۱.
پس از حاکمیت یافتن مغولان بر سرزمین ایران، ضرورت پیوستگی بین جوامع در مناطق گوناگون این قلمرو در دستور کار دولت قرار گرفت. انتقال فرامین دولتی، اخذ مالیات و آمد و شد سفیران خارجی از جمله الزاماتی بود که ایلخانان را به اتخاذ سیاست هایی برای تسهیل نظام ارتباطی در قلمرو خود وا داشت. مهم ترین مسیر ارتباطی این قلمرو از خراسان تا آذربایجان بود که طی تهاجمات اولیه مغولان بسیاری از این آبادی ها ویران و تعداد زیادی از ساکنان این مناطق کشته شدند. به این ترتیب با کاهش شدید جمعیت، تأمین آذوقه برای بسیاری از نهادهای اجتماعی در این مسیر ناممکن شد و نظام یام به قلمرو لشکری متکی شد. سنت قدیمی یام در مغولستان وآسیای مرکزی موجب شد، ایلخانان در امتداد آن نظام ارتباطی، یام خاص خود را در ایران پیاده کنند. امّا این نظام نتوانست دوام بیاورد و با وجود اصلاحات غازانی که شامل سروسامان دادن به یام ها هم شده بود، با فروپاشی دولت ایلخانان به سرعت این نظام ارتباطی از هم گسست. پژوهش حاضر با روش تاریخی و نگرش کارکردی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی به چگونگی به کارگیری نظام یام مغولی و فروپاشی آن در ایران پس از سلطه مغولان و حاکمیت ایلخانان بر این سرزمین می پردازد.
۲.
تجارت کارم یکی از مشهورترین شبکه های تجاری در سده های میانه ی اسلامی بود که از سده پنجم تا نهم هجری میان هند، مصر و شام و سرزمین های پیرامون مدیترانه رواج داشت. این پژوهش با رویکرد تاریخ اجتماعی، به بررسی ساختار این شبکه و نقش پذیرش تکثر دینی در دوام و انسجام ساختار تجاری و گسترش آن می پردازد. حضور تاجرانی از ادیان و مذاهب مختلف در بدنه ی این تجارت و پذیرش تکثر عقیدتی و حکمفرمایی آداب و عرف تجاری به جای محدود شدن به قوانین فقهی یک دین یا فرقه ی معین از عوامل اساسی در شکل گیری همکاری بین ادیانی و نظم اجتماعی فرادینی بود که دوام و انسجام درونی و کارایی این شبکه را طی چند سده ی متوالی تضمین کرد. یافته های این پژوهش بر اساس تحلیل مهم ترین اسناد مربوط به این تجارت به ویژه در میان اسناد یافت شده در جنیزه نشان می دهد که تاجران مسلمان، مسیحی، یهودی و هندی، با تکیه بر قوانین عرفی، ورای تعلقات دینی، به سازواری و تعامل عرفی دست یافته بودند که نه فقط موجب رونق اقتصادی، بلکه موجد نوعی ثبات اجتماعی فرامذهبی در ساختار تجارت کارم گردید.
۳.
این پژوهش با روش تحلیل تطبیقی–تاریخی، به بررسی تعهدات و خدمات مالی–اجتماعیِ دهقانان در ایران و سِرف ها در روسیه می پردازد تا نشان دهد صورت بندی های نهادیِ متفاوت چگونه ظرفیت بسیج سیاسی و مسیر تحول اجتماعی را شکل داده اند. مسئله اصلی این است که تفاوت های حقوقی و نهادیِ تعهدات دهقانی در دو جامعه عمدتاً کشاورزی، چرا به پیامدهای سیاسی متمایز انجامیده است. داده ها بر منابع دست اول و ادبیات کلاسیک و جدید استوار است و دامنه زمانیِ روسیه قرون شانزدهم تا نوزدهم و ایران از دوره ایخانان تا قاجار را دربر می گیرد. یافته ها حاکی است که در روسیه، رعیت داریِ مدون/سرواژی، دهقان را به زمین و ارباب مقید کرد و سه گانه «کارِ اجباری (بارشچینا)، اجاره نقدی/جنسی (اُبروک) و مالیات های دولتی» با پشتوانه نهاد «میر» و اصل «مسئولیت تضامنی» تثبیت شد. در ایران، با وجود آزادیِ شرعیِ رعایا، شبکه ای چندلایه از بهره مالکانه، خراج دیوانی، تعهدات تیولی و وقفی، بیگاری و بدهی—با ضمانت های عرفی مانند میرآب و لایروبیِ جمعی—وابستگیِ مؤثر ایجاد کرد. نتیجه آن که تمرکز حقوقی–نهادی در روسیه استثمار یکنواخت و شورش های سراسری را تسهیل کرد، حال آن که پراکندگی عرفی در ایران بسیج ملی را محدود و تغییر ساختاری را به اصلاحات ارضیِ دیرهنگام و از بالا واگذاشت.
۴.
منطقه گچساران، یکی از رستاق های کوره اَرجان طی سده های نخستین و میانه اسلامی و بخشی از منطقه کوهستانی کوچ نشینان کوه گیلویه بوده است. در دوران تاریخی - اسلامی این منطقه بیشتر به واسطه گذر شاهراه اَرجان به شیراز اهمیت داشته است، با این وجود، مسائل تاریخی بیشتری در ارتباط با این منطقه مانند تحولات کوچ نشینی دوران باستان و حضور اسماعیلیان در جنوب غربی ایران قابل بررسی و مطالعه است. مطالعات باستان شناختی حوضه آبگیر ساخت سد چم شیر فرصتی فراهم آورد تا شماری از محوطه-های این منطقه کاوش شوند که یکی از آنها محوطه شماره 29 است. کاوش باستان شناختی در این محوطه ی تاریخی با هدف شناخت کیفیت استقراری ، پلان فضاها و بقایای معماری و شناخت پیشینه ی استقرار با استناد به شواهد باستان شناختی انجام شد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی با بهره گیری از شواهد باستان شناختی حاصل از کاوش و منابع مکتوب تاریخی انجام شده است. نوع چینش سنگ ها، نشان دهنده عدم دقت و رعایت اصول فنی در ساخت بنا است که می توان آن را با سبک چینش سنگ ها در ساختارهای معماری کوچ نشینی قابل مقایسه دانست. با این وجود، شواهد باستان شناختی بنای کاوش شده در محوطه 29 شامل شش اتاق با ابعاد مختلف حول یک حیاط مرکزی، نشان دهنده استقرار نیمه یکجانشین روستایی سکونتگاه یاد شده است. تاریخ استقرار در این محوطه ، به اواخر دوره ساسانی بر می گردد که تا اواسط سده ششم ه .ق سکونت در آن ادامه یافته است.
۵.
ساختار ایدئولوژیک شاهنشاهی هخامنشی در کتیبه های رسمی به جا مانده از آن ها به روشنی نمایان است. یکی از مفاهیمی که در این کتیبه ها به آن اشاره شده، مفهوم مرد و مردم پارسی است؛ مفهومی ایدئولوژیک که به برتری و چیرگی پارسیان اشاره می کند. این مفهوم در قالب مدارک غیرنوشتاری، باستان شناختی و مکملی مانند سکه ها، تندیس ها، مهرها، نقوش برجسته و غیره به خوبی تبلیغ و ترویج می شد. بنابراین، هر دو دسته منابع تبلیغی هستند و قصد پراکنش و انتشار ایدئولوژی شاهنشاهی هخامنشی را در قالب مفهومی به نام مرد پارسی دارند. مرد و مردم پارسی جایگاه ویژه ای در شاهنشاهی هخامنشی داشتند. این جایگاه تصادفی نبود و در موقعیت های گوناگون بر اهمیت و نقش بسزای پارسیان در پیشبرد اهداف شاهنشاهی تأکید شده است. این پژوهش توصیفی-تحلیلی و تفسیری که از نظر ماهیت، تاریخی است با بررسی منابع نوشتاری و غیرنوشتاری، جایگاه ویژه پارسیان را بررسی و مورد پژوهش قرار داده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که جایگاه پارسیان با وجود شایستگی هایی که داشتند، سلسله مراتبی بود و پادشاه در رأس هرم قرار داشت و آن ها فقط در کتیبه های ایدئولوژیک شاهی با هم برابر بودند. در واقعیت، میان خود پارسیان نیز سلسله مراتب حکفرما بود و میان کاره با مفهوم مرد و مردم پارسی نیز پیوند ناگسستنی وجود داشته است.
۶.
مسئله ی اصلی این مطالعه، بررسی تجربه های حسی سربازان در محیط های نظامی و بازنمایی آن در سینما است. پرسش پژوهش، چگونگی تأثیر خدمت سربازی بر ادراک حسی افراد و شیوه های بازنمایی این تجربه در آثار سینمایی است. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل کیفی است که از طریق مشاهدات میدانی در پادگان آموزشی، بررسی اسناد رسمی (آیین نامه های معافیت پزشکی و کتابچه های نظامی) و تحلیل چهار فیلم شاخص جنگی («وضع بشر ۲»، «خط باریک قرمز»، «صلیب های چوبی» و «نشان سرخ شجاعت») انجام شده است. یافته ها نشان میدهند که در فضای نظامی، حواس بینایی و شنوایی به عنوان ابزارهای نظارت و اطاعت، نقش مسلطی در حفظ سلسله مراتب و انضباط دارند؛ در حالی که حواس بویایی، چشایی و لامسه، به شکلی هدفمند سرکوب می شوند. بررسی فیلم ها آشکار می کند که سینما با روایت نقش دستورات حسی در تثبیت سلسلسه مراتب نظامی و نیز با بهره گیری از تکنیک های نورپردازی و طراحی صدا، توانسته است ابعاد پیچیده تری از تجربه ی حسی سربازان را نسبت به روایت های رسمی، بازتاب دهد. این پژوهش بر اهمیت توجه به تاریخ اجتماعی حواس در بازسازی روایت های تاریخی تأکید کرده و نشان می دهد که سینما به مثابه ی رسانه ای چندحسی، امکان بازآفرینی عینی تر زیست سربازی را فراهم می کند.
۷.
با احداث راه آهن سراسر در شهر اهواز تاسیسات، تشکیلات و نهادهای مختلفی توسط اداره راه آهن جنوب و با کمک کمپانی ها و شرکت های خارجی در این شهر ساخته شده بود. یکی از مسائل مهم در مورد این میراث و یادگارهای ارزشمند راه آهن که کمتر مورد بررسی قرار گرفت، موضوع تحولات، تاثیرات و پیامدهای مختلف آنها به لحاظ تاریخی می باشد. بنابراین مقاله حاضر در صدد است تا با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها از نوع اسنادی-کتابخانه ای و بررسی ها و مشاهدات میدانی، به این سوال اصلی پاسخ دهد، که مهم ترین میراث تاریخی و فرهنگی راه آهن در شهر اهواز کدامند و این میراث چه تاثیرات و پیامدهای تاریخی، اجتماعی، اقتصادی-تجاری، توسعه و بافت شهری، ارتباطی و فرهنگی داشته بودند؟ یافته های این بررسی نشان می دهد که مهم ترین میراث راه آهن که همزمان با احداث راه آهن سراسری در دوره پهلوی اول در شهر اهواز بنا شدند؛ شامل ایستگاه مرکزی، پل سیاه، بیمارستان قدیم راه آهن، عمارت هشت بنگله و مجموعه مسکونی 48 فامیلی می باشند. همچنین توسعه و گسترش بافت و حوزه شهری اهواز از شرق رودخانه کارون به غرب آن، نقش آفرینی در رخدادهای تاریخی، تسهیل ارتباط و جابجایی بین مناطق جنوبی و مناطق مرکزی و شمالی کشور، همگرایی اجتماعی و امتزاج فرهنگی، تحرک اقتصادی از طریق کمک به رونق تجارت و خدمت به نهادها، شرکت ها و صنایع مختلف اقتصادی، شاخص ترین تاثیرات و تحولات این میراث بوده است.
۸.
این پژوهش به بررسی فرایند اسکان عشایر در مناطق لک نشین می پردازد. روش پژوهش توصیفی و تحلیلی است و فنون گردآوری داده بررسی اسناد و مصاحبه است. داده ها از طریق سازماندهی داده تجزیه وتحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد: لک ها در دور قاجار کوچ رو و دارای نظام ایلی بودند. آنان در کوهستان های زاگرس میانی و دشت های اطراف، ییلاق و قشلاق می کردند و به عنوان یک نیروی اجتماعی نقش مؤثری در مناسبات سیاسی داشتند. در دوره رضاشاه اصلاحات گوناگونی مانند توسعه کشاورزی، توسعه صنعتی، توسعه راه ها، گسترش دیوان سالاری و اسکان عشایر در زاگرس میانی انجام گرفت. سهم مناطق لک نشین از این اصلاحات، احداث جاده شوسه خرم آباد - هرسین و اسکان عشایر بود که مورد اخیر به نحوی آمرانه و خونبار اجرا شد. این سیاست از سال ۱۳۰۲ شروع و در سال ۱۳۱۲ پایان یافت و سبب زوال شیوه زیست کوچ روی و تلف شدن دام ها شد. لک ها برای درامان ماندن از دست نیروهایِ ارتش، به نقاط صعب العبور پناه بردند و نوعی فرهنگ مقاومت را بنا نهادند. پس از شهریور ۱۳۲۰ به کوچروی بازگشتند؛ اما کم کم متوجه شدند دوران این شیوه از زندگی به سر آمده است. به طورکلی اسکان عشایر به همراه جغرافیایی کوهستانیِ مناطق لک نشین سبب «مدرنیزاسیون ناموزون» در زاگرس میانی شد. کردها و لرها در مقایسه با لک ها سازگاری بیشتری با شرایط جدید پیدا کردند و در دهه های پس از آن وضعیت به مراتب بهتری داشتند. از آن زمان تا کنون وضعیت توسعه نیافتگی مناطق لک نشین همچنان پایدار مانده است و مهم ترین پیامد آن مهاجرفرستی است.
۹.
دوره میانه ایران، به ویژه در سده های هفتم تا نهم هجری، شاهد تحولات گسترده در نهادهای اجتماعی و اقتصادی بود که در این میان، طریقت صفوی به عنوان یکی از جریان های صوفیانه تأثیرگذار، با تکیه بر پیوندهای عمیق با جوامع روستایی شکل گرفت. مسئله اصلی این پژوهش، واکاوی چگونگی بازنمایی روستاها در متن صفوهالصفا ابن بزّاز اردبیلی به عنوان فضای قدسی شده و نقش این بازنمایی در مشروعیت سازی طریقت صفوی است. پرسش کلیدی این است که چگونه طریقت صفوی با تأکید بر ریشه های روستایی و کشاورزی بنیان گذارانش، هویتی الهی-مردمی برای خود ساخت و چگونه کرامات منسوب به شیخ صفی الدین اردبیلی به تحکیم پیوند این طریقت با جوامع روستایی انجامید. این نوشتار با رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش تفسیری، به بررسی جایگاه روستا در طریقت صفوی و نقش جوامع روستایی در مشروعیت بخشی به نخستین مشایخ صفوی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که صفوهالصفا با قدسی سازی جغرافیای روستایی و تصویرکردن شیخ صفی به عنوان «عارف روستازاده»، پیوندی ناگسستنی بین عرفان و زندگی روستایی ایجاد کرده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که صفوهالصفا نه بازتابی صرف از واقعیت تاریخی، بلکه پروژه ای ایدئولوژیک برای ایجاد مشروعیت معنوی مشایخ صفوی بود که با ترکیب عناصر اسطوره ای و تاریخی، الگویی از تعامل مشایخ صوفی با جوامع روستایی ارائه داد. این اثر با تأکید بر سادگی و اخلاص روستاییان و نمایش کرامات شیخ صفی در حل مشکلات آنان، تصویری زاهدانه و مردمی از مشایخ صفوی ترسیم کرده است.
۱۰.
ایالت اصفهان همراه با دیگر نواحی مرکزی فلات ایران در دهه های نخست قرن یکم هجری به فتح عرب درآمد. این فتح همراه با تبعات و تغییرات اجتماعی چشم گیری بود. پرسش بنیادین پژوهش این است که طبقات اجتماعی ایالت اصفهان از دوره سقوط ساسانیان تا ظهور عباسیان چه تغییراتی به خود دیدند؟ این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به بررسی موضوع پرداخته است و نتیجه می گیرد که بدلیل اثرات عمیق فتح و پیامدهای ناشی از آن، برخی طبقات اجتماعی دچار تغییرات ماهیتی بنیادین شدند. برخی از آنها مانند طبقه کشاورزان تقریباً با کارکرد قبلی به حیات خود ادامه دادند. برخی مانند طبقه نظامیان پس از فروپاشی ساسانیان از بین رفتند و باقیمانده آنها در لشکر اعراب مستحیل شدند. بعضی طبقات نیز مانند کاتبان و عالمان دینی همراه با مهاجرت عرب با دین جدید و سلطه ایشان، به اقتضای حکومت اعراب مسلمان بوجود آمده یا از دل روحانیت زردشتی منشعب گشتند. بسیاری از کاتبان و علمای مسلمان بازمانده های خاندان های کهن و روحانیون زردشتی بودند.
۱۱.
در این پژوهش بر لحظه هایی از تاریخ تمرکز می کنیم که در تاریخ نگاری مرسوم نادیده گرفته شده اند. این وقایع تاریخی، بلواها و اعتراضاتی است که در دوره ناصری و متاثر از عوامل اقتصادی چون قحطی و کمبود نان صورت گرفته است. در رویکرد شرق شناسانه به تاریخ این شورش ها به اعتراضاتی از سرِ شکم تفسیر می شوند و تاثیرات خاصی بر تحولات تاریخی نیز نداشته اند. اما اگر دقیق تر به این اعتراض ها بنگریم، به دلایلی چون استمرار این شورش ها، ائتلاف اقشار مختلف مردم و پیامدهای سیاسی-اجتماعی آن نمی توان از بررسی این بلواها چشم پوشی کرد. پرسش های این پژوهش شامل شناسایی: علل بلواها، گروه های مختلف اجتماعی درگیر و پیامدهای این اعتراضات است. از رویکردهای اقتصاد اخلاقی تامپسون و تاریخ اجتماعی ادموند برک بینش های نظری مفیدی را وام گرفته ایم. بر طبق این رویکرد به مفاهیمی چون: عدالت طلبی، جایگاه روحانیت، نقش اقشار مختلف مردم و پیامدهای سیاسی و اجتماعی این پدیده ها توجه کرده-ایم.روش پژوهش، تاریخی-اسنادی است. یافته ها نشان می دهد علل بلواها عواملی چون قحطی و بی تدبیری حکام، فرهنگ اسلامی و عدالت طلبی و مهمترین پیامدهای آن شامل: سازمان ده بودن شورش ها (ائتلاف بین اقشار مختلف مردم مانند زنان، لوطی ها، روحانیون، اقشار فرودست)، ایجاد انجمن ها و شورا ها، تغییر حکامان و تغییر در آگاهی سیاسی مردم (شکل-گیری سوژه سیاسی مدرن) است.
۱۲.
تا اواسط سده نوزدهم میلادی، فرش های شرقی در ایالات متحده به سبب عرضه محدود شناخته شده نبودند، اما توسعه زیرساخت های آمریکا، به ویژه پس از جنگ جهانی اول، واردات سپس تقاضا برای فرش را افزایش داد. در همین دوران، باشگاه حاجی بابا (۱۹۳۲م) در نیویورک تأسیس شد. هدف این پژوهش، شناسایی نقش این باشگاه در نهادینه سازی مطالعات علمی بر فرش های شرقی در ایالات متحده است. نگارنده کوشیده است به این پرسش پاسخ دهد: باشگاه حاجی بابا چگونه در بستر شرایط اجتماعی اوایل سده بیستم میلادی شکل گرفت و چه نقشی در تحول مطالعات علمی و مجموعه داری فرش های شرقی در آمریکا بازی کرد؟ پژوهش با رویکرد تاریخ اجتماعی و شیوه تحلیل کیفی با اتکا به اسناد و داده های کتابخانه ای به سر انجام رسیده است. نتایج نشان می دهد، باشگاه حاجی بابا، نقشی برجسته در شکل گیری مطالعات نظام مند و مجموعه داری علمی فرش های شرقی در آمریکا بازی کرد. حاجی بابا در دورانی تأسیس شد که بازار فرش گرفتار رکود، اما علاقه به ابعاد فرهنگی و هنری فرش رو به گسترش بود. حاجی بابا با ایجاد تعادل میان رویکرد تجاری و علمی، زمینه بررسی دقیق ترِ فرش های روستایی و عشایری را فراهم کرد و با انتشار آثار پژوهشی، برگزاری نمایشگاه ها و همکاری با متخصصان، به ارتقای جایگاه فرش در مطالعات هنری و فرهنگی آمریکا یاری رساند.