مطالب مرتبط با کلیدواژه
۷۶۱.
۷۶۲.
۷۶۳.
۷۶۴.
۷۶۵.
۷۶۶.
۷۶۷.
۷۶۸.
۷۶۹.
۷۷۰.
۷۷۱.
۷۷۲.
۷۷۳.
انسان
حوزههای تخصصی:
از جمله مباحث بین رشته ای پرچالش در عصر ما، گفتگو از طبیعت و مبانی فلسفی نگاه به آن است که در حیطه ی گفتمان محیط زیست طرح می گردد. تصرفات گوناگون و گاه بحران ساز در طبیعت، به مبانی نگاه به طبیعت بازمی گردد. برخی نگاه انسان محورانه نسبت به طبیعت دارند و بنای آنان بر این است که طبیعت دشمن انسان هاست و می باید از هر طریقی بر آن غلبه نمود. نگاه دیگر مبنی بر آن است که طبیعت امانت الهی در نزد ماست و می باید با نگاه محبت آمیز با آن برخورد نمود و چون مادری مهربان به آن نگریست و تصرفات در آن نیز باید امانت مدارانه باشد. دو نگاه فوق قدمتی چند هزارساله دارد و طرح آن در آیین های یهودی و مسیحیت که الهام بخش نگاه امروز غرب به طبیعت است، به عنوان مبداء نگاه دینی مورد گفتگوی این مقاله است. اجمالاً دیدگاه یهود و دیدگاه مسیحیت شاخه رم، متکی بر نگاه غلبه و قاهرانه بر طبیعت است و دیدگاه مسیحیت شاخه یونان و اسلام مبتنی بر نگاه محبت آمیز و امانت مدارانه نسبت به طبیعت و محیط زیست می باشد.
بررسی دیدگاه ها درباره کیستی خلیفه و مستخلف عنه در عبارت «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرْضِ خَلِیفَهً»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبارت «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرْضِ خَلِیفَهً» از آیه 30 سوره بقره از عبارات پرکاربرد و چالشی در تاریخ علوم اسلامی به شمار می رود. دیدگاه های مختلفی درباره کیستی خلیفه و مستخلف عنه از سوی مفسرین، متکلمین، عرفا و فلاسفه طرح شده است. در این پژوهش تلاش می شود، ضمن تحلیل و بررسی این دیدگاه ها، نظریه صحیح بازشناخته شود. به این منظور، پس از بررسی کلی چیستی خلیفه و مستخلف عنه، نخست احصاء جامعی از نظریات مختلف مطرح شده، صورت گرفته، سپس میان این دیدگاه ها بر مبنای تحلیل متن آیه موردبحث و روایات مربوط داوری شده است. ابتدا مستخلف عنه بررسی شده و از تحلیل خود آیه و روایات مربوط چنین نتیجه گرفته شده است که مستخلف عنه در این آیه، خداوند متعال است. سپس، با توجه به نتیجه مذکور، احتمالات ممکن بررسی شده و نشان داده شده است که تنها حالت مقبول این است که خلیفه خدا، مصادیق ویژه ای داشته باشد و منصوب خداوند متعال باشند.
واکاوی ریشه های اساطیری و تحلیل افسانه شگفت مردم دریانشین و بازتاب آن در متون ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
17 - 35
حوزههای تخصصی:
یکی از باورهای شگفت که در اساطیر، عجایب نامه ها و برخی از متون نظم و نثر ادب فارسی بازتاب یافته و زمینه مناسبی برای خلق مضامین و تصاویر غریب ایجاد کرده است، اعتقاد به انسان دریانشین یعنی موجودی مرکب است که نیمه بالای جسمش انسان و نیمه پایین آن ماهی است. مسئله اصلی این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کهن انجام شده است، بررسی، نقد و تحلیل افسانه مردم دریانشین در متون ادب فارسی، جستجو در ریشه ها و زمینه های آن در اساطیر و افسانه ها و نیز نشان دادن نمونه های مشابه در اسطوره های دیگر ملت هاست. انسان دریانشین که در مواقعی با پری دریایی همسان است، مطابق تصورات قدیم، در کاخ های افسانه ای و محیطی سرشار از جواهرات گران بها در زیرِ آب زندگی می کند. زندگی انسان دریانشین، نظامی اجتماعی دارد و گاه ازطریق ازدواج صاحب فرزند می شود. اغلب شاد و اهل آواز و طرب است و بااینکه قادر به تکلم نیست، برخی اوقات با انسان مراوده دارد و حتی با او ازدواج می کند. گاهی در نقش نجات بخش و راهنمای کشتی شکستگان ظاهر می شود. انسان دریانشین حاصل تلاش ذهن بشر است برای خلق دنیایی موازی در زیر آب که اجزای آن با جهان محسوس متناظرند و بازگوکننده برخی جوانب گوناگون و ناسازگار جهان و نسبت آن با زندگی و انسان به شمار می آید.
حقوقِ بین المللِ رنگین؛ در باب اقتدار در حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوق عمومی دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1553 - 1578
حوزههای تخصصی:
دو گونه حقوقِ بین الملل تاکنون به ظهور پیوسته است: حقوق بین الملل یکرنگ، و حقوق بین الملل رنگارنگ. حقوق بین الملل یکرنگ که گروسیوس و کانت از آن دفاع می کنند به همگام کردن کثرت های بین المللی در یک نظامِ واحدِ بین الملل یا یک فدراسیون جهانی باور دارد (مونیسم) تا ارمغانِ آن جهان وطنی و صلح برای انسان باشد. حقوق بین المللِ رنگارنگ اما مورد حمایت ژان بودَن و هگل است؛ آنان که به نفْسِ کثرت ها و تفاوت ها وقع می نهند (پلورالیسم) و تنازع دولت ها را برای شناساندن و تحمیل خود به دیگری امری بد تلقی نمی کنند. حقوقِ بین المللِ پسامدرنِ امروز محصولِ مشترکِ حقوقِ بین المللِ یکرنگ و رنگارنگ با هم است؛ حقوقی که دو شعار مهم دارد: گلوبالیسم (با تکیه بر جهان وطنیِ کانت)، و ضرورتِ ورودِ فعّالانِ نادولت به حقوق بین الملل (با تکیه بر کثرت گرایی دیالکتیکی هگل). حقوق بین الملل رنگین اما اگرچه خارخارِ صلح دارد، نه نگرانِ انسان در حقوق بین الملل است، نه نگران دولت و نادولت ، و نه حتی نگرانِ جهان. مرکزیّت حقوق بین المللِ رنگین «کشور» است، و بر آن است که حتی برای خدمت به انسان باید از شلوغی ای کاست که دولت ها و نادولت ها در جهان ایجادکرده اند. به عبارت دیگر، دولت همان کشور نیست و اگر دولت ها بتوانند به دویست دولت افزایش یابند، کشورهای جهان به سختی بیش از ده کشور معدودِ تاریخی و جغرافیایی است—ده کشوری که ایران بی گمان یکی از آنهاست.
انسان به مثابه حی متأله و دلالت های آن بر کنش فرهنگی بر اساس اندیشه های آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
دین و سیاست فرهنگی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
197 - 216
حوزههای تخصصی:
انسان مدرن که به مثابه سوژه تکوین یافته است، برحسب نسبت هستی شناختی – معرفت شناختی نوینی قوام یافته است. برونداد چنین نسبتی در تعامل این نحوه انسان با دیگران؛ اعم از دیگر انسان ها و طبیعت، بروز و ظهور می یابد. انسان مدرن همان طور که روابط اجتماعی و فرهنگی خود را برمدار «تسلط» سامان داده است، در رابطه با طبیعت نیز «تسلط» نقش ویژه ای را ایفا می کند. پژوهش حاضر، سعی کرده است تا نسبت هستی شناختی – معرفت شناختی دیگری بر مبنای اندیشه استاد جوادی آملی به تصویر کشیده و نحوه شکل گیری فرهنگ و روابط انسان را متناسب با آن نسبت وجودی – معرفتی نشان دهد. روش تحقیق مقاله، تحلیلی – برهانی است. انسان به مثابه حی متأله برونداد هستی شناسی اندیشه های حکمی استاد جوادی آملی است که مبتنی بر آن، هستی شناسی فرهنگ و کنش شناسی خاصی شکل می گیرد و نیز طبیعت به صورت مرتبه ای وجودی از هستی در تعامل با انسان قرار دارد. مناسبات انسان با هستی در تعامل وی با طبیعت از دریچه فرهنگ، تأثیر بنیادینی به جا خواهد گذاشت.
مقایسه انسان و رایانه / بازخوانی مرز میان آفرینش الهی و ساخته بشری
حوزههای تخصصی:
رایانه و فنّاوری های وابسته به آن، به ویژه هوش مصنوعی، از بزرگ ترین دستاوردهای بشر معاصر به شمار می آیند. این پدیده ها، توانایی انسان در فهم و شبیه سازی فرآیندهای ذهنی و رفتاری را به نمایش گذاشته اند و بسیاری را به این پرسش واداشته اند که آیا مرزی واقعی میان انسان و ماشین وجود دارد؟ مقاله حاضر، با رویکردی تطبیقی و میان رشته ای، به بررسی تفاوت های بنیادین میان «انسانِ آفرینش یافته از سوی خداوند» و «ماشینِ ساخته شده به دست بشر» می پردازد.
در این راستا، ابتداء توانایی های وجودی انسان مانند: آگاهی، اراده، خلاقیت و معنویت مورد تحلیل قرار گرفته و سپس، نشان داده می شود که رایانه و هوش مصنوعی، هر چند از انسان الهام گرفته و در حوزه هایی چون: دقّت، سرعت و پردازشِ داده از او پیشی گرفته اند، امّا فاقد جوهر آگاهی، احساس، اختیار و اخلاق اند.
در پایان، نتیجه گرفته می شود که انسان، موجودی الهی با ابعاد مادّی و روحانی است و هیچ مصنوعی، هر اندازه پیشرفته، نمی تواند جایگزین او شود؛ زیرا روح خدا در انسان دمیده شده و همین عنصر، مرز نهایی میان آفرینش الهی و ساخت بشر است.
نسبت انسان و خدا در فلسفۀ ابن طفیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مابعدالطبیعی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
209 - 238
حوزههای تخصصی:
بحث نسبت انسان و خدا به مناسبات مختلف میان انسان و خدا از حیث قوس نزول و قوس صعود توجه دارد. پرسش اصلی این است که در قوس نزول چه امکانات و قوایی به انسان داده شده است و در قوس صعود چگونه و با چه طریقی می توان به کمالات انسانی و غایت نهایی انسان دست یافت. ابن طفیل براساس رساله «حی بن یقظان» از شخصیتی باعنوان «حیّ» سخن می گوید و مراتب مختلف زندگی او از مرتبه فردیت و توحدّ و مرتبه اجتماعی شرح می دهد. در این رساله «خدا» به عنوان غایت و سعادت انسان جایگاهی محوری دارد. پرسش اصلی این است که در اندیشه ابن طفیل، رساله یادشده، چه نسبت یا نسبت هایی میان انسان و خدا می توان متصور شد؟ چه راه و یا راه هایی برای تحقق رابطه انسان و خدا وجود دارد؟ و راه برگزیده او کدام است؟ رابطه انسان با خدا دو قسم رابطه فردی و رابطه فردی-اجتماعی است. رابطه فردی ازطریق شباهت انسان به خدا برمبنای «تجرد نفس» شکل می گیرد، و به اتصال و اتحاد با ذات الهی در مرحله «فنا» منتهی می شود، و رابطه فردی-اجتماعی نیز از طریق شریعت برقرار می شود. روش این نوشتار بازخوانی توصیفی-تحلیلی رساله حی بن یقظان است و دستاورد آن تبیین نسبت انسان و خدا از طریق فلسفی است و اینکه نشان داده شود در اندیشه ابن طفیل فلسفه و دین به یک حقیقت واحد می رسند.
وجودشناسی و معرفت شناسی نجات انسان در مثنوی معنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
227 - 264
حوزههای تخصصی:
نجات؛ یعنی رها شدن از ناملایماتی که برای انسان درد و رنج به بار می آورند و برخورداری از مواهب و الطافی که زمینه ساز راحتی و تمتع مادی و معنوی اند. تاریخ بشر گواه آن است که بشر از ابتدای پیدایش بر روی کره خاکی این امر را دنبال کرده است. فرقی نمی کند که آن را ارزشی ذاتی تلقی کند یا غیری. این مفهوم همیشه دغدغه همه انسان ها بوده، فیلسوفان، متکلمان و عارفان ادیان مختلف راجع به آن اندیشیدند و تأملات فراوانی پیرامون آن داشته اند. مولوی از خیل عارفانی است که سخت درگیر این مقوله بوده است. مبانی، وجودشناسی(علل ، اصناف و موانع ) و معرفت شناسی(نشانه ها)ی آن را بررسی کرده است. وی در بررسی این مقوله بر دو رأی پای فشرده است: نجات در حوزه امور دنیوی و برای آن دسته از اهل سلوک که به دستاوردهای معدود و محدود قانع اند آنها ارزشی ذاتی و در باب سالکانی که وصال، شهود و وحدت با خداوند را نظر قرار داده اند ارزشی غیری است. تردیدی نیست که نتیجه این دو نظر متفاوت خواهد بود زیرا دسته اول هدفشان را به محض دستیابی به نجات کسب کرده، سلوکشان به اتمام می رسد ولی دسته دوم پس از دستیابی به نجات در اندیشه رسیدن به وصال، شهود و یا وحدت خواهند زیرا هدف دسته دوم خود نجات نیست بلکه نجات خود نقبی برای اهداف یاد شده است.
بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و اناجیل هم نوا دربارۀ ماهیت بشری حضرت عیسی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
7 - 26
حوزههای تخصصی:
مسیحیت تثلیث گرا حضرت عیسی(ع) را هم ذات خداوند و پسر او می داند؛ اما قرآن با تأکید بر پاره ای از ویژگی های بشری وی و برجسته کردن آنها، این ادعا را رد می کند. هدف این پژوهش نشان دادن همسو بودن قرآن و اناجیل هم نوا در معرفی عیسی(ع) به عنوان یک انسان است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل متنی و تفسیر متون مقدس نشان می دهد که هر دو منبع به بشر بودن عیسی(ع) تصریح کرده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قرآن با کاربرد مکرر «پسر مریم»، گزارش بارداری مریم(ع)، ولادت عیسی(ع)، نیازهای بشری و عبادت و بندگی او، بر انسان بودن وی تأکید می کند. اناجیل هم نوا نیز با کمی تفاوت با تأکید بر عبارت «پسر انسان»، به انسانیت عیسی(ع) اشاره دارند و بارداری مریم(ع)، تولد، ویژگی های بشری و بندگی عیسی(ع) را روایت می کنند که با تصویر یک انسان همخوانی کامل دارد. این یافته ها دلالت می کنند که اعتقاد به الوهیت عیسی(ع) محصول تفاسیری است که بعدها توسط برخی نویسندگان عهد جدید، مانند پولس و یوحنا، و الهی دانان بر مسیحیت تحمیل شد و ریشه در آموزه های حضرت عیسی(ع) و باورهای مسیحیان نخستین ندارد.
معناشناسی «مشارکت شیطان در اموال و اولاد انسان» با تکیه بر عبارت «وَ شارِکْهُمْ فِی اَلْأَمْوالِ وَ اَلْأَوْلادِ» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۳
73 - 85
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی معناشناختی عبارت «وَشَارِکْهُمْ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ» در قرآن کریم می پردازد. با توجه به عدم تکرار این عبارت در آیات دیگر قرآن، تحلیل معنایی آن نیازمند دقت بیشتری است. در این تحقیق، با استفاده از تکنیک های معناشناسی مانند همنشینی و جانشینی، شبکه معنایی این عبارت تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد که فعل امر «شارِکْ» از نظر معنایی با مفاهیمی مانند «تَحَزُّب»، «أُخُوَّه»، «تَوَلّی» و «قَرِین» دارای قرابت از جهات مختلف است. در لایه دوم شبکه معنایی این عبارت، مفاهیمی همچون وسوسه کردن، گمراه کردن، دعوت به گناه و زینت دادن امور ناپسند قرار می گیرند. این پژوهش با بررسی تفاسیر شیعه و اهل سنت، مصادیق مشارکت شیطان در اموال و اولاد انسان را نیز تحلیل کرده و به دستاوردهایی همچون کشف شبکه معنایی فعل «شارک» و ارائه دسته بندی جامع از مصادیق مشارکت شیطان دست یافته است.
سیر توحیدی انسان در اندیشه علامه طهرانی و نقش آن در اخلاق اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
انسان در أثر ضعف إدراک، و از سوى دیگر غرور و هوس و تکبّر، تنها همین ظاهر حیات دنیا را مى بیند و در أثر پرداختن به مظاهر و اشتغال به کثرات این عالم، از عالم ملکوت و آنچه براى او در آن عوالم مهیّا شده غافل مانده و آن قابلیّت ها و استعدادهاى خداوندى را براى همیشه با خود دفن خواهد کرد. در این راستا هدف تحقیق حاضر سیر توحیدی انسان در اندیشه علامه طهرانی بود که با روش کتابخانه ای و اسنادی انجام شد. یافته ها نشان داد مرحوم علامه طهرانی معتقدند که نوع أفراد بنى آدم، کال و نارس از دنیا مى روند. میوه کال غیرقابل استفاده است؛ نه طعم و مزه اى دارد و نه خاصیّتى، و قابل خوردن نیست. یعنى انسانى که قابلیّت دارد مظهر أسماء و صفات حسناى حضرت پروردگار شود و بر مسند خلافت إلهى تکیه زند، با لذّت هاى حسّى خود را از إدراکات عقلیّه محروم و در ویرانه هاى این عالم حبس میکند. تنها راه وصول به معرفت و ذوق شهد شیرین لقاء حضرت پروردگار، همان فناء و اندکاک جبل أنانیّت، و طنین اندازشدن سروش توحیدى إِنّى أَنَا اللَهُ رَبُّ الْعَ لَمِینَ در طور قلب سالک است، و تا آن زمان که ذرّه اى ازبقایاى وجود و أنانیّت باشد همواره سالک از قرب و نزدیکى به سرادق حضرت أحدیّت رانده مى شود.
گفتگوی ادیان بر مبنای الهیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات عملی سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
232 - 257
حوزههای تخصصی:
گفت وگوی ادیان بر این فرض استوار است که تعداد مواردی که انسانها را در حوزه عقاید با هم متحد می کند به مراتب بیشتر از مواردی هستند که موجب جدایی آنها می شوند.گفت و گو این قدرت را دارد که تضادها، سوء تفاهم ها و تعصبات در میان مردم با فرهنگ ها، مذاهب، الهیات و جهان بینی های مختلف را تقلیل دهد. اما گفتگوی ادیان علاوه بر روشمندی باید دارای مبنای مشخص نیز باشد تا بعنوان نقشه راه عمل نماید. این مقاله یکی از مهمترین مبانی گفتگوی ادیان آن (الهیات) را بررسی می کند. در این پژوهش تعریفی از گفت و گو و نقش الهیات در آن ارائه می گردد و به این نکته تاکید می رود که الهیات و گفتگو از هم جدا نیستند. ادیان از طریق گفتگو صحبت می کنند و صدای الهیات از ادیان مختلف شنیده می شود. همه گفتگوهای موجود در کتاب مقدس از نظر محتوایی الهیاتی هستند. بر این اساس، نقشی که متن کتاب مقدس در طی فرآیندهای گفت و گو ایفا می کند بسیار مهم است. یک متکلم از طریق برقراری ارتباط با متن، آن را در گفتگو وارد می سازد. بدین صورت گفت وگوهای ادیان محل ملاقات الهی دانان است که می توانند با تعهد مشترک و حرکت به سوی حقیقت، فضای گفتگو را به فضایی مقدس تبدیل نمایند.
تبیین انگیزه و غایت اعمال انسان از منظر حکمت متعالیه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
5 - 24
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو با روش توصیفی تحلیلی به تبیین دیدگاه ملاصدرا درباره غایت و انگیزه اعمال انسان و تحلیل مبانی آن میپردازد. خودگروی روان شناختی که از نظریه های پیامد گرایانه بشمار می آید، انگیزه همه اعمال انسان را رساندن سود و لذت به خویشتن معرفی میکند. اما ملاصدرا هر چند بر تأثیر انگیزه حب ذات در رفتارهای انسان تأکید کرده، بر اساس دیدگاهی فضیلت گرایانه، معتقد است با پرورش فضایل و ملکات نیکو، زمینه مناسب برای انگیزه های خیرخواهانه و نیات متعالی فراهم میگردد. انسان دارای قوای مختلف و مراتب وجودی گوناگون است و هر فرد برحسب آنچه کدامیک از قوا و مراتب وجودی وی تقویت شده و بر دیگر قوا مسلط و چیره گشته باشد، انگیزه هایی متناسب با آن قوه پیدا میکند. انگیزه سلوک و مقصود حرکت در سفر اول و دوم از سفرهای چهارگانه معنوی، رسیدن به خدا و سیر در اسماء و صفات اوست و این انگیزه از محبت انسان نسبت به خداوند نشئت میگیرد؛ از آن سو، سفر سوم و چهارم نقش توجه به دیگران را در سلوک آشکار میسازد. بدین ترتیب، میتوان انگیزه التفات به خلق و دستگیری از مردم و امداد معنویِ آنان را لازمه پیمودنِ مراحل سیر و سلوک دانست. با استقرار فضایلی مانند عفت، شجاعت، حکمت و عدالت، انگیزه های نیکوکارانه نسبت به دیگران تقویت میشود. افزون بر این، رشد فضایل الهیاتی، یعنی ایمان، عشق به خداوند و توکل به او نیز زمینه کمال و تعالی نفس را مهیا نموده و پیمودن مسیر بندگی خداوند و رسیدن به دیدار او را هموار میسازد.