مقایسه اثربخشی آموزش سرمایه روان شناختی لوتانز و آموزش توانمندی های منش بر دو سو توانی سازمانی، تجربه غرقگی، توانمندسازی روان شناختی و گرایش به رفتارهای کاری انحرافی با توجه به نقش تعدیل گر قراردادهای روانی در مشاوران مدارس متوسطه اول شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در سال های اخیر، توجه به مؤلفه های مثبت نگر در بهبود عملکرد و سلامت روان کارکنان سازمان ها، به ویژه در حوزه آموزش و مشاوره، رشد چشمگیری داشته است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش سرمایه روان شناختی لوتانز و آموزش توانمندی های منش بر دو سو توانی سازمانی، تجربه غرقگی، توانمندسازی روان شناختی و گرایش به رفتارهای کاری انحرافی انجام شد و نقش تعدیل گر قرارداد روان شناختی نیز در این رابطه مورد بررسی قرار گرفت. روش : این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه مشاوران مدارس متوسطه اول شهر قم در سال تحصیلی 1403-1404 بود. نمونه ای متشکل از ۶۰ نفر از مشاوران به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جای گزینی شدند. گروه اول آموزش سرمایه روان شناختی لوتانز (در 10 جلسه) و گروه دوم آموزش توانمندی های منش (در 12 جلسه) دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های استاندارد برای سنجش متغیرهای پژوهش بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری MANOVA، ANCOVA و آزمون اثر تعاملی در نرم افزار SPSS27 انجام شد. این پژوهش دارای کد اخلاق به شماره IR.SCU.REC.1402.091 از کمیته اخلاق پژوهشی می باشد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو نوع مداخله آموزشی منجر به افزایش معنادار دو سو توانی سازمانی، تجربه غرقگی، توانمندسازی روان شناختی و کاهش معنادار گرایش به رفتارهای کاری انحرافی شدند (p < 0.01). با این حال، آموزش توانمندی های منش نسبت به سرمایه روان شناختی لوتانز اثربخشی بیشتری در کلیه متغیرهای وابسته داشت. همچنین نقش تعدیل گر قرارداد روان شناختی در افزایش اثربخشی هر دو مداخله مورد تأیید قرار گرفت، به گونه ای که در سطوح بالاتر قرارداد روان شناختی، تأثیر مداخلات قوی تر بود. نتیجه گیری: آموزش های مبتنی بر سرمایه های مثبت روان شناختی، به ویژه آموزش توانمندی های منش، ابزار مؤثری برای ارتقاء سرمایه انسانی و کاهش آسیب های رفتاری در محیط های آموزشی هستند. بهره گیری از این مداخلات می تواند زمینه ساز بهبود دوسوتوانی، دلبستگی شغلی و توانمندسازی در میان مشاوران شود. همچنین در نظر گرفتن سطح قراردادهای روان شناختی، به عنوان مؤلفه ای سازمانی، نقش کلیدی در اثربخشی این آموزش ها دارد. پیشنهاد می شود مدیران و برنامه ریزان آموزشی، طراحی دوره های توانمندساز مبتنی بر منش و روان شناسی مثبت را در دستور کار توسعه منابع انسانی قرار دهند.