فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۴۱ تا ۴٬۸۶۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
گزارشی از حافظ پژوهی در ادب عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آوازه و تأثیر شعر خواجة شیراز تنها به ایران و ادب فارسی محدود نمی شود، بلکه در سرزمین های دیگر، از جمله جهان عرب، نیز بازتاب گسترده ای داشته است؛ این نوشتار، بر آن است تا به معرّفی توصیفی - تحلیلی پژوهش های ادب عربی و جهان عرب دربارة حافظ و در برخی موارد به نقد دیدگاه های آنها بپردازد؛ و همچنین تلاش می کند که بر اساس مکتب فرانسوی ادبیّات تطبیقی به بررسی میزان و گسترة حافظ پژوهی در ادب عربی و جهان عرب و نیز اثر گذاری شعر و اندیشه حافظ را بر ادب عربی، به ویژه ادب عربی معاصر، بررسی کند.
یافته های اساسی این جستار در این است که پژوهش های حافظ شناسی در ادب عربی و جهان عرب در چهار حوزه، انجام شده است: 1. کتاب 2. ترجمه 3. مقاله 4. پایان نامه.
افزون بر این، نویسندگان پژوهش های ذکر شده، بیشتر با نگاهی مثبت و موازی و به دور از فرانگری یا فرونگری به تحلیل شعر حافظ پرداخته اند و شعر و شخصیّت حافظ بر اندیشة برخی از بزرگان و معاصران ادب عربی از جمله: الشّواربی، طه حسین، سیّد قطب، البیاتی، الصّاوی و... نیز تأثیرگذار بوده است.
بررسی تطبیقی آراء نقدی احسان عباس و عبدالحسین زرین کوب در نگاه به سنت و تجدد ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احسان عبّاس و عبدالحسین زرّین کوب که با وسعت دامنه های علمی خویش، دایرة المعارفی در نوع خود به شمار می روند، در زمینة نقد ادبی معاصر عربی و فارسی بسیار پرتلاش ظاهر شدند وآثار زیادی بر جای گذاشتند. آن ها توانستند بین تاریخ ادبیّات و نقد ادبی رابطة بسیار نزدیکی برقرار کنند. فعّالیّت نقدی این دو ناقد برجسته، در قالب کار نقد تطبیقی گنجانده می شود؛ بدین صورت که هر آنچه از گذشتة نقد ادبی شرق و غرب فرا گرفته بودند، با نقد ادبی معاصر تطبیق دادند و شکل جدیدی از نقد به وجود آوردند. به همین جهت می توان آن ها را از جمله ناقدان مخضرم به شمار آورد. آن ها ضمن بررسی همه جانبة نقد ادبی گذشتة خود و آگاهی کامل از مکتب ها و روش های نقدی نوین، نگاهی نوگرایانه به سنّت داشته اند؛ از تأثیر متعادل و متقابل فرهنگ و ادب غرب و شرق استقبال کردند و برخلاف کسانی که در این زمینه به افراط یا تفریط گرایش داشتند، راه اعتدال را در پیش گرفتند. هرچند در مواقعی دیده می شود که میزان گرایش آن ها به سنّت و تجدّد به یک اندازه نیست و برخلاف احسان عبّاس که ذاتاً مدرنیسم محسوب می شود و از شعر نو بسیار استقبال می کند، زرّین کوب گرایش بیشتری به سنّت دارد؛ امّا در عین حال هر دوی آن ها به تجدّد و نو آوری با پشتوانة کلاسیسیم اعتقاد دارند. همین گرایش همه جانبه و تنوّع رویکردها، آن ها را از سایر منتقدان معاصر متمایز می کند.
بررسی تطبیقی طبیعت در شعر سهراب سپهری و بدر شاکر السیاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سهراب سپهری و بدر شاکر السّیاب، به عنوان دو شاعر نوپرداز و رمانتیست، در عرصة ادبیّات فارسی و عربی دارای اعتبار و جایگاه خاصّی هستند. یکی از وجوه اشتراک این دو شاعر، طبیعت گرایی و اهتمام به طبیعت در اشعارشان است. هر یک از این شاعران به فراخور محیط زندگی، موقعیّت اجتماعی و سیاسی سرزمین خود، از طبیعت بهره گرفته اند. سهراب شاعری درون گراست؛ بنابراین اشعار او دربارة طبیعت بیشتر حال و هوای عرفانی دارند و به تبع آن از عناصر طبیعت پویا و شاد که متناسب با روحیات خاصّ او هستند بهره می گیرد. سیاب شاعری است که از تنهایی و ناامیدی به طبیعت پناه برده است؛ زیرا در اوان زندگی با ناملایمات و مشکلاتی همراه بوده، بدین جهت برخلاف سپهری از عناصر طبیعت برای ترسیم اوضاع نامناسب اجتماعی و سیاسی، انعکاس غربت و بیماری خویش نیز استفاده کرده است. در این مقاله پس از تقسیم طبیعت به طبیعت جاندار و بی جان، تلاش شده است تا از طریق تطبیق شعر دو شاعر به شیوة توصیفی - تحلیلی، نقاط اختلاف و اشتراک آنان به دست آید.
بررسی و مقایسه تحلیلی لیلی و مجنون نظامی و روایت های عربی این داستان
حوزههای تخصصی:
در ادب فارسی در کنار قالب غزل، برای بیان مضامین غنایی و عاشقانه، استفاده از منظومه های عاشقانه نیز رواج دارد. داستان سرایی از انواعی است که بسیار زود در شعر فارسی مورد توجّه قرار گرفته است. در پایان قرن ششم نظم داستان های عاشقانه به وسیله نظامی گنجوی به حدّ اعلای کمال خود رسید. وی چند داستان معروف زمان خود را به نظم درآورد و هنرنمایی های این شاعر تا بدانجاست که اکثر سرایندگان منظومه های عاشقانه، دانسته یا ندانسته، تحت تأثیر سبک و شیوه داستان پردازی او قرار گرفته اند. یکی از منظومه های درخشان او لیلی و مجنون است که منشأ آن را در ادبیات عرب باید جستجو کرد. این داستان بارها به زبان های مختلف مورد تقلید شاعران قرار گرفته است. در این مقاله، نگارنده کوشیده است تا پس از زمینه سازی های مقدّماتی، ریشه های تاریخی – اجتماعی و زمان و مکان و تاریخ رواج این داستان را در ادب عربی و فارسی به اختصار مورد کندو کاو قرار دهد و سپس با نقل مختصر روایات عربی و نیز روایت نظامی گنجوی از این داستان، به مقایسه و نقد و تحلیل تطبیقی آنها بپردازد.
نقد بلاغی ابیاتی از شاهنامه ی فردوسی از دیدگاه علم معانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبنای علم معانی تناسب سخن با مقتضای اوضاع و احوال است، مواد علم معانی ساختار های نحوی است و منابع این علم در هر زبانی شاهکار های ادبی آن زبان می باشد. شاهنامه ی فردوسی یکی از مهم ترین شاهکار های ادبیات فارسی است که بررسی آن بر مبنای علم معانی برای کشف بخشی از اسرار بلاغی مختص زبان فارسی موضوع پژوهش حاضر است.
در این بررسی، مسأله این است که برای کشف و توصیف اصول و معیارهای زیبایی شاهکارهای زبان و ادبیات فارسی از دیدگاه بلاغت، لازم است این
متون به شیوه ی استقرایی مطالعه شوند. در این مطالعه، نظریه ی مهم و اساسی عبدالقاهر جرجانی (متوفی 471ه.ق)- که او را بزرگ ترین نظریه پرداز بلاغت
در ایران و اسلام می دانند- مورد توجه است. عبدالقاهر بلاغت و تأثیر را
منحصر در حوزه ی ساختارهای نحوی زبان می داند و آن را علم معانی النحو می خواند.
نگارنده با توجه به نظر این دانشمند و برخی از شاخه های زبان شناسی مانند: تحلیل گفتمان، کاربردشناسی، نظریه ی گرایس، نظریه ی هلیدی و برخی از مکاتب ادبی مانند فرمالیسم در پی اثبات این نکته بوده است که: با استقصا در متن شاهنامه ی فردوسی می توان دریافت که بسیـاری از زیبایی های این کتاب در گرو شگردهای نحوی آن است که در حوزه ی علم معانی باید از آن ها بحث شود؛ شگردهایی مانند: «واو مقابله»، «واو فوریت»، «معنی ضمنی ایجاز، اطناب و اغراق»، «انسجام»، «گفتگو» و «لحن».
نتیجه ی به دست آمده از پژوهش این است که برای تفسیر متون ادبی زبان فارسی از دیدگاه علم معانی، نمی توان به مبانی سنتی این علم اکتفا کرد و لازم است نظریه ی نظم عبدالقاهر جرجانی از شاخ و برگ های زایدی که بعد از او پیدا کرده است پیراسته شود؛ در ضمن برای این کار لازم است از نظرات مطرح در برخی از شاخه های زبان شناسی بهره گرفت. توجه به کاستی های مطالعات بلاغی سنتی در کشف شگردهای بلاغی متون لازم است و باید توجه داشت که مبانی نظری و عملی علم معانی مختص زبان فارسی از راه استقصا در شاهکارهای ادبی این زبان به دست می آید.
مر یا من؟ پیشنهادی درباره تصحیح یک بیت از شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم و اساسی در تصحیح متن های کهن فارسی که همواره باید مورد توجه قرار گیرد، شناسایی ضبط های کهن کاذب در دستنویس هاست که گاه به خاطر ریخت کاملاً فریبندة خود، مصحح را از تشخیص ضبط اصلی باز می دارند. ضبط « مر ین » در مصراع ثانی بیت نخست از ابیات
اگر کشته گشتی تو در چنگ اوی مر ین گرز و این مغفر کینه جوی
چـگونـه کشیـدی بـه مـازنـدران کـمند و کـمان، تیر و گرز گران
در شاهنامة فردوسی، یکی از این ضبط های به ظاهر کهن است که از میان دوازده دستنویس اصلی مورد استفادة آقای دکتر خالقی مطلق در تصحیح دفتر دوم، فقط در دستنویس فلورانس آمده و به عنوان قرائت دشوار به متن برده شده است؛ در حالی که در یازده دستنویس اصلی دیگر (به علاوه در دستنویس سن-ژوزف ) به جای « مر ین » ضبط « من این» آمده است که صحت و اصالت آن را شواهد و قراین متعددی تأیید می کنند که در حد امکان در مقالة حاضر گزارش شده اند.
بن مایة آیین های مهر و زرتشت در هفت پیکر نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیر آیین مهری و مزدیسنا در ادبیات فارسی نتیجة تأثیر آن در فرهنگ ایرانی است. نظامی، منظومه سرای برجستة ایرانی(535 – 607 هـ . ق.) هم هنگام آفرینش داستان دربارة دو پادشاه دورة ساسانی، یعنی خسرو پرویز در منظومة خسرو و شیرین و بهرام گور در منظومة هفت پیکر، از بن مایه های آیین هایی چون آیین مهری و آیین زرتشتی به صورتی استعاری و رمزی سود برده است. در این مقاله برخی از بهره وری های نظامی از قابلیت های نمادین این آیین ها بررسی شده است. استفاده از داستان زندگی بهرام پنجم به عنوان داستان مرکزی و هالة پرمعنای نام بهرام در آیین مهری و مزدیسنا، همچنین انتخاب گنبد و بسامد فراوان آن در این داستان که به معنی آتشگاه است، برای قصرهای هفتگانة هفت شاهدخت، اهمیّت عدد هفت در آیین های بهی و میترایی، همچنین مقایسة نقش هفت شاهدخت بر گنبد کاخ خورنق با نقاشی های مهریان بر سقف مهرابه ها، تطبیق هفت مرحلة آیین مهری با گذر بهرام از هفت گنبد، نمونة نشانه هایی از کارکرد نمادین این آیین ها در هفت پیکر نظامی است.
مرثیه شهر در شعر فارسی و عربی (بررسی تطبیقی از آغاز تا پایان خلافت عباسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
در ترجمه ناپذیری شعر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از گذشته های دور، دو نظریه متضاد درباره ترجمه شعر وجود داشته است. گروهی، مانند دانته و درایدن و ولتر، بر این عقیده بودند که شعر هرگز ترجمه پذیر نیست؛ و در مقابل، گروه دیگری، از جمله هوراس و پوپ و بِن جانسن، شعر راترجمه پذیر می دانستند و در ترجمه آن می کوشیدند. اهمیت مقاله حاضر در این است که به طور ویژه به ترجمه شعر کلاسیک فارسی می پردازد و به قلم یکی از اساتید و مترجمان برجسته ادبیات کلاسیک فارسی است. دیک دیویس به طور کلی شعر را ترجمه ناپذیر نمی داند، بلکه معتقد است که شعر برخی شعرا ترجمه پذیر نیست و این شاعران همان ها هستند که هویت یک ملت را در آثار خود تلخیص می کنند. مقاله «در ترجمه ناپذیری شعر حافظ» در سال 2004 در نشریه نیوانگلند ریویو (Dick Davis (2004). “On Not Translating Hafez”. The New England Review. Vol. 25, No. 1&2)منتشر شده و ترجمه فارسی آن اکنون با اجازه نویسنده در ویژه نامه ادبیات تطبیقی منتشر می شود.
دیویس شاعری توانا و از اساتید برجسته شعر فارسیِ سده های میانه است. او که به تازگی از کار تدریس در دانشگاه بازنشسته شده، کارنامه ادبی پرباری دارد. ترجمه شاهنامه فردوسی، منطق الطیرِ عطار، ویس و رامینِ فخرالدین اسعد گرگانی و دایی جان ناپلئونِ ایرج پزشکزاد چند نمونه از آثار اوست و ترجمه فیتس جرالد از رباعیات خیام با ویرایش دیویس به چندین چاپ رسیده است. در خانه و دور از خانه (At Home and Far From Home: Poems on Iran and Persian Culture. Washington DC.: Mage Publishers, 2009) مجموعه اشعار دیویس درباره ایران و فرهنگ ایرانی است. او به تازگی مجموعه ای شامل ترجمه 175 شعر از حافظ، جهان ملک خاتون و عبید زاکانی را با عنوان چهره های عشق: حافظ و شاعران شیراز (Faces of Love: Hafez and the Poets of Shiraz. Washington DC.: Mage Publishers, 2012) به چاپ سپرده است. (م. ح. و ب. م).
هر ترجمه ای با ترجمه دیگر متفاوت است(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناسبت گفت وگو با سوزان جیل لوین انتشار کتاب معروف او در حوزه ترجمه است: کاتب خرابکار: ترجمه داستان های امریکای لاتین. لوین در این گفت وگو تجربیات خود را در زمینه ترجمه ادبیات امریکای لاتین با مخاطبان در میان می گذارد. اهمیت این گفت وگو در نظریات لوین درباره مسائل کنونی ترجمه ادبی و برخوردش با این مسائل با استناد به نمونه هایی از ترجمه های خویش است. او به چالش های خود در ترجمه و دیدگاه هایش درباره متن اصلی و متن ترجمه شده، نگاه به فرهنگ مقصد در ترجمه، و همکاری خلاق نویسنده و مترجم می پردازد. به عقیده لوین، ترجمه ادبی عملی خرابکارانه است و مترجم ادبی نقش «کاتب خرابکار» را به عهده دارد. مترجم می تواند فرم متن اصلی را با خلاقیت خود تغییر دهد، ولی معنی آن را باید در فرم دیگری حفظ کند.
سوزان جیل لوین مترجم آثار بسیاری از نویسندگان برجسته امریکای لاتین از جمله خولیو کورتاسار، کابررا اینفانته، خورخه لوئیس بورخس، و مانوئل پوئیگ است.
نقدی بر مقالة «محوریت قهرمانان زن در قصه های عامیانه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله محوریت قهرمانان زن در قصه های عامیانه که در شماره یازدهم و دوازدهم فصلنامه نقد ادبی منتشر شده است، نکته هایی به اشتباه درباره کتاب طبقه بندی قصه های ایرانی نوشته آقای اولریش مارزلف آمده است. در این نقد تلاش شده که محققان و قصه شناسان به تفاوت دسته بندی های رایج قصه توجه کنند. چنانکه دو نوع اصلی برای طبقه بندی قصه ها در جهان وجود دارد، یکی بر اساس موضوع و درونمایه های قصه ها که بر مبنای فهرست موضوعی معروف آرنه- تامسون صورت می گیرد و دیگر بر اساس روشهای ساختارگرایانه و فرمالیستی که معروفترین آنها روش ولادیمیر پراپ در طبقه بندی قصه های پریان روسی است و به ریخت شناسی موسوم است. در این مقاله به اشتباه گفته شده که مارزلف در تنظیم و طبقه بندی قصه های ایرانی از روش و الگوهای ریخت شناسانه پراپ استفاده کرده است در صورتی که مارزلف کتاب خویش را بر مبنای دسته بندی موضوعی آرنه- تامسون تالیف نموده است.