غلامعلی افروز

غلامعلی افروز

مدرک تحصیلی: استاد ممتاز گروه کودکان استثنایی دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۷۰ مورد از کل ۳۷۰ مورد.
۳۶۱.

ساختار عاملی نسخه دوم مقیاس های سنجش شناختی رینولدز در کودکان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختارعاملی سنجش شناختی کودکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۸
زمینه: شناخت و توانایی های شناختی کودکان نقش کلیدی در موفقیت تحصیلی و سازگاری اجتماعی آن ها دارد. مقیاس های سنجش شناختی رینولدز (RIAS-2) ابزاری معتبر برای ارزیابی این توانایی هاست، اما ساختار عاملی و اعتبار آن در کودکان شهر تهران به طور کامل بررسی نشده است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی ساختار عاملی نسخه دوم مقیاس سنجش شناختی رینولدز در کودکان شهر تهران انجام شد. روش: روش این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامیکودکان 3 تا 6 ساله شهر تهران بودند که از این جامعه یک گروه نمونه به حجم 200 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. سپس نسخه دوم مقیاس های سنجش شناختی (رینولدز و کامپهاوس، 2015) بر روی گروه نمونه اجرا شد و داده ها با استفاده از روش تحلیل عامل تأییدی در نرم افزار لیزرل نسخه 8 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که از میان مدل های مختلف، مدل های تحلیل عاملی تأییدی تک عاملی هوش عمومی با چهار خرده مقیاس اصلی (حدس بزن، تصویر متناقض، استدلال کلامی و اشکال ناقص) و دوعاملی (کلامی و غیرکلامی) با چهار خرده مقیاس اصلی (حدس بزن، تصویر متناقض، استدلال کلامی و اشکال ناقص) از برازش مطلوب برخوردار بودند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند به روان شناسان، مربیان و متخصصان حوزه کودک کمک کند تا با استفاده از نسخه دوم مقیاس های سنجش شناختی رینولدز، ارزیابی دقیق تری از توانایی های شناختی کودکان شهر تهران انجام دهند. این امر زمینه ساز طراحی مداخلات آموزشی و شناختی هدف مند برای بهبود نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت شناختی کودکان خواهد بود. همچنین، اعتبارسنجی این ابزار در جامعه ایرانی، امکان استفاده گسترده تر و مؤثرتر از آن را در پژوهش ها و کاربردهای بالینی فراهم می کند.
۳۶۲.

ارزیابی اثربخشی برنامه درمانی یکپارچه توحیدی خانواده محور بر افزایش بهزیستی روان شناختی و حرمت خود مردان معتاد به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه درمانی یکپارچه توحیدی خانواده محور بهزیستی روان شناختی عزت نفس مردان معتاد به مواد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۱۷
زمینه: مردان متأهل دچار اعتیاد، به دلیل مسئولیت های خانوادگی و انتظارات اجتماعی، بیش از دیگران در معرض آسیب های ناشی از اعتیاد قرار دارند. در همین راستا، برنامه های درمانی متعددی برای بهبود وضعیت افراد مبتلا به اعتیاد ارائه شده اند که برخی از آنها به ابعاد روانشناختی، معنوی و خانوادگی این افراد توجه ویژه ای دارند. علی رغم شواهد موجود در خصوص اثرات مثبت معنویت و حمایت خانواده بر درمان اعتیاد، هنوز شکاف های پژوهشی مهمی در این حوزه وجود دارد. هدف: هدف اصلی این پژوهش، تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه درمانی یکپارچه توحیدی خانواده محور بر افزایش بهزیستی روانشناختی و عزت نفس مردان معتاد به مواد بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مردان متأهل دچار اعتیاد شهرستان یزد در سال 1402 بود که از این میان 30 خانواده با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به مقیاس بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989) و مقیاس عزت نفس (روزنبرگ، 1965) پاسخ دادند. مشارکت کنندگان در گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای بسته درمانی محق ساخته را دریافت کردند در حالی که گروه گواه تا پایان دوره پیگیری هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نسخه 27-SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان دادکه برنامه درمانی یکپارچه توحیدی خانواده محور بر افزایش بهزیستی روانشناختی و مولفه های آن و همچنین بر بهبود عزت نفس مردان معتاد به مواد در مراحل مداخله و پیگیری مؤثر واقع شده و دارای اثربخشی معنادار بین گروه های آزمایش و گروه گواه است (05/0 >P). نتیجه گیری: باتوجه به یافته های پژوهش با استفاده از برنامه درمانی یکپارچه توحیدی خانواده محور، می توان بهزیستی روانشناختی و عزت نفس را در مردان مبتلا به اعتیاد بهبود و ارتقا داد. یافته های مذکور می تواند برای کمک به این گروه از افراد توسط مددکاران اجتماعی، مشاوران و روانشناسان مورد استفاده قرار گیرد.
۳۶۳.

بررسی اثربخشی برنامه توانبخشی شنیداری بر رشد گفتار کودکان پیش دبستانی ناشنوا کاشت حلزون در اقلیم کردستان عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه توانبخشی شنیداری کلامی رشد گفتار کاشت حلزون شنوایی کودکان پیش دبستانی ناشنوایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۱
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه توان بخشی شنیداری بر میزان رشد گفتاری در کودکان پیش دبستانی ناشنوای کاشت حلزون در اقلیم کردستان عراق بود. این تحقیق از نوع تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش شامل ۲۴ کودک ناشنوا (۱۲ نفر در گروه آزمایش و ۱۲ نفر در گروه کنترل) بود. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری هدفمند بود .ابزار اصلی برای ارزیابی عملکرد رشد گفتاری کودکان ناشنوا، مقیاس شاخص درجه بندی وضوح کلامی، آلن و همکاران(199۸) بود. گروه آزمایش تحت آموزش توان بخشی شنیداری ویژه (12 جلسه به مدت 45 دقیقه در هفته 2 یا 3 بار) قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای نداشت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. پس از شش ماه از اجرای برنامه توانبخشی، یافته ها نشان داد، میانگین نمرات رشد گفتار گروه کنترل به ترتیب در مرحله پیش آزمون (۹۲/۲)، پس آزمون (۸۵/۲) و برای گروه آزمایش به ترتیب در مرحله پیش آزمون (۱۷/۳)، پس آزمون (۵۸/۳) است. نتایج تحلیل واریانس یک راهه نمرات رشد گفتار قبل از آموزش حاکی از آن بود که تفاوت های معناداری بین دو گروه (آزمایش و کنترل) قبل از شروع مداخله وجود ندارد (۰۵/۰ P>). تحلیل کوواریانس تک متغیره نشاندهنده این موضوع بود که پس از بی اثر کردن تأثیر پیش آزمون، تفاوت معناداری در میانگین نمرات پس آزمون بین گروه آزمایش و گروه کنترل وجود دارد (۰۱/۰P<). اندازه اثر این تفاوت برابر با ۶1/0 است که به این معناست که ۶1 درصد تغییرات در رشد گفتار ناشی از تفاوت گروه هاست. در نهایت، میانگین های تصحیح شده پس آزمون رشد گفتار در دو گروه نشان داد، گروه آزمایش (۴۸/۳) نسبت به گروه کنترل (۹۴/۲) در پس آزمون عملکرد بهتری داشته است. از طرف دیگر، می توان گفت مشارکت فعال والدین در فرآیند درمان باعث تسریع در یادگیری گفتار و بهبود عملکرد کودک در محیط های طبیعی گردید .این یافته ها نشان می دهند که برنامه توانبخشی شنیداری کلامی می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در بهبود مهارت های گفتاری و زبانی کودکان ناشنوا در مناطق مختلف، از جمله اقلیم کردستان عراق، به کار گرفته شود. این مداخله می تواند به کاهش شکاف های زبانی و اجتماعی کودکان ناشنوا کمک کرده و به آن ها فرصت های بیشتری برای مشارکت فعال در جامعه فراهم آورد.
۳۶۴.

اثربخشی برنامه آموزش مبتنی برطرحواره درمانی بر نگرش های ناکارآمد و نشاط معنوی افراد دارای آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طرحواره درمانی نگرش های ناکارآمد نشاط معنوی آسیب بینایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۶
هدف از این پژوهش اثربخشی آموزش مبتنی برطرحواره درمانی بر نگرش های ناکارآمد و نشاط معنوی افراد دارای آسیب بینایی بود. طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل افراد دارای آسیب بینایی مرکز rp تهران بود که دارای پرونده توانبخشی بودند. حجم نمونه شامل 40 نفر (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه گواه) از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و در گروه گواه و آزمایش جایدهی شدند. برای گروه آزمایشی، آموزش مبتنی برطرحواره درمانی اجرا شد در حالیکه گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل مقیاس نگرش های ناکارآمد (وایزمن و بک، 1978) و پرسشنامه نشاط معنوی (افروز، 1395) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی برطرحواره درمانی بر بهبود نگرش-های ناکارآمد و نشاط معنوی در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنی دار داشته است (01/0P<). یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش مبتنی برطرحواره درمانی فراهم می کند و مشاوران و روانشناسان می توانند برای بهبود نگرش های ناکارآمد و نشاط معنوی افراد دارای آسیب بینایی از این مداخله استفاده نمایند.
۳۶۵.

بررسی نظام مند ویژگی های روان سنجی ابزارهای سنجش ملاک های همسرگزینی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بررسی نظام مند ملاک های همسرگزینی انتخاب همسر و ابزارهای تشخیصی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۳
ازدواج مقوله ای کاملاً فرهنگی است. ﻧﻘﺪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎی اﻧﺠﺎم ﺷﺪه با محوریت بررسی ویژگی های روان سنجی ابزارهای تدوین شده، از ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ راهبردها در ساخت و بهبود ابزارهای سنجش است. از این رو، پژوهش حاضر به صورت مطالعه مروری نظام مند با هدف شناسایی ویژگی های ابزارهای سنجش ملاک های همسرگزینی ایرانی انجام شد. راهبرد جستجو براساس دستورالعمل پریزما (PRISMA) بود. در نتیجه جستجو در پایگاه داده های داخلیNoormags, IranDoc, Civilica, Elmnet, SID, Ensani Portal در بازه زمانی1402-1380 تعداد 347 سند داخلی شناسایی و بازیابی اولیه شد و بعد از کنار گذاشتن موارد نامناسب، تعداد 18 مقاله با محور موضوعی ملاک های همسرگزینی استخراج گردید. ارزیابی کیفیت مطالعات در دومرحله انجام شد: در مرحله اول، میزان توافق بین دو مرورگر برحسب ضریب کاپای کوهن محاسبه گردید. از آنجا که ضریب توافق 82/0 بود، هیچ مقاله ای در این مرحله حذف نگردید؛  در مرحله ذوم،  تمامی 18 مقاله از 4 منظر سوگیری، تناقض، توان آماری و قدرت ارتباط بین مداخله و نتایج ارزیابی شد. یافته ها نشان داد تا سال 1402، 18 ابزار کمّی ایرانی برای سنجش ملاک های همسرگزینی وجود دارد که فرایند استانداردسازی، عموما با نظریه کلاسیک اندازه گیری انجام شده است. از ساخت مقیاس هم اندیشی در همسرگزینی افروز نیز بیش از یک دهه گذشته است. رواسازی و اعتباریابی نسخه اولیه همانند سایر ابزارها در سطح نظریه های جدید سنجش و به صورت جامع انجام نگرفته و هنجارهای ملی تدوین نشده است و نیاز مبرم به تغییرات و هنجاریابی نسخه جدید با نرم افزارهای جدید و براساس نظریه سوال پاسخ احساس می گردد. به دلیل پیچیدگی های موضوع، اثرپذیری از تغییرات دم افزون و محدودیت های ناشی از کم توجهی به اصول طراحی و تدوین بخش های مفهوم پردازی، روشی و تحلیلی، سنجش این موضوع مهم با کاستی هایی همراه است. این امر ضرورت رواسازی، معتبرسازی، هنجاریابی ابزارهای بافتارمند و فرهنگی متناسب با اقتضائات جامعه امروز کشورمان را دوچندان می نماید. در این مطالعه پیشنهادهایی نیز برای کاهش محدودیت های ابزارهای موجود و هم چنین نحوه تدوین و هنجاریابی ابزارهای همسرگزینی ارائه شد.
۳۶۶.

نقش میانجی ترس از دست دادن در رابطه بین بیشینه خواهی و اعتیاد به اینستاگرام در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتیاد به اینستاگرام بیشینه خواهی ترس از دست دادن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ترس از دست دادن در رابطه بین بیشینه خواهی و اعتیاد به اینستاگرام در دانشجویان انجام شد. این مطالعه توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج در سال 1403 بودند که 250 نفر از آن ها به روش در دسترس به عنوان نمونه مشارکت داشتند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس ترس از دست دادن (FoMoS؛ وگمانن و همکاران، 2017)، مقیاس بیشینه خواهی (MS؛ شوارتز و همکاران، 2003) و مقیاس اعتیاد به اینستاگرام (IAS؛ کرکابرون و گریفیث، 2018) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. همچنین یافته ها نشان داد که بیشینه خواهی و ترس از دست دادن اثر مستقیم و معنادار بر اعتیاد به اینستاگرام داشتند (05/0>P)؛ همچنین بیشینه خواهی بر ترس از دست دادن اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که ترس از دست دادن در رابطه بین بیشینه خواهی و اعتیاد به اینستاگرام نقش میانجی داشت (05/0>P). یافته های پژوهش حاضر دلالت بر این دارند که بیشینه خواهی به صورت مستقیم و به واسطه ترس از دست دادن بر اعتیاد به اینستاگرام دانشجویان اثر دارد.
۳۶۷.

طراحی و ارزیابی اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر طرحواره درمانی بر خودکارآمدی افراد دارای آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طرحواره درمانی خودکارآمدی آسیب بینایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶
هدف از این پژوهش طراحی و ارزیابی اثربخشی برنامه آموزش مبتنی برطرحواره درمانی بر خودکارآمدی افراد دارای آسیب بینایی بود. روش پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و کاربردی و از تحقیقات،ترکیبی-اکتشافی به شمار می رود. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل کتب و مقالات تخصصی فارسی و انگلیسی در حوزه آموزش مبتنی بر طرحواره درمانی در 20 سال اخیر بود که با روش نمونه گیری هدفمند گروه نمونه انتخاب شدند. سپس مؤلفه های طرحواره درمانی از آن ها استخراج و با روش کیفی تحلیل مضمون کدگذاری شدند. درنهایت بسته طرحواره درمانی طی هیجده جلسه تدوین شد و روایی صوری و محتوایی آن توسط متخصصان تایید شد. روش پژوهش در بخش کمی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش در این بخش شامل افراد دارای آسیب بینایی مرکز rp تهران بود که دارای پرونده توانبخشی بودند. حجم نمونه شامل 40 نفر (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه گواه) از جامعه آماری به شیوه نمونه-گیری هدفمند انتخاب شده و در گروه گواه و آزمایش جایدهی شدند. برای گروه آزمایشی، آموزش مبتنی برطرحواره درمانی اجرا شد در حالیکه گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خود کارآمدی (بندورا، 2006) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی برطرحواره درمانی بر بهبود خودکارآمدی در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنی دار داشته است (01/0P<). یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش مبتنی برطرحواره درمانی فراهم می کند و مشاوران و روانشناسان می توانند برای بهبود خودکارآمدی افراد دارای آسیب بینایی از این مداخله استفاده نمایند.
۳۶۸.

اثربخشی برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر حافظه فعال و توجه دانش آموزان دیرآموز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی ذهنی خانواده محور دیرآموز حافظه فعال توجه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر حافظه فعال و توجه دانش آموزان دیرآموز بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. از میان دانش آموزان دیرآموز پایه اول ابتدایی شهر تهران که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، تعداد 34 دانش آموز پسر دیرآموز به همراه والدین شان از مدارس ابتدایی منطقه 10 شهر تهران انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 17 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور را در 18 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند، در حالی که به گروه کنترل این آموزش ارائه نشد. ابزارهای پژوهش شامل آزمون حافظه فعال برای کودکان (حاف بک) و نرم افزار استروپ پیچیده بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری با اندازه گیری مکرر و نرم افزار spss-23 استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر بهبود مولفه های حافظه فعال (حلقه واج شناختی، صفحه دیداری-فضایی و مجری مرکزی) و توجه (نمره تداخل، زمان تداخل، پاسخ صحیح، پاسخ خطا) دانش آموزان دیرآموز تاثیر معناداری داشت (001/0>p). یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور می تواند مداخله ای بالقوه امیدار کننده باشد که می تواند زمینه را برای بهبود فرآیندهای شناختی دانش آموزان دیرآموز فرآهم آورد.
۳۶۹.

تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه مداخلات روانشناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی بر مدیریت اضطراب و کاهش قند خون در بزرگسالان مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مداخلات روان شناختی خانوادهمحور نشاط معنوی اضطراب قندخون دیابت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۶
مقدمه: مطالعه حاضر به منظور تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی بر مدیریت اضطراب و کاهش قند خون در بزرگسالان مبتلا به دیابت انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی افراد مبتلا به دیابت نوع 2 بودند که به خانه دیابت شهر اردبیل در سال 1403 مراجعه کردند که از این تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگذاری شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه اضطراب صفت حالت (STAI) و تست هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) استفاده شد. گروه آزمایش 8 جلسه 75 دقیقه ای به صورت گروهی و هفته ای یک جلسه مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی دریافت کردند. تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و کواریانس تک متغیره (ANCOVA) با بهره گیری از نرم افزار آماری SPSS22 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی تاثیر معناداری بر کاهش اضطراب (اضطراب صفت- حالت) (01/0>P) و قند خون (01/0>P) در بزرگسالان مبتلا به دیابت داشت. نتیجه گیری: این نتایج نشان داد درمان روان شناختی خانواده محور اگر بر پایه نشاط معنوی اجرا گردد می تواند بر کاهش اضطراب و استرس و علایم فیزیولوژیک افراد مبتلا به اختلال دیابت تاثیرات بهبودی داشته باشد و از این نظر مشاوران و درمانگران می توانند از یافته های پژوهش حاضر در راستای مداخلات بالینی و درمانی استفاده نمایند.
۳۷۰.

اثربخشی دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش افزایی مهارت محور تنظیم هیجان مهارت های ارتباطی والدین نوجوانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان (12 تا 16 سال) بود. در این راستا، از جامعه والدین دانش آموزان شهر تبریز در سال 1399، تعداد 60 نفر از طریق غربالگری با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته «میزان آگاهی والدین از بلوغ جسمی و جنسی فرزندان» انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 30 نفر) جایگزین شدند. برای گروه آزمایش، برنامه دانش افزایی مهارت محور طی 12 جلسه 45 دقیقه ای اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) و پرسشنامه مهارت های ارتباطی کویین دام در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره نشان داد که برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی تنظیم هیجان، کاهش اضطراب، و ارتقای مهارت های ارتباطی (شامل توانایی تبادل پیام، کنترل عاطفی، مهارت گوش دادن، بینش به فرایند ارتباط، ارتباط قاطع، دانش نقش ها، ارتباطات، پاسخگویی عاطفی، همراهی عاطفی، کنترل رفتار، حل مسئله و کارکرد کلی) در والدین اثر مثبت و معنی داری دارد (p < 0/05).

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان