تبیین و تحلیل آیکونوگرافیکِ تندیسِ انسان عقرب شانه در فرهنگ جیرفت (هزاره سوم پیش از میلاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
195 - 215
حوزههای تخصصی:
زمینه/ هدف: اشیای مکشوفه حوضه تمدن هلیل رود، در معنای اخص فرهنگ جیرفت؛ یکی از مناشقه برانگیزترین مباحث دنیای شرق باستان است. منطقه جیرفت از منظر باستان شناختی تا پیش از سال 1380ش. تقریباً ناشناخته بود. پس از وقوع سیل در این منطقه و کشف ظروف سنگی گوناگون با شمایل مختلف، توجه بسیاری از باستان شناسان بار دیگر به جنوب شرق ایران جلب شد. از منظر باستان شناختی دیرینگی فرهنگ مذکور به هزاره سوم پیش از میلاد در عصر مفرغ می رسید. یکی از مهم ترین اشیای این فرهنگ مجسمه انسان عقرب شانه است. هدف پژوهش پیش رو آن است که معنای حقیقی و کارکرد تندیس انسان عقرب شانه در فرهنگ جیرفت و ارتباط تندیس مزبور و معنای آن در تمدن های همجوار جیرفت در هزاره 3پ.م را مورد واکاوی قرار دهد. روش/ رویکرد: یکی از مهم ترین شیوه های مطالعاتی آثار هنری، پژوهش آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک است. مطالعه آیکونوگرافیک مرحله ای از تأویل است که از طریق آن ادبیات و داستان های مرتبط با یک اثر نمایان می شود. در مقابل از طریق مطالعه آیکونولوژیک معنای نهفته در نمادها و تمثیل ها در بافت و ساختار فرهنگی یک تمدن مورد بررسی قرار می گیرد. پژوهش حاضر با تکیه بر منابع کتابخانه ای و شیوه توصیفی-تحلیلی بر آن است از طریق مطالعه آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک، به مطالعه مجسمه مذکور بپردازد. یافته ها/ نتایج: با توجه به ناشناخته بودن خطوط مکتوب در الواح جیرفت، یکی از شیوه های مطالعاتی آثار فرهنگ جیرفت مطالعه آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک است. در بخش آیکونوگرافی مجسمه انسان عقرب شانه به شباهت عینی اسطوره ضحاک و تندیس مکشوفه فرهنگ جیرفت از طریق داده های مکتوب در آثار ادبی و دینی اشاره شده است. در بخش آیکونولوژی، با توجه به یافته های باستان شناسی در مناطق همجوار فرهنگ جیرفت، ارتباط این فرهنگ از طریق مراودات بازرگانی و در نهایت امر، با استفاده از شیوه مطالعه تطبیقی، شباهت میان مجسمه مذکور با دیگر ایزدان و الهه های رایج در تمدن های همجوار جیرفت مورد واکاوی قرار گرفته است.