فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۱۴۱ تا ۵٬۱۶۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
فرا آگاهى عرفانى در آثار مولوى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظرفیتهاى ویژه اى در ادبیات عرفانى فارسى مى توان یافت که پاسخگوى دلمشغولیهاى انسان سرگشته در دنیاى پرشتاب امروز و دوران غلبه فناوریها باشد. از مهمترین جنبه هاى ادبیات عرفانى فارسى "فرا آگاهی " و اگر به ذهن و زبان مولوى نزدیکتر شویم "خدا آگاهى " است و آن اگاهى ویژه اى است که فقط سالکان حقیقى پس از طى مراحل سلوک در طریق عرفانى و نایل شدن به مقامات ربانى به آن دست مى یابند. رسیدن به این خدا اگاهى که در حقیقت نوعى "شهود عرفانى " است. قسمى "درون آگاهى " است که حاصل پشت سرگذاشتن مراتب سلوک و نیل به "حیرت عرفانى " و تبدیل شدن "من " سالک به "فرامن " یا "من " جدید گسترده و متصل به ملکوت، به شمار مى آید. در این مقاله نخست به مدعاى فوق پرداخته سپس جلوه هاى این آگاهى در مثنوى معنوى و غزلیات شمس کاویده شده است.
«شاهنامه» ای کهن/ همخوانی بخشی از دستنویس «سعدلو» با کهن ترین دستنویس کامل «شاهنامه»
حوزههای تخصصی:
اعمال سلیقه شاعرانه (نقدی بر دیوان حافظ، تصحیح ادیب برومند)
حوزههای تخصصی:
ادبیات فارسی تطبیقی و چالش های آن (قضایا الأدب الفارسی المقارن وتحدیاته)
حوزههای تخصصی:
لاشک أن نظریة الأدب المقارن نظریة حدیثة من حیث کونه لونا من البحث الأدبی یعنی بالعلاقات الأدبیة الدولیة، وهجرة الأفکار والأذواق، والمبادلات المختلفة بین الأدب والفنون الجمیلة والعلوم الإنسانیة.
وقد دخل الأدب المقارن إلی الجامعات الإیرانیة منذ وقت مبکّر علی ید الدکتورة سیاح؛ ولکن هذا اللون من البحث الأدبی لم یکن محظوظا قط فی إیران.وفی هذا المقال حدیث بالغ الإیجازعن نشأة الأدب المقارن فی إیران وعن رواده الأوائل، کما فیه حدیث عن أهم التحدیات التی ظلت وماتزال تعرقل مسیرة الأدب المقارن فی هذه البلاد.
مقاله: کامپیوتر و اهل قلم (زمزمه هایی از چهار راه کتابی (7))
حوزههای تخصصی:
سنجش و سازش عقل، نقل و عشق در هرم معرفتی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولانا در اشعار غنایی مثنوی که حاصل تعامل سازنده و دوجانبه بنده با معبود است پارامترهایی در معرفت و وصال حق دخیل می داند. نغمه های عارفانه ی این اثر سترگ، حاصل قلبی سرشار از عشق و معرفت به خالق است. برای متحلی شدن به این درجه از محبت، ساز و کارهایی در مثنوی منعکس شده است. اولین ابزار لازم، عقل و برهان است؛ البته نه هر عقلی با هر کیفیتی. مولوی یکی از مهمترین کارکردهای عقل را فهم باورهای دینی و رفع تعارض و تناقض از مدعیات دینی می داند، تمام تعریف و تمجیدی که وی از جایگاه خرد و خردورزی به عمل می آورد به همین کارکرد عقل برمی گردد. رکن دوم این ماجرا عشق است. بدون غلبه و فوران محبت بنده به صانع –که حاصل معرفت عمیق است- طی مسیر وصال ممکن نیست. ضلع سوم آن سایه ی میمون قرآن و شرعیت است که شاخصه ی عرفان اسلامی و منبع ارتزاق معنویت است.در این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی به صورت مستدلّ به طراحی هندسه معرفت دینی مولوی پرداخته شده و به این نتیجه رسیده است که عقل، نقل و عشق و به عبارتی برهان، قرآن و عرفان اضلاع جداناشدنی مثلث و هرم معرفت دینی مولوی است.
حافظ شناسی: حافظ و افلاطون
منبع:
حافظ مهر ۱۳۸۶ شماره ۴۵
مقاله به زبان عربی: مقایسه جایگاه زن در ویس و رامین و بیژن و منیژه از دیدگاه زن سالارانه (الموازنة بین مکانة المرأة فی منظومتی ""ویس ورامین"" و""بیجن ومنیجه"" من منظور النسویّة)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راهیابی به دنیای درون زن و کنکاش در شخصیت و خلق و خوی او، همواره توجه دانشمندان و ادیبان هر عصری را به خود جلب کرده است. شناخت جایگاه زن در فرایند تکاملی بشر نیازمند بررسی های جامعی است، زیرا باید بتواند پرده از ابهاماتی که باعث پیش داوری هایی درباره زن شده و او را به عنوان یک ""گناهکار ازلی"" معرفی کرده بردارد.
ما در ایران باستان با زنان کاردانی مواجه ایم که اهانت، بی توجهی و تحقیر را نه تنها برنتافته اند بلکه بعضا چنان عکس العملی نشان داده اند که تمام ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حاکم بر جامعه را متزلزل کرده اند. هدف این پژوهش شناساندن چهره واقعی زنانی است که با اراده راسخ خود توانستند در مقابل سرنوشتی که دیگران برایشان رقم زدند بایستد.
در این مقاله سعی بر این است که ابتدا شخصیت اصلی زن در دو منظومه ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی و بیژن و منیژه فردوسی مورد بررسی قرار گرفته و سپس جایگاه زن در دو منظومه با توجه به زمان وقوع آنها که دوره اشکانیان است، از دیدگاه زن سالارانه مقایسه شود.
مقاله به زبان فرانسه: شرق: فضای تفاوتها از منظر مطالعه تصویرشناختی «سیاست جذابیت انسانی، چشم انداز طبیعی» (L'Orient: l'espace de différences; une étude imagologique (politique, pittoresque humain, paysage naturel))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشرق زمین و سرزمین پارس، از دیرباز مرکز توجهات اروپاییانی بوده است که برای شناخت فضای غیرخودی بدان جا سفر می کرده اند. در این میان غیریت (دیگروشی) که به مطالعه فضای دیگری می پردازد در کنار تصویری که بیگانگان از این فضاها و افراد ارائه می دهند، از جایگاه برجسته ای در ادبیات برخوردار است. در این حین از سفرنامه ها به عنوان ثمره ی سیاحان یاد می شود که حاوی انبوهی از اطلاعات اجتماعی، علمی، سیاسی و مرتبط با تمدن سرزمین بازدید شده را دربردارند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می شود که ما بخواهیم فضای خودی را از منظر فرهنگی متفاوت بررسی کنیم. تقابل این دیدگاهها در عرصه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، و... باعث شناخت دقیق تر از بینش نویسندگان بیگانه نسبت به فضای خودی می شود. هم چنین سفرنامه می تواند راهنمای قابل اعتنایی برای شناخت بیگانگان و نیز تعبیر آنها از (خودی) و( فضای خودی) باشد. این موضوعات مارا بر آن داشت تا به تقابل دیدگاههای دو نویسنده فرانسوی در مورد شرق، با به کارگیری شیوه تصویرشناسی به عنوان شاخه ای از ادبیات تطبیقی بپردازیم. برای این منظور به مطالعه تصویری که ژان شاردن، سیاح فرانسوی قرن 17و کنت دو گوبینو، نویسنده قرن19، به ترتیب در"" سفرنامه شاردن"" و ""سه سال در آسیا"" از شرق و ایران منعکس کرده اند می پردازیم. هدف ما از این تحقیق بررسی دیدگاه های این دو نویسنده با توجه به واقعیت های جامعه ایرانی است.
مقاله به زبان فرانسه: بحران مدرنتیه در آثار آنی ارنو و فریبا وفی (crise de la modernité dans l'oeuvre d'Annie Ernaux et de Fariba Vafi)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La littérature de l’extrême contemporain, fermement attaché aux concepts sociologiques, voit sa montée grâce aux écrivains tels Annie Ernaux en France et Fariba Vâfi en Iran, dont l'œuvre est considérée comme un passage de la littérature moderne à la littérature classique. Les œuvres de ces deux romancières sont des produits de l'ère moderne dans ce sens qu'elles ne représentent plus l'histoire d'un individu (personnage héros) isolé et séparé des cadres sociaux sans tenir compte du milieu, des manières d'être et des positions vis-à-vis de la collectivité sans quoi il perd son identité. Dans cet article, nous cherchons à répondre aux questions sur la place de la modernité dans toutes ces péripéties, sur la manière d’éviter la persistance de la souffrance et le sentiment de reniement de ses origines, sur l’approche de Vâfi et d’Ernaux face à la modernité, et enfin, sur la façon qu’elles adoptent en vue de réhabiliter le statut de la femme moderne à travers la littérature féminine. Les personnages de ces écrivains représentent plutôt une collectivité traumatisée par le passage d'une ère de transition. L'individu cherche à combler cette lacune par la fuite, de ses origines, et se réfugier dans un monde où l'attrait du bonheur est artificiel, et ne cesse de céder place à la technologie, c’est-à-dire la modernité et ses implications.
جغرافیای ملکوتی و اوقات عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان رمزی و نمادین روایات و تمثیل های عرفانی علاوه بر انتقال شبکه ای از مفاهیم قدسی و تجریدی، مملو از تصاویر عینیِ مجردی است که ملکوت را با صورت های زمینی توصیف می کند. گرچه اصل اساسی لامکان و لازمان در مباحث جهان های بالاتر از فلک قمر، یعنی عالم ملکوت و بالاتر، همواره مورد توجه عرفا بوده است اما در برخی از رسایل فلاسفه اشراق گرا مانند ابن سینا یا عرفای اشراقی مانند سهروردی یا متکلمان عرفان گرا مانند امام محمد غزالی، زبان رمز و نماد در ترسیم جغرافیای ملکوتی و جزئیات آن، کارآمدتر از نظریه های خشک فلسفی و کلامی عمل کرده است؛ حتی بخشی از تمثیل های جغرافیای ملکوتی با آیات قرآن، اشارات عهدین، روایات مذاهب و روایات ملّی و اسطوره ای نیز همخوانی دارد. اگرچه تئوری جغرافیای ملکوتی در نظریه های دینی، فلسفی و عرفانیِ لامکان و لازمان محل یقین علما و فلاسفه است اما در جهان شناسی عرفانی جهت دیگری را معرفی می کند؛ جغرافیایی که دقیقاً در دل لامکان واقع شده است و زمان های آن همه بر مدار لازمان است. رساله الطیرهای موجود در ادبیات عرفانی و برخی دیگر از رسائل رمزی یا نمادین، در ارائه تصویر جغرافیای ملکوتی برای سالکان حقیقت همواره جذابیت فکری و هنری داشته است و آنان را به سرزمینی دعوت کرده است که در جهت شناسی جغرافیاییِ قدسی، می تواند شمال، مشرق یا حتّی غرب باشد.