فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۴٬۸۵۷ مورد.
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
141 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی توانمندسازهای صنعت ۴.۰ پایداری زنجیره تأمین و تلاش بیشتر برای پیشنهاد یک چارچوب پژوهشی برای پل زدن به شکاف های نظری است. ابتدا توانمندسازهایی که بر اتخاذ قابلیت پایداری تأثیر می گذارند از طریق مرور مقاله های داخلی و خارجی به وسیله روش فراترکیب شناسایی شد و پس از شناسایی، توانمندسازها به صورت پرسشنامه مقایسه زوجی درآمد و در اختیار 12 نفر از خبرگان حوزه صنایع تولیدی کاشی در استان یزد قرار گرفت. با اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه و تحلیل آن با استفاده از روش ترکیبی دیمتل فرایند تحلیل شبکه ای فازی درنهایت مدلی ارائه شد. از نتایج پژوهش بخش فراترکیب 114 کُد باز، 26 کُد محوری و درنهایت 7 کُد انتخابی استخراج شد که کُدهای انتخابی شامل عوامل سازمانی، سیستم تولید، محیط زیست، محصول، اقتصادی، فناوری و اجتماعی است که در روش ترکیبی دیمتل فرایند تحلیل شبکه ای فازی، روابط و اهمیت این توانمندسازها بررسی و مشخص شد که بُعد «فناوری» تأثیرگذارترین، بُعد «محصول» تأثیرپذیرترین و بُعد «اقتصادی» مهم ترین ابعاد محسوب می شوند.
مدل سازی چندهدفه زنجیره تامین مدیریت پسماندهای بیمارستانی با در نظر گرفتن ابعاد پایداری در ترکیب با تئوری مجموعه فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
177 - 223
حوزههای تخصصی:
در این مقاله یک مدل ریاضی چهار هدفه برای زنجیره تأمین معکوس مدیریت پسماندهای بیمارستانی در دوره همه گیری کرونا در ایران با در نظر گرفتن ابعاد پایداری ارائه شده است. اهداف مدل ارائه شده عبارت اند از: 1) کمینه سازی هزینه های احداث تسهیلات و پردازش زباله ها در مراکز و هزینه های سوخت وسایل نقلیه و هزینه های زیست محیطی حاصل از انتشار گازهای آلاینده؛ 2) بیشینه سازی انرژی تولیدشده حاصل از سوزاندن زباله ها؛ 3) کمینه سازی ریسک ابتلا به ویروس عدم مدیریت زباله ها و 4) بیشینه سازی میزان استخدام نیروی کار در مراکز تأسیس شده. به منظور مدل سازی عدم قطعیت های موجود از تئوری مجموعه فازی استفاده شده است. با توجه به چندهدفه بودن مدل، جهت حل از الگوریتم های دسته میگوها چندهدفه مبتنی بر آرشیو پارتو و الگوریتم چندهدفه ژنتیک استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که الگوریتم دسته میگوهای پیشنهادی قادر به دستیابی به جواب های باکیفیت و پراکندگی بالاتر نسبت به الگوریتم چندهدفه ژنتیک می باشد. همچنین مقایسه شاخص یکنواختی و زمان اجرای دو الگوریتم، نشان داد که الگوریتم چندهدفه ژنتیک در زمان کمتری فضای جواب را با یکنواختی بالاتری جستجو کرده و مدل را حل می کند.
بهینه سازی چیدمان سلولی پویا و پایدار بر اساس راهبرد مقیاس بندی سرعت پردازش و مسیریابی فرایند در مصرف انرژی و ایمنی محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
313 - 375
حوزههای تخصصی:
افزایش نگرانی ها در خصوص مسائل زیست محیطی، کمبود منابع و مسائل رفاهی کارکنان، سازمان ها را به سمت تجدیدنظر در مورد استراتژی های تولید و چیدمان تسهیلات سوق داده است تا چیدمانی ارائه دهند که به تمام ابعاد پایداری (اقتصادی، رفاه اجتماعی و زیست محیطی) توجه داشته باشد؛ بنابراین در این پژوهش، یک مدل ریاضی چندهدفه به منظور ایجاد توازن بین کاهش هزینه های چیدمان، کاهش میزان مصرف انرژی الکتریکی و افزایش ایمنی محیط تولید برای کارکنان توسعه یافته است. ویژگی برجسته مدل پیشنهادی، درنظرگرفتن راهبرد مقیاس بندی سرعت پردازش عملیات در ماشین ها در کنار مسیریابی فرایند است که با مفاهیمی نظیر قابلیت اطمینان ماشین ها، تعادل بار کاری، تخصیص اپراتور ترکیب شده است. به منظور اعتبارسنجی و کاربردپذیری مدل پیشنهادی از روش معیار جامع و نمونه های برگرفته از مبانی نظری موضوع استفاده شده است. با توجه به پیچیدگی مدل و ناتوانایی نرم افزار گمز در ارائه جواب برای مسائل با ابعاد بزرگ در زمان مطلوب، از الگوریتم ژنتیک رتبه بندی نامغلوب (NSGA-II) استفاده شده است. درنهایت رویکرد پیشنهادی به صورت یک مطالعه موردی واقعی در یک کارگاه تولید اجاق گاز و فرهای صنعتی مورداستفاده قرار گرفت. نتایج، دستیابی به صرفه جویی 62 درصدی در هزینه های تولید را از اعمال روش پیشنهادی نشان می دهد.
ترسیم مرز کارایی در ساختارهای دومرحله ای: رویکرد ورودی - خروجی محور شعاعی و غیر شعاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
195 - 222
حوزههای تخصصی:
مدل های اولیه تحلیل پوششی داده ها به دلیل دیدگاه جعبه سیاه و بی توجهی به فرایندهای داخلی، برای ارزیابی ساختارهای دومرحله ای مناسب نیستند. در این ساختارها ترسیم مرز کارایی و تعیین عادلانه مقدار بهینه متغیرها مهم ترین چالش است. در بسیاری از مدل های دومرحله ای موجود مرز کارایی ترسیم نشده است و یا مقدار بهینه متغیرهای میانی توسط یکی از دو مرحله تعیین می شود. این امر به محاسبه اشتباه کارایی مرحله دیگر و کارایی کل منجر می شود. درواقع در این مدل ها ضعف عملکرد یک مرحله به کاهش کارایی مرحله دیگر منجر خواهد شد. در این پژوهش با ثابت نگه داشتن متغیرهای میانی در سطح فعلی و با یک رویکرد ورودی-خروجی محور، مدل های شعاعی و غیرشعاعی در شرایط بازده به مقیاس ثابت و متغیر توسعه داده شده است؛ سپس با استفاده از قضایای ریاضی اعتبار مدل ها اثبات و نشان داده شده که در مدل های پیشنهادی عملکرد واحدها در مراحل با واحدی روی مرز کارایی مقایسه می شود و مدل ها با رساندن مراحل به مرز کارایی، کل ساختار را کارا می کنند. از مدل های پیشنهادی در یک مطالعه کاربردی برای ارزیابی پایداری 9 زنجیره تأمین شرکت های تولیدکننده رب گوجه استفاده شد. نتایج کارایی آن ها با چهار مدل و همچنین مقدار بهینه متغیرهای واحدهای ناکارا در هر یک از این مدل ها بیان شده است.
بهینه سازی شبکه زنجیره تامین زیست توده در چهار سطح(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
آلایندگی بر اثر دفن زیست توده ها، امکان تولید انرژی پاک از زیست تودهها و تقاضای زیاد برای دریافت انرژی، بهینه سازی شبکه زنجیره تامین زیست توده را مهم و ضروری ساخته است. هدف این مقاله، بهینه سازی شبکه زنجیره تامین زیست توده در چهار سطح به منظور کاهش هزینه های اقتصادی و زیست محیطی است. مهم ترین شکاف پژوهشی برطرف شده در این مقاله، تعیین خروجیهای مطلوب و نامطلوب زیست توده ها در مراکز تفکیک سازی و در نظرگرفتن حالت چند دوره ای، چندمحصولی با وسایل حمل و نقل ناهمگن است. مدل پژوهش، دو هدفه برنامهریزی خطی عدد صحیح مختلط با عدم قطعیت و اختلال است بدین منظور چهار سناریو، طراحی گردید. مدل با روش الگوریتم ژنتیک و MOPSO و با نرم افزار پایتون حل گردید.اعتبارسنجی مدل، در یک مورد مطالعه ای واقعی در استان فارس بررسی شده است. مدل پیشنهادی توانسته است پایداری و تاب آوری را همزمان، پیاده سازی نماید که موجب کاهش هزینه ها، کاهش انتشار کربن و افزایش تجاری شدن تولید انرژی از زیست توده ها شده است از اینرو سبب افزایش تمایل سرمایه گذاران به سرمایه گذاری در این شبکه از زنجیره تامین میشود مدل پیشنهادی میزان تولید انرژی را 1/2 درصد نسبت به زمانی که خروجیهای مطلوب و نامطلوب در نظر گرفته نشوند کمتر تشان می دهد یعنی به واقعیت بسیار نزدیکتر می کند. با انجام تحلیل حساسیت بر روی داده های واقعی، کارایی مدل اثبات گردید.
زمان بندی ماشین موازی نامرتبط با زمان های راه اندازی وابسته به توالی در شبکه تولید چندکارخانه ای: مدل سازی و الگوریتم حل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
223 - 248
حوزههای تخصصی:
امروزه به دلیل برخی چالش ها، تولید متمرکز سنتی به اندازه کافی انعطاف پذیر نیست تا بتواند به تغییرات سریع بازار پاسخ دهد. در چنین محیطی، کارخانه ها تصمیم می گیرند ادغام شوند و یک شبکه تولید چند کارخانه ای را برای همکاری نزدیک تر با یکدیگر تشکیل دهند. در این راستا، در پژوهش حاضر به زمان بندی تولید چند کارخانه ای پرداخته می شود که در آن چند کارخانه متعلق به یک شرکت در قالب یک شبکه تولید چندکارخانه ای مشارکتی با یکدیگر فعالیت می کنند تا تابع هدف کلی سیستم بهبود یابد. در اینجا فرض شده است که ماشین ها در هر کارخانه به صورت موازی غیرمرتبط با زمان های آماده سازی وابسته به توالی، کارها را پردازش کرده بطوری که در روند حل، در یک فرآیند دو تخصیصی، ابتدا کار به کارخانه مناسب و سپس به ماشین مناسب در آن کارخانه تخصیص می باید. پس از پیشنهاد یک مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط جدید بر پایه ترکیب دو نوع مدل سازی بر پایه توالی و تخصیص، در اینجا الگوریتم رقابت استعماری برای حداقل کردن حداکثر زمان تکمیل کارها پیشنهاد شده است. درنهایت نیز کارایی الگوریتم با انجام آزمایش ها با الگوریتم ژنتیک مقایسه و نتایج گزارش شده است. نتایج عددی و تحلیل های آماری انجام شده نشان می دهد که الگوریتم پیشنهادی در مقایسه با الگوریتم ژنتیک از کارایی بهتری برخوردار است.
تأثیر یکپارچگی زنجیره تأمین بر عملکرد بنگاه با نقش میانجی تاب آوری زنجیره تأمین در دوران شیوع کرونا (بنگاه های صنایع غذایی استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
285 - 318
حوزههای تخصصی:
شیوع ویروس کرونا اهمیت یکپارچگی زنجیره تأمین را در کاهش اثرات اختلالات و تضمین پایداری سازمان ها برجسته کرد. مطالعات قبلی نشان داد که یکپارچگی زنجیره تأمین می تواند تأثیر مثبت مستقیم بر عملکرد سازمان ها داشته باشد؛ از طرفی یکپارچگی زنجیره تأمین می تواند با افزایش تاب آوری در شرایط بحرانی نظیر شیوع کرونا به بهبود عملکرد بنگاه کمک کند. از این نظر، تاب آوری زنجیره تأمین نقش میانجی در رابطه بین یکپارچگی و عملکرد ایفا می کند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر ابعاد مختلف یکپارچگی زنجیره تأمین بر عملکرد سازمان، با نقش میانجی تاب آوری در طول شیوع ویروس کرونا انجام شده است. مدل مفهومی پژوهش بر اساس بررسی مبانی نظری توسعه یافته و با استفاده از داده های نظرسنجی جمع آوری شده از شرکت های صنایع غذایی استان تهران در طول همه گیری ویروس کرونا آزمایش شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که یکپارچگی فرایند و محصول در ایجاد تاب آوری زنجیره تأمین نقش مهمی دارند. تاب آوری زنجیره تأمین نیز در رابطه یکپارچگی زنجیره تأمین و عملکرد بنگاه تأثیر بسزایی دارد. یافته های این مطالعه بینش های ارزشمندی را برای مدیران زنجیره تأمین صنایع غذایی در مورد اهمیت یکپارچگی و تاب آوری برای تضمین پایداری و عملکرد سازمانی در زمان های اختلال ارائه می کند.
مدل سازی عوامل آمادگی سازمانی استقرار کنترل فرایند آماری هوشمند در عصر صنعت 4.0 با رویکرد ساختاری- تفسیری فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
85 - 107
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های انقلاب صنعتی چهارم، ایجاد هوشمندی تولید از طریق داده های بلادرنگ برای اخذ تصمیم های دقیق و به موقع است؛ بنابراین انتظار می رود که کنترل فرآیندهای آماری مبتنی بر داده به میزان زیادی به پیشرفت تولید هوشمند کمک کند. به همین سبب کنترل فرایند آماری به یکی از پرکاربردترین ابزارها برای حفظ سطح قابل قبولی از خصوصیات کیفی در عصر صنعت 4.0 تبدیل شده است. در این پژوهش، عوامل آمادگی سازمانی برای استقرار کنترل فرایند آماری هوشمند در عصر انقلاب صنعتی چهارم در صنعت گاز موردبررسی قرار گرفت. بدین منظور پس از شناسایی ساختار کنترل فرایند آماری هوشمند با به کارگیری مبانی نظری، 12 عامل آمادگی سازمانی در راستای دستیابی به این مهم در قالب یک چارچوب ارائه شد؛ سپس ارتباط و توالی این عوامل با مدل سازی ساختاری تفسیری فازی مشخص شد. در ادامه مدل به دست آمده با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاریافته تأیید شد. مدل ارائه شده می تواند راهنمای صنعت گاز در پیاده سازی سیستم کنترل فرایند آماری هوشمند برای ارائه خدمات بهتر و نقص کمتر باشد.
بهینه سازی جریانات فیزیکی و مالی زنجیره های تأمین با استفاده از شبیه سازی مبتنی بر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
274 - 312
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، جریانات موجودی و مالی در زنجیره های تأمین بررسی می شود. هدف این پژوهش، ارائه روشی برای بهینه سازی این دو جریان در زنجیره ها است. درصد بازگشت سرمایه به عنوان متغیر وابسته و سه جزء تشکیل دهنده چرخه تبدیل نقدینگی که نمایانگر جریانات مالی و فیزیکی به شمار می روند، به عنوان متغیرهای مستقل هستند. داده های اعضای زنجیره شش صنعت شامل خودرو و قطعات، دارو، غذایی، پتروشیمی، فلزی و معدنی استخراج و با دو سناریوی «بازنگری در روزهای متغیرهای وابسته بدون تغییر در چرخه تبدیل نقدینگی در کل زنجیره» و «کاهش در روزهای متغیرهای وابسته به همراه کاهش در چرخه تبدیل نقدینگی» صورت مسئله پژوهش تعریف شده و با استفاده از مدل سازی مبتنی بر عامل و نرم افزار نت لگو شبیه سازی شده است. بر اساس نتایج سناریوی اول درصورتی که روزهای نگهداری موجودی در پایین دست زنجیره کاهش و به بالادست زنجیره انتقال یابد و در مقابل دوره پرداخت به بالادست کوتاه تر شود، دوره بازگشت سرمایه برای کل زنجیره بهبود می یابد؛ همچنین بر اساس نتایج سناریوی دوم، به نسبت میزان کاهش چرخه تبدیل نقدینگی از طریق بهره وری در سایه همکاری اعضای زنجیره، بهبود عملکرد شاخص بازگشت سرمایه قابل ملاحظه است.
ارائه مدل پیش بینی ریسک های بحرانی شبکه انتقال گاز با استفاده از الگوریتم های داده کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
281 - 322
حوزههای تخصصی:
باتوجه به نقش مهم رویکردهای پیش بینانه در کاهش هزینه های نگهداری تعمیرات، هدف از انجام پژوهش، ارائه مدل پیش بینی ریسک های بحرانی و اولویت دار بر پایه الگوریتم های داده کاوی است. روش داده کاوی پژوهش بر اساس روش CRISP طرح ریزی شده است. مدل سازی داده ها بر پایه داده کاوی «توصیفی» و«پیش بینی» و استفاده از الگوریتم های خوشه بندی و طبقه بندی است. شاخص سیلوئیت مبنای خوشه بندی در نظر گرفته شده و از الگوریتم های Two Step، Kohnen و K-Means استفاده شده است. بهترین مقدار، مبتنی بر الگوریتم K-Means برابر 6446/0 با تعداد خوشه 5 بود و ویژگی های اصلی برای انجام طبقه بندی و پیش بینی ریسک ها تعیین شد. الگوریتم های شبکه عصبی، درخت C.5، نزدیک ترین همسایگی و بردار پشتیبان برای طبقه بندی استفاده شده است. در این پژوهش، الگوریتم ترکیبی پیش بینی به صورت تکاملی به کارگیری شده و در هر مرحله، هدف تقویت میزان صحت و اعتبار مدل طبقه بندی و افزایش یادگیری داده ها است. نتایج پژوهش، یادگیری در56/97 درصد از داده های موردتوافق را نشان داده و میزان صحت و اعتبار مدل ترکیبی برای طبقه بندی داده ها، 86/92 درصد برآورد شده است. بر اساس نتایج، 13 ریسک، بحرانی تشخیص داده شده اند که در این میان «انتشار گازهای آلاینده و مواد شیمیایی» و «عدم آموزش و توجیه نبودن پیمانکاران نسبت به موقعیت شبکه» به ترتیب بیشترین و کمترین اولویت را دارد.
ارائه مدل سنجش سطح بلوغ هوش تجاری در کسب و کارهای الکترونیکی (مورد مطالعه: شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۸
241 - 287
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش ارائه مدل سنجش سطح بلوغ هوش تجاری در کسب و کارهای الکترونیکی برای شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنتی است که به روش کیفی مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. تعداد مشارکت کنندگان در این پژوهش 10 نفر از متخصصین، خبرگان و مدیران کسب و کارهای الکترونیکی که در حوزه ارائه خدمات اینترنت فعالیت داشته اند، می باشد که با استفاده از روش تمایز حداکثری انتخاب شدند. اطلاعات از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساخت یافته جمع آوری و با استفاده از روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها توسط تکنیک دلفی در 5 سطح از بلوغ هوش تجاری (سطح1: بلوغ ابتدایی، سطح 2: بلوغ تکرار پذیر، سطح 3: بلوغ تعریف شده، سطح 4: بلوغ مدیریت شده، سطح 5: بلوغ بهینه شده) طبقه بندی شد. سپس مدلی شامل 33 بعد و 232 شاخص تایید شده در ادبیات موضوعی پژوهش طراحی شد که در آن ابعاد و شاخص ها طبق نظر پژوهشگر و تایید خبرگان در سطوح پنج گانه بلوغ هوش تجاری توزیع شدند و در نهایت با استفاده از تحلیل عامل تائیدی در نرم افزار SmartPLS مدل تائید شد.
طراحی مدل مدیریت زنجیره تامین پروژه ساخت مبتنی بر مدلسازی سیستم های مانا (مورد مطالعه: پروژه ساخت پتروشیمی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۹
77 - 127
حوزههای تخصصی:
به کارگیری مدیریت زنجیره تامین در صنعت ساخت با دشواری های جدی از قبیل طبیعت گذرای پروژه ، سفارشی سازی زیاد، تکرارپذیری پایین فعالیت ها، عدم وجود خط تولید و وابستگی رفت و برگشتی فعالیت ها مواجه است. زنجیره تامین پروژه های ساخت پتروشیمی، سیستم های بسیار پیچیده ای هستند که عملکرد نهایی آنها به ترکیب صدها تصمیم اتخاذی در چندین شرکت مستقل بستگی داشته و تعاملات ذینفعان و ویژگی های خاص هر پروژه، در زمره ی پدیده های پیچیده ای هستند که عناصر و متغیرهای بسیاری در آنها دخیل بوده و بصورتی درهمبافته، با یکدیگر در تعاملند. از آنجا که مدل سیستم مانا ریشه در سایبرنتیک سازمانی داشته و یکی از روش های س اختار یافت ه برای مواجهه با مسائل پیچیده و ساختار نایافته است، اتخاذ چنین رویکردی، تحلیلگر را قادر م ی س ازد ت ا عمیق اً از اش کالات ک ارکردی سیس تم کنونی، آگاهی یافته و چگ ونگی اعم ال تغیی رات در طراح ی سیس تم ب ه منظ ور سازگاری با آش فتگی ه ای داخل ی و خ ارجی را دریاب د. در پژوهش حاضر، با توجه به این ماهی ت آس یب شناس انه و ساختارگرایانه، مدیریت زنجیره تامین یک پروژه پتروشیمی عارض ه ی ابی ش ده است. این عارضه یابی، منجر به ارائه مدل و شناسایی نقاط ضعف زنجیره تامین از منظر سیستم های پنج گانه و کانال های ارتباطی، جهت دستیابی به مانایی شده اس ت. اعتبار روش شناسی و یافته های پژوهش از مجرای مشارکت جمعی از خبرگان مورد تایید قرار گرفته و ن وآوری ان، عارضه یابی زنجیره تامین مبتنی بر مدل سیستم مانا و از مجرای انجام مطالعه موردی است.
ارایه مدل تامین مالی صنایع کوچک و متوسط و بررسی مشکلات و راهکارها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تامین مالی همواره یکی از چالش های اصلی ایجاد و توسعه کسب و کارهای نوپا و صنایع کوچک اقتصادی بوده است. لذا هدف از پژوهش حاضر شناسایی و ارائه مدلی برای تأمین مالی صنایع کوچک و متوسط با رویکرد آزمایشگاه ارزیابی و آزمون تصمیم گیری بر پایه فرآیند مدل سازی ساختاری تفسیری و دیمتل فازی می باشد. مقاله حاضر به طراحی سناریوهای مختلف در تأمین مالی بنگاه های کوچک و متوسط پرداخته است. به همین جهت با توجه به مطالعات پیشین و روش غربال گری فازی به استخراج عوامل مؤثر بر تأمین مالی بنگاه های کوچک و متوسط و مشخص نمودن حلقه های علی - معلولی اقدام و مدل دینامیکی تدوین شده است. سپس با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری و دیمتل فازی روابط و سطوح بین آنها میزان ضرایب تأثیرگذار و تأثیر پذیر مشخص و در مدل لحاظ شده است، در نهایت به منظور تست صحت مدل و مشخص شدن رفتار متغیرهای حالت و نرخ، اقدام به جمع آوری اطلاعات از 30 بنگاه کوچک و متوسط ، متقاضی شناخت روش های نوین تأمین مالی در بازه زمانی 12 ماهه شده است، که با تحلیل رفتار متغیرها در چهارچوب مدل همچنین تحلیل حساسیت، روایی الگوی دینامیکی طراحی شده مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد، بنگاه های کوچک و متوسط از مدل و سناریوهای طراحی شده می توانند جهت تأمین مالی بهینه کسب و کار خود بهره مند گردند.
مدل سازی تعاملات ذی نفعان کلیدی امنیت غذایی در بخش دانه های روغنی با رویکرد ساختاردهی مسئله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
411 - 446
حوزههای تخصصی:
هدف: امنیت غذایی یکی از مسائل راهبردی است که وابستگی یا عدم وابستگی در تأمین آن، در استقلال اقتصادی سیاسی کشور نقش عمده ای ایفا می کند. متأسفانه کشور ما در بخش دانه های روغنی با وابستگی بیش از 90 درصدی مواجه است که این مسئله، کشور را در حوزه اقتصادی برای تأمین امنیت غذایی و ملی وابسته می کند. این موضوع استقلال کشور را هدف قرار داده است و پرداختن به آن در قالب پژوهش حاضر، اولویت بسیار زیادی دارد. در این راستا، مطالعه حاضر با ارائه مدلی مطلوب برای شناسایی ذی نفعان، اهداف، وظایف و اختیارات آن ها و پیامدهای اجرای طرح توسعه و کشت دانه های روغنی با رویکرد ساختاردهی مسئله، می تواند به تحلیل بهتر سیاست ها و حمایت از استراتژی های (تدوین و اجرا) طرح توسعه و کشت دانه های روغنی در سطح ملی منجر شود.
روش: در این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل ذی نفعان، به شناسایی ذی نفعان این مسئله پرداخته شد. با توجه به ماهیت آشفته مسئله و تأکید بر ساخت دهی مسئله، از تکنیک نگاشت شناختی استفاده شد. بدین منظور از نرم افزار FCMapper برای ترسیم مفاهیم و تحلیل روابط میان آن ها و همچنین ارائه تحلیل های اهمیت استفاده شد. ذی نفعان حوزه دانه های روغنی، مبتنی بر روش کتابخانه ای با مطالعه متون مربوطه و اسناد بالادستی استخراج شدند. طراحی مدل و ساختاردهی به ذی نفعان و بازیگران با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 25 نفر از خبرگان حوزه امنیت غذایی انجام شد که این افراد با روش نمونه گیری گلوله برفی و حصول اشباع نظری انتخاب شدند.
یافته ها: در مرحله اول، در بخش کیفی با مطالعه اسناد و منابع کتابخانه ای، فهرست 90 عاملی از ذی نفعان شناسایی شد. در مرحله بعد با مصاحبه از خبرگان و تشکیل نقشه های شناختی از آن ها، سایر عوامل از قبیل اهداف، وظایف و اختیارات ذی نفعان اصلی و پیامدهای اجرای طرح توسعه و کشت دانه های روغنی احصا شد. همچنین میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری و مرکزیت هریک از این عوامل به دست آمد. بدین ترتیب، اولویت هر یک از عوامل شناسایی شده، بر اساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری و همچنین، درجه مرکزیت مشخص شد؛ برای مثال، وزارت جهاد کشاورزی با مقدار 67/0 تأثیرگذارترین ذی نفع و امنیت غذایی و استقلال اقتصادی با مقدار 51/0 نقش تأثیرپذیرترین پیامد را در بین سایر پیامدها دارد.
نتیجه گیری: در این پژوهش به ساختاردهی مسئله آشفته و ناموفق طرح توسعه و کشت دانه های روغنی در کشور و ارائه مدلی مطلوب برای شناسایی ذی نفعان، اهداف، وظایف و اختیارات آن ها و پیامدهای اجرای طرح با رویکرد ساخت دهی مسئله پرداخته شد. با مشخص شدن ذی نفعان بااهمیت و تأثیرگذاری و تأثیرپذیری اهداف و پیامدها، به طبع شناسایی و مدل سازی آن ها، می تواند دلالت های چشمگیری برای مدیریت و سیاست گذاری نظام امنیت غذایی داشته باشد و نقش مؤثرتری در بهبود شرایط ایفا کند. شایان ذکر است که پژوهشکده سیاست پژوهشی و مطالعات راهبردی حکمت، از نتایج پژوهش حمایت کرده اند و مدل پژوهش توسط خبرگان مجموعه تأیید و بهره برداری شده است.
استفاده از قرارداد اشتراک درآمد در هماهنگی زنجیره تأمین دوسطحی با حضور راهبردهای مدیریت موجودی توسط فروشنده و سرمایه گذاری تبلیغات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
566 - 594
حوزههای تخصصی:
هدف: پیاده سازی راهبرد «مدیریت موجودی توسط فروشنده» و به اشتراک گذاری اطلاعات موجودی میان خرده فروش و تأمین کننده، در کاهش هزینه های نگهداری، هزینه ناشی از کمبود موجودی، هزینه های حمل ونقل و هزینه موجودی مازاد و همچنین، افزایش هماهنگی در تصمیم گیری های اعضای زنجیره تأمین نقش مهمی دارد. در این پژوهش به بررسی نحوه هماهنگی زنجیره تأمین با ترکیبی از راهبرد مدیریت موجودی توسط فروشنده و قرارداد اشتراک درآمد پرداخته خواهد شد. در ضمن، در مدل توسعه داده شده، تابع تقاضا به صورت ضربی و وابسته به عوامل تأثیرگذار، روی تابع سود همچون قیمت خرده فروشی، سرمایه گذاری تبلیغات خرده فروش و تولیدکننده در نظر گرفته شده است.روش: در این مقاله، به مطالعه هماهنگی در یک زنجیره تأمین دوسطحی، شامل تولیدکننده و چند خرده فروش، تحت قرارداد تسهیم درآمد پرداخته شده است که در آن، راهبرد قیمت گذاری و سرمایه گذاری تبلیغات هریک از اعضای زنجیره تأمین با وجود مدیریت موجودی توسط فروشنده، در یک زنجیره تأمین متمرکز پیاده سازی می شود. در ادامه، در حالت نامتمرکز از بازی استکلبرگ با رهبری تولیدکننده استفاده شده است تا متغیرهای بهینه تولیدکننده و خرده فروش ها به دست آید. سرانجام برای ایجاد هماهنگی و دستیابی به حداکثر سود زنجیره تأمین، قرارداد اشتراک درآمد پیشنهاد شده است تا خرده فروش با به اشتراک گذاشتن نسبتی از درآمد، بخشی از هزینه های تحمیل شده به تولیدکننده را جبران کند.یافته ها: برای نمایش تأثیر پیاده سازی قرارداد تسهیم درآمد در سود اعضای زنجیره، مثال عددی ارائه شده است. هزینه ها و توابع سود، برحسب ریال محاسبه می شود و این سیستم به مدت یک سال برنامه ریزی شده است. در این مثال مشخص می شود که این قرارداد به شکل موفقیت آمیزی عمل کرده است و سود زنجیره تأمین در حالت هماهنگ با سود تحت حالت متمرکز برابر است. تحلیل حساسیت مدل نشان می دهد که سود هر یک از اعضای زنجیره در حالت هماهنگ، بیشتر از سود آن ها در حالت نامتمرکز است. از طرفی، سرمایه گذاری در تبلیغات، سود تولیدکننده و خرده فروش ها را به میزان چشمگیری افزایش می دهد؛ از این رو به عنوان توصیه های مدیریتی، پیشنهاد می شود که هر دو سطح زنجیره، توجه ویژه ای به سرمایه گذاری در تبلیغات داشته باشند.نتیجه گیری: این پژوهش با ایده گرفتن از شرایط واقعی که در آن یک تولیدکننده در یک بازار با چندین خرده فروش در تعامل است، توسعه پیدا کرده است. نتایج این پژوهش می تواند در کلیه صنایع خرده فروشی، همچون بازارهای میوه و تره بار، فروشگاه های عرضه مواد پروتئینی، عرضه کنندگان محصولات آرایشی و بهداشتی، داروخانه ها و زنجیره های تأمین دارویی و صنایعی همچون صنعت خودروسازی و پتروشیمی به کار گرفته شود. نتایج این پژوهش، به روشنی نشان داد که راهبرد مدیریت موجودی توسط فروشنده، تعامل بین تولیدکننده و خرده فروش ها را افزایش می دهد و به تولیدکننده ها برای دسترسی به اطلاعات مشتری ها کمک می کند تا در اسرع وقت محصولات را شارژ و از تولید مازاد جلوگیری کنند.
روش های ارزیابی قابلیت اطمینان سیستم های چند جزئی: یک بررسی جامع و کاربردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی قابلیت اطمینان سیستم های چند جزئی در شرایط وابستگی بین اجزا، یکی از حوزه های مطالعاتی جذاب و با اهمیت در مهندسی قابلیت اطمینان است که محققان در سال های اخیر به صورت جدی به آن توجه کرده اند. معمولاً سیستم های موجود در دنیای واقعی، از اجزای متعددی تشکیل شده اند، به طوری که وابستگی و آثار متقابل بین این اجزا، قابلیت اطمینان کل سیستم را تحت تأثیر قرار می دهد. این مقاله در صدد است تا در یک بررسی جامع، ابعاد مختلف مطالعات انجام شده را برای شناسایی حوزه جدید به صورت ساختار یافته، تحلیل کند. در این مقاله ابتدا اهمیت ارزیابی قابلیت اطمینان سیستم تشریح و سپس انواع وابستگی بین اجزای سیستم ها و رویکردهای مختلف در نظر گرفتن وابستگی بین اجزای سیستم ها بررسی شده است. در این بررسی، روش های ارائه شده در پیشینه، در قالب یک ساختار منسجم و کاملاً جامع از دیدگاه توابع ریاضیاتی، فرض ها، اهداف و نتایج عملکردی، ضعف و قوت، به تفکیک انواع وابستگی بین اجزای سیستم تشریح می شود. در این مقاله ضمن دسته بندی مطالعات انجام شده با رویکردی جدید، بر مبنای نوع سیستم، وابستگی، روش در نظر گرفتن وابستگی و اهداف روش های پیشنهادی و چالش های مختلف برای انجام مطالعات آتی بررسی شده است.
طراحی و تبیین مدل استراتژی رفتار مصرف کننده در صنعت استارت آپ های ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شناخت اندکی درباره رفتار مصرف کننده به خصوص رفتار انتخاب مصرف کننده در برابر خرید و مصرف محصولات و خدمات ارائه شده در استارتاپ های در کشورهای در حال توسعه وجود دارد. هدف مقاله حاضر طراحی مدل استراتژی رفتار مصرف کننده در انتخاب محصولات لذت بخش بر اساس عوامل موثر بر خدمات در استارتاپ های موجود در کشور می باشد.رویکرد مقاله کیفی می باشد و از لحاظ هدف کاربردی می باشد. به این ترتیب ، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری و از استراتژی نظریه داده بنیاد مشتمل بر کدگذاری باز محوری و انتخابی و نیز الگوی مبنایی این نظریه به منظور در دستیابی به مدل مستخرج از مقاله استفاده شده است .برای انتخاب ،نمونه روش نمونه گیری گلوله برفی که جز روش های نمونه گیری هدفمند می باشد تا حصول اصل اشباع نظری بکار گرفته شد. نتایج مقاله در قالب مدل تأیید شده و برازش یافته شامل شش مقوله یا بعد اصلی انگیزش های خرید لذت بخش ویژگی های فروشگاه ویژگی های فردی استراتژی ها ارتباطات و وفاداری مشتری و 23 بعد فرعی است. با توجه به نتایج حاصل در این مقاله، مشخص گردید که انگیزش های لذت بخش ، ارزش هایی را برای مصرف کنندگان ایجاد می کنند که این موضوع در نهایت می تواند استراتژی های عملیاتی بازاریابی شرکت های استارتاپی را برای رشد و رونق فروش بیشتر این گونه محصولات تقویت نماید
دیدبانی متغیرهای تاثیرگذار «در سطح صنعت» به منظور ارزش آفرینی شرکت های دانش بنیان مادری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت راهبردی در سیستم های صنعتی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۳
121 - 143
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف نشان دادن ارزش و اهمیت دیدبانی و استفاده از داده ها و اطلاعات در سطح صنعت و تاثیر آن در خلق ارزش و جلوگیری از نابودی ارزش در بنگاه مادر تخصصی صنایع پتروشیمی، به عنوان یک شرکت دانش بنیان می باشد. این پژوهش از نوع کیفی می باشد که از مدیران با تجربه صنعت پتروشیمی به روش نمونه گیری گلوله برفی مصاحبه شده است و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری که 23 مصاحبه را شامل می شود ادامه یافته است. گزاره های این پژوهش به کمک روش داده بنیاد و با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل گردیده است. براساس نتایج تحلیل اطلاعات بدست آمده از خبرگان مشارکت کننده در پژوهش، مدل دیدبانی متغیرهای تاثیرگذار در ارزش آفرینی شرکت های دانش بنیان مادری «در سطح صنعت»؛ شامل 194 کد باز می باشد که در قالب 34 گزاره مشترک تقسیم بندی شده است. گزاره های مدل در این سطح در قالب 5 مفهوم اصلی تقسیم بندی شده که شامل مفاهیم؛ رقبا 10 گزاره (29 درصد)، مشتریان و بازارها 8 گزاره (24 درصد)، تامین کنندگان 4 گزاره (5/11 درصد)، محصولات و کالاهای جایگزین 4 گزاره (5/11 درصد) و علوم و فناوری 8 گزاره (24 درصد) می شود. بنابراین بنگاه مادری صنعت پتروشیمی به عنوان یک مجموعه دانش بنیان عظیم در سطح کشور به منظور ارزش آفرینی بیشتر، می تواند به کمک این مدل، نسبت به شناسایی متغیرهای تاثیرگذار (در سطح صنعت) اقدام و با در نظر گرفتن آینده های ممکن، محتمل و مرجح و همچنین تحلیل اطلاعات بدست آمده، جهت برنامه ریزی و اتخاذ تصمیمات راهبردی مورد توجه مدیران و کارشناسان سازمان قرار گیرد.
طراحی مدل چندهدفه استوار برای زمان بندی پروژه با محدودیت منابع و موازنه زمان هزینه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
223 - 243
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از موارد مهم در زمینه مسائل مدیریت پروژه، زمان بندی پروژه است، از طرف دیگر، پروژه ها همواره با سطح بالایی از عدم قطعیت مواجهند؛ بنابراین مسئله زمان بندی پروژه در شرایط غیرقطعی، اهمیت زیادی دارد. هدف این پژوهش ارائه مدل ریاضی چندهدفه استوار، به منظور بهینه سازی زمان بندی پروژه با محدودیت منابع و در نظرگرفتن عدم قطعیت است که در آن فعالیت ها دارای چندین حالت اجرایی با مدت زمان، هزینه و منابع مربوطه اند.
روش: ابتدا با مطالعه ادبیات نظری و پیشینه پژوهشی در حوزه مسائل زمان بندی پروژه، مفروضات، پارامترها و متغیرهای مدل ریاضی مشخص شدند. سپس با در نظر گرفتن اهداف و محدودیت های مسئله زمان بندی پروژه در شرایط قطعی، مسئله در قالب مدل ریاضی تبیین شد. در این پژوهش برای در نظرگرفتن عدم قطعیت در پارامترهای مسئله، از بهینه سازی استوار و رویکرد برتسیماس و سیم استفاده شده است.
یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که با افزایش میزان تلرانس پارامتر های غیرقطعی، مدت زمان پروژه افزایش می یابد و برای مقادیر بالاتر پارامترهای استواری، درصد تغییر مدت زمان پروژه روند کاهشی پیدا می کند.
نتیجه گیری: در این پژوهش، پارامترهای استواری در تابع هدف ضریب منفی دارند؛ از این رو افزایش آن ها به کاهش مقدار تابع هدف منجر می شود. بیشترین ضریب کاهش مقدار تابع هدف، در تغییر پارامتر استواری از ۲ به ۱ است. همچنین این ضریب با افزایش مقدار پارامتر مربوطه روند کاهشی پیدا می کند؛ به این معنا که هر چه مقدار پارامترهای استواری بیشتر و بیشتر می شود، تأثیر آن در تغییر مقدار تابع هدف کاهش می یابد.
بررسی شاخص های کلیدی ارزیابی نوآوری در سازمان های تولید محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال هفدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۵
105 - 135
حوزههای تخصصی:
نوآوری می تواند منبع مزیت رقابتی برای شرکت ها باشد. بنابراین شناخت و ارزیابی نوآوری در صنایع تولیدی و خدماتی، گامی مؤثر برای شروع سنجش نوآوری در این صنایع است. با توجه به اهمیت این موضوع، شناخت ابعاد و شاخص های کلیدی برای اندازه گیری این نوآوری ها، دارای اهمیت بالایی است. هدف این تحقیق پرداختن به هر یک از شاخص های اصلی نوآوری سازمانی است و مزایا و معایب ذاتی استقرار آنها را به طور جداگانه مورد بحث قرار می دهد. در این پژوهش با استفاده از بررسی پیشینه موضوع و نظرات 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و خبرگان صنایع تولیدی، 10 شاخص به عنوان مهم ترین شاخص های کلیدی ارزیابی نوآوری در سه دسته کلی ورودی، میانجی و خروجی دسته بندی شده اند. به منظور ارزیابی و اولویت بندی مهم ترین شاخص های ارزیابی نوآوری از یک تحلیل کمی غیرخطی مبتنی بر تحلیل سلسله مراتبی (روش میخایلوف) در محیط فازی و برای تحلیل روابط علی و معلولی از روش دیمتل فازی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که حضور افراد با دانش و رشد آموزش پراهمیت ترین شاخص در ارزیابی نوآوری است و بنابراین با تأکید و توجه ویژه بر این شاخص می توان رشد فزاینده ای را در زمینه نوآوری در سازمان شاهد بود. میزان تلاش برای ثبت پتنت و همین طور تعداد پتنت های ثبت شده نیز یکی از دیگر شاخص های پراهمیت در زمین ارزیابی نوآوری است که به منظور توسعه نوآوری در سازمان ها باید حمایت ویژه ای از آنها صورت پذیرد. همچنین حفاظت از نوآوری در حین دوره رشد می تواند اهمیت بالایی در ایجاد فضای امن و همین طور بالا رفتن آرامش افراد فناور در سازمان های نوآور داشته باشد. تحلیل روابط علی و معلولی با استفاده از روش دیمتل نیز نشان داد که توسعه سرمایه های دانشی و افراد تحصیل کرده دارای بالاترین تأثیر بر سایر عوامل است که تأییدکننده تحلیل سلسله مراتبی انجام شده است.