فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۱۱٬۰۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضرباهدف بررسی تعیین تأثیرابعاد اثربخشی تبلیغات مبتنی بروب (بنرهای تبلیغاتی روی وب )برتمایل به مصرف خدمات فرهنگی و یا تغییرنگرش افرادازطریق گرایش به تبلیغ دربین دانشجویان دانشگاه اصفهان انجام گردید.روش پژوهش ازنوع توصیفی همبستگی وازحیث هدف کاربردی است .جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته علوم انسانی دانشگاه اصفهان درسال 99-98 که تعداد آن ها برابربا 1647 نفر دانشجوی دختر و1464 نفردانشجوی پسر می باشد که ازاین تعداد با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران 642 نفربا استفاده از روش هدفمند وابسته به معیاربه عنوان نمونه انتخاب گردیدند.تجزیه وتحلیل داده های پژوهش دردوسطح توصیفی توصیفی با استفاده از آماره هائی همچون میانگین وانحراف معیارودراستنباطی بااستفاده ازآماره هائی همچون مدل معادلات ساختاری ، تحلیل واریانس توسط نرم افزارهای لیزرل و اس پی اس اس صورت پذیرفت .یافته های حاصل ازفرضیه های پژوهش نشان داد که ابعاداثربخشی تبلیغات مبتنی بروب برتمایل به مصرف خدمات فرهنگی ویاتغییرنگرش افرادازطریق گرایش به تبلیغ ، مؤثراست .
شناسایی پیشایندهای هم آفرینی ارزش در استارت آپ های اقتصاد اشتراکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
37 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف: پلتفرم های اقتصاد اشتراکی، مدل های کسب وکار جدیدی ایجاد کرده اند که باعث تغییراتی در نحوه احساس و بیان تجربیات مشتریان به وجود آورده اشت. شرکت هایی که در بستر اقتصاد اشتراکی فعالیت می کنند از جنس استارت آپ ها (کسب وکارهای نوپا) می باشند و بازیگران اصلی در اقتصاد اشتراکی، مصرف کنندگانی هستند که به طور مداوم با شرکت ها و سایر مصرف کنندگان خلق ارزش می کنند. هم آفرینی ارزش فرآیند همکاری بین مشتری و تامین کننده در فعالیت های ایده-پردازی مشترک، طراحی مشترک و توسعه مشترک محصولات جدید می باشد. از این رو، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی پیشایندهای هم آفرینی ارزش در استارت آپ ها در بستر اقتصاد اشتراکی است. روش شناسی: در این پژوهش به تحلیل کیفی مصاحبه 10 نفر از خبرگان و صاحبنظران حوزه استارت آپ های اقتصاد اشتراکی در ایران پرداخته شد. این افراد به صورت هدفمند انتخاب شدند و از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته داده ها گردآوری شدند. پس از تحلیل داده ها تعداد 131 مضمون پایه استخراج شدند و از میان این مضامین 32 مضمون سازمان دهنده و 8 مضمون فراگیر به دست آمدند. یافته ها: یافته های این پژوهش بیانگر این است که پیشایندهای هم آفرینی ارزش در استارت آپ های اقتصاد اشتراکی شامل 8 مضمون فراگیر شامل «ادراکات اخلاقی مصرف کنندگان»، «قدرت برند»، «بازاریابی رابطه مند»، «ارزش مورد انتظار»، «تجربه مشتری»، «پایداری»، «کمک به رشد و توسعه کسب وکارها» و «زیرساخت ها» می باشند. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش مشخص شد که استارت آپ های فعال در حوزه اقتصاد اشتراکی قبل از هر چیزی و هر نوع اقدامی باید بدانند که برای مشتریان چه چیزی اهمیت دارد الزامات شکل گیری هم آفرینی ارزش کدام اند.
بازاریابی و حواس: تأثیر محرک های حسی رایحه و رنگ بر تجربیات حسی مشتریان خرده فروشی های آنلاین مواد غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی تأثیر محرک های حسی رایحه و رنگ بر تجربیات حسی مشتریان خرده فروشی های آنلاین مواد غذایی است. پژوهش حاضر به لحاظ هدفْ کاربردی است و روش پژوهش این مطالعه، شبه آزمایشی از نوع طرح بین آزمودنی هاست. جامعه آماری این پژوهش را مشتریان خرده فروشی های آنلاین صنعت غذایی تشکیل می دهد که با بهره گیری از روش نمونه گیری غیرتصادفی دردَسترس و حجم نمونه براساس فرمول کوکران ۳84 نفر انتخاب شد و درنهایت، ۴۰۰ پرسشنامه سالم جمع شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه پژوهشگرساخته است. پژوهش حاضر در دو مطالعه صورت گرفت به این شکل که در هر مطالعه آزمودنی ها درقالب دو گروه تصاویر محصول موردنظر (آب میوه و فنجان قهوه) را مشاهده می کردند و به سؤالات پاسخ می دادند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش مدل سازی معالات ساختاری و نرم افزار PLS2 استفاده شده است. نتایج دو مطالعه پژوهش حاکی از آن است که رنگ پس زمینه متجانس با محصول و تصویرسازی پویای رایحه محصول نسبت به تصویرسازی ایستا بر واکنش حسی (بینایی و بویایی)، احساسات و عواطف و تجربه حسی و عاطفی مصرف کنندگان از محصولات در فضای خرده فروشی آنلاین تأثیر می گذارد.
بررسی بحران های ارزی در اقتصاد ایران با استفاده از الگوی هشدار زودهنگام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۶ تابستان ۱۰ شماره ۱۰۳
29 - 76
حوزههای تخصصی:
بحران های ارزی در اقتصاد ایران همانند بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه اگرچه بر حسب شدت اندازه و دوره پایداری متفاوت بوده اما نقش متغیرهای داخلی و بین المللی بر بحران های ارزی از طریق ناپایداری ترازپرداخت ها و اختلالات بازار ارز تقریبا مشابه می باشد. در همین راستا، به منظور پیش بینی بحران ارزی در اقتصاد ایران با استفاده از روش رگرسیون لاسو نقش متغیرهای بخش های حقیقی، پولی و خارجی بر بحران های ارزی به ترتیب دو فصل قبل از شروع بحران، یک فصل و همچنین فصل هم زمان با بروز بحران مورد تخمین قرار گرفته اند. بر اساس نتایج حاصل، مولفه های مشترکی بحران های ارزی را در اقتصاد ایران توضیح می دهند، به طوری که در مرحله نخست دو متغیر کسری پس انداز ناخالص داخلی و کسری جریان نقدی بانک ها زمینه رشد پایه پولی، مازاد تقاضای کل، سطح عمومی قیمت ها، تراز مبادلات مالی-سرمایه ای و کاهش ذخایر قابل تصرف بین المللی اقتصاد را فراهم ساخته است. فرآیند انتقالی مذکور موجب افزایش انحرافات نرخ ارز از مقادیر بنیادی ناشی از برابری قدرت خرید و نرخ بهره پوشش داده نشده نیز شده است.
نتایج تخمین الگوی هشدار زود هنگام برای پیش بینی چهار بحران ارزی برای سه فصل مختلف منتهی به بروز بحران های ارزی دلالت بر قابلیت پیش بینی خوب برای چهار تکانه ارزی فصل سوم سال ۱۳۷۲، فصل سوم سال ۱۳۷۷، فصل چهارم سال ۱۳۷۹ (سال اجرای یکسان سازی نرخ ارز) و فصل دوم سال ۱۳۹۰ داشته که متاثر از مولفه های خارجی (تحریم ها و تکانه های قیمت نفت) و عدم تعادل های داخلی اقتصاد بوده که موجب تشدید ناپایداری ادواری ترازپرداخت ها و بازار ارز طی سه دهه گذشته شده است
تبیین عوامل مؤثر بر رضایت مشتری در صنعت نان (موردمطالعه: گروه صنعتی نان سحر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۹ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۰
177 - 210
حوزههای تخصصی:
امروزه صنعت نان تحول مهمی را پشت سر می گذارد. تحولی که طی آن شرکت های صنعتی و بزرگ جای نانوایی های محلی و سنتی را می گیرند و رفته رفته به برندهای معتبر و شناخته شده ای تبدیل می شوند. در این راستا توجه به رفتار مشتریان جایگاه ویژه ای در بازاریابی این سازمان ها ایفا می کند. تحقیق حاضر باهدف تبیین عوامل مؤثر رضایت مشتری در صنعت نان اجراشده است. برای این منظور با به کارگیری تئوری زمینه ای، داده های کیفی مربوط به 18 نفر از خبرگان صنعت نان در ایران با استفاده از ابزار مصاحبه گردآوری و با نرم افزار MaxQDA تجزیه وتحلیل شد. در مرحله دوم پرسشنامه محقق ساخته، داده های کمی مربوط به 482 نفر از مشتریان گروه نان سحر در شهر تهران گردآوری و با روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS تجزیه وتحلیل شد. یافته های تحقیق نشان دادند که چهار متغیر شامل ویژگی محصول، فرایند تولید، انصاف قیمت و محیط فروشگاه تأثیر مثبت و معنی داری بر رضایت از محصول، کارکنان، محیط و برند دارند، ولی تأثیر کارکنان ازنظر آماری مشاهده نشد. در ادامه مشخص شد که تأثیر رضایت مشتری بر کسب مزیت رقابتی، افزایش سهم بازار، بهبود عملکرد مالی و وفاداری مشتری از طریق راهبردهای بازاریابی که در چهار گروه دسته بندی شده اند و شامل؛ رسیدگی به شکایات، برند سازی، مسئولیت اجتماعی برند و مدیریت ارتباط با مشتری می شوند، مثبت و معنی دار است. از طرف دیگر، نقش معکوس عوامل مداخله گر و نقش مستقیم بستر حاکم بر راهبردها ازنظر آماری تأیید شد. در انتها پیشنهاد هایی به مدیران شرکت های تولیدکننده نان ارائه شده است که بر مدیریت زنجیره تأمین و ارتباط با مشتری و همچنین ایفای مسئولیت اجتماعی تأکید دارد.
تحلیل سیگنال های EEG به کمک طیف های مرتبه بالا در کاربرد بازاریابی عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک چگونگی تصمیم گیری مصرف کنندگان، یکی از مباحث موردتوجه پژوهشگران، بازاریابان و مدیران صنعتی است. در این مقاله از سیگنال های مغزی (EEG) 25 شرکت کننده در زمان مشاهده 14 محصول مختلف استفاده شده است. ابتدا سیگنال های EEG پیش پردازش شده و سپس ویژگی هایی از طیف های مرتبه بالا (HOS) به صورت مجموع اندازه دوطیفی ها، مجموع مربع اندازه دوطیفی ها، مجموع اندازه دوهمدوسی ها و مجموع مربع اندازه دوهمدوسی ها در هریک از 10 محدوده صفحه دوفرکانسی و همچنین در کل محدوده فرکانسی و ویژگی های آزمون هاینیچ نظیر مقدار خی دو (CSV)، اﺣﺘﻤﺎل ﻫﺸﺪار ﮐﺎذب (Pfa) وLambda به منظور بررسی ارتباط حالت های دوست داشتن و دوست نداشتن محصول استخراج شده است. جمعاً 48 ویژگی برای هر کانال سیگنال EEG محاسبه شده که با احتساب 14 کانال برای هر نمونه 672 ویژگی به دست آمده است. ویژگی های برتر به کمک الگوریتم ژنتیک (GA) و روش نزدیک ترین همسایه در مدل رپر انتخاب شد و درنهایت با شبکه عصبی پرسپترون چندلایه (MLP) و ماشین بردار پشتیبان (SVM) طبقه بندی شد. در مرحله انتخاب ویژگی، 206 ویژگی حاصل شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی به کمک SVM با هسته گوسی توانسته به طور میانگین روی کلیه کاربران به صحت 73.24درصد برسد؛ بنابراین، مشاهده می شود روش پیشنهادی عملکرد مناسبی در تشخیص حالت های دوست داشتن و دوست نداشتن محصول دارد و در کاربرد بازاریابی عصبی مفید است.
امکان سنجی تشکیل تعاونی های بازاریابی الکترونیکی در استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال دوازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۴۴)
151 - 176
حوزههای تخصصی:
ایده تشکیل «تعاونی های بازاریابی اینترنتی» انگیزه اصلی برای انجام پژوهش حاضر بود. در این نوع از تعاونی، تعدادی از بازاریابان الکترونیکی در هریک از مشاغل مختلف، نوعی تعاونی را تشکیل خواهند داد که صرفاً به صورت الکترونیکی فعالیت بازاریابی را در حیطه شغل خود انجام خواهند داد؛ ازاین رو، پژوهش پیمایشی حاضر با هدف امکان سنجی تشکیل تعاونی های بازاریابی الکترونیکی در استان لرستان انجام شد. برای شناسایی موارد مربوط به امکان سنجی، 30 مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحب نظران استانی انجام شد. تحلیل داده های گردآوری شده از مصاحبه ها، به روش تئوری زمینه ای به شناسایی 30 مقوله اولیه، 12 مقوله محوری و درنهایت 5 مفهوم اصلی منجر شد. سپس از تکنیک دلفی فازی دومرحله ای برای دست یابی به توافق گروهی بین صاحب نظران و رتبه بندی عوامل بازدارنده استفاده شد. طبق نتایج دلفی فازی موارد مربوط به امکان سنجی تشکیل تعاونی های بازاریابی الکترونیکی در استان لرستان ازنظر خبرگان به ترتیب عبارت اند از: مشوق های مالی با میانگین کل فازی زدایی (477/0)، زیرساخت های فیزیکی انسانی با میانگین کل فازی زدایی (395/0)، فرهنگی اجتماعی (387/0)، الزامات آموزشی (375/0) و الزامات قانونی اداری با میانگین (305/0). پیشنهاد کلی پژوهش تلاش سازمان های تصمیم گیرنده بخش تعاون استان لرستان برای تحقق موارد یادشده ازطریق پیشنهادهای اجرایی ارائه شده در این پژوهش است.
The role of strategic branding in sustainable competitive advantage
حوزههای تخصصی:
Branding is an operational strategy to distinguish the industry, besides at present time, companies and organizations are not only pursuing competition for owning the market of products and services, but also making effort to align customers' mental perceptions with themselves (product/ brand) .Nowadays, the brand is no longer just a potent mechanism available for managers. Branding is a strategic requirement that supports organizations to make more profits for customers as well as sustainable competitive advantages. Sustainable competitive advantage is essential to maintain the survival of organizations at present competitive environment. Competitive advantage is an invisible structure and is inherently complex and demanding to identify due to its latent nature.
مزایا، معایب مشارکت مشتری در استارتاپ ها برای خروج از چارچوبی که باید تسهیل شود
حوزههای تخصصی:
قبل از هرگونه تلاش جدی برای تولید محصولات یا خدمات جدید ، به کارآفرینان نوپا بارها توصیه می شود که "از خانه (محل کار) خارج شوند" و با مشتریان مشورت کنند تا نیاز ها و خواسته های مشتریان بالقوه ی خود را شناسایی کنند. علیرغم ماهیت شهودی، این توصیه ها فاقد مبانی نظری و تجربی است. به همین دلیل ، به نظر می رسد محبوبیت جهانی جنبش هایی که این روش ایجاد کرده ، مانند توسعه مشتری و استارتاپ ناب ، بر این فرض بی اساس که بیان می کند مزایای مشارکت مشتری با توجه به هزینه های آن ارزشمند است، استوار است. بنابراین ، ما در مورد جنبه های مثبت و منفی مشارکت مشتری در مراحل اولیه استارتاپ ها نظریه پردازی می کنیم و با استفاده از داده های PSED II مدل خود را به صورت تجربی آزمایش می کنیم. یافته های ما نشان می دهد اگرچه مشارکت اولیه مشتریان، به کارآفرینان کمک می کند تا پیشنهادهایی را ارائه دهند که مشتری ها مایل به پرداخت هزینه برای آن هستند ، با این حال این امر منجر به ایجاد تاخیرهای بالقوه و پرهزینه در پیاده سازی آن پیشنهادات می شود. ما همچنین دریافتیم که وقتی نوآوری زیاد باشد ، مزایا و هزینه ها نیز بیشتر می شود.
رتبه بندی موانع توسعه بازاریابی در مشاغل خانگی: مطالعه موردی استان مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مشاغل خانگی به عنوان راهکاری برای غلبه بر مشکلات بیکاری در جوامع در حال توسعه به شمار می آید و بر این اساس قانون حمایت از مشاغل خانگی در ایران تدوین و از سال 1389 عملیاتی گردیده است. یکی از موانع اساسی توسعه مشاغل خانگی عدم دسترسی به بازار و تقاضا برای محصولات مشاغل خانگی است. تدوین و بکارگیری راهبردهای بازاریابی به عنوان یکی از مهمترین راهکارهای غلبه بر این مشکل به شمار می آید. از اینرو هدف اصلی این پژوهش شناسایی و اولویت بندی موانع بکارگیر رویکردهای بازاریابی در مشاغل خانگی است. بدین منظور ضمن بررسی ادبیات موضع و استفاده از نظر خبرگان موانع و تنگناهای توسعه بازاریابی در حوزه مشاغل خانگی شناسایی و استخراج شده و از رویکرد تحلیل سلسله مراتبی برای اولویت بندی موانع استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عامل شرایط ناپایدار اقتصادی کشور با وزن 140/0 مهمترین مانع بازاریابی مشاغل خانگی بوده است. پس از آن متغیرهای بی ثباتی در قوانین و مقررات، فقدان فرهنگ پشتیبان تولید و محرک نوآوری، نبود ارتباط مستمر میان صاحبان مشاغل و متولیان به ترتیب با وزن های 102/0، 083/0 و 068/0 در رتبه های بعدی قرار دارند.
رتبه بندی شاخص های جذابیت بازارملی و منطقه ای فرصت های سرمایه گذاری بخش خصوصی در شهرک ها و نواحی صنعتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۰۴
127 - 156
حوزههای تخصصی:
با تغییرات شگرف جهانی به واسطه پیشرفت در تکنولوژی، جهانی شدن بازارها، شرکت ها و نواحی صنعتی با شرایط جدید اقتصاد سیاسی مواجه شده اند. بنابراین تصمیم گیری در مورد انتخاب بازار مناسب یکی از تصمیم های کلیدی در موفقیت شرکت هاست که تأثیر مستقیمی بر میزان سودآوری آن ها دارد. تصمیم گیری پیرامون انتخاب بازار مناسب، یک مسأله تصمیم گیری چند معیاره است. از این رو هدف مطالعه حاضر رتبه بندی جذابیت بازار ملی و منطقه ای فرصت های سرمایه گذاری بخش خصوصی در شهرک ها و نواحی صنعتی ایران به روش AHP است. روش: این مطالعه از لحاظ جهت گیری، در دسته پژوهش های کاربردی و از لحاظ ماهیت نیز در گروه پژوهش های اکتشافی قرار می گیرد. همچنین به لحاظ قطعیت داده ها کیفی به شمار می رود. روش نمونه گیری روش قضاوتی و هدفمند است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه خبرگان، مدیران واحد صنعتی و اساتید دانشگاه است که در این میان 16 مصاحبه انجام و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل مصاحبه ها واولویت بندی به روش AHP، 15 عامل نهایی ارزیابی جذابیت بازار که از جمله (عوامل نرخ و سرعت رشد بازار، فرصت کسب سود در بازار، شدت رقابت، سهولت ورود به بازار (تهدید تازه واردها)، قدرت چانه زنی خریداران، تأثیر عوامل فرهنگی اجتماعی، تأثیر عوامل قانونی و اقتصادی) بودند، شناسایی شدند.نتایج: با مرور و جمع بندی شاخص های ارزیابی جذابیت بازارها که تاکنون در تحقیقات پیشین مطرح گردیده، شاخص هایی برای ارزیابی پتانسیل بازارها برای سرمایه گذاری ارائه گردید
تحلیل عوامل پیش برنده و بازدارنده بازاریابی عصبی در حوزه تبلیغات؛ مطالعه ای با رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازاریابی عصبی، علم میان رشته ای خلّاقانه ای است که به سرعت در پژوهش های شناخت مصرف کننده در سراسر جهان در حال رشد است؛ ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف تحلیل عوامل پیش برنده و بازدارنده بازاریابی عصبی در حوزه تبلیغات و کاهش شکاف نظری موجود در این حوزه انجام شد. رویکرد پژوهش، کیفی با روش تحلیل محتوا بود. جامعه مطالعه شده خبرگان و متخصصان در حوزه بازاریابی و علوم اعصاب با تحصیلات، تخصص و تجربه مرتبط بودند. روش نمونه گیری، قضاوتی و گلوله برفی بود. گردآوری داده ها به کمک مصاحبه های نیمه ساختارمند تا دست یابی به اشباع نظری داده ها (14خبره) ادامه پیدا کرد. اعتبار مصاحبه ها از روش مثلث سازی، مطرح کردن پرسش ها به چند روش و استفاده از چند مصاحبه کننده تأیید شد. برای آگاهی از میزان پایایی از روش کدگذاری مجدد و محاسبه درصد توافق درون موضوعی بهره گیری شد. نتایج نشان داد عوامل پیش برنده بازاریابی عصبی در حوزه تبلیغات با 20 مفهوم و 88 کد شامل سه دسته پیشران های مرتبط با کسب وکار (8 مفهوم)، پیشران های مرتبط با بازاریابان و آژانس های تبلیغاتی (8 مفهوم) و پیشران های مرتبط با مصرف کنندگان (4 مفهوم) و عوامل بازدارنده بازاریابی عصبی در حوزه تبلیغات با 22 مفهوم و 114 کد شامل سه دسته بازدارنده های مرتبط با کسب وکار (7 مفهوم)، بازدارنده های مرتبط با بازاریابان و آژانس های تبلیغاتی (9 مفهوم) و بازدارنده های مرتبط با مصرف کنندگان (6 مفهوم) هستند
طراحی مدل کسب و کار پایدار در بانک های توسعه ای با محوریت اقتصاد مقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
156 - 182
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به دنبال طراحی یک مدل کسب وکار پایدار با محوریت اقتصاد مقاومتی است که سبب حمایت از کسب وکارهای نوآورانه، زیرساختی و غالباً پر ریسک در اقتصاد کشورهای درحال توسعه گردد. این مدل با ایجاد توازن در ابعاد مالی و غیرمالی، تکیه بر توانمندی های داخلی و استفاده از ظرفیت های بیرونی به دنبال تبدیل فشارها و محدودیت ها به فرصت می باشد. روش شناسی: جهت گیری این پژوهش کاربردی، فلسفه پژوهش تفسیری، رویکرد پژوهش استقرایی، هدف پژوهش اکتشافی، ماهیت آن آمیخته و استراتژی مورداستفاده در بخش کیفی تحلیل تم و در بخش کمی پیمایش بوده است. روش گرداوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته از خبرگان بانک های توسعه ای بوده که با 15 مصاحبه به اشباع نظری رسیده است. یافته ها: برای سطح بندی مقوله های استخراج شده از روش معادلات ساختاری تفسیری استفاده گردیده است. بر اساس نتایج، سطح اول شامل بازتعریف نقش های توسعه ای، پایش محیط و ایجاد و شناسایی ظرفیت های بالقوه، سطح دوم اعتبارسنجی توسعه ای، سطح سوم مردم محوری، ایجاد شبکه ارزش فراگیر، توسعه ارزش فردی و سازمانی، حداکثرسازی بهره وری خدمات، ارزیابی و نظارت شفاف، ریسک پذیری، بهبود چابکی و سطح چهارم ساختار مالی پایدار بوده است. نتیجه گیری: مدل کسب وکار پایدار با محوریت اقتصاد مقاومتی سبب اجرای اثربخش مأموریت بانک های توسعه ای می گردد.
On The Effect of Religious Tourism on Spiritual Health and Culture(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Pilgrimage can be considered as one of the oldest manifestations of religious tourism history and it is coupled with the formation of religions among human beings. On the one hand, the shrines of the religious personalities enjoy a special place in religious convergence, and on the other hand, it is considered a suitable platform for cultural and spiritual awareness among pilgrims. Nowadays, proper management of pilgrimage and recognition of the capacity to convert these centers into cultural hubs of the country, especially with the geographical distribution of their influence, is very important. Accordingly, it is necessary to describe and analyze religious propositions and pay attention to the potential facilities and talents of religious tourism. This research uses the descriptive-analytical method based on library documents to investigate the impact of pilgrimage institutions as an effective mechanism on spirituality and cultural life.
واکاوی نقش پاسخگویی به بازار بر عملکردصادراتی با نقش میانجی مزیت رقابتی در میان شرکت های کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با افزایش شدت رقابت و نیازهای در حال تغییر مداوم مشتری، در بازارهای بین المللی، پاسخگویی به تغییرات محیطی به یک عامل موفقیت حیاتی تبدیل شده است. فلذا شرکت های کوچک و متوسط صادرکننده، باید چشم انداز بسیار پویایی را جهت پاسخگویی به نیازهای بازار و رقابت شدید مدیریت کنند. ازاین رو، این شرکت ها نیاز به توسعه مهارت های بازاریابی منحصر به فرد برای عملکردصادراتی برتر دارند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی نقش پاسخگویی به بازار بر عملکردصادراتی با نقش میانجی مزیت رقابتی و تعدیل گری مهارت های بازاریابی است. جامعه آماری این تحقیق، شرکت های صادراتی کوچک و متوسط است. تعداد اعضای جامعه براساس پایگاه اطلاع رسانی شرکت های کوچک و متوسط 340 شرکت بود که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری در دسترس تعداد نمونه 150 نفر برآورد گردیده و پرسشنامه ها تکمیل شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد «بومی سازی شده» برگرفته از تحقیقات خان و خان (2021) و بوسو و همکاران (2019) متشکل از 28 سوال استفاده شد. پرسشنامه ها از لحاظ روایی و پایایی مورد تأیید قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار spss و روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی.ال.اس. تجزیه و تحلیل شدند. بررسی نتایج این تحقیق نشان داد که پاسخگویی به بازار با ضریب 328/2، مزیت رقابتی با ضریب 394/2، مهارت های بازاریابی با ضریب 610/4 بر عملکرد صادرات تأثیر مثبت و معنی داری دارند؛ و نتایج نشان دهنده نقش میانجی مزیت رقابتی با ضریب 357/2 در تأثیر پاسخگویی به بازار و عملکرد صادراتی می باشد؛ همچنین مهارت های بازاریابی با ضریب 197/1 نقش تعدیل کننده در رابطه بین پاسخگویی به بازار و عملکرد صادراتی ندارد.
بین المللی سازی یکباره یا تدریجی؟ موردکاوی فرآیند بین المللی سازی سه کسب وکار دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مراجعه به مدلهای بین المللی سازی رایج دنیا و نیز مشاهده فرآیند کلی آن، حاکی از تفاوتهای عمده در این مدل ها و مسیر پیش روی شرکت ها برای طی این فرآیند است، به نحوی که می توان بین المللی سازی به صورت سنتی و تدریجی را در یک سوی طیف و تولد شرکت بین المللی از ابتدا، موسوم به بین المللی سازی یکباره را سوی دیگر طیف بین المللی سازی دانست. در این مقاله برآنیم تا ضمن بررسی تجربه فرآیند بین المللی سازی سه شرکت دانش بنیان ایرانی، مشابهت و افتراق آن را با مدل های یادشده بررسی نماییم. برای تحلیل مذکور، پس از بررسی مبانی نظری، از اطلاعات مستخرج از مطالعه موردی فرآیند بین المللی سازی سه شرکت دانش بنیان فعال در حوزه سلامت در طول ده سال استفاده گردید. در ادامه، چارچوب مفهومی تحقیق با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا در قالب بیست گام بین المللی سازی شرکت ها در چهار دسته کلی استخراج شد. پس از تایید چارچوب توسط گروه کانونی، پرسشنامه ای با استفاده از گام های شناسایی شده طراحی و در اختیار 46 خبره فعال در حوزه بین المللی سازی قرار گرفت. خروجی تحلیل عاملی انجام شده در ادامه، مبین تأیید ابعاد چارچوب پیشنهادی توسط خبرگان است. نتایج پژوهش نشان می دهد که فرآیند بین المللی سازی در محدوده مورد مطالعه، به مدل های سنتی و گام به گام نزدیک تر بوده و قابل تفکیک به چهار مرحله کلی می باشد که می توان آن را در مراحل توانمندسازی، صادرات آزمایشی، صادرات منظم و فعال در حوزه بین الملل توصیف کرد.
طراحی الگوی بازاریابی محتوایی برای افزایش قصد خرید در بازاریابی دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
354 - 376
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف طراحی الگوی بازاریابی محتوایی، به منظور افزایش قصد خرید در بازاریابی دیجیتال اجرا شده است. روش: پژوهش حاضر از منظر فلسفی، پژوهشی تجربه گرایانه محسوب می شود که با رویکرد قیاسی استقرایی اجرا شده است و از لحاظ روش و بازه زمانی گردآوری داده ها، پیمایشی مقطعی با رویکرد آمیخته است. جامعه آماری این پژوهش در مرحله تحلیل محتوای کیفی و مدل سازی ساختاری تفسیری، مدیران و خبرگان باتجربه بازاریابی است که به روش نمونه گیری هدفمند از دیدگاه 10 نفر بهره برده شده است. در این مقاله برای شناسایی مقوله های زیربنایی بازاریابی محتوایی، از روش تحلیل محتوای کیفی و برای شناسایی روابط علّی میان شاخص های شناسایی شده از روش ISM استفاده شده است. تحلیل داده های کیفی با نرم افزار مکس کیودا و تحلیل داده های کمّی با نرم افزار میک مک انجام شده است. یافته ها: یافته های بخش کیفی به شناسایی شاخص های اصلی و فرعی الگوی بازاریابی محتوایی به منظور افزایش قصد خرید در بازاریابی دیجیتال انجامید و پس از تأیید روایی و پایایی آن، در بخش کمّی الگوی پژوهش ارائه شده است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که راهبردهای بازاریابی دیجیتال، عامل زیربنایی مدل محسوب می شود که بر راهبرد بازاریابی محتوا تأثیر می گذارد. همچنین راهبرد بازاریابی محتوا خود بر مدیریت دانش مصرف کنندگان و کیفیت ارائه و توسعه خدمات تأثیر دارد و در نهایت به درگیری مصرف کنندگان منجر می شود. در نهایت از طریق ایجاد ارزش برند و افزایش رقابت پذیری آن می توان قصد خرید مصرف کنندگان را افزایش داد.
Analysis and investigation of the relationship between the Glass ceiling syndrome and Organizational Silence
حوزههای تخصصی:
Organizational silence is perceived as a social phenomenon that occurs at the organizational level and affects many organizational characteristics. These organizational characteristics include efficiency, performance, decision making, management processes, culture, and employees' perceptions of the factors affecting silent. The glass ceiling states that women and minorities fail to reach the upper levels of the hierarchy. They approximate the leading positions at the organization, but rarely obtain it. This frustration makes them presume that there is a glass ceiling. The glass ceiling makes employees withhold from expressing their ideas and always remain silent. Organizations are required to encounter crossing the glass ceiling. Acquiring different skills, being intimidated to perform activities, self-confidence, stability in achieving goals, enlightened and conscious thinking can trigger women in achieving managerial professions.
Designing a transformational leadership model for the employees of health and treatment centers in Tehran utilizing the theme analysis method
حوزههای تخصصی:
To create a transformational leadership model for staff members of Tehran's health and treatment facilities, the present study was carried out. To present the model, a qualitative approach has been employed. Academic journalists and administrators of related institutions were part of the study's target population. The data collecting technique was semi-structured interviews. Theme analysis was used in open, central, and selective coding throughout the data analysis process. The results of the interviews revealed that the four components of the transformational leadership model used by the staff at the Tehran health and treatment center are persuasion, network building, capacity building, and entrepreneur orientation. These dimensions' sub-components consist of energizing, bolstering positive behaviors, organizational networks, the spirit of collaboration and engagement, confidence in capacity, belief in success and development, opportunism, and inventive and creative behaviors. The present approach aids the managers of these centers in laying the groundwork for the growth of productive and positive employee behaviors that will help them reach their objectives.
بررسی و رتبه بندی عوامل موثر بر میزان نفوذ در بازار دارو (مورد مطالعه: داروهای تایید شده در جهت درمان بیماری کرونا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۰۴
105 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی و رتبه بندی عوامل موثر بر میزان نفوذ در بازار دارو است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با به کارگیری روش داده بنیاد صورت گرفته است. روش اجرای این پژوهش در بخش کیفی با انجام مصاحبه نیمه ساختار یافته از نمونه انتخاب شده پرداخته شده است. جامعه آماری کلیه دکترهای داروساز و همچنین کلیه اساتید گروه اقتصاد و مدیریت در سال 1400 بودند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و با روش اشباع نظری از میان آنها 14 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. انتخاب نمونه طبق فرایند گلوله برفی پیش رفت و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی این پژوهش استفاده از روش کدکذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی و ملزومات انجام هر یک از این مراحل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای قسمت رتبه بندی عوامل از مقیاس زوجی با تکنیک AHP استفاده شده است. با توجه به شرایط کنونی بازار هیچ شرکتی نمی تواند همزمان روی هشت مقوله اصلی تمرکز کند بنابراین با استفاده از رتبه بندی این مقولات راحت تر می توانند وارد بازار دارو شده و اقدامات لازم را انجام دهند. با توجه به مشخص شدن عوامل موثر بر میزان نفوذ در بازار دارو باید گفت شرط لازم برای ماندگاری شرکت های داروساز در بازار کنونی توجه به این هشت عامل هست که در قسمت یافته های پژوهش ذکر شده است. این یافته ها قادر خواهند بود تا یک ابزار برای مدیران ارشد شرکت ها در آماده سازی یک برنامه استراتژیک مناسب فراهم کنند.