حسین اسکندری

حسین اسکندری

مدرک تحصیلی: دانشیارگروه روان شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۴۶ مورد از کل ۱۴۶ مورد.
۱۴۱.

بررسی رفتار عفیفانه مردان و زنان در دنیای واقعی و مجازی؛ مطالعه موردی: خراسان شمالی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حجاب عفاف شبکه های اجتماعی دنیای مجازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
مسئله اصلی این پژوهش شناسایی آسیب های احتمالی دنیای مجازی دررابطه با عفاف و حجاب به عنوان موضوع پژوهش های اجتماعی، دینی و تربیتی است. این مقاله با روش کمّی و به شکل توصیفی- پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، کاربران شبکه های اجتماعی ساکن استان خراسان شمالی هستند. روش نمونه گیری در دسترس و ابزار پژوهش پرسش نامه است که ضرایب همسانی درونی آن با روش آلفای کرونباخ محاسبه گردید. یافته های پژوهشی نشان می دهد که نگرش و رفتار افراد دررابطه با عفاف و حجاب در دنیای واقعی و مجازی به طور معنادار به هم وابسته است. به طور کلی، نمره نگرش و رفتار زنان در دنیای واقعی و مجازی، به طور معناداری بالاتر از مردان است. همچنین نمره نگرش و رفتار افراد متأهل دررابطه با عفاف و حجاب، به طور معناداری در دنیای واقعی و مجازی بالاتر از افراد مجرد است. نمره نگرش و رفتار کاربرانی که کمتر از یک ساعت از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند، دررابطه با عفاف و حجاب، به طور معناداری در دنیای واقعی و مجازی بالاتر از کاربرانی است که بیش از یک ساعت از این فضا استفاده می کنند. همچنین یافته ها نشان می دهد که زنان از مردان، افراد متأهل از مجرد و کاربران کم استفاده از کاربران پراستفاده، نمرات بهتری را در مقوله حجاب و عفاف در دنیای واقعی و دنیای مجازی دریافت کردند. درنتیجه به نظر می رسد که در برنامه های آموزشی و تربیتی، تبلیغات دینی و مانند آن، باید مردان بیش از زنان و حداقل به همان اندازه موردخطاب قرار گیرند. ارتقای سواد رسانه ای به ویژه در بین کاربران پراستفاده و افراد مجرد می تواند میزان آسیب های فضای مجازی را کاهش دهد.
۱۴۳.

شناسایی ویژگی های عناصر برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال دانشگاه فرهنگیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۷
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی ویژگی‌های عناصر برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال دانشجو‌معلمان است. رویکرد پژوهش کیفی، از نوع فراترکیب است. قلمرو پژوهش، کلیه پژوهش‌های انجام شده در زمینه برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال در بازه زمانی 2004 تا 2024 است. با درنظر گرفتن معیارهای ورود و خروج، 31 پژوهش انتخاب و داده‌های آنها استخراج و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد اهداف برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال دانشجومعلمان دربرگیرنده حیطه‌های مختلف، مشتمل بر جنبه‌های فردی و اجتماعی و همسو با یادگیری مادام‌العمر هستند. محتوا به‌روز، زمینه‌ساز رشد تفکر انتقادی، متناسب با زندگی واقعی دانشجومعلمان و مبتنی بر عناصر نه‌گانه شهروندی دیجیتال هستند. راهبردهای یاددهی یادگیری متنوع، مشارکتی، تعاملی و غنی‌شده با فناوری هستند. منابع آموزشی، به‌روز، قابل اشتراک‌گذاری و مبتنی بر فناوری هستند. دانشجومعلمان در فعالیت‌های یادگیری نقش فعالی دارند و در شبکه‌های اجتماعی، به مثابه کنشگر نقش ایفا می‌کنند. در برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال زمان و فضا از ویژگی انعطاف‌پذیری برخوردار است یعنی محدود به زمان و فضای رسمی نیست. گروه‌بندی به گونه‌ای است که یادگیری مشارکتی و تفکر انتقادی تقویت و دیدگاه‌های مختلف تشویق شود. ارزشیابی نیز به روش‌های مختلفی از جمله روش‌های کمی و کیفی، ارزشیابی تکوینی، خودارزیابی و ارزشیابی توسط همتایان صورت می‌گیرد.
۱۴۴.

تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی بر اساس فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی فرهنگ ایرانی افسردگی نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۲
زمینه و هدف: فرضیه زیربنایی درمان مبتنی بر دلبستگی این است که تعاملات اعضای خانواده می تواند در شرایط صدمات دلبستگی، عملکرد ترمیمی داشته باشد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی متناسب با فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی: روش دلفی و کمّی: شبه تجربی) بود. در بخش کیفی جهت ساخت برنامه و تأیید مؤلفه های آن از نظرات 10 متخصص روان شناسی و مشاوره دانشگاه های علامه طباطبایی، گیلا،ن و مراکز مشاوره شهرستان رشت با راهبرد تحلیل مضمون استفاده شد. جهت تأیید مؤلفه ها از نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا استفاده شد. در بخش کمّی، برنامه ساخته شده روی 48 نوجوان با اختلال افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر رشت بر اساس برنامه غربالگری انتخاب و به صورت تصادفی اجرا شد. بدین ترتیب این نوجوانان در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه شامل 24 نفر) جایدهی شدند و برنامه مداخله ای ساخته شده روی گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد، ولی گروه گواه هیچ مداخله ای در طی مراحل پژوهش دریافت نکرد ولی به آنها اطمینان داده شد که در پایان اجرای مطالعه، خلاصه ای از برنامه مداخله ای را دریافت کنند. برای اندازه گیری میزان افسردگی نوجوانان از آخرین نسخه اعتباریابی شده در ایران پرسشنامه افسردگی، اضطراب، تنیدگی (لویبند و لویبند، 1995) استفاده شد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش های شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا و در بخش کمی از تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها: بر اساس محتوای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی و دیدگاه ها و تجربه های خبرگان در نشست اولیه، محورها، و بخش های سازنده برنامه بومی مورد تأیید قرار گرفت و در مراحل دلفی و محاسبه نسبت و شاخص روایی محتوا ، 15 مؤلفه و 98 شاخص برای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی به دست آمد. همچنین نتایج نشان داد مداخله در کاهش معنادار افسردگی گروه آزمایش مؤثر بوده است (05/0>P). نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که برنامه مداخله ای تدوین شده با تأکید بر نظریه دلبستگی و بهبود رابطه بین نوجوانان و والدین شان، باعث کاهش افسردگی در نوجوانان شده است.
۱۴۵.

اثربخشی برنامه همیاری کارکنان بر پریشانی در محل کار و رضایت از زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پریشانی در محل کار رضایت از زندگی برنامه همیاری کارکنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه همیاری کارکنان بر پریشانی در محل کار و رضایت از زندگی انجام گردید. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان یکی از شرکت های مدیریت پروژه های نیروگاهی ایران مپنا در سال 1403 بودند. 48 نفر، به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در 2 گروه 24 نفری (گروه آزمایش و گواه) جایگذاری شدند. از آزمون مجموعه نتایج محل کار (WOS، لنوکس و همکاران، 2010) و همچنین پروتکل پنج جلسه ای (پروتکل 5 جلسه ای، هر هفته یک جلسه و هر جلسه 5 ساعت) برنامه همیاری کارکنان برای مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون پریشانی در محل کار و رضایت از زندگی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (001/0p<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که برنامه همیاری کارکنان منجر به کاهش پریشانی در محل کار و افزایش رضایت از زندگی کارکنان می شود.
۱۴۶.

The Action of the Iranian People Amid Crisis: An Action Rooted in Cultural, Historical, and Ethical Depth(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ethics society War Crisis

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۰
Introduction: In the 21st century, wars are no longer defined solely by missiles and firepower. They have transformed into psycho-social arenas in which the ultimate targets are not just land or government, but the very fabric of "The Public" and the foundational "state-nation relationships." By threatening the biological and psychological security of people, such wars aim to surface latent dissatisfactions, destabilize collective bonds, and internally lead societies toward despair and collapse. In this context, Iran and the Iranian people have responded to the recent crisis (the twelve-day war) in a complex, multilayered, and unpredictable manner. This paper attempts to reinterpret and analyze this response within its conceptual, ethical, and civilizational framework. Conclusion: Modern wars, especially those exemplified by the twelve-day war, may begin by targeting geography, but their ultimate aim lies in the psychological and social structures of nations. These wars strive to turn the people into agents against their governments by provoking anxiety, eroding solidarity, disrupting social life, and employing media representations. One well-known scenario in waging such wars involves using real economic, psychological, and social grievances to activate a destructive chain reaction: from external threat to internal explosion. In this model, the pressure of war incites the people against the ruling system, deepens the state-nation divide, and facilitates internal collapse. In this scheme, the people are not merely targets. They are positioned at the heart of the war as the primary medium through which pressure is applied. However, the people are not merely reactive. History has shown that nations can engage in actions that exceed all predictions; actions emerging from their deep cultural, historical, ethical, and mythological layers. In the early days of the twelve-day war, while the Iranian people were experiencing anxiety, natural defensive reactions, and intense concern, on a more hidden level, they demonstrated an ethical, national, and even mythic form of agency. This action was undoubtedly not in defense of the power structure, but rather in defense of The Public, the collective self, and a meaningful mode of existence. The response of the Iranian people can be analyzed on several layers: initial biological and psychological reactions; followed by efforts to preserve social ties and recreate meaning on a cultural level; and finally, the emergence of an ethical-mythical form of action that reflects the people’s connection to their collective memory, national dignity, and existential conception of “Iran.” While war may destabilize existing mechanisms, it also creates the possibility for reconstruction. If this ethical, mythological, and meaning-oriented action of the Iranian people is properly heard, recognized, and reflected, it could serve as the foundation for a renewed The Public, not one based on power but on collective selfhood and the common good.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان