اسماعیل سنگاری

اسماعیل سنگاری

مدرک تحصیلی: استادیار دانشگاه اصفهان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۵ مورد.
۱.

تبیین و تحلیل نقش و جایگاه مرد یا مردم پارسی در ایدئولوژی شاهنشاهی هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۵
ساختار ایدئولوژیک شاهنشاهی هخامنشی در کتیبه های رسمی به جا مانده از آن ها به روشنی نمایان است. یکی از مفاهیمی که در این کتیبه ها به آن اشاره شده، مفهوم مرد و مردم پارسی است؛ مفهومی ایدئولوژیک که به برتری و چیرگی پارسیان اشاره می کند. این مفهوم در قالب مدارک غیرنوشتاری، باستان شناختی و مکملی مانند سکه ها، تندیس ها، مهرها، نقوش برجسته و غیره به خوبی تبلیغ و ترویج می شد. بنابراین، هر دو دسته منابع تبلیغی هستند و قصد پراکنش و انتشار ایدئولوژی شاهنشاهی هخامنشی را در قالب مفهومی به نام مرد پارسی دارند. مرد و مردم پارسی جایگاه ویژه ای در شاهنشاهی هخامنشی داشتند. این جایگاه تصادفی نبود و در موقعیت های گوناگون بر اهمیت و نقش بسزای پارسیان در پیشبرد اهداف شاهنشاهی تأکید شده است. این پژوهش توصیفی-تحلیلی و تفسیری که از نظر ماهیت، تاریخی است با بررسی منابع نوشتاری و غیرنوشتاری، جایگاه ویژه پارسیان را بررسی و مورد پژوهش قرار داده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که جایگاه پارسیان با وجود شایستگی هایی که داشتند، سلسله مراتبی بود و پادشاه در رأس هرم قرار داشت و آن ها فقط در کتیبه های ایدئولوژیک شاهی با هم برابر بودند. در واقعیت، میان خود پارسیان نیز سلسله مراتب حکفرما بود و میان کاره با مفهوم مرد و مردم پارسی نیز پیوند ناگسستنی وجود داشته است.
۲.

پیشنهادی جدید برای تعیین هویت نقش نویافته مردِ سوار در حاجی آباد مرودشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۹
برای نخستین بار در همایش باستان شناسان جوان در سال 1398ش. نقش نویافته مرد سوار بر اسب معرفی شد. با وجود اهمیت این نگاره کندِ نویافته، به جز برخی اظهارنظرهای پراکنده و مبهم، یابندگان این اثر تاکنون تحلیلی درخور ارائه نداده اند، جز این که آن را به یکی از شاهانِ محلی پارس- کدام شاه؟- در دوره سلوکی و اشکانی نسبت داده اند. در پژوهش پیشِ رو، تلاش داریم تا به روش توصیفی-تحلیلی و بررسی مقایسه ای به جستجوی هویت نقشِ مرد سوار بپردازیم. در این بین چند پرسش مهم مطرح می شود. دلیل نقر این نقش در کنار دخمه ها و شکارگاه چه بوده است؟ آیا این نقش با هدف خاصی در این مکان حجاری شده است؟ هویت واقعی این سوار چیست؟ فرضیه ما بر این موضوع استوار است که این نقش متعلق به ایزد میثره است. از آن جا که محوطه حاجی آباد از دیرباز شکارگاه و گورستان بوده، می توان آن را با اعتقادات مردمان شهر استخر با این ایزد کهن آریایی که اتفاقاً بخشی از خویشکاری او با شکار و مرگ مرتبط بوده، در ارتباط دانست و هر دو احتمال را برای نقر این اثر در چنین محوطه ای در نظر گرفت. همچنین دو بازه زمانی پیشنهادی ما برای دو احتمال یکی در دوره گروه سوم از شاهان محلی پارس(حدود 50 پ.م تا 100م.) و دیگری مربوط به اواخر دوره ساسانی و اوایل دوران اسلامی یعنی میان سال های 550 تا 700م. است. اهمیت انجام این پژوهش می تواند در ارائه تصویری از ایزد میثره برای شناخت بیشتر شمایل نگاری و شمایل شناسی وی و همچنین خویشکاری این ایزد بزرگ و قدرتمند در نگاره هایی که از او به دست آمده، به پژوهشگران یاری رساند.
۳.

بررسی تحلیلی حق ارث و میراث زن در ازدواج های عصر ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۲۰۴
در دین زردشتی ازدواج از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است و هر زردشتی موظف است ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد تا بتواند نامگاه و اجاق خانواده را زنده نگه دارد. افزون بر این، حفظ اموال و دارایی خانواده نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است و می بایست افراد خانواده در حفظ و نگه داری اموال خانواده نسل به نسل کوشا باشند و آن را محفوظ دارند. در ایران عصر ساسانی نیز مسئله ارث در دین زردشتی اهمیت بسزایی پیدا کرده بود و هر فرد زردشتی موظف بود فرزند پسری از خود باقی گذارد تا آن فرزند میراث دار نام، اجاق و اموال خانواده باشد. زمانی که فرزند پسری در میان نبود، برای تأمین جانشین ازدواج های نیابی صورت می گرفت و فرزندان حاصل از این ازدواج ها نیز به عنوان ارث بر شناخته می شدند. این پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای به بررسی میزان سهم الارث وراث در شرایط گوناگون ازدواج و وظایف آنان نسبت به متوفی پرداخته است. بررسی ها حاکی از آن است که بهره مندی وراث از ترکه متغیر بود. در وهله نخست، ریشه چنین تفاوتی در نوع و نحوه ازدواج زن/دختر نهفته است. در وهله دوم، اندیشه ای در باب اهمیت فرزند پسر به عنوان عامل پل سازی برای عبور روان از پل چینوت و زنده نگهداشتن آیین نیاکان وجود داشت که ایجاد طبقات گوناگون وراث را به دنبال داشته است که بدین سان، ما در دین زردشتی با گونه های مختلف وراث روبه رو می شویم.
۴.

تبیین و تحلیل آیکونوگرافیکِ تندیسِ انسان عقرب شانه در فرهنگ جیرفت (هزاره سوم پیش از میلاد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
زمینه/ هدف: اشیای مکشوفه حوضه تمدن هلیل رود، در معنای اخص فرهنگ جیرفت؛ یکی از مناشقه برانگیزترین مباحث دنیای شرق باستان است. منطقه جیرفت از منظر باستان شناختی تا پیش از سال 1380ش. تقریباً ناشناخته بود. پس از وقوع سیل در این منطقه و کشف ظروف سنگی گوناگون با شمایل مختلف، توجه بسیاری از باستان شناسان بار دیگر به جنوب شرق ایران جلب شد. از منظر باستان شناختی دیرینگی فرهنگ مذکور به هزاره سوم پیش از میلاد در عصر مفرغ می رسید. یکی از مهم ترین اشیای این فرهنگ مجسمه انسان عقرب شانه است. هدف پژوهش پیش رو آن است که معنای حقیقی و کارکرد تندیس انسان عقرب شانه در فرهنگ جیرفت و ارتباط تندیس مزبور و معنای آن در تمدن های همجوار جیرفت در هزاره 3پ.م را مورد واکاوی قرار دهد. روش/ رویکرد: یکی از مهم ترین شیوه های مطالعاتی آثار هنری، پژوهش آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک است. مطالعه آیکونوگرافیک مرحله ای از تأویل است که از طریق آن ادبیات و داستان های مرتبط با یک اثر نمایان می شود. در مقابل از طریق مطالعه آیکونولوژیک معنای نهفته در نمادها و تمثیل ها در بافت و ساختار فرهنگی یک تمدن مورد بررسی قرار می گیرد. پژوهش حاضر با تکیه بر منابع کتابخانه ای و شیوه توصیفی-تحلیلی بر آن است از طریق مطالعه آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک، به مطالعه مجسمه مذکور بپردازد. یافته ها/ نتایج: با توجه به ناشناخته بودن خطوط مکتوب در الواح جیرفت، یکی از شیوه های مطالعاتی آثار فرهنگ جیرفت مطالعه آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک است. در بخش آیکونوگرافی مجسمه انسان عقرب شانه به شباهت عینی اسطوره ضحاک و تندیس مکشوفه فرهنگ جیرفت از طریق داده های مکتوب در آثار ادبی و دینی اشاره شده است. در بخش آیکونولوژی، با توجه به یافته های باستان شناسی در مناطق همجوار فرهنگ جیرفت، ارتباط این فرهنگ از طریق مراودات بازرگانی و در نهایت امر، با استفاده از شیوه مطالعه تطبیقی، شباهت میان مجسمه مذکور با دیگر ایزدان و الهه های رایج در تمدن های همجوار جیرفت مورد واکاوی قرار گرفته است.
۵.

شمایل نگاری و شمایل شناسی نقش مایه های جانوری آجرهای لعاب دار محوطه قلایچی (مطالعه موردی: آجرهای موزه ملی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
به گواهی اسناد و شواهد باستان شناسانه که در سال های اخیر به دست آمده اند، پیش از تسلط اقوام آریایی بر فلات ایران و تشکیل پادشاهی مادها، در نواحی شمال غربی فلات ایران مردمانی زندگی می کردند که با نام مانّایی ها در تاریخ شناخته می شوند. باتوجه به منابع تاریخی و اسناد و مدارک محدودی که به دست آمده، این مردمان در سه قرن نخست هزاره یکم پیش از میلاد مسیح، سرزمین های اطراف دریاچه ارومیه را در اختیار داشته و با دولت هایی همچون آشور و اورارتو که در همسایگی آن ها قرار داشتند همواره در تعامل و تقابل بوده اند. علی رغم تهاجم اقوام همسایه به مرزهای آن ها، مانّایی ها توانسته اند نام خود را در تاریخ ثبت کنند و صفحه ای از صفحات بی پایان زمان را به نام خود رقم بزنند. متأسفانه دانسته های ما درباره آنان محدود به چند نام و نشان مختصر در سالنامه های آشوری و اورارتویی است، اما خوشبختانه در نتیجه حفریات باستان شناسی در سال های منتهی به سده 21م، تعدادی آجر منقوش لعاب دار از محوطه باستانی قلایچی یافت شده که می توانند مورخان و باستان شناسان را در شناخت ویژگی های فرهنگی و هنری مانّاها یاری دهند. نقش مایه های ترسیم شده بر روی این آجرها، تصاویر نمادینی را به نمایش می گذارند که نشان دهنده ارزش ها و معانی پنهان برگرفته از باورها و سنت های موجود در میان آن مردمان است. به همین علت نقوش و تصاویر باستانی، به عنوان مدارکی دست اول همواره موردتوجه مورخان و باستان شناسان قرار داشته اند. باتوجه به کمبود داده های مادی و مکتوب نظیر کتیبه یا نوشتار از زبان مانّایی ها و عدم آشنایی محققان با خط و زبان این قوم باستانی، نقوش و تصاویر برجای مانده از آن ها اهمیتی دوچندان می یابد، زیرا مطالعه و شناخت فرهنگ و آیین این مردمان در گرو شناخت مفاهیم پنهان در همین نقش مایه هاست. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی - تحلیلی بر آن است تا اندک شواهد برجای مانده از تمدن مانّا را مورد بررسی، خوانش و تفسیر قرار دهد.  
۶.

تبیین و تحلیل الگوهای سیاست عربی اردشیر بابکان و شاپور یکم و تداوم آن در دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۷
با تشکیل شاهنشاهی ساسانی (224 م.) مناسبات اعراب با جهان ایرانی وارد مرحله تازه ای شد. اردشیر بابکان مؤسس این سلسله به تسخیر برخی از مناطق و شاهزاده نشین های عربی نظیر میشان پرداخت و در خاک بحرین واقع در کرانه های جنوبی خلیج فارس پیشروی کرد. جانشین وی شاپور یکم نیز با تداوم سیاست جهان گشایی سلف خود، شاهزاده نشین فتح ناشدنی الحضر را به زانو درآورد و به مناسبات مساعد با دولت عربی حیره در شمال شبه جزیره عربی ادامه داد. ارتباطات و روابط این دو فرمانروا با اعراب با توجه به اهدافی صورت گرفت که تا آخرین روزهای حیات سلسله ساسانی پابرجا ماند. به همین سبب شیوه برخورد بسیاری از شاهان بعدی این دودمان با طوایف و دولت های عربی در مواردی برگرفته از همان الگوی ارتباطی اردشیر و شاپور بود. این پژوهش بر آن است با بهره گیری از منابع مکتوب و شیوه پژوهش توصیفی،تحلیلی؛ پس از تبیین و تشریح روابط اردشیر بابکان و شاپور یکم با اعراب، درستی این فرضیه را نیز در بوته آزمایش قرار دهد، به ویژه آن که تحقیق در باب مناسبات شاهنشاهی ساسانی در زمان فرمانروایی نخستین شاهان این سلسله، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
۷.

شمایل نگاری نقش مایه دوشیزه روشنی و دو بانوی گزیده در هنر مانوی ابریشم نگاره MIK III 6251 محفوظ در موزه هنر آسیایی برلین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۶۸
هدف این پژوهش بررسی یکی از ابریشم نگاره های مانوی از مجموعه تورفان در موزه هنرهای آسیایی برلین با نقشی از ایزدبانویی-احتمالاً، دوشیزه روشنی است که رهنمایِ پاره های نور به سرچشمه هستی خویش «بهشت روشنی» است. او سبب رستاخیز روشنی ها (آزادسازی پاره های نور) محبوس در گیاهان و دیگر رستنی هاست. از این رو، مقاله حاضر می کوشد خویشکاری های او را در تناظر با ایزدبانو اَناهیتای زردشتی و ایشتار بابلی ببیند. فرضیه این پژوهش، که برای نخستین بار در این جا مطرح می شود، بر این مبنا پی ریزی شده است. ما در این جا می کوشیم با استفاده از روش ِ توصیفی-تحلیلی و با بهره وری از منابع کتابخانه ای به کندوکاو در نقش مایه انسانیِ مرکزیِ «ابریشم نگاره دوشیزه روشنی و دو بانوی گزیده» پرداخته، همانندی های این سه ایزدبانو را در سنجش هم قرار دهیم و نشان دهیم که مانیِ بابلی و ایرانی تا چه اندازه می توانسته از اسطوره های سرزمینش الهام گرفته باشد.
۸.

انگاره شاهنشاهی آسیایی هخامنشی به روایت محاوره لوسیس اثر افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۳
محاوره سقراطی لوسیس ازجمله نخستین آثار افلاطون محسوب می شود و در متن آن دو اشاره گذرا به شاهنشاهی هخامنشی و مسائل مرتبط با آن مشاهده می شود. در این محاوره که محتوای اصلی آن در باب دوستی و ماهیت آن است، نخست از شاه بزرگ هخامنشی و سیادت و فرمانروایی وی بر آسیا و نیز میراث وی برای مهترین پسرش سخن رفته و در جایی دیگر نیز در ضمن گفت وگو به کوتاهی به داریوش یکم و گنج های او نظر افکنده شده است. پژوهش حاضر، با هدف دستیابی به فرصتی برای اندیشیدن مورخانه در باب جلوه ها و وجهه های گوناگون شاهنشاهی هخامنشی در اذهان معاصرانش، تنها به یکی از این دو مورد یعنی اشاره افلاطون به تسلط تمام عیار شاه بزرگ پارس بر سراسر سرزمین آسیا می پردازد. این تحقیق در پی آن است که بخشی از محاوره لوسیس را که پیش از این در مطالعات شاهنشاهی هخامنشی جایگاه ویژه ای نداشته است، به مثابه دروازه ورود به مطالعه ای تاریخی در باب این حکومت بررسی کند. درحقیقت پژوهش حاضر که داده های آن با استفاده از منابع کتابخانه ای فراهم شده است، با روشی توصیفی تحلیلی و ازطریق خوانش انتقادی متن لوسیس همراه با تعدادی از سایر منابع و متون یونانی معاصر با حیات سیاسی هخامنشیان، به بررسی و مطالعه ای در باب ریشه ها و تصوراتی می پردازد که سبب پیدایی انگاره و مفهوم ذهنی شاه پارسیِ مسلط بر سراسر آسیا در میان یونانیان معاصر شاهنشاهی هخامنشی در سده های پنجم و چهارم پیش از میلاد شده بود.
۹.

پیوند شاه و آیین در اساطیر ایران و یونان و بررسی استمرار آن در مشروعیت بخشی هخامنشیان (مطالعه موردی: کوروش دوم و داریوش اول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۸
آیین و سیاست همواره دو رکن اساسی جوامع باستانی و در تمدن های کهن به نحوی با یکدیگر در ارتباط و پیوستگی بوده اند. اولین شواهدی که می توان از چگونگی شکل گیری آیین های نخستین به دست آورد در اساطیر یافت می شود. ایران و یونان به مثابه دو تمدن هماورد که با یکدیگر در تعامل و تقابل سیاسی-اجتماعی و فرهنگی-هنری به سر می بردند، بستری ارزشمند برای ریشه یابی مفاهیمی همچون آیین و پادشاهی هستند. بررسی تطبیقی اساطیر این دو تمدن ما را در تحلیل مناسبات و کنش ها و برهمکنش های اجتماعی-فرهنگی آنان یاری می کند. هدف اصلی این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی با استناد به شواهد ادبی تدوین شده، بررسی تطبیقی پیوند شاه و آیین در اساطیر ایران و یونان و نسبت آن با دوران فرمانروایی کوروش دوم و داریوش اول است. پرسش بنیادین پژوهش حاضر این است که با توجه به روایات اساطیری ایرانی و یونانی، ارتباط شاه و آیین در اساطیر این دو تمدن به چه شیوه ای بوده و این ارتباط در دوران هخامنشی چگونه در فرآیند مشروعیت بخشی برای شاهان ایفای نقش کرده است. فرضیه مطرح در این پژوهش بر این بنیان است که با توجه به ارائه نمونه های شاه آرمانی در سنت اساطیری هندواروپایی، تصور شاه بدون پیوند او با آیین، ناممکن و به همین طریق امکان در نظر گرفتن آیین بدون شاه نیز وجود نداشته است؛ بدین سان با قدرت گرفتن هخامنشیان نیز این مسئله با کارکرد مشروعیت بخشی به حکومت به استوارترین شکل خود ادامه می یابد.
۱۰.

تفسیر انتقادی یک انگاره: کوروش دوم و خشایارشای یکم در مکالمۀ افلاطونی «آلکیبیادس بزرگ»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۴۶
رساله موسوم به «آلکیبیادس بزرگ» ازجمله متونی محسوب می شود که به رغم آنکه پژوهشگران تردیدهایی جدی در انتساب آن به شخص افلاطون ابراز داشته اند، از جایگاهی ویژه در میان آثاری برخوردار است که ذیل مکتب فلسفی و ادبی افلاطونی قرار می گیرند. این رساله شامل مکالمه ای میان سقراط و معاشر جوان او آلکیبیادس است و ضمن گفت وگو، در چند مورد از شاهنشاهی هخامنشی و مسائل مربوط به آن سخن می رود. در پژوهش حاضر منحصراً به یکی از این موارد، یعنی اشاره سقراط در سطور نخست رساله به کوروش دوم و خشایارشای یکم به عنوان تنها افراد میرا و فناپذیر شایسته احترام در نظر آلکیبیادس جوان و جاه طلب توجه شده است. درحقیقت پژوهش حاضر بر آن است از طریق مطالعه انتقادی و تطبیقی محتوای «آلکیبیادس بزرگ»، انگاره ها و تصورات ویژه ای را بررسی کند که وجود آن در فضای ذهنی نویسنده رساله، موجب ذکر نام کوروش و خشایارشا به عنوان تنها افراد ارجمند در نگاه شخصیتی همچون آلکیبیادس شده است و به یاری چنین خوانشی، یک انگاره پنهان در اندیشه یونانیان سده های پنجم و چهارم پیش از میلاد در باب این دو فرمانروای هخامنشی را بازخوانی کند.
۱۱.

وضعیت سیاسی اقتصادی ایالت آسورستان شاهنشاهی ساسانی با مرکزیت مدائن و ارتباط آن با فتح اعراب (651- 590م)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۳۰۲
انتخاب همیشگی تیسفون در ایالت آسورستان به عنوان پایتخت توسط شاهنشاهان ساسانی، نشان از اهمّیت این منطقه در نظام کشورداری آنها داشت. ساخت شهرهای جدید و توسعه ی زیرساخت های شهری، مانند سازه های آبی و گسترش کشاورزی توسط ساسانیان در این ایالت، گویای توجّه ویژه به نقش سیاسی اقتصادی شهرهای آسورستان است. بدین ترتیب بررسی وضعیت سیاسی اقتصادی این منطقه بویژه در نیم قرن پایانی سلطنت ساسانیان، که سرانجام به سقوط این سلسله انجامید، حایز اهمیت است. این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی، به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش است که وضعیت سیاسی اقتصادی ایالت آسورستان با مرکزیت مدائن بر سقوط و فتح آنجا بدست اعراب مسلمان چه تأثیری داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهند که در اثر جنگ های مختلف، بیماری هایی مثل طاعون و سیل، قسمت های حیاتی سیستم آبیاری ساسانیان ویران شد و در نتیجه ی کاهش درآمدهای دولت و همزمان با زوال اقتصادی، نیروی نظامی شاهنشاهی نیز رو به انحطاط گذاشت. از سوی دیگر، تغییر ترکیب جمعیتی ایالت با کوچاندن اقوام یا در اثر تغییر دین مردم، تأثیرات منفی در مقاومت ایرانیان داشت و بسیاری از اهالی شهرها و در رأس آنها دهقانان، برای بهبود وضع معیشت یا حفظ امتیازات خود، ناچار به مصالحه و همکاری با اعراب شدند.
۱۲.

نقشِ زنانِ نژاده دربار در بر تخت نشینیِ شاهانِ نخستینِ ساسانی (مطالعه موردی: شاپوردختک همسر بهرام دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۹۰
بنابر برخی از عهدنامه ها و وصیت نامه های منسوب به شاهان ساسانی که توسط مورخان دوره اسلامی به دست ما رسیده، فرآیند شاه گزینی توسط خود شاه انجام می پذیرفته است. در نامه تنسر به گشنسب شیوه ای دیگر گزارش شده که طی آن انجمن های دائمی شاه گزینی وجود داشته که وظیفه آن ها که شامل مؤبدان مؤبد، دبیران مهشت و سپاهبد سپهبذان می شد، برگزیدن جانشین، پس از مرگ شاه بود. تا پیش از برگردانِ کتیبه شاپور یکم ساسانی بر کعبه زردشت، آگاهی ما در بابِ زنان دربار ساسانی محدود به اطلاعاتی می شد که از طریق روایات مورخان دوره اسلامی در اختیار داشتیم. با ترجمه کتیبه شاپور، ابعاد جدیدی در مسئله قدرت از طریق زنان نژاده دربار و تأثیرگذاری آن ها در موضوع جانشینی و مشروعیت شاهان نخستین ساسانی پیشِ رویِ پژوهشگران پدیدار شد. در این پژوهش تلاش ما بر این است تا با شیوه توصیفی-تحلیلی، ضلع سومی در مثلث قدرت دوره ساسانی که همانا زنان بانفوذ دربار بوده اند، بگشاییم. از این رو، به بررسی وضعیت زنان والاتبار در دربار شاهان ساسانی از اردشیر یکم تا نرسه (224-302م.) و جایگاه زنان نژاده در به قدرت رسیدن شاهان این دودمان خواهیم پرداخت. پژوهش موردی ما در میان این بانوان، «شاپوردختگ»، همسر بهرام دوم و مادر بهرام سوم است که به احتمال فراوان مدتی نیز به عنوان ولیعهد شاهِ ساسانی نیز انتخاب شده بود.
۱۳.

بررسی و تحلیل نمادشناسانه نقش مایه درخت نخل در هنر جیرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۰ تعداد دانلود : ۳۱۹
جیرفت که به باور برخی از پژوهشگران و باستان شناسان، همسان و همپایه میان رودان رخ می نماید، بستری غنی از آثار باستانی ارزشمند دارد. این آثار که به واسطه وقوع سیلی در سال 1380خورشیدی سر از زیر خاک برآوردند، خبر از فرهنگی چند هزار ساله در این خطه از سرزمین ایران دادند که می توان گفت برای چند هزاره در این خاک خفته مانده بود. این آثار که راویان فرهنگ کهن جیرفت قلمداد می شوند، چنانچه رمزگشایی گردند، ناگفته های بسیاری از مباحث اساطیری، آیین ها، اعتقادات و باورهای جامعه زمان خویش را بازگو خواهند کرد. این پژوهش بر آن است تا با واکاوی سه مورد از آثار دربردارنده نقش مایه درخت نخل، در فهم زبان غیر نوشتاری فرهنگ جیرفت کوشش نماید و بدین وسیله در بازسازی بافت و ساختار آن یاری رساند. پژوهش حاضر بر آن است تا با بهره گیری از رویکردهای مطرح در شمایل نگاری و شمایل شناسی، به درک راز پنهان در سه اثری بپردازد که نقش مایه درخت نخل را در دل خود به تصویر کشیده اند و با نگاهی موشکافانه به عناصر و کنشگرهای سازنده آثار مذکور، در جستجوی صدایی ناشنوده و گم مانده در ژرفای این فرهنگ پرشکوه باشد که زمان شکل گیری آن به سه هزار سال پیش از میلاد باز می گردد. بدین سان، این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، مشاهده گری آثار مکشوفه، با تکیه بر داده های باستان شناختی و پژوهش کتابخانه ای، چگونگی تصویرگری نقش نخل در هنر جیرفت را مورد واکاوی قرار داده است.
۱۴.

تبیین و تحلیل جایگاه زنان نژاده دربار بر نگاره کندها و سکه های بهرام دوم ساسانی(293 -276م.)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۹ تعداد دانلود : ۲۶۹
بهرام دوم، به عنوان پنجمین پادشاه ساسانی در سال 276میلادی بر اورنگ شاهی تکیه زد. زمانی که بهرام دوم به قدرت رسید، وی نیز همچون نیای خویش، اردشیر بابکان، برای مشروعیت بخشیدن به پادشاهی و تحکیم پایه های حکومت خویش، مبادرت به نقر صحنه های یادمانی، پیروزی و دیهیم ستانی کرد و صحنه هایی از دیهیم ستانی و پیروزی بر دشمن را بر روی نگاره کندها از خویش به یادگار گذاشت. در میان آثار هنری و باستان شناختی بر جای مانده از بهرام دوم، نگاره کندها و مسکوکات وی از تنوع قابل توجهی نسبت به آثار اسلافش برخوردارند و تحولی در آن ها دیده می شود. همچنین، در میان شاهان ساسانی، زنان بیشترین حضور را در نگاره کندهای بهرام دوم دارند و در مسکوکات وی نیز در قالب شهبانو، حضور پررنگی را تجربه می کنند. پژوهش حاضر با تکیه بر شواهد مکتوب و به شیوه توصیفی-تحلیلی بر آن است تا جایگاه زن در نگاره کندها و مسکوکات بهرام دوم را مورد واکاوی قرار دهد. بر پایه شواهد مکتوب و باستان شناختی، حضورگسترده زنان در مسکوکات و نگاره کند های دوره بهرام دوم نسبت به اسلافش را می توان به جایگاه ویژه برخی از زنان درباری و قدرت گیری آنان در حکومت بهرام دوم نسبت داد.
۱۵.

بازاندیشی در سیر تحول مفهوم «بربر» در یونان عصر عتیق (از نبرد ترویا تا جنگ های یونانی-پارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۰ تعداد دانلود : ۳۷۶
در متون بازمانده از عصر کلاسیک یونان (حدود 507-323پ.م) به واژه ای پُربسامد -به ویژه برای اشاره به پارسیان هخامنشی- برمی خوریم که امروز هم در ادبیات سیاسی جهان کاربرد دارد: «بربر» یا براساس تلفظ تاریخی آن، «بَربَرُس» ( βάρβαρος ). این واژه که نخستین بار در سرود دوم از «ایلیاد» هومر به صورت βαρβαρόφωνος (= بربر-زبان/ بربر-آوا) برای اشاره به کاریاییان به کار رفته است، تنها دلالت بر «ناهم سانیِ زبانی» داشت و «بیگانه» معنا می داد. طی سده هفتم تا ششم پیش از میلاد، استعمال این واژه فزونی یافت و از آن نه تنها برای «دیگری سازی»[1] زبانی، بلکه برای اشاره به «تمایزاتِ فرهنگی» و «ارزش گذاری نظام اجتماعی اغیار» استفاده شد. در پژوهش پیش رو، نگارندگان بر آن بوده اند تا با تدقیق در ایلیاد هومر و پاره نوشته های یونانی بازمانده از سده ششم پیش از میلاد (عصر عتیق: حدود 800-507پ.م)، دلالت های معنایی واژه بربر را -به مثابه مفهومی غیریّت ساز- وا پژوهیده، نقاط عطف تحول آن را برجسته سازند. یافته های پژوهش حاضر که با تکیه بر منابع کتابخانه ای و با بهره گیری از روش تبیین عقلانی فراهم آمده، نشان می دهد که واژه بربر از همان سپیده دمان یادکردش در چکامه هومر، با دلالت های (تلویحاً یا صراحتاً) منفی عجین بوده است. همچنین با اصلاحات سولون در آتن و رشد فزاینده «به بردگی گیری» غیریونانیان در جهان یونانی سده ششم پیش از میلاد، رفته رفته مرز میان دو مفهوم «بربر» و «برده» برداشته شد و تحقیر «بردگان بربر» به شکل گیری ایده «برتری یونانی بر غیریونانی» انجامید.   [1]. Othering
۱۶.

تأملی بر نقوش تاج های شاهان ساسانی بر مبنای جنبه های دینی، سیاسی و اقتصادی زمان خویش(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۰ تعداد دانلود : ۴۱۷
تاریخ اجتماعی حوزه وسیعی از جلوه های مختلف زندگی و فرهنگ انسان گذشته را بررسی می کند. بررسی همه جانبه تاریخ اجتماعی هر ملتی نیازمند توجه به تمامی علل و عواملی است که در فرآیند شکل گیری تاریخ اجتماعی آنها دخالت دارد. ازجمله این علل و عوامل، اوضاع سیاسی، اجتماعی و مذهبی حاکم بر جامعه است که از مؤلفه های بسیار تأثیرگذار در تاریخ اجتماعی و هویت جمعی ملت ها به شمار می رود. در دوره ساسانی از گرانبهاترین میراث به جای مانده از گذشتگان هنری است که زبان ارتباطی معانی احساسات، روابط، تفکر و عقاید آنها را دربردارد. با مطالعه این آثار، محقق به درک روشنی از زندگی اجتماعی، سیاسی، تاریخی، رسوم و اعتقادات آنان خواهد رسید. هدف از مطالعه این پژوهش، شناخت و مطالعه وضعیت تاریخ اجتماعی ساسانیان به عنوان یک فرهنگ بزرگ ایران باستان با تکیه بر طرح و نقش تاج آنان است. این پژوهش براساس هدف از نوع تحقیقات بنیادی و براساس ماهیت و روش از نوع تحقیقات تحلیلی-تاریخی است. چگونگی گردآوری اطلاعات در این پژوهش به روش اسنادی (کتابخانه ای) است که براساس آن کلیه منابع و شواهد تاریخی مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان از مفاهیم نمادین بسیار از نقوش تاج های پادشاهان ساسانی است که می توان با مطالعه این نقوش و شناخت مفاهیم پنهان در آن تا حدودی به اوضاع اجتماعی، سیاسی و مذهبی حاکم و استقلال و استحکام بنیان حکومتی و سایر وقایع سیاسی و اجتماعی آن دوره دست یافت.
۱۷.

شمایل نگاری و شمایل شناسی نقوش زوج های سلطنتی بر روی ظروف سیمین عصر ساسانی بر اساس رویکرد اروین پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۵۱۵
نقوش و تصاویر بانوان در طیف گسترده ای از آثار هنری عصر ساسانی، به ویژه ظروف سیمین این دوره به نمایش درآمده است. این نقوش مادینه، بازتاب نگرش و دیدگاه های ایرانیان در اواخر دوران باستان به بانوان و مسائل ویژه زنان در جامعه ایران ساسانی است که به واسطه مهارت صنعتگران و هنرمندان بر رویه آثار هنری نقر شده است. بنابراین، لزوم تحلیل و تفسیر نقش مایه های مادینه منقوش بر روی ظروف سیمین ساسانی غیرقابل انکار است. در این پژوهش، نقوش و تصاویر زوج های سلطنتی بر روی سه نمونه از ظروف نقره ای ساسانی، از طریق شیوه سه مرحله ای اروین پانوفسکی از پژوهشگران پیشگام حوزه تاریخ هنر مورد مطالعه قرار گرفته است. در روش مذکور، در مرحله نخست جزئیات هر نقش مایه، توصیف شده و سپس به تحلیل آیکونوگرافیک آن پرداخته می شود. در واپسین مرحله نیز هر نقش مایه با استفاده از اطلاعات به دست آمده در مراحل پیشین، در معرض تفسیر آیکونولوژیک قرار می گیرد. مطالعه حاضر نمایانگر آن است که سنت همنشینی و معاشرت با زنان و بانوان در مجالس بزم که در متون ادبی و تاریخی نیز نمود یافته، ریشه در فرهنگ کهن ایران باستان داشته و از دیرباز به عنوان یکی از مؤلفه های برجسته و دیرپای این فرهنگ، مطرح بوده است.
۱۸.

تبیین و تحلیل تأثیر موقعیت جغرافیایی بر عملکرد نظامی حکومت ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۹ تعداد دانلود : ۳۶۳
ساسانیان یکی از سلسله های مهمی بودند که در فلات ایران به قدرت رسیدند. این حکومت به واسطه شرایط، موقعیت و وسعت جغرافیایی سرزمین خود نمی توانست یا به نوعی امکان نداشت که تحت تأثیر محیطی که در آن قرار گرفته بود، واقع نشود. موقعیت جغرافیایی در بروز جنگ های گسترده و طولانی که ساسانیان در مدت فرمانروایی خود، چه در جبهه دفاعی و چه در حمله ها و عملیات های نظامی که در اکناف و اطراف سرزمین خود انجام داده اند، تأثیر مهمی داشته است. سؤال این پژوهش این است که موقعیت جغرافیایی در فعالیت های نظامی و راهکارهای دفاعی ساسانیان چه تأثیری داشته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که ساسانیان در این سرزمین و موقعیت جغرافیایی حساس فعالیت های نظامی خود را با ویژگی های ژئوپلیتیکی و استراتژیکی سرزمین خود تطبیق دادند و فعالیت های نظامی آنان متأثر از موقعیت جغرافیایی فلات ایران واقع می شد. وجود استحکامات طویل نظامی در شرق، شمال شرق، جنوب غرب و همچنین تقسیمات نظامی که ساسانیان انجام دادند متأثر از موقعیت جغرافیایی آنان بوده است. روش این پژوهش به صورت توصیفی – تحلیلی است و داده های این پژوهش نیز به صورت مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده است.
۱۹.

طب عامیانه و بسترهای اجتماعی فرهنگی مؤثر بر آن در عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۴۵۳
طب عامیانه در دوره صفویه، از برخی زمینه ها و بسترهای متعدد معرفت شناختی، فرهنگی و اجتماعی تأثیر پذیرفت. از یک طرف، خصلت های فکری و فرهنگیِ دیرپا، تثبیت شده و تاریخی، وضعیت جامعه ایرانِ عصر صفوی را به مثابه جامعه ای پیشامدرن تثبیت می کرد و از جانب دیگر، وقوع برخی تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در این دوره، بر وضعیت فرهنگی، نظام باورها، جهان بینی ها و هنجارها و اعمال طبقات اجتماعی در بستر زندگی روزمره تأثیر می گذاشت. این دو مولفه کلان به صورت مستقیم و غیرمستقیم، بر وضعیت طب عامیانه در این دوره تأثیر گذاشتند. فرضیه این پژوهش این است که طب عامیانه دوره صفوی، به صورت هم زمان از مؤلفه هایی هم چون اسطوره ای بودن جامعه، اتکا بر کیهان شناسیِ پیشامدرن، غلبه علوم غریبه و رویکردهای مبتنی بر طالع بینی، رواج گسترده خرافه گرایی و هم چنین وضعیت ساختاریِ علوم، تأثیر پذیرفت. تلاش می شود تا به روشی تحلیلی، این مسئله تبیین شود که بسترهای مهم و تأثیرگذار بر وضعیت طب عامیانه عصر صفوی، از کدام زمینه های معرفت شناختی، فرهنگی و اجتماعی تأثیر پذیرفت.
۲۰.

تبیین و تحلیل شبکه ارتباطی شهرهای ساسانی و نقش این شبکه در فتوحات اعراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۵۰۴
قلمروهای گسترده حکومت های ایران باستان، در نگاه نخست، افزون بر نمایش اقتدار و تسلط شاهنشاهان، این پرسش را در ذهن مخاطب شکل می دهد که حکومت های مرکزی چگونه سلطه خود را بر این مناطق گسترش داده، از این سرزمین ها در برابر تهدیدات خارجی دفاع می کردند. در شاهنشاهی وسیع ساسانی، یکی از سیاست های شاهنشاهان این سلسله برای گسترش سلطه خویش بر کشور، بنای شهرهای جدید و احیاء شهرهای کهن بود. این اقدامات لزوم احداث و بازسازی مسیرهای بین شهری را برای جا به جایی کالاها و سپاهیان به وجود آورد، به گونه ای که به تدریج شبکه ای گسترده متشکل از شهرها و مسیرها شکل گرفت. در این شبکه، شهرها نقش گره هایی را داشتند که منابع و تدارکات لازم را برای دولت مرکزی کنترل و فراهم می کردند؛ بنابراین می توان فرض کرد این شبکه شهری علاوه بر گسترش قدرت، بر سقوط ساسانیان نیز تأثیرگذار بوده است. این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی-تحلیلی به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش است که شبکه ارتباطی شهرهای ساسانی چه نقشی در فتوحات اعراب داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهند که شبکه ارتباطی گسترده شهرهای ساسانی نَه تنها لشکرکشی و جابه جایی سپاهیان اعراب را تسهیل کرد، بلکه آن ها توانستند با مسدودسازی راه های پشتیبانی، توان دفاعی شهرها را تضعیف ساخته، با در اختیار گرفتن نقاط اتصال این شبکه، یعنی شهرها، حضور و سلطه خود را تثبیت کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان