های دشوار برای اثبات قابلیت ها، ارتباط رازآمیز اسم با ذات هر فرد، بهره داشتن از سحر و جادو و وضع جشن ها و آیین هایی که غالباً با دربرداشتن عناصر نمادینی چون گاو به زایندگی و حاصل خیزی مربوط می شوند.
هند، سرزمین اسطوره ها (تاریخ هند - رومیلا تاپار)
حوزههای تخصصی:
اسطوره ها، زندگان جاوید (به بهانه نقد اسطوره شناختی آسمان خراش میلاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ما، خام و یاوه می اندیشیم اگر بر آن سر باشیم که اسطوره ها در همان روزگار کهن و اسطوره ای، به زیر خاک فرورفته اند؛ و در سایه های دامن گسترِ تاریخ و گردهای گیتی نورد هزاره ها گم آمده اند؛ چرا که امروزه، آفرینش هر اثر هنری، بر بنیاد اسطوره ها، لیک به فرماندهی کهن نمونه ها، ناخواسته، به سامان می رسد؛ و آسمان خراش میلاد، یکی از آنهاست.این جستار، آسمان خراش میلاد را بهانه و بستری قرار داده است تا به بحث های اسطوره شناختی بپردازد؛ و دو نماد کوه ـ غار و دایره را در فرهنگ نازش خیز ایرانی و نامه ورجاوند شاهنامه بکاود و بررسد؛ و در اثنای این کار، روش نقد اسطوره شناختی را، در کردار، بیاموزد. همچنین، این جستار، از نمای بیرونی آسمان خراش میلاد، نقدی اسطوره شناسانه را بر آن پی می ریزد و بدنه اصلی ستونی (= عمودی)، و ساختمان گوی وار فرازین آسمان خراش، و گَردان بودن خوان سرای (= رستوران) آن را بر بنیاد کهن نمونه های کوه ـ غار و دایره رمزگشایی می کند.
خدایبانوان باروری در جهان باستان
حوزههای تخصصی:
خدایبانوان باروری، ایزدان محافظ حاصلخیزی و ناظر بارداری و تولد در بسیاری از تمد نهای چندخدایی هستند. گرچه اندیشه یافتن کاربرد آثار بدست آمده از مردمان پیش از تاریخ، راهی جز به گمان نم یبرد؛ اما با تکیه بر اساطیر به جای مانده از عهد تاریخی و داستانهای فولکلوریک، م یتوان کارکردهای زیر را برای پیکر کهای خدایبانوان باروری برشمرد:
1. تجسم ایزدبانوی مورد پرستش در منطقه، که غالباً خدای زمین و آ بها و در ارتباط با عشق، باروری و حاصلخیزی است.
2. استفاده در آیینهای باروری زمین، دام و انسان، آیی نهای بلوغ، درمان بخشی زنان سترون و یاری بانوان به هنگام زایمان.
3. نماد مادر، برای قرار دادن در مقابر کودکان درگذشته و همراهی آنان در سفر پس از مرگ.
این نوشتار به بررسی خدایبانوان مرتبط با حاصلخیزی در میانرودان و شرق میانه، آناتولی، مدیترانه، اروپای پیش از تاریخ، اژه و یونان، رم، اسکاندیناوی، ایرلند، آفریقا، مصر، هند، چین، ژاپن، قاره آمریکا و سرزمی نهای شمالی م یپردازد.