فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۴۱ تا ۲٬۳۶۰ مورد از کل ۵٬۷۲۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
منظومه های حماسی ملی، بسیاری از آیینها و اعتقادات کهن ایرانی را در بر دارد که تصورات اقوام کهن را در مورد ایزدان خود نشان می دهد. بررسی و شناخت این آیینها گوشه ای از گذشته مذهبی و فرهنگی ما را روشن می کند؛ از جمله آیینهایی که هزاران سال پیش اقوام ایرانی، هندی و برخی از اقوام دیگر به آن اعتقاد داشته اند، آیین مهر بوده که در راس این آیین، ایزدی به نام «مهر» قرار داشته است. از مجموعه مطالبی که در «ریگ ودا» و اوستا در مورد «ایزدمهر» آمده است می توان نتیجه گرفت که این ایزد از کهن ترین ایزدان مورد پرستش اقوام هند و ایرانی، و از احترام بسیاری بهره مند بوده است. در یشت دهم اوستا موسوم به «مهریشت»، که به «مهر» اختصاص دارد، ویژگیهایی از قبیل نافریفتنی، ده هزار چشم و هزار گوش، شهریاری و کیهان سالاری و دادورزی به این ایزد نسبت داده شده است. این ویژگیها به گونه ای نهانی در منظومه های حماسی ملی ایران پراکنده است. در این جستار با بهره گیری از متون مذهبی کهن نظیر اوستا و پژوهشهای مهرپرستی به بررسی آنها در منظومه های مورد بحث پرداخته می شود.
رای و برهمن
درآمدی بر ادبیات تطبیقی غیرجد (عنوان عربی: نظرة إلی الأدب الهزلی المقارن)
حوزههای تخصصی:
ادبیات منظوم و منثور را به دو بخش کلی تقسیم کرده اند: جد و هزل.جدیات شامل نوشتارهای اخلاقی، عشقی، رزمی و بزمی است؛ و آثار مکتوب غیرجدی، مواردی مانند طنز، هجا، فکاهی، لطیفه، بذله، مطایبه، شوخی، مسخرگی، و انتقاد را در بر می گیرد.در نوشتارهای بازمانده از ادب پیشین فارسی، جز درباره هجا چیزی درخور توجه درباره ادب غیرجدی نیامده است و اگر گاهی در متون ادب فارسی، مطالبی دیده شود، غالبا هجو را به جای هزل یا دیگر متفرعات غیر جد به کار برده اند.ادبای عرب، شعر دوره جاهلیت و صدر اسلام را از جهت اغراض و مقاصد به بیش از ده قسم تقسیم کرده اند که قسم پنجم را به هجا اختصاص داده اند و در تعریف آن گفته اند: «هجا برشمردن قبایح و نفی مکارم است از شخصی یا قوم و قبیله ای. . .»(رهنما،6:1364).ادبای پیشین ایران هم با تغییرات و دگرگونی هایی در تقسیم اغراض و مقاصد شعر، همین اقسام را با ضمایمی یاد کرده اند و اغراض شعر را در ده شیوه محدود کرده اند، چنانکه خاقانی در مقام مفاخره و برتری خود بر عنصری گفته است:ز ده شیوه که آن حیله شاعری است به یک شیوه شد داستان عنصری و صبا نیز به پیروی از پیشینیان، چنین سروده است:سخن چیست در این نشیب و فراز یکی گوی و من ترک ده گوی باز چکیده عربی:تم تقسیم الأدب المنظوم والمنثور إلی فرعین رئیسین: الجد والهزل. یشمل فرع الجد:الکتابات الأخلاقیة، والغرامیة، ومعارک الحرب، والحفلات، بینما یشمل فرع الهزل: الطنز، والهجو، والفکاهة، واللطیفة، والنکتة، والمطایبة، والمزاح، والسخریة، والانتقاد، و... إلخ. وبغض النظر عن الهجو لم تعالج الکتابات المتبقیة من الأدب الفارسی القدیم، أدب الهزل معالجة وافیة، وإن وجد هذا الفرع أحیانا بین طیات نصوص الأدب الفارسی، فإنه استخدام للهجو بدل الهزل. أما أدباء العرب فقسموا شعر الجاهلیة وصدر الإسلام من حیث الأغراض إلی أکثر من عشرة فروع خصصوا الفرع الخامس للهجاء وقالوا فی تعریفه: «الهجاء یعنی ذکر مساوی شخص أو قبیلة وسلب المحامد عنهما.» والأدباء الإیرانیون القدماء أیضا ذکروا هذه الفروع بعد تغییرات فی تقسیم أغراض الشعر حیث حدّدوها فی عشرة فروع.
سفرنامه حاج نجم الملک
آیین های سوگواری و مرثیه خوانی در شاهنامه فردوسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال سوم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۷
59 - 76
حوزههای تخصصی:
در ایران باستان نیز همانند همه ی ملت ها مرثیه سرایی و عزاداری برای مردگان به شکل های مختلف مرسوم بوده است. یکی از ارجمندترین منابع شناخت ما از آداب و رسوم ایرانیان کهن، کتاب ارزشمند شاهنامه است. فردوسی با استادی خاص خود آیین های سوگواری را به تصویر کشیده است. سوگواران به خاطر از دست رفتگان، بیقراری و مویه می کردند، بر خاک می افتادند، موی و روی خود را می کندند و جامه بر تن را چاک می زدند. آیین های دیگری نیز چون یال و دم اسب را بریدن، زین را وارونه بر اسب نهادن، نیل بر اسب و پیل کشیدن، سراپرده و درختان را سوزاندن و...از آیین های سوگواری در شاهنامه است. نوحه و زاری سوگواران، بر از دست رفتگان در شاهنامه شنیدنی است. بیان و پرداخت شاعرانه ی این مرثیه ها علاوه بر ارزش تاریخی، اجتماعی و فرهنگی، دارای ارزش ادبی قراوانی نیز هستند.
زایش و گسترش کنایات در زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
واسونک
منبع:
شعر پاییز ۱۳۷۶ شماره ۲۱
حوزههای تخصصی:
ساختار امر قدسی در یسنه
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار ساختار رمزگذاری امر مقدس در یسنه ها مورد بررسی قرار گرفته و مفاهیم هم ریشة آن در منابع ودایی بررسی شده است. آن گاه به چگونگی آرایش و سازماندهی گرانی گاه های معناییِ نشانگرِ امر قدسی اشاره شده و نظامی پنج گانی پیشنهاد شده که از سویی با نیروهای تشکیل دهندة روان و روح انسان و از سوی دیگر با عناصر گیتیانة تشکیل دهندة گیتی پیوند برقرار می کنند و به این ترتیب گیتی و مینو و عالم اکبر و عالم اصغر را به هم متصل می سازند.
بر مبنای این پژوهش، دو لایة متفاوت از صورتبندی امر قدسی در یسنه قابل تشخیص است. در یک لایه، پنج نیروی گیتیانه و پنج عامل مینویی مشخص شده اند که با پنچ گاهِ شبان روز و پنج نیروی روانی انسان تناظر دارند. در لایه ای دیگر، این پیکربندی بر مبنای رمزگان نجومی و مفهومِ هفت اختر و هفت فلک به هفت نیرو دگردیسی یافته و به این ترتیب کل نظام نشانه های منسوب به ایزدان را پیچیده ساخته است. این دستگاه دو لایه ای، مفهومی نو از انسان را تعیین می کند و سوژه «من» را بر جایگاهی نو در کائنات می نشانند. خلاصة سخن آن که رمزگذاری امر قدسی در یسنه، از نظام سی و سه خدایی کهن هند و ایرانی شروع شده و به دو سیستم موازیِ پنج و هفت نیرویی منتهی شده است، و این همه بستری برای بازتعریف مفهوم من در بافت دینیِ یکتاپرستانه فراهم آورده اند.
چشمهای زمینی یک اسطوره: نگاهی مجدد به کارزار رستم و اسفندیار
منبع:
کیان ۱۳۷۸ شماره ۴۷
حوزههای تخصصی:
جادوی کلام و مکر روایتی
مقاله: نظریه های اساطیر در ایران
منبع:
رودکی۱۳۸۵ شماره۹
حوزههای تخصصی: