فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۴۱ تا ۲٬۴۶۰ مورد از کل ۱۱٬۰۸۲ مورد.
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۳۶)
105 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر عوامل و مؤلفه های تأثیرگذار بر توسعه کیفیت خدمات الکترونیک در بخش های دولتی و خصوصی صنعت بانکداری را تجزیه و تحلیل می کند. پژوهش ازحیثِ هدف، پژوهشی کاربردی و ازمنظرِ روش، ترکیبی اکتشافی به شمار می رود. این پژوهش در دو مرحله انجام گرفته است. در مرحله نخست، جامعه پژوهش مشتمل بر خبرگان بود که 15 نفر از خبرگان به عنوانِ نمونه در پژوهش مشارکت داشتند. در این مرحله، از روش دلفی فازی و تحلیل عاملی برای شناسایی عوامل و مؤلفه های تأثیرگذار بر توسعه کیفیت خدمات الکترونیک استفاده شد. در مرحله دوم، مشتریان استفاده کننده از خدمات الکترونیک بانک های دولتی و خصوصی شهر بندرعباس به عنوانِ جامعه آماری در نظر گرفته شدند. حجم نمونه براساسِ فرمول کوکران، 385 نفر به دست آمد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است که روایی آن تأیید شد و اعتبار آن ضریب آلفای کرونباخ 897/0 داشت. در این مرحله به منظورِ تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش های ناپارامتریک (آزمون های علامت، من ویتنی، فریدمن و کروسکال والیس)، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل مسیر به وسیله نرم افزارهایSpss و Smart- PLS استفاده شد. مهم ترین نتایج نشان داد عوامل مربوط به 1. کارایی، 2. دسترس پذیری سیستم، 3. محرمانه بودن، 4. برآورده سازی و 5. پروفایل مشتری، بر توسعه کیفیت خدمات الکترونیک بانک های دولتی و خصوصی بندرعباس تأثیرگذارند. یافته های حاصل از رتبه بندی این عوامل دلالت بر آن دارد که شاخص های مربوط به محرمانه بودن، بیشترین تأثیرگذاری را در توسعه خدمات الکترونیک در صنعت بانکداری دارند.
طراحی الگوی راهبردی بین المللی سازی شرکت های دانش بنیان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برونگرایی، تاکید بر اقتصاد دانشبنیان و حضور در بازارهای بینالمللی جزء راهبردهای کلان اقتصادی مقاوتی برای برونرفت از معضلاتی همچون اشتغال، تورم و نرخ پایین رشد اقتصادی تعیین گردیده است. از سوی دیگر بررسی وضعیت صادرات شرکتهای دانشبنیان نشانگر نامطلوب بودن وضعیت آنها در عرصه کسبوکار بینالمللی است؛ در این پژوهش با مطالعه تجربه شرکتهای دانشبنیان موفق در این حوزه الگوی راهبردی برای کمک به بینالمللی شدن این شرکتها ارائه شده است. پژوهش حاضر کاربردی، کیفی و با استفاده از استراتژی دادهبنیاد نظاممند انجام پذیرفته است. بدین منظور 17 مصاحبه عمیق با مدیران و نخبگان شرکتهای دانشبنیان دارای تجربه کسبوکار بینالمللی موفق انجام و با تحلیل دادهها بر اساس روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی 96 مولفه احصاء گردیده است.تحلیل دادههای پژوهش نشان میدهد که ترکیب سه دسته مولفههای علی منبعمحور، شبکهمحور و کارآفرینمحور میتواند به پدیده محوری حضور بینالمللی پایدار شرکتهای دانشبنیان منجر شود. همچنین مولفههای بافت سازمانی، محیط ملی و فراملی بسترساز این حضورند و مولفههای انسانی و نهادی جزء عوامل مداخلهگر محسوب میشوند. در این میان شرکتها با اتخاذ راهبردهای رشد مشتریمدارو رقابت فناورانه میتوانند به پیامدهایی همچون شهرت، بقاء و رشد و ارتقاء تکنولوژیکی دست یابند. از اینرو میتوان نتیجه گرفت که کاربست یک رویکرد خاص موجود در ادبیات بینالمللیسازی شرکتها برای بینالمللیسازی شرکتهای دانشبنیان ایرانی کارساز نبوده و یک رویکرد تلفیقی از تئوریهای منبعمحور، کارآفرینانه و شبکهمحور منطبق با شرایط کسبوکار ایرانی لازم است. همچنین شرکتها به منظور دستیابی به حضور موفق و پایدار بینالمللی باید رویکردی کنشگرانه و رقابتیپذیر اتخاذ نمایند.
Examining the Effectiveness of Public Service Advertisement through Hormonal Marketing Approach
حوزههای تخصصی:
Public service advertisement concentrates on beliefs and attitudes of its target audiences. The aim to examine the effectiveness of public service advertisement through the hormonal marketing approach. This semi- experimental research which involves pre-test and post-test phases consists of two groups, that is, a test group and a control group. Some female students at the University of Mazandaran who were chosen by matched sampling formed the statistical population of this study and were divided into two groups of ten. These people were asked to watch a video with the theme of public service advertisements. Before and after watching the video, blood sample was taken from each person, and every individual was given a gift card and a choice to donate them to charities or keep them to themselves after watching the video. SPSS version 18 was used as the software for data analysis and hypothesis testing. The results revealed that public service advertisements affected the oxytocin hormone secretion, but this have not any impacts on donations made by the test subjects and public service advertisements didn’t influence charitable donations. Changes to oxytocin hormone in response to the effect of public service advertisements was affected by individual differences which depended on personal attributes, location and characteristics.
برنامه ریزی راهبردی توسعه گردشگری پزشکی با استفاده از ماتریس سوات – و تکنیک تاپسیس- فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر، توسعه گردشگری پزشکی یکی از منابع کسب درآمد به ویژه برای کشورهای درحال توسعه است. هرگونه توسعه گردشگری بدون دقت نظر و تدوین و انجام اقدامات پیشگیرانه در قالب برنامه ریزی راهبردی و کنترل مستمر، اثرات منفی و جبران ناپذیری در ابعاد مختلفی بر جای خواهد گذاشت. بر این اساس، هدف تحقیق حاضر بررسی وضعیت گردشگری پزشکی شهر شیراز به منظور ارائه استراتژی های مناسب در جهت توسعه مناسب و همه جانبه است. روش انجام تحقیق حاضر ترکیبی از روش های پیمایشی و توصیفی – تحلیلی است. تعداد 80 نفر از گردشگران پزشکی و 20 نفر از کارشناسان حوزه های پزشکی و گردشگری به عنوان نمونه تصادفی انتخاب شدند و عوامل راهبردی از طریق پرسشنامه در اختیار نمونه ها قرار گرفت. داده های جمع آوری شده در چارچوب مدل راهبردی سوات تنظیم و مراحل محاسباتی آن با شیوه تصمیم گیری تاپسیس- فازی انجام شد. تحلیل یافته ها نشان داد که با توجه به تمرکز راهبردهای اول، دوم و سوم حاصل از تلفیق نظرات گروه های نمونه، راهبرد کانونی برای اقدام، راهبرد تهاجمی است.
بازشناسی محرک های موثر بر رقابت پذیری سفر وگردشگری برای دوران پساکرونا (مطالعه موردی: ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش بیماری کرونا ( یا کووید ۱۹) صنعت گردشگری را بیش از هر صنعت دیگری متأثر کرده است؛ بسته شدن مرزهای خارجی، محدودیت های سفر داخلی، لغو پروازها، و تعطیلی اماکن اقامتی و توریستی جملگی به آسیب های فراوانی در صنعت گردشگری منجر شده اند. تداوم این روند، تاکنون، میزان رقابت پذیری اکثر کشورهای جهان برای کسب منابع و مزایای بیشتر از سفر و گردشگری را به کمترین سطح خود رسانده است. در این راستا، سعی مقاله حاضر بر آن است تا با استفاده از روش تحلیل ساختاری، محرک های مؤثر بر وضعیت آینده رقابت پذیری گردشگری کشور ایران را برای دوران پساکرونا بازشناسی و خوشه بندی کند. داده های نظری به روش اسنادی و داده های تجربی به روش میدانی(مصاحبه، پنل خبرگان و پرسشنامه اثرات متقاطع) تهیه شده است. جامعه آماری این پژوهش 20 نفر از خبرگان و متخصصین دانشگاهی، با تکنیک دلفی و با روش نمونه گیری قضاوتی یا هدفمند، بود. 41 محرک در 4 بعد توانمندسازی محیطی، آمادگی شرایط و چارچوب قانونی گردشگری، آمادگی زیرساختی، و توانمندسازی منابع طبیعی و فرهنگی با روش تحلیل اثرات متقابل ساختاری در نرم افزار MICMAC پردازش شدند. یافته های این پژوهش نشانگر این بود که نظام خوشه بندی محرک ها حاکی از تمرکز آن ها در خوشه پیش برنده های دوگانه است. همچنین از بین 41 محرک رقابت پذیری گردشگری برای دوران پساکرونا، محرک های تقویت تورهای مسافرتی برای جذب گردشگر(آمادگی زیرساختی)، انتخاب ایران به دلیل تجربه قبلی (آمادگی شرایط و چارچوب قانونی گردشگری) و آمادگی جهش سفر و میزبانی شایسته از گردشگران (آمادگی زیرساختی) به ترتیب با میزان تأثیرگذاری مستقیم 385، 364 و 361 در جایگاه اول تا سوم قرار گرفتند. با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گیری کرد که جنس 10 محرک شناسایی شده اولیه با تأثیرگذاری مستقیم بالا از نوع آمادگی زیرساختی است.
عوامل پیش بین بازآفرینی علامت تجاری در سطح شرکت براساس الگوی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخورداری از علامت تجاری قوی، اولویت بسیاری از سازمان ها و شرکت هاست، و بازآفرینی علامت تجاری در زمره استراتژی های پیچیده بازاریابی قرار دارد. هدف مطالعه، بررسی عوامل پیش بین بازآفرینی علامت تجاری در سطح شرکت برای صنایع غذایی کشور است. این پژوهش از منظر هدف کاربردی و برحسب ماهیت داده ها و نحوه گردآوری آنها از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری مدیران و کارشناسان ستادی (بخش بازاریابی) شرکت های صنایع غذایی شهر تهران می باشند، حجم نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران شامل 292 نفر مدیران و کارشناسان شرکت های صنایع غذایی شهر تهران می باشد. همچنین، الگوی مفهومی پیشنهادی از طریق روش معادلات ساختاری برای برآورد الگو استفاده شد. جهت اعتبارسنجی از پرسشنامه استفاده شده که پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تایید و روایی برپایه تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفت. بر اساس نتایج تحقیق آمادگی سازمانی برای بازآفرینی و حمایت سازمانی از تغییر از طریق ایجاد هویت علامت تجاری، نظارت و کنترل مستمر و موقعیت یابی مجدد در بازار بر بازآفرینی علامت تجاری در سطح شرکت تأثیر مثبت و معنی دار دارند. همچنین، تجهیز و تخصیص منابع و ایجاد ارزش ویژه از طریق اتخاذ چشم انداز و رویه های کلان و اتخاذ راهبردهای تبلیغات اثربخش بر بازآفرینی علامت تجاری در سطح شرکت تأثیر مثبت و معنی دار دارد. قوانین سخت گیرانه و رقبای تجاری به عنوان عوامل مداخه گر تأثیر منفی و معنی دار بر اتخاذ چشم انداز و رویه های کلان و اتخاذ راهبردهای تبلیغات اثربخش دارند. امروزه بازآفرینی علامت تجاری مهمترین وظیفه شرکت است و برای افزایش اثربخشی علامت تجاری، سیستم مدیریتی و ایجاد هویت علامت تجاری باید بهبود یابد.
بررسی تاثیر تجربه برند بر نگرش برند، اعتبار برند و ارزش ویژه برند
حوزههای تخصصی:
مصرف کنندگان دنبال تجربه های منحصربه فرد و ماندنی هستند و انتخاب کالا توسط افراد بیشتر بر پایه تجربیاتی است که از آن کالاها دارند. لذا هدف اصلی این پژوهش بررسی نحوه تاثیرگذاری تجربه برند بر نگرش مصرف کننده و ادراک مربوط به اعتبار برند، نگرش برند و درگیری ذهنی مصرف کننده با پوشاک مد و ارزش ویژه برند در مدلی جامع برای پوشاک با برندهای مختلف در شهر تهران است. نمونه آماری پژوهش 400 نفر از استفاده کنندگان پوشاک برند در شهر تهران می باشد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه و برای تجزیه وتحلیل داده ها و بررسی فرضیات مدل، از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد که تجربه برند بر متغیرهای اعتبار برند و نگرش برند و ارزش ویژه برند تاثیر مستقیم دارد. ازطرف دیگر، تجربه برند می تواند بر ارزش ویژه برند از طریق اعتبار برند تاثیر مثبت و معناداری بگذارد اما از طریق متغیر میانجی نگرش برند نمی تواند تاثیر معناداری بگذارد. همچنین، متغیر تعدیلگر درگیری ذهنی با پوشاک مد تاثیر مثبتی بر نقش تجربه برند بر نگرش برند مصرف کننده دارد و اعتبار برند به ترتیب بیشترین تاثیر را بر ارزش ویژه برند و نگرش برند دارد. به علاوه، رابطه بین نگرش برند و ارزش ویژه برند مستقیم و معنادار است. اعتبار برند می تواند از طریق نگرش برند بر ارزش ویژه برند اثر معناداری بگذارد ولی متغیر تعدیلگر درگیری با پوشاک مد نمی تواند تاثیر معناداری بر نقش اعتبار برند بر نگرش برند مصرف کننده داشته باشد. همچنین، نگرش برند قوی ترین پیش بینی کننده ارزش ویژه برند در مقایسه با تجربه برند و اعتبار برند است .
واکاوی نقش زیست بوم صادرات کالاهای صنعتی بر کسب وکارهای بخش خصوصی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۲ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
315 - 334
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش، سعی می شود با طراحی زیست بوم صادرات صنعتی و واکاوی نقش آن در سطح کسب وکارهای کوچک و متوسط، بتوان عملکرد صادراتی آنها را بهبود بخشید و نقش آنها را در رشد اقتصادی کشور پُررنگ کرد. روش: در این پژوهش از روش آمیخته استفاده می شود. در مرحله نخست پژوهش، مبتنی بر ادبیات پژوهشی، 15 بازیگر اثرگذار بر عملکرد صادراتی بنگاه های صنعتی شناسایی شد و 11 خبره از وزارت صنعت، معدن و تجارت و اتاق بازرگانی ایران، رابطه میان آنها را بررسی و تحلیل کردند. نتایج مصاحبه ها از طریق روش نگاشت شناختی علّی و نرم افزار یوسینت تحلیل شدند. در مرحله دوم پژوهش، به کمک نرم افزار Smart PLS و توزیع پرسش نامه میان 97 کسب وکار صادراتی، اثرگذاری خوشه های استخراج شده از مرحله نخست، بر عملکرد صادراتی کسب وکارها بررسی شد. یافته ها: بازیگران شناسایی شده در چهار خوشه هژمونی دانشی، فرهنگ تولید، دیپلماسی بازار و ساختار انسانی بنگاه دسته بندی شدند. سه خوشه نخست با یکدیگر تعامل دوطرفه و قوی دارند و خوشه ساختار انسانی بنگاه نیز به عنوان عنصر زیرساختی، به طور مستقل بر خوشه های هژمونی دانشی و فرهنگ تولید مؤثر است. نتیجه گیری: بنگاه ها باید برای دستیابی به بهترین عملکرد صادراتی، بر تمام این چهار خوشه تمرکز کرده و برای هر یک از آنها، راهبردهای منحصربه فردی طراحی و پیاده سازی کنند. بی توجهی به هر یک از این چهار خوشه، سبب نزول عملکرد صادرات شرکت ها می شود. خوشه های دیپلماسی بازار و فرهنگ تولید، مفاهیم بدیعی هستند که شرکت ها باید برای کسب بهترین عملکرد صادراتی، در این حوزه ها آموزش ببیند.
طراحی مدل عوامل اثرگذار بر اجرای استراتژی بازاریابی در بانک های تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال نوزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۴
147 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف : اجرای درست استراتژی به عنوان یکی از توانمندی های کلیدی سازمانها در راستای تحقق اهداف تعیین شده، شناخته می شود. این درحالی است که بسیاری از سازمانها به دلیل فقدان برخورداری از فرایند مناسب اجرای استراتژی های تدوین شده، از توانایی کافی جهت دستیابی به اهداف خود برخوردار نیستند. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل اجرای استراتژی بازاریابی در سازمان های خدماتی تجاری و بطور مشخص بانک های تجاری انجام شده است.روش : این پژوهش به لحاظ هدف،کاربردی؛ از منظر میزان نظارت و درجه کنترل، میدانی و از حیث چگونگی تحلیل داده ها، از انواع توصیفی است. رویکرد حاکم بر این پژوهش، کیفی و روش انجام آن، تکنیک دلفی است. جامعه آماری این پژوهش عبارت است از خبرگان صاحب نظر در بانک های تجاری استان بوشهر که با استفاده از روش هدایت شده، نمونه گیری شده اند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و پرسشنامه است.یافته ها : نتایج تحقیق بیانگر تاثیرگذاری 13 عامل محیط داخلی و خارجی متشکل از دو دسته عوامل داخلی و یک دسته عوامل محیط خارجی بر اجرای درست استراتژی بازاریابی در بانک های تجاری است. نتیجه : عوامل موثر بر اجرای استراتژی بازاریابی شامل: 1- نرم افزارهای درون سیستم ( شامل ریسک-پذیری مدیریت عالی؛ روابط بین بخشی؛ تعهد مدیریت عالی؛ دانش اجرای استراتژی؛ تاکتیک رهبری؛ همسویی منافع کارکنان و سازمان؛ برنامه ریزی؛ هماهنگی سازمانی؛ فرهنگ سازمانی )، 2- عوامل سخت افزاری درون سازمان ( شامل تکنولوژی و ساختار سازمانی) و 3 - عوامل محیطی خارجی ( شامل اطلاعات محیطی و قوانین و مقررات دولتی) هستند.
مفهوم پردازی سازگاری مدل کسب وکار و پیشران های محیطی آن در صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شرایط کسب وکار امروز، موفقیت هر سازمانی به سرعت واکنش آن به تغییرات محیط وابسته است و مدل های کسب وکار ایستا و بدون تغییر در محیط های رقابتی فعلی محکوم به شکست هستند. سازمان ها در این شرایط باید دائما مدل کسب وکار خود را مورد بازنگری قرارداده و در صورت نیاز آن را با شرایط جدید سازگار و منطبق کنند. در همین راستا هدف این پژوهش مفهوم پردازی سازگاری مدل کسب و کار و شناسایی پیشران های محیطی سازگاری مدل کسب وکار در صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات است. برای این منظور با استفاده از نظریه داده بنیاد چندگانه به تحلیل داده های حاصل از مرور نظام مند ادبیات (15 سال اخیر) و نیز مصاحبه با خبرگان صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران (18 نفر)، که به صورت غیراحتمالی و هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شده اند، پرداخته شده است. نهایتا مدلی توسعه یافته است که در آن مهمترین مولفه های سازگاری مدل کسب کار در سه گروه سازگاری در ارزش پیشنهادی، سازگاری در خلق ارزش و سازگاری در کسب ارزش مفهوم پردازی شده اند. همچنین پیشران های محیطی که در صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات، محرک سازگاری مدل کسب و کار هستند در شش گروه عوامل سیاسی و قانونی، عوامل اقتصادی، عوامل مرتبط با بازار، عوامل مرتبط با فناوری، عوامل اجتماعی و عوامل مرتبط با رقبا قرار گرفته اند.
عوامل مؤثر بر تغییر رفتار مصرف کنندگان نسبت به کالای ملّی با استفاده از رویکرد بازاریابی اجتماعی؛ مورد مطالعه: صنعت پوشاک مردانه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به تولید ملّی، یکی از اصول بنیادین تجارت جهانی است که همواره از اولویت های دولت مردان بوده است و در کشور ما نیز در سالیان اخیر در قالب سیاست های اقتصاد مقاومتی (سال ۱۳۹۲) و نام گذاری سال ها (۱۳۹۱، ۱۳۹۵، ۱۳۹۶، ۱۳۹۷، 1398 و 1399) بر آن تأکید شده است. صنعت پوشاک داخلی یکی از صنایع باسابقه و اولویت دار کشور در دهه های اخیر با مشکلات زیادی در رقابت با محصولات خارجی مواجه بوده و درنتیجه آن، کمتر با اقبال مصرف کنندگان داخلی روبه رو شده است. این پژوهش به دنبال شناسایی عوامل تأثیرگذار بر تغییر رفتار مصرف کنندگان نسبت به پوشاک داخلی است و تلاش می کند مبتنی بر رویکرد بازاریابی اجتماعی، راهکارهایی را به منظور تغییر رفتار مصرف کنندگان نسبت به پوشاک تولید داخل ارائه دهد. داده های کیفی این پژوهش، از مجموع حدود 500 مصاحبه، میزگرد و یادداشت مرتبط با سؤالات تحقیق - در سه مجله تخصصی این حوزه- گردآوری شدند و با طبقه بندی هدفمند تعداد 67 مورد نمونه، انتخاب و سپس تحلیل شدند. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی این پژوهش تکنیک تحلیل مضمون به کار گرفته شد. در فرایند تحلیل، حدود 320 مضمون پایه، 46 مضمون سازمان دهنده و سرانجام 6 مضمون فراگیر برشمرده شد و سپس شبکه مضامین مرتبط با سؤال های تحقیق ترسیم شد. بنابر یافته های این تحقیق، درزمینه عوامل مؤثر بر تغییر رفتار مصرف کنندگان، شش مورد «عوامل رقابت پذیری صنعت پوشاک، عوامل مرتبط با فرهنگ و نگرش مصرف کننده، عوامل زمینه ای حاکمیتی، عوامل زمینه ای اقتصادی، عوامل زمینه ای علمی و نقش دانشگاه ها و عوامل مرتبط با مشارکت با تولیدکنندگان خارجی و شرکت های برتر» احصا شدند. همچنین در پایان، مدل نهایی پژوهش با تأکید بر نقش هریک از بازیگران در صنعت پوشاک داخلی ترسیم شده است.
طراحی مدل خونسردی برند با روش داده بنیاد؛ مطالعه موردی برندهای تندمصرف کسب و کارهای کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۳۶)
83 - 104
حوزههای تخصصی:
تلاش مدیران بازاریابی و تحقیق و توسعه در عصر حاضر به ایجاد و توسعه برندهایی معطوف بوده است که ویژگی های منحصربه فردی داشته باشند، آنها را از سایر برندها متمایز کند و در نزد مشتریان، جذاب جلوه دهد. در منابع نوین بازاریابی این ویژگی های منحصربه فرد با عنوان خونسردی برندها متبلور شده است؛ اما درواقع پیشینه موجود هیچ گونه طرح مناسبی برای ایجاد برندهای خونسرد ارائه نداده است. بر این اساس هدف از انجام مطالعه حاضر، طراحی مدل خونسردی برند بوده است. این مطالعه با بهره گیری از روش پژوهش کیفی در حوزه مطالعات تفسیرگرایانه قرار دارد. جمع آوری داده های لازم در راستای طراحی مدل خونسردی برند با بهره گیری از مصاحبه با 14 نفر از مدیران و متخصصان ارشد بازاریابی و تحقیقات بازار در تولید کالاهای تندمصرف (FMCG) کسب و کارهای کوچک و متوسط با روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی انجام گرفت. دسترسی نداشتن به تعداد مناسب مدیران آگاه به موضوع پژوهش سبب شد تا برندهای تندمصرف در کسب و کارهای کوچک و متوسط مواد غذایی، خودرو و قطعات و لوازم الکترونیکی (به دلیل تشکیل سهم عمده ای در سبد خانوار) برای بررسی و انجام مصاحبه تعیین شوند. کدگذاری مصاحبه ها با تکیه بر روش داده بنیاد براساس طرح استراوس کوربین انجام گرفته است. تحلیل مصاحبه ها در نهایت به شناسایی عوامل مؤثر بر خونسردی برند تحت عناوین خلاقیت و نوآوری، سیاست های کلان سازمانی، زیبایی شناسی، ادراکات سازمانی و فناوری منجر شده است. همچنین خصوصیات یک برند خونسرد در این مطالعه براساس مقوله های خاطره انگیز، ویژگی های ارزشی، ارتباطات عاطفی، پرانرژی، معتبر، آگاهی اجتماعی، استقلال، گران بها و اصیل تعریف شده است. در پایان نیز مدل خونسردی برند براساس طرح نموداری داده بنیاد طراحی و ارائه شده و پیشنهادهایی نیز برای انجام مطالعات بعدی ارائه شده است.
شناسایی و اولویت بندی فرصت های هم آفرینی برند گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال نوزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۴
98 - 119
حوزههای تخصصی:
امروزه برند مقاصد گردشگری نقش بسزایی در موفقیت آنها ایفا می کند و همچنین شناسایی فرصت های هم آفرینی برند مقاصد گردشگری می تواند نقش بسزایی در توسعه و ترویج برند این مقاصد داشته باشد. به همین دلیل هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی فرصت های هم آفرینی برند مقاصد گردشگری در سه مرحله قبل از سفر، حین و بعد سفر است.به منظور شناسایی فرصت های هم آفرینی برند گردشگری ابتدا یک مصاحبه نیمه-ساختار یافته با گردشگران داخلی سفرکرده به شهر تهران در مرداد ماه 1397 که بصورت قضاوتی انتخاب شدند، انجام شد. سپس برای اولویت بندی فرصتها نیز از روش کمی آنتروپی شانون استفاده گردید. از تحلیل متن مصاحبه ها، 53 مضمون فرعی و 13 مضمون اصلی در قالب 3 محور اصلی (قبل، حین و بعد از سفر) شناسایی شدند. که محور قبل از سفر 4 فرصت، محور حین سفر 4 فرصت و در نهایت محور بعد از سفر 5 فرصت را در بر می گیرد. نتایج پژوهش بخش کیفی بیانگر این است که جستجو و جمع آوری اطلاعات در مرحله قبل از سفر، تعامل در مرحله حین سفر، توصیه و سفارش(تبلیغات توصیه ای) در مرحله پس از سفر بیشترین اهمیت را دارند. همچنین یافته های مربوط به بخش کمی نشان می دهد تولید محتوا با اهمیت-ترین فرصت و حفاظت از مقصد نیز کم اهمیت ترین فرصت از نقطه نظر متخصصان بازاریابی و گردشگری است.
هماهنگی تصمیم های قیمت گذاری و بازاریابی محصول جدید با استفاده از نظریه بازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، یکی از مصادیق رشد و توسعه شرکت ها، به وجود آمدن و تولید یک محصول جدید است که در آن عوامل زیادی اهمیت پیدا می کنند. قیمت گذاری و بازاریابی یک محصول جدید در کنار محصولات فعلی (قدیمی) نکته های حائز اهمیتی در تعیین مقدار تقاضا و میزان سود است. در این پژوهش از چهار رویکرد بازی تعادل نش، بازی استکلبرگ محصول جدید (محصول جدید - رهبر)، بازی استکلبرگ محصول قدیمی (محصول قدیمی- رهبر) و بازی با همکاری، برای به دست آوردن مقدار تقاضا، سود و قیمت هر دو محصول قدیمی و جدید، استفاده شده است. این رویکردها در دو حالت کلی و با محدودیت (تبلیغات محصول قدیمی غیر مجاز) مورد بحث و بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان می دهد که بازی با همکاری در مجموع سود بیشتری دارد ولی درصورتی که بازیکنان قدرت تصمیم گیری یکسانی دارند بازی نش پیشنهاد می شود و اگر قدرت بیشتری در بازار دارند به شکلی که می توانند تصمیم های خود را به بازیکن دیگر تحمیل نمایند بازی استکلبرگ پیشنهاد می گردد.
شناسایی و رتبه بندی عوامل ریسک در رشته بیمه های باربری دریایی: یک رویکرد ترکیبی تصمیم گیری چندمعیاره فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال بیست و چهارم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۹۵
195 - 224
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین ویژگیهای کارآمدی در حمل و نقل، قابلیت اعتماد است. باوجود خطراتی که در بخشهای مختلف، یک حمل و نقل ایمن را تهدید میکنند، بیمه میتواند ریسکها را بهخوبی پوشش داده و قابلیت اعتماد را در این حوزه افزایش دهد. شرکتهای بیمه بهدلایل مختلف، ازجمله قیمتگذاری صحیح و اجتناب از ریسکهای غیرمنطقی، تمایل دارند که یک تصویر مناسب از عوامل ریسک داشته باشند. در این پژوهش بیمههای باربری دریایی مورد بررسی قرارگرفته و به شناسایی و رتبهبندی عوامل تأثیرگذار بر احتمال وقوع خطر در بخش حمل و نقل باری دریایی پرداختهشده است. در ابتدا، عوامل مؤثر بر ریسک به کمک مطالعات پیشین، پرسشنامه و مصاحبه تکمیلی با خبرگان شامل مدیران بیمه حمل و نقل، ارزیابان خسارت و ناخدایان، شناسایی شد. سپس از روش دیمتل برای تشخیص روابط درونی و وابستگی معیارها و از فرآیند تحلیل شبکهای برای یافتن وزن معیارها و رتبهبندی نهایی عوامل مؤثر استفاده شده است. همچنین بهمنظور لحاظکردن عدمقطعیت موجود در تصمیمگیریها، از تئوری فازی بهره گرفته شده است. چارچوب ارائهشده در زمینه شناسایی، رتبهبندی و اولویتبندی عوامل ریسک در بخش حمل و نقل در رشته بیمههای باربری دریایی میتواند شرکتهای بیمهای را در تصمیمگیری صحیح و دقیق در زمینه پوشش این ریسکها به شکل مؤثری یاری کند.
بررسی نقش گمرک ایران در صادرات واردات (مطالعه موردی گمرک شهید رجائی بندرعباس)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش گمرک ایران در افزایش یا کاهش صادرات واردات و مبادلات تجاری انجام گرفته است. نتایج نشان می دهد بین وضع مقرارت مربوط به تسهیل تجارت در مرزهای خاکی گمرک منطقه بندرعباس و افزایش صادرات واردات از این گمرک، رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین مشخص گردید که بین سیاست های بین المللی حکومت و افزایش صادرات واردات از گمرک منطقه بندرعباس، رابطه معنی داری وجود دارد. از سوی دیگر مشخص شد که روابط حسنه ایران با کشورهای منطقه می تواند منجر به افزایش تبادلات از گمرک بندرعباس شود. یافته دیگر این بود که بین وضع مقرارت مربوط به تسهیل تجارت در مرزهای آبی گمرک منطقه بندرعباس و افزایش صادرات واردات از این گمرک و وضع مقرارت مربوط به تسهیل تجارت در مرزهای هوایی گمرک منطقه بندرعباس و افزایش صادرات واردات از این گمرک، رابطه معنی داری وجود دارد.
برند چگونه می تواند صادرات محصولات غذایی را توسعه دهد؟
حوزههای تخصصی:
با توجه به جایگاه و اهمیت برند و برندسازی در بازارهای بین المللی و فراملی و ایجاد قدرت رقابتی ناشی از برندسازی و همچنین نقش توسعه صادرات در اقتصاد کشورها، در این مقاله به بررسی نقش برند در توسعه صادرات پرداخته شده است. در اینجا به مفهوم برند، چگونگی شکل گیری، نقش و اهمیت آن در تقاضا برای کالاهای مختلف پرداخته شده و وضعیت برند و برندسازی کالاهای صادراتی ایران مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه ای که از این بررسی ها حاصل شده است اینست که ما در برند و برندسازی بخصوص برای کالاهای صادراتی بسیار کم کار کرده ایم و شاید بهتر باشد قبول کنیم که کاری انجام نشده است و یک عزم ملی و همه جانبه برای حضور هرچه قوی تر در بازارهای بین المللی لازم و ضروری می باشد.
بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی و عملکرد صادراتی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع تضاد منافع بین سهامداران و مدیران و مکانیسم حاکمیت شرکتی بهعنوان راهحل کاستن از هزینههای نمایندگی مرتبط با آن، از موضوعات مهمی بوده که به دلیل اثرگذاری آن بر عملکرد شرکتها موردتوجه محققان و متخصصان بسیاری قرار گرفته است. با توجه به اینکه توسعه صادرات و ایجاد منافع مشترک اقتصادی با سایر کشورها توانسته ضمانتهای لازم برای امنیت شرکتها و کشور را فراهم کند، لذا در این پژوهش به بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی با گرایش صادراتی و عملکرد صادراتی پرداخته شده است و اطلاعات مالی 160 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1392 تا 1396، با استفاده از روش آماری در قالب یک پژوهش همبستگی و موردبررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد رابطه مثبت و معنیداری بین دوره تصدی مدیرعامل، روابط سیاسی و تمرکز مالکیت با گرایش صادراتی وجود دارد. همچنین بین استقلال هیئتمدیره و تمرکز مالکیت با عملکرد صادراتی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. رابطه معنیداری بین دوره تصدی مدیرعامل و روابط سیاسی با عملکرد صادراتی یافت نشد.
رفتار مدل های غیرخطی در پیش بینی توانگری مالی شرکت های بیمه بورسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: از آنجایی که بقای تعهدات مربوط به بیمه گذاران و به حداکثر رساندن منافع شرکت از مهم ترین اهداف شرکت های بیمه بوده و از سویی سازمان های نظارتی هر کشور به تصویب قوانین و مقررات خاص و مدیران با اتخاذ تدابیر احتیاطی و راهکارهای فنی و مالی نوین سعی می کنند تا توان مالی شرکت های بیمه را در حد قابل قبولی حفظ کنند لذا هدف از این پژوهش ارائه یک مدل هوشمند جهت پیش بینی توانگری مالی در شرکت های بیمه، به عنوان یک سیستم پشتیبان تصمیم می باشد. روش شناسی: به منظور ارائه مدل پیش بینی کننده توانگری مالی شرکت های بیمه با بررسی پیشینه تعداد 17متغیر به عنوان متغیر پیش بین جهت پیش بینی طبقه توانگری مالی از منابع معتبر سایت بیمه مرکزی ج.ا.ا، طی سال 1392 تا 1396 استخراج شده است. در این پژوهش ابتدا نتایج حاصل از به کارگیری مدل های مختلف پیش بینی مبتنی بر هوش مصنوعی شامل: درخت تصمیم، شبکه عصبی، نایبویز مورد مقایسه قرار گرفت در مرحله بعد رتبه بندی الگوریتم های پیش بینی شونده مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد درخت تصمیم با دقت 99 درصد بهترین عملکرد را در پیش بینی توانگری مالی دارد با توجه به اینکه درخت تصمیم، مدل های شناخت و نگاشت غیرخطی و الگوهای آشوب گونه بین متغیرهای هدف و تصمیم می باشد. نتیجه گیری: بالا بودن دقت مدل درخت تصمیم در پیش بینی توانگری مالی، را اثبات می کند و مدل استخراج شده با استفاده از درخت تصمیم دقت و قابلیت بسیار بالایی در تخمین را داراست. طبقه بندی موضوعی JEL: G11,G17, M6
Factors affecting customer loyalty with the mediating role of emotional satisfaction and brand trust; Case study: Pasargad Insurance customers in Ilam Province
حوزههای تخصصی:
The purpose of present study in terms of data collection is practical, and in terms of descriptive research is correlation. The statistical population of this study is all Pasargad insurance customers in 2019. For collecting data, 397 standard questionnaires were distributed and returned. The collected data were analyzed by SPSS 24 and SmartPLS3 software. The results show that brand reputation has a significant effect on brand trust and customer loyalty; alternative attractiveness has a positive and significant effect on brand trust, but its effect on customer loyalty was rejected. Also, the company's image has a positive and significant effect on customer loyalty and emotional satisfaction. Brand trust has a positive and significant effect on customer loyalty. Emotional satisfaction also has a positive and significant effect on customer loyalty. Also, the mediating role of emotional satisfaction in influencing the company's image on customer loyalty was confirmed, and finally, the mediating role of brand trust in the influencing of brand reputation on customer loyalty and alternative attractiveness on customer loyalty was confirmed.