۱.
شعر خوارج، یکی از منابع ارزشمند در بررسی تاریخ سیاسی صدر اسلام، تحلیل دیدگاه های مخالفان حکومت اموی و نقش آنان در تبیین گفتمان اعتراضی آن دوران است. خوارج، به ویژه فرقه ی صفریه، از جمله گروه هایی بوده که با حکومت اموی مخالفت کرده و اعتراضات خود را در قالب اشعار بازتاب داده است. این اشعار نه تنها منعکس کننده ی باورهای دینی و سیاسی خوارج می باشد، بلکه به عنوان ابزاری برای مشروعیت زدایی از سیاست های امویان به کار گرفته شده است. بررسی این اشعار از منظر تاریخی، امکان شناخت بهتر شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوره را فراهم می آورد و به درک چگونگی شکل گیری مخالفت ها و اعتراضات علیه حکومت اموی کمک می کند. همچنین، این اشعار به عنوان اسنادی تاریخی، بازتاب دهنده ی استراتژی های فکری و اعتقادی خوارج در مواجهه با نظام حاکم آن زمان است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل تاریخی، به بررسی و تحلیل محتوای اشعار فرقه ی صفریه پرداخته است. در این راستا، با گردآوری و مطالعه نمونه های برجسته از اشعار این گروه، نقد سیاسی خوارج و بازنمایی مخالفت های آنان در قالب شعر بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اشعار صفریه، با اتکا به مفاهیم دینی و اجتماعی، به شکل گیری گفتمان اعتراضی علیه امویان کمک کرده و در بسیج نیروهای مخالف نقش بسزایی داشته است. همچنین نشان می دهد که اشعار خوارج، به عنوان یکی از منابع مهم تاریخی، نه تنها بازتاب دهنده ی تحولات سیاسی زمان خود بوده، بلکه به شکل گیری هویت سیاسی و مذهبی این گروه نیز کمک کرده است.
۲.
مسئله اصلی این پژوهش بررسی و واکاوی مواضع و ایدئولوژی حزب ملت ایران بر بنیاد پان ایرانیسم در عرصه سیاست خارجی و داخلی از تأسیس آن تا کودتای 28 مرداد 1332 می باشد. این مقاله، با رویکردی توصیفی-تحلیلی با استناد به اسناد آرشیوی و منابع تاریخی بررسی گردیده است. پس از حمله متفقین به ایران در شهریور ۱۳۲۰ به ایران و سقوط رضاشاه و پیدایش فضای باز سیاسی نسبتاً باز احزابی پدید آمدند. در شرایطی که کشور گرفتار دخالت قدرت های خارجی در کشور، رشد حرکت های تجزیه طلبانه و نفوذ حزب توده در عرصه ی سیاسی کشور بود حزب ملت ایران که دارای گرایشات ملی گرایانه بود وارد عرصه ی فعالیت سیاسی شد. حزب ملت ایران اصول فکری خود را بر پایه ناسیونالیسم ایجاد کرد، و معتقد بودند که هر نوع سیاست و اقدامی باید در جهت منافع ملی باشد. آنان معتقد بودند که هدف اصلی دولت باید اتحاد همه ی اقوام ایرانی و بازپس گیری قسمت های ازدست رفته کشور باشد. از خواسته های اساسی حزب بازپس گیری بحرین از انگلستان و عدم به رسمیت شناختن کشورهایی مثل پاکستان، جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی بود؛ بنابراین آنان شعار «فلات ایران به زیر یک پرچم» را برگزیدند. راه حل حزب ملت ایران در عرصه سیاست داخلی و خارجی برای عبور از بحران های موجود، ملی کردن صنایع، خودکفایی اقتصادی و قطع وابستگی به قدرت های بزرگ خارجی بود. مواضع روزنامه آپادانا به عنوان ارگان رسمی حزب ملت ایران بیانگر نظرات این حزب می باشد.
۳.
محمدرضا شاه پهلوی که با کودتای 28 مرداد1332 مجددا به قدرت بازگشته بود به شدت دچارچالش مشروعیت شده بود و برای مشروعیت بخشی به پادشاهی خود درصدد برآمد تا به تبلیغ سنت دیرپای شاهنشاهی در ایران بپردازد و از طریق پیوند زدن حکومت خود با این سنت دیرینه و مشخصا اتصال حکومت پهلوی با سلسله هخامنشی به حکومت خود مشروعیت بخشد. طراحی جشن های 2500 ساله و برگزاری باشکوه آن در سال 1350 هم در همین راستا انجام گرفت. مخالفان حکومت با پی بردن به خواست حکومت، واکنش های گوناگونی را از خود بروز دادندکه این پژوهش قصد دارد با روش تاریخی و شیوه توصیفی تحلیلی و با کمک اسنادو مدارک آرشیوی و منابع اصلی بدان پرداخته و به این پرسش پاسخ دهد که مخالفان حکومت در قبال جشن های 2500 ساله چه واکنشی از خود بروز دادند. یافته های این پژوهش نشان می دهدکه مخالفان دو دسته اقدامات سلبی و ایجابی از خود نشان دادند. تمرد از درخواستهای حکومت در جهت همکاری در برگزاری جشن ها در دسته اقدامات سلبی می گنجد و اقدامات ایجابی مخالفان شامل اعتراض و انتقاد از جشن ها، تهیه و توزیع اعلامیه علیه جشن ها، ارسال نامه و تلگراف به مسئولان کشور و مقامات خارجی، ایراد سخنرانی علیه جشن ها و نیز اقدامات قهرآمیز می شود.کنش حکومت در برگزاری جشن ها و واکنش مخالفان در مخالفت با آن، کشاکشی را ایجاد کرد که محوریت آن مشروعیت بخشی حکومت به خود و مشروعیت زدایی از آن توسط مخالفان بود که این کشاکش منجر به انسجام نظری و فکری مخالفان شد که تجلی موفقیت آن را می توان در فروپاشی ساختار سیاسی در سال 1357 از سوی مخالفان دید.
۴.
برای نخستین بار در همایش باستان شناسان جوان در سال 1398ش. نقش نویافته مرد سوار بر اسب معرفی شد. با وجود اهمیت این نگاره کندِ نویافته، به جز برخی اظهارنظرهای پراکنده و مبهم، یابندگان این اثر تاکنون تحلیلی درخور ارائه نداده اند، جز این که آن را به یکی از شاهانِ محلی پارس- کدام شاه؟- در دوره سلوکی و اشکانی نسبت داده اند. در پژوهش پیشِ رو، تلاش داریم تا به روش توصیفی-تحلیلی و بررسی مقایسه ای به جستجوی هویت نقشِ مرد سوار بپردازیم. در این بین چند پرسش مهم مطرح می شود. دلیل نقر این نقش در کنار دخمه ها و شکارگاه چه بوده است؟ آیا این نقش با هدف خاصی در این مکان حجاری شده است؟ هویت واقعی این سوار چیست؟ فرضیه ما بر این موضوع استوار است که این نقش متعلق به ایزد میثره است. از آن جا که محوطه حاجی آباد از دیرباز شکارگاه و گورستان بوده، می توان آن را با اعتقادات مردمان شهر استخر با این ایزد کهن آریایی که اتفاقاً بخشی از خویشکاری او با شکار و مرگ مرتبط بوده، در ارتباط دانست و هر دو احتمال را برای نقر این اثر در چنین محوطه ای در نظر گرفت. همچنین دو بازه زمانی پیشنهادی ما برای دو احتمال یکی در دوره گروه سوم از شاهان محلی پارس(حدود 50 پ.م تا 100م.) و دیگری مربوط به اواخر دوره ساسانی و اوایل دوران اسلامی یعنی میان سال های 550 تا 700م. است. اهمیت انجام این پژوهش می تواند در ارائه تصویری از ایزد میثره برای شناخت بیشتر شمایل نگاری و شمایل شناسی وی و همچنین خویشکاری این ایزد بزرگ و قدرتمند در نگاره هایی که از او به دست آمده، به پژوهشگران یاری رساند.
۵.
در مورد خاستگاه و پیشینه تاریخی اقوام به علت کمبود منابع تاریخی و نقل وقایع تاریخی تا چندین نسل به صورت شفاهی، اختلاف نظر وجود دارد. کمبود منابع تاریخی از ایران باستان و نقل وقایع تاریخی بلوچان به صورت شفاهی تا سده های اخیر، باعث شده درباره پیشینه تاریخی بلوچان و به خصوص خاستگاه اولیه این قوم فرضیات متعددی مطرح شود. به عنوان مثال زبان شناسان، گیلان و یا کناره های دریای خزر را خاستگاه اولیه بلوچان معرفی نمودند و محققانی که بر اشعار و داستان های خود بلوچان تمرکز دارند، خاستگاه و پیشینه سامی و عربی برای بلوچان قائل هستند. با این وجود تحقیق جامعی با تأکید بر منابع تاریخی درباره خاستگاه و پیشینه تاریخی بلوچان صورت نگرفته است. با واکاوی دقیق منابع تاریخی چنین استنباط می شود که سابقه تاریخی بلوچان در منابع تاریخی به سده های نخست اسلامی در محدوده شرقی کرمان و صفحات شمالی بلوچستان کنونی بر می گردد. شواهد و قرائن گویای آن هستند که در سده های متصل قبل از آن نیز مسکن و مأوای بلوچان در همین محدوده سرزمینی بوده که یونانیان باستان آن را گدروزیا می خواندند. هدف از این تحقیق شناسایی خاستگاه و پیشینه تاریخی بلوچان است که به روش تاریخی با توصیف و تحلیل داده های جمع آوری شده از منابع کتابخانه ای، نگاشته شده است.
۶.
مساله اهداف و انگیزه های حمله فیلیپ دوم به دولت شهرهای یونانی تابع هخامنشیان در آسیای صغیر، همچنان از موضوعات مناقشه برانگیز در مطالعات تاریخ باستان است. این پرسش اساسی مطرح است که آیا این لشکرکشی صرفاً به عنوان مقدمه ای برای تهاجم به قلمرو هخامنشیان طراحی شده بود، یا ادامه تلاش های فیلیپ برای تسلط کامل بر یونان و آسیای صغیر محسوب می شد؟ در حالی که بیشتر پژوهش های موجود بر شعارهای انتقام جویانه فیلیپ از هخامنشیان و تحلیل طرح های او برای تهاجم به قلمرو ایران متمرکز شده اند، این مقاله با رویکردی نوین و با واکاوی منابع دست اول و تحقیقات معاصر (اعم از مستقیم و غیرمستقیم)، به بازخوانی اهداف واقعی فیلیپ از این حملات می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اقدامات فیلیپ در یونان در حقیقت مقدمه ای ضروری برای برنامه های گسترده تر او بود و تسخیر آسیای صغیر و بهره برداری از ثروت شهرهای ثروتمند این منطقه، هدف نهایی این پادشاه مقدونی به شمار می رفت. با این حال، این طرح های بلندپروازانه با مرگ مشکوک فیلیپ - که به نظر می رسد شاه بزرگ در آن نقش داشته است - ناکام ماند.
۷.
خاندان های متنفذ مذهبی فارس، با در دست داشتن، مناصب گوناگون بر محیط سیاسی و اجتماعی اثرگذار و بسیاری از رویدادهای تاریخی در نتیجه کنش آنان صورت می گرفت. خاندان امام جمعه با حضور دو قرنی در منصب امام جمعه در دوران زند، قاجار و پهلوی از جمله این خاندان های مذهبی بود. با توجه به نفوذ تاثیر گذار این خاندان در فارس در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع اسنادی و تاریخی به کنشگری این خاندان پرداخته می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد خاندان امام جمعه با تکیه بر مولفه های ویژه خود در سایه تعامل با قدرتهای سیاسی حاکم و پیوند با مراکز قدرت ایالتی به بالاترین جایگاه در فارس رسیدند. از سوی دیگر این خاندان در چارچوب مناصب مرتبط با فعالیت های روزمره اقشار مختلف با میانجیگری (بین فردی، گروهی، حکومتی)، و به عنوان کانال ارتباطی حاکمیت سیاسی و بدنه جامعه محلی از اعتبار و نفوذ فراوان برخوردار گردید. نقش آفرینی آنان در چهارچوب فعالیتهای فرهنگی نیز تاثیر مهمی در ارتقاء جایگاه اجتماعی شان داشت. نتایج حاصل همچنین اطلاعات دقیقی از چگونگی عملکرد این خاندان به ویژه مشهورترین اعضای آن بیان می کند.
۸.
در طول تاریخ تشیع، درباره مناسبات مختار ثقفی و امام سجاد (ع) بحث ها و دیدگاه های مختلفی مطرح شده است. تلقی عمومی بر این است که امام سجاد (ع) نگاه مثبتی به مختار داشته و او را به عنوان خونخواه امام حسین (ع) می ستایند. پیروان این دیدگاه، شواهدی که مخالف این نظر است را نادیده می گیرند و با استناد به برخی روایات، تصویری مثبت از رابطه این دو شخصیت ترسیم می کنند.اما بررسی های تاریخی نشان می دهد که این دیدگاه، تنها بخشی از ماجراست. این مقاله به دنبال بررسی دقیق و تطبیقی این مناسبات است و تلاش می کند تا به این سوال پاسخ دهد که جزئیات روابط بین مختار ثقفی و امام سجاد (ع) چگونه بوده است. مدعای این پژوهش این است که الگوی غالب در مواجهه امام سجاد (ع) با مختار ثقفی، منفی بوده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که امام سجاد (ع) پس از تشکیل حکومت توسط مختار، موضع گیری های منفی نسبت به وی داشته و آشکارا با او مخالفت می کرده است. تنها در مسئله خونخواهی امام حسین (ع) است که حضرت موضعی مثبت نسبت به مختار ابراز داشته اند.
۹.
در سال ۱۳۴۹ ش/ 1970م پس از فرایندی پیچیده و تابع برخی تحولات پنهان در رهیافت های ابرقدرت ها با پهلوی دوم، سرزمین بحرین از ایران تجزیه گردید. دولت شاهنشاهی برخلاف شیوه متداول و عرف در سایر کشورها، به سرعت این استقلال را به رسمیت شناخت و سپس تا سال ۱۳۵۷ش / ۱۹۷۹م مناسبات گسترده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را با حاکمیت آل خلیفه برقرار نمود و در تقویت همه جانبه آن کوشید. هدف از این نوشتار بررسی علل اتخاذ این سیاست از سوی دولت پهلوی دوم و چگونگی و شناخت کمک های ارائه شده از سوی ایران با تکیه بر روش پژوهش کتابخانه ای می باشد. در فرجام نتیجه گرفته می شود که سیاست دولت شاهنشاهی ایران در تقویت پایه های پادشاهی آل خلیفه در بحرین پس از استقلال، تابع مجموعه ای از عوامل منطقه ای و فرامنطقه ای بود که دولت پهلوی را مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر خود قرار داد که مهمترین آن تحولات حوزه خلیج فارس و دریای عمان پس از خروج نیروهای انگلیسی در سال 1350ش/ ۱۹۷۱ م ، نظریه مشارکت جمعی نیکسون و انتخاب ایران به عنوان بازیگر اصلی در این دگردیسی سیاسی و نظامی منطقه ای بود.
۱۰.
در دوره قاجاریه، چای محصولی پرمصرف بود که واردات آن هزینه زیادی به کشور تحمیل می کرد. این امر انگیزه ای برای کشت چای در داخل ایران را فراهم ساخت. با شروع کشت چای در گیلان و با گذشت ربع قرن، سطح باغات چای تنها به حدود 80 هکتار رسید. هدف تحقیق حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه ناکافی کشت چای در فاصله سال های 1318ق تا 1344ق است. برای این منظور، از روش شناسی تاریخی برای بررسی اسناد دولتی و مکتوبات به جا مانده از آن دوره استفاده شد. به گواهی اسناد تاریخی، محمدمیرزا کاشف السلطنه، از شاهزادگان قاجار شاغل در وزارت امور خارجه، به دستور مظفرالدین شاه موظف شد حین انجام وظیفه سرکنسولی در هند، در این خصوص تلاش کند. او پس از بازگشت با وجود کشت چای در گیلان در سال 1318ق در توسعه چایکاری توفیق چندانی نیافت. نتایج پژوهش حاکی از آن است انحصاری کردن کشت چای با اعطای امتیازنامه و جلوگیری از تشکیل نهاد رقابت، شیوه ترویج چایکاری بدون توجه به مناسبات مالک و زارع، نیازمند سرمایه و دیربازده بودن چای در کنار پیچیدگی ساختاری صنعت چای و تصدی مناصب سیاسی توسط کاشف السلطنه را باید از مهم ترین دلایل عدم موفقیت توسعه چایکاری در این دوره برشمرد.
۱۱.
در ایران، مجلس به عنوان میراث انقلاب مشروطه، مرکز ثقل سیاست و تصمیم گیری درباره مسائل کشور است. از این رو با عنایت به جایگاه مجلس، این قوه می تواند در مسائل مختلف اعم از سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی نظارت و صاحب رأی باشد. از مهم ترین مسائلی که مجلس شورای اسلامی پس از تشکیل با آن مواجه شد، جنگ هشت ساله عراق علیه ایران بود که از آن به عنوان طولانی ترین جنگ قرن بیستم یاد می شود. هدف پژوهش حاضر واکاوی مواضع فرهنگی نمایندگان دوره دوم مجلس شورای اسلامی در قبال جنگ عراق و ایران براساس روش تحلیل محتوا و با تأکید بر روش تحلیل مضمون است. از این رو مقاله بر پایه مشروح مذاکرات دوره دوم مجلس شورای اسلامی مترصد پاسخگویی بدین پرسش است که نمایندگان دوره دوم مجلس شورای اسلامی در زمینه فرهنگی در قبال جنگ عراق و ایران چه مواضعی اتخاذ کردند؟ یافته های مقاله نشان می دهد که با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، نمایندگان در راستای ارزش ها و فرهنگ اسلامی منبعث از انقلاب اسلامی، درصدد تشویق مردم به مقاومت، حفظ وحدت، حفظ آثار جنگ و تشویق فرهنگ جهاد شدند.
۱۲.
حملات و فتوحات مغولان به گونه ای بود که صحنه سیاسی و نظامی جهان آن روز را تحت تأثیر قرار داد و موجب واکنش مناطق مختلف نسبت به آن گردید. این حملات ابتدا در مناطقی از شرق دنیای اسلام صورت گرفت و باعث شد که دنیای اسلام به عنوان رقیب سرسخت غرب از این قدرت شرقی ضربات مهلکی را دریافت کند. این موضوع در ابتدای امر موجب خرسندی اروپاییان گردید در واقع اروپاییان در ابتدا تحت تأثیر اخبار و داستان و افسانه های خرسندکننده ای (ملک یوحنا) که از طریق مسیحیان نسطوری به اروپا ارسال می شد، تصور می کردند مغولان منجی عالم مسیحیت هستند و برای دادستانی پیروان مسیح از مسلمانان به سرزمین های اسلامی. حمله کردند؛ اما بعد از مدتی خود اروپا نیز به نحوی درگیر حمله مغول و تبعات ناشی از آن شد. باتوجه به این شرایط موضع گیری اروپاییان نسبت به حملات و فتوحات مغول در میانه ای از بیم وامید قرار گرفت. آنها نگران آن بودند که حمله مغول به اروپا تداوم یابد در آن صورت خسارات و زیان های بی شماری متوجه دنیای مسیحیت می شد. باتوجه به این وضعیت اروپاییان در صدد تنظیم مناسبات خود با این قدرت نوظهور و تا حدی اسرارآمیز برآمدند. این تحقیق بر آن است تا رویکردهای متفاوت و مختلف اروپاییان معاصر حمله مغول و فتوحات آنها را به بحث بگذارد و همچنین تلاش خواهد شد به این پرسش اصلی که چرا اروپاییان و تحت چه شرایطی نسبت به حمله مغول رویکردهای مختلفی را در پیش گرفتند؟ پاسخ داده شود. دستاورد تحقیق آن است به مرو باتوجه به سیر حوادث اروپاییان در سه سطح مختلف، بسته به شرایط در قبال مغولان واکنش موضع گیری کردند.
۱۳.
«استقلال» در عصر قاجار با توجه به مواجهه با دو پدیده «استعمار» و «مدرنیته» از مسائل بنیادین زیست سیاسی و چالش های فکری جامعه ایران بدل می شود. از این رو، علمای شیعی برای دفاع از استقلال ایران به طرح نظام اندیشه ای خاصی می پردازند که ریشه در قواعد اسلام داشته و متاثر از سه اصل «دارالاسلام و دارالکفر»، «قاعده نفی سبیل» و اصل «حفظ بیضه اسلام» بوده است. مساله مقاله حاضر «استقلال» از منظر رویکرد نوگرایی دینی در عصر قاجار با تاکید بر آراء و کنش آخوند خراسانی است. بررسی رویدادهای تاریخی که موجب مسئله مند شدن موضوع استقلال در اندیشه او گردید و نیز چگونگی فهم او از این مفهوم و نظام اندیشه ای و دستورالعمل های او برای تحقق استقلال با توجه به مقتضیات دوران پر تلاطم پیش و پسا مشروطه، پرسش پژوهش حاضر است. پژوهش با شیوه تبیین تاریخی این فرضیه را مطرح می کند که آخوند خراسانی در خصوص مبانی دینی استقلال، اصل «حفظ بیضه اسلام» را با نگاهی جامع تر از سایر فقها نظر کرده و در سیر اندیشه خود به ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی استقلال توجه مبسوطی دارد. او با سه رویکرد الهام بخشی ، حمایت و هدایت و دخالت مستقیم و عملگرایانه نسبت به بسط موضوع استقلال در عصر خود کنش سیاسی و اجتماعی دارد. سایر یافته ها صورت بندی از رویکرد دینی نوگرایانه به مفهوم «استقلال» از منظر آخوند خراسانی به عنوان یکی از علمای شاخص و پیش روی نوگرا در عصر قاجاری را نشان دهد که توجه ویژه وی به استقلال «اقتصادی» او را شهید راه استقلال می توان نامید.استقلال، آخوند خراسانی، مشروطه، استقلال اقتصادی، نوگرایی دینی