هر ساله تعداد زیادی از مردم بر اثر تصادفات رانندگی در جاده های کشور متحمل خسارات سنگین و بعضاً غیر قابل جبران می شوند. این امر باعث شده تا دست اندرکاران حمل و نقل، تمرکز ویژه ای بر موضوع ایمنی راه ها داشته باشند. اما آنچه در این بین اهمیت دارد این است که در راستای ارتقای ایمنی جاده ها در چه مواردی باید سرمایه گذاری نمود. به همین منظور در این مقاله به بررسی عوامل مهم اثرگذار در ایمنی راه های کشور با استفاده از رویکرد تجزیه و تحلیل چندمتغیره پرداخته شده است. بنابراین ابتدا متغیرهای تأثیرگذار بر وضعیت ایمنی راه های کشور مشخص شده و سپس عوامل اصلی مؤثر با استفاده از روش تحلیل عاملی تعیین شده اند. سپس استان های کشور با در نظر گرفتن امتیاز عامل های به دست آمده و بر اساس یک شاخص کلی رتبه بندی شده اند. در نهایت نیز روند تغییرات شاخص کل برای برخی استان های کشور از سال 1387 تا 1392 بررسی و تحلیل شده است.
بسیاری از شرکتها به منظور کاهش هزینه ها، بهبود خدمات مشتری و دستیابی به مزیت رقابتی در حال
پیگیری تولید چابک هستند. در واقع چابکی به عنوان پارادایم جدیدی برای مهندسی سازمانها و بنگاه-
های رقابتی مطرح است. در این پژوهش بعد از مطالعه مبانی نظری و پیشینه مبحث چابکی، ویژگیها،
معیارها و توانمندسازهای آن شناسایی شدهاند و چارچوبی برای اولویتبندی و تحلیل این شاخصها با
توجه به مزایای رقابتی عمده موجود در ادبیات پژوهش، تدوین شده است. برای اولویتبندی شاخصها
از ترکیب تکنیک توسعه عملکرد کیفیت فازی) FQFD ( با تحلیل شکاف ) Gap Analysis )
چابکی « استفاده شده است. یافتههای پژوهش در سازمان مورد مطالعه بیانگر این است که توانمندساز
دارای کمترین میزان بلوغ در میان توانمندسازهای چابکی است که همین امر منجر به این » مدیریت تولید
شده تا این توانمندساز از بیشترین ارجحیت برخوردار باشد. از طرف دیگر مشاهده میشود که
توانمندساز چابکی مدیریت تولید با استفاده از تکنیک FQFD بیشترین وزن را کسب کرده و این به
معنی است که این توانمندساز از بالاترین اولویت و اهمیت برای سازمان برخوردار است. همچنین معیار
مدیریت دانش با داشتن بیشترین شکاف، رتبه نخست را میان تمامی معیارها بهدست آورد.
روش های متفاوتی جهت اولویت بندی و انتخاب قابلیت های چابکی سازمان ارائه گردیده است که اغلب آنها جزء روش های تصمیم گیری چند معیاره جبرانی می باشند. در این مقاله تلاش می شود با بهرهگیری از تکنیک های تحلیل پوششی داده ها ((DEA،و تاپسیس فازی، رویکردی جهت اولویت بندی قابلیت های چابکی بر اساس نیازهای محیطی سازمان، ارائه گردد. پژوهش حاضر در دو مرحله متوالی انجام گرفته است. در مرحله اول محرک های چابکی سازمان شناسایی شده و در مرحله دوم قابلیت های چابکی بر اساس اثربخشی و تاثیرشان جهت غلبه بر محرک های استخراج شده از مرحله اول، اولویت بندی می گردند. در مرحله اول محرک های چابکی سازمان با بهره گیری از تکنیک تاپسیس فازی و رویکرد برنامه ریزی کسری و بر اساس سه معیار دشواری پاسخگویی، میزان اثرگذاری بر فعالیت های سازمان و شدت تغییر، رتبه بندی شده و محرک های کلیدی انتخاب می شوند. در مرحله دوم، با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده های فازی، قابلیت های چابکی استخراج شده از ادبیات تحقیق بر مبنای تاثیرشان بر عوامل محرک کلیدی، ارزیابی و اولویت بندی می شوند. روش ارائه شده در یکی از صنایع بزرگ قطعه ساز دولتی مورد آزمون قرار گرفته است.
برنامه تمرین بررسی ایمنی یک سیستم مشاهده ی رفتارو ارائه ی بازخورد به کارکنان، ویک ابزار طراحی شده برای کمک به ارتقاء رفتار ایمنی در سازمان و پیشگیری از کار ناایمن است. با استفاده از این تکنیک ساده افراد بطور متناوب به مشاهده ی موثر رفتارهای ایمن وناایمن در سازمان می پردازند. در این برنامه انتظار داریم مشاهده گران بازخوردهای معقولی از رفتار ایمن ونا ایمن مشاهده شده را بدون ذکر نام وفقط با اشاره به فعالیتی که آن را مشاهده کرده اند ارایه دهند. همین بازخورد ها افراد را از انجام غیر عمدی یک رفتار ناایمن مطلع می نماید واز سوی دیگر فراهم کننده ی یک حمایت اجتماعی در بین همتایان وهمکاران است تا همین افراد با مشاهده ی رفتارهای ایمن و نایمن در سازمان وقضاوت در مورد آن، در موقعیت های کاری خود توانمندی انجام ایمن کارها را به دست آورند
اما به این نکته توجه داریم گاهی فقط ارائه بازخورد به تنهایی نشان دهنده ی رفتار ایمن یا ناایمن نیست بلکه این محیط کار است که درتقویت و یا تشدید این رفتارها نقش دارد. بدین ترتیب بعداز مرحله مشاهده، نظاره گر بایستی شرایط انجام کار را برای شناسایی علل اتخاذ رفتار نا ایمن وشناسایی فرصت های بهبود این شرایط را تحلیل نماید(بازخورد اول). داده های یک سری مشاهدات گروهی به صورت دوره ای جمع آوری و تحلیل می شوند ونتایج تحلیل آنها در بین کارکنان توزیع شود (بازخورد دوم) که نشان دهنده ی فرصت های بهبود ی است که پتانسیل ایجاد آسیب رامی تواند اصلاح کند. جزئیات امر بوسیله کارگروه هدایت خواهد شد ونهایتاً استراتژی های مداخله ای لازم برای کاهش احتمال وقوع رفتار نا ایمن بر این اساس اتخاذ می گردد
تصمیم گیری برای استفاده کارا از نیروی انسانی، تجهیزات و دیگر منابع سازمانی برای هر مدیری، امری ضروری است . از این رو، مدیر همیشه در صدد است تا بیشترین بهره وری را از امکانات و منابع خود برای دستیابی به هدفهای از پیش تعیین شده، محقق سازد. شبیه سازی (Simulation)می تواند به عنوان یکی از تکنیکهای موَثر و پرقدرت مدیران امروزی مورد استفاده قرار گیرد. شبیه سازی تقلیدی از عملکرد یا سیستم واقعی با گذشت زمان است که گذشته از اینکه با دست یا به وسیله کامپیوتر انجام می شود، به ایجاد ساخت تاریخچه سیستم و بررسی آن به منظور دستیابی به نتیجه گیری هایی در مورد عملکرد سیستم واقعی مربوط می شود. تکنولوژی و نرم افزارهای شبیه سازی یکی از قدرتمندترین روشها و ابزارهای در خدمت مدیران، مهندسان صنایع، تحلیل گران سیستمها و ... که آنها را قادر می سازد پیش از اتخاذ هر تصمیمی در مورد هر سیستم تولیدی یا خدماتی در دست پیاده سازی و یا در حال کار را شبیه سازی کرده،بررسی های لازم آماری را در تمامی ابعاد آن، برای تصمیم گیری بهتر و با هدف کاهش هزینه و افزایش سود یا راندمان به عمل آورند.
هدف از این پژوهش تدوین الگویی برای بررسی چگونگی تاثیر زیرساخت های پویای مدیریت دانش بر ارتقاء بهره وری شرکت های دانش بنیان که در حوزه های مدیریت دانش فعال هستند، می باشد. روش تحقیق در این مقاله از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری تحقیق تعداد 724 نفر از مدیران و کارشناسان شاغل در شرکت های فعال در حوزه مدیریت دانش و سیستم های مدیریت دانش می باشد که در مجموعه پارک علم و فناوری تهران حضور دارند. در این تحقیق، با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای-نسبتی با در نظر گرفتن سطح خطای05/0 تعداد 293 نفر انتخاب گردیدند، که در نهایت، اطلاعات 286پرسشنامه صحیح بین مدیران و کارشناسان ارشد شرکت های مورد تحقیق توزیع و با استفاده از روش تجزیه و تحلیل عاملی تأییدی روایی پرسشنامه ها بررسی شد. مقدارپایایی ترکییی درمحدوده 88/0تا93/0و بالاتر از مقدار استاندارد 7/0 است مقادیرave در بازه 55/0 تا 77/0 و بالاتر از مقدار استاندارد 50/0 است این نتایج نشان می دهدکه مدل اندازه گیری دارای پایایی رضایت بخش است. همچنین، برای آزمون فرضیه های تحقیق از مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که قابلیت های مدیریت دانش از طریق دو متغیر میانجی ظرفیت جذب و زنجیره تأمین چابک بر ارتقاء بهره وری شرکت تأثیر دارند.
افزایش سرمایه گذاری در بخش های عمرانی در نیروهای مسلح، علاوه بر تأمین نیازهای اساسی می تواند تأثیر مثبتی در پیشبرد اهداف راهبردی داشته باشد، لیکن در راه رسیدن به این اهداف، ریسک هایی وجود دارد که لازم است پیش از شروع هر پروژه، این موارد شناسایی و کنترل شود. در این خصوص هدف اصلی این مقاله، شناسایی، ارزیابی و مدیریت ریسک پروژه های عمرانی یک رده نظامی از نیروهای مسلح ایران، با یک رویکرد تلفیقی فنون تصمیم گیری چند معیاره است. این رویکرد می تواند به عنوان ابزاری مناسب در خصوص سنجش ریسک های ساخت پروژه های عمرانی، برنامه ریزی جهت کنترل آنها و شناسایی پروژه های کم ریسک استفاده شود. در این پژوهش ابتدا با مطالعه کتابخانه ای، ریسک های ساخت پروژه های عمرانی استخراج می شود. سپس در مرحله اول رویکرد پیشنهادی، با کمک فنِ تحلیل سلسله مراتبی و نظرات خبرگان، ریسک های شناسایی شده بر اساس احتمال وقوع نسبت به یکدیگر، وزن دهی می شوند. در مرحله دوم تحقیق با بررسی میزان تأثیر ریسک های شناسایی شده در عملکرد ساخت و با کمک نظرسنجی دوم و روش ویکور، شناسایی پروژه های کم ریسک میسر می شود. نتایج مرحله اول نشان می دهد، ریسک های مربوط به نظارت، طراحی و ساخت و همچنین مسائل مالی و اعتباری در میان زیرگروه های اصلی از لحاظ احتمال وقوع نسبی با ضرایب 38/0 و 28/0 در رتبه اول و دوم قرار داشته و ریسک های مربوط به حوادث جغرافیایی و اقتصادی با ضریب اهمیت 13/0 در رتبه آخر قرار دارد. همچنین خروجی نظرسنجی در مرحله دوم، بیانگر فهرستی از پروژه های عمرانی رتبه بندی شده بر اساس میزان تأثیر ریسک در عملکرد ساخت آنهاست.
افزایش پیچیدگی در مسائل تصمیمگیری موجب شده است تا گروهی از خبرگان به جای استفاده از یک خبره برای ارزیابی مسائل انتخاب پیمانکار مورداستفاده قرار گیررد بردین منررور، در ایرن م،الره، یرک روش جدیرد شاخص انتخاب ارجحیت فازی تردیدی برر مبنرای ریسرک نرررات خبرگران بره منررور حرل مسر له ی انتخراب پیمانکار پیشنهاد میشود این در حالی است که بکارگیری مجموعههای فازی تردیدی به منرور م،ابلره برا عردم قطعیتها در شرایط دارای ابهام استفاده میشود وزن هر یک از تصمیمگیران به وسیلهی روش پیشنهادی برنامره - ریزی تواف،ی محاسبه میشود همچنین، روش پیشنهادی علاوه برر در نررر گررفتن معیارهرای ارزیرابی کمری و کیفی، به خبرگان کمک میکند تا برای کاهش خطای ارزیابی، برای هر پیمانکرار در م،ابرل هرر معیرار تحرت یک مجموعه، چندین درجره ی عضرویت تعیرین کننرد بعرلاوه، نرررات تصرمیم گیرران در گرام رخرر از روش پیشنهادی ادغام میشوند تا از ریزش اطلاعات در فرریند تصمیمگیری گروهی جلوگیری شود در ایرن روش، انتخاب بهترین پیمانکار به طور هم زمان، بر مبنای بیشترین نزدیکی به ایدهرل مثبت و بیشترین فاصله از ایرده رل منفی در نرر گرفته میشرود در پایران، رویکررد پیشرنهادی در یرک مطالعره ی مروردی بررای انتخراب به تررین پیمانکار در صنعت ساخت وساز اجرا شده است؛ با م،ایسره ی نترای بره دسرت رمرده برا یرک روش موجرود در ادبیات، کارایی و اعتبار روش پیشنهادی بیان شده است
سازمان های صنعتی دانش بنیان برای تولید محصولات با کیفیت در کوتاه ترین زمان و با کمترین هزینه، نیازمند دسترسی بموقع به دانش مورد نیاز می باشند. بنابراین تسهیم دانش یکی از مهم ترین عوامل کلیدی موفقیت در چنین سازمان هایی است. اما میزان تسهیم دانش میان کارکنان، خود متأثر از عوامل متعددی بوده و دربردارنده پیامدهای مفید متفاوتی برای سازمان ها می باشد. از این رو در این تحقیق تلاش می شود در قالب مدلی یکپارچه، ارتباط میان توانمندسازها، فرآیندها و نتیجه تسهیم دانش در سازمان های صنعتی دانش بنیان بررسی شود. عوامل سرمایه اجتماعی به عنوان توانمندسازها، جمع آوری دانش و اهدای دانش به عنوان فرآیندها و بهره وری کارکنان به عنوان نتیجه تسهیم دانش مورد بررسی قرار گرفتند. روش تحقیق از نوع توصیفی - پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه می باشد. برای آزمون در این تحقیق فرضیه ها نیز از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل 143 داده گردآوری شده از 10 سازمان مورد مطالعه حاکی از اثر مثبت و معنادار پیوندهای متقابل اجتماعی و اعتماد بر روی تمایل کارکنان به جمع آوری دانش و نیز اثر اعتماد بر روی تمایل کارکنان به اهدای دانش می باشد. علاوه بر این، اثر معنادار تمایل کارکنان به جمع آوری و اهدای دانش بر روی بهره وری کارکنان تأیید شد. در نهایت با توجه به یافته های تحقیق، توصیه هایی برای شاغلان حرفه ای در حوزه مدیریت دانش به منظور ارتقای بهره وری کارکنان از طریق توسعه راهبردهای تسهیم دانش به همراه پیشنهادهایی برای محققان آتی جهت تکمیل اهداف تحقیق حاضر ارائه می شود.