پدیده پرزنتیسم می تواند یکی از مشکلات رایج در سازمان های امروزی باشد. این پدیده به صورت حضور غیر اثربخش فرد در سر کار به دلیل بیماری یا ساعت های کاری طولانی تعریف می شود. بی توجهی سازمان ها به پدیده پرزنتیسم نشان دهنده اهمیت اندک آن ها نسبت به مسئله سلامت کارکنان است. مطالعات گذشته نمایانگر این حقیقت است که پدیده پرزنتیسم اثر معناداری بر بهره وری دارد. پژوهش حاضر به منظور شناسایی پیامدهای پدیده پرزنتیسم در میان کارکنان و پرستاران «بیمارستان نمازی شهر شیراز» انجام شد. این پژوهش با به کارگیری روش کیفی (روش داده بنیاد) با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با چهارده نفر از کارکنان و پرستاران «بیمارستان نمازی شهر شیراز» صورت گرفت که با استفاده از روش «گلوله برفی» انتخاب شده بودند. برای بررسی و تحلیل داده های جمع آوری شده از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. با توجه به نتایج این پژوهش، پیامدهای پرزنتیسم در سه سطح فرد، سازمان و جامعه، شناسایی و طبقه بندی شدند و درنهایت راهکارهایی برای مقابله با این پیامدها ارائه شد
در عصر حاضر سازمان ها با بحران های گوناگونی روبرو هستند که از هر سو حیات و بقای آنها را مورد هجوم قرار می دهند. در چنین شرایطی، سازمانها زمانی موفق عمل خواهند نمود که ضمن کسب شناخت کافی نسبت به این بحرانها و پیش بینی آنان، شرایط مناسبی برای کاهش یا از بین بردن آن فراهم آورند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی تأثیر هوش سازمانی بر مدیریت بحرانهای سازمانی و بر مبنای مطالعه ای توصیفی-همبستگی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش مدیران و کارکنان در کارخانه نیرو کُلر اصفهان که حداقل مدرک آنان کارشناسی بوده، به تعداد 400 نفر می باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 178 نفر محاسبه و روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی متناسب با حجم جامعه آماری بوده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه 49 سوالی استاندارد آلبرخت (2010) برای سنجش هوش سازمانی و پرسشنامه 21 سوالی محقق ساخته برای سنجش مدیریت بحران می باشد که روایی آنان به دو روش محتوایی و سازه و پایایی پرسشنامه هابا استفاده از روش آلفای کرونباخ برای هوش سازمانی (942/0) و مدیریت بحران (908/0) تأیید گردیده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Amos 21 و به روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شده است. نتایج حاصل از بررسی فرضیه-های پژوهش نشان داد هوش سازمانی با ضریب 945/0 تأثیر مستقیم بالایی بر کنترل بحران های سازمانی در قبل، حین و بعد از وقوع داشته است. این در حالی است که در بین مؤلفه های هفت گانه هوشمندی سازمانی، «سرنوشت مشترک» با ضریب 987/0 بیشترین تأثیر را در کنترل بحران های سازمانی داشته است.
با توجه به اهمیت قانون کار در تنظیم روابط کارگر و کارفرما و نقش تعیین کننده آن در پیشرفت اقتصادی بنگاه های تولیدی، این پژوهش با هدف «تحلیل قانون کار جمهوری اسلامی ایران از دیدگاه کارفرمایان از منظر مدیریت منابع انسانی» انجام شده است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و در تجزیه و تحلیل داده ها از روش نظریه داده بنیاد استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را کارفرمایان شرکت های صنعتی مستقر در استان تهران تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری گلوله برفی و براساس قاعده اشباع نظری با هشت نفر از این کارفرمایان مصاحبه عمیق صورت گرفته است. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مهم ترین ضعف قانون از نظر کارفرمایان، عدم شفافیت و استنباط های مختلف از متن قانون و اختیارات محدود کارفرما در قانون کار است. بنا بر نظر کارفرمایان، قانون فعلی نمی تواند چندان در داوری بین کارگر و کارفرما مؤثر واقع شود و این امر باعث می شود شکاف بین شرایط واقعی حاکم بر منابع انسانی و محتوای قانون گسترش یابد.
پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا نظریه دولت رانتی آن گونه که در مقالات فارسی زبان انعکاس یافته، می تواند به عنوان ابزار تحلیلی مناسبی برای تبیین فساد اداری به کار رود یا نه. از این رو، به مطالعه 44 مقاله در این زمینه پرداخته و با روش تحلیل مضمونی، پس از رسیدن به اشباع نظری، اصول موضوعه ای را استخراج کرده که در ارتباط شبکه ای با همدیگر، شالوده بنیادینِ طیف متنوعی از مقالات چاپ شده را تشکیل می دهند. در ادامه، نشان داده شد که این انگاره شبکه ای برای بقای خود، ناچار واقعیت را نادیده می گیرد و آن را به قامت خود درمی آورد. نتیجه چنین انگاره ای این است که مقالات علمیِ فارسی زبان، در این زمینه، به جای کمک به فهم فساد اداری، واقعیت را نادیده می گیرد، لذا کاربست آن به عنوان ابزار تحلیلی مناسب، نیازمند بازبینی جدی است. در پایان نیز، ضمنِ نقد اصول موضوعه این انگاره، بر بخش هایی از واقعیت تأکید گردید که از دید چنین «منظومه اندیشگی» پنهان مانده و لذا نیازمند تأمل و بازبینی است.
در سال های اخیر، زمانی که مدیران برای اتخاذ تصمیمات تجاری اختصاص می دهند به طور شدیدی کاهش یافته است. در این میان شناسایی اطلاعات مهمی که باید در لحظه مورد پایش قرار گیرد، چگونگی جمع آوری، یکپارچه سازی، نمایش و تحلیل این اطلاعات بیش ازپیش ضروری می نماید. داشبورد سازمانی، ابزاری است غنی از شاخص ها، گزارش ها و نمودارها که به صورت پویا عمل کرده تا مدیران با استناد به آن بتوانند در هرلحظه عملکرد سازمان را مشاهده نمایند. لیکن جهت بهره ور شدن داده ها، استفاده از منطق هوش تجاری اجتناب ناپذیر است. هوش تجاری سیستمی است که داده های مختلف، پراکنده و ناهمگون یک سازمان را یکپارچه و منسجم می کند و از طریق تشکیل پایگاه داده تحلیلی می تواند گزارش های تحلیلی را برای تصمیم گیری مدیران سازمان فراهم کند. این پژوهش با استفاده از مطالعه عمیق ادبیات موضوع، تعداد 357 کد مربوط به توسعه داشبورد سازمانی با منطق هوش تجاری را شناسایی و با استفاده از روش های کیفی تحلیل مضمون و گروه کانونی این کدها را به 24 مضمون پایه و 7 مضمون سازمان دهنده تبدیل کرد. در مرحله بعد در دو مرحله مجرا با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری به مدل سازی مضامین پایه و مضامین سازمان دهنده به طور مجزا پرداخته و با توجه به همخوانی دو مدل سازی اقدام به تلفیق دو مدل و ایجاد مدل نهایی توسعه داشبورد سازمانی با منطق هوش تجاری نموده است که می تواند نقشه راهی دقیق برای سازمان های دولتی جهت طراحی و پیاده سازی این سیستم باشد.
توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات تأثیر زیادی در زندگی انسان گذاشته است. دامنه این توسعه، در آینده، مجموعه ای از تهدیدها و فرصت ها به همراه خواهد داشت که برای مواجهه فعال با آن باید آن را شناخت و آماده شد. آواتاریسم، پدیده نوظهوری است که رشد و گسترش آن از کشف روشی نوین برای پرکردن خلأ های ارتباطی انسانی منشأ می گیرد. این پژوهش با تمرکز بر روشی جدید در آینده پژوهی باعنوان «تحلیل لایه ای علت ها»، درصدد تجزیه وتحلیل علل آواتاریسم است؛ بنابراین بااستفاده از «روش دلفی» نسبت به هم گرایی دیدگاه های 16 نفر از خبرگان تحقیق اقدام شده است. مطابق نتایج پژوهش در آشکارترین سطح علّی، عناصری نظیر رشد فناوری، تنوع طلبی و سرگرم سازی، شکل گیری این پدیده را توجیه می کند. در لایه بالاتر، عناصری اساسی تر نظیر تمرکز بر نیازهای اشباع نشده بشری به علت نیاز به ارتباط و تعامل و جذابیت های اقتصادی و اجتماعی تاثیرگذار بوده اند. در لایه سوم که عوامل بنیادی آواتاریسم را مطرح می کند ملاحظه می شود که فلسفه شکل گیری این پدیده در تفکر انسان محوری و تلاش برای تقلیل گرایی نظام هستی صرفاً در چارچوب توانمندی های انسان، ریشه دارد، ضمن اینکه تفکر غالب در پیدایش این رویکرد تمایل به قهرمان سازی است.
جنگ جهانی اول بیشتر در حوزه جنگ های شیمیایی و تسلیحات شیمیایی مطرح بود؛ اما در جنگ جهانی دوم، دنیای فیزیک اتمی و داشتن متخصصان اتمی و مولکولی اهمیت ویژه ای پیدا کرد. در دنیای امروز، متخصصان پیش بینی می کنند که جنگ های آینده، جنگ های اطلاعات و انفورماتیک خواهد بود و برتری با کشوری است که دارای متخصصان علوم مرتبط با فناوری اطلاعات باشد. از این رو، هدف این پژوهش مدیریت سازمانی، انتقال و نگهداری اطلاعات به صورتِ امن و مطمئن با توجه به پیشرفت های اخیر علمی و فناورانه در سازمان های نظامی است. در این مقاله با توجه به روش علمی- فیزیکی، ضمن تأکید بر تغییر پارادایم (الگوواره) در مدیریت و تمرکز بر پارادایم کوانتومی، پروتکل (قرارداد)های مختلف رمزنگاری کوانتومی مقایسه می شوند. با استفاده از روش شبیه سازی و نموداری در کنار تحلیل فیزیکی، قوت ها و ضعف های هر پروتکل (قرارداد) بیان می شود و مدیریت کوانتومی می تواند از بسترِ عدم قطعیت و اغتشاشِ ذاتی دنیای کوانتومی به صورت بهینه استفاده کند. نتایج حاصل نشان می دهد که بهتر است برای بالا بردن کیفیتِ تجهیزات و دستگاه های ارتباطی در مدیریت اطلاعات محرمانه و امنیتی، به جای مقابله با شنودکننده ها، تمرکز سازمان بر روی منابع مالی و انسانی قرار گیرد.