هدف پژوهش حاضر مطالعه ی کارآمدی روان درمانی مثبت گرا برای افزایش بهزیستی روانشناختی در افراد دارای علایم و نشانه های افسردگی در فرهنگ ایرانی است. بدین منظور از طرح تک آزمودنی چند خط پایه با دوره پیگیری استفاده شد. برای انجام این پژوهش ابتدا از بین افراد دارای علایم و نشانه های افسردگی که به یک مرکز مشاوره در تهران مراجعه کرده بودند و ملاک های ورود و خروج در پژوهش حاضر را دارا بودند و برای شرکت در پژوهش اعلام آمادگی کردند، 3 نفر به شیوه نمونه-گیری هدفمند انتخاب شدند. برای هر کدام از شرکت کنندگان به صورت تصادفی بین 3 تا 7 هفته مرحله خط پایه در نظر گرفته شد. درمان به صورت انفرادی بر اساس دستورالعمل سلیگمن و همکاران (2006) در 6 جلسه توسط پژوهشگر انجام گرفت. ارزیابی ها با استفاده از پرسش نامه افسردگی بکویرایش دوم(بک و دیگران، 1996) پرسشنامه شادکامی آکسفورد(آرگایل و دیگران، 1995)، آزمونجهت گیری های شادکامی (پترسون و دیگران، 2005)، مقیاس رضایت از زندگی (دینر و دیگران، 1985) و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (ریف، 1995) در مرحله خط پایه، جلسات درمان و دو ماه بعد از پایان درمان (پیگیری) انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد که هر سه مراجع با شروع درمان روند کاهشی معناداری را در طراز نمرات افسردگی نشان می دهند (71 درصد). همچنین هر سه مراجع روند افزایشی معناداری را در طراز نمرات بهزیستی روانشناختی (21 درصد)، شادکامی (46 درصد) و رضایت از زندگی (61 درصد) نشان می دهند. این نتایج در مرحله پیگیری نیز باقی مانده است. بر این اساس، به نظر می رسد روان درمانی مثبت گرا یک درمان کوتاه مدّت مؤثر برای کاهش علایم و نشانه های افسردگی و افزایش بهزیستی روانشناختی در فرهنگ ایرانی است.
هدف نوشتار آن است که روشن سازد با توجه به ساختار دو بعدی شادکامی (نشاط ـ رضامندی)، تئوری شادکامی از نظر اسلام کدام است و چه چیزی میتواند تحقق شادکامی را تبیین کند. این پژوهش، یک بررسی کتابخانهای است. بدین منظور، آن بخش از منابع اسلامی (قرآن و حدیث) که مربوط به این مسئله میباشد، مشخص و با استفاده از روش تحلیل محتوا (متن) مطالعه شده اند. نتایج نشان میدهد که تئوری شادکامی در اسلام، بر «توحید» مبتنی است که به معنای «واقعیتشناسی توحیدی» و «هماهنگسازی با واقعیتهای توحیدی»ِ مربوط به شادکامی میباشد. بر اساس این تئوری، شادکامی بر واقعیتهایی مبتنی است که توسط خداوند متعال تقدیر شده و دستیابی به آن نیز راه خاصی دارد که باز توسط خداوند متعال تنظیم شده است. شناخت این واقعیتها و پذیرش آنها، از سویی موجب «رضامندی» از تقدیرهای خداوند متعال میشود، چون آنها را مبتنی بر «خیر» میبیند. همچنین موجب «نشاط» میشود، چون لذتهای مورد نیاز را بر اساس الگوی الهی آن تأمین میکند.
هدف این پژوهش آن بود که تئوری هیجانات مثبت از دیدگاه اسلام را بررسی نماید. پرسش های اساسی عبارت بود از اینکه: 1. کارکرد هیجانات مثبت چیست؟ 2. الگوی هیجانات مثبت کدامند؟ روش پژوهش، کتابخانه ای است که پس از شناسایی و استخراج مفاهیم مربوطه از متون اسلامی، به تحلیل محتوای آن پرداخته شد. نتایج نشان داد که هیجانات مثبت موجب «بسط برانگیختگی توانمندی» می شوند؛ روان انسان را از انقباض خارج کرده و گسترش می دهند؛ انسان را از خمودی خارج ساخته و برانگیخته می کنند؛ و ناتوانی را از بین برده و انسان را برای انجام امور، آماده و توانمند می سازد. الگوی هیجانات مثبت از دیدگاه اسلام سه ویژگی دارد: 1. همه ابعاد مادی و معنوی انسان را شامل می شود؛ 2. باید متوازن بوده و هر کدام از ابعاد، هیجان مناسب خود را داشته باشند و 3. نباید پیامد منفی داشته باشند وگرنه نتیجه معکوس خواهند داد.
هدف این بررسی آن است که روشن سازد چرا در خلوت، نابهنجاری افزایش و هنجارها کاهش می یابد؟ روش تحقیق، توصیفی و از نوع کتاب خانه ای با تحلیل محتوا می باشد. یافته این بررسی آن است که تفاوت رفتار در خلوت و جلوت، به جهت تفاوت در حضور و عدم حضور است. درک حضور و نظارت دیگران، موجب حالتی در انسان می گردد که شرم و حیا نامیده می شود و مانع رفتارهای نابهنجار می گردد. حیا، یک تغیّر و انکسار درونی است که در مواجهه با رفتارهای ناروا به وجود می آید و حالتی از انزجار و انقباض روحی و روانی را نسبت به امور زشت و ناهنجار به وجود می آورد و در نتیجه موجب ترک آن می شود. نتیجه ای که از این بررسی می توان گرفت آن است که حضور و نظارت دیگران، یکی از منابع مهم در مهار نفس و تنظیم رفتار می باشد. از این رو می توان برای تصحیح رفتار و تقویت خویشتن داری، از این منبع مهم استفاده نمود و انسان ها را به انجام کارهای نیک و ترک کارهای زشت واداشت .
این پژوهش با هدف توصیف و تحلیل خودمهارگری با دو رویکرد روان شناسی و اسلامی و طراحی سازه خودمهارگری بر اساس اندیشه اسلامی انجام شده است. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و همبستگی می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که خودمهارگری در ادبیات روان شناسی با چندین اصطلاح دیگر ارتباط دارد: خودمهارگری زیرمجموعه دو مفهوم «خودنظم بخشی» و «کنش اجرایی خود» بوده، و با مفاهیم قدرت اراده، خودانضباط دهی، خودداری، و مدیریت خود، مترادف بوده و مفاهیم تأخیرارضاء، تعالی، و بازداری پاسخ از نشانه ها و لوازم آن به شمار می آیند. سازه خودمهارگری اسلامی، دارای دو سطح است: سطح اول، شامل دو مؤلفه «شناخت» و «بازدارندگی» است که از دو مفهوم عقل و تقوا استنباط شده است. سطح دوم، دارای هفت مؤلفه خودنظارتگری، هدف شناسی، مؤلفه انگیزشی، مهار رفتاری، مهارشناختی، مهار هیجانی، و مهار تداوم بخش می باشد. روایی محتوای سازه مذکور توسط کارشناسان دینی تأیید شده است و ضریب همبستگی نظرات آنان در سطح آلفای 001/0 معنادار است.
آیات مختلفی از قرآن کریم بیانگر مؤلفه هایی از شادکامی است و در موضوعاتی نظیر فرح، نعمت، شکر، رضا، صبر، بلا و فتنه می توان به دیدگاه قرآن دراین باره دست یافت. شادکامی دارای سه مؤلفه رضامندی در خوشایند، فقدان عواطف منفی در ناخوشایند و نشاط در خوشایند و ناخوشایند است. باور به مالکیت خداوند، صبر و بردباری، باور به تقدیر، شناخت ارزش واقعی دنیا، بازشناسی نعمت ها، مدیریت مقایسه، شکر، تصحیح ارزیابی از محرومیت، معناشناسی بلاها و استعانت، عوامل تحقق دو مؤلفه نخست، و لذت همه جانبه و فراگیر مشروط به فقدان پیامدهای منفی، ازجمله عوامل تحقق مؤلفه سوم می باشد.
این پژوهش با هدف ساخت مقیاس سنجش امید اسلامی تدوین یافته است. در مطالعة منابع اسلامی از روش توصیفی و در ارزیابی روایی مقیاس، از روش پیمایشی با نمونه ای 430 نفری از طلاب و دانشجویان شهر قم به کار رفته است. برای تعیین روایی ساختار، از نظرات 8 تن از کارشناسان دین در طیف لیکرت چهار درجه ای بهره گرفته شده است. میانگین نمرات همه کارشناسان بالاتر از 5/3، و ضریب تطابق کندال 243/0 با سطح معناداری 018/0 می باشد. در بررسی روایی محتوا ، نظرات 7 تن از کارشناسان روان شناسی با ضریب تطابق کندال 181/0 با سطح معناداری 146/0 می باشد. نتیجه بررسی روایی سازه به شیوه تحلیل عاملی با ارزش ویژه بیش از 1، استخراج 7 بار عاملی بالاتر از 3/0 بوده که در مجموع 719/53 درصد واریانس کل مقیاس را برآورد می کند. همبستگی بین عوامل و کل مقیاس در سطح 01/0 معنادار می باشد. عوامل استخراج شده در سطح نظری عبارتند از: هدف، تکیه گاه، اسباب و تلاش و در مرحله نهایی (پس از تحلیل عاملی) عبارتند از: هدف، تکیه گاه امید، اسباب امید، تلاش، موانع امید، رابطه فرد و تکیه گاه و راه حل های امید. روایی ملاکی با محاسبه ضریب همبستگی مقیاس امید اسلامی و مقیاس امید اشنایدر530/0 بوده و در سطح 01/0 معنادار است. در بررسی اعتبار مقیاس، ضریب آلفای کرنباخ در دو مرحله آزمایشی و نهایی به ترتیب 883/0 و 894/0 می باشد و همبستگی بین دو نیمه مقیاس برابر با 828/0 می باشد.
هدف این پژوهش، بررسی پایة نظری رضامندی از دیدگاه اسلام است. در این بررسی، از روش تحلیل محتوا و فهم روان شناختی متون اسلامی استفاده شده است. رویکرد نخست روان شناسی به رضامندی، بر پایة لذت و پرهیز از درد بوده است. سپس با آشکار شدن نقاط ضعف آن، رویکرد مبتنی بر سعادت، شناخت و فضایل درونی، جای گزین آن شد. یافتة این بررسی نشان می دهد که پایة نظری رضامندی از دیدگاه اسلام، «خیرباوری» است. این، از سویی مبتنی بر این واقعیت خداشناختی است که همة امور به «تقدیر» خداوند رقم می خورد و همة تقدیرهای او «خیر» است؛ و از سوی دیگر، مبتنی بر این رفتار انسانی است که اگر انسان به آن واقعیت خداشناختی باور پیدا کند، به رضامندی دست خواهد یافت. نتیجه اینکه برای رسیدن به رضامندی، باید باور به خیر بودن تقدیر را به وجود آورد.
مفهوم شناسی موضوعات اخلاقی از مهم ترین مراحل دین پژوهیِ متن محور است. هدف این پژوهش، بررسی روش مفهوم شناسیِ موضوعات اخلاقی و تطبیق آن بر موضوع حیا است. یافته های پژوهش آن است که مراحل مفهوم شناسی عبارت است از: 1. واژه پژوهی به معنی جمع آوری، بررسی و تحلیل دیدگاه لغت شناسان و متخصصان؛ 2. مفهوم پژوهیِ دینی به معنی بررسی متون دینی و استخراج ویژگی های مؤثر در تعریف؛ 3. استخراج تعریف به معنی مشخص کردن مؤلفه های اساسی تعریف و مناسبات آن ها؛ 4. تحلیل و تبیین تعریف با بررسی ابعاد موضوع شناختی، هستی شناختی و انسان شناختی. براین اساس، حیا ترکیبی است از حرمت تمدیدشده، نظارت ادراک شده و خودمهارگری. نتیجه اینکه 1 مفهوم شناسی به لغت شناسی منحصر نمی شود و 2 حرکت روشمند در مفهوم شناسیِ موضوعات دینی، نیازمند ترویج روش و آموزش آن به پژوهشگران و دانش پژوهان حوزه دین است.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، مطالعه ی کارآمدی روان درمانی مثبت گرا در کاهش افسردگی افراد دارای علایم و نشانه های افسردگی بود.
روش کار: برای انجام این پژوهش در سال 1393 از طرح تک آزمودنی چند خط پایه با دوره ی پی گیری استفاده شد. ابتدا از بین افراد دارای علایم و نشانه های افسردگی که به یک مرکز مشاوره در تهران مراجعه کرده بودند، 3 نفر به شیوه ی نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند. برای هر کدام از ایشان به صورت تصادفی بین 3 تا 7 هفته جلسه، خط پایه در نظر گرفته شد. ارزیابی ها با استفاده از مقیاس افسردگی بک-ویرایش دوم، مقیاس افسردگی هامیلتون-17، مقیاس عاطفه ی مثبت و منفی، آزمون جهت گیری شادکامی و پرسش نامه ی معنا در زندگی در مرحله ی خط پایه، جلسات درمان و چهار ماه بعد از پایان درمان (پی گیری) انجام گرفت. مداخله به صورت انفرادی بر اساس دستورالعمل سلیگمن و همکاران (2006) در 6 جلسه توسط پژوهشگر انجام شد.
یافته ها: این پژوهش نشان می دهد که هر سه مراجع با شروع درمان روند کاهشی را در طراز نمرات افسردگی بک (71%) و افسردگی هامیلتون (61%) نشان می دهند. این نتایج در پایان دوره ی پی گیری نیز حفظ شده و درمان برای هر سه مراجع، موثر بوده است. هم چنین طراز نمرات شرکت کنندگان در مولفه های روان درمانی مثبت گرا مثل احساس لذت، تقویت توان مندی ها و احساس معنا در طی جلسات درمان، روند افزایشی داشته است.
نتیجه گیری: به نظر می رسد روان درمانی مثبت گرا به عنوان یک درمان کوتاه مدت موثر برای کاهش علایم و نشانه های افسردگی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
باتوجه به اهمیت خانواده و مشکلات آن و ظرفیت های متون اسلامی، هدف این پژوهش بررسی این پرسش است که در سیستم خانواده، واکنش درست به خطاهای یکی از همسران چیست؛ به عبارت دیگر، هدف جست وجوی متون دینی است برای یافتن بهترین واکنش های درمانگرانه برای بازتعادل یابی خانواده هنگامی که رفتار نادرست یا نامناسب سر زده است.
روش ما توصیفی تحلیلی و براساس تحلیل محتوای کیفی است. یافته های تحقیق عبارت اند از: حدیث علوی که محور بحث است و موقعیت دوگانه احسان و اسائه را بیان می کند. «ان احسنتُ شکرت و ان اسأتُ غفرت» این حدیث در منابع متعدد ازجمله الجعفریات (الاشعثیات)، النوادر راوندی، بحارالانوار مجلسی و مستدرک الوسایل حاجی نوری نقل شده، مضمون اصلی حدیث در بسیاری از آیات قرآن و شواهد قرآنی نیز آمده است. افزون براین ارکان مداخله براساس عفو و گذشت در محورهای ناپسند بودن آزار به همسر، بررسی واکنش درست در مقابل بدی(مقابله برتر ) ، آثار و پیامدهای گذشت و بالاخره مهارت آموزی گذشت براساس آیات و احادیث مختلف پیگیری شده است. نتیجه مقاله این است که اصل کلی در واکنش به بدی یا خطای همسر، گذشت است. گفتنی است بخشش مقابلِ قدردانی و مکمل آن است.