خاصیّت تنوّع واژگان از ع وامل مهم در مقبولیت یک شعر یا نثر محسوب می شود. تنوّع واژگان از جمله ویژگی های سبکی است که با مقایسه آن در بین تعدادی از متن ها، می توان با ارائه آمار و نمودارها، عنوان کرد که کدام یک از این متن ها در مقایسه با دیگر متون از غنای لغوی بیشتری برخوردار است؟ بحث حاضر به ارائه یک روش نظری برای مقایسه خاصیت تنوّع کلمات در اسلوب پرداخته و این روش را به شکل عملی میان نمونه هایی از نوشته های ابن درید، بدیع الزمان همدانی و قاضی حمید الدین بلخی به مرحله اجرا در می آورد. نتیجة این بررسی، نشان می دهد که اسلوب قاضی حمید الدین بلخی (5/48 %) در مقایسه با ابن درید و بدیع الزمان همدانی از تنوّع واژگان بیشتری برخوردار است و اسلوب ابن درید (48 %) در سطح پایین تری نسبت به آن دو قرار می گیرد و اسلوب بدیع الزمان (2/48 %) در حدّ وسط میان آن دو می باشد.
طنز یکی از انواع شیوه های بیان است؛ شیوه ای هنری و اثرگذار در بیان و انتقال انواع مضامین. کاربرد طنز به شیوه ها و مقاصد مختلف در انواع آثار هنری به کار گرفته می شود. مقالات شمس تبریزیدر شمار متونی است که این شیوة بیان در آن سهمی برجسته دارد. با توجه شخصیت شمس و کارکردی که طنز در انتقال مؤثر آموزه های حکمی و معرفتی دارد، این نکته قابل انتظار است. بر اساس مطالعة پیش رو می توان گفت طنز در مقالات، شیوه ای برجسته در بیان است که به شکلی گسترده و در انواع اشکال آن با توجه به انواع طنز در مباحث نقد ادبی امروز به کار گرفته شده است؛ طنز واژگانی، طنز مفهومی و طنز روایی انواعی مهم از طنزهایی به کار رفته در مقالات است. علاوه بر این، زبان شمس در مقالاتبا نازکی خاصی همراه است به طوری که می توان گفت سایه ای از طنز بر سراسر مقالاتوجود دارد و لحن شمس به طور کلی صبغة طنزآمیز دارد. طنزی که علاوه بر ذهن وقاد و زبان پرورده شمس، برخاسته از اندیشه های حکیمانه و فرزانه منشی شمس است.