فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۵٬۷۲۹ مورد.
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
23 - 44
حوزههای تخصصی:
مثنوی های شاخص شهریار از نظر هنر شاعری عرصه ی توصیف، تصویرگری و میدانِ جولان خیالِ رها و الهام ِ محض اند؛ به جهت موضوع و محتوا نیز جنبه های بیرونی زندگی شاعر وعلایق و مناسبات اجتماعی، فرهنگی و تاریخیِ او را بازتاب می دهند؛ در عین حال، به جهت «ساختار» و «نظام فرهنگی»، مثنوی های شهریار جزئی مهم از کلیّتِ اجزای «جهانِ فرهنگی و ادبی» شعر اویند. مثنویِ «افسانه ی شب» با 1622بیت در 40مدخل عنوان دار و موضوعات متنوّع، بلندترین مثنوی شهریار و یکی از مثنوی های شاخص در شعر معاصر است. این شعر با آنکه به ظاهر بُرش های گوناگون از مقاطعِ مختلف زندگی است که با برخی رخدادهای تاریخیِ ملی و مذهبیِ جامعه ی ایرانی در هم آمیخته وگاه با استفاده از تکنیک تک گویی درونی، با زندگی شاعر، علایق شخصی و خاطرات او پیوند خورده و روایت می شود، امّا از ساختاری منسجم و متناسب با محتوای اصلیِ شعر برخوردار است و همه ی اجزای آن یک کلیّت را تشکیل می دهند. همه ی رخدادهایِ خیالی و واقعیِ این شعر در ظرفِ زمانیِ «شب» اتّفاق می افتد و شهریار با برداشتی ویژه از پدیده ی شب، آن را به گونه ی بی سابقه و با کاربستِ جنبه هایی از زبانِ گفتار با «تگ گویی» و«گفتگو» توصیف می کندو عالی ترین تصاویر و «تابلو»ها را از این حوادث و مناظر طبیعی در ظرف شب به دست می دهد.
تحلیل جنبه های تعلیمی «قصه های مجید» بر مبنای نظریه هوش های چندگانه گاردنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
100 - 127
حوزههای تخصصی:
«قصه های مجید» به عنوان یکی از آثار برجسته و کلاسیک ادبیات کودک و نوجوان ایران، هم به دلیل جذابیت های داستانی و روایت صمیمانه اش و هم به جهت برخورداری از لایه های عمیق تربیتی، روان شناختی و اجتماعی در شخصیت پردازی قهرمان اصلی اش، مجید، همواره مورد توجه ویژه مخاطبان و منتقدان قرار گرفته است. در این مقاله، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و به کارگیری ابزار تحلیل محتوای کیفی، ابتدا به معرفی دقیق و تفصیلی نظریه هوش های چندگانه گاردنر، شامل هوش کلامی-زبانی، منطقی-ریاضی، فضایی، بدنی-جنبشی, موسیقایی, میان فردی, درون فردی و طبیعت گرا، و مؤلفه های گوناگون ادبیات تعلیمی پرداخته ایم. در ادامه، جلوه های هر یک از این انواع هوش در شخصیت پیچیده و در حال رشد مجید و همچنین سایر شخصیت های کلیدی داستان، و نیز در ساختار روایی و محتوای غنی داستان ها، مورد بررسی و تحلیل قرار داده ایم. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شخصیت مجید، تجلی بسیار بارزی از هوش های کلامی-زبانی، میان فردی و درون فردی است و نویسنده به طور ماهرانه ای از این هوش ها برای انتقال مفاهیم تعلیمی و تربیتی، به شیوه ای غیرمستقیم و تأثیرگذار، بهره برده است. «قصه های مجید» با ارائه الگوهای رفتاری مثبت و منفی، طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی در بستری واقعی و قابل همذات پنداری، و استفاده از زبانی ساده، روان و در عین حال غنی، کارکردهای اساسی ادبیات تعلیمی را به بهترین شکل به نمایش می گذارد.
بررسی تطبیقی اندیشه های سعدی و فنلون درباره رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
128 - 146
حوزههای تخصصی:
مفهوم رهبری بیش از هر چیز نفوذ شخصیتی و اجتماعی یک فرد را در میان مردم به ذهن می آورد. این پژوهش به بررسی تطبیقی اندیشه های سعدی و فنلون درباره رهبری می پردازد. سعدی، در آثار خود به ویژه گلستان و بوستان، و فنلون، نویسنده فرانسوی، در تلماک، اصول مشترکی را درباره رهبری جامعه مطرح کرده اند. روش تحقیق این پژوهش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی است. یافته ها نشان می دهد که سعدی و فنلون، با وجود فاصله زمانی و جغرافیایی، در مبانی رهبری همسو هستند: هر دو رهبر را خدمتگزار مردم می دانند، عدالت را شرط حکمرانی می شمرند و بر ارتباط بدون ترس مردم با حاکم تأکید می کنند. همچنین، هر دو از جنگ طلبی و ستمگری پرهیز داده و رهبری مبتنی بر اخلاق و خرد را ترویج می کنند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که رهبری مطلوب از نگاه این دو اندیشمند، نه بر پایه زور، بلکه بر مهرورزی استوار است. این اصول می توانند الگویی مناسب برای مدیریت امروز در عرصه های سیاسی و اجتماعی باشند.
بررسی طالع های نحس نجوم احکامی در اشعار انوری، نظامی و مسعود سعد سلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
137 - 154
حوزههای تخصصی:
توجه گسترده پیشینیان به افلاک و حوادث فلکی موجب باور به تاثیر افلاک در زندگی انسان ها شد و این امر تا جایی پیش رفت که تمام شئونات زندگی، مانند سرنوشت انسان ها، پیروزی ها و شکست ها، خوشبختی و بدبختی، ترسالی و خشکسالی و.. را در بر گرفت و موجب پدید آمدن مباحث گسترده ای چون سعد و نحس نجوم و طالع بینی ها و اختیارات نجومی شد. این باور عمومی به ویژه پس از نیمه های سده پنجم هجری بسیار مورد توجه شاعران ایرانی قرار گرفت؛ به گونه ای که تفسیر بسیاری از ابیات شاعران بزرگ این دوران، بدون آگاهی کافی از دانش نجوم، باورها و احکام نجومی ناممکن است. در این پژوهش طالع های نحس را در اشعار انوری، نظامی و مسعود سعد که هر سه از حکیمان آگاه به نجوم بوده اند، بررسی کرده ایم. در نتیجه این پژوهش سیزده طالع نحس را از اشعار این شاعران استخراج کرده و با مراجعه به آثار معتبر و کهن نجومی، علت نحس خوانده شدن آن ها را توضیح داده ایم. برای سخن گفتن از طالع های نحس، نیاز بود طالع های سعد را نیز معرفی کنیم؛ اما به سبب گستردگی مطالب، در مقاله ای دیگر آن ها را بررسی کرده ایم.
مضمون شناسی گناه شهریار در اساطیر زرتشتی و متون پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
117 - 157
حوزههای تخصصی:
مضمون شناسی به عنوان یکی از رویکردهای جذاب و مهم ادبیات تطبیقی، به واکاوی و بررسی تحول یک الگو یا مضمون در چند متن روایی ادبی می پردازد. یکی از مضامین اساسی در فرهنگ های گوناگون، مضمون گناه است که ریشه در باور و اعتقادات فرهنگی ملل مختلف دارد و به عنوان یک تجربه شناختی، عاطفی، یک بحران اجتماعی یا دینی، موضوعی دیرینه است که می توان نشانه های حضور آن را در آثار تمدن بشری یافت. در این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی به بزه سه شهریار ایرانی جمشید، فریدون و کاوس از منظر مضمون شناسی پرداخته وتلاش شده توجیهی برای از دست دادن نامیرایی و جاودانگی این شهریاران فراهم شود. این پژوهش مفهوم گناه را در متون زرتشتی و پهلوی در برخورد با هنجارهای اجتماعی و همچنین در تقابل با مفاهیم قدسی و الوهی مورد بررسی قرار داده تا از این طریق لایه های پنهان و ناخودآگاه موجود در متون موردبحث را در حوزه گناه آشکار کند. با توجه به مستندات ارائه شده، این مقاله نشان می دهد متون پهلوی بیشترین تجلی گاه گسترش مضمون گناه است که با توجه به شرایط زمانی و نیازهای جامعه، این مضمون دچار گسترش یا نوزایی شده است. ازآنجاکه مفهوم گناه در پژوهش حاضر در تقابل با دو مفهوم هنجار و مفاهیم قدسی تعریف شد، گناه شهریاران اسطوره ای موردبحث در تقابل با این دو تعریف، قرار گرفت و نتیجه گیری شد سنت های موردپذیرش جامعه و قوانین قدسی و الوهی در جامعه ایرانی در یک دسته قرار می گیرند.
تحلیل آرکه تایپی قصه «ملک ابراهیم و دختران پاشاه مصر»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۶۱
167 - 201
حوزههای تخصصی:
قصه های پریان به عنوان بخش بزرگی از ادبیات روایی و شفاهی عامه، سرشار از رمز و رازهای نمادین هستند. کشف این رمز و رازها ما را به جهان بزرگ درون انسان، هدایت می کند. این مقاله بر آن است تا با روش توصیفی تحلیلی، نقش ها، نشانه ها و رویدادهای نمادینِ قصه پریانِ «ملک ابراهیم و دختران پادشاه مصر» از قصه های عامه لرستان را به شیوه تحلیل آرکه تایپی یونگ، بررسی کند. ساختار کلی در ابتدای قصه، به تسلط وجه نرینه و غیبت عنصر مادینه اشاره دارد و درنهایت چگونگی ظهور مادینه غایب در پایان قصه را نشان می دهد. چهار عملکرد روانی انسان، یعنی تفکر، احساس، دریافت حسی و شهود در قالب شخصیت های این قصه نمایان می شوند. این قصه چون دیگر قصه های پریان، بازتابی از آرکه تایپ های درونی است. مرگ شاه و جانشینی پسر کوچک، ضرورت نو شدن مداوم خویش را از طریق تماس با جریان رویدادهای روانی در ضمیر ناخودآگاه، انعکاس می دهد. آنیما نیز نقش پلی را دارد که به قصد تمامیت روان، به سوی لایه های عمیق تر ناخودآگاه و خود راه می یابد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد نقش ها، رویدادها و چهره ها در قصه پریان «ملک ابراهیم و دختران پادشاه مصر» به شکلی نمادین، نیاز ما را برای نیل به ضمیر برتر یا خویشتنی والاتر آشکار می کنند؛ امری که با آگاهی از نیروهای ناخودآگاه و آرکه تایپ ها میسر می شود.
مقایسه کارکرد عاطفی تصاویر غنایی غزلیات جهان ملک خاتون و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
81 - 96
حوزههای تخصصی:
شعر غنایی به واسطه بازتاب عاطفه شخصی شاعران، تصاویر لطیف و اغراق آمیزتری را در راستای بیان عاطفه غلبه یافته ارائه می دهد. تصاویر غنایی در غزلیات، به واسطه محتوای غالب غزل که عاشقانه است، بیشتر یافت می شود. مهم ترین این نوع تصاویر، توصیف چهره معشوق، عشق، وصال، توصیف طبیعت، بهار و تصاویر مرتبط با باده است. جهان ملک و سعدی، در غزلیات خود از این نوع تصاویر غنایی بهره برده اند؛ بیشتر این تصاویر، ملموس، حسی و از جنس تشبیه، استعاره، مجاز و پارادوکس هستند. این تصاویر، منعکس کننده عواطفی هستند که نگرش و احساس شاعر را نسبت به هستی نشان می دهد. نگارندگان در این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی، چگونگی کارکرد عاطفی تصاویر مشترک میان غزلیات جهان ملک و سعدی را تحلیل و بررسی کرده اند. از نتایج این پژوهش می توان به تأثیرپذیری جهان ملک از سعدی و گسترش عواطف غلبه یافته توسط جهان ملک اشاره کرد. تصاویر در شعر جهان ملک، آشکارتر و در شعر سعدی، به شکلی مضمر و غیرمستقیم به کار رفته اند.
بازتاب عشق قلندرانه شطاریه در دیوان عاقل خان رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
29 - 50
حوزههای تخصصی:
عاقل خان رازی، شاعر، مورخ و دولتمرد عهد گورکانیان هند بود که بنابر گفته محمد امین عامر، در حدود سال 1206 ه.ق/1614 م در اورنگ آباد دکن چشم به جهان گشود؛ اما براساس بیتی از خود وی، اصل او از خواف است. نام اصلی او، میرعسکری بود؛ اما تخلص رازی را برای خود برگزید که احتمالاً به دلیل انتساب معنوی او به مرادش، برهان الدین راز الهی بوده است. او مقامات و مناصب والایی داشت و در عرصه تاریخ، سیاست و ادب، در سرزمین هند دارای نامی شناخته شده بود؛ اگرچه در ایران باید او را در شمار شاعران گمنام جای داد. وی پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی، برای کسب علوم روحانی به حضرت برهان الدین راز الهی رجوع کرد که در دوران پادشاهی «اورنگ زیب عالمگیر»، پادشاه هند، می زیست و از سلسله عرفای معروف شطّاریه به شمار می رفت. در پژوهش پیشِ رو، نگارندگان به روش تحلیل محتوا و با استفاده از دیوان شاعر، درصدد پاسخ به این سؤال هستند که نمود و تجلی عشق قلندرانه شطاریه در شعر عاقل خان رازی چگونه است؟ نتیجه تحقیق بیانگر چرخیدن مفاهیم وحدت، سکر، رهایی، فقر، فنا، بقا، رندی و قلندریِ شاعر، بر مدار عشق به گنج مخفیِ وجود مطلق است.
بررسی سوژه مسئله مند زن در پیوند با خویشکاری پری در رمان های شهرنوش پارسی پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
191 - 217
حوزههای تخصصی:
شهرنوش پارسی پور در سه رمان سگ و زمستان بلند (1355)، طوبی و معنای شب (1367) و زنان بدون مردان (1368) به تحقق سوژه زن به عنوان قهرمان رمان روی آورده است. سوژه زنانه در این آثار در تقابل با جامعه مردسالار و در پیوند با طبیعت شکل گرفته است. قهرمانان زن در این آثار سهمی در تحولات اجتماعی به عنوان قهرمانی مسئله مند ندارند، بلکه با نظر به کاستی های اجتماعی برای حضور زن شکل گرفته اند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در پی آن است که مسیر شکل گیری سوژه زن را به مثابه قهرمان، در رمان های پارسی پور مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اگر رمان را ژانری در پیوند با جامعه بدانیم، نشانه این کاستی ها در رمان های پارسی پور، با تلاش برای شکل دهی به قهرمان زن بر پایه اسطوره و طبیعت پدید آمده، و نمود آن به صورت کهن الگوی پری پردازش شده که در دوره پیشازرتشتی مقدّس بوده و به دلیل پذیرفته نشدن خویشکاری اش در دوره زرتشتی، هویتش با جادو و دیو پیوند یافته است. اگرچه ساختار اجتماعی، اجازه شکل گیری قهرمان زن را در برخوردی بی واسطه با جامعه نمی دهد، اما پیوند با تباری اسطوره ای از دوران مادرسالاری عامل پدیدآمدن سوژه زن است.
تحلیل محتوایی نماد و تمثیل های داستانی نویسندگان دوره اول بوشهر؛«علی دشتی، رکن زاده آدمیت, آیت اله بلادی و دکتر برازجانی»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ادبیات داستانی بوشهر-واقع شده در جنوب غربی ایران و کناره خلیج فارس با نویسندگان نسل(دوره) اول تا چهارم خود در داستان نویسی ایران به ویژه مکتب جنوب جایگاه مهمی دارد. تمثیل به عنوان یک شگرد ادبی همواره یکی از مهم ترین محمل های بازنمایی درون مایه های مقتضای زمانه بوده است که برخی نویسندگان این دوره از توان روایی سنتی این گونه برای بیان مسائل اخلاقی، اجتماعی-سیاسی در کنار نماد بهره گرفته اند. هدف و ضرورت این مقاله؛ بیان مزایا و دگردیسی های محتوایی داستان های تمثیلی و بیان نمادین در دوره اول نویسندگی بوشهر است. از آن جا که تا کنون پژوهشی در این زمینه صورت نگرفته است، نگارندگان کوشیده اند؛ آثار تمثیلی را در سه نوع: روایت مستقل، غیر مستقل و استفاده از نمادها در فاصله سال های۱۳۳۲- ۱۳۰۴شمسی(مقارن حکومت پهلوی اول و دوره ی اول پهلوی دوم) بر پایه موضوع و درون مایه نقد و تحلیل کنند و به این پرسش اساسی پاسخ دهند که نویسندگان این دوره از کدام شیوه بیان تمثیلی و برای کدام مقاصد استفاده کرده اند. ماحصل این تحقیق به شیوه کتاب خانه ای با روی کرد پژوهشی- تحلیلی این است که؛ جز«رکن زاده» که سعی کرده است وقایع تاریخی عصر خویش را بی کم و کاست نقل کند، دیگر نویسندگان این دوره از تمثیل مستقل، در حین داستان و نماد برای روشن گری و بیان مضامین اخلاقی، سیاسی- اجتماعی بهره برده اند.
تحلیل شخصیت های منظومه ویس و رامین بر اساس الگوی کارپمن (با تأکید بر شخصیت های ویس، رامین، موبد، دایه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
173 - 190
حوزههای تخصصی:
مثلث کارپمن که توسط استیون کارپمن طراحی شده است، الگویی روان شناختی بوده و بیانگر عملکرد افراد در یک مثلث روانی درام است. در هر ضلع مثلث کارپمن، یک نقش وجود دارد که افراد درطی تعامل با یکدیگر و با جابه جایی در نقش های سه گانه، در این مثلث، باقی می مانند. نقطه مقابل مثلث درام کارپمن، مثلث تد است که شخصیت های سه گانه با آگاهی ازطریق فکر و رفتار خود، از مثلث درام نجات می یابند. در این مقاله، شخصیت های اصلی منظومه ویس و رامین براساس الگوی شخصیتی کارپمن مورد بررسی قرار می گیرند. پیرو این تحلیل روان شناختی، چهار شخصیت موبد، ویس، رامین و دایه، در جایگاه های آزارگر، قربانی و ناجی، ایفای نقش کرده و با چرخش های رفتاری در این نقش های سه گانه در مثلث درام باقی می مانند. مطابق با نتیجه به دست آمده، الگوی ثابتی بر شرایط و روابط مختلف انسانی حاکم است که در داستان های مختلف نیز بازتاب دارد؛ بر این اساس، افراد در شرایط جبری محتوم، محکوم اند و جز با ذهن آگاه، قادر به تغییر شرایط و رهایی از مثلث درام نیستند.
ناگفته های داستانِ «ضحاک» به روایت نقالان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از بین همه منابعِ پیش و پس از اسلام که به زندگی و شخصیت ضحاک پرداخته اند، مفصّل ترین و متنوع ترین روایت ها، مربوط به روایت های نقالانِ شاهنامه است. این روایات اگرچه از نظر ساختار و چارچوبِ کُلّی، دنباله رو شاهنامه فردوسی اند، ولی در آن ها، داستان ها و اشاراتی بسیار بدیع و نادر دیده می شود که در منابعِ کهن، به ندرت نمونه هایی از آن را می توان یافت. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع حماسی، تاریخی و طومارهای نقالی طومارهایِ چاپ شده و برخی دستنویس های نقالی که هنوز به چاپ نرسیده اند صورت پذیرفته است، به ناگفته هایی از داستان ضحاک در روایات نقالان می پردازد و داستان ها و اشاراتی را بازگو می کند که در شاهنامه و ادب پهلوانی، بی پیشینه است. نتیجه پژوهش نشان دهنده آن است که ناگفته های داستانِ ضحاک به روایت نقالان، یا از ابداعات قصه گویان و نقالان اند، یا در برخی اشاراتِ متون کهنی غیر از شاهنامه ریشه دارند که تغییرِ شکل داده و به طومارهای نقالی راه یافته اند، و یا از داستان هایِ شخصیت های حماسی و اسطوره ای الگوبرداری کرده اند.
بررسی و تحلیل نظام هندسیِ حاکم بر ساختار غزل حافظ (براساس رویکرد جامعه شناسیِ دیالکتیکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
45 - 66
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی دیالکتیکیِ ادبیات را میتوان رویکردی تاریخی و کارکردگرا تلقی کرد که به دنبال اثبات تاثیر رخدادهای اجتماعی و طبقاتی جامعه بر ساختار آثار ادبی برجسته است. این رویکرد کل نگر و تعادل گراست به این معناکه نه متن ادبی را اصل میداند و نه تاریخ اجتماعی و طبقاتی را؛ بلکه به دنبال نشاندادن دیالکتیک این دو برهم است. با کاربست جامعه شناسی دیالکتیکِ تاریخی، میتوان غزلهای حافظ را یک سند تاریخی دانست و گفت که ساختار گسسته نمای غزلهای حافظ حاصل پریشانی طبقاتی دوران شاعر است. طنز حافظ نیز محصول بن بست های سیاسی، مطلق گرایی همچنین مطالبه مردم است؛ به این معنا که در جوامع استبداد زده استفاده از طنز رواج بیشتری پیدا میکند. همچنین صورخیال غزل حافظ – تشبیه عکس، بدل بلاغی، استعاره، تناقض نمایی و ...- نیز نتیجه جابجایی و تحریف ارزش های اجتماعی و طبقاتی است. تلقیق غزل عاشقانه و عارفانه، ایهام، ابهام در غزل حافظ نیز به ریاکاری و نقاق گسترده و عمومی برمیگردد. جفت های متقابل در ساختار غزلها نیز نشان دهنده خصومت، ستیز و ناسازگاریهای آشکار طبقاتی و اجتماعی است. در این مقاله با روش نظری و بررسی کیفی، تاثیر جامعه و ساختارهای هنری، ادبی حافظ، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
تحلیل ساختار تمثیل خرد در خردنامه اسکندری جامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
خرد یکی از مهمترین عناصر مفهومی و واژگانی در پهنه ادب فارسی و دارای رویکردی آفاقی و انفسی در شعر شاعران حکیم و عارفان است و دارای سیر تحول سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی است. تمثیل نیز زبان حقیقت است و از این طریق عقاید و اندیشه های ناب حکما و عرفا جهت فهم مخاطب عینی می شود. در این پژوهش، به روش کتابخانه ای و شیوه تحلیلی . توصیفی، به تحلیل ساختارتمثیلِ خرد در خردنامه اسکندری پرداخته شده است. و برای رسیدن به این منظور، دیوان شاعرانِ حکیم و عارف قبل از جامی بررسی شد تا در مرحله اول تفاوت خرد و عقل و سیر تحول این دو مفهوم از نظر سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی مشخص شود. و در مرحله دوم، چگونگی تبیین، تحلیل و تمایز انواع خرد در قالب تمثیل توسط جامی بیان شد. و در نهایت به تحلیل تمثیل انواع خرد در خردنامه اسکندری پرداخته شده است. خرد، در خردنامه اسکندری جامی، مفهومی چندوجهی است که شامل ابعاد عملی، اخلاقی، نظری، عرفانی و سیاسی می شود که دارای دو سیر حکمی و عرفانی است باکارکرد هدایتگری در جهت برقراری عدالت بیان شده است.
یک دادگاه داستانی و یک کلاس درس (پژوهشی در باب قابلیت آموزش تفکر فلسفی در حکایت بازجست کار دمنه در کلیله و دمنه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
146 - 163
حوزههای تخصصی:
چنان که می دانیم بخش گسترده ای از ادبیات کلاسیک فارسی را متون تعلیمی تشکیل می دهند. نویسندگان این آثار با بیانی تمثیلی و غالباً به صورت داستانی، مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و فلسفی را بیان کرده اند. قابلیت ها و ظرفیت بسیار بالای این متون ادبی، کاربرد آن ها را در دیگر حوزه ها نیز امکان پذیر می سازد. فلسفه برای کودکان، فرصت پژوهشی جدیدی است که می توان ادبیات کلاسیک فارسی را از منظر دیگری نگریست و قابلیت های آن را بدین منظور سنجید. در مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است، حکایت «بازجست کار دمنه» از کتاب کلیله و دمنه، بر اساس معیارهای داستانی فبک، همچون مقبولیت ادبی، مقبولیت روان شناختی، مقبولیت فلسفی، کندوکاوپذیری و گفت وگوی استدلالی و موارد دیگر، بررسی شده است. بر اساس یافته های پژوهش، این حکایت با برخورداری از مقبولیت ادبی، روان شناختی و فلسفی و نیز الگوی گفت وگوی استدلالی، دارای قابلیت بسیار بالایی برای آموزش تفکر فلسفی به کودکان است؛ و به جز بازنویسی به زبانی ساده و قابل درک برای کودکان و نیز حذف مواردی که کندوکاوپذیری داستان را کاهش می دهد، به تغییر دیگری نیاز نیست.
نظری به عوامل تعیین کننده سرنوشت در غزلیات سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
122 - 145
حوزههای تخصصی:
مقولاتی چون جبر، اختیار، تقدیر ازلی و اراده از پرچالش ترین موضوعاتی است که ذهن بشر را به خود مشغول کرده. منظور از جبر و تقدیر، تحقق تخلف ناپذیر و از پیش تعیین شده اتفاقات و آینده بر اثر قوانین ضروری علت و معلول حاکم بر عالم است. از طرف دیگر، بخشی از عوامل تعیین کننده سرنوشت، تحت سیطره و اراده انسان قرار دارند. حاصل این دیدگاه های متفاوت باعث به وجود آمدن دو فرقه ی بزرگ اشاعره و معتزله گردید. مکتب اشاعره سرنوشت مخلوق را در ید اراده خالق می داند. با توجه به این نکته که سعدی از پیروان این مکتب بوده، این تفکرات و اندیشه ها در آثار این شاعر بزرگ فارسی زبان انعکاس یافته است. این پژوهش به شیوه ی تحلیلی-توصیفی به تفکرات و اندیشه های سعدی در باب عواملی که می توانند در سرنوشت انسان تاثیر داشته باشند، می پردازد. یافته های پؤوهش؛ قضا و قدر الهی یکی از مضامینی است که سعدی به کرات به آن پرداخته است. شاعر در برخی اشعارش نگاهی غیرقابل تغییر به سرنوشت دارد و آن را با مسائلی چون بخت و اقبال، گردش افلاک و پیشانی نوشت انسان ها پیوند داده. اما با توجه به اینکه سعدی از شعرای ست که بسیار به موعظه پرداخته و آثارش جنبه تربیتی دارد، پس می توان دریافت که برای انسان، اختیار قائل است. سعدی در برخی اشعارش بر این باور است که عملکرد انسان و رفتارهایی همچون دعا کردن و نیکی روا داشتن به دیگران می تواند سرنوشتی را که از روز عدم برای انسان رقم خورده است را تغییر داد.
واکاوی گونه های تمثیلی در پاردوکس های غزل حسین منزوی و محمدعلی بهمنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اگر پارادوکس را با همه پیچیدگی ها اوج هنر شاعرانه در انتقال مفاهیم بدانیم شیوه های گوناگون تمثیل راهی برای دستیابی به زوایا و ابعاد ابهام آمیز آن به شمار می رود؛ پیوند آرایه های معنوی تمثیل و پارادوکس افزون بر برجسته نمایی نقش آن ها در عمق بخشی، وسعت بخشی و تاثیرگذاری بیشتر کلام می تواند به وجود آورنده ظرفیت های بسیاری در محتوا، ساختار و تصویرسازی های یک اثر ادبی نیز باشد؛ با این همه تاکنون هیچ پژوهش ادبی در این زمینه پدید نیامده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی و واکاوی شیوه های گوناگون تمثیل در پارادوکس های غزل حسین منزوی و محمدعلی بهمنی به عنوان دو شاعر جریان ساز در شعر معاصر و همچنین پرداختن به شفاف سازی نقش گونه های تمثیلی در فهم و درک بهتر انواع پارادوکس خواهد بود که با روش تحلیلی-توصیفی بر پایه مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. نخست پاردادوکس های غزلیات این دوشاعر استخراج و پس از آن نمونه های مشخص شده طبق دسته بندی تمثیل های محتوایی و ساختاری مورد بحث و ارزیابی قرار گرفته اند. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد پیوند تمثیل و پارادوکس می تواند کارکردهایی چون برجسته سازی تضادها، عمق بخشی به عواطف مورد نظر شاعر، همذات پنداری، ساده سازی مفاهیم، ایجاد چندلایگی و دسترسی به لایه های معنایی و همچنین نقد مسائل اجتماعی را در پی داشته باشد. کارکردهایی که تا کنون به آن پرداخته نشده و هر کدام در جایگاه خود قادر هستند ارزش و عیار یک اثر ادبی را نشان بدهد.
تمثیل مور در مثنوی مولانا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
119 - 135
حوزههای تخصصی:
درباره تمثیل در شعر شاعران و بویژه در شعر مولانا جلال الدین بلخی کارهای گوناگونی شده است اما به شیوه موردی کاری کمتری انجام شده است. در باب تعریف و تعبیر تمثیل نیز چهار برداشت وجود دارد که سه تای آن ها نظر متقدمان بلاغت ایرانی اسلامی ست و منظور این پژوهش نیست. درین پژوهش تلاش شده تا بنا به برداشت چهارم یعنی به کارگیری داستان حیوانات (allegory) کاربرد مور در مثنوی بررسی شود. از نزدیک چهل مورد کاربرد مور در دفاتر ششگانه مثنوی، مولانا تنها در دو وهله، تمثیل در شکل امروزی الیگوری را در باب مورچگان به کار گرفته است. بدیهی ست هم بنا به ذات تمثیل و نیز هدف گذاری مولانا در مثنوی، غایت این تمثیل ها تعلیم است و زیر ساخت آن ها اخلاق است.تمثیلات اگر چه به سبب سادگیشان به کار برده می شوند اما تمثیلات متون عرفانی از جمله مثنوی از سادگی و رسایی بیشتری برخوردارند.این پژوهش به شیوه تحلیلی و توصیفی و به روش کتابخانه ای به سامان رسیده است و دستاورد کلی این است که مولانا هم از متمتعان خوان تمثیل است.
بررسی تمثیلات آیات 275 تا 286 سوره بقره در تفسیر تبیان شیخ طوسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمثیل یکی از ابزارهای بلاغی قرآن کریم است که برای انتقال مفاهیم انتزاعی و پیچیده به مخاطب استفاده می شود. این مقاله به بررسی تمثیلات در آیات 275 تا 286 سوره بقره پرداخته و نقش آن ها را در تفسیر "التبیان" شیخ طوسی مورد تحلیل قرار می دهد. در تفسیر قرآن، تمثیل ها اغلب به عنوان ابزاری برای روشن ساختن مفاهیم پیچیده و ارتباط مؤثرتر با مخاطب مطرح می شوند. اما در تفاسیر قدیمی مانند "التبیان"، بررسی دقیق تمثیلات به طور مستقیم کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این تحقیق، بررسی نحوه ی استفاده از تمثیلات در تفسیر این آیات است تا نشان دهد چگونه شیخ طوسی از آن ها برای تسهیل درک مفاهیم قرآن بهره برده است. اهمیت این تحقیق در آن است که با توجه به پیچیدگی مفاهیم قرآنی، بررسی تمثیل ها می تواند به فهم بهتر و عمیق تر از آیات قرآن کمک کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که اگرچه شیخ طوسی به طور مستقیم به تمثیلات اشاره نکرده است، با تحلیل واژگان و ساختار جمله ها می توان به وجود تمثیلات تشبیهی، حکایتی و استعاری پی برد که به تبیین مفاهیم پیچیده و ایجاد ارتباط عاطفی با مخاطب کمک کرده اند. این تحقیق به پژوهشگران کمک می کند تا درک بهتری از کاربرد تمثیل ها در تفسیر قرآن پیدا کنند.
تحلیل موضوعی تمثیل حیوانات در قطعات پروین اعتصامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمثیل یکی از شیوه ها و ابزار بیان مطلب است که شعرا و نویسندگان برای تبیین موضوعات و مفاهیم مورد نظر خود برای القای بهتر مطالب به مخاطب از آن بهره می گیرند؛ یکی از این افراد، پروین اعتصامی است که از تمثیل برای تبیین تعالیم خود بسیار بهره گرفته است، به گونه ای که می توان گفت تمثیل مهم ترین ابزار بیانی پروین اعتصامی است. در این مقاله تمثیل حیوانات در قطعات پروین به صورت موضوعی تحلیل شده است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و از لحاظ فضای انجام کار کتابخانه ای است. فرض نگارندگان بر این بوده که پروین در قطعات خود از تمثیل حیوانات بهره گرفته است. مبتنی بر ایده مذکور و با تحلیل محتوایی قطعات براساس موضوع، نقش و جایگاه حیوانات در تبیین تعالیم تربیتی پروین اثبات شده ست. از میان 90 قطعه پروین، 21 قطعه از زبان حیوانات نقل شده است که تقریباً همگی به صورت گفتگو و مناظره هستند. در 15 قطعه هر دو طرف گفتگو از حیوانات هستند. یک قطعه به صورت گفتگوی درونی و تکی است و در 5 قطعه نیز یک طرف حیوان است و طرف دوم از سایر عناصر. نتیجه بحث حاکی از این است که در همه این قطعات با حالت تقابلی مواجه هستیم و هریک از قهرمانان طرفدار موضوعی هستند در تقابل دیگری و مخالف با آن. تلقی تمثیلی پروین در مورد برخی حیوانات، در ادبیات فارسی سابقه دارد اما در مواردی هم پروین تلقی جدیدی دارد بدون توجه به سابقه تمثیلی آن حیوان.